۱۴۰۳ خرداد ۴, جمعه
۱۴۰۳ اردیبهشت ۳۱, دوشنبه
پنج روز عزای عمومی از سوی حکومت و خوشحالی زیاد عمومی بە دنبال مرگ رئیسی و همراهانش
بە دنبال مرگ ابراهیم رئیسی رئیس جمهور جمهوری اسلامی, حسین امیر عبدالاهیان, امام جمعە تبریز, استاندار آذربایجان شرقی و چند نفر از خدمە پرواز هلیکوپتری کە روز ۳۰ اردیبهشت ماە ۱٤۰۱ در مناطق کوهستانی بین جلفا و تبریز سقوط کرد از سوی خامنەایی پنج روز عزای عمومی اعلام شد.
سانحە سقوط هلیکوپتر حامل رئیسی و همراهان وی کە بە کشتە شدن او و همراهانش منجر شد موجی از خوشحالی و مسرت برای اکثر مردم آزادیـخواە و داغدیدە ایران با خود بە همراە داشتە است.
رئیسی در مقام رئیس جمهور از نزدیکان شخص خامنەایی بە حساب می آمد قبل از ریاست جمهوری در مقام رئیس قوە قضاییە جمهوری اسلامی با تأیید احکام زیاد غیر انسانی اعدام و همچنین حکمهای غیر منصفانە برای آزادیـخواهان و مخالفان و منتقدان حاکمیت جمهوری اسلامی نقش برجستەایی داشت. او در کشتار و اعدامهای هزاران مخالف سیاسی سال ٦۷ در مقام دادستان تهران دست بالایی داشت.
قبل از ریاست جمهوری مسئولیت آستان قدس رضوی برعهدە رئیسی بود کە یکی از ارگانهای بلندپایە مذهبی ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی بە حساب می آید.
خبر مرگ رئیسی کە با کش دادن زیادی از سوی رسانەهای حکومتی همـراە بود و بعد از حدود هفدە ساعت بە گفتە رسانەها و مسئولان هلال احمری برای جستجوی هلیکوپتر و محل وقوع حادثە انجامید یک دلیل واضح و روشنی داشت, آنهم ترس از شادی و اجتماع مخالفان حکومت در خیابانها و میادین شهرهای ایران و رژیم و مقامات حکومتی با کنترل زمان و شرایط امنیتی خواستند جلوی شادی مردم را بگیرند اما عموم مردم با رسانەایی شدن خبر مرگ رئیسی و همراهانش در جای جای ایران و خارج از کشور خوشحالی کردند. دلیل خوشحالی مردم از مرگ شخصی کە در مقام رئیس جمهور یک کشور بود, حجم جنایات و اقدامات او چە آنزمان کە در جایگاە دادستانی رژیم ایران بود چە بعدها کە بە ریاست قوە قضاییە و رئیس جمهور رسید. بە خصوص در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ در مقام رئیس جمهور کە خیل عظیمی از معترضان کشتە شدند و صدمات زیادی بە مخالفان و معترضان خیزش سراسری مردم وارد آمد. یکی دیگر از کشتە شدگان سانحە سقوط هلیکوپتر حسین امیر عبدالاهیان وزیر امور خارجە بود کە او نیز در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ نقش بالایی در دروغ پراکنی و سانسور واقعیتها در کشتە شدن و سرکوب تعداد زیادی از معترضان و مخالفان در سطح بین المللی داشت.
نزدیکی خامنەایی بە رئیسی شایعەایی را دامن زدە بود کە او را در مقام رهبری بعد از مرگ خامنەایی معرفی خواهند کرد کە این شایعە بە مذاق مجتبی خامنەایی پسر رهبر جمهوری اسلامی کە خود را مهیای رهبری بعد از پدرش کردە است خوش نمی آمد.همچنین اختلافات رئیسی با قالیباف و جبهە پایداری بە بروز اختلافاتی در بین آنان منجر شدە بود. این شایعات و اختلافات بروز این سانحە را زیاد اتفاقی نشان نمی دهد و اگر نگاهی بە کارنامە رهبر جمهوری اسلامی و حکومتمداران آن بیندازیم در مییابیم کە سابقە حذف افراد و اشخاص حتی در مقامات بالای دولتی و حکومتی از سوی خامنەایی و بیت رهبری او وجود دارد.
در زمان رهبری خمینی, عزل منتظری از مقام جانشین رهبری و حصر خانگیش تا زمان مرگ. در دورە رهبری خامنەایی مرگ مشکوک احمد خمینی و هاشمی رفسنجانی و مرگهای مشکوک زیاد مقامات و مسئولان امنیتی, سیاسی و حتـی نظامی و سپاهی از جملە سوابق حذف فیزیکی مقامات ارشد دولتی و حکومتی بودە است کە بە دامن زدن گمانەها و بە دلایلی کە بە آن اشارە شد در مورد کشتە شدن رئیسی نیز قوت می بخشد.
اگر از چگونگی و علل مرگ رئیسی بگذریم موج خوشحالی مردم بە گونەایی است نمی توان آن را نادیدە گرفت از شـروع نشر خبر این واقعە مردم زیادی در سراسر ایران لحـظە شماری کردند تا خبر هلاکت رئیسی را بشنوند و آنزمان کە رسانەهای حکومتی صحت و سقم مردن رئیسی و همراهانش را تأیید کردند در فضای مجازی خوشحالی و مسرت بی سابقەایی پدیدار شد و تصاویر و و فیلمهای زیادی از خوشحالی مردم در داخل ایران منتشر شد.
با وجود شرایط امنیتی و فضای خفقان در داخل ایـران دامنە شادیها و حجم مسرت مردم بە طور یقین با سرکوب خشونت بار سرکوبگران حکومت مواجە خواهد شد اما با توجە بە دسترسی عموم مردم بە اینترنت شاهد حجـم وسیع خوشحالی مردمی از مرگ رئیسی و همراهان او در فضای مجازی هسـتیم.
۱۴۰۳ اردیبهشت ۲۳, یکشنبه
روایتی تلخ یکی از صدمە دیدگان جنبش زن زندگی آزادی"اعتراضات ۱٤۰۱"
"اعتـراضات ۱٤۰۱ کە بعد از کشتە شدن ژینا امینی سراسر ایران را در برگرفت بە چالشی بزرگ برای حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل شد کە گستـرە و دامنە آن آنسوی مرزهای ایران را نیز درنوردید, چالشی کە از بدو حاکمیت جمهوری اسلامی در نوع خود کم نظیر بود. در دورەهای مختلف سردمداری رژیم جمهوری اسلامی همـوارە طیفهای مختلف جامعە ایرانی برای احقاق حق و استقرار دموکراسی با حکـومت مبارزە کردەاند کە در این راە بسیاری جان خود را از دست دادەاند و یا خسارات و صدمات زیادی را متحمل شدەاند.
در اواخـر شهریور ۱٤۰۱ سرکوبگران گشت ارشاد جمهوری اسلامی در تهران بە شیوەایی بە دور از عرفهای انسانی, ژینا امینی را دستگیر کردند و با برخورد و ضرب و شتم, ژینا امینی را قربانی سیاست متحجرانە خود کردند, بە دنبال آن اعتراضات وسیع و دامنە داری سراسر ایران را در برگفت و در پاسخ بە این اعتراضات, مأموران سرکوبگر جمهوری اسلامی با خشونتی بی سابقە با معترضان مقابلە کردند کە در انجام آن صدها معترض جان باختند و هزاران تن نیز مصدوم و مجروح و یا دستـگیر شدند و دهها تن نیز با اتهامات محاربە و .. . بە اعدام محکوم شدند و اعدام چند تن از آنان نیز تاکنون اجـراء شدە است."
چندی پیش در گفتگویی کە با یـکی از مصدومان اعتراضات یا به روایتی جنبش: زن زندگی آزادی داشـتم, ایشان وقایعی را بازگو کردند کە حجم سبوعیت و خشونت سرکوبگران جمهوری اسلامی را بە روشنی نشان می دهد.
محمود عـبدی اهل شهرستان بوکان, متأهل پدر دختری دوازدە سالە, از فعالین مدنی شهر بوکان از ابتدای خیزش مردمی آن دیار کە همچون بسیاری از شهرهای ایران بە اعتراضات سراسری پیوستە بودند بە صورت خود جوش و با همیاری چندی از دوستانش در جریان خیزش مردم معترض بوکان در خیابانهای بوکان بە یاری صدمە دیدگان و مجروحانی مشغول بود کە از سوی مأموران سرکوبگر جمهوری اسلامی با شلیک مستقیم ساچمە و گلولەهای جنگی مجروح می شدند و با تیمار زخمهای آنان و انتقال بە مراکز بهداشتی و بیمارستان, همراە جنبش شدە بود.
محمود عبدی و یارانش هر چند نفر در خیابان و یا منطقەایی پخش شدە بودند و بە صورت خودجوش بە یاری مصدومان می شتافتند, به گفـتە محمود عبدی در آبانماە سال ۱٤۰۱ کە اعتراضات مردمی در بوکان بە اوج خود رسیـدە بود و خیابانهای بوکان همچون منطقەایی جنگ زدە درآمدە بود با چند تن از دوستانش همچون روزهای قبلتر مشغـول خدمت رسانی بە مصدومان بودند کە در شامگاە مورخە ۲٨ آبانماە ۱٤۰۱ زمانی کە از یاری رساندن بە چند تن از مجروحان بە خانە بازمی گشتند در خیابان مسـجد حضرت حمزە بوکان از سوی مأموران سپاه پاسداران کە سوار بر ماشین بودند بە آنان حملەور می شوند کە با تیراندازی مأموران سپاهی متفرق شدند اما ماشین بە طرف محمود عبدی حرکت کرد و مأموران سرکوبگر سوار بر ماشین بە سوی او تیراندازی کردند و چند ساچمە بە آرنج دست چپ او اصابت می کند کە بە دلیل آزار و درد ناشی از شکستە شدن استخوان آرنج دست و همچنین ساچمەهایی کە بە پشت وی اصابت کردە بود توان و یارای دویدن را نداشتە بود و نقش بر زمین می افتد, زمانی کە بر روی زمین افتادە بود انتظار این را داشتە بود کە مأموران او را دستگیر کنند و با خودشان ببرند اما یکی از مأموران مسلح کە جلوی ماشین و نزد رانندە نشستە بود بە وی تیراندازی می کند کە مقادیر زیادی ساچمە بە ناحیە شکم و دست راست او اصابت می کند. سپس مأمور مسلح از ماشین پیادە می شود و با قنداق تفنگش بە سر و شانەاش می زند و از فاصلە نزدیک چند گلوله ساچمەایی دیگر بە شکمش شلیک می کند و زمانی کە مأمور سپاهی احساس میکند دیـگر جانی در بدن محمود عبدی نماندە است و او را کشتە است سوار ماشین می شود و آنجا را ترک می کند، زمانی کە مأموران سرکوبگر رفتند, دوست او بە نام اسماعیل کرامتی کە او نیـز همراە او بە یاری مصدومان آمدە بود محمود عبدی را بە بیمارستان بوکان منتقل می کند و با شجاعت و وفاداری بە نسبت دوست مجروحش او را از مرگ حتمی نجات می دهد و در بیمارستان بوکان با مداوا و درمان محمود عبدی، جان دوبارە می یابد.
محمود عبدی ایـنگونە ادامە می دهد کە زمانی کە در بخش آی سی یوی بیمارستان بوکان بستری شدە بود تعداد زیادی مصدوم و مجروح را دیدە است کە برای مداوا بە آنجا آوردە شدە بودند.
تصویر اول : محمود عبدی روی تخت بیمارستان در حال مدوا . تصویر دوم : عکس برداری داخل شکم و مقادیر انبوە ساچمە در بدن وی و تصویر پایین عکس برداری ناحیە آرنج شکستە شدە محمود عبدی.
بە دلیل تعقیب و گریز و امکان دستگیری محمود عبدی از سوی مأمورین اطلاعاتی و بە خواست خود او و در حالیـکە درمان و تیمار او هنـوز بە اتمام نرسیدە بود و مقادیر زیادی گلولە ساچمەای در بدن او وجود داشت از بیمارستان ترخیصش می کنند.
بعد از مدتی کە اعتراضات زن زندگی آزادی فروکش کرد, ایـنبار نوبت بە تعقیب و گریز و دستگیری مخالفان و مجروحین و معترضان از سوی مأمورین امنیتی و لباس شخصی رژیم می شود کە هر روز خبر دستگیری آنان شنیدە می شد و همین موج دستگیری باعث شد کە بە ناچار محمود عبدی کە هنوز مقادیر زیادی ساچمە در بدن او وجود داشت بە همـراە دوست وفادارش اسماعیل کرامتی خانە و کاشانە و خانوادە خود در بوکان را ترک کنند و بە آنسوی مرزها کوچ می کنند . لازم بە ذکر است کە اسماعیل کرامتی نیز مورد تعقیب و گریز مأموران اطلاعاتی سپاە پاسداران قرار گرفتە است . ایشان نیز فعال مدنی, متأهل و دختری دو و نیم سالە دارد.
"محمود عبدی همـراە دوست وفادارش اسماعیل کرامتی"
روایت بالا, روایتی تلخ بود کە بر سر دو فعال مدنی آمدە است و این بخشی است از هزاران روایت تلخ و جانکاهی کە در جریان اعتراضات ۱٤۰۱ بر سر معترضان در جای جای ایران آمدە است . خانوادەهای زیادی داغدار شدەاند, تعداد زیادی بینایی چشمانشان یا یک چشم خود را از دست دادەاند هنوز هم عدە بیشماری در زندانهای جمهوری اسلامی دستگیر شدەاند اما سرکوب و آمار دستگیری مخالفان و منتقدان رژیم جمهوری اسلامی نە تنها کم نشدە است بلکە روزانە شاهد سرکوب و دستگیری آزادیخواهان و مخالفان جمهوری اسلامی هستـیم ...
۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۹, چهارشنبه
چهارده سال گذشت:"۱۹ اردیبهشت ۱۳٨۹ اعدام پنج زندانی سیاسی کُرد"
در تاریـخ نوزدهم اردیبشهت سال ۱۳٨۹ پنج زندانی سیاسی کُرد بە نامهای فرزاد کمانگر, شیرین علم هولی, علی حیدریان, فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان در زندان اوین بە دار آویختە شدند.
فرزاد کمانگر کە آموزگار نیز بود, در روستاهای محروم کامیاران تدریس می کرد بە اتهام عضویت و همکاری با پژاک بە اعـدام محکوم شد, اتهامی کە هیچگاە نپذیرفت.
فرزاد کمانگر بە سبب فعالیـتهای حقوق بشری و انسان دوستانە بە صورت افتخاری همچون گزارشگر ویـژە مجموعە فعالان حقوق بشر در ایـران عضو بود.
بعـد از اعدام فرزاد کمانگر, یونسکو در گزارشی کە منتشر کرد با بیان حجم فشارها علیە فضاها و مجموعەهای آموزشی بە موضوع اعـدام فرزاد کمانگر نیز پرداخت, همچنین اتحادیە اروپا نیز اعدام فرزاد و همراهانش را محـکوم کرد و سازمان دیدەبان حقوق بشر فرزاد کمانگر را بە عنوان یک معلـم یاد کرد.
مهدی اسلامیان یـکی دیگر از پنج زندانی سیاسی اعدام شدە در دوم اردیبهشت سال ۱۳٨٨ در نامەیی کە از زندان خطاب بە دبیر کل وقت سازمان ملل نوشت با رد اتهامات واردە بە خود نوشـتە بود: مدت دو سال است بی گناە تحمل حبس می نمایم و مدت یک سال است در سلول های مخوف و انفرادی بند ۲۰۹ زندان اویـن زیر شدیدترین شکجنەها قـرار داشتەام.
شیرین علـم هولی یکی دیگر از اعدام شدگان ۱۹ اردیبهشت سال ٨۹ قـبل از بە دار آویختە شدن با انتشار دو نامە, ضمن رد اتهامات کە بە او نسبت دادە بودند نوشتە بود: در طول ۲٥ روز نخست دورە بازداشتش در مکانی نامعلـوم, شدیدترین شکنجەهای جسمی و روانی را تحمل کردە است.
بعد از آگاه شدن و رسانەایی کردن اعدام پنج زندانی سیاسی کُرد در سحـرگاە ۱۹ اردیبهشت موجی از اعتراض و انتقاد از سوی شخصیتهای سیاسی و حقوق بشری در داخل و خارج از کشـور بە اعدام آنها شکل گرفت و بازتاب این جنایت جمهوری اسلامی بە شکلـی گستردە همە جهان را در اعتراض بە حکم ناروای اعدام از سوی رژیم جمهوری اسلامی هم صدا کرد.
مقامات قضایی جمهوری اسلامی اتهام این پنج زندانی سیاسی کُرد همـکاری با حزب پژاک عنوان کردند, اتهامی کە هیـچگاە از سوی آنان و وکلای آنان پذیرفتە نشـد اما مسئولان قضایی و حکومتی جمهوری اسلامی با رد ادعای آنان در تصـمیم و حکـم خود برای این پنج زندانی سیاسی کُرد پافشاری کردە و بە اتهام محاربـــە! برای آنان حکـم اعدام صادر کرد و آنـرا اجـرا نمود.
بعد از اعدام این پنج زندانی سیاسی کُرد هـمچون رویە همیشـگی جمهوری اسلامی اجساد آنان بە خانوادەشان تحویل دادە نشد و بە گفتە مقامات و مسئولان زندان اوین چون آنان بە اتهام محاربە بە دار آویختە شدەاند مانع تدفین آنان در گورستان مسلمانان شدەاند و آنها را در جایی دور از قبرستان مسلمانان دفن کردەاند!.
در حالی چهاردە سال از اعـدام فرزاد کمانگر و یارانش می گذرد کە ماشین اعدام و سرکوب این رژیـم مستبد کماکان در حرکت است و همـوارە حکـم غیر انسانی اعدام را برای مخالفان سیاسی اش اعمال می کند و اتهامات ساختگی خود را برای توجیە این عمل غیر انسانی بە مخالفان و منتقدانش نسبت می دهد تا بە آن روایـی دهد.
"حکـم اعدام در دورەهای حاکمیت جمهوری اسلامی بە یـکی از اصلی ترین احـکام در برخورد با مخالفان در نظر گرفتە شدە است تا با ایـجاد فضای ارعاب و وحشت مانع از فعالیت و دادخواهی و آزادی طلبی منتقدان حکومت شود اما حرکت آزادیـخواهانە برای استقـرار آزادی و دموکراسـی نە تنها کم نشدە است بلـکە آزادیـخواهان همـوارە در مبارزە با استبداد حاکم بر نظام جمهوری اسلامی حضور دارند و بعد از اعدام این پنج زندانی سیاسی کُرد در چهاردە سال پیش نیز کشـتار و اعدام مخالفان و منتقدان از سوی رژیم ایـران بە قوت خود باقی بودە است و ایـجاد فضای وحشت و ارعاب مانع از احقاق حق مردم آزادیـخواە نشـدە است و نخواهد شد."
۱۴۰۳ اردیبهشت ۱۲, چهارشنبه
احضار برخی از فعالین رسانەایی بە دادستانی تهران بە دلیل انتشار اخبار دربارە چگونگی مرگ نیکا شاکرمی
بعد از نشر خبری در مورد چگونگی کشتە شدن نیکا شاکرمی از جانباختگان اعتراضات ۱٤۰۱ کە از برخی خبرگزاریها و بە خصوص بی بی سی جهانی رسانەایی شد و بە دنبال آن موجـی از اعتراضات و انتقادات شدید داخلی و خارجی شکل گرفت خبرگزاری میزان ارگان رسانەایی قوە قضاییە جمهوری اسلامی اعلام نمود کە برخـی از فعالان رسانەایی کە بە استناد بە گـزارش بی بی سی جهانی مطالبی دربارە پروندە نیکا شاکرمی منتشر کردەاند بە دادستانی تهران احضار شـدەاند!
اسناد منتـشر شدە از برخی خبرگزاریها چگونگی مرگ نیکا شاکرمی نوجوان ۱٦ سالە را ایـنگونە عنوان کردەاند کە مأموران انتظامی رژیم جمهوری اسلامی ایران با زور نیـکا را وارد کامیون حمل بستنی "میهن" کردەاند و قبل از ایـنکە او را بە قتل برسانند بە او تجاوز کردەاند.
موج وسیعی از اعتراض بە این عمل وحشیانە مأموران سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی در داخل و خارج کشور از سوی اشخاص مدافع حقوق بشری و فعالین مدنـی بە راە افتادە است کە همە یکصدا این عمل زشت و غیر انسانی را محکـوم کردەاند و خواستار برخورد فوری با بانیان این واقعە شدەاند بانیان و جانیانی کە خود از حکومت و حاکمیـون دستور گرفتەاند کە اینگونە با مردم و زن و کودک آزادیخـواە و معترض برخورد کنند!
اسناد منتشر شدە کە حال رسانەایی نیز شدەاند و همگان بە آن دسترسی دارند خشونت و جنایات ضد بشری رژیم ایران را در برخورد با معترضان آنهم دختری ۱٦ سالـە برای همـە آشکار ساختە است, صفحە سیاە دیگری بە صفحات پر از جنایت و سبوعیت رژیم ایران افزودە است.
رژیم ایران در برخورد و مقابلە با مخالفان و معترضانش کارنامەایی سیاە دارد. برخوردهای وحشیانە و غیر انسانی, زندانی, شکنجە و اعدام رژیم مستبد جمهوری اسلامی را جهانیان روزانە مشاهدە می کنند و همە دنیا این حجـم از بربریت و خشونت حاکمان و مأموران مزدور جمهوری اسلامی را می بینند و محکـوم می کنند اما این محکومیتها و بیانیەهای جوامع جهانی و نهادهای حقوق بشری نە تنها مقامات ایرانی را از ادامـە سیاستهای ضد بشریشان منع نکردە است بلکە حجـم خشونت و سبوعیت حاکمان جمهوری اسلامی روز بە روز رنگ و بوی تازەای بە خـود می گیرد کە چگونگی قتل نیکا شاکرمی با استناد بە اسناد معتـبر رسانەایی از جدیدترین اقدامات وحشیانە رژیم مستبد جمهوری اسلامی بە حساب می آید و اکنـون اقدام مقامات قضایی در احضار افراد رسانەایی برای پرداختن بە این خبر واقعأ مضحک و توهین بە شعـور یک ملت می باشد. دستگاە قضایی رژیم جمهوری اسلامی بە جای ایـنکە با بانیان و مسببین این عمل قبیح و ضد انسانی برخورد کند می خواهد با کسانی کە بە دنبال واقعیت و حقیقت این ماجرای تلخ هستند برخورد کند و با این عمل می خواهد کە از بازتاب بیشتر این عمل غیر انسانی کە مأموران انتظامی و امنیتی مرتکب شدەاند جلـوگیری کند.
زندە یاد: نیکا شاکـــــرمی
اشتراک در:
نظرات (Atom)









