۱۴۰۲ آبان ۱۲, جمعه

یازدهمین سالگرد مرگ ستار بهشتی"وبلاگ نویس"، بازگویی گوهر عشقی مادر ستار از چگونگی دستگیری و مرگ پسرش

 گوهر عشقی، مادر دادخواه ستار بهشتی، به مناسبت یازدهمین سالروز کشته شدن فرزندش در بازداشت پلیس فتا، درباره چگونگی بازداشت او و شنیدن خبر مرگش توضیح داده است.

گوهر عشقی در ویدیویی به این مناسبت می‌گوید که ستار خواستار ایرانی آزاد، رفع فقر، و شادی مردم بود.

این مادر دادخواه می‌گوید که مأموری با لباس صورتی و ادکلنی تند در ساعت ۱۲ ظهر روز نهم آبانماە ۱۳۹۱ برای بازداشت پسرش بە منزل آنان رفتە است.به گفته گوهر عشقی، این مأمور حکومتی که ابتدا خودش را به عنوان دوست ستار معرفی کردە است، پس از هل دادن در خانه این کارگر وبلاگ‌نویس که موجب جراحت دست گوهر عشقی شده، به همراه چند مأمور دیگر وارد خانه آنها شدند.

گوهر عشقی می‌گوید که مأموران تنها به فرزندش اجازه پوشیدن شلوار دادند و بدون اینکه ستار بهشتی زیپ شلوار یا کمربندش را ببندد یا حتی اجازه رفتن به دستشویی را داشته باشد، با دست‌های بسته او را بازداشت کرده و با خود برده‌اند.این مادر دادخواه کە ساکن رباط کریم است می‌گوید: مأموران به او گفته‌اند ستار بهشتی را به تهران می‌برند و خبرش را به او خواهند داد.

گوهر عشقی می‌گوید که آنها خبر کشته‌شدن فرزندش را سه روز بعد به آنها اطلاع دادەاند.

ستار بهشتی ۹ آبان سال ۱۳۹۱ به وسیله مأموران پلیس امنیت سایبری بازداشت شد و چند روز بعد در ۱۳ آبان ۱۳۹۱ در بازداشت جان باخت.


"گوهـر عشقی بعد از مرگ پسرش تا بە این زمان کە یازدە سال از کشتە شدنش توسط مأموران پلیس فتا گذشتە است هموارە دادخواە پسرش بودە است و از هر فرصتی برای رساندن صدای دادخواهیش سود جستە است و در این عرصە کە همیشـە دستگاە حاکمیت را مورد انتقاد شدید قرار دادە است از سوی دستگاە سرکوبگر رژیم هموارە مورد بازخواست و حتی مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفتە است اما این مادر داغدیدە یک گام پا پس نکشیدە است و بر دادخواهـی خون بە ناحق ریختە پسرش استوار و ثابت قدم ماندە است. گوهر عشقـی نمونە مادری وفادار است کە بعد از مرگ پسرش با سختی های زیادی دست و پنجە نرم کردە است و اگـرچە بە صورت مداوم از سوی مسئولین حکومتی بە دلیل دادخواهی از پسرش و پشتیبانی از اعتراضات مردمی در هر برهە زمانی تحت فشار بودە است اما بر آرمانی کە بە آن ایمان دارد راسـخ ایستادە است و فشار و تهدیدات سرکوبگران رژیم  او را از رسیدن بە هدف والایش کە دادخواهـی خون بە ناحق ریختە پسرش ستار بهشتی است دلسرد و ناامیـد نکردە است. "




"سید ستار بهشتی وبلاگ‌نویس ایرانی کە در زمان مرگ ۳٥ سال سن داشت در ۹ آبان ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شد. او به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکهٔ اجتماعی و فیس‌بوک بازداشت و به مکانی نامشخص منتقل شده بود.در مدت بازجویی به شدت از سوی پلیس فتا شکنجه شد و به دلیل خون‌ریزی ریه، کبد، کلیه و مخچه، کشته شد و در آرامستان رباط کریم "محل زندگی‌اش" به خاک سپرده شد. بر اساس گزارش ثبت شده در روابط عمومی بهشت زهرای تهران، بهشتی در ۱۳ آبان فوت کرده‌است. عموی ستار بهشتی در گفتگو با سایت سحام‌نیوز گفته زمانی که از مسئولان، علت مرگ را جویا شدند به آن‌ها گفته شد: خفه شوید و به شما ربطی ندارد.

پس از انتشار خبر مرگ بهشتی، ۴۱ نفر از زندانیان سیاسی در نامه‌ای که در سایت کلمه منتشر شد اعلام کردند که ستار بهشتی روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان ۱۳۹۱ در بند ۳۵۰ اوین بوده و آثار شکنجه در تمام قسمت‌های مختلف بدنش مشهود بوده‌است. 

در این نامه گفته شده که بهشتی در بازداشتگاه پلیس ایران مورد ضرب و شتم قرار گرفته، از سقف آویزان شده، دست‌هایش را به صورت قپانی بسته‌اند و با لگد به سر و گردنش ضربه زده‌اند.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران در گزارشی که در ۱۹ آبان ۱۳۹۱ منتشر کرد به نقل از یکی از بستگان بهشتی که جنازهٔ او را دیده بود نوشت: روی سرش فرورفتگی بزرگی بوده و روی سرش گچ کشیده بودند. صورتش باد کرده بوده‌است. به محض این که بند کفن را باز کردند از کنار زانوی راستش به کفن خون زده و کفن کاملاً خونی شده‌است. علائمی از کالبد شکافی هم روی بدنش بوده‌است. مادر ستار بهشتی نیز در مصاحبه با سحام‌نیوز از خونی بودن کفن وی در هنگام دفن کردن سخن گفته‌است.

ویکتوریا نولاند سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در ۹ نوامبر ۲۰۱۲ ضمن اشاره به این‌که این وبلاگ‌نویس ۳۵ ساله، گناهی جز بیان عقیدهٔ سیاسی خود، مرتکب نشده بود از مسئولان جمهوری اسلامی خواست چگونگی این قتل را بررسی کنند.

ستار بهشتی در آخرین پست خود در مورخە هشتم آبان ۱۳۹۱ در وبلاگش نوشتە بود:

دیروز بنده را تهدید کردند به مادرت بگو به زودی رخت سیاه باید بپوشد، دهان گشادت را نمی‌بندی می‌گویم کاری انجام نمی‌دهم که لازم به بستن دهانم باشد می‌گویند وراجی زیاد می‌کنی، می‌گویم چیزی که می‌بینم و می‌شنوم را می‌نویسم، می‌گویند هرکاری بخواهیم می‌کنیم هر رفتاری را انجام می‌دهیم، شما باید خفه شوید و اطلاع‌رسانی نکنید وگرنه خفه خواهید شد بدون نام و نشان! بدون اینکه کسی بداند چه بر سر شما آمده!

 منبع: ویــکی پدیا





هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر