۱۴۰۳ دی ۵, چهارشنبه
۱۴۰۳ آذر ۲۳, جمعه
زندانی سیاسی کُرد, زینب جلالیان کماکان از درمان و ملاقات با خانوادەاش محروم است.
زینب جلالیـان
زینب جلالیان، زندانی سیاسی که دوران محکومیت خود را بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان یزد سپری میکند، علیرغم شرایط نامناسب جسمی ناشی از بیماری های چشمی، کلیوی و گوارشی، کماکان از رسیدگی مکفی و مداوم پزشکی محروم مانده است. همچنین وی حدود سه ماه است که از ملاقات با خانواده خود محروم مانده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زینب جلالیان، زندانی سیاسی کماکان محروم از درمان و ممنوع الملاقات است.
یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی ضمن تایید این خبر به هرانا گفت: “خانم جلالیان با وجود ابتلا به بیماری های کلیوی، گوارشی و چشمی با سنگ اندازی مسئولین مربوطه همچنان از درمان مناسب و مداوم پزشکی محروم مانده است. مسئولان زندان از دادن نتیجه آزمایش و عکس برداری که زینب پیشتر انجام داده بود، امتناع میکنند و در حال حاضر درمان وی قطع شده است. او همچنین از اول مهرماه سال جاری تاکنون، به دستور اداره اطلاعات از ملاقات با خانواده محروم مانده است.”
زینب جلالیان در سال ۱۳۸۶ دستگیر و در سال ۱۳۸۸ به اتهام خروج غیرقانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه به دلیل عضویت در گروههای مخالف نظام به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تأیید، اما سپس به حبس ابد تغییر یافت.
زینب جلالیان بارها اعلام کرده بود که در زمان بازداشت به شیوههایی چون شلاق زدن به کف پا، مشت به شکم، کوبیدن سر به دیوار و تهدید به تجاوز، مورد آزار و شکنجه قرار گرفته است.
" منبع خبر : خبرگزاری هرانا "
"رژیم جمهوری اسلامی با فشار بر زندانیان سیاسی و عقیدتی در سایە حکومت ولایت فقیە, هموارە از جملـه کشورهایی بوده است که ناقض حقوق بشر بودە است و کلیه معیارهای انسانی را در برخورد با مخالفین, منتقدان و معترضانش را پایمال کردە است.
زندانها و سیاە چالهای جمهوری اسلامی کانون شکنجەگاە حکومتی ایران می باشند کە از زمان بر سر کار آمدن نظام ولایت فقیە با شکنجەهای قرون وسطایی زندانیان سیاسی و عقیدتی را با بی رحمانەترین شیوە آزار و شکنجە می دهد و هزاران زندانی را تاکنون اعـدام کردە است.
این روزها کە رژیم بشار اسد در سوریە ساقط شدە است,نگاهی بە وضعیت و شرایط روحی و جسمی مخالفان رژیم بشار اسد کە سالها در زندانهای مخوف, زندانی بودەاند می اندازیم بە زندانها و زندانیانی می اندیشیم کە هم اکنون در سیاه چالهای جمهوری اسلامی و در زیر شکنجەهای روحی و جسمی قرار دارند.
سیمای پنهانی زندانهای جمهوری اسلامی زمانی علنی می شود کە این رژیم سرکوبگر همچون رژیم بعث سوریە ساقط شود و زندانیان سیاسی آزاد شدە و بە آغوش خانوادەشان بازگردند."
۱۴۰۳ آذر ۲۱, چهارشنبه
پس لرزەهای سقوط حکومت بشار اسد: سردرگمی و دلهرە مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی در واکنش بە سقوط رژیم بعث سوریە
در پی سقوط حکومت بشار اسد کە بعنوان بازوی اصلی رژیم جمهوری اسلامی در منطقە خاورمیانە بە حساب می آمد شاهد و ناظر اظهارات گوناگونی از سوی مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی هستـیم.واکنشات عجیب برخی از مسئولان جمهوری اسلامی ناشی از سراسیمگی و دلهـرەایی است کە انتظار سقـوط رژیم حاکم در سوریە را بە این سرعت نداشتند. اگرچە جنگ داخلی در سوریە حدود چهاردە سال طول کشید اما سیر تغییرات و تحولات در سوریە در فاصلە حدود دە روز اخیـر منجر بە فروپاشی رژیمی شد کە پنجاە و چهار سال در سوریە حکومت کرد.جمهوری اسلامی همراە روسیە یکی از کشورهایی بود کە برای بقای بشار اسد و حاکمیت بعث و همچنین توسعە هلال شیعی مورد نظرش با حضور بخشی از نیروی سپاە قدس پاسداران هزینە زیادی خرج کرد کە با سقوط رژیم بشار اسد همە نقشەها و اهدافی کە داشت نقش بر آب شد.
بعضی از مسئولان حکومتی بدون بحث کردن در مورد صرف کلی هزینە جانی و مالی ادعا کردەاند کە بە بشار اسد در مورد ادارە کشور سوریە هشدار دادە بودند!!البتە این گونە سخنوری و توضیح, خود را بری کردن از حمایت و پشتیبانی از رژیم اسد می باشد تا ترکشهای ناشی از سقوط رژیم بە رژیم ایران نخـورد و با این توجیهات ادعا می کنند کە نقشی در سیاست داخلی و خارجی رژیم اسد نداشتەاند کە اینگونە نیست و همـە دنیا, شاهد حمایت همە جانبە جمهوری اسلامی از رژیم ساقط شدە بشار اسد بودە است.بعضی از واکنشات مقامات جمهوری اسلامی نیز ناشی از ترسی است کە بعد از رژیم سوریە کە از بازوان اصلی رژیم ایران در منطقە بە حساب می آمد نوبت بە حاکمیت جمهوری اسلامی برسد تا بە سرنوشت رژیمهای دیکتاتوری همچون سوریە دچار نشـود.
خامنەایی بعد از چند روز از سقوط رژیم بشار اسد عامل سرنگونی وی و حاکمتیش را اتاق فرمان آمریکا و اسرائیل با کمک یک دولت همسایە " منظور او ترکیە بود کە از آوردن نام ترکیە پرهیز کرد!!", عنوان کرد سخنرانی خامنەایی بر خلاف روال همیشگی به صورت زندە از صدا و سیمای جمهوری اسلامی پخش نشد!
در سخنرانی امروز خامنەایی آنچە بیشتر جلوە می کرد کسلی و بی حوصلگی شخص خامنەایی بود کە با بی رمقی ادعا کرد کە جوانان سوری کشور خود را از تصرف اشغالگران بار دیگر آزاد خواهد کرد و ادامە داد کە محور مقاومت ارتش آمریکا را از منطقە اخراج می کند!! محور مقاومتی کە شاخ و بالهایش بە کلی از میان رفتە است و تنها سرش ماندە است کە حال سنگینی می کند بر سر جمهوری اسلامی!
از سویی دیگر دادستانی کل کشور با هشدار بە فعالان رسانەایی از آنان خواستە است کە با توجە بە شرایط حساس داخلـی و منطقە مردم را نترسانید!
بعد از سقوط بشار اسد افراد مسلح گروە تحریر شام, زندانیهای رژیم سابق را از زندان آزاد کردەاند,افراد زندانی کە بسیاری از آنها دهەها در سیاەچالهای رژیم اسد پسر و پدر را گذراندەاند کاملأ در شوک هستند برخی از آنان بە فراموشی دچار گشتەاند و چیزی از گذشتە خود را بە یاد ندارند, حجم شکنجە و آزارهای جسمی و روحی کە بر زندانیان در سوریە تحت حاکمیت رژیم بعث آنچنان زیاد بودە است کە تماشای چهرە زندانیان دربند رژیم سابق سوریە, هر بینندەایی را آزار می دهد.
بدون شـک, سیاهچالها و زندانهای مخوف جمهوری اسلامی چیزی کمتر از زندانهای رژیم بشار اسد نیست, اعدامهای گستردە مخالفین جمهوری اسلامی دهە شصت در ایران کە هنوز ادامە دارد دستگیری وسیع مخالفان کە کماکان ادامە دارد و ترور شخصیتهای سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور کارنامە سیاە جمهوری اسلامی می باشد کە هر روز بە حجـم آن افزودە می شود, مطمئنأ در فردای آزادی, کارنامە رژیم جمهوری اسلامی همچون کارنامە حاکمیت ساقط شدە بشار اسد در اختیـار رسانەهای آزاد قرار می گیرد و عاملان جنایتهای جمهوری اسلامی بە سزای اعمالشان می رسند. بە امیدآنروز...
۱۴۰۳ آذر ۱۸, یکشنبه
حکومت بشار اسد, محور اصلی مقاومت جمهوری اسلامی ایران سقوط کرد
کمتر از دو هفته بعد از حملات مخالفین رژیم سوریه, بشار اسد حاکم دیکتاتور سوریه فرار را بر قـرار ترجیح داد و دولت و حاکمیت بە گروە تحریر شام رسیـد.
گروە تحـریر شام همراە گروههای دیگری همچون کردهای سوریە کە سالهاست با رژیم بعث سوریە در جنگ است توانست ظرف کمتر از دو هفتە شهرهای سوریە را یکی بعد از دیگری بە تصرف درآورد تا سحـرگاە امروز یکشنبە هشتم دسامبر بە دمشق رسید در حالیـکە بشار اسد قبل از رسیدن مخالفان کاخ ریاست جمهوری را ترک کردە بود و بعد از گذشت چند ساعت, خبر درخواست پناهندگی بشار اسد و خانوادەاش بە روسیە کە همراە حکومت جمهوری اسلامی از متحدان رژیم اسد بودند رسانەایی شد.
از سال ۲۰۱۱ کە خیزش سراسری اعتراضی معترضان در سوریە بر علیـە رژیم بشار اسد شکل گرفت, منطقە خاورمیانە در جنگ و خونریزی فرو رفت کە تبعات آن دنیا را نیز در برگرفت, جنگهای داخلی در سوریە ویرانی و آوارگی زیادی را با خود بە همـراە داشت, میلیونها آوارە سوری خانە و کاشانە خود را ترک کردند و شرایط جنگی خاص در خاورمیانە بوجود آمد.
گروههای افراطی شیعی و سنی, سوریە را بە آوردگاە جنگ عقیدتی خود تبدیل کردند جمهوری اسلامی با حمایت تمام قد از حاکمیت بعث سوریه درصدد ترویج هلال شیعی خود شد, کشورهای سنی مذهب همچون ترکیە کە با سوریە هم مرز است و قطر و ... نیز با حمایت از مخالفان رژیم بعث سوریە نمی خواستند و بر نمی تابیدند کە هلال شیعی ایران گستردەتر شود.
جمهوری اسلامی از دولت سوریە و شخص بشار اسد به نفع پیشبرد نفوذ خود در مرزهای اسرائیل استفاده می کرد و برای تسلیح گروهای نیابتی همچون حزب الله و حماس, یکی از اصلی ترین محورهای مقاومت جمهوری دولت ساقط شده بشار اسد بشمار می آمد, اکنون بعد از تضعیف چشمگیر حماس و حزب اللە تا حد نابودی آنها و حال با سقوط رژیم اسد دستهای جمهوری اسلامی در این منطقە کوتاە شدە است, دستهایی کە با دخالت در امور داخلی سوریە با صرف سرمایە و هزینەهای هنگفت مادی و انسانی بە حمایت از دولت سوریە و جلوگیری از ساقط شدن رژیم بشار اسد و بە بهانە دفاع از حرم!! " مدافعین حرم " باعث و بانی کشتە شدن هزاران تن, ویرانی و آوارگی وسیع در سوریە شد.
خشم مخالفان بشار اسد از جمهوری اسلامی و حاکمان رژیم ایران در تصرف دمشق بە خوبی مشخص شد آنگاە کە در سفارت جمهوری اسلامی با لگدمال کردن عکسهای خمینی و خامنەایی و قاسم سلیمانی و ... خشم و کین خود را از سیاستهای مداخلە جویانە جمهوری اسلامی نشان دادند.
پول و سرمایەایی کە حاکمان مستبد رژیم جمهوری اسلامی بە جای اینکە صرف امور مردم ایران کنند سالها بە رژیمی تزریق کردند کە هیـچگونە منفعتی برای آنان بدنبال نداشت و تنها چهـرە و رخسار حاکمان ایران را از نظر مردم آزادیـخواە ایران و از دیدگاە جهانیان کریە و زشت نشان داد کە عامل جنگ و ویرانی وسیعی در سوریە و خاورمیانە شد.
چنگهای گستردە جمهوری اسلامی در خاورمیانە یکی پس از دیـگری قطع شدە است و خواب و رٶیایی کە حاکمان رژیم ایران برای خاورمیانە دیدە بودند بە کابوسی بدل شدە است کە خواب را از چشمانشان ربودە است.
۱۴۰۳ آذر ۱۰, شنبه
زندان مرکزی ارومیە و چند زندانی کُرد کە منتظر اجرای حکم اعدامشان هستند
در تیر ماە سال ۱٤۰۲ بە فاصلە چند روز سە نفر بە نامهای ادریس آلی و آزاد شجاعی اهل روستای دولەگرم از توابع شهرستان سردشت و احمد رسول شهروند اهل شهـر سلیمانیە اقلیم کردستان عـراق توسط نیروهای امنیتی ادارە اطلاعات بازداشت می شوند و بە بازداشتگاە نهاد امنیتی اطلاعات ارومیە منتقل شدە و تحت بازجویی و شکنجەهای روحی و جسمی قرار می گیرند و بە زور آزار و شکنجە وادار بە اعتراف اجباری می شوند, اعتـرافاتی کە بازجویان امنیتی با سناریو سازی آنها را متهم بە جاسوسی برای اسرائیل و انتقال تجهیزات مورد استفادە در کشتن محسن فخری زادە دانشمند هستەایی جمهوری اسلامی می کنند.
ادریس آلـی و آزاد شجاعـی کولبری می کردند و احمد رسول نیز با آنان ارتباط کاری داشت, در ابتدا کلیـە اتهامات را رد کردند اما بە دلیل شکنجە وادار با اعتراف اجباری علیـە خود شدند. لازم بە یادآوری است کە در مرحلە تحقیقات دادسـرا از حق داشتن وکیل تعیینی محـروم بودند و بعدأ پس از ارسال پروندە بە دادگاە انقلاب, توانستند برای خود وکیل انتخاب کنند.
اصغر جهانگیری سخنگوی قوە قضاییە در تاریخ ۱٥ آبانماە در نشست هفتگی اعلام کرد کە در پروندە ترور محسن فخری زادە تاکنون ۳ نفر کە جاسوس اسرائیل بودەاند بە اعدام محکوم شدەاند. سخنگوی قوە قضاییە ادامە دادە بود : در این پروندە ٨ نفر در آذربایجانغربی دستگیر شدەاند کە ۳ نفر از اعضای این باند در پوشش قاچاق مشروبات الکلی تجهیزات ترور فخری زادە را بە داخل کشور وارد کردەاند این ۳ نفر در مرحلە بدوی بە اعدام محکوم شدەاند.
رژیم جمهوری اسلامی کە توان مقابلە با اسرائیل را ندارد با دستگیری افراد و نسبت دادن اتهامات ساختگی بە آنان همچون جاسوسی برای اسرائیل اینگونە وانمود می کند کە موفق بە دستگیری افراد وابسطە بە موساد و اسرائیل شدە است و با شکنجە و آزارهای روحی' جسمی افراد دستگیر شدە را وادار بە اعتراف اجباری می کند اینگونە برخوردهای رژیم جمهوری اسلامی و دستگاە قضایی کاملأ نخ نما شدە است, اذهان عمومی و مجامع حقوق بشری نیـز این سیاست نخ نما شدە رژیم ایران کە در جهت فریب اذهان عمومی است قبول ندارند اما حاکمان مستبد جمهوری اسلامی ایران با بی اعتنایی, کماکان این سیاست را دنبال می کنند و افراد بیگناە را بە اعدام محکـوم می کند و حکم ناعادلانە اعدام را اجرا می کند.
ادریس آلـی آزاد شجاعـی
محراب عبداللەزادە ۲۷ ساله و اهل ارومیە کە در اوایل خیزش سراسری ۱٤۰۱ در شهرک ولیعصر ارومیە از سوی مأموران امنیتی اطلاعات ربودە شدە بود بە اتهام محاربە و مفسد فی الارض بە اعدام محکوم شدە است یکی دیگر از زندانیان محکوم بە اعدام در زندان ارومیە می باشد کە در انتظار اجرای حکمی است کە بە جرم کشتن فردی بسیجی در جریان اعتراضات سراسری ۱٤۰۱ بە او نسبت دادە شدە است.
در جریان خیزش سراسری مردم در سال ۱٤۰۱ کە بە انقلاب زن زندگی آزادی نام گرفت تعداد زیادی از معترضان دستگیر شدند و در حالیـکە هیچگونە مدرک و سندی مبنی بر مشارکت افراد متهم بە کشتن افراد بسیجی و انتظامی وجود ندارد تاکنون چند نفر را بە اتهاماتی کە دستگاە قضایی بە آنان نسبت دادە شدە است بە اعدام محکوم کردە و حکم اعدام آنان را اجـرا کردەاند.
محـراب عبداللە زادە
۱۴۰۳ آبان ۲۶, شنبه
گزارش سرکوب نویسندگان ایرانی از سوی کانون نویسندگان ایران در سالروز نویسندگان زندانی
کانون نویسندگان ایران در گزارشی بە سرکوب و زندانی کردن نویسندگان در ایران اشارە کرد, در بخشـی از گزارش کانون نویسندگان کە در سالروز نویسندگان زندانی منتشر شدە است, آمدە است :
حاکمیت جمهوری اسلامی از همان نخستین سالهای استقرار, سرکوب نویسندگان آزادیخواه و دگراندیش را آغاز کرده است. آزار و حبس و قتل بیوقفه ادامه داشته و در پی دههها سرکوب سازمانیافته نویسندگان و شاعران بسیاری در بند شدهاند و کسانی چون سعید سلطانپور، علیاکبر سعیدی سیرجانی, بکتاش آبتین و ... در زندانهای حکومت به شیوههای گوناگون به قتل رسیدهاند.
امسال نیز شماری از نویسندگان در حبس و شماری دیگر در گیر و دارِ "پروندههای باز" روزگار میگذرانند.
از جمله نویسندگان زندانی میتوان به این نامها اشاره کرد:
- سروناز احمدی, مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران
- آنیشا اسدالهی, مترجم
- مهدی بهمن, نویسنده
- مهوش ثابت, شاعر و آموزگار و عضو کانون نویسندگان ایران
- یاسمین حشدری, شاعر
- سعیده شفیعی, روزنامهنگار و نویسنده
- سپیده قلیان, فعال مدنی و نویسنده
- سعید مدنی, نویسنده و پژوهشگر
کانون نویسندگان در ایران آزادی بی قید و شرط نویسندگان زندانی را خواستار شدە است.
سال ۱۹۸۱ کمیتهی نویسندگان زندانی انجمن جهانی قلم "پن", ۱۵ نوامبر را "روز نویسندگان زندانی" اعلام کرد. از آن پس ۴۳ سال است که تشکلهای نویسندگان در سراسر جهان در این روز همبستگی خود را با نویسندگان زندانی و خانوادههای آنان اعلام میکنند.
نویسندگان و روزنامەنگاران در سایه حاکمیت جمهوری اسلامی هیــچگونە امنیت شغلی ندارند, علاوە بر آن این قشر از جامعە کە طبق اصول آزادی بیان کە حق مسلم هر فرد است نمی توانند آزادانە عقاید و باورهای خود را بە رشتـە تحریر در بیاورند هرگاە واقعـیتهای جامعە ایران کە سرکوب روزانە آزادیـخواهان و روشنگران می باشد از سوی نویسندگان منتشر شود تا در اختیار افکار عمومی قرار بگیرد, از سوی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با آنان برخورد شدە و زندانی و حبس سراغ آنهایی را می گیرد کە می خواهند آثار و نوشتەهایشان بدون سانسور در اختیـار مردم قرار بدهند.
برخورد مسئولان جمهوری اسلامی در جلوگیری از فضایی آزاد برای نویسندگان کە همـراە با حبس و زندانی کردن آنها می باشد, باعث شدە است کە بسیاری کە دستی بە قلم دارند, کشور را ترک کنند و برای ادامـە حرفە خود بە کشورهایی مهاجـرت می کنند تا بتوانند آزادانە بنویسـند و آثار و نوشتەهای خود را بە چاپ برسانند تا در اختیـار عموم قرار بگیرد. جلوگیری از چاپ و نشر برخی از آثار و کتابهایی کە توسط نویسندگان در ایران نوشتە شدە است هم از لحاظ مالـی و هم روحی, ضربات اساسی بە تعداد زیادی از نویسندگان وارد نمـودە است و همچنان کە در گزارش کانون نویسندگان کە بە مناسبت سالروز نویسندگان زندانی آمدە است حتـی برخی از نویسندگان کە آثارشان بە مذاق مسئولان و سردمداران جمهوری اسلامی خوش نیامدە است زندانی شدەاند .
جمهوری اسلامی با هرگونە آزادی بیان مخالف است و کشور ایران تحت حاکمیت این رژیم بە زندانی برای نویسندگان آزاد و روشنفکرانی تبدیل شدە است کە می خواهند آزادانـە فـکر کنند و آزادانـە بنویسند...
۱۴۰۳ آبان ۲۴, پنجشنبه
ابراز نگرانی کمیتە حقیقت یاب سازمان ملل متحد از صدور احکام اعدام علیە فعالان مدنی زن توسط دستگاە قضایی جمهوری اسلامی
کـمیتە حقیقیت یاب سازمان ملل متحد در مورد احـکام صادرە علیە فعالان مدنی زن ابراز نگـرانی کرد.
در گزارشی کە از سوی کمیتە حقیقت یاب سازمان ملل متحد منتشر شدە است, بە صدور حکم اعدام و احتمال اجرای آن برای وریشە مرادی اشارە کردە است. در بخش دیگری از گزارش کمیتە حقیقت یاب بە پخشان عزیزی فعال مدنی کُرد محکوم بە اعدام نیز اشارە شدە است و با نگـرانی از احتمال بە اجـرا در آمدن حکم اعدام این دو فعال مدنی کُرد از رژیم جمهوری اسلامی خواستە است کە صدور و اجـرای حکم اعدام را متوقف کند.
وریشە مرادی و پخشان عزیزی بە اتهام بغی از سوی دادگاە انقلاب بە ریاست قاضی صلواتی بە اعـدام محکوم شدەاند و در حال حاضر در زندان اوین تهـران محبوس می باشند.
صدور حکـم اعدام برای پخشان عزیزی و وریشە مرادی موجی از اعتراض و محکومیت را از سوی مجامع حقوق بشری, عفو بین الملل و شخصیتهای مدافع حقوق بشری در داخل و خارج از ایران با خود بە هـمراە داشتە است.
سابقە جمهوری اسلامی در اعدام افـراد سیاسی مخالف نظام و همچنین مدافعان حقوق بشر سابقەایی تاریـک می باشد, هرگاە اخـبار صدور حکـم اعدام برای این افراد رسانەایی می شود با محکومیت جهانی بویـژە از سوی مجامع حقوق بشری و سازمان عفـو بین الملل روبرو می شود اما سـران و مسئولان جمهوری اسلامی با بی اعتنایی بە درخواست و اعتراض نهادها و شخصیتهای مدافع حقوق بشری رویـە اعدام را در مـورد محکومان بە اعـدام ادامە دادە و از آن همچـون اهـرم فشار برای مخالفانش بهرە می جوید. فضایی ملتهب و وحشتناک از سوی رژیـم ایران برای روشن اندیشان و فعالان سیاسی و حقوق بشری وجود دارد و در شـرایطی کە حکومت جمهوری اسلامی از سوی کشورهای غربی, آمریکا و اسرائیل تحت فشار بین المللی قرار می گیرد و در تنگنا فرو می رود شروع بە بازداشت, دستگیری و آزار و شکنجە و اعـدام می نماید تا هم سرخوردگی بین المللی خود را لاپوشانی کند و هم فضای داخل کشور را بە زعم خودش بە این وسیـلە کنترل نماید.
ترس از فوران خشـم مردم و آزادیـخواهان هموارە بە کابوسی برای سران حاکمیت جمهوری اسلامی تبدیل شدە است, اما هر چند اعدام کند و دسـتگیر کند صدا و نوای آزادیـخواهی برای تحقق دموکراسی در ایران همـوارە به گوش می رسد و ادامە دارد, با زندان و اعدام از سوی رژیم هیـچگاە نوای آزادیخواهی قطع نمی شود بلکە کارنامە جمهوری اسلامی از انچە کە هست سیاە و سیاهـتر می شود.
پخشان عزیزی و وریشە مرادی دو فعال سیاسی و حقوق بشری کُرد محکـوم بە اعـدام
۱۴۰۳ آبان ۲۰, یکشنبه
وریشە مرادی زندانی سیاسی کُرد بە اعدام محکوم شد
حکم اعدام وریشە مرادی زندانی سیاسی کُرد امروز یکشنبه از سوی شعبە ۱٥ دادگاە انقلاب تهران بە ریاست قاضی صلواتی صادر شد.
وریشە مرادی ۳۹ سالە زندانی سیاسی کُرد: فعال سیاسی, فعال حقوق زنان و فعال محیط زیست کە در زندان اوین تهران محبوس می باشد در تاریخ ۱۰ مرداد ماە سال ۱٤۰۲ در جادە بین مریوان بە سنندج بازداشت و بعد از پنج ماە بازجویی بە زندان اوین در تهران منقل شد لازم بە ذکر است در هنگام بازداشت مأموران اطلاعاتی جمهوری اسلامی وریشە مرادی را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادە بودند.
جلسات دادگاهی وریشە مرادی در تاریخ ۲۷ خرداد و همچنین ۱٤ مهر ماە ۱٤۰۳ برگزار و حکم اعدام وی امروز یکشنبە ۲۰ آبان به وکلای او ابلاغ شدە است.
وریشە مرادی بە بغی " قیام مسلحانە علیە نظام " و همچنین عضویت در حزب جامعە زنان شرق کردستان معروف بە کژار متهم شده است.
لازم بە یادآوری است کە وریشە مرادی از تاریخ ۱۹ مهر ماە ۱٤۰۳ در اعتراض بە اعدام ها و در حمایت از کمپین نە بە اعدام دست بە اعتصاب غذای نامحدود زدە بود و سەشنبە ٨ آبانماە ۱٤۰۳ بە اعتصاب غذای خود پایان دادە بود.
۱۴۰۳ آبان ۱۵, سهشنبه
در اثر فشار مقامات آلمان, مسئولان قضایی جمهوری اسلامی علت مرگ جمشهد شارمهد را سکتە قلبی قبل از اجرای اعدام وی, اعلام کردند!!
سخنگوی قوهقضاییه در نشست خبری امروز در حالی ادعا کرد که جمشید شارمهد، روز دوشنبه هفتم آبانماه "قبل از آنکه برای اعدام منتقل شود، در زندان سکته" کرده بود که خبرگزاری میزان در آن روز خبر از "اجرای حکم اعدام" او را مخابره کرده بود. اصغر جهانگیر، سخنگو قوهقضاییه، صبح امروز سهشنبه ١۵ آبان ۱۴٠٣، در باره اعدام جمشید شارمهد، شهروند ایرانی-آلمانی در زندان، گفت:جمشید شارمهد پیش از اجرای حکم اعدام، دچار سکته شد و جان باخت.
این درحالی است که خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز دوشنبه ۷ آبان سال جاری، از اجرای حکم اعدام جمشید شارمهد خبر داده بود.
اعدام این شهروندا ایرانی- آلمانی واکنشهای گستردهای را در پیداشت از جمله تصمیم دولت آلمان برای تعطیل کردن سه دفتر کنسولی جمهوری اسلامی در این کشور.
در روزهای گذشته وزارت امور خارجه آلمان با اشاره به سابقه "گروگانگیری" جمهوری اسلامی، از شهروندان خود خواست ایران را ترک کنند.
سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان روز جمعه ۱۱ آبان در برلین گفت که آلمان مدتها است با صدور "هشدار سفر به ایران" از شهروندانش خواسته است ایران را ترک کنند.
او با اشاره به اعدام جمشید شارمهد، شهروند دوتابعیتی آلمانی-ایرانی، تاکید کرد که جمهوری اسلامی "شهروندان آلمانی را گروگان میگیرد."
سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان در نشست خبری دولت این کشور تاکید کرد که آلمان میخواهد "دیگر شهروندان آلمانی را از این سرنوشت در امان نگه داریم."
وزارت امور خارجه آلمان روز پنجشنبه ۱۰ آبان اعلام کرد هر سه دفتر کنسولی جمهوری اسلامی در آلمان را تعطیل میکند، اما سفارتخانه همچنان باز خواهد ماند.
این جدیدترین اقدام آلمان علیه حکومت ایران به دنبال اجرای حکم اعدام روز دوشنبه جمشید شارمهد، شهروند دو تابعیتی ایرانی-آلمانی، توسط حکومت جمهوری اسلامی است.
یک سخنگوی وزارت امور خارجه آلمان روز چهارشنبه گفته بود اعدام آقای شارمهد، تنشی شدید در روابط دوجانبه برلین و تهران ایجاد کرده است.
آلمان همچنین در اعتراض به اعدام جمشید شارمهد، سفیر خود از ایران را فراخواند و کاردار سفارت جمهوری اسلامی در برلین را احضار کرد.
"منبع خبـر : وبسایت صدای فارسی آمریکا"
"با نگاهی بە خبر و توضیحات آن, درک کردن این نکتـە زیاد هم دشوار نیست کە با توجە بە فشارها و تهدیدات کشور آلمان رو بە جمهوری اسلامی پس از اعلام اعـدام جمشید شارمهد توسط مسئولان قضایی جمهوری اسلامی, حال در چرخشی شبەآور دلیل مرگ جمشید شارمهد سـکتە قلبی قبل از اجرای اعدام وی اعلام می شود. دروغ و فریب اذهان عمومی یکی از سیاستهای کثیف حاکمیت جمهوری اسلامی می باشد کە برای پیشبرد اهداف و همچنین بقا و پایداری حاکمتیش در سطح جهان هموارە از آن بهـرە می برد. چە جمشید شارمهد با سکتە قلبی مردە باشد و چە او را اعدام کردە باشند تنها مسئول و بانی مرگ وی, مسئولان قضایی و مقامات حکومت جمهوری اسلامی هستند و با این نیـرنگ بازیها و چرخشهای دروغـین, قتل حکومتی جمشید شارمهد پردەپوش نخــواهد شد."
۱۴۰۳ آبان ۷, دوشنبه
جمهوری اسلامی جمشید شارمهد شهروند ایرانی_آلمانی را نیز اعدام کرد" اقدامی در جهت انحراف اذهان عمومی در بە حاشیە کشاندن شکستهای منطقەایی و جهانیش!"
خبرگزاری میزان قوه قضاییه جمهوری اسلامی، اعلام کرد کە جمشید شارمهد، شهروند ایرانی_آلمانی امروز دوشنبە ھفتم آبانماە اعدام شدە است.
جمشید شارمهد, ۶۷ ساله رئیس رادیو "تندر", که پیشتر در آمریکا ساکـن بود در تابستان سال ۱۳۹۹ در جریان سفری به امارات متحده عربی در دبی امارات توسط مأموران جمهوری اسلامی ربوده و بە ایران منتقل و زندانی شدە بود. بە نقل از دختر جمشید شارمهـد پدرش در مسیر پرواز از فرانکفورت به بمبئی هندوستان بودە است که توسط مأموران امنیتی جمهوری اسلامی ایران ربوده شدە است.
"تندر" نام رسانه گروه "انجمن پادشاهی ایران" در لسآنجلس آمریکا است که حکومت ایران آن را "گروه تروریستی" می خواند.
حکم جمشید شارمهد در پروسەایی ناعادلانه تأیید شده در حالی که تمام روند دادرسی جمشید شارمهد بدون دسترسی به وکیل مدافع صورت گرفته است. بازداشت او اساسأ نه یک بازداشت قانونی بلکه مصداق آدم ربایی است که بر اساس قوانین بینالمللی جرم محسوب میشود و روند قضایی و حکم صادره در نتیجه آن نیز کاملأ غیر قانونی است. و تأیید حکم او به نوعی دستوری برای قتل حکومتی نامبردە می باشد.
بنابراین اجرای حکم اعدام آقای شارمهد، قتل حکومتی است کە جمهوری اسلامی مرتکب شدە است.
آقای شارمهد در دوران زندان از همە حقوق طبیعی خود محروم بود و چهار ماە در سلول انفرادی محبوس بودە است و در طول مدت زندانی بودنش اجازە دیدار با اعضای خانوادەاش را از وی سلب کردە بودند و فقط با تماسهای تلفنی محدود و کوتاە می توانست با اعضای خانوادەاش ارتباط بگیرد. با اعتراف اجباری کە از سوی وزارت اطلاعات از جمشید شارمهد گرفتە شد بە فساد فی الارض محکوم و در اسفند ماە سال ۱٤۰۲ از سوی دیوان عدالت عالی قوە قضاییە بە اعدام محـکوم شد.
اعدام جمشید شارمهد در حالـی اجرا شد کە از سوی مقامات آلمانی و آمریکایی بارها بە جمهوری اسلامی در مورد اعدام وی هشدار دادە شدە بود. همچنین دختر آقای شارمهد با ایجاد کمپینی در مخالفت با صدور اعدام پدرش, تلاش بسیاری نمود تا مانع از اجرای حکم اعدام پدرش شود کە متأسفانە مسئولان جمهوری اسلامی اعتنایی بە هشدار و درخواست مقامات آلمانی_آمریکایی و خانوادە آقای شارمهـد و سازمانهای مدافع حقوق بشری نکرد.
ربودن مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از مرزهای ایران در کشورهای همجوار یکی از شیوەهای متداول حکومت ایران جهت برخورد با مخالفانش می باشد کە هموارە اعمال شدە است.
مبادلە زندانیان دو تابعیتی از سوی رژیم ایران با مجرمان وابسطە بە جمهوری اسلامی در کشورهای اروپایی و آمریکا در طول سالهای گذشتە بارها صورت گرفتە است اما در مورد اجرای حکم اعدام جمشید شارمهد مبادلەایی انجام نشد. یک مورد کلیشەایی و تکـراری کە جمهوری اسلامی آن را انجام می دهد این است کە زمانی کە رژیم ایران در سطح برون مرزی سرخوردە و شکست می خورد هم برای جبران سرخوردگی و هم در جهت انحـراف اذهان عمومـی دست بە اعدام مخالفانش می زند و این شیـوە غیـر انسانی یکی از برخوردهای غیر انسانی رژیم ایران با مخالفان و منتقدانش می باشد کە در اجـرای آن هیچ حد و مرزی را رعایـت نمی کند و کماکان اینگونە رفتار را ادامـە می دهد و این شیوە را بهترین گزیـنە برای ادامـە حاکمیتش برگزیدە است ...
۱۴۰۳ آبان ۵, شنبه
حملات هوایی و موشکی اسرائیل بە چند پایگاە نظامی جمهوری اسلامی, خبری از اعلام انتقام سخت نیست!! توافق با میانجی گری آمریکا!
در حالیـکە اسرائیل بعد از حملات موشکی جمهوری اسلامی بە خاک کشورش تهدید بە پاسخگویی جدی و شدید بە مواضع نظامی و حتی زیر ساختهای انرژی ایران می کرد شامگاە شنبە ٥ آبانماە با حملـە بە چند پایگاە نظامی و انبارهای موشکی وعـده خود را عملی کرد اما همچنان کە حملات موشکی جمهوری اسلامی بە خاک کشور اسرائیل صدمات و خسارات جدی با خود بە هـمراە نداشت پاسخ اسرائیل نیز آن جواب کوبندە و قاطعی نبود کە همگان انتظار داشتند. اگـرچە هموارە انعکاس خبرهایی کە بر علیە جمهوری اسلامی است از سوی رژیم ایران سانسور می شود اما واقعیت نیز این نکتـە است کە حملات هوایی و موشکی اسرائیل بە مواضع نظامی جمهوری اسلامی زیاد گستردە و خسارت بار نبـود و طبق اخباری کە از رسانەهای مرتبط با جمهوری اسلامی اعلام شدە است, چهار تن از کادرهای نظامی ارتشی و سپاهی کشتە شدەاند و همچنین خسارت هایی نیز بە برخی از مواضع نظامی و موشکی و پدافند هوایی در چند نقطە از ایران وارد شدە است و این موضوع گمانەها را قوت می بخشد کە احتمال توافقی و غیر مستڤیم از سوی اسرائیل و جمهوری اسلامی و با وساطت ایالات متحدە آمریکا صورت گرفتە است.
مسئولان جمهوری اسلامی انعکاس و بازتاب هرگونە عکس, فیلم و خبری را کە حملات موشکی شنبە شب اسرائیل را پوشش دهد و از سوی افراد و منابع مستڤل انجام شود جرم تلقی کردە است و تهدید کردە است کە هر کس مرتکب چنین جرمی بە زعم خودشان شود با برخورد قضایی روبرو خواهد شد!!.
شاخ و شانە نکشیدن و تهدید نکـردن بە انتقام سخت از سوی رهبران جمهوری اسلامی یکی دیـگر از گمانەهایی است کە نشان از این است دو طرف اسرائیل و رژیم ایران از درگیـری و جنگ مستقیم حداقل در این زمان با همدیگر دست کشیدەاند.
تا بە این زمان دست مایە جنگ و پروپاگندە حاکمان جمهوری اسلامی و دولت اسرائیل حذف گروههای نیابتی رژیم ایران, همچون حماس و تا حدی حزب اللە لبنان تا بحال بودە است و البتە با ویرانی وسیع غزە و جنوب لبنان و کشتە شدن و آوارگی هزاران نفـر از مردمی کە در غزە و جنوب لبنان سکونت داشـتەاند.
بانی و مسبب این حجم از کشت و کشتار مردم و ویرانی های صورت گرفتە, جمهوری اسلامی و حاکمانش می باشد کە هموارە جنگ و ناآرامی در منطقـە را بهترین فرصت برای دوام حاکمتیشان می دانند, کشورهای غربی همچون آمریکا بە منافع و موقعیت خود بها می دهند و برایشان زیاد اهمیت ندارد کە چە کسی و در کجا حاکم است و در قلـمرو حاکمیتش چە بر سر مردم می آید یا نە!
۱۴۰۳ آبان ۳, پنجشنبه
ادامە جنگ و نا آرامی در خاورمیانە( احتمال حملات موشکی اسرائیل بە ایران ) بە یمن سیاستهای جنگ افروزانە حاکمان جمهوری اسلامی
با حملە نظامی عراق و تجاوز بە داخل خاک ایران, نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران هشت سال وارد خونین ترین و فاجعە بارترین جنگ تاریـخ شدند, اگـرچە این جنگ, تجاوز آشکار رژیم بعث عراق بە خاک ایران بود اما این امکان وجود داشت کە هشت سال بە درازا نکشد ولـی حاکمیت جمهوری اسلامی و در رأس آن شخص خمینی بە دنبال فتح کربلا و از آنجا بە فتح بیت المقدس می اندیشیدند و این جنگ را فرصتی مناسب دیدند کە آمال و امیدهایشان را عملی کنند و خمینی درصدد بود تا جامعە را همسوی باورهای مذهبی و آنهم شیعی افراطیش کند تا بنیان حاکمیتش را محکمتر سازد.
خمینی توانست بخشی از جامعە آنزمان را با شیوەهایی کە در ذهن داشت همسوی خود کند الـبتە با توصل بە زور و فشار و ایجاد فضای ارعاب و وحشت و فرهنگ مذهبی عمدتأ شیعـی آنزمان...
انجام جنگ هشت سالە ایران و عراق کشتار میلیونی از هر دو طرف و ویرانی وسیعی را با خود بەهمراە داشت و در آخر نیز, خمینی با نوشیدن جام زهر بە گفتە خودش بە این جنگ خانمانسـوز خاتمە داد.
رژیم جمهوری اسلامی کە اثبات و بقای خود را در جنگ و خونریزی و ناامنی می داند حتی بعد از مرگ خمینی نیز ادامە دهندە این نوع از حکومتمداری و سیاست جنگ طلبانە بودە است و خامنەایی کە بعد از خمینی عهدەدار رهبری این رژیم شدە است با صرف هزینەهای هنگفت مالی و اختصاص سرمایە ملی کە حق مردم ایران می باشد بە نیروهای نیابتی همچون حماس, حزب اللە و حوثی و حشدالشعبی و ... می خواهد فضا را فضایی امن برای ماندگاریش تبدیل کند حال این فضا بە ضرر مردم ایران باشد کە هست, نیز برای خامنەایی و حکومت جمهوری اسلامی زیاد فرقی ندارد, تنها ارکان حاکمیتش استوار باشد برای او اهمیت دارد.
بیش از یکـسال از جدال حماس یکی از گماشتەهای رژیم ایران در مقابلە با اسرائیل گذشتە است کە حاصل آن کشتار دهها هزار نفری از هر دو طرف, جنگ, آوارگی و ویرانی فاجعـە بار بودە است. اگرچە گروە حماس عملأ از اسرائیل شکست خوردە است اما بهای این شکست کشتار هزاران افـراد بیگناە و زن و کودک و خردسال در غزە بودە است, جمهوری اسلامی بانی اصلی بروز این فاجعـە بودە است. یکی از گماشتەهای جمهوری اسلامی حزب اللە لبنان می باشد کە رژیم ایران با صرف هزینەهای میلیارد دلاری در شکل گیری و تأسیسش نقش اصلی و جوهری داشتە است, در طول یکسال گذشتە حزب اللە لبنان نیز بە یکی از جبهەهای جنگ علیە اسرائیل نقش ایفا کردە است اما اسـرائیل با کشتن کادر رهبری اصلی این گروە و همچنیـن تخریب زیر ساختهای اقتصادی و نظامی این گروە شبە نظامی تا حد بسیار زیادی آنها را نیـز از میان برداشتە است. بازوهای دیگر جمهوری اسلامی همچون حوثی های یمن و الحشد شعبی عراق نیز آنچنان قدرتی نیستند کە توان مقابلە با اسرائیل و متحد اصلیش ایالات متحدە آمریکا را داشتە باشند.
بە دنبال شکستهای پی در پی جبهه مقاومت جمهوری اسلامی, رژیم ایران نیز در اقدامی از پیش اعلام شدە, چـندی پیش با حملات موشکی وسیـع بە خاک اسرائیل درصدد انتقام از شکستهای نیروهای نیابتی اش شد کە هیچگونە خسارت چشمگیری بە اسرائیل با خود بە همراە نداشت و فقط بهانە را بە اسرائیل داد تا پاسخ این موشک پرانیـها را بە جمهوری اسلامی بدهد, پاسخی کە هنوز عملی نشدە است اما اخبار تدارک وسیع ارتش اسرائیل برای حملە نظامی و موشکی بە ایران بە صـدر اخبار منطقە و جهان تبدیل گشتە است.
اسرائیل مصمم است کە با برخورد قاطع با نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی آنان را عملأ حـذف کند تا امنیت را بە کشورش بازگرداند و همچنانکە بە آن پرداختـم تابحال و تا حـد زیادی موفق بە رسیدن بە هدفش شدە است. چگونگی حملە اسرائیل بە ایران چە حملە موشکی بە زیر ساختها و منابع انرژی ایران باشد و چە حملە بە اماکن نظامی و تسلیحاتی باشد, منطقە خاورمیانە را وارد مرحلە دشوار و سختی می کند و مسلمأ ویـرانی و آوراگی را را با خود بە هـمراە دارد کە هـمە بە سیاستهای جنگ افروزانە و نابخردانە حاکمان جمهوری اسلامی بر می گردد و اما اگـر بە شکست و سقوط حاکمیت کنونی ایران ختم شود منطقە و جهان وارد امنیـتی می شود کە جمهوری اسلامی با سیاستهایش آنـرا ناامـن کردە است.
۱۴۰۳ مهر ۲۲, یکشنبه
اعلام اجرایی شدن حکم حبس پنج سالە برای الهه محمدی و نیلوفر حامدی از سوی سخنگوی قوە قضاییە جمهوری اسلامی
الهـــــــــــە محمدی
نیلوفـر حامــــــــدی
صبح یکشنبە ۲۲ مهر ماە سخنگوی قوە قضاییە جمهوری اسلامی از اجرایی شدن حکم حبس پنج سالە برای روزنامە نگاران, الهـە محمدی و نیلوفر حامدی خبر داد.
نیلوفر حامدی روزنامەنگاری کە در گروە اجتماعی روزنامە شرق کار می کرد پس از پوشش خبر کشتە شدن ژینا امینی و همچنین شیـوە برخورد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با معترضان بازداشت شد.
الهه محمدی روزنامەنگار روزنامە هم میهن با تهیە گزارشی از چگونگی مرگ ژینا امینی از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد.
قبلأ از سوی دستگاە قضائی جمهوری اسلامی برای الهە محمدی و نیلوفر حامدی حکم ۲٥ سال زندان تصویب شدە بود.
با وثیقە سنگین دە میلیاردی " هر کدام" در بیست و چهارم دی ماە ۱٤۰۲ بعد از هفـدە ماە از زندان آزاد شدند در حالیـکە هر دوی آنها را ممنوع الخـروج کردند!
بعد از این مدت و در حالیـکە همە منتظر حکم آزادی دائمـی و لغو حکمشان بودند امروز سخنگوی قوە قضاییە خبر اجرایی شدن حکم حبس پنج سال را برای این دو روزنامەنگار کە چیـزی به جزء واقعیت را در پی مرگ ژینا امیـنی انتشار ندادە بودند را اعلام کرد کە تا کنون واکنشهای زیادی را در محکـوم کردن این حکم ناعادلانە با خود بە هـمراە داشتە است.
انتشار واقعیت و بازگویی راستیها در قاموس سانسور و خفقان جمهوری اسلامی و حاکمان مستبدش نمی گنجد و هر بار کە افراد شجاع و روزنامەنگاران نترس بە انتشار واقعیتهای موجود جامعە ایران دست می زنند با سرکوب و بازداشت از سوی دستگاە فشار رژیم ایران قرار می گیرند.
انتشـار اخبار چگونگی کشتە شدن ژینا امینی کە بعد از آن حاکمیت جمهوری اسلامی را وارد چالشی بی سابقە کرد توسط نیلوفر حامدی و الهه محمدی یکی از خبرها و گزارشاتی بود کە باید آنرا ارج ویـژه نهاد بخصوص در کشـوری کە حاکمانش هر کە را سیاستهای سرکوب گرانە و ضد بشریشان را افشا کند سرکوب می کند و زندان و شکنجە و حتی اعدام نیـز سهم کسانی می شود کە شجاعانە واقعیتهای سانسور شدە و کتمان شده رژیم جمهوری اسلامی را بازتاب می دهند تا هم جامعە ایرانی و هم جامعە جهانی از اتفاقاتی کە توسط سرکوبگران رژیم ایران رقـم می خورد آگاە شوند, این آگهی رسانی بە مذاق حاکمان رژیم ایران خوش نمی آید چون نمی تواند دامنە سرکوب و نقض حقوق بشر را از آنچە کە اعمال کـردە است گستردەتر کند, اگرچە با این وجود, کماکان رژیم جمهوری اسلامی ایران از جملە کشـورهایی است کە ناقض حقوق بشر و روشنگران و روزنامە نگاران می باشد.
روزنامەنگاران و مدافعان حقوق بشر در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی هیـچگونە امنیتی ندارند مگر آنکە در جهت سیاستهای خود رژیم جمهوری اسلامی حرکت کنند و هم سوی اخبار و گزارشاتی باشند کە بە میل حاکمان رژیم ایران باشد.
۱۴۰۳ مهر ۲۰, جمعه
در هیاهوی مقابلە اسرائیل با جمهوری اسلامی "افزایش آمار اعدامها, فشار بر زندانیان سیاسی, نقض حقوق بشر از سوی حاکمان جمهوری اسلامی کماکان ادامە دارد!
جنگ اسرائیل با گروههای نیابتی جمهوری اسلامی همچون حماس و حزب اللە وارد فاز جدید و آنهم مقابله مستقیم اسرائیل با رژیم جمهوری اسلامی شده است و طی سالی که از این جنگ ویرانگر گذشته است, حماس و حزب اللە همچون دو بازوی نیابتی جمهوری اسلامی بە آخر خط نزدیک شدەاند و رهبران و اعضای بلند پایە آنها توسط اسرائیل کشتە شدەاند اگرچە در این بین, جمهوری اسلامی نیز صدمات زیادی دیدە است بە غیـر از کشتە شدن برخی از اعضای ارشد سپاە پاسداران "هزینەهای هنگفت مالی نیز متحمل شدە است" کە تا بە حال هیـچگونە منفعتی در جهت مقابلە با اسرائیل بە دست نیاوردە است و آنچە را کسب کردە است شکستهای پیاپی و آبرو ریزیهای بین المللی بودە است کە سهم جمهوری اسلامی و حاکمان مستبدش بودە است.
در حالـیکە افکار جهانی بە این جنگ و مقابلە مستقیم دو کشور ایران و اسرائیل دوختە شدە است و اخبار و گزارشهای خبرگزاریهای مختلف دنیا اتفاقات و موضوعات آن را پوشش دادە و انعکاس می دهند, نقض حقوق بشر و سرکوب مردم آزادیخواە در داخل ایران از سوی حاکمان زورگو و مستبد جمهوری اسلامی بە قوت خود باقی است, حاکمان جمهوری اسلامی شکستهای بین المللی را کە توسط گروههای نیابتی متوجەش شدە است را با سرکوب مخالفانش در داخل جبـران می کند.
در این مدت آمار اعدامها در ایران افزایش زیادی داشتە است و از بر سر کار آمدن پزشکیان بە عنوان رئیس جمهور این آمارها روند صعـودی زیادی داشتە است.
زندانیان سیاسی و خانوادەهای آنان در فشار مضاعفی قرار گرفتەاند, خانوادەهای دادخواە زیادی بە دادگاهها احضار و در مواردی, حتی بازداشت نیز شدەاند . برخی از زندانیان سیاسی در زندانهای جمهوری اسلامی در اعتراض بە شرایطشان در زندان دست بە اعتصاب زدەاند. کولبرها کماکان از سوی مأموران نیروی انتظامی کشتە می شوند و وضعیت معیشتی مردم و بە خصوص بازنشستگان روز بە روز بدتر شدە و مسئولان نالایق رژیم جمهوری اسلامی بە جای رسیدگی بە مطالبات آنها بە آنان فشار آوردە و حتی با ضرب و شتم و سرکوب مانع از دفاع از مطالباتشان می شوند.
تبعیض ملیتی, قومیتی و مذهبی همچنان وجود دارد; هموارە اگر دید و نگاە بین المللی بە مسائل خارجی جمهوری اسلامی و پروپاگندە حاکمان این رژیم در برخورد با دشمن معاند" به زعـم حاکمان جمهوری اسلامی" دوختە شود, دستـگاە سرکوب و فشار رژیم ایران فرصت را غنیمت می شمرد و سیاستهای سرکوب گرانەاش را داخل با برخورد با مخالفان و منتقدانش بیشتر می کند .
کماکان جمهوری اسلامی یکی از کشورهایی است کە ناقض حقوق بشر می باشد و سرکوب آزدیـخواهان و مخالفانش را در صدر همە امور خود قرار دادە است, جنگ احتمالی جمهوری اسلامی با اسرائیل هیچ گونە تغییری را در ماهیت و جوهر حاکمان مستـبد رژیم ایران به نسبت تجدید نظر در برخورد با مخالفان و منتقدانش با خود بە همراە نداشتە است بلکە همچنان کە اشارە شد, حاکمیـت جمهوری اسلامی از فضایی کە بە وجود آمدە است بە صورت فضایی عالی برای ادامە سرکوبهایش در داخل سود می جوید و بە نقض حقوق مردم بە صورت گستـردە ادامـە می دهد...
۱۴۰۳ مهر ۱۱, چهارشنبه
مقابلە جمهوری اسلامی با اسرائیل: ٥٤ کشتە و ۲۷٥۰ زخمی بر اثر هک پیجرهای حزب اللە از سوی اسرائیل, یک کشتە آنهم یک فلسطینی با پرتاب صدها موشک بە سوی اسرائیل از سوی جمهوری اسلامی!!
بعـد از یکسال کە از عملیات تروریستی گروە حماس بە خاک اسرائیل گذشتە است و اگر از شکست حماس در جنگ میان اسرائیل و گروە حماس بگذریم و بە وسعت ویرانی و آمار کشتەها از هر دو سوی این جنگ نگاهی بیندازیـم متوجە خواهیـم شد کە تا کنون این اسرائیل بودە است کە فاتح این جنگ بودە است کە شروع کنندە آن حماس بود.
حماس گروە شبە نظامی است کە از حمایت مستقیم جمهوری اسلامی برخوردار می باشد و هموارە حاکمیت جهموری اسلامی با حمایتهای مالی و نظامی این گروە را وادار کردە است کە با اسرائیل مقابلە کند, اما بعد از حمله گروە حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳, اسرائیل تصمیم گرفت برای همیشە حماس را از سر راە بـردارد و این تصمیم را عملی ساخت, با انهدام زیر ساختهای نظامی گروە حماس در غـزە کە با کشتار بیش از چهل هزار مردم غیر نظامی نیز انجامیـدە است توانستە است کە این گروە شبە نظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی را عملأ شکست دهد کە این شکست با کشتن اسماعیل هنیە در پایتخت ایران بیشتـر عملی گشتە است.
حماس همچون یکی از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی تا حد زیادی از اسرائیل شکست خوردە است . کشتار مردم غیر نظامی در غزە نتیـجە سیاستهای جنگ افروزی و دشمنی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقە از جملـە اسرائیل می باشد فارغ از این فاجعـە انسانی کە در غزە رخ داده است سرمایە مالی هنگفتی است کە جمهوری اسلامی در این چند سالە بە حماس اختصاص دادە است, سرمایەایی کە توسط حاکمان جمهوری اسلامی از سفرە مردم ایـران برداشتە شدە است و برای اهداف جنگ افروزانە استفادە کردە است, سرمایەایی کە بە جز شکست هیچ نتیجەایی برای جمهوری اسلامی با خود بە همـراە نداشتە است.
یکی دیگر از گروههای تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران کە همـچون گروهی نیابتی در جهت سیاستهای جنگ افروزانەاش عمل کردە است جریان حزب اللە لبنان می باشد کە تأسیس و بر سر کار آمدنش بە دست جمهوری اسلامی بودە است, تمامی مزایا و حقوق و سرمایە این گروە نیز مستقیمأ از سوی جمهوری اسلامی تأمین شدە است, کارنامە این گروە بە جز دامن زدن بە ناامنی در لبنان و منطقە خاورمیانە نیز کارنامەایی سیاە در همدستی رژیم جمهوری اسلامی در ترور مخالفان جمهوری اسلامی و همچنین سرکوب مردم آزدایـخواە و معترض در داخل کشور می باشد.
در جریان حملە یکسالە اسرائیل بە گروە حماس, حزب اللە نیز با مداخـلە در این جنگ خود را وارد معرکەایی کرد کە دستورش را از حاکمانش در تهران گرفتە بود کە این مداخلە با واکنش اسرائیل روبرو گشت کە تا کنون این گروە تروریستی نیز ضربات مهلکی از سوی اسرائیل خوردە است کە کشتن حسن نصراللە همچون رهبر و شخص اول گروە حزب اللە و فرماندهان ردە بالای این گروە تروریستی بارزترین این مقابلە بودە است, لازم بە یاد آوری است کە در جریان این یکسال تعداد قابل توجهی از فرماندهان سپاە پاسداران جمهوری اسلامی ایران نیز هدف حملەهای اسرائیل قرار گرفتە و حذف شدەاند.
قبل از کشتە شدن حسن نصراللە همراە تعداد زیادی از فرماندهان حزب اللە لبنان, اسرائیل با برنامەایی از قبل طـراحی شدە با هک پیجرهای اعضای حزب اللە, ٥٤ عضوء این گروە را بە کام مرگ فرستاد و ۲۷٥۰ نیز از اعضای حزب اللە مجروح و مصدوم شدند.
بعد از کشتن حسن نصراللە و فرماندهان ارشد حزب اللە بە همراە چند تن از فرماندهان قدس سپاە پاسداران جمهوری اسلامی تهدید بە حملە موشکی مجدد بە اسرائیل کرد " در یورش موشکی چند ماە پیش تحت عنوان وعدە صادق, جمهوری اسلامی با نمایشی مضحک با حملە پهبادی و موشکی بە اسرائیل تنها توانست موشکها را پرتاب کند و همە موشکها یا در راە رسیدن بە اسرائیل بە زمین افتادند یا در آسمان اسرائیل با گنبد آهنین ارتش اسرائیل منهدم شدند."
تهدید جمهوری اسلامی در شامگاە روز سەشنبە ۱۰ مهر با پرتاب صدها موشک بالستیک فتاح بە سوی اسرائیل عملی شد کە این عملیات موشکی تحت نام وعدە صادق ۲ را سپاە پاسداران بە انجام رساند کە این بار نیز بدون ایـنکە بە مواضع اسرائیل صدمەایی برساند بیشتر با گنبد آهنین اسرائیل روبرو شدە و در آسمان منهدم شدند فقط در یـک مورد با افتادن لاشە یکی از موشکهای فتاح بر روی یک عابر پیادە فلسطینی او را کشت!
این حملات کور کە با صرف سرمایە زیاد مالی صورت گرفتە است در وهلە اول باعث آبروریزی بیشتر جمهوری اسلامی در مقابلە با اسرائیل در سطح جهان شدە است و دوم اینکە دست اسرائیل را باز کردە است کە بخواهد در واکنش بە این حملات موشکی بە ایران حملە کند کە درست بعد از حملات مضحک جمهوری اسلامی کابینە اسرائیل و ارتش این کشور تهدید بە حملە بە تأسیسات هستەایی, انرژی و زیر ساختهای جمهوری اسلامی کردە است.
شکستهای پی در پی جمهوری اسلامی از اسرائیل طی یکسال جنگ اسرائیل با گروههای نیابتی همچون حماس و حزب الله و حوثی های یمن با صرف سرمایەهای مالی زیاد از سوی جمهوری اسلامی با حمایت از این گروهها در مقابلە با اسرائیل صورت گرفتە است اما کماکان این اسرائیل است کە فاتح این جنگ بودە است.
خرج هزینـەهای زیاد مالی و انسانی جمهوری اسلامی برای جنگ افروزی در حالی است کە اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم ایران روز بە روز بدتر می شود و حال مسئولان رژیم ایران تهدید کردەاند کە اگر کسی از این سیاستهای شکست خوردە جمهوری اسلامی در فضای مجازی و عمومی حرفی بزند و انتقادی داشتە باشد آن را جرم تلقی کردە و با مجرمین برخورد قانونی خواهد کرد!! خامنەایی و جمهوری اسلامی وارد قماری خطرناک شدەاند کە اگر در این قمار خودشان هم ببازند کە تا کنون باختەاند و اعتبار و وجەشان را بە طور کلی از دست دادەاند, یـک سر دیـگر این باخت مردم ایران هستند کە هزینە جنگ افروزی و بی تدبیری حاکمان بی خرد جمهوری اسلامی ایران را دادەاند.
۱۴۰۳ مهر ۲, دوشنبه
تصمیم بە تحصن مقابل دفتر سازمان ملل متحد از سوی گوهـر عشقی و جلوگیری از خروج او از رباط کریم از سوی مأموران امنیتی
یک روز پس از انتشار ویدیوی گوهر عشقی, مادر دادخواه ستار بهشتی در شبکه اجتماعی ایکس, و اعلام تصمیم او برای تحصن در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، حسابهای منسوب به او در شبکههای اجتماعی اعلام کردند که از چند ساعت پس از اعلام تصمیم تحصن, نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی خانه گوهر عشقی را به محاصره درآوردهاند و سپس با اعمال کنترل و فشار, روز دوم مهرماه از خروج خانم عشقی از شهرستان رباط کریم جلوگیری کردهاند.
در این حسابها در اینستاگرام و شبکه ایکس تصویری از گوهر عشقی منتشر شده, در حالی که روی دستش پانسمان دیده میشود.
در این پست نوشته شده است: از غروب روز گذشته, ماموران حاکمیت سیاه, با استقرار در کوچهها و خیابانهای اطراف خانه مادر گوهر عشقی, منطقه را محاصره کردند و با قطع کامل ارتباطات تلفنی و موبایل, وی را از هرگونه تماس با جهان بیرون محروم کردند. این فشار روانی شدید، منجر به افت فشار خود مادر میشود.
در ادامه نیز نوشته شده که تلاشهای سحر بهشتی, دختر خانم بهشتی در ابتدا برای تماس با مادرش بینتیجه بوده اما با وساطت یکی از نزدیکان, در نهایت گوهر عشقی تحت کنترل و نظارت نهادهای امنیتی به خانه دخترش منتقل شده است.
حاکمان و مسئـولان نظام جمهوری اسلامی در حالـیکە داعیـەی حملە بە اسرائیل و دشمنی با آمریکا را دارند از تصیم گـوهر عشقی در اقـدام بە تحصن مقابل دفتر سازمان ملل متحـد هـراسان شدەاند و با ترس و وحشت بە این مادر دادخـواە مسن فشار می آوردند و با محاصرە منزل شخصی و جلـوگیری از خروج وی از رباط کـریم قدرت نمائی کردەاند!!
پروپاگـندە و ادعای قدرت جمهوری اسلامی تنها در داخـل کشور و آنهم در برخورد با مادران دادخواهی همچون گوهـر عشقی مصرف دارد. گوهـر عشقی بە نمادی تبدیل شدە است کە از زمان قتل پسرش ستار بهشتی با حکـومت و حاکمان زورگوی جمهوری اسلامی مقابلـە کردە است و بە هیـچ شکل حاضـر بە عقب نشینی در مقابل فشارهـا و تهدیدهای رژیم مستـبد جمهوری اسلامی نمی باشد و همـوارە همپای مادران دادخواە و خانوادە و بستگان جانباختگان همراە و یاورشان بودە است.
گوهر عشقی, فعال مدنی و مادر ستار بهشتی، کارگر وبلاگ نویس منتقد جمهوری اسلامی است که در زندان جمهوری اسلامی بر اثر شکنجه جان خود را از دست داد.
تصویر گوهر عشقی در بستر بیماری با دستان پانسمان شدە
۱۴۰۳ شهریور ۲۴, شنبه
فراخوان اعتصابات سراسری در دومین سالگرد مرگ حکومتی ژینا امینی جنبش زن زندگی آزادی از سوی احزاب کردستان و نهادها و شخصیتهای کردستان ایران
بیست و پنجم شهریور سال ۱٤۰۱ ژینا امینی دختر کُرد اهل سقـز کردستان کە همـراە خانوادە بە تهـران سفر کردە بود بعد از چند روز کە بە کـما رفتە بود جان می دهد.
چند روز قبل از مرگ ژینا, از سوی مأموران گشت ارشـاد دستگیر می شود و بعدأ در ساختمان وزرای گشت ارشاد بە کما رفـتە و همانگـونە بە آن اشارە شد در مورخـە بیست و پنجم شهریور ماە جان می سپارد.
دلیل مـرگ ژینا, مـرگ مغزی عنوان می شود کە بر اثر ضرب و شتم مأموران گشت ارشاد صورت گرفتە بود.
بە دنبال انتشار خبـر مرگ ژینا, مردم اکـثر شهرهای ایـران بە اعتراض بە مرگ حکومتی ژینا امینی اعتراض کردە و بە خیابانها سرازیر شدند. گستردگی اعتراضات ابـتدا در شهرهای کردستان شکل گرفت و به کل ایران کشیـدە شد خیـزش سراسری ۱٤۰۱ بە نام:
زن زنــــــــــــدگی آزادی
نگاە جهانیان را بە ایران دوخت و سرکوب و کشتار معترضان بە خبرهای اول خبرگزاریهای دنیا اختصاص یافت.
آمار دقیقی از میزان کشتە شدگان و صدمە دیدگان جنبش زن زندگی آزادی در دست نیست اما طبق آمار سازمانهای مستقل حقوق بشری بیش از هزاران تن کشتە, مصدوم و مجـروج و دستگیر شدەاند.
شـروع اعتراضات از کردستان کلیـد خورد و اکثر قربانیان و مصدومان نیـز از کردستان و بودند.
کردستان و جامعـە کُردی در ایران در دورە حاکمیت جمهوری اسلامی همـوارە تحت ظلم و ستم و تبعیض سیستماتیک بودە است و ایـن باعث شدە است کە هرگاە اعتراض یا خیزشی بر علیـە نظامـ ولایت فقیـە صورت پذیـرد و بخشی از آن مردم کُرد باشند رژیم و سرکوبگـران جمهوری اسلامی با خشونت و سبوعیـت با آن مقابـلە می کنند و در جـریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ نیـز آمارها, گویای این واقعـیت می باشد.
در دومیـن سالگـرد مرگ ژینا امینی" خیزش زن زندگی آزادی" از سـوی احـزاب کردستانی مخالف حکومت ایران و مجامع مدنی و حقوق بشری و شخصیتهای حقیقی و حقوقی کردستان بـرای یادبود جانباختگـان و همراهی با دادخـواهان جنبش زن زنـدگی آزادی از مردم کردستان و سایـر شهرها و مناطق ایران فراخوانی برای اعتصابات سراسری دادە شدە است کە در روز یـکشنبە بیست و پنجم شهریـور ماە ۱٤۰۳ مردم بە اعتـصابات بپیوندند تا هم یاد قربانیان جنبش سراسری زن زندگی آزادی زندە نگە داشـتە شود و هم فریاد دادخـواهی خانوادەهایی شوند کە عزیزانشان را در ایـن راە از دست دادەاند.
یاد قـربانیان جنبش زن زندگی آزادی گرامی و جـاودان باد...
۱۴۰۳ شهریور ۱۸, یکشنبه
موج دستگیری و بازداشت خانوادەهای دادخواە اعتراضات ۱٤۰۱ و فعالین حقوق بشری و سیاسی در آستانە سالگرد جنبش زن زندگی آزادی
طی هفـتەایی که گذشت و این چند روز از سوی مٲمـوران اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامـی, عدە زیادی از اعضاء و بستگان و خانوادەهای دادخـواە اعتراضات ۱٤۰۱, فعالین حقوق بشری و سیاسی, دستـگیر و بازداشت شدەاند.
اغلـب دستـگیریها و بازداشتها در شهرهای مختلف کردستان ایران رخ دادە است کە منشأ و مبـدأ اعـترضات ۱٤۰۱ در آنجا شکل گرفتە بود, در شهرهای مهاباد, بوکان, پیرانشهر, اشنویە, سقز و دیـواندره و ... مأموران لباس شخصی و امنیـتی با حضور در منازل خانوادەهای دادخواە جنبش زن زندگی آزادی بستگان آنان را دسـتگیر کردە و با خود بردەاند تا جایی کە هیچ گونە اطلاعی از محل بازداشت و دلیل دستگیری بسیاری از بازداشت شدگان وجـود ندارد.
با نزدیـک شدن بە سالـگرد مرگ ژینا امینی کە بعد از مرگش شاهد جنبش و خیزش سراسری در کل ایـران بودیم رژیم جمهوری اسلامی از ترس خیزش مردم در سالـگرد اعتراضات ۱٤۰۱ با ایـجاد فضای رعب و وحشت و دستگیری خانوادەهای دادخواە و فعالـین حقوق بشری و سیاسی درصدد جلـوگیری از شکل گیری اعتراضات مردم آزادیـخواە و دادخواە می باشد و هرچە در توان دارد را بە کار گرفـتە است تا مانع حضور مـردم در سالگرد خیزش سراسری زن زندگـی آزادی در اعتراضات و دادخـواهی آنان شود.
در جریان اعتراضات سراسری ۱٤۰۱ کە در اواخـر شهریور ۱٤۰۱ استارت خورد و حدود یکسال ادامـە یافت رژیم جمهوری اسلامی و سرکوبـگران حکومتی با خشونتی بی سابقە تعداد زیادی از معتـرضان را کە اغلـبشان جوانان دختر و پسـر بودند کشتند و شمار زیادی نیـز مصدوم و مجـروح شدند و عدە قابل توجهی نیز زندانی شدەاند و همچنین عدەایی از دستـگیر شدگان نیز با احکام سنگین اعـدام روبرو شدەاند و تا بحال چند تن از آنان اعـدام شدەاند.
اعتـراضات ۱٤۰۱ نظام جمهوری اسلامی ایران را بە چالشـی کشاند کە در طول زمامداری حاکمان دینی و مستبد رژیم جمهوری اسلامی بی سابقە بود و دنیـا شاهد اعتراضاتی بود کە در آن حاکمان و سرکوبگران نظام ولایت فقیە با خشونت بی سابقە و سبوعیت زیاد با مردم معترض و آزادیـخواە برخورد می کردند. مجامع حقوق بشری و کشـورهای غربی و اروپایی از اعتراضات بەحق مردم در ایـران حمایت کردند و تا جایی پیش رفت کە جمهوری اسلامی در خطر سـقوط و سرنگونی قرار گرفتە بود اما نبـود بسترهای لازم و نبود امکانات کافی و همچنین نبـود اپوزیسونی واحـد و متحد جنبش را متوقف کرد اما نە بە صورت کامـل و خشـم مردم از جمهوری اسلامی و سیاستهای ضد مردمیش فروکش نکـرده است و مردم و دادخـواهان در جای جای ایـران مترصد جرقەایی هستند تا دوبارە شعـلەور شدە و برای برقراری دموکراسی و آزادی فـریاد سر دهند, صدای قربانیان و جانباختـگانی باشند کە برای رسیدن بە آزادی و دادخـواهی جانشان را فـدا کـردەاند.
۱۴۰۳ شهریور ۱۱, یکشنبه
جنایتی کە بعد از چهل و پنج سال هنوز فراموش نشدە است"قتل عام مردم بیگناە روستای قارنای نقدە"
مورخـه یازدە شهریور ماە سال ۱۳٥٨ برابر با ۲ سپتامبر ۱۹۷۹ میلادی در ادامـە جنایات پاسداران سپاهی و سرکوبگران جمهوری اسلامی بعد از فرمان و فتـوای جهاد خمینی بە شهرهای کُردستان در ۲٨ مرداد ماە ۱۳٥٨ بە بهانە سرکوب ضد انقلاب, نظامیان و پاسداران تحت فرمان خمینی بە روستای قارنا از توابع شهرستان نقـدە یورش بردە و در جنایتی فجیع, ٦٨ نفـر را قتل و عام کردند. پاسداران جنایت کار در این اقـدام وحشیانە بە هیچ کس از کودک و زن و میانسال و کهنسال رحـم نکردە و هر کس کە سر راهشـان قرار می گرفت با گلولە بە استقبالش می رفتند و می کشتندشان.
بە دنبال این جنایت تعداد زیادی از مردم بی پناە و مظلوم قارنا مجـبور بە ترک خانە و روستا شدند و صدمات زیادی بە مزارع و باغات و منازل مسـکونی روستای قارنا وارد شـد.
مسئولیت این ژنوساید بی رحمانە برعهـدە حاکمان و در صدر آنان خمینی می باشد کە فرمان جهاد بر علیـە مردم کُردستان را صادر کرد و بە دنبال آن پاسداران و مزدوران جمهوری اسلامی با لشـکر کشی بە شهرها و روستاهای کُردستان ایران, جنایاتی را مرتکب شدند کە تاریـخ و اذهان مردم کُردستان هیچگاە از یاد نخـواهد برد.
گرامی باد یاد جان باختگان روستای قارنای نقدە کە قربانی سیاست متحـجرانە و ضد بشری نظام جمهوری اسلامی و حاکمان تاریک پرستشان شدند.
۱۴۰۳ شهریور ۷, چهارشنبه
قطعی های مکرر برق" نارضایتی مردم", گستردگی اعتراضات اقشار مختلف صنفی در آستانە سالگرد خیزش سراسری ۱٤۰۱
اعتراضات پرستاران, کارگران کارخانەها, بازنشستگان تأمین اجتماعی و ادارات مختلف در جای جای شهرهای ایران وارد فاز جدیدی شدە است و روزانە شاهد تجمعات اقشار مختلف صنفی هستیم کە برای بهبود وضعیت معیشتی و رفاە اجتماعـی بە شرایط موجود زندگیشان, اعتـراض می کنند و مسئولان بە جای رسیدگی بە مطالباتشان از مأموران نیروی انتظامی درخواست می کنند کە با اعتراضات و تجمعات معترضین برخورد کنند! صدا و فریاد معترضان بە دلیل شرایط بد زندگیشان در رسانەهای مختلف آزاد انعکاس گستردەای داشتە است اما رسانەهای حکومتی و دولتی یا از آن می گذرند یا زیاد بە آن اهمیت نمی دهند اما تجمعات معترضین برای مطالبتشان روز بە روز گسترش می یابد و هنـوز مسئولان حکومتی با جدیت بە آن توجە نمی کنند اما مسلمأ نگـران این گستردگی هستند.
در این وضعیت ملتهب جامعە کە اذهان و نگاهها را بە خود جلـب کردە است, مردم با مشکل بزرگ دیگری روبرو شدەاند و آنهـم قطعی مداوم برق در اکثر شهرهای کشور است. قطعی مدوام برق خسارات زیادی برای بعضی از شغلها و تولیدی ها و کارخانجات و حتی نانوایی و سوپرمارکتها وارد کردە است و در فصل تابستان کە گرمای هـوا واقعأ آزار دهندە است خاموشی مدوام برق مردم را بە ستوە آوردە است.
این سقف از نارضایتی کە جامعە را واقعأ عاصی کردە است در حالی است کە شایعاتی مبنی بر گرانی بنزین و حاملهای سوخت نیز وجود دارد کە اگر این نیـز عملی شود باید شاهد عصیان و اعتراضاتی در حجم گستردە جامعـە ایران باشیم آنهـم در آستانە سالـگرد خیزش سراسری ۱٤۰۱ کە بە جنبش زن زندگی آزادی نام گرفت, جنبشی کە نظام جمهوری اسلامی و حاکمان رژیم ایران را بە چالشی بی سابقە کشاند کە تا بحال نیـز بە کلی فروکش نکـردە است و آزادیـخواهان مترصد فرصتی هستند تا برای بار دیـگر و بە خونخواهی و دادخواهی جوانان باری دیـگر در خیابانها فریاد آزادی و عدالتخـواهی سر دهند.
در چنین شـرایطی, رژیم جمهوری اسلامی با چالشها و مشکلات برون مرزی نیز روبرو است و با پروپاگندە گویی تهدید حملە نظامی و موشکی بە اسرائیل را نیز می کند, این حجم از چالش و درگیری داخلی و خارجی کە دامـان نظام جمهـوری را گرفتە است, مطمئنأ فرجام بدی را در ادامـە حکومتمداری نظام جمهوری اسلامی باخود برای رژیم ایران بە هـمراە دارد ...
۱۴۰۳ شهریور ۲, جمعه
در ادامە اعتراضات کارگران و بازنشستگان, اعتراضات گستردە پرستاران در ایران گسترش یافتە است
طی یکی دو هفتە گذشتە جامعـە پرستاری در جای جای ایران با اعتراضات گستردە خواستار مطالبات خود را از دولت و حکومت شدەاند. یکی از عمدەترین مطالبات پرستاران افزایش حقوق مالـی می باشد کە مسئولیـن دولتی و حکومتی تا کنون بە آن گوش ندادەاند و بە جای اینـکە مسئولان مربوطە پاسخـگوی مطالبات برحق پرستاران معترض شوند مأمـوران انتظامی با حضور در جمع پرستاران خواهان پایان اعتراضات آنان شدەاند و می شوند و حتـی در رسانەهای حکومتی نیز چنان که باید اخبار این اعتراضات, بازتاب دادە نشدە است.
طبق اخباری کە رسانەهای آزاد منتشر کردەاند, تاکنون عدەایی از پرستاران معترض دستـگیر نیز شدەاند.
جامعە پرستاران کە از اقشار زحمتکش و فعال جامعـە می باشند همـوارە با بی مهری مسئولان دولتـی روبرو گشتەاند. حرفـە پرستاری یکی از مشاغل حساس است کە پرستاران و بهیاران, شب و روز با مراقبت از بیماران در بیمارستانها و مراکـز درمانی بخش عمدە زندگی خود را بە این خدمت مهم و ارزندە اختصاص دادەاند و از زمـرە شغلهایی بە حساب می آید کە در بین جامعە دارای احترام ویژەایی می باشد.
بە غیـر از پرستاران این روزها در جای جای ایران شاهد اعتراضات کارگران در بخشهای مختلف, بازنشستگان و اقشار مختلف جامعە هستیم کە از شرایط بد زندگـی و وضعیت بحرانی اقتصادی موجود در ایران می نالند و مسئولان و حاکمیون ککشان هم نمی گزد!! تا بودە همیـن بودە اگر اعتراضات گستردەتر شود و جمعیـت معترض چشمگیر شود برای کنترل معترضین, حاکمیت از مأموران سرکوبگر مدد می جوید و با نامـیدن معترضان بە اغتشاشگر, سرکوب خود را توجیـە می کند.
در حالیـکە جامعە ایرانی خواستار حقوق از دست رفتەاشان هستند و هر بار بخشی از شغلها نسبت بە شرایط شغلی و زندگی شان معترض می شوند, سردمداران و مسئولان دولتی, حکومـتی با دخالت در امـور کشورها و صرف هزینەهای گزاف مالی برای نیروهای نیابتیش در لبنان, سوریە, یمن و عراق و ... مطالبات مردم در داخل ایـران را پشت گوش انداختـە و بە آن اهمیت نمی دهد و بە جای ایـنکە گامهای مثبتی بردارد برای بهبود وضعیت و شرایط مردم بە آنها انـگ اغتشاشگر و جاسوس کشورهای متخاصم البتە بە گفتە "حاکمان جمهوری اسلامی" نیز می زند و با سرکوب آنها نە تنها مطالبات و درخواست آنها را در نظر نمی گیرد بلکە با دستگیری و سرکوب معترضان و مطالبەگران با آنان برخـورد می کند.
۱۴۰۳ مرداد ۲۸, یکشنبه
سالروز اعلام فتوای جهاد علیە مردم کُردستان از سوی خمینی
۲٨ مرداد ماە هر سال یادآور حـکم ضد بشری خمینی بر علیـە مردم کُردستان ایران می باشد.
۲٨ مرداد ماە سال ۱۳٥٨ طی حکم و فتوایی کە از سوی خمینی اعلام شد بە قوای نظامی و سپاە و ارتش جمهوری اسلامی فرمان حملە نظامی بە کُردستان دادە شد و بە دنبال آن قوای نظامی و سپاهی تحت امر خمینی بە شهرهای کُردستان یورش بردند و با حملات وسیع نظامی با انواع سلاح های سنگین و سبک بە کُردستان حملەور شدە و مردمان زیادی را کشتە و منازل و مزارعشان را بە آتش کشیدە و تعداد زیادی را آوارە کردە و با کشتار و قتل و عام مردم بیگناە در همان اوایل حکومتداریشان رخسار واقعی خود را بە همگان نشان دادند.
بهانە یورش و اعلام جهاد خمینی حضور احزاب کُرد ایرانی در کُردستان بود و خمینی با کافر شمردن احزاب و اپوزیسون کُردستان کە از بطن جامعە برآمدە بودند فتوای جهاد بر علیـە آنان را صادر کرد, آنزمان بنی صدر در مقام رئیس جمهور و فرماندە کل قوای نظامی مأمور حکم رهبرش را عهدەدار شد و بە قوای نظامی امر کرد تا کُردستان را بە طور کلـی پاکسازی نکنند پوتینها را از پا در نیـآورند!
با سقوط نظام پادشاهی در ایـران و فراهم شدن موقعیت اپوزیسون مخالف رژیم پادشاهی احزاب کُردستانی هم فعالـیتهای حزبی و سیاسی خود را آشکار نمودند و با حضور در شهرهای کُردستان خواستار حضور در حاکمیت تازە بە قدرت رسیدە شدند و این ادعا, بە دلیل محبـوبیت و سابقە تاریخی مبارزاتشان, ادعایی برحق بود کە جامعە کُردستان نیـز از آن پشتیبانی و حمایت کردند. اما سیاست رژیم تازە بە قدرت رسیدە جمهوری اسلامی سیاستی خودکامە بود کە بە غیـر از خودشان و سیاست واپس گرایانەشان هیـچ حزب و یا سازمان و فکر و ایـدەایی را کە با آنان همسـو نمی بود را قبول نداشتند و بە بهانەهای واهـی و دروغ افکنی, گروههای مخالف خود را در زمـرە مرتدین معرفـی کردە و جهاد بر علیـە آنان و سرکوب آنها را توجیە شرعی بە حساب می آوردند و کشتار و قتل و عام و اعـدامشان را شرعیت بخشـیدە و با خشونت و سبوعیت هر کە را با آنان مخالفت می کرد از سر راە برمی داشتند.
در ایـن میان با کینەایی کە از مردم کُردستان بە دل داشتند با خشـونت و وحشی گری بە کُردستان یورش بردە و در حالـیکە احزاب کُردستانی با مذاکرات مستمر درصدد راە حلی صلح آمیز بودند تا از جنگ و خشونت جلوگیری کنند و طی چند بار هئیتهایی از مـرکز برای مذاکرە با رهـبران احزاب کُردی بە سنندج و مهاباد آمدند اما چون حاکمیت و در صدر آن خمینی هیچ باوری بە راە حل آشتی جویانە نداشتند بە کُردستان یورش نظامی بردند و با قتل عام وسیع و وارد کردن ویرانی های زیاد از مردم کُردستان زهر چشم گرفتند. واقعیت امر وجود احزاب کُردی در کُردستان نبود بلکە دهن کجی تاریخی کُردها بود کە در رفراندوم آری یا نە این انتخابات را تحـریم کردند و از بدو حاکمیت جمهوری اسلامی بە کلیت رژیم نە گفـتند و رژیم تازە بە قدرت رسیدە جمهوری اسلامی چون مخالفت با خودش را روا نمی دید هرکس را کە با او همسـو نبود همچون دشمن حساب می کرد و بە شـیوەهای غیـر انسانی و بە زور اسلحە از سر راهـش بر می داشت.
اگر چە چهل و پنج سال از جنایات و کشتار مردم بی دفاع و بیگناە کُردستان توسط جمهوری اسلامی و با فتوای خمینی می گذرد کە در آن هزاران کشتە و ویرانی های زیادی با خود بە همـراە داشت تا مردم کُردستان را با رژیم جمهوری اسلامی همراە سازند اما هنوز هم مردم در کُردستان ایران حاکمیت مستبد جمهوری اسلامی را همـچون حکومتی اشغالـگر و مستبد می داند و از بدو تأسیس جمهوری اسلامی هر فرصتی پیش بیآید همـوارە با مقابلە با این رژیم مستبد پیشـگام دیـگر نقاط ایران بودە است.
۱۴۰۳ مرداد ۱۶, سهشنبه
زهر چشم جمهوری اسلامی از شکستهای برون مرزی با اعـدام معترضان و مخالفانش در داخل, رضا رسایی اعدام شد!
سـحرگاە امروز سەشنبە ۱٦ مرداد ماە ۱٤۰۳ رضا رسایی از معترضان و بازداشت شدگان خیزش سراسری ۱٤۰۱ در زندان مرکزی کرمانشاە اعدام شد.
اعدام رضا رسایی بدون اطلاع بە خانوادە او و در بی خبری اجـرا شدە است, خانوادە رضا رسایی گفتەاند کە اجازە دفن فرزندشان را در شهر زادگاهش صحنە کرمانشاە بە آنها ندادەاند.
رضا رسایی در نیمە اول مهـر ماە پارسال توسط شعبە دوم دادگاە کیفـری یک استان کرمانشاە بە اتهام قتل نادر بیـرامی رئیس اطلاعات سپاە پاسداران شهر صحنە بە اعدام محکوم شد.
صدور این حکـم با فشار رییس قوە قضاییە جمهوری اسلامی ایران و بدون وجود شواهد و مستندات اثبات جـرم صورت گرفت.
سازمان عفو بین الملل ۱٤ دیماە پارسال دربارە اجـرای حکم اعدام رضا رسایی ابزار نگرانی کردە بود و خواستار توقف اجرای آن شد. این سازمان حـکم اعدام یاد شدە را مرتبط با اعتراض های سراسری زن زندگی آزادی عنـوان کردە بود.
"چند روز قبل در اقدامی غافلگیرانە اسماعیل هنیە رئیس سازمان حماس کە برای تحلیف رئیس جمهوری پزشکیان بە ایران آمدە بود هدف حملە موشکی قرار گرفت و کشتە شد کە این اقدام, شکستی حقارت بار را برای جمهوری اسلامی رقـم زد و در حالیـکە مقامات جمهوری اسلامی تهدید بە پاسخگویی شدید بە عامل این حملە, اسرائیل کردەاند اما چون زور نظام جمهوری اسلامی بە اسرائیل نمی رسد با اعدام مخالفان و زندانیان سیاسی درصدد ایـجاد فضای وحشت در جامعە می باشد تا هم فضای داخل کشور را بە زعم خود بە آرامش برساند هم ایـنکە نگاهها را بە سمتی دیـگر بکشاند تا از این حجم آبرو ریزی و شرمساری کە دامنش را گرفتە بکاهد, سنتی کە همـوارە بە آن عمل کردە است. حاکمیت شکست خوردە جمهوری اسلامی بە آخر خط رسیدە است و اگر با اعدام مخالفان و معترضان فضای ملتهب جامعە را اندکی بە نفع خود عوض کند, نمی تواند برای همیشە اینگونە جامعە و آزدیـخواهان را سرکوب کند و فضای ترس و وحشت را در جامعـە اشاعە بدهد."
۱۴۰۳ مرداد ۱۱, پنجشنبه
شرم تاریخی برای جمهوری اسلامی, حذف اسماعیل هنیە در قلب تهران, تهدید جمهوری اسلامی: انتقام شدید از اسرائیل می گیریم!
کشته شدن اسماعیل هنیه, رئیس دفتر سیاسی حماس در تهران، اگر مهمترین رویداد سالهای اخیر در ایران و منطقه نباشد, قطعاً عجیب ترین اتفاق این چند سالە است.اسماعیل هنیه که در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان شرکت کرده بود با استقبال خامنەایی و مسئولان جمهوری اسلامی پا بە ایران گذاشت و نە مقامات جمهوری اسلامی و نە شخص او فکر می کرد کە بە ایـن شیوە مورد هدف موشکی اسرائیل در داخل ایران قرار بگیرد.
رسانەهای جمهوری اسلامی تیتر زدند:
جبهه مقاومت در آغوش حفاظت شده ایران!!
اکثر روزنامه های جمهوری اسلامی شعارهایی مانند مرگ بر اسرائیل و درود بر مقاومت در صفحه اول خود داشتند,اما آنها نمی دانستند که ساعاتی بعد آغوش امنیتی ایران به شرمی تاریخی برای آنها تبدیل خواهد شد و رهبر حماس همان شب در تهران کشته خواهد شد.جایی که مقامات مدعی جمهوری اسلامی آنـرا امن ترین مکان برای رهبران محور مقاومت می نامندش! علی یونسی، وزیر سابق اطلاعات، سال ها پیش پس از ترور محسنی فخری زاده فیزیکدان هستەای رژیم ایران, گفت: نفوذ موساد در نهادهای مختلف ایران به حدی است که همه مسئولان جمهوری اسلامی باید نگران جان خود باشند.
همانطور که گفتە شد, این حادثه برای جمهوری اسلامی مایه شرمساری تاریخی بود، شرم آور از آن جهت که این حادثه در روز مهمی همچون تحلیف رئیس جمهور و با حضور ده ها مهمان خارجی در قلب تهران بە وقوع پیوست.
کشتە شدن اسماعیل هنیە آنهم در پایتخت ایران قدرت بلامنازع اطلاعاتی اسرائیل را برای بار دیـگر ثابت کرد و از سوی دیـگر قدرت پوشالی و ضعف اطلاعاتی جمهوری اسلامی را بە همگان نشان داد. مقامات و مسئولان رژیم ایران دوبارە تهدید بە مقابلە شدید با اسرائیل می کنند اما تهدیدات حکومت ایران هیـچگاە نتوانستە ضربەایی بە اسرائیل بزند و موشکها و پهبادهای جمهوری اسلامی تنها در آسمان بە هوا خوری می پردازند و نرسیدە بە خاک اسرائیل در آسمان منهـدم می شوند. هرگاە جمهوری اسلامی با شکست و سرخوردگی در ناتوانی با مقابلە با اسرائیل مواجە می شود سردرگم بی گدار بە آب می زند و با نسبت دادن بە مخالفان داخلی همچون جاسوسی برای موساد اعلام می کند کە با پیگری و تلاش سربازان گمنام امام زمان شاخە یا شاخەهایی از جاسوسان اسرائیل را شناسایی و دستگیر کردەاند, سیاستی نخ نما شدە این سالهای جمهوری اسلامی کە دیـگر کسی بە آن اعتماد ندارد. ناتوانی جمهوری اسلامی در محافظت از شخص اول حماس در قلب پایتخت بار دیگر مقامات, مسئولان و در رأس همە شخص خامنەایی را در مقابلە با دشمنان خارجی تحقیر کرد.
در مراسم تشییع اسماعیل هنیە کە در تهران برگزار شد مقامات حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی حضور بهم رساندە و خامنەای نماز بر جسد هنیە خواند اما نکتە مهم کە توجە رسانەها را جلب نمود هراسان بودن خامنەایی بود, ترس از حرکات خامنەایی بە وضوح پیدا بود, ترسـی کە بە کابوس خوابهای خامنەایی و مقامات حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شدە است باید نظارەگر باشیـم کە آیا نظام جمهوری اسلامی این بار کە وعـدە دادە است بە شدیدترین شیوە با اسرائیل مقابلە می کند و طبق حکم خامنەای باید مستقیمأ اسرائیل را هدف قرار بدهند تا چە حد و میـزان این توانایی را دارد, اگر فرض را بر این بگیریم کە جمهوری اسلامی چە مستقیم چە غیر مستقیم بە اسرائیل حملە کند نمی تواند باعث زدودن این شرم تاریـخی جمهوری اسلامی از یادها و اذهان شود.
۱۴۰۳ مرداد ۷, یکشنبه
روایتی از دستگیری, شکنجە, و شلیک مستقیم گلولە بە دو جوان معترض در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱

نیما شجاعی علی"آرمان" جوادیان
در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ کە بە انقلاب زن زندگی آزادی نام گرفت کە بدنبال کشتە شدن ژینا امینی از سوی مأموران گشت ارشاد بە وقوع پیوست, بودند و هستند جوانان دلیـر و شجاعی کە برای اعتراض بە سیاستهای متحجرانە و واپس گرایانە نظام جمهوری اسلامی بە خیل عظـیم معترضانی پیوستند کە برای احقاق حق و خونهای بە ناحق ریختە دختران و پسرانی کە بە کشتە شدن ژینا امینی معترض شدە بودند چند ماە نظام سرکوبگر ولایت فقیە را بە چالشی بی سابقە از بدو حکمـرانیش کشاندند و جهان شاهد سرکوب و کشتار هزاران نفری بود کە مأموران سرکوبگر جمهوری اسلامی مرتکب آن شدند.
در گفتگویی کە با دو تن از جوانان خسارت دیدە و شکنجە شدە داشتـم برای بار دیـگر شور و شوق جوانان معترض ۱٤۰۱ جلوی چشمانم ظاهر شد و همچنین برای بار دیـگر برخورد غیـر انسانی و ظالمانە رژیمی را بە یاد آوردم کە برای بقایش از هیـچگونە جنایتی پرهیز نمی کند.
نیما شجاعی ۲۹ سالە متولد سقز مجرد کارشناس نقشە برداری ورزشکار رشتە مویتای
فارغ التحصیل دانشگاە آزاد ارومیە رشتە کارشناسی نقشە برداری مربی گری مویتای و کیک بوکسینگ کە چندین حکم استانی و کشوری را در کارنامە ورزشی خود دارد عضو تیم ملی نوجوانان در رشتە مویتای یکی از معترضانی بود کە تا پای مرگ رفت اما زبان نگشود تا دست مأموران سرکوبگر بە دوستانش نرسد و کس دیگری را همچون خودش دستـگیر و شکنجە نکنند.
نیما شجاعی در جریان خیزش سراسری زن زندگی آزادی از روز اول در اعتراضات شهر سقز و ارومیە حضور داشت و بە یاری مجروحان و صدمە دیدگان می رفت و مجروحانی کە هدف گلولەهای ساچمەایی مأموران سرکوبگر قرار می گرفتند تیمار می نمود و گلولەهای سربی ساچمەایی را از بدنشان خارج می کرد. در مورخە هفتم آبانماە ۱٤۰۱ در حالـیکە خیزش معترضان در اکثر شهرهای ایران بە اوج خود رسیدە بود, آنروز در سقـز بسیاری صدمە دیدند و مجروح شدند. نیما تعریف کرد: در حالیـکە دود و سیاهی و صدای گلولە شهر را فرا گرفتە بود یک نفر را دیدم کە مجروح در گوشەایی افتادە بود, متوجە شدم کە تعداد زیادی ساچمە بە جسم و بدنش اصابت کردە است, او را با خود بردم و در منزل خودمان او را تیمار کردم و تا آنجایی در توانم بـود ساچمەهای زیادی را از جسمش درآوردم, او از مهاباد آمدە بود و در اعتراضات سقز شرکت می کرد دلیل آمدنش تعقیب و گریز مأموران امنیتی مهاباد بود علی جوادیان "آرمان" آن همراهی بود کە اگرچە در مهاباد امنیت جانی نداشت ولـی نمی خواست کە از مردم معترض جا بماند, خود را بە سقز رساندە بود کە همراە معترضان سقزی شود, متأسفانە همچون گفتم در سقز مورد اصابت گلولەهای ساچمەایی قرار گرفتە بود.
بعد از چند روز کە آرمان بهبودی نسبی پیدا کردە بود از سقـز بە مهاباد بازگشت.
این یکی از نمونەهایی بود کە نیما در روزهای خیزش سراسری بە یاری مصدومان شتافتە بود. بعدها نیما و آرمان در آنسوی مرزهای ایران همدیگر را برای باری دیگر ملاقات می کنند, هر دو مجـبور بە ترک دیار شدە بودند.
دو روز بعد از تیمار آرمان, نیما بە ارومیە برگشتە بود نیما در خیزش مردم ارومیە نیز مشارکت می کرد نیما همراە یارانش در ارومیە فعالیتهای زیادی در پیشبرد خیزش سراسری مردم انجام می داد در یـکی از فعالیتهایی کە انجام دادە بودند در منطقە اسلام آباد دوربین مدار بستەای را کە ادارە اطلاعات کار گذاشتە بود تا مردم و معترضان را رصد, شناسایی و دستگیر کنند از کار انداختە بودند.
در مورخە ۱۲ آبانماە در ارومیە نیما از سوی مأموران امنیتی اطلاعات شناسایی و دستگیر می شود و در حالیـکە سوار اتومبیل شخصی خود بود یـک نفر لباس شخصی وارد ماشینش می شود و او را با خود می برند.
نیما را با خود بە بازداشتگاە ادارە اطلاعات می برند و بە مدت دوازدە روز تحت بازجویی و شدیدترین شکنجەهای روحی و جسمی قرار می گیرد.
آنگونە کە خود نیـما برایم بازگو کرد در جریان بازجویی دستها و پاهایش را بستە بودند و با مشت و لگد بە جانش افتادە بودند او را آویزان کردە بودند تا اسامی اشخاصی را کە هـمراە او در ارومیـە و سقز با جنبش همراە شدە بودند را بگـوید با ضربات کابل کە بە سر و صورتش می زدند می خواستند بە مواردی اعتـراف کند کە حتی انجام ندادە بود نیما ادامە داد در حالیـکە زیر ضربات شدید کابل قرار گرفتە بود بە ناگاە یکی از شکنجەگران با لگد کە پوتین پایش بود ضربەایی بە سرش زد کە بە زمین می افتد و احساس بی هوشی کردە بود وقتی کە بە هوش آمدە بود چشمش بە کپسول گاز افتادە بود کە در آنجا گذاشتە بودند احساس درد در پشت گردنش کردە بود بعد متوجە شدە بود کە گردنش را داغ کردە بودند تا مطمئن شوند کە زندە است حتی قسمتی از دستش را داغ کردە بودند و این داغ کردن شوکی بود کە بە نیما وارد کردە بودند تا بە هوش بیاید.
خانوادە نیما تلاش زیادی کردند تا نیما آزاد شود و بە آغوش خانوادە بازگردد و این تلاشهای بی وقفە باعث شد کە در تاریخ ۲٤ آبانماە بە قید وثیقە بە صورت موقت آزاد شود.بعد از دو روز از آزادی نیما دوبارە برای او احضاریە صادر می شود کە در آن از او می خواهند کە بە مبلغ وثیقە اضافە کند و بە ادارە اطلاعات برود نیما بە همراە خانوادە با چند وکیل مشاورە می کنند کە همگی بە این نکتە اشارە می کنند کە قطعأ درصدد حکم تازەتر و سنگین تری برای پروندە نیما هستند.
نیما و خانوادەاش توان وثیقە بیشتری را نداشتند و هم نگـران صدور حکم سنگین تری بودند و همـین باعث شد کە در اواخـر بهمن ۱٤۰۱ نیما از کشور و محل زندگیش بە ناچار کوچ کند و در حالیکە نیما در محل زندگیش نیز نماندە است اما کماکان از سوی ادارە اطلاعات رژیم تهدید می شود و همچون سابقە رژیم در ربودن مخالفان سیاسی اش در آنسوی مرزها بخصوص کشورهای همسایەاش زندگی و شرایط نیما و نیماها, زندگی امنی نیست.
عکسهایی از آثار شکنجە و برگە وثیقە آزادی موقت نیما شجاعی
علی "آرمان" جوادیان سی سالە متولد مهاباد مجـرد فعال مدنی و حقوق بشری
از ابتدای خیزش سراسری سال ۱٤۰۱ عـلی جوادیان بە این خیـزش همگانی پیوست و دلیل پیوست بودنش را اینـگونە بازگو نمود:
انقلاب و خیزشی را شاهد بودم کە پیوستن بە آن را وظـیفە تشخیص دادم و این حجم از ظلم و ستمی کە بە مردم روا داشتە می شد را تحمل نکردم و بە جمع آزادیخواهان پیوستم.
علی جوادیان از کلیـد خوردن خیزش سراسری ۱٤۰۱ بە عرصەایی پا نهاد کە خیل عظیمی از دختران و پسران جوان, همـگام با او برای احقاق حقشان و نشاندن دمـوکراسی ماهها با رژیمی مقابلە کردند و روبرو شدند کە سبوعیت و برخوردهای ناجوانمردانەاش با معترضان را مردم در سراسر دنیـا مشاهدە کردند.
علی جوادیان همـراە عدەایی از دوستانش با تشکیل شبـکەهای کوچک اما منظم در اعتراضات شرکت نمود و در جریان اعتراضات سراسری ۱٤۰۱ در مهاباد همـوارە یار و همـراە کسانی بود کە مجروح می شدند با همیاری و همکاری دوستانش هموارە در اعتراضات شرکت می کرد و با تهیە دارو و وسایل پزشکی یاور مصدومان اعتراضات مهاباد بودند.
در تاریخ چهارم آبانماە سال ۱٤۰۱ مهاباد شاهد یکی از روزهایی بود کە در آن عدە زیادی مجروح و چند تن نیز جان باختند فردای آن روز عدە زیادی مجروح و صدمە دیدە در گوشە کنار شهر بودند کە علی و دوستانش را واداشت کە بە یاری آنان بشتابند آنـروز تا آنجایی کە در توان علی و همرهانش بود بە مداوای صدمە دیدگان پرداختند. عصر همان روز از سوی خانوادەاش بە علـی اطلاع می دهند کە مأموران لباس شخصی سراغش را گرفتەاند و بهتر است کە عازم منزل نشـود.
علـی آن شب بە خانە نرفت و فردای آن روز بە سقـز رفت و بە دوستانش در ادامە اعتراضات در آنجا ملحق شد.
علی همچنانکە در مهاباد بە جمع معترضین آزادیـخواە پیوستە بود آنـروز دوبارە بە معترضان سقـزی پیوست در مورخە هفتم آبانماە در بلوار مادر شهر سقز و در جریان اعتراضات مردمی با مأموران سرکوبگر روبرو می شوند از فاصلە نزدیک بە علی شلیک می کنند و در حالـیکە می توانستند پاهای او را هدف بگیرند تا او را دستگیر کنند اما بە بالا تنە علی شلیک کردند تا او را بە قتل برسانند اما علی بە هر شیـوەایی بود و در حالیـکە بدنش خون آلود بود و درد زیادی را تحمل می کرد, خود را از آنجا دور کرد و آنزمان کە مطمئن شد خطری تهدیدش نمی کند در کوچەایی دراز کشید تا نفسی تازە کند با همت نیما شجاعی کە در ابتدای این نوشتە از او گفتـیم و با کمک او علی را بە منزل خودشان می برد و بیش از دە روز از علـی مراقبت می کند تا علی سلامتی نسبی بیابد, بە دلیل ترس از دستگیری بە مرکز درمانی منتقل نمی شود و درمان و مداوای علی در منزل شخصی نیما شجاعی و توسط او صورت گرفت.
با بهبودی نسبی علی ,بە مهاباد باز می گردد اما نە بە منزل بلـکە در حواشی شهر و در روستاهای نزدیـک مهاباد خود را مخفی می کند تا از سوی مأموران امنیتی دستگیر نشود
آنگونە کە علی جوادیان برایم بازگو نمود در بدو خیزش معترضان در مهاباد شبها نیز برای استراحت و خواب بە خانە نمی رفت.
در حالـیکە جراحات علی جوادیان همچنان آزارش می داد اما با بازگشت دوبارەش بە مهاباد دوبارە بە جمع یاران سابقش پیوست و با عزمی چند برابرتر آزادیـخواهان و دادخواهان معترض مهاباد را همـراهی می کرد. علی جوادیان ایـنگونە ادامە داد در اواخر آبانماە ۱٤۰۱ برای تیمار و درمان عدەایی زخمی کە طی تماسی با او و یارانش می گیرند بە یاری آنان بروند علی گفت کە هر وقت در جایی قرار داشتیم از رمز و کدهایی کە بین خودشان داشتند استفادە می کردند تا مطمئن شوند کە مکانی کە می روند امن باشد علی ادامە داد وقتی برای مداوای مجروحانی کە قرار بود در آنجا باشند, بروند چند مأمور مسلـح را دید کە در پشت بام مکان مورد نظر بودند تا آنها را مشاهدە می کند با دوستانش آنجا را ترک می کنند اما بە آنها تیراندازی می شود ولی هیـچکدامشان نە دستگیر می شود نە مورد اصابت گلولە قرار می گیرند .
با تماسی کە با یکی از دوستانش می گیرد بدنبال او می آید و علی را از شهر خارج می کند. علی جوادیان تا زمانی کە در ایران بود بە صورت مخفیانە زندگی می کند چون با ارتباطاتی کە با خانوادە و دوستانش داشتە بود بە صورت مداوم از سوی مأموران امنیتی و اطلاعاتی بە سراغش رفتە و خواستار دستگیری او بودند با مصادرە کردن ماشین شخصی کە با دوستانش همیشە سوار بر آن بە یاری مصدومان و مجروحان می رفتند قصد داشتند علی و دوستانش خود را تـحویل بدهند اما علی زیر بار نرفت و بە ناچار از کشـور خارج می شود.
علی جوادیان کماکان از جراحات و صدمات واردە ساچمەهایی کە در جسـمش قرار دارد آزار می بیند و نیاز بە مداوا و دسترسی بە پزشک معالج دارد و از سویی جان و امنیت علی جوادیان کماکان در خـطر می باشد.
تصاویری از آثار گلولەهای ساچمەایی در بدن و جسم علی"آرمان" جوادیان
"این نوشتە بخش کوچکی از زمانی بود کە توسط نیما شجاعی و علی"آرمان" جوادی برایمان یادآوری شد. در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ کە بە جنبش زن زندگی آزادی نام گرفت پسران و دختران جوان بیشماری همـراە مردمی شدند تا با استبدادی مقابلە و مبارزە کنند کە بیش از چهل و پنج سال است با حاکمیـتی مستبد بر مسند قدرت لم دادە است و بهای دوام حکومتشان کشتن و قربانی کردن هزاران هزار آزادیـخواهی است کە در هـر دورە زمانی از هر فرصتی برای مقابله و مبارزە با رژیم جمهوری اسلامی استفادە می کنند تا بە آزادی و دموکراسی کە حق مسلـمشان می باشد, برسند."
اشتراک در:
نظرات (Atom)







































