۱۳۹۵ بهمن ۲۱, پنجشنبه

سی وهشتمین سال به قدرت رسیدن رژیم خمینی بر اریکه حکومت در ایران

سی و هشت سال پیش در دوازدهم بهمن ماه ۱۳۵۷ شخصی بر اریکه قدرت و فرمانروایی بر ایران پا نهاد که زمانی که از او سئوال شد که چه احساسی دارد که بعد از مدتی دوری از وطن به ایران بازگشته است ، در جواب فقط گفت که هیچ !!! و بعدها اقتصاد را مال خر دانست ، شخصی بی خرد ، بی سواد و دور از سیاست و تنها یک آخوند روظه خوان که هیچ درکی از محیط پیرامون خود در آن برهه زمانی و هیچ برهه از زمان نداشت . این به حساب آیت الله چند سال بود که به عنوان رهبری ملت خشمگین از نظام پادشاهی مستقیم و غیر مستقیم انتخاب شده بود که از همان اوایل مورد غضب شاه قرار گرفته بود وچند سال بود که از ایران گریخته بود و پس از چند کشور ، قبل از اینکه به ایران باز گردد در فرانسه و نوفل لوشاتو سکنی گزیده بود و مخالفین رژیم شاهنشاهی را حول خود جمع آوری کرده بود و کسانی هم که در ایران پیرو افکار پوسیده او بودند از او و اطرافیان او دستور میگرفتند و مردم را تشویق به تظاهرات و تجمعات بر ضد نظام  شاهنشاهی در داخل ایران می کردند ، اگر چه باید این نکته مهم را متذکر شد که تنها و فقط پیروان خمینی نبودند که مخالف شاه و نظام پادشاهی بودند ، بلکه بودند اقشار مختلفی هم در داخل ایران هم خارج از ایران ، همانند جبهه ملی ، ساختار چپ و سوسیالیست ها ی ایرانی ، مجاهدین خلق که در اواخر حکومت شاه تقریبا جزء شاخه مسلح معترضان بودند ، سازمان توده ، چریکهای فدایی خلق ، که اینها بیشتر در مرکز و شهرهای بزرگ ایران تمرکز داشتند ، و در سایر نقاط ایران و سایر قومیتها نیز مخالفان نظام شاهنشاهی بودند همچون کردستان و مناطق کرد نشین که حزب دمکرات  کردستان در کردستان بیشترین نقش را در اعتراظات بر ضد نظام شاه در این مناطق ایفا میکرد چون خلق کرد خاطره خوبی از شاه نداشتند و شخص شاه بود که قاضی محمد و یارانش را در مهاباد به دار آویخته بود  و جنبش ملی کردهای ایران را با خشونتی فراتر از سایر مخالفین خود محکوم کرده بود ... در اینکه نظام پادشاهی در ایران نظامی که دموکراسی در آن پایدار نبود و آزادی احزاب هیچ گونه معنایی نداشت و تنها شخص شاه و اطرافیان دربار شاه بر اریکه قدرت بودند و استبداد بر نظام شاهنشاهی سایه افکنده بود سخنی نیست ، و در دوره شاه مخالفان حکومت زندانی و محبوس میشدند و گاهی نیز اعدام میشدند همچون اعدام قاضی محمد و یارانش در مهاباد و یا اعدام امثال گلسرخیها و ... و کلا سانسور مطبوعات و در اختیار گرفتن کل سیستم حکومت به نفع نظام شاهنشاهی .... و اما امام آمد ، اولین سخنرانی خمینی در بهشت زهرای تهران بود که در آن نطق حرف از مجانی کردن حق آب و برق بر ملت کرد به دهان شاه مشت زد و دولت تعیین کرد و دولت شاه را غیر قانونی خطاب نمود ، اگر چه شاه در ایران نمانده بود که به قول خمینی محاکمه اش کند و بر دهانش مشت بزند ولی قیمت آب و برق به جای خود که به جای مجانی شدن به دو برابر و چند برابر افزایش یافت که بگذریم ولی چنان خشونتی با مخالفان خود اعمال کرد که لنگه آن در هیچ انقلابی دیده نشده بود ، در مطالب فوق ذکر گردید که به غیر از خمینی و طرفدارانش بودند احزاب و گروههای مختلف که دوشادوش سایر مردم بر علیه شاه مخالفت میکردند و نقش زیادی در سقوط شاه داشتند اما خمینی که توسط همان عده که از او طرفداری میکردند بر تخت سلطنت نشسته بود و به او لقب امام داده بودند سرمست از رهبری بر ملت ایران اندک اندک شروع به خود برتر بینی بر سایر مخالفان نظام پادشاهی گشت و هر کس که با او و افکار جاهلانه  و متعصبانه افراطی او نبود را دشمن خطاب کرد و فراتر نیز همه را مرتد و کافر قلمداد نمود و با مفسد فی ارض خواندن مخالفان خود اکثر مخالفین را به پایه چوبه دار آویخت و شخص خلخالی را به عنوان حاکم شرع نظام اسلامی مدل خود برگزید و ماشین اعدامهای سراسری را در سراسر ایران به حرکت در آورد و هر کس که با رژیم تازه به قدرت رسیده خمینی مخالفت میکرد با شدیدترین وجه محکوم ویا با مرگ روبرو می شد ، آن زمان که جنگ عراق با ایران  شروع شد و در طول هشت سال جنگ بهترین زمان برای سرکوب مخالفان داخلی برای رژیم خمینی بود زیرا همه دنیا سرگرم جنگ دو کشور بود و کمتر کس و یا کشوری اوضاع داخلی ایران را تعقیب می کرد در آن سالها هزاران انسان به پایه چوبه دار رژیم خمینی رهسپار شدند و نمونه بارز آن کشتارها در کردستان و مناطق کرد نشین ایران خود نمایی کرد ، فرمان تاریخی خمینی بر اعلام جهاد به کردستان به بهانه وجود اپوزیسیون و احزاب دمکرات و کومله هیچوقت از اذهان ملت کرد پاک نمیشود به  بهانه سرکوب احزاب کرد که تا آن زمان دنبال راه حلی مسالمت آمیز برای حل مساله کرد بودند لشکر کشی وسیع ارتش و سپاه کردستان را به خاک و خون کشیدند و صدها انسان بی گناه نیز  کشتار رژیم خمینی بر ضد خلق کرد را رقم زدند ،، در طول حکومت خمینی تا لحظه مرگش هزاران نفر اعدام شدند که آمار کاملا مشخصی در دست نیست و در طول جنگ ایران با عراق ( اگر چه شروع جنگ با عراق بود اما ادامه جنگ را خمینی و دار و دسته اش عهده دار هستندچون میخواستند به کربلا برسند که هرگز نرسیدند و خمینی جام زهر را سر کشید )خرابیهای فراوان و آوارگی هزاران مخالف رژیم خمینی را در بر داشت که برای حفظ جان خود از ایران گریخته و فرار را بر قرار ترجیح داده اند . بعد از مرگ خمینی الحق که وارثانش جای خالی او را پر کرده اند و هنوز هم با رنگ و لعابی دیگر ماشین سرکوب و خفقان در ایران تحت حاکمیت رژیم منحوس آخوندی به راه است ... این نکته را باید اشاره نمود که هم در زمان خمینی هم بعد از مرگش جدا از سرکوب آزادیخواهان و اعدام مخالفان رژیم  ترور وتروریست یکی از عمده ترین تاکتیک حذف مخالفان و آزدیخواهان در داخل و خارج ایران میباشد به عنوان نمونه  ترور دکتر قاسملو و یارانش در اتریش ،ترور دکتر شاپور بختیار در فرانسه ، ترور فریدون فرخزاد ، ترور دکتر شرفکندی و یارانش در آلمان ، ترور داریوش و پروانه فروهر در تهران  و دهها و صدها از این دست ....و در آخر مطلب باید متذکر شد از همان سالی که خمینی زمام حکومت را در ایران به دست گرفت کل منطقه خاورمیانه و حتی سراسر دنیا در جنگ و نا امنی به سر میبرند چون با دخالت در امور اکثر کشورها و صدور به قول خمینی انقلاب به همه دنیا زمینه ساز عروج مهدی یا همان امام زمان را فراهم کنند ، باشد که ملت همیشه در  صحنه پیرو امام زمان درسی از عروج خمینی گرفته باشند که چه ره آوردی با خود به دنیا نشان داد و منتظر ظهور مهدی نباشند چون اگر بیاید کار دنیا که با وجود وارثان خمینی به پایان رسیده است، باید منتظر مهدی در سیارات دیگر منظومه شمسی باشند که انقلاب خمینی را در آنجا بگستراند چون جایی در این کره خاکی نمانده است که اثرات مخرب انقلاب خمینی در آن مشاهده نشده باشد ......                                                                                                                                              

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر