مسمومیت دانش آموزان دختر در چند مدرسه در ایران وارد فازی شده است که گمانەها را در عمـدی بودن این ماجـرا بیشتر قوت می بخشد. مسمومیت در مدرسەایی دخترانە در قم ، در تهـران و در بروجرد و ...
در حالیکـە خیزش مردم ایران در ۱٤۰۱ تحت نام جنبش ژینا تاکنون ادامە دارد و رژیم حاکـم بر ایران با مقابلە با آن درصدد خاموش ساختن صدای مخالفان است در این میان مسمومیت دختران دانش آموز در چند مدرسه دخترانه در چند نقطه از ایران افکار عمومی را به جایی سوق می دهد که دستانی پشت پرده در این ماجـرا نقش دارند و این دستها ،دستانی است که برای زهـر چشم گرفتن از دختران معترض در جریان خیزش سراسری جنبش ژینا وارد این کار غیر انسانی شدەاند و نوک پیکان حاکمیت و مزدوران حکومتی را نشان می دهد.
در جریان جنبش ژینا، دختران در مدارس زیادی از ایران با پارە کردن عکسهای خمینی و خامنەایی و همچنین برپایی تجمعاتی در داخل مدرسـە و بیرون از مدارس ،همراهی و هم آوایی خود را با دیـگر معترضان کف خیابانها به رخ حاکمیت و رژیم نشان دادند.
این نکته و همچنین سابقه برخورد ضد انسانی حاکمیت آخوندی در ایران با مخافانش با هر شیوەایی این گمانە را بیشتر قوت می بخشد کە رژیم در مسمومیت دختران مدرسەایی دست بە کار شدە است تا زهر چشم بگیرد و با ایجاد فضای رعب و وحشت مانع از تکرار اعتراضات در داخل مدارس شود.
"یک معلم به نقل از دانشآموزان مدرسه ۱۵ خرداد بروجرد به روزنامە هممیهن گفته که چیزی شبیه بمب در بخشی از مدرسه ترکیده و از آن دودی با بوی نعنا خارج شده است. به گفته او، دانشآموزانی که با آنها صحبت کرده، نمیدانستند منبع اولیه شیء پرتابشده از کجا بوده است، و اینکه از بیرون مدرسه پرتاب شده یا از داخل، هنوز مشخص نیست!!."
مطمئنأ این مستند و خیلی از مستنداتی که رژیم مانع از رسانەایی شدن بسیاری از آنها شدە است این واقعیت را بیشتر آشکار می سازد کە آتش بە اختیاران حاکمیت گوش بە فرمان ولی فقیە دیکتاتور برای آرام کردن فضای جامعە از هیـچگونە عمل و رفتار غیر انسانی پرهیز نمی کنند خواە چە دختران مدرسەایی باشند خواە چە دیگر اقشار جامعە...
جمعیت بزرگی از ایرانیان در مقابل شورای اتحادیه اروپا در بروکسل تجمع کرده و با حمایت از اعتراضات داخل ایران خواهان تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدند.
یکی از خواستهای شرکتکنندگان در این تجمع قرار دادن نام سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی اتحادیه اروپاست. شرکتکنندگان همچنین خواستار تعطیل شدن سفارتهای جمهوری اسلامی در کشورهای غربی هستند.
این تظاهرات همزمان با نشست وزیران خارجه اتحادیه اروپا در بروکسل برگزار میشود کە برای بە تروریست نامیدن سپاە پاسداران انقلاب اسلامی تشکیل جلسە دادەاند.
شماری از چهرههای شناخته شده مخالف جمهوری اسلامی، از جمله حامد اسماعیلیون و مسیح علینژاد، و نیز نمایندگان ایرانی پارلمانهای اروپایی از جمله علیرضا آخوندی و دریا صفایی در صف اول تظاهرات امروز حضور دارند.
با شروع اعتراضات سراسری به قتل حکومتی ژینا (مهسا) امینی در بازداشت گشت ارشاد، ایرانیان خارج از کشور در حمایت از معترضان داخل کشور٬ تجمعات پرشماری در شهرهای مختلف جهان برگزار کردەاند.
در این اجتماع دهها هزار نفری بەغـیر از شرکت کنندگان ایرانی همچون مسیـح علینژاد و حامد اسماعیلیون چند نمایندە اتحادیە اروپا و بلژیک نیز برای حاضرین در این اجتماع بە سخنرانی پرداختند و ضمن پشتیبانی از درخواست شرکت کنندگان در این آکسیـون از نمایندگان اتحادیه اروپا خواستند که همراه مردم آزادیخـواه ایران شوند و با تروریست نام نهادن سپاه پاسداران و قرار دادن این سپاە در لیست سازمانهای تروریستی و تحریم سپاە پاسداران ،حکومت دیکتاتور و تروریست آخوندی در ایران را به سقوط و سرنگونی نزدیک کنند.
"تصمیم نمایندگان و وزرای امور خارجە اتحادیه اروپا در این مقطع حساس زمانی که جرقه انقلاب تودەهای مردمی حدود شش ماه است کە زدە شدە است میتواند برای تداوم اعتراضات مردم آزادیخواە در ایران خیلی دلگرم کننده باشد و همچنین به نهادینه کردن دموکراسی و آزادی در ایران کمک نماید و همچنین امنیت منطقه خاورمیانه و حتی بسیاری از کشورهای جهان را بهبود بخشد و از دخالت نظامی این سازمان تروریستی در کشورهای سوریه جنگ زده و عراق و یمن و...جلـوگیری نماید و با مهار کردن تندرویهای رژیم ایران و دخالتهایش نوید بخش آسایش و امنیت منطقەایی و جهانی باشد."
یکدلی و اتحاد مردم ستمدیده ایران در مقابله با رژیم سرکوب گر و ضد آزادی در داخل کشور و خارج از مـرزها بی نظیر بوده است به امیـد اینکه خواسته مردم آزادیخـواه ایران جامه عمل بپوشاند و جامعه جهانی صدای فریاد میلیونها معترض آزادیخواه ایرانی در داخل و خارج از کشور را بشنوند و در این مقطع حساس تاریخی در کنار مـردم ایران باشند.
در حالیکه رژیم دیکتاتور و سردمداران دجال حکومت ایران با آزادی عدەایی از زندانیان عقیدتی و شماری از زندانیان معترض اعتراضات ۱۴۰۱ درصدد آرام کردن فضای جامعه بودند و همچنین با شوی نخ نما شده راهپیمایی ۲۲بهمن که طبق معمول با سانسور رسانەایی حکومت همـراە بود درصدد وانمود کردن این دروغ بودند کە مردم با رژیم همـراە هستند کە این بار نیز این سناریو با شکست همراە شـد.
عدەایی از زندانیان آزاد شدە همان لحظات اولیە آزادیشان با اعلام اینکە هرگز از خواستەها و مطالباتشان کە بە خاطر آن دستگیر شدە بودند عقب نخواهند نشست و تا بە ثمر رساندن آرمانهایشان بە مبارزە با این حکومت ادامە می دهند بە حاکمیت نشان دادند کە فریب آزادیی را کە بر پایە فریب و حقە برایشان رقـم خوردە است نخواهند خورد.
شامگاە امشب پنجشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۱ در بسیاری از نقاط ایران بار دیگـر مردم معترض با شعار زن زندگـی آزادی فضای برخی از شهرهای ایران را آراستند و بە حاکمیت ثابت کردند کە بر احقاق خواستەهایشان پایبند هستند و خواهان بە ثمر نشاندن آزادی و دموکـراسی در ایران هستند کە اصل تحقق آزادی و فضای دموکـراسی با وجود حاکمیت دیکتاتور آخوندها در ایران امکان پذیـر نخواهد بود و رکن اصلی ایجاد نظامی دموکرات، برچیده شدن این رژیم از صفحه سیاسی ایران است.
رژیـم ظالم ایران با فریب و خدعه شاید بتواند در مقطعی از زمان به اهداف پلیدش برسد اما هوشیاری و آگاهی مردم ایران، همواره بر فریبکاری رژیم دیکتاتور آخوندها در ایران پیروز شده است.
شامگاه روز جمعه ۲۱ بهمن ۱٤۰۱ زهرا محمدی مدرس زبان کُردی و فعال حقوق بشری از زندان سنندج آزاد شد.
دوران محکومیت زهرا محمدی بنا بر حکم دستگاه قضائی پنج سال بود ولی بعد از یک سال از زندان و بدون اطلاع حتی به خود او از زندان آزاد شد!
زهرا محمدی در پیامی ویدیویی بعد از آزادی ،خبر آزادیش را اعلام کرد و در حالی که از بی اطلاعی آزادیش گفت خاطر نشان کرد که درخواست هیچگونه بخشش و عفوی نکرده است.
زهرا محمدی، مسئول انجمن فرهنگی اجتماعی "نوژین"، در خرداد ۱۳۹۸ بازداشت و در تیر ۱۳۹۹ به اتهام "تشکیل گروه علیه امنیت کشور" به ۱۰ سال حبس محکوم شد. این حکم بعدتر در دادگاه تجدید نظر به پنج سال حبس تبدیل شد.
این فعال مدنی فارغالتحصیل کارشناسی ارشد ژئوپولتیک است. او به مدت ۱۲ سال در شهر سنندج و روستاهای اطراف آن به صورت داوطلبانه به آموزش زبان کُردی مشغول بوده است.
"در طول چند روز گذشته و بعد از اعلام عفو و بخشش تعداد زیادی از معترضان اعتراضات ۱۴۰۱ از سوی خامنەایی چندین فعال مدنی و زندانی سابق نیز آزاد شدەاند کە نشانەهایی از نتیجە خیزش سراسری و حضور مردم بە نشانە اعتراض بە حاکمیت سرکوب گر در پی کشتە شدن ژینا امینی در اواخر شهریور ۱٤۰۱، می باشد و اگرچە رژیم با خشونت با معترضان برخورد نمود و صدها تن را بە گلولە بست و قتل عام کرد اما بە دلیل تداوم اعتراضات مردمی، دستگاە سرکوب گر با عقب نشینی و با حکم رهبری دستور عدە زیادی از معترضان را صادر نمود کە همچنان کە اشارە شد در این میان، عدە ایی از زندانیان سابق مدنی و فعال حقوق بشری نیز شامل بخشش و آزادی شدند.
یک دلیل دیگر فشار بی سابقە بین المللی بە حکومت ایران بود کە بە علت سرکوب وحشیانە دستگاە سرکوب گر و حاکمیت ایران دست بە جنایات وسیعی زد و رژیم ایران تا از دامنە این فشارها بکاهـد اقدام آزادی زندانیان معترض را در دستور کار خود قرار دادە است.
هـر چە رخ دادە است و رخ می دهد یک نشانە از نتیجە خیزشی بودە است کە بە انقلاب ژینا نام گرفت کە در پی آن صدها تن قربانی خشونت حکومتی شدند کە مردمش برای آزادی و احقاق دموکراسی سالیان زیادی است کە با هر شیوەایی با دستگاه و سیستم سرکوب گرش در مبارزە هستند."
منابع مختلف خبری از جملە خبرگزاری میـزان اطلاع دادەاند کە شامگاه جمعه ۲۱ بهمن فرهاد میثمی، فعال مدنی، از زندان آزاد شده است.
این فعال مدنی و پزشک زندانی از مهر ماه سال جاری تاکنون در اعتراض به سرکوب معترضان و مخالفت با حجاب اجباری، به اعتصاب غذای جامد روی آوردە بود.
کانال تلگرامی که خبرهای مربوط به فرهاد میثمی را پوشش میدهد، عصر جمعه اعلام کرد که فرهـاد میثمی "از زندان رجاییشهر با دوستانش تماس گرفتە است و آزادی خود را تایید کردە است"
طی یکی دو روز گذشتە و با موافقت خامنەایی، تعدادی از معترضان و زندانیان سیاسی آزاد شدند، این اقدام رهبر جمهوری اسلامی زمینهساز تبلیغات گسترده حکومت ایران شده است. این در حالی است کە شماری از وکلا، فعالان حقوق بشر، معترضان زندانی و زندانیان سیاسی سابق، این اقدام حکومت را "عفو تبلیغاتی" با هدف "تحمیل روایت دروغین نظام"و "تعویض وقیحانه جایگاه شاکی و متهم" توصیف کردهاند.
"محمد مقیمی، وکیل آقای میثمی، گفتە است که از موکل وی خواسته تا برای آزادی وثیقه بگذارد، اما او نپذیرفته و در نهایت بدون سپردن وثیقه آزاد شده است."
فرهاد میثمی از مرداد ماە سال ۱۳۹۷ بدون حتی یک روز مرخصی در زندان بهسر برده است. او به دلیل اقدامات و کنشهای مدنی خود در مخالفت با حجاب اجباری به شش سال زندان محکوم شده بود.
طی روزهای اخیر تصاویری از این فعال مدنی در رسانهها منتشر شده بود که نشان میداد بر اثر اعتصاب غذا به شدت کاهش وزن پیدا کرده است و تصویر جسم نحیف و لاغر او بازتاب گستردهای در ایران و سطح بینالمللی داشت. آقای میثمی تاکید کرده بود که تا رسیدن به هدفش به این اقـدام خود ادامه خواهد داد.
دکتر فرهاد میثمی از مروجان و طرفداران مبارزه مدنی بدون خشونت برای گذار از استبداد است و در طی این چند سال که در زندان بوده است چندین کتاب و مقاله در این زمینه ترجمه کرد.
تصویر فرهاد میثمی سمت چپ قبل از زندان و سمت راست در زندان رجائی شهر!
زلزلهای به بزرگی ۷.۸ درجه بامداد روز دوشنبه ۱۷ بهمن بخشهای گستردهای از مناطق جنوب ترکیه و شمال غربی سوریه را لرزاند. براساس آمارهای بعدازظهر روز دوشنبه حداقل ۳۶۰۰ کشته و هزاران مجروح شدهاند و تخمین زده میشود که هنوز صدها و شاید هزاران نفر زیر آوار باشند.
نهادهای امدادرسانی پیشبینی میکنند که همزمان با ادامه خاکبرداری و جستجو در زیر آوار هزاران ساختمان ویران شده، تعداد تلفات افزایش خواهد یافت.
کانون این زمینلرزه ناحیه قهرمان مرعش در جنوب شرقی ترکیه بود ولی منطقهای به شعاع چند صد کیلومتر را به لرزه در آورد. گزارشها حاکی است که قدرت زلزله در حدی بوده است که لرزش زمین در دمشق، بیروت و حتی قاهره نیز احساس شده است.
پس از وقوع زلزله اول، پس لرزههای شدیدی در نواحی مرکزی ترکیه نیز ثبت شده که شدت برخی از آنها حدود ۷.۵ ریشتر بود.
دولت ترکیه شامگاه دوشنبه به وقت محلی اعلام کرد که تعداد کشتهها در این کشور به حدود دو هزار و ۳۱۶ نفر رسیده و حداقل ۱۱ هزار نفر نیز مجروح شدهاند.
فقط در ترکیه، دستکم ۳۷۰۰ ساختمان ویران شده است. بیمارستانها نیز آسیب دیدهاند و یک دستگاه بیمارستان نیز در شهر اسکندرون تخریب شده است.
فوات اوکتای، معاون رئیسجمهور ترکیه، گفت که چنین فاجعهای "در هر صد سال میتواند رخ دهد".
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، گفت: "بهدلیل ادامه عملیات خاکبرداری و تجسس در مناطق زلزلهزده هنوز نمیدانیم که تعداد دقیق تلفات چقدر خواهد بود".او یک هفته عزای عمومی در این کشور اعلام کرده است.
خسارتهای زلزله در سوریه
نواحی شمال غربی سوریه که از این زلزله آسیب دیدهاند محل سکونت بیش از چهار میلیون نفر از آوارگان جنگ داخلی هستند که در ساختمانهای نیمه ویران زندگی میکنند و به این دلیل ضريب تلفات در این مناطق که دسترسی چندانی به آنها وجود ندارد ممکن است بیش از سایر مناطق زلزلهزده باشد.بخشی از این مناطق در کنترل دولت و بخشی دیگر در کنترل شورشیان است.
موسسه زمینشناسی آمریکا اعلام کرد که زلزله اول به بزرگی ۷.۸ درجه در عمق ۱۸ کیلومتری زمین روی داده است و کانون زلزله دوم با قدرت ۷.۵ درجه که چند ساعت بعد روی داد در صد کیلومتری محل وقوع زلزله اول بوده است.
هزاران ساختمان در یک منطقه گسترده به شعاع چند صد کیلومتر، از دیاربکر در شرق ترکیه تا حلب و حما در شمال سوریه ویران شدهاند.
وزارت بهداشت سوریه ظهر روز دوشنبه خبر داد که در مناطق تحت کنترل حکومت حداقل ۵۹۳ نفر کشته و بیش از هزار و ۴۱۱ نفر مجروح شدهاند.
گروههای شورشی که کنترل نواحی شمال غربی سوریه را در دست دارند آمار تلفات در این مناطق را حداقل ۷۰۰ کشته و ۲۰۰۰ مجروح اعلام کردند.
اداره دفاع غیرنظامی نیروهای مخالف حکومت سوریه، وضعیت در مناطق تحت کنترل شورشیان در استان ادلب را "فاجعهبار" توصیف کرد.
این مناطق چندین سال زیر حملات سنگین روسیه و ارتش سوریه بودهاند و امکانات پزشکی بسیار محدودی دارند. ساکنان این مناطق تمام نیازهای روزمره خود از جمله مواد غذایی و امکانات پزشکی را از طریق کمکهای بشردوستانه جامعه بینالمللی دریافت میکنند که از مسیر ترکیه منتقل میشود.
با توجه به وضعیتی که بهدلیل زلزله در ترکیه به وجود آمده نگرانی در مورد اختلال در انتقال کمکهای بشردوستانه به شمال سوریه افزایش یافته است. بسیاری از مجروحان زلزله در شمال سوریه بهدلیل کمبود امکانات پزشکی در منطقه به بیمارستانهای شهرهای مرزی ترکیه منتقل شدهاند.
تاکنون بيش از ده کشور جهان، اتحاديه اروپا و پيمان ناتو آمادگی خود را برای دادن کمک از جمله اعزام تيمهای تجسس و امداد، کمکهای پزشکی و مالی اعلام کرده اند. البته بخش اعظم اين کمکها به ترکيه پيشنهاد شده است. همزمان روسيه و حتی اسرائيل نيز برای کمک به حکومت سوريه اعلام آمادگی کردهاند ولی بعيد است که اين کمکها به مناطق تحت کنترل شورشيان در شمال غربی سوريه برسد.
منبع خبر و گردآوری : سایت خبری رادیو فـردا
در حالیکه میرحسین موسوی خواستار برگزاری "همهپرسی" و تغییر قانون اساسی شده است، محمد خاتمی که همچون بنیانگذار اصلاحات شناخته شده است طبق روال گذشته و اظهار نظرات سابق با پرهیز از انتقاد مستقیم از حاکمیت و شرایط موجود در جامعه ایرانی این پیام را داده است:
"جامعه از جهات مختلف دچار بحران است و نظام حکمرانی جلب رضایت بخش کوچکی از جامعه را به قیمت افزایش نارضایتی اکثریت جامعه مدّ نظر قرار داده است."
محمد خاتمی در بخش دیگری از این بیانیه که روز یکشنبه منتشر شد، "براندازی" جمهوری اسلامی را رد کرده و مدعی شده که "به لحاظ توازن قوا و امکانات و توانی که حکومت دارد براندازی (مکانیکی) آن ممکن نیست". او افزوده است: "شعار براندازی بهانه بیشتر پدید میآورد برای ایجاد تنگناها و محدودیتهای فضای آزاد و افزوده شدن آسیبهای فراوان بر آسیبهای پیشین".!!!
"ادعای خاتمی در حالی مطرح شده است که سرنگونی جمهوری اسلامی از شعارهای اصلی اعتراضات اخیر مردمی در داخل کشور و فعالان خارج از کشور بوده است."
بیانیه میرحسین موسوی که نخست وزیر سابق در دوره رهبری خمینی می باشد و همچنین در جریان انتخابات رئیس جمهوری ۱۳٨٨ رهبری جنبش سبز را برعهده داشت و بنا بر اعتراض به نتایج انتخابات و گستردگی اعتراضات حامیان او تا کنون از سوی حاکمیت از صحنه سیاست دور مانده است و در حصر خانگی بسر می برد در تضاد کامل با بیانیه محمد خاتمی رهبر جنبش اصلاحات می باشد که خواهان بقای نظام فعلی در این شرایط می باشد!!
میر حسین موسوی در بیانیه خود خواستار برگزاری همه پرسی آزاد و سالم و تدوین قانون اساسی جدید شده است و با اشاره به حوادث خونبار ماهها و سالهای اخیر ایران گفته است :"اجرای بدون تنازل قانون اساسی به عنوان شعاری که ۱۳ سال پیش بدان امید می رفت دیگر کارساز نیست و باید گامی فراتر از آن گذاشت."
بیانیه میرحسین موسوی با واکنشهای زیادی روبرو شده است که عمدتأ از آن استقبال شده است ولی بیانیه هفت زندانی سیاسی سرشناس که در تأیید بیانیه میرحسین موسوی اعلام شده است از بارزترین واکنشها می باشد کە در آن خاطر نشان کردەاند :
"در شرایط فعلی از ابتکار ملی و دمکراتیک محصور مقاومت جنبش سبز مهندس میرحسین موسوی برای ارائه برنامه سه مرحله ایی حمایت می کنند و تلاش خود را برای پیشبرد این برنامه و گذار مسالمت آمیز و خشونت پرهیز به ساختاری کاملأ دمکراتیک و ایران توسعه یافته اعلام می دارند..."
اسامی این هفت نفر که در زندان اوین هستند به شرح زیر می باشد:
مصطفی تاج زاده
امیرسالار داوودی
حسیـن رزاق
مهـدی محمودیان
سعـید مدنی
مصطفـی نیلی
فائـزه هاشمی
و اما خبرگزاری تنسیم نزدیک به سپاه پاسداران در خبری کوتاه از بیانیه محمد خاتمی استقبال کرده است و آن را "کنایه" به بیانیه میرحسین موسوی دانسته است.!
اگر چه بیانیه دو چهره سیاسی یکی محصور و یکی کنار گذاشته از سیاست در تضاد با هم بوده است ولی یک نکته اساسی در آن وجود دارد که دوره اصلاحات در ایران به پایان رسیده است و عمده نیرویی که با محمد خاتمی و در جبهه او حرکت می کردند از همراهی با وی امتناع ورزیدەاند و به صف براندازان آمدەاند و آن این مهم است کە خرد عمومی کل جامعە ایرانی از مرکز گرایان تا کل ملیتها بە یک هدف مشترک رسیدە است و آنهم براندازی و تغییر حکومت در ایران می باشد.
در ۱۲ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ شمسی و بعد از خیزش سراسری مردم ایران در ضدیت با نظام پادشاهی که در طی چند سال تداوم پیدا کرده بود نظام جمهوری اسلامی با آمدن خمینی از فرانسه پایەهای حکومتش را بنیان نهاد و بعد از مدت کوتاهی حکومتی اسلامی با سردمداری یک عدە آخوند و آدم مذهبی و در رأس آنان شخص خمینی حکومتی مذهبی با محوریت مذهب شیعی را در ایران بر مردم تحمیل کردند!
رژیم پادشاهی پهلوی همچون آخرین دوره شاهنشاهی در ایران برچیده شد و در برچیده شدنش اگر نقش مردم به پا خواسته را در بخشی از نابودیش قرار دهیم نقش چشمگیر برچیده شدنش پشت خالی کردن از سوی کشورهای غربی و در رأس آنان آمریکا و انگلستان بود که شاه را حمایت نکردند و بستری را فراهم کردند که آخوندها در ایران به حاکمیت برسند!
ضعف در مدیریت جامعه سنتی آنزمان ایران و نبود احـزاب مستقل از نظام پادشاهی که خواسته اکثریت ملیتهای ایران بود و سرکوب مخالفان از عمده عواملی بود که مخالفین حکومتی با سازمان دهی و شکل گیری، جامعه را به مخالفت با شاه برانگیختند و به مرور دامنه این اعتراضات آنچنان گسترده شد که کنترل کردنش برای حکومت پادشاهی پهلوی عملأ میسـر نبود و آن شد که شاه آنچه را که در توان داشت به کار گرفت ولی دیگر هیچگونه رفورم و تغییری در سیاستهای شاهنشاهی تأثیر گذار نبود و اگرچه در این میان عده زیادی از معترضین که از طیفهای گوناگون سیاسی بودند سرکوب شدند و قربانی حفظ حاکمیت شاهنشاهی شدند.
در انقلاب سال ۱۳۵۷ طیفهای وسیعی در سراسر ایران در صفوف معترضین قرار داشتند و با سازماندهی باعث شکل گیری اعتراضاتی شده بودند که عاقبت به سرنگونی نظام پادشاهی منجر شد از جمله احزاب سوسیالیست و حزب توده و سازمان مجاهدین خلق که شاخه عملیات مسلحانه را در اعتراضات بر ضد نظام پادشاهی بر عهده داشت و همچنین در نقاط مختلف ایران همچون کردستان که حزب دمکرات رهبری جنبش آزادیخواهی را بر عهده داشت . سازمانهای چریک فدایی خلق و ...
اما در نهایت این حزب جمهوری اسلامی بود که بر اریکه قدرت نشست و همه احزابی را که نقشی عظیم در انقلاب ایفا کرده بودند یکی یکی از سر راه برداشت و همه را سرکوب کرد و همچون دشمن داخلی با آنان برخورد نمود و اعضاء و هواداران این احزاب را دستگیر،زندانی و با خشونت زیاد تعداد زیادی از آنان را به پای چوبه دار روانه ساخت و اعدام کرد!
حاظر نشد که به خواستەها و مطالبات آنان گوش فرا دهد و آنان را در اداره کشور سهیم کند و آن شد که تا اکنون نیز آن احزاب و سازمانهایی که هنوز وجود دارند همچون مخالفان این حکومت با رژیم ایران در مبارزه باشند و همچنین: احزاب، سازمان و گروههای زیادی تأسیس شده اند که به مخالفت با سیستم دیکتاتوری نظام ایران درصدد شکل گیری نظامی بر پایه دموکراسی و آزادی خلقها آمدەاند و همچنین با توجه به نوع حکومت و تبعیض طبقاتی و آیینی و ملیتی در کف جامعه ایران مردم عادی نیز از هر فرصتی برای مبارزه و اعتراض استفاده کردەاند کە با سرکوب خشن حکومت روبرو شدەاند و تاریخ چهل و چهار سالە این حکومت گواهی این را میدهد کە کشتن و سرکوب مخالفان را در سرلوحە اهداف تداوم حاکمیتش قرار دادە است.
از جزئیات حاکمیت چهل و چهار ساله این حکومت اگر بگذریم به کلیتی اشاره باید کرد که این حکومت برای حفظ و بقایش از هیچگونه ترفند و خدعەایی پرهیز نمی کند و چه بسیار شخصیتهای مهمی که در صدر این حکومت بودەاند و آنان را حذف فیزیکی کردەاند همچون منتظری که زمانی جانشین خمینی برای رهبری نظام اسلامی بود . همچون هاشمی رفسنجانی که دلیل اصلی رهبریت خامنەایی بعد از مرگ خمینی بود.
در برهەایی از حکومت و بە دلیل فشار بین المللی اصلاحات را علم کرد تا همچون سوپاپی برای حفظ نظام عمل کند و گفتگوی تمدنها را مطرح کردند، تا جایی پیش رفتند که با مقامات آمریکایی که شیطان بزرگ می نامیدنش مذاکره کردند و در این بین مخالفان داخلیش را سرکوب می کرد.!
سرکوب مخالفان در زمان اصلاحات آنزمان شدت گرفت که ترور شخصیتهای مخالف سیاسی رژیم ایران در خارج از مرزهای ایران آنچنان زیاد شده بود که استقلال سیاسی کشورهای اروپایی در برخورد با مقامات رژیم ایران را به مخاطره انداخته بود! که این امر باعث شد، رژیم زاویه سرکوب و کشتارها را بار دیگر به داخل ایران برگرداند.
در طول این چهل و چهار سال اتفاقهای زیادی در ایران رخ داده است که مهمترین آن جنگی بود که بنا بر اصرار حاکمیون ایرانی هشت سال با حکومت بعث عراق به طول انجامید و در حالی که این جنگ در همان سال اول حمله نظامی عراق و پسگیری شهرهای اشغال شده که عراق آن را تصرف کرده بود میتوانست خاتمه یابد اما اصرار خمینی و حاکمیت آخوندی که راه قدس را از کربلا می دانستند هشت سال به طول انجامید که عواقب خانماسوزی را با خود به همراه داشت و عاقبت آن شد که خمینی جام زهر را سرکشید و با صلح و خاتمه جنگ با عراق موافقت کرد.
حضور و دخالت در کشورهای مختلف دنیا به بهانه صدور انقلاب که از سیاستهای اولیه رژیم اسلامی ایران بود تا کنون ادامه دارد و در حالیکه ثروت و سامان کشور باید برای آبادانی و رفاه جامعه ایرانی مصرف شود برای اهداف سیاسی در کشورهای لبنان و سوریه و یمن و عراق و... صرف می شود همچون تهدیدی منطقه ایی حضور نظامی خود را در آنسوی مرزها و به بهانه دفاع از خلقهای ستمدیده و همچنین ترویج هلال شیعی گسترده کرده است.
با توسعه انرژی اتمی درصدد ساخت بمب اتمی است که این رویه را نیز به اهرم فشاری بر غرب تحمیل کرده است و دهها سال است که با این شیوه از کشورهای غربی باج می گیرد و وقت را می کشد و هنوز به انجامی که غرب را مطمئن سازد که به دنبال ساخت بمب اتمی نیست نرسیده است.!
در این میان و نقش اپوزیسیون مخالف حکومت نیز آنچنان نقشی نبوده است که کشورهای جهان و بویژه غربی را به این قناعت برساند که جایگزینی برای بعد از سقوط احتمالی این رژیم وجود دارد که از آن حمایت کنند و به غیر از کردستان که احزاب مخالف رژیم ایران، حضوری پررنگ در شکل گیری و سازماندهی جامعه دارند در سایر نقاط ایران آنچنان که انتظار می رود اپوزیسیون مخالف حکومت خوب عمل نکرده است و جامعه را با خود همراه نساخته است و در بسیاری از موارد باعث شکست بسیاری از خیزشهای سراسری نیز شده است همچون خیزش سراسری ۱۴۰۱ که به انقلاب ژینا نام گرفت که انعکاس خوبی نیز به همراه داشت و نگاه جامعه جهانی به اخبار اعتراضات ایران دوخته شد تا آنجایی که با حمایت زیادی از سوی آن کشورها از اعتراضات داخل ایران منجـر گشت و اگرچه تعداد زیادی از معترضین نیز کشته شدند و با دستگیری بسیاری، حکومت خواسته است که از ادامه این اعتراضات جلوگیری کند اما آنچه که تداوم اعتراضات ۱۴۰۱ را در این مقطع کم رنگ کرده است عدم همفکری سازمانهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی است و نمونه بارزش سخنان رضا پهلوی در این بازده زمانی است و همچنین طرفداری عده ایی خاص با شعار من به رضا شاه وکالت می دهم!!!! باعث گشته است که مردم معترض جامعه ایرانی بخصوص ملیتهای مختلف ایرانی تا حد زیادی صف خود را از مرکزگراها جدا کنند چون رضا پهلوی در حالی که آنچنان پایگاه اجتماعی نیز ندارد بدنبال خط و نشان کشیدن است و با تجزیه طلب نامیدن ملیتهای مختلف همچون کردها و بلوچها از حالا هشدار سرکوب می دهد! درست سیاستی که از سوی حاکمیون و با تهمت و افترا می خواهد که انسجام این چند ماه گذشته ملیتهای مختلف ایرانی را برهم بزند که اگرچه موفق نبوده است اما شخصی همچون رضا پهلوی و اطرافیان و همفکرانش همچون بازوی جمهوری اسلامی خواسته یا ناخواسته عمل کردند و دامنه این اعتراضات را به سمتی کشاندند که حال همه شاهدش هستیم!!
این نقطه ضعفها که از سیاست فریب و نیرنگ حاکمیون ایرانی سرچشمه گرفته است از روز اول بر سرکار آمدن این رژیم اسلامی در قاموس سیاست حاکمیون جای گرفته است و این وظیفه مخالفان این نظام سرکوب گر را بیشتر می کند که با وحدت کلمه و همدلی در حال حاظر همه اهداف خود را برای برچیده شدن ظلم و ستم که در نهاد جمهوری اسلامی قرار دارد معطوف کنند که اگر موفق شدند آنگاه با برقراری دموکراسی و حق آزادی بیان این مردم هستند که در چگونگی اداره کشور تصمیم نهایی را خواهند گرفت در غیر اینصورت باید شاهد ادامه بقای این نظام دیکتاتور باشیم!