۱۴۰۳ شهریور ۷, چهارشنبه

قطعی های مکرر برق" نارضایتی مردم", گستردگی اعتراضات اقشار مختلف صنفی در آستانە سالگرد خیزش سراسری ۱٤۰۱

 اعتراضات پرستاران, کارگران کارخانەها, بازنشستگان تأمین اجتماعی و ادارات مختلف در جای جای شهرهای ایران وارد فاز جدیدی شدە است و روزانە شاهد تجمعات اقشار مختلف صنفی هستیم کە برای بهبود وضعیت معیشتی و رفاە اجتماعـی بە شرایط موجود زندگیشان, اعتـراض می کنند و مسئولان بە جای رسیدگی بە مطالباتشان از مأموران نیروی انتظامی درخواست می کنند کە با اعتراضات و تجمعات معترضین برخورد کنند! صدا و فریاد معترضان بە دلیل شرایط بد زندگیشان در رسانەهای مختلف آزاد انعکاس گستردەای داشتە است اما رسانەهای حکومتی و دولتی یا از آن می گذرند یا زیاد بە آن اهمیت نمی دهند اما تجمعات معترضین برای مطالبتشان روز بە روز گسترش می یابد و هنـوز مسئولان حکومتی با جدیت بە آن توجە نمی کنند اما مسلمأ نگـران این گستردگی هستند. 

در این وضعیت ملتهب جامعە کە اذهان و نگاهها را بە خود جلـب کردە است, مردم با مشکل بزرگ دیگری روبرو شدەاند و آنهـم قطعی مداوم برق در اکثر‌ شهرهای کشور است. قطعی مدوام برق خسارات زیادی برای بعضی از شغلها و تولیدی ها و کارخانجات و حتی نانوایی و سوپرمارکتها وارد کردە است و در فصل تابستان کە گرمای هـوا واقعأ آزار دهندە است خاموشی مدوام برق مردم را بە ستوە آوردە است.

این سقف از نارضایتی کە جامعە را واقعأ عاصی کردە است در حالی است کە شایعاتی مبنی بر گرانی بنزین و حاملهای سوخت نیز وجود دارد کە اگر این نیـز عملی شود باید شاهد عصیان و اعتراضاتی در حجم گستردە جامعـە ایران باشیم آنهـم در آستانە سالـگرد خیزش سراسری ۱٤۰۱ کە بە جنبش زن زندگی آزادی نام گرفت, جنبشی‌ کە نظام جمهوری اسلامی و حاکمان رژیم ایران را بە چالشی بی سابقە کشاند کە تا بحال نیـز بە کلی فروکش نکـردە است و آزادیـخواهان مترصد فرصتی هستند تا برای بار دیـگر و بە خونخواهی و دادخواهی جوانان باری دیـگر در خیابانها فریاد آزادی و عدالتخـواهی سر دهند.

در چنین شـرایطی, رژیم جمهوری اسلامی با چالشها و مشکلات برون مرزی نیز روبرو است و با پروپاگندە گویی تهدید حملە نظامی و موشکی بە اسرائیل را نیز می کند, این حجم از چالش و درگیری داخلی و خارجی کە دامـان نظام جمهـوری را گرفتە است, مطمئنأ فرجام بدی را در ادامـە حکومتمداری نظام جمهوری اسلامی باخود برای رژیم ایران بە هـمراە دارد ...



۱۴۰۳ شهریور ۲, جمعه

در ادامە اعتراضات کارگران و بازنشستگان, اعتراضات گستردە پرستاران در ایران گسترش یافتە است

 


طی یکی دو هفتە گذشتە جامعـە پرستاری در جای جای ایران با اعتراضات گستردە خواستار مطالبات خود را از دولت و حکومت شدەاند. یکی از عمدەترین مطالبات پرستاران افزایش حقوق مالـی می باشد کە مسئولیـن دولتی و حکومتی تا کنون بە آن گوش ندادەاند و بە جای اینـکە مسئولان مربوطە پاسخـگوی مطالبات برحق پرستاران معترض شوند مأمـوران انتظامی با حضور در جمع پرستاران خواهان پایان اعتراضات آنان شدەاند و می شوند و حتـی در رسانەهای حکومتی نیز چنان که باید اخبار این اعتراضات, بازتاب دادە نشدە است.


طبق اخباری کە رسانەهای آزاد منتشر کردەاند, تاکنون عدەایی از پرستاران معترض دستـگیر نیز شدەاند. 


جامعە پرستاران کە از اقشار‌ زحمتکش و فعال جامعـە می باشند همـوارە با بی مهری مسئولان دولتـی روبرو گشتەاند. حرفـە پرستاری یکی از مشاغل حساس است کە پرستاران و بهیاران, شب و روز با مراقبت از بیماران در بیمارستانها و مراکـز درمانی بخش عمدە زندگی خود را بە این خدمت مهم و ارزندە اختصاص دادەاند و از زمـرە شغلهایی بە حساب می آید کە در بین جامعە دارای احترام ویژەایی می باشد.


بە غیـر از پرستاران این روزها در جای جای ایران شاهد اعتراضات کارگران در بخشهای مختلف, بازنشستگان و اقشار مختلف جامعە هستیم کە از شرایط بد زندگـی و وضعیت بحرانی اقتصادی موجود در ایران می نالند و مسئولان و حاکمیون ککشان هم نمی گزد!!  تا بودە همیـن بودە اگر اعتراضات گستردەتر شود و جمعیـت معترض چشمگیر شود برای کنترل معترضین, حاکمیت از مأموران سرکوبگر مدد می جوید و با نامـیدن معترضان بە اغتشاشگر, سرکوب خود را توجیـە می کند.


در حالیـکە جامعە ایرانی خواستار حقوق از دست رفتەاشان هستند و هر بار بخشی از شغلها نسبت بە شرایط شغلی‌ و زندگی شان معترض می شوند, سردمداران و مسئولان دولتی, حکومـتی با دخالت در امـور کشورها و صرف هزینەهای گزاف مالی برای نیروهای نیابتیش در لبنان, سوریە, یمن و عراق و ... مطالبات مردم در داخل ایـران را پشت گوش انداختـە و بە آن اهمیت نمی دهد و بە جای ایـنکە گامهای مثبتی بردارد برای بهبود وضعیت و شرایط مردم بە آنها انـگ اغتشاشگر و جاسوس کشورهای متخاصم  البتە بە گفتە "حاکمان جمهوری اسلامی" نیز می زند و با سرکوب آنها نە تنها مطالبات و درخواست آنها را در نظر نمی گیرد بلکە با دستگیری و سرکوب معترضان و مطالبەگران با آنان برخـورد می کند.

۱۴۰۳ مرداد ۲۸, یکشنبه

سالروز اعلام فتوای جهاد علیە مردم کُردستان از سوی خمینی

 



۲٨ مرداد ماە هر سال یادآور حـکم ضد بشری خمینی بر علیـە مردم کُردستان ایران می باشد.


۲٨ مرداد ماە سال ۱۳٥٨ طی حکم و فتوایی کە از سوی خمینی اعلام شد بە قوای نظامی و سپاە و ارتش جمهوری اسلامی فرمان حملە نظامی بە کُردستان دادە شد و بە دنبال آن قوای نظامی و سپاهی تحت امر خمینی بە شهرهای کُردستان یورش بردند و با حملات وسیع نظامی با انواع سلاح های سنگین و سبک بە کُردستان حملەور شدە و مردمان زیادی را کشتە و منازل و مزارعشان را بە آتش کشیدە و تعداد زیادی را آوارە کردە و با کشتار و قتل و عام مردم بیگناە در همان اوایل حکومتداریشان رخسار واقعی خود را بە همگان نشان دادند.


بهانە یورش و اعلام جهاد خمینی حضور احزاب کُرد ایرانی در کُردستان بود و خمینی با کافر شمردن احزاب و اپوزیسون کُردستان کە از بطن جامعە برآمدە بودند فتوای جهاد بر علیـە آنان را صادر کرد, آنزمان بنی صدر در مقام رئیس جمهور و فرماندە کل قوای نظامی مأمور حکم رهبرش را عهدەدار شد و بە قوای نظامی امر کرد تا کُردستان را بە طور کلـی پاکسازی نکنند پوتینها را از پا در نیـآورند!


با سقوط نظام پادشاهی در ایـران و فراهم شدن موقعیت اپوزیسون مخالف رژیم پادشاهی احزاب کُردستانی هم فعالـیتهای حزبی و سیاسی خود را آشکار نمودند و با حضور در شهرهای کُردستان خواستار حضور در حاکمیت تازە بە قدرت رسیدە شدند و این ادعا, بە دلیل محبـوبیت و سابقە تاریخی مبارزاتشان, ادعایی برحق بود کە جامعە کُردستان نیـز از آن پشتیبانی و حمایت کردند. اما سیاست رژیم تازە بە قدرت رسیدە جمهوری اسلامی سیاستی خودکامە بود کە بە غیـر از خودشان و سیاست واپس گرایانەشان هیـچ حزب و یا سازمان و فکر  و ایـدەایی را کە با آنان همسـو نمی بود را قبول نداشتند و بە بهانەهای واهـی و دروغ افکنی, گروههای مخالف خود را در زمـرە مرتدین معرفـی کردە و جهاد بر علیـە آنان و سرکوب آنها را توجیە شرعی بە حساب می آوردند و کشتار و قتل و عام و اعـدامشان را شرعیت بخشـیدە و با خشونت و سبوعیت هر کە را با آنان مخالفت می کرد از سر راە برمی داشتند.


در ایـن میان با کینەایی کە از مردم کُردستان بە دل داشتند با خشـونت و وحشی گری بە کُردستان یورش بردە و در حالـیکە احزاب کُردستانی با مذاکرات مستمر درصدد راە حلی صلح آمیز بودند تا از جنگ و خشونت جلوگیری کنند و طی چند بار هئیتهایی از مـرکز برای مذاکرە با رهـبران احزاب کُردی بە سنندج و مهاباد آمدند اما چون حاکمیت و در صدر آن خمینی هیچ باوری بە راە حل آشتی جویانە نداشتند بە کُردستان یورش نظامی بردند و با قتل عام وسیع و وارد کردن ویرانی های زیاد از مردم کُردستان زهر چشم گرفتند. واقعیت امر وجود احزاب کُردی در کُردستان نبود بلکە دهن کجی تاریخی کُردها بود کە در رفراندوم آری یا نە این انتخابات را تحـریم کردند و از بدو حاکمیت جمهوری اسلامی بە کلیت رژیم نە گفـتند و رژیم تازە بە قدرت رسیدە جمهوری اسلامی چون مخالفت با خودش را روا نمی دید هرکس را کە با او همسـو نبود همچون دشمن حساب می کرد و بە شـیوەهای غیـر انسانی و بە زور اسلحە از سر راهـش بر می داشت.


اگر چە چهل و پنج سال از جنایات و کشتار مردم بی دفاع و بیگناە کُردستان توسط جمهوری اسلامی و با فتوای خمینی می گذرد کە در آن هزاران کشتە و ویرانی های زیادی با خود بە همـراە داشت تا مردم کُردستان را با رژیم جمهوری اسلامی همراە سازند اما هنوز هم مردم در کُردستان ایران حاکمیت مستبد جمهوری اسلامی را همـچون حکومتی اشغالـگر و مستبد  می داند و از بدو تأسیس جمهوری اسلامی هر فرصتی پیش بیآید همـوارە با مقابلە با این رژیم مستبد پیشـگام دیـگر نقاط ایران بودە است.



۱۴۰۳ مرداد ۱۶, سه‌شنبه

زهر چشم جمهوری اسلامی از شکستهای برون مرزی با اعـدام معترضان و مخالفانش در داخل, رضا رسایی اعدام شد!

 


سـحرگاە امروز سەشنبە ۱٦ مرداد ماە ۱٤۰۳ رضا رسایی از معترضان و بازداشت شدگان خیزش سراسری ۱٤۰۱ در زندان مرکزی کرمانشاە اعدام شد.

اعدام رضا رسایی بدون اطلاع بە خانوادە او و در بی خبری اجـرا شدە است, خانوادە رضا رسایی گفتەاند کە اجازە دفن فرزندشان را در شهر زادگاهش صحنە کرمانشاە بە آنها ندادەاند.

رضا رسایی در نیمە اول مهـر ماە پارسال توسط شعبە دوم دادگاە کیفـری یک استان کرمانشاە بە اتهام قتل نادر بیـرامی رئیس اطلاعات سپاە پاسداران شهر صحنە بە اعدام محکوم شد.

صدور این حکـم با فشار رییس قوە قضاییە جمهوری اسلامی ایران و بدون وجود شواهد و مستندات اثبات جـرم صورت گرفت.

سازمان عفو بین الملل ۱٤ دیماە پارسال دربارە اجـرای حکم اعدام رضا رسایی ابزار نگرانی کردە بود و خواستار توقف اجرای آن شد. این سازمان حـکم اعدام یاد شدە را مرتبط با اعتراض های سراسری زن زندگی آزادی عنـوان کردە بود.


"چند روز قبل در اقدامی غافلگیرانە اسماعیل هنیە رئیس سازمان حماس کە برای تحلیف رئیس جمهوری پزشکیان بە ایران آمدە بود هدف حملە موشکی قرار گرفت و کشتە شد کە این اقدام, شکستی حقارت بار را برای جمهوری اسلامی رقـم زد و در حالیـکە مقامات جمهوری اسلامی تهدید بە پاسخگویی شدید بە عامل این حملە, اسرائیل کردەاند اما چون زور نظام جمهوری اسلامی بە اسرائیل نمی رسد با اعدام مخالفان و زندانیان سیاسی درصدد ایـجاد فضای وحشت در جامعە می باشد تا هم فضای داخل کشور را بە زعم خود بە آرامش برساند هم ایـنکە نگاهها را بە سمتی دیـگر بکشاند تا از این حجم آبرو ریزی و شرمساری کە دامنش را گرفتە بکاهد, سنتی کە همـوارە بە آن عمل کردە است. حاکمیت شکست خوردە جمهوری اسلامی بە آخر خط رسیدە است و اگر با اعدام مخالفان و معترضان فضای ملتهب جامعە را اندکی بە نفع خود عوض کند, نمی تواند برای همیشە اینگونە جامعە و آزدیـخواهان را سرکوب کند و فضای ترس و وحشت را در جامعـە اشاعە بدهد."

۱۴۰۳ مرداد ۱۱, پنجشنبه

شرم تاریخی برای جمهوری اسلامی, حذف اسماعیل هنیە در قلب تهران, تهدید جمهوری اسلامی: انتقام شدید از اسرائیل می گیریم!


 

کشته شدن اسماعیل هنیه, رئیس دفتر سیاسی حماس در تهران، اگر مهم‌ترین رویداد سال‌های اخیر در ایران و منطقه نباشد, قطعاً عجیب ترین اتفاق این چند سالە است.اسماعیل هنیه که در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان شرکت کرده بود با استقبال خامنەایی و مسئولان جمهوری اسلامی پا بە ایران گذاشت و نە مقامات جمهوری اسلامی و نە شخص او فکر می کرد کە بە ایـن شیوە مورد هدف موشکی اسرائیل در داخل ایران قرار بگیرد.

 رسانەهای جمهوری اسلامی تیتر زدند:

جبهه مقاومت در آغوش حفاظت شده ایران!!

 اکثر روزنامه های جمهوری اسلامی شعارهایی مانند مرگ بر اسرائیل و درود بر مقاومت در صفحه اول خود داشتند,اما آنها نمی دانستند که ساعاتی بعد آغوش امنیتی ایران به شرمی تاریخی برای آنها تبدیل خواهد شد و رهبر حماس همان شب در تهران کشته خواهد شد.جایی که مقامات مدعی جمهوری اسلامی آنـرا امن ترین مکان برای رهبران محور مقاومت می نامندش! علی یونسی، وزیر سابق اطلاعات، سال ها پیش پس از ترور محسنی فخری زاده فیزیکدان هستەای رژیم ایران, گفت: نفوذ موساد در نهادهای مختلف ایران به حدی است که همه مسئولان جمهوری اسلامی باید نگران جان خود باشند.

همانطور که گفتە شد, این حادثه برای جمهوری اسلامی مایه شرمساری تاریخی بود، شرم آور از آن جهت که این حادثه در روز مهمی همچون تحلیف رئیس جمهور و با حضور ده ها مهمان خارجی در قلب تهران بە وقوع پیوست.

کشتە شدن اسماعیل هنیە آنهم در پایتخت ایران قدرت بلامنازع اطلاعاتی اسرائیل را برای بار دیـگر ثابت کرد و از سوی دیـگر قدرت پوشالی و ضعف اطلاعاتی جمهوری اسلامی را بە همگان نشان داد. مقامات و مسئولان رژیم ایران دوبارە تهدید بە مقابلە شدید با اسرائیل می کنند اما تهدیدات حکومت ایران هیـچگاە نتوانستە ضربەایی بە اسرائیل بزند و موشکها و پهبادهای جمهوری اسلامی تنها در آسمان بە هوا خوری می پردازند و نرسیدە بە خاک اسرائیل در آسمان منهـدم می شوند. هرگاە جمهوری اسلامی با شکست و سرخوردگی در ناتوانی با مقابلە با اسرائیل مواجە می شود سردرگم بی گدار بە آب می زند و با نسبت دادن بە مخالفان داخلی همچون جاسوسی برای موساد اعلام می کند کە با پیگری و تلاش سربازان گمنام امام زمان شاخە یا شاخەهایی از جاسوسان اسرائیل را شناسایی و دستگیر کردەاند, سیاستی نخ نما شدە این سالهای جمهوری اسلامی کە دیـگر کسی بە آن اعتماد ندارد. ناتوانی جمهوری اسلامی در محافظت از شخص اول حماس در قلب‌‌ پایتخت بار دیگر مقامات, مسئولان و در رأس همە شخص خامنەایی را در مقابلە با دشمنان خارجی تحقیر کرد. 


در مراسم تشییع اسماعیل هنیە کە در تهران برگزار شد مقامات حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی حضور‌ بهم رساندە و خامنەای نماز بر جسد هنیە خواند اما نکتە مهم کە توجە رسانەها را جلب نمود هراسان بودن خامنەایی بود, ترس از حرکات خامنەایی بە وضوح پیدا بود, ترسـی کە بە کابوس خوابهای خامنەایی و مقامات حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شدە است باید نظارەگر باشیـم کە آیا نظام جمهوری اسلامی این بار کە وعـدە دادە است بە شدیدترین شیوە با اسرائیل مقابلە می کند و طبق حکم خامنەای باید مستقیمأ اسرائیل را هدف قرار بدهند تا چە حد و میـزان این توانایی را دارد, اگر فرض را بر این بگیریم کە جمهوری اسلامی چە مستقیم چە غیر مستقیم بە اسرائیل حملە کند نمی تواند باعث زدودن این شرم تاریـخی جمهوری اسلامی از یادها و اذهان شود.