۱۴۰۳ مرداد ۷, یکشنبه

روایتی از دستگیری, شکنجە, و شلیک مستقیم گلولە بە دو جوان معترض در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱




              نیما شجاعی                              علی"آرمان" جوادیان               


در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ کە بە انقلاب زن زندگی آزادی نام گرفت کە بدنبال کشتە شدن ژینا امینی از سوی مأموران گشت ارشاد بە وقوع پیوست, بودند و هستند جوانان دلیـر و شجاعی کە برای اعتراض بە سیاستهای متحجرانە و واپس گرایانە نظام جمهوری اسلامی بە خیل عظـیم معترضانی پیوستند کە برای احقاق حق و خونهای بە ناحق ریختە دختران و پسرانی کە بە کشتە شدن ژینا امینی معترض شدە بودند چند ماە نظام سرکوبگر ولایت فقیە را بە چالشی بی سابقە از بدو حکمـرانیش کشاندند و جهان شاهد سرکوب و کشتار هزاران نفری بود کە مأموران سرکوبگر جمهوری اسلامی مرتکب آن شدند.

در گفتگویی کە با دو تن از جوانان خسارت دیدە و شکنجە شدە داشتـم برای بار دیـگر شور و شوق جوانان معترض ۱٤۰۱ جلوی چشمانم ظاهر شد و همچنین برای بار دیـگر برخورد غیـر‌ انسانی و ظالمانە رژیمی را بە یاد آوردم کە برای بقایش از هیـچگونە جنایتی پرهیز نمی کند.

 نیما شجاعی ۲۹ سالە متولد سقز مجرد کارشناس نقشە برداری ورزشکار رشتە مویتای 

فارغ التحصیل دانشگاە آزاد ارومیە رشتە کارشناسی نقشە برداری مربی گری مویتای و کیک بوکسینگ کە چندین حکم استانی و کشوری را در کارنامە ورزشی خود دارد عضو تیم ملی نوجوانان در رشتە مویتای یکی از معترضانی بود کە تا پای مرگ رفت اما زبان نگشود تا دست مأموران سرکوبگر بە دوستانش نرسد و کس دیگری را همچون خودش دستـگیر و شکنجە نکنند.

نیما شجاعی در جریان خیزش سراسری زن زندگی آزادی از روز اول در اعتراضات شهر سقز و ارومیە حضور داشت و بە یاری مجروحان و صدمە دیدگان می رفت و مجروحانی کە هدف گلولەهای ساچمەایی مأموران سرکوبگر قرار می گرفتند تیمار می نمود و گلولەهای سربی ساچمەایی را از بدنشان خارج می کرد. در مورخە هفتم آبانماە ۱٤۰۱ در حالـیکە خیزش معترضان در اکثر شهرهای ایران بە اوج خود رسیدە بود, آنروز در سقـز بسیاری صدمە دیدند و مجروح شدند. نیما تعریف کرد: در حالیـکە دود و سیاهی و صدای گلولە شهر را فرا گرفتە بود یک نفر را دیدم کە مجروح در گوشەایی افتادە بود, متوجە شدم کە تعداد زیادی ساچمە بە جسم و بدنش اصابت کردە است, او را با خود بردم و در منزل خودمان او را تیمار کردم و تا آنجایی در توانم بـود ساچمەهای زیادی را از جسمش درآوردم, او از مهاباد آمدە بود و در اعتراضات سقز شرکت می کرد دلیل آمدنش تعقیب و گریز مأموران امنیتی مهاباد بود علی جوادیان "آرمان" آن همراهی بود کە اگرچە در مهاباد امنیت جانی نداشت ولـی نمی خواست کە از مردم معترض جا بماند, خود را بە سقز رساندە بود کە همراە معترضان سقزی شود, متأسفانە همچون گفتم در سقز مورد اصابت گلولەهای ساچمەایی قرار گرفتە بود.

بعد از چند روز کە آرمان بهبودی نسبی پیدا کردە بود از سقـز بە مهاباد بازگشت.

این یکی از نمونەهایی بود کە نیما در روزهای خیزش سراسری بە یاری مصدومان شتافتە بود. بعدها نیما و آرمان در آنسوی مرزهای ایران همدیگر را برای باری دیگر ملاقات می کنند, هر دو مجـبور بە ترک دیار شدە بودند.

دو روز بعد از تیمار آرمان, نیما بە ارومیە برگشتە بود نیما در خیزش مردم ارومیە نیز مشارکت می کرد نیما همراە یارانش در ارومیە فعالیتهای زیادی در پیشبرد خیزش سراسری مردم انجام می داد در یـکی از فعالیتهایی کە انجام دادە بودند در منطقە اسلام آباد دوربین مدار بستەای را کە ادارە اطلاعات کار گذاشتە بود تا مردم و معترضان را رصد, شناسایی و دستگیر کنند از کار انداختە بودند.

در مورخە ۱۲ آبانماە در ارومیە نیما از سوی مأموران امنیتی اطلاعات شناسایی و دستگیر می شود و در حالیـکە سوار اتومبیل شخصی خود بود یـک نفر لباس شخصی وارد ماشینش می شود و او را با خود می برند.

نیما را با خود بە بازداشتگاە ادارە اطلاعات می برند و بە مدت دوازدە روز تحت بازجویی و شدیدترین شکنجەهای روحی و جسمی قرار می گیرد.

آنگونە کە خود نیـما برایم بازگو کرد در جریان بازجویی دستها و پاهایش را بستە بودند و با مشت و لگد بە جانش افتادە بودند او را آویزان کردە بودند تا اسامی اشخاصی را کە هـمراە او در ارومیـە و سقز با جنبش همراە شدە بودند را بگـوید با ضربات کابل کە بە سر و صورتش می زدند می خواستند بە مواردی اعتـراف کند کە حتی انجام ندادە بود نیما ادامە داد در حالیـکە زیر ضربات شدید کابل قرار گرفتە بود بە ناگاە یکی از شکنجەگران با لگد کە پوتین پایش بود ضربەایی بە سرش زد کە بە زمین می افتد و احساس بی هوشی کردە بود وقتی کە بە هوش آمدە بود چشمش بە کپسول گاز افتادە بود کە در آنجا گذاشتە بودند احساس درد در پشت گردنش کردە بود بعد متوجە شدە بود کە گردنش را داغ کردە بودند تا مطمئن شوند کە زندە است حتی قسمتی از دستش را داغ کردە بودند و این داغ کردن شوکی بود کە بە نیما وارد کردە بودند تا بە هوش بیاید.

خانوادە نیما تلاش زیادی کردند تا نیما آزاد شود و بە آغوش خانوادە بازگردد و این تلاشهای بی وقفە باعث شد کە در تاریخ ۲٤ آبانماە بە قید وثیقە بە صورت موقت آزاد شود.بعد از دو روز از آزادی نیما دوبارە برای او احضاریە صادر می شود کە در آن از او می خواهند کە بە مبلغ وثیقە اضافە کند و بە ادارە اطلاعات برود نیما بە همراە خانوادە با چند وکیل مشاورە می کنند کە همگی بە این نکتە اشارە می کنند کە قطعأ درصدد حکم تازەتر و سنگین تری برای پروندە نیما هستند.

نیما و خانوادەاش توان وثیقە بیشتری را نداشتند و هم نگـران صدور حکم سنگین تری بودند و همـین باعث شد کە در اواخـر بهمن ۱٤۰۱ نیما از کشور و محل زندگیش بە ناچار کوچ کند و در حالیکە نیما در محل زندگیش نیز نماندە است اما کماکان از سوی ادارە اطلاعات رژیم تهدید می شود و همچون سابقە رژیم در ربودن مخالفان سیاسی اش در آنسوی مرزها بخصوص کشورهای همسایەاش زندگی و شرایط نیما و نیماها, زندگی امنی نیست.







عکسهایی از آثار شکنجە و برگە وثیقە آزادی موقت نیما شجاعی




علی "آرمان" جوادیان سی سالە متولد مهاباد مجـرد فعال مدنی و حقوق بشری

از ابتدای خیزش سراسری سال ۱٤۰۱ عـلی جوادیان بە این خیـزش همگانی پیوست و دلیل پیوست بودنش را اینـگونە بازگو نمود:

انقلاب و خیزشی را شاهد بودم کە پیوستن بە آن را وظـیفە تشخیص دادم و این حجم از ظلم و ستمی کە بە مردم روا داشتە می شد را تحمل نکردم و بە جمع آزادیخواهان پیوستم.

علی جوادیان از کلیـد خوردن خیزش سراسری ۱٤۰۱ بە عرصەایی پا نهاد کە خیل عظیمی از دختران و پسران جوان, همـگام با او برای احقاق حقشان و نشاندن دمـوکراسی ماهها با رژیمی مقابلە کردند و روبرو شدند کە سبوعیت و برخوردهای ناجوانمردانەاش با معترضان را مردم در سراسر دنیـا مشاهدە کردند.

علی جوادیان همـراە عدەایی از دوستانش با تشکیل شبـکەهای کوچک اما منظم در اعتراضات شرکت نمود و در جریان اعتراضات سراسری ۱٤۰۱ در مهاباد همـوارە یار و همـراە کسانی بود کە مجروح می شدند با همیاری و همکاری دوستانش هموارە در اعتراضات شرکت می کرد و با تهیە دارو و وسایل پزشکی یاور مصدومان اعتراضات مهاباد بودند. 

در تاریخ چهارم آبانماە سال ۱٤۰۱ مهاباد شاهد یکی از روزهایی بود کە در آن عدە زیادی مجروح و چند تن نیز جان باختند فردای آن روز عدە زیادی مجروح و صدمە دیدە در گوشە کنار شهر بودند کە علی و دوستانش را واداشت کە بە یاری آنان بشتابند آنـروز تا آنجایی کە در توان علی و همرهانش بود بە مداوای صدمە دیدگان پرداختند. عصر همان روز از سوی خانوادەاش بە علـی اطلاع می دهند کە مأموران لباس شخصی سراغش را گرفتەاند و بهتر است کە عازم منزل نشـود.

علـی آن شب بە خانە نرفت و فردای آن روز بە سقـز رفت و بە دوستانش در ادامە اعتراضات در آنجا ملحق شد. 

علی همچنانکە در مهاباد بە جمع معترضین آزادیـخواە پیوستە بود آنـروز دوبارە بە معترضان سقـزی پیوست در مورخە هفتم آبانماە در بلوار مادر شهر سقز و در جریان اعتراضات مردمی با مأموران سرکوبگر روبرو می شوند از فاصلە نزدیک بە علی شلیک می کنند و در حالـیکە می توانستند  پاهای او را هدف بگیرند تا او را دستگیر کنند اما بە بالا تنە علی شلیک کردند تا او را بە قتل برسانند اما علی بە هر شیـوەایی بود و در حالیـکە بدنش خون آلود بود و درد زیادی را تحمل می کرد, خود را از آنجا دور کرد و آنزمان کە مطمئن شد خطری تهدیدش نمی کند در کوچەایی دراز کشید تا نفسی تازە کند با همت نیما شجاعی کە در ابتدای این نوشتە از او گفتـیم و با کمک او علی را بە منزل خودشان می برد و بیش از دە روز از علـی مراقبت می کند تا علی سلامتی نسبی بیابد, بە دلیل ترس از دستگیری بە مرکز درمانی منتقل نمی شود و درمان و مداوای علی در منزل شخصی نیما شجاعی و توسط او صورت گرفت. 

با بهبودی نسبی علی ,بە مهاباد باز می گردد اما نە بە منزل بلـکە در حواشی شهر و در روستاهای نزدیـک مهاباد خود را مخفی می کند تا از سوی مأموران امنیتی دستگیر نشود

آنگونە کە علی جوادیان برایم بازگو نمود در بدو خیزش معترضان در مهاباد شبها نیز برای استراحت و خواب بە خانە نمی رفت.

در حالـیکە جراحات علی جوادیان همچنان آزارش می داد اما با بازگشت دوبارەش بە مهاباد دوبارە بە جمع یاران سابقش پیوست و با عزمی چند برابرتر آزادیـخواهان و دادخواهان معترض مهاباد را همـراهی می کرد. علی جوادیان ایـنگونە ادامە داد در اواخر آبانماە ۱٤۰۱ برای تیمار و درمان عدەایی زخمی کە طی تماسی با او و یارانش می گیرند بە یاری آنان بروند علی گفت کە هر وقت در جایی قرار داشتیم از رمز و کدهایی کە بین خودشان داشتند استفادە می کردند تا مطمئن شوند کە مکانی کە می روند امن باشد علی ادامە داد وقتی برای مداوای مجروحانی کە قرار بود در آنجا باشند, بروند چند مأمور مسلـح را دید کە در پشت بام مکان مورد نظر بودند تا آنها را مشاهدە می کند با دوستانش آنجا را ترک می کنند اما بە آنها تیراندازی می شود ولی هیـچکدامشان نە دستگیر می شود نە مورد اصابت گلولە قرار می گیرند . 

با تماسی کە با یکی از دوستانش می گیرد بدنبال او می آید و علی را از شهر خارج می کند. علی جوادیان تا زمانی کە در ایران بود بە صورت مخفیانە زندگی می کند چون با ارتباطاتی کە با خانوادە و دوستانش داشتە بود بە صورت مداوم از سوی مأموران امنیتی و اطلاعاتی بە سراغش رفتە و خواستار دستگیری او بودند با مصادرە کردن ماشین شخصی کە با دوستانش همیشە سوار بر آن بە یاری مصدومان و مجروحان می رفتند قصد داشتند علی و دوستانش خود را تـحویل بدهند اما علی زیر بار نرفت و بە ناچار از کشـور خارج می شود.

علی جوادیان کماکان از جراحات و صدمات واردە ساچمەهایی کە در جسـمش قرار دارد آزار می بیند و نیاز بە مداوا و دسترسی بە پزشک معالج دارد و از سویی جان و امنیت علی جوادیان کماکان در خـطر می باشد.







تصاویری از آثار گلولەهای ساچمەایی در بدن و جسم علی"آرمان" جوادیان



"این نوشتە بخش کوچکی از زمانی بود کە توسط نیما شجاعی و علی"آرمان" جوادی برایمان یادآوری شد. در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ کە بە جنبش زن زندگی آزادی نام گرفت پسران و دختران جوان بیشماری همـراە مردمی شدند تا با استبدادی مقابلە و مبارزە کنند کە بیش از چهل و پنج سال است با حاکمیـتی مستبد بر مسند قدرت لم دادە است و بهای دوام حکومتشان کشتن و قربانی کردن هزاران هزار آزادیـخواهی است کە در هـر دورە زمانی از هر فرصتی برای مقابله و مبارزە با رژیم جمهوری اسلامی استفادە می کنند تا بە آزادی و دموکراسی کە حق مسلـمشان می باشد, برسند."


۱۴۰۳ مرداد ۴, پنجشنبه

کامران شیخە بعد از پانزدە سال اعـدام شد

 


سحرگاە امـروز پنج شنبە ٤ مرداد کامران شیخە زندانی عقیدتی کُرد اهل مهاباد بعد از پانزدە سال در زندان ارومیـە اعدام شد.

کامران شیخە زندانی کُرد اهل سنت و آخرین نفر از هفت متهم پروندە قتل امام جماعت مسجد خلفای راشدین مهاباد بود کە بعد از پانزده سال تحـمل زندان اعدام شد.

شش متهم قبلی این پروندە قاسم آبستە, ایوب کریمی, فرهاد سلیمی, داوود عبدالـلهی, انور خضری و خسرو بشارت در ماەهای گذشتە بە اتهام مشارکت در قتل عبدالرحیم تینا در سال ۱۳٨٨ اعـدام شدە بودند و کامران شیخە آخرین متهم اعدام شدە در ارتباط با این پروندە بود.

اعدام کامران شیـخە واکنش های گستردەای را در رسانەهای اجتماعـی برانگیختـە است.

محمود امیری مقدم مدیر سازمان حقوق بشر ایران گفت :کامران شیخە پس از شکنجە در دادگاهی کاملأ غیـرمنصفانە بر اساس اتهام های دروغـین بە اعدام محکوم شدە بود.

۱۴۰۳ مرداد ۳, چهارشنبه

پخشان عزیزی روزنامه نگار, مددکار اجتماعی و زندانی سیاسی کُرد به اتهام بغی به اعدام محکوم شد

 

   پخشان عـزیزی


بر اساس گزارشات رسانەهای مستقل پخشان عزیزی زندانی سیاسی کُرد, اهل مهاباد توسط شعبە ۲٦ دادگاە انقلاب تهران بە ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهام بغـی از طریق عضویت در گروەهای مخالف نظام بە اعـدام محکوم شدە است.نشست رسیدگی بە پروندە وی در روزهای ٨ و ۲۷ خرداد ماە امسال برگـزار شدە بود. حکم مذکور روز سەشنبە ۲ مرداد بە وکلای وی ابلاغ شدە است.

صدور حکـم اعدام برای پخشان عزیزی در حالی است کە وی بە مدت چندین ماە از حق دسترسی بە وکیل و ملاقات با خانوادەاش محـروم بودە و در پروسەای ناشفاف و ناعادلانە مراحل دادرسی بە پروندە وی برگزار شدە است.

طـی‌ گزارشی کە مدتی پیش سازمان حقوق بشری هەنگاو از نامەایی کە پخشان عزیزی در زندان نوشتە بود, منتشـر کردە بود کە در ایام بازداشت بارها شکنجە شدە و در سلول زندان آویزانش کردەاند.

پخشان عزیزی در مورخە ۱۳ مرداد ماە ۱٤۰۲ در شهرک خرازی شهر تهران توسط نیروهای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد. این روزنامەنگار کُرد روز ۲۰ آذر ماە ۱٤۰۲ از بند ۲۰۹ زندان اویـن موسوم بە بند زنان زندان اوین منتقل شدە بود.

قابل یادآوری است کە پخشان عزیزی روز ۲٥ آبانماە سال ۱۳٨٨ در تجمع اعتراضی دانشجویان کُرد دانشگاە تهران علیە اعدام زندانیان سیاسی کردستان بازداشت و در نهایت در روز ۲٨ اسفند ماە همان سال پس از ٤ ماە بازداشت با تودیع وثیقە ۱۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

پخشان عزیزی بعدها بە دلیل فشار و تهدید مداوم نهادهای امنیتی از ایران خارج شد و ضمن تحقیقات پیرامون وضعیت زنان در اقلیم کردستان عراق و کردستان سوریە در راستای بهبود این وضعیت اقداماتی را در قالب مددکاری اجتماعی بە انجام رساند.

   منبع :وبسایت حقوق بشری هەنگاو


" صدور حکـم اعدام برای شریفە محمدی فعال کارگری و حال صدور حکم اعدام برای پخشان عزیزی فعال سیاسی و روزنامەنگار کُرد با برسر کار آمدن پزشکیان بە عنوان رئیس جمهور رژیم ایران خـبر از سرکوبهای تازەایی می دهد کە نوک پیکانش زنان را نشان گرفتە است و جالبـتر از‌ آن توضیحات قبل از‌ انتخاب پزشکیان بە عنوان رئیس جمهور بود کە خود را بی اختیار در این موارد تعریف کردە بود و گفـتە بود کە این مقولە در اختیارات رئیس جمهوری نیست و در آن دخالت ندارد و اگرچە همگان بر این مهم واقف هستند کە در نظام جمهوری اسلامی رئیس جمهور هیچگونە اختیاری ندارد و همە اختیارات و تصمیمات در اختیار شخص اول مملکت یعنی رهبر قرار دارد اما سخنان پزشکیان قبل از‌ انتخابش بە عنوان رئیس جمهور و صدور احکام سنگین اعدام برای مخالفان و منتقدان و آنهم این حکم برای دو زن زندانی بە اتهامات سیاسی در ابتدای حضور پزشکیان نە تنها نشان از تغییر و تحول حکومت در باب مسائل حقوق بشری در داخل کشور را نمی دهد, بلـکە زنگ خطری است کە باید مجامع حقوق بشری با جدیت با رژیم جمهوری اسلامی برخورد کنند تا مقاصد و نیات ضد بشریشان را با سرکوب و اعدام مخالفانش بە انجام نرساند."

۱۴۰۳ مرداد ۲, سه‌شنبه

۳هـزار ایرانـی در ترکیە زندانـی هستند!

 


علیرضا بیگدلی, معاون کنسولی و امور ایرانیان خارج از کشور وزارت خارجه ایران در گفت‌وگو با رسانه‌های ایران اعلام کرد که درحال حاضر ۳ هزار شهروند ایرانی در زندان‌های ترکیه و ۷۰۰ شهروند دیگر در باقی کشورها در زندان هستند.

این آمارها در حالی توسط بیگدلی مطرح شده است که جمهوری اسلامی با برخی از کشورها توافق‌نامه‌های امنیتی دارد و بعضا با استناد به این توافقات, زندانیان دو کشور تبادل می‌شوند.

این مقام وزارت خارجه ایران همچنین گفته است شماری از ایرانیان به اتهام "دور زدن تحریم‌های آمریکا" زندانی‌ شده‌اند.او بدون اشاره به شمار زندانیان ایرانی در آمریکا گفت که تلاش‌ها برای آزادی آنان ادامه دارد.

از نظر تحلیلگران و کنشگران سیاسی, برای جمهوری اسلامی حساس‌ترین پرونده در حوزه زندانیان_ایرانی در ترکیه, پرونده دستگیرشدگان اعضای شبکه‌های ایرانی است که در ربودن و ترور مخالفان جمهوری اسلامی دست داشته‌اند.

به عنوان مثال, یک شبکه ایرانی متشکل از ۱۷ نفر "ایرانی و ترکیه‌ای" در سال ۲۰۲۲ به اتهام "تلاش برای ربودن یک مخالف ایرانی" در ترکیه دستگیر شدند. این شبکه پیش از این در شهر دنیزلی, یعقوب حافظ, سرهنگ سابق ارتش ایران را ربوده و در سال ۲۰۲۰ به تهران منتقل کرده بود. همچنین همان سال, یک گروه هشت نفره متعلق به تهران توسط میت ترکیه دستگیر به اتهام تلاش برای ترور تاجر "اسرائیلی" مقیم ترکیه زندانی شدند.

کنشگران سیاسی نگرانند شهروندان ایرانی که در آدم ربایی و ترور مخالفان جمهوری اسلامی دست داشتند, تنها در ازای دریافت مبلغی هنگفت از ترکیه به ایران مسترد شوند. 

از نظر تحلیلگران, واگذاری آنها به تهران به معنای تشویق آن به تکرار این نوع اقدامات است که از محدوده جرایم فردی یا حتی فعالیت باندهای جنایتکار سازمان یافته خارج است و بیشتر به روابط امنیتی و سیاسی دو کشور مربوط می شود.


منبع :وبسایـت DW فارسی

۱۴۰۳ مرداد ۱, دوشنبه

درخواست جاوید رحمان دربارە تحقیقات نسل کشی و جنایت علیە بشریت از سوی جمهوری اسلامی در دهە ٦۰

 

    " جاوید رحمان گزارشگر ویژە سازمان ملل متحد در امور ایـران"



جاوید رحمان گزارشگــر ویژە سازمان ملل متحـد در امـور ایران خواسـتار تحقیقات دربارە نسل کشی و همچنین جنایت علیـە بشریت در دهە ٦۰ در ایـران شد.

جاوید رحمان یکماە پیش نیز گفتە بود کە شواهـدی از نسل کشـی اقلیت ها و اقـوام در دهە شصت کە توسـط جمهوری اسلامی صورت گرفتە است, وجود دارد.

جاوید رحمان این اقلیـتها را همچون جامعـە بهائیان, کُردها و زندانیان سیاسی نام برد کە در سال ۱۳٦۷ اعـدام شدەاند.

گزارشـگر ویژە سازمان ملل متحد در امـور ایران در بخش دیـگری از سخنانش به این نکتە اشارە کـرد کە نبایـد بە جمهوری اسلامی و رهـبران حکومت ایران اجازە داد کە نسل کشی و جنایت علیـە بشریتی را کە مرتکب شدەاند را نهی کنند و باید پاسخگوی این حجـم از جنایاتشان باشند.

در تابستان سال ۱۳٦۷ با فرمان خمینی هزاران زندانی سیاسی کە اغلب آنان از اعضای سازمان مجاهدین خلق و مخالفان چپ گرا اعدام شدند. 

اعـدام هزاران زندانی سیاسی از سوی جمهوری اسلامی در تابستان ۱۳٦۷ یکی از موارد نقض فاحش حقوق بشر رژیمی است کە این نوع سـرکوب را کماکان در قاموس برخورد با مخالفانش ادامـە می دهد و آنرا همچون اهـرم فشار بر مخالفان و منتقدانش اجـرا می کند.


۱۴۰۳ تیر ۲۶, سه‌شنبه

جلوگیری از مراجعه به پزشک معالج متخصص برای مداوای زینب جلالیان از سوی اداره اطلاعات

 

    زینب جلالیان


وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای بار دیگر از مراجعه به پزشک زینب جلالیان زندانی سیاسی کُرد برای مداوا به بیرون از زندان جلوگیری کرد.

زینب جلالیان زندانی سیاسی کُرد طی چند روز گذشته برای معالجه به مرکز درمانی زندان یزد منتقل شده است اما بدون اینکه زینب جلالیان تحت مداوا قرار بگیرد به بند خودش بازگشته است.

این اولیـن بار نیست که مأموران اطلاعات جمهوری اسلامی به زینب جلالیان اجازه خروج از زندان و معالجه از سوی پزشک متخصص را ندادەاند و قبلأ نیز مانع رفتن زینب جلالیان بە خارج از زندان برای معالجە شدەاند.

زینب جلالیان زندانی سیاسی کُرد کە حکم زندانی ابد را در زندان یـزد می گذراند در هفدهمین سال زندانی بودنش وضعیت سلامتی و جسمی وخیمی دارد و نیاز فوری برای معالجە پزشک متخصص دارد اما مسئولین زندان و ادارە اطلاعات کماکان ایـن حق کاملأ طبیعی را از وی گرفتەاند!.

عواقب و مسئـولیت هر گونە خـطری کە سلامت جسمی زینب جلالیان را بە خـطر می افکند برعهدە رژیم جمهوری اسلامی و دستگاە سرکوبگر اطلاعاتی این رژیم می باشد.

۱۴۰۳ تیر ۱۶, شنبه

با انتخاب پزشکیان بە عنوان رئیس جمهور, اصلاح طلبان بە عرصە سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بازگشتند!

 

 " مسعود پزشکیان رئیس جمهوری دورە چهاردهم ریاست جمهوری در ایران"



با اعلام ستاد انتخابات ریاست جمهوری مسعود پزشکیان با فاصلە کم از رقیبش سعید جلیلی بە سمت ریاست جمهوری رسید. دور دوم انتخابات بنا بە گفتە کمیسیون انتخابات با حضور پنجاە درصدی واجدین شرایط با پیروزی مسعود پزشکیان بە پایان رسید و ایشان همچون نهمین رئیس جمهور نظام جمهوری اسلامی ایران از امـروز شنبە ۱٦ تیر ماە ۱٤۰۳ شناختە می شود. مسعود پزشکیان کە همچون نمایندە اصلاح طلبان وارد عرصە انتخابات شد در کارنامە خود چند دورە نمایندگی شهر تبریز در مجلس شورای اسلامی را داشتە است وی همچنین در دورە دهم مجلس بە عنوان نایب رئیس اول مجلس شورای اسلامی انتخاب شد, پزشکیان پیشتر از ۱۳٨۰ تا ۱۳٨٤ سمت وزیر بهداشت, درمان و آموزش پزشکی را برعهدە داشت.

این دورە از انتخابات ریاست جمهوری در ایران کە پس از مرگ رئیسی برگزار شد در دور اول که هیچکدام از کاندیداها رأی لازم را کسب نکردە بودند و به دور دوم کشیدە شد, شاهد حضور حداقلی واجدین شرایط رأی دادن بودیم و در دور اول بنا بە گفتە حاکمیت کمتر از چهل درصد مشارکت کردە بودند کە این آمار نیـز خود جای گمان دارد و طبق آمارهای رسانەهای آزاد از چهل درصد پایین تر بودە است.

در فاصلە یک هفتە ماندە بە دور دوم حاکمیت و رسانەهای جمهوری اسلامی آنچە در توان داشتند بە کار گرفتند تا بلکە میزان مشارکت مردم را افزایش دهند و طی آماری کە آن نیز جای ظن و گمان دارد مشارکت مردم در دور دوم بە حدود پنجاە درصد رسید و همچنانکە گفتە شد در بین سعید جلیلی نمایندە اصولگرایان و مسعود پزشکیان نمایندە اصلاح طلب ها این پزشکیان بود کە با رأی بیشتر نسبت بە رقیب خود بە سمت ریاست جمهوری دورە چهاردهم جمهوری اسلامی رسید و این در حالی بود کە بە گفتە خود جمهوری اسلامی پنجاە درصد واجدین شرایط در این انتخابات شرکت کردە بودند.


حضور نمایندەیی از اصلاح طلبان در سمت ریاست جمهوری برای حاکمیت و شخص خامنەایی کە خود چهرەایی اصول گرا می باشد چندان فرقی نمی کند چون مستقیم تحت امر و نظر خود او عمل می کند اما برای بهبود ارتباطات خارجی و کاستە شدن از فشارهای بین المللی می تواند منافعی برای جمهوری اسلامی با خود بە همراە داشـتە باشد بە تعبـیری هرگاە جمهوری اسلامی و حاکمیت در انزوا قرار می گیرد این مهـرەهای اصلاح طلبها هستند کە مانند سوپاپ اطمنیان بە یاری رژیم ایران می آیند و این همان طرح مهندسی شدەایی است کە برای جلوگیری از شکست قطعی حاکمیت جمهوری اسلامی از سوی دستگاە رهبری رژیم ایران همـوارە در دسترس می باشد.


بە دلیل نظارت و کنترل مستقیـم شخص خامنەایی در مقام رهبر جمهوری اسلامی امید چندانی برای بهبود وضعیت حقوق بشری و مسائل سیاسی داخلی وجود ندارد مگر ایـنکە خامنەایی اختیاراتی بە پزشکیان و کابینە او بدهد تا سطح نارضایتی مردم از حاکمیت را اندکی کاهش دهد اما آیا این اختیارات جزئی کە اگر دادە شود می تواند مرهمی بر داغ خانوادەهای دادخواە و کسانی باشد کە این چند سالە قربانی سیاستهای متحجرانە رژیم جمهوری اسلامی شدەاند. مسلمأ نە و تنها مهمی کە مردم آزادیخواە ایران خواهانش هستند برچیدە شدن کل حاکمیت می باشد خواە اصلاح طلب باشد یا اصولگـرا! چون سابقە اصلاح طلبها در دورەهای قبل بخصـوص دورە محمد خاتمی کە خود بنیانگذار اصلاح طلبی می باشد نشانگـر این واقعیت است کە هر حزب و سازمانی کە در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی شکل بگـیرد و حتی در امور مملکت مشارکت نیز داشتە باشد خواهان تدوام عمر این رژیم می باشند و همە تحت امـر خامنەایی و ولایت فقیهی هستند کە او نیـز خواهان ایـجاد فضایی بستە و سرکوب مخالفانش با هر شیـوەایی می باشد و در چنین فضایی بە هیـچ وجە نباید انتظار تغیـیر اساسی رژیم ایران در سیاستهای داخلی اش باشیم و هر وعدەایی کە قبل از انتخابات شخص پزشکیان برای بهبود وضعیت و شرایط داخلی دادە است تنها برای حضور مردم در انتخابات برای مشروعیت بخشیدن بە کل نظام بودە است و عملی نمی شود یا خامنەایی جلوی عملی شدن آنرا می گیرد چون بقای حاکمیت را در سیاستهای متحجرانە و سرکوب گرانە خود بە نسبت مردمی کە خواهان دموکراسی و یکسانی هستند می داند و هـیچ درکی از آزادی بیان, اندیشه و دموکراسی ندارد و اوست کە با کمک دستگاها و نهادهایی همچون سپاە پاسداران تصمیمات کلان کشور در همە مسائل را می گیرد.


حضور محمد جواد ظریف با آن لبخندهای مضحکش در جریان تبلیغات مسعود پزشکیان و انتخابش به ریاست جمهوری و حمایتش از او این نکتـە را قوت می بخشد کە احتمال حضور او در کابینە ریاست جمهوری و شاید در پست سابقش همچون وزیر امور خارجە زیاد می باشد تا شاید او با توجە بە سابقەاش در این پست ارتباطات خارجی رژیم را از این سطح پایین اندکی بهبود بخشد. باید منتظر ماند و چینش کابینە پزشکیان را ببینیم کە آیا تا چە حد, و با توجە بە امر و نهی خامنەایی شرایط بە چە گونەایی تغییر می کند.

۱۴۰۳ تیر ۱۳, چهارشنبه

اعتراف خامنەایی: مشارکت کم مردم در مرحلە اول انتخابات رئیس جمهوری را انتظار نداشتیـم!

 

   طرح: محمد رنجبـر


در سخنانی کە از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد خامنەایی با اعتراف بە حضور کم مردم در مرحلە اول انتخابات ریاست جمهوری گفت : مشارکت مردم در انتخابات برای نظام جمهوری اسلامی پشتوانە و مایە آبرو و سربلندی است در مرحلە اول, آنچنان کە توقع داشتـیم و انتظار می رفت مشارکت تا این حد نباید کم می بود اما نباید عدم مشارکت عمدە مردم در‌ انتخابات را نشانە عدم پایبندی مردم و مخالفت آنان با نظام دانست . 

خامنەایی همچنین گفت کە آن عدە از مردم کە در انتخابات شرکت نکردند احتمالأ مشکل داشتەاند گرفتاری دارند حوصلە نداشتەاند وقت نداشتەاند و انواع و اقسام موانع برای عدم شرکت وجود دارە!!! و با لحنی ملتمسانە و نگاهی عاجزانە خواستار حضور مردم در‌ دورە دوم انتخابات ریاست جمهوری شد.


در سخنان خامنەای, چهرە عبوس, لرزان و نگاه عاجزانە و ملتمسانە او بود کە خودنمایی می کرد نگاهی شکست خوردە و سخنانی از روی ضعف و سستی که از عدم مشارکت مردم و مشروعیت نبخشیدن بە نظام تحت سلطە او بود. طبق گفتە خود او کە حضور مردم را پشتوانە و مایە آبرو و سربلندی تعریف کرد و همچنین اعتراف خود او در حضور کمرنگ مردم در انتخابات نتیـجە می گیریم کە آبروی نظام جمهوری اسلامی رفتە است و پشتوانەایی را هم کە هیچگاە نداشتە است نیـز از دست رفتە است.

بە غیر از شخص خامنەایی کە از مردم می خواهد در دور دوم انتخابات رئیس جمهوری حضوری پر رنگ بهم رسانند, رسانەهای تحت پوشش حکومت نیـز با سناریـو سازی و مناظراتی نخ نما شدە از‌ جنس دروغ, فریب و سانسور می خواهند تنور این شـو تبلیغاتی کە مشـروعیت بخشیدن بە نظام است را گرم کنند و مردم را بە ایـن قناعت برسانند تا در این انتخابات نمایشـی و فرمایشـی حضور داشـتە باشند اما آنچە کە واقعیت است تحـریم و بایکوت دور دوم انتخابات ریاست جمهوری از سوی اکثریت جامعە می باشد کە بە گوش می رسد.

رسانەهای حکومتی در حال التماس و گدایی رأی مردم هستند اما مردم آگاە و آزدیخواە با بی توجهـی بە پروپاگندە این دورە انتخابات نیز, قـصد ندارند کە از‌ حضورشان برای مشروعیت بخشیدن بە جمهوری اسلامی و وعدەهای واهـی حکومت سوءاستفادە شود و با آگاهی و هوشیاری این بار نیـز این سیرک مضحک انتخاباتی را بایکوت می کنند.

۱۴۰۳ تیر ۱۱, دوشنبه

بیانیه تحریم و بایکوت انتصابات در دور دوم توسط ۵۵ تن از فعالان مدنی و سیاسی و زندانیان سیاسی

 



هموطنان عزیز!

شرایط وخیم کشور با "رای درمانیِ" تجویز شده از سوی رژیم استبدادی هرگز بهبود نخواهد یافت! هموطنان آزاده!

چنان که می‌دانید، شرایط کشور خصوصا در سال‌های گذشته هر روز اسفناک‌تر شده است.فساد سازمان یافته، بی‌عدالتی، فقر و فلاکت مهیب شهروندان بی‌گناه، کشور را بدل به منجلابی کرده است که دست بالا، می‌توان آن را بهشت کاسبکاران و دلالان نفت، تسلیحات و آرمان‌شهر اختلاس‌گران لقب داد.

دوزخی که ۸۵ میلیون شهروند دردمند و مستاصل در آن گرفتار شده‌اند، دست‌پخت رژیمی است که رهبرانش از روز نخست با فریبکاری و "خدعه" نقاب دموکراسی و جمهوری‌خواهی به چهره زدند تا هولناک‌ترین اشکال استبداد مذهبی را در کشوری به قدمت فرهنگی و تاریخی ایران بر کرسی بنشانند‌.

چنین شد که پس از تجربه‌ای کوبنده و دردناک، اکنون پس از ۴۵ سال ملت ما به جرات یکی از تیره روزترین مردمان منطقه و حتی جهان محسوب می‌شوند.

در شرایطی که هر کدام از شما طعم تلخ فقر و فساد و سرکوب را با گوشت و خون خود چشیده‌اید، برشمردنِ این مصائب، زیره به کرمان بردن است.

ما به ذکر این نکته بسنده می‌کنیم که پس از سه جنبش اعتراضی و گسترده دی ۹۶، آبان ۹۸ و انقلاب "زن زندگی آزادی" که با کشتار و سرکوب وحشیانه حکومت طاعونی جمهوری اسلامی همراه شد، سخن گفتن از هر نوع مشارکت سیاسی یا رای دادن مردم به نامزدهای بی‌اختیار و دست‌چین شده حکومتی، طنزی تلخ و سیاه است.

به جرات می‌گوییم رژیم حاکم بر ایران ملغمه‌ای از بی‌قانون و استبداد و ارتجاع و شخص‌پرستیِ افراطی است و هیچ نسبتی با دموکراسی حتی به شکل ابتدایی و تقلیل یافته آن ندارد.

بنابراین در شرایط حاضر ما به عنوان مخالفانِ سیاست‌های حکومتِ اسلامی، باور داریم گره‌های کور حیات ایران و ایرانی تنها با رفتن این رژیم و زیر و رو شدن همه بنیان‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بر ساخته کارگزارانش باز خواهد شد.

کنش عدم مشارکت و پشت کردن به سناریوهای سرهم بندی شده حاکمیت، مردم را در جایگاه نیرویی قابل محاسبه و پتانسیل اعتراضی قدرتمند قرار خواهد داد.

حکومتیان نیز از امواج آگاهی، بیداری و اتحاد مردم ایران در هراسند.

سناریوی شتاب‌زده حذف‌کردن رئیسی و اعوان او، هیچ ارتباطی به تغییر ریل سیاست‌های کلی این حاکمیت ندارد و تنها نشانگر اختلاف سران مافیای سیاسی در دوران پسا خامنه‌ای است.


دورانی که بزودی فرا خواهد رسید.