۱۴۰۵ خرداد ۱۸, دوشنبه
۱۴۰۵ خرداد ۱۴, پنجشنبه
سالگرد مرگ خمینی, هم فرا رسید اما جنازە علی خامنەای, هنوز دفن نشدە است!
٣٧ سال از مرگ خمینی سپری شد, خمینی روز اولی کە بە ایران برگشت در بهشت زهرای تهران خطاب بە مردم گفت کە دلخوش بە این مقدار نباشید ولی با بە قدرت رسیدنش همگان فهمیدند کە منظورش از گفتن این جملە چە بود! بعد از مرگ خمینی و در شرایطی کە علی خامنەای خود را شایستە رهبری نمی دانست و در جملە معروفش کە در صحن مجلس خبرگان بیان کرد گفت کە باید خون گریست برای ملت اسلامی کە او رهبرش باشد, از سوی خبرگان رهبری بە ریاست هاشمی رفسنجانی بعد از خمینی بە رهبری جمهوری اسلامی رسید و تا زمانی کە کشتە شد در مقام رهبری جمهوری اسلامی بر مسند قدرت تکیە داد.
مواضع علی خامنەای از همان اوایل رهبر شدنش, مواضع و دیدگاههایی همراە با تک روی بود کە اندک اندک بە استبداد و دیکتاتوری رسید, استبداد و تک روی خامنەای بە جایی رسید کە حتی هاشمی رفسنجانی را کە اصلی ترین مهرەهای نظام جمهوری اسلامی در بە قدرت رسیدنش بە مقام رهبری بود بە حاشیە کشاند و در قضیە مرگ مشکوکش نیز گمانەهایی وجود داشت کە نقش اصلی مرگ رفسنجانی و نگاهها را بە سوی شخص خامنەای کشاند." رفسنجانی در اواخر عمرش انتقادهای تندی بە رهبری و سیاست های نظام داشت" میرحسین موسوی و مهدی کروبی را بە دلیل مخالفت و انتقاد از رهبری و سیاست های رژیم در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳٨٨ و تقلب در انتخابات, در حصر خانگی محصور کرد, حصری کە تا بە امروز نیز کە خود خامنەای مردە است ادامە دارد, در قضیە مرگ احمد خمینی نیز گمانەهایی بود کە از سوی خامنەای حذف شدە است. در جریان دورە اصلاحات خاتمی با قتل و ترور روشنفکران و نویسندگان یکی از دورەهای سیاە سردمداردی خامنەای شکل گرفت کە بە قتل های زنجیرەای معروف شد. در دورە خامنەای قتل ها و ترورهای زیادی نیز در برون از مرزها انجام شد کە ترور دکتر قاسملو و دکتر شرفکندی رهبران حزب دمکرات کردستان ایران, شاهپور بختیار و بسیاری از مخالفان و منتقدان رژیم در کشورهای اروپایی از جملە جنایت هایی بود کە در دورە رهبری خامنەای, بە وقوع پیوست...
رفتار و برخورد خامنەای با نزدیکان و کسانی کە در متن انقلاب جمهوری اسلامی بودند بە دلیل مخالفت و انتقاد از وی بە گونەای بود کە هر کس با او زاویە داشت را از متن و بدنە نظام دور می کرد و با بە حاشیە کشاندن و حذف آنها, سیاست های کلی رژیم را خود بە تنهایی رهبری می کرد و حق دخالت را بە هیچکس نمی داد حتی در پست های ریاست صدا وسیما, منتخبین برای ریاست جمهوری و برخی وزارت ها همچون وزارت اطلاعات و حتی مجالس خبرگان و شورای نگهبان و ... این شخص خامنەای بود کە تصمیم نهایی را می گرفت. دوران رهبری خامنەای, دورانی بود کە در آن قیام ها و خیزش های زیادی صورت گرفت کە تا اخرین خیزش سراسری مردم در دی ماە ۱٤۰٤ با سرکوب و کشتار مخالفان و معترضان در پی دستور مستقیم شخص علی خامنەای, با معترضان برخورد می شد. خونین ترین قیام ها, قیام دی ماە ۱٤۰٤ بود کە در جریان آن حدود چهل هزار تن از معترضان کشتە شدند کە همچون آخرین جنایت خامنەای از سلسلە جنایات و کشتار شهروندان در طول رهبریش بود, علی خامنەای هموارە, اعتراضات مردم را, اغتشاشات می خواند و دستور نهایت برخورد را با معترضین بە سرکوبگران و مزدوران تحت امرش می داد.
" بخشی از جنازە کشتەشدگان در کهریزک تهران در پی قیام ۱٨ و ۱۹ دی ماە ۱٤۰٤ "
در نهایت و در پی حملات گستردە هوایی و موشکی آمریکا و اسرائیل کە در اسفند ماە ۱٤۰٤ بر علیە جمهوری اسلامی شروع شد, در همان روز اول حملات در تاریخ ۹ اسفند ۱٤۰٤ در بیت خودش بە همراە تعدادی از اعضای خانوادە و فرماندهان ردە بالای نظامی و سپاهی کشتە شد و با کشتە شدنش, این فرصت از دست رفت تا در فردای آزادی ایران, در دادگاە مـردم آزادیخواە بە دلیل جنایت ها و کشتار زیاد مردم آزادیخواە ایران کە مسبب و بانی اصلیش بود, محاکمە شود.
بعد از حدود ۳ ماه از کشتە شدن علی خامنەای و در حالی کە بیش از یک ماە است کە میان طرفین جنگ آتش بس و حتی بین مقامات آمریکا و جمهوری اسلامی مذاکراتی نیز در جهت توافق و پایان جنگ ادامە دارد, اما جسد وی هنوز تشییع و دفن نشدە است!! هیـچیک از آنهایی کە بعد از خامنەای بر مسند قدرت جمهوری اسلامی تکیە دادەاند حتی پسرش مجتبی کە رهبر غایب این روزهای جمهوری اسلامی است تا کنون هیچ واکنشی نسبت بە دفن نکردن جسد خامنەای تا بە حال نداشتەاند!
"جنازە خامنەای بعد از حملە موشکی بە محل سکونتش"
۱۴۰۵ خرداد ۱۳, چهارشنبه
فتح اللە آوری از بازداشت شدگان دی ماە ۱٤۰٤ در زندان مرکزی همدان اعدام شد
روز چهارشنبە ۱۳ خرداد ماە ۱٤۰٥, خبرگزاری میزان ارگان وابستە بە قوە قضائیە جمهوری اسلامی از اجرای حکم اعدام فتح اللە آوری در زندان مرکزی همدان خبر داد.
خبرگزاری میزان در توضیح اجرای حکم اعدام فتح اللە آوری عنوان کردە است کە وی بە اتهام کشتن سرگرد محمد جواد بخشیان در میان اعتراضات مردمی در تاریخ ۱٨ دیماە ۱٤۰٤ در محل اقامتش دستگیر می شود و با اعتراف بە اتهامات نسبت دادە به وی, بە اعدام محکوم شدە و حکم اعدامش در زندان مرکزی همدان بە اجرا در آمدە است.
جمهوری اسلامی موج گستردە اعدام زندانیان سیاسی و معترضان دی ماە ۱٤۰٤ را با سرعت بە اجرا می رساند و این در حالی است کە شرایط و جو حاکم بر جامعە بە شیوەای است کە خیزش و قیام سراسری مردم بە دلیل اوضاع وخـیم معیشتی و آیندە مبهم اقشار مختلف جامعە از دانش آموز و دانشجو گرفتە تا کارگر و بازنشسنە و حتی کارکنان دولتی, بسترهایی را بە وجود آوردە است کە خیزش ها و اعتراضات سراسری مجدد را بسیار محتمل کـردە است و رژیم و سردمدارانش نگران و سراسیمە از خیزش های سراسری با سرکوب, زندانی و اعدام زندانیان می خواهد بە این شیوە اوضاع آشفتە مردم و جامعە را با ترویج هراس و وحشت, کنترل کند...
۱۴۰۵ خرداد ۱۲, سهشنبه
بیانیە کانون نویسندگان ایران" نه قدرتهای غارتگر، نه حکومت سرکوبگر؛ مردم تنها مالکان سرنوشت خویشاند!
اکنون تصویر منجیگونهی جنگ بهتمامی از هم پاشیده است. در میانهی سرکوب خونین آخرین خیزش مردم، «مداخلهی نظامی بشردوستانه» با بمب و موشک از آسمان نازل شد تا ثابت کند که «آزادی» موعود قدرتهای غارتگر، معنایی جز «محو شدن تمدن» و «بازگشت به عصر حجر» نخواهد داشت. حاصل تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران، تنها مرگ کودکان و مردم بیدفاع، ویرانی زیرساختها و فروپاشی سازوکارهای نیمهجان اقتصادی نبود؛ همانگونه که بیم آن میرفت، دستاوردهای سالها مبارزهی آزادیخواهانه و برابریطلبانه نیز رنگ باخت و به حاشیه رانده شد. مردمی که آزادی را به بهای خون میطلبیدند، اکنون به مرزهای تلاش برای بقا رانده شدهاند.
موج گستردهی بیکاری، تورم افسارگسیخته و فقر فزاینده گواه شرایط دهشتناک معاش و سقوط بیش از پیش جامعهی جنگزده است. جمهوری اسلامی در گیر و دار وضعیت جنگی، قوانین سرکوب خود را تشدید کرد و جامعه را به آستانهی فروپاشی اجتماعی و اقتصادی کشاند؛ قریب به سه ماه اینترنت را قطع کرد، شاهرگهای حیات اقتصادی مردمان بسیاری را برید و رسانههای حکومتی و جریان اصلی، به تنها صدای موجود بدل شدند. در این خاموشی و انسداد، شیوههای دیرینهی سرکوب حکومتی ازجمله مصادرهی اموال، پخش اعترافات تلویزیونی، بازداشت و ناپدیدسازی قهری و اعدام زندانیان سیاسی شمایلی هولناکتر از پیش یافت. حاکمیت پس از چندی حق دسترسی به اینترنت را به مردم برگزیدهاش فروخت و همزمان، با هیاهوی حکومتساختهی «وفاق و وحدت»، بر این خفقان سرپوش گذاشت. راهی که جمهوری اسلامی در این هنگامه میجوید، واپسراندن جنبشهای مترقی و تشکلهای مستقل، سرکوب بیش از پیش معترضان و آزادیخواهان و هموار کردن مسیر استثمارگران تازهنفس است.
بر زمین فرسوده از غارت و سوخته از جنگ، بذر آزادی نمیروید. اکنون در برزخ «نه جنگ، نه صلح» قدرتهای غارتگر همچنان بر طبل منافع خود میکوبند؛ یکی پس از دههها اشغال و نسلکشی، خیال «خاورمیانهی جدید» را در سر میپروراند و دیگری با فرمان «کمک در راه است» میخواهد دروازهی غارت دیگری بگشاید. جمهوری اسلامی نیز که پیش از این در دههی ۶۰، مخالفان خود و آزادیخواهان را در سایهی جنگ قتلعام کرده بود، اینبار نیز جنگ را «نعمت» میداند و همزمان که مشغول اعدام و «پاکسازی» معترضان است برای منافع اقتصادی و بقای سیاسیاش مذاکره میکند. در این میانه نیروی عظیمی که به پشتوانهی ۴۷ سال جنبشهای آزادیخواهانه، آماجاش به چنگ آوردن سرنوشت خویش بود، به محاق رفته است؛ زیرا که جنگ خود زایندهی حصر و استثناست.
کانون نویسندگان ایران، به تأسی از بیانیههای پیشین خود، تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران و سانسور و سرکوب دهشتناک حکومتی را محکوم میکند و بار دیگر بر این حقیقت پای میفشارد که مردم هرگز ناچار نیستند میان قدرتهای غارتگر و حکومت سرکوبگر یکی را برگزینند. سرنوشت محتوم جامعه رجعت از سیهروزی اکنون به اوهام گذشته نیست. مردم تنها مالکان سرنوشت خویشاند و حتی از پس این ویرانی عظیم نیز سر برمیآورند، نیروی خود را آگاهانه سازمان میدهند، راه خود را به سوی آزادی و برابری مییابند و آینده را دیگرگونه رقم میزنند.
کانون نویسندگان ایران "۱۲ خرداد ۱۴۰۵"
۱۴۰۵ خرداد ۱۰, یکشنبه
تدام کشتار زندانیان سیاسی, جمهوری اسلامی دو معترض دی ماە ۱٤۰٤ اشکان مالکی و مهرداد محمدی نیا را اعدام کرد
مهرداد محمدی نیا اشکان مالکی
امروز دوشنبە ۱۱ خرداد ۱٤۰٥ خبرگزاری میزان وابستە بە قوە قضائیە جمهوری اسلامی اعلام کرد کە حکم اعدام دو زندانی مرتبط با قیام دی ماە ۱٤۰٤ بە نامهای مهرداد محمدی نیا و اشکان مالکی بە اجـراء درآمدە است.
مهرداد محمدی نیا و اشکان مالکی بازداشت شدگان معترض کُرد اهل شهرستان قروە در جریان قیام دی ماە در تهران دستگیر شدە بودند, اتهام آنها اقدام عملیات برای اسرائیل با کشتار و تخریب و محاربە عنوان شدە است, در بخشی دیگر از اتهامات مهرداد محمدی نیا و اشکان مالکی آمدە است کە آتش زدن و ایجاد حریق حوزە علمیە امام هادی و مسجد جعفری در محلە گیشا در تهران و همزمان تخریب اموال عمومی, اعمالی بودە است کە در شامگاە ۱۹ دی ماە انجام دادەاند.
مهرداد محمدی نیا و اشکان مالکی در طول مدت بازجویی و محاکمە از حق داشتن وکیل محروم شدە بودند و در اعترافاتی کە از تلویزیون حکومتی جمهوری اسلامی پخش شدە بود از اتهاماتی کە بە آنها نسبت دادە شدە بود ابراز پشیمانی و ندامت کردە بودند, اعترافات اجباری متهمان یکی از راهکارهایی است کە اتهام متهمان, مجرم بودن و صدور حکم آنان را برای مسئولان قضائی جمهوری اسلامی توجیە می کند.
دزدی و غارت بە نام مردم و بە جیب حکومت, تداوم مصادرە اموال مخالفان و منتقدان از سوی جمهوری اسلامی
رژیم جمهوری اسلامی از ابتدای سلطە و حکومتش در ایران با بە جیب زدن اموال مخالفان و منتقدانش آن را بە بخشی از مبارزە و سرکوب تعریف کردە است اما گستردگی و حجم این شیوە برخورد و سرکوب با مخالفان و منتقدانش هیچگاە همچون این چند ماهە اخیـر نبودە است. بە دنبال قیام دی ماە ۱٤۰٤ و کشتار بی سابقە معترضان نظام و رژیم جمهوری اسلامی بە چالشی کشیده شد کە از نظر حجم کشتار معترضان و گستردگی آن از ابتدای حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی در ایران, بی سابقە بود و ترس و هراس از سقوط و براندازی در سخنان و تهدیدات سران رژیم در آن زمان مشخص و آشکار بود.
قیام مردم معترض در ایران هنوز بە صورت کامل فروکش نکردە بود کە آمریکا و اسرائیل با حملە نظامی هوایی بە جمهوری اسلامی کە با کشتە شدن خامنەای و عدە زیادی از سران سپاهی و امنیتی کلید خورد و با ویرانی زیرساخت های نظامی, موشکی ضربات مهلکی بە رژیم جمهوری اسلامی وارد کرد کە با توجە بە کشتە شدن خامنەای و عدە زیادی از سران سپاهی و ادامە دار بودن حملات آمریکا و اسرائیل سقوط و نابودی رژیم ایران تا حد زیادی نزدیک شدە بود. تتمە سران و مقامات جمهوری اسلامی هراسان از سقوط محتملشان در بحبوحە جنگ, برخورد با مخالفانش را تشدید کرد, اژەای در مقام ریاست قوە قضائیە با طرح مصادرە اموال منتقدان و مخالفان کە بە زعم وی و همچون سیاست نخ نما شدە برخورد با شهروندان, هر کس را کە از سیاست جمهوری اسلامی نقد کند را در صف دشمن قرار می دهند, با این توجیە بر شدت مصادرە اموال مخالفانشان چە آنان کە در داخل هستند همچون چهرەهای ورزشی, هنری, سیاسی و حتی مردم عادی جامعە و چە افرادی کە در خارج از کشور مقیم کشورهای دیگر هستند, تأکید کرد و دستور داد تا اجرای حکم مصادرە اموال مخالفان رژیم را سرعت بخشند و همزمان تأیید حکم اعدام و اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی و زندانیان معترضین دی ماە ۱٤۰٤ را نیز سرعت بخشیدند و در حالیکە آتش بس میان جمهوری اسلامی و آمریکا و همچنین مذاکرات طرفین بر سر توافق بر پایان جنگ در صدر اخبار قرار دارد و هیچ تضمینی بر ادامە جنگ و یا پایان جنگ وجود ندارد مسئولان قضائی جمهوری اسلامی کماکان با مصادرە اموال مخالفان و منتقدان حکومتی بە غارت و چپاول مشغول هستند و با این عمل ناپسند کە دزدی آشکار می باشد درصدد جبـران شکست و سرخوردگی شان در جنگ با آمریکا و اسرائیل هستند.
در تازەترین مورد مصادرە اموال مخالفان حکومت امروز یکشنبە ۱۰ خرداد خبرگزاری میزان وابستە بە قوە قضائیە اعلام کرد کە صدور دستور قضائی برای مصادرە و توقیف اموال ۷٥ نفر بە گفتە میزان از خائنین بە کشور در استان مرکزی بە نفع ملت را کلیـد زدەاند!
زور تتمە حاکمان جمهوری اسلامی تنها بە شهروندانش می رسد و در مقابلە با آمریکا و اسرائیل بە نقطەای رسیدە است کە برای بقای حاکمیتشان, دست بە دامان مذاکرە با آمریکا شدەاند کە علی خامنەای و جمع زیادی از سران رژیم را کشتند و زیر ساختها و منابع اتمی شان را نابود کردەاند...
۱۴۰۵ خرداد ۹, شنبه
دیوان عالی کشور ایران حکم اعدام محمد فرجی و رئوف شیخ معروفی زندانیان سیاسی کُرد را تأیید کرد
محمد فرجی رئوف شیخ معروفی
دو تن از بازداشت شدگان خیزش سراسری ۱٤۰۱ " زن زندگی آزادی " بە نامهای محمد فرجی و رئوف شیخ معروفی کە پیشتر حـکم اعدام آنان در دادگاههای انقلاب مهاباد و میاندوآب صادر شدە بود, حکم اعدامشان در دیوان عالی جمهوری اسلامی نیز تأیید شد.
این دو زندانی سیاسی کُرد در حال حاضر در زندان بوکان محبوس هستند و تأیید حکم اعدام آنها از سوی دیوان عالی و در حالیکە موج گستردە اجرای احکام اعدام زندانیان سیاسی در ماهها و هفتەهای گذشتە روند صعودی بە خود گرفتە است و قریب الوقوع بودن اجرای حکم اعدام این دو زندانی سیاسی کُرد باعث نگرانی خانوادە, بستگانشان و سازمانهای حقوق بشری شدە است.
رئوف شیخ معروفی در مورخە ٥ دی ماە سال ۱٤۰۱ و محمد فرجی نیز در ۳ اسفند ۱٤۰۱ بە اتهام مشارکت در قتل یکی از نیروهای امنیتی در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ در شهرستان بوکان و بدون ارائە حکم قضایی از سوی نیروهای اطلاعاتی بازداشت شدە و بە بازداشتگاە ادارە اطلاعات ارومیە منتقل شدە بودند, در دوران بازداشت رئوف شیخ معروفی و محمد فرجی در بازداشتگاە ادارە اطلاعات ارومیە جهت اعترافات اجباری تحت شکنجەهای روحی و جسمی زیادی قرار گرفتە بودند. در خرداد ماە سال ۱٤۰۲ بعد از اتمام مراحل بازجویی از بازداشتگاە ادارە اطلاعات ارومیە بە زندان بوکان منتقل شدەاند.
در جریان محاکمە و بازجویی رئوف شیخ معروفی و محمد فرجی از سوی مسئولان قضایی و دادگاە انقلاب حق تعیین وکیل را از آنان گرفتە و حتی از آزادی موقت آنها با پذیرش وثیقە نیز ممانعت کردە بودند, در اسفند ۱٤۰٤ از سوی شعبە اول دادگاە انقلاب مهاباد بە اتهام محاربە و افساد فی الارض و بە شیوە جداگانە محکوم شدە و در تاریخ ٥ اسفند ماە ۱٤۰٤ بە صورت رسمی صدور حکم اعدامشان بە آنان ابلاغ شدە بود.
اشتراک در:
پستها (Atom)










