۱۴۰۱ مهر ۸, جمعه
۱۴۰۱ مهر ۶, چهارشنبه
حمله موشکی و پهپادهای انتحاری سپاه پاسداران به مواضع احزاب کردستانی در خاک کردستان عراق برای به انحراف کشاندن اعتراضات سراسری مردم ایران!
امروز صبح چهارشنبه ۶مهرماه از سوی سپاه پاسداران مواضع احزاب کردستان ایران که در خاک کردستان عراق واقع است مورد تهاجم موشکی و پهپادی قرار گرفت و به غیر از مقرات این احزاب، مناطق مسکونی و یک مدرسه کودکان نیز در نزدیک شهر کوی سنجاق از این حملات در امان نماند و تعدادی از زنان و کودکان بیگناه نیز کشته و مجروح شدند.اگرچه موارد مشابهی قبلا نیز از سوی سپاه پاسدارن رژیم ایران در تعارض به آنسوی مرزها و یورش نظامی صورت گرفته بود که مغایر با قوانین بین المللی می باشد و هر بار نیز از سوی ممالک غربی و کشورهای دنیا نیز محکوم شده است ولی رژیم ایران بدون توجه به در نظر گرفتن این مهم که این حملات با قوانین بین المللی کاملا منافات دارد کماکان با حمله و موشک باران به آنسوی مرزها این قوانین را نقض می کند! احزاب کردی مخالف رژیم ایران مدت چند سال است که از مبارزه مسلحانه با رژیم ایران دست برداشته اند و مبارزات خود را حول مبارزات مدنی قرار داده اند و اگر چه گه گاه برای تبلیغات سیاسی به صورت کاملا مسالمت آمیز به آنسوی مرزها به داخل کردستان ایران نیز و بصورت کاملا محدود می روند و در برخی موارد با نیروهای نظامی و عمدتأ سپاه پاسداران نیز درگیر شده اند اما عملأ در کمپهایی که در مناطق کردستان عراق قرار دارد به فعالیتهای سیاسی خود ادامه می دهند و همچنین خانواده های آنان نیز در جوار این کمپها زندگی می کنند که متأسفانه در حملات موشکی و پهپادی امروز این خانواده ها نیز مورد یورش موشکی و پهپادی قرار گرفتند و چند تن از زنان و کودکان نیز کشته و زخمی شدند.
بیش از ده روز است که اعتراضات سراسری به دلیل کشته شدن ژینا "مهسا"امینی در ایران ادامه دارد که دامنه این اعتراضات از کردستان ایران استارت خورد و به یکباره دامنه این اعتراضات سراسر ایران را فرا گرفت که مقامات رژیم ایران را با خشونت هرچه تمام با معترضان روبرو شدند و بسیاری از معترضان را که در خیابانهای کردستان و ایران شعار " زن زندگی آزادی " را سر می دادند با گلوله مستقیم جوابشان را دادند، عده ایی را کشته و مجروح کردند و بسیاری را نیز بازداشت و دستگیر کردند که این روند کماکان ادامه دارد...
نظام اسلامی ایران که از خیزش سراسری مردم ایران هراسان و سراسیمه شده است برای به انحراف کشاندن اعتراضات مردم در خیابانها امروز دست به این عمل نابخردانه زده است و با این حملات به مواضع احزاب می خواهد جهت اعتراضات را طوری مهندسی نماید که دامنه این اعتراضات را تنها به احزاب کردی و کردستان ایران محدود و تعریف کند! که اگرچه مردم کردستان ایران همانگونه که اشاره شد در رأس اعتراضات سراسری مردم ایران قرار دارند اما احزاب کردستانی به غیر از حمایت سیاسی از این اعتراضات عملا وارد مبارزه مسلحانه با رژیم ایران نشده اند و در حالیکه قشری از معترضان و منتقدان کردستانی خواستار دخالت نظامی این احزاب شده اند اما احزاب کردستان ایران با سیاستی خردمندانه از این اقدام خود را بری کرده اند و تنها پشتیبانی سیاسی را از معترضان این چند روز را اعلام کرده اند و با حملات امروز عملا به همگان ثابت شد که حاکمان ایران و شاخه نظامی وابسته به رژیم یعنی سپاه پاسداران با حملات نظامی درصدد هستند که اعتراضات مردم ایران را به انحراف بکشند و این شیوه از شروع حاکمیت رژیم مذهبی ایران شیوه رایـج برخورد با منتقدان و مخالفان بوده است که کاملا نخ نما شده است.
تفاوت اعتراضات سراسری مردمی این بار با سایر اعتراضات مردمی که از شکل گیری نظام اسلامی ایران که کم نیز نبوده است این نکته مهم است که سراسر ایران را درهم تنیده است و مطمئنأ رژیم ایران با این اعمال ضد انسانی که با قوانین بین المللی نیز کاملا منافات دارد نمی تواند سیاستهای خود را به پیش ببرد و اعتراضات مردم ایران را به انحراف بکشاند.
۱۴۰۱ مهر ۳, یکشنبه
موج دستگیری روزنامە نگاران و فعالین حقوق بشری در پی اعتراض سراسری مردم ایران بدنبال کشته شدن ژینا امینی توسط مأموران گشت ارشاد
در پی گسترش اعتراضات بعد از مرگ ژینا"مهسا" امینی که به دنبال دستگیری و بازجویی او از سوی مأموران گشت ارشاد وابسته به نیروی انتظامی صورت گرفت دامنه اعتراضات مردم و خیزش جامعه به ستوه آمده ایران سراسر ایران را در برگرفت که کماکان ادامه دارد...
سرکوب مردم معترض از یک سو و اعمال خشونت نیروی انتظامی و سرکوب گر با معترضان به مرگ ژینا امینی در جای جای ایران بازتابهای گسترده رسانه ای در دنیا را بدنبال داشته است و خبرگزاریهای بین المللی به چگونگی مرگ ژینا و عواقب پس از آن می پردازند، در ایران که کانون این اتفاقات می باشد رسانه ها در اختیار حکومت هستند و آن عده کم شماری که در رسانه های مستقل و آزاد فعالیت می کنند و بدنبال روشنگری و بازتاب این اتفاقات و رویدادها هستند با سانسور دولتی و حکومتی روبرو هستند و سابقه برخورد حکومت و دستگاههای امنیتی نظام جمهوری اسلامی در برخورد و سرکوب قشر روزنامه نگار و جامعه مستقل رسانه ای ،سابقه ایی پر از سرکوب و دستگیری آنان و حتی در مواردی اعدام نیز بوده است که اگرچه این رویه غیر انسانی نقض کامل حقوق بشر است و جامعه جهانی و قوانین رسانه ایی بین المللی آن را محکوم کرده است و همواره حکومت دینی ایران در سازمانهای مدافع حقوق بشری محکوم شده است اما رژیم ایران به سرکوب و فشار بر این قشر ادامه می دهد و هرگاه در کشور اتفاقاتی شبیه این اعتراضات کنونی صورت گیرد و روزنامه نگاران مستقل و قشر رسانه ایی در جهت بازتاب و تحلیل آن که همانا سرکوب ، اختناق و کشتن مردم معترض است عمل کنند آنان نیز سرکوب می شوند و تحت فشار و دستگیری و زندان قرار می گیرند.
"در روزهای اخیر و به دنبال اعتراضات سراسری در ایران در پی مرگ ژینا امینی دستگیری روزنامه نگاران مستقل و آزاد و افراد مدافع حقوق بشری در ایران به صورت چشم گیری رو به افزایش است و تعداد زیادی از فعالان این عرصه از سوی مقامات امنیتی نظام ایران مورد بازجویی و دستگیری قرار گرفته اند."
۱۴۰۱ شهریور ۳۰, چهارشنبه
عواقب مرگ ژینا امینی ،حضور مردم ایران در اعتراضات سراسری همچنان ادامه دارد...
بعد از مرگ مشکوک ژینا"مهسا"امینی در پی دستگیری از سوی گشت ارشاد در تهران و گمانه زنی اینکه با ضرب و شتم و ترس و وحشت در حین بازجویی ژینا دچار مرگ مغزی شده است و تا حد بسیار زیادی نیز واقعی می نمود، مردم سقز، خشمگین از وقوع این تراژدی بعد از به خاک سپاری جسد او به خیابانهای این شهر آمدند و جلوی فرمانداری اعتراض نمودند که با برخورد نیروی انتظامی این اعتراض روبرو شد و به خشونت کشیده شد.
در پی کشته شدن ژینا امینی مرکز همکاری احزاب کردستانی تاریخ ۲٨ شهریور را همچون اعتصاب همگانی در کردستان اعلام کرد و از مردم خواست که در این تاریخ مغازه و محل کسب و کارشان را تعطیل کنند و برای اعتراض به کشته شدن ژینا امینی در خانه هایشان بمانند. و این درخواست احزاب کردستانی با موافقت مردم کردستان روبرو گشت و اعتصابات سراسری اکثریت شهرهای کردنشین ایران را در برگرفت و عصر آنروز مردم شهرهای اغلب کرد نشین به خیابانها آمدند و شروع به اعتراضات خیابانی کردند که تا کنون که مشغول نوشتن این مطلب هستم این اعتراضات خیابانی ادامه دارد با این تفاوت که دامنه این اعتراضات کل و سراسر ایران از تهران تا زاهدان و شیراز تا مشهد را در برگرفته است.
از شکل گیری نظام ولایت فقیه در ایران تا کنون اعتراضات و تظاهرات زیادی در برهه های زمانی مختلف در مخالفت با سیاستهای رژیم مذهبی ایران به وقوع پیوسته است و اگرچه با خشونت رژیم ایران این اعتراضات به شکست انجامیده است اما در حافظه تاریخ معاصر ایران ماندگار مانده است.
تفاوت این اعتراضات این نکته است که در رأس این اعتراضات، زنان هستند که به دلیل حجاب اجباری ژینا امینی به صفوف اول این اعتراضات و تظاهرات پیوسته اند و نکته دیگر حضور طبقات مختلف جامعه ایرانی در این اعتراضات می باشد که با توجه به خشونت نیروهای سرکوبگر همچنان در خیابانها حضوری فعال دارند.
تا کنون دهها شهروند در این تظاهرات کشته و یا زخمی شده اند که اکثرا در مناطق کرد نشین بوده اند! همچنین تعدادی از مردم معترض که در این اعتراضات شرکت کرده اند دستگیر شده اند . در برخی از شهرها فعالین حقوق بشری و روزنامه نگاران نیز از سوی اطلاعات بازداشت شده اند.
تاثیرات و بازتاب این اعتراضات جهانی شده است و کمتر کسی است که در جهان نام ژینا امینی را نفهمد و با آن بیگانه باشد . خشونت بی حد نیروی پلیس ایران و گشت ارشاد که باعث و بانی اصلی مرگ ژینا است به تیتر اصلی روزنامه ها و شبکه های خبری دنیا تبدیل شده است .
در داخل کشور و با توجه به سانسور شدید جامعه فرهنگی و ورزشی و هنری بسیاری از فعالین این حوزه ها با ژینا و خانواده ژینا به صورتهای گوناگون اعلام همبستگی کرده اند و این تراژدی تلخ را محکوم کرده اند.
هر چه پیش آید و یا این اعتراضات نیز همچون سایر اعتراضات به شکست منجر شود نام ژینا امینی در تاریخ ایران معاصر ماندگار خواهد شد که با جان باختنش مردم به ستوه آمده و خصوصا بانوان ایرانی به دنبال حق طبیعی خودشان در کف خیابان فریاد می زنند:
"زن زندگـی آزادی"
۱۴۰۱ شهریور ۲۵, جمعه
درگذشت ژینا"مهسا"امینی در پی دستگیری و ضرب و شتم از سوی گشت ارشاد !
ژینا امینی دختر بیست و دوساله اهل سـقز کردستان که برای سفری به همراه خانواده به تهـران رفته بود در خروجی ایستگاه متروی حقانی به همراه عده ای از دخترانی که به زعـم نیروهای گشت ارشاد دارای پوشش نامناسب بودند دستگیر می شود و برای ارشاد به مرکز کلاس توجیهی اماکن واقع در خیابان وزرا منتقل می شود و بعد از دو ساعت به بیمارستان کسـری منتقل می شود!
سکته قلبی و مغزی دلیل انتقال ژینا به بیمارستان گفته شده است و زمانی صورت گرفته است که در بند ارشادیون بوده است! چه بر سر ژینا آمد که همزمان دچار مرگ مغزی و سکته قلبی شد. مسلمأ مسئولان و کسانی که عامل بازجویی و دستگیری ژینا امینی بوده اند عامل اصلی عارضه مغزی و قلبی او بوده اند که متأسفانه بعد از دو روز که بر اثر این عوارض به کما رفته بود از دنیا رفت و لکه ننگی دیگر بر پیشانی پر از جنایت سردمداران رژیم ایران که عامل اصلی این مرگ بود حک شد.
فقط کس یا کسانی این نکته را درک می کنند که از سوی مأموران انتظامی بازخواست یا بازداشت شده اند که در این هنگام تمام وجود آدمی از وحشت مزدوران که با چهره های مخوف در صدد اعتراف گیری هستند می لرزد و همزمان ضربان قلب و فشار خون از ترس شکنجه شدن بالا می رود و اگر شدت وحشت و ترس بسیار باشد در نهایت به مرگ مغزی و سکته قلبی منجر می شود و مطمئنا ژینا به اینگونه و از ترس و وحشت بسیار دچار مرگ مغزی،سکته قلبی شده است و نهایتأ فوت شده است و باید مجریان این حادثه هولناک که باعث مرگ این دختر جوان شده است پاسخگو باشند اگر برای یکبار دیگر توجیهی دیگر و بی اصل و اساس که جزی از پرده پوش ساختن جنایات و اعمال وحشت انگیزشان است نیاورند.
"ژینا قربانی سیاست ضد انسانی و زن ستیزی رژیمی شد که آزار و شکنجه و اعدام بخش مهم سیاست حکـومت واپس گرای جمهوری اسلامی بوده است و قاموس حاکمیت چهل و سه سال این رژیم از بدو بر سر کار آمدن اینگونه طراحی شده است."
۱۴۰۱ شهریور ۱۷, پنجشنبه
شلیر رسولی زن جوانی که برای ممانعت از تعرض یک فرد خود را از پنجره به بیرون پرت کرده بود جانباخت
شلیر رسولی ۳۶ ساله که برای فرار از دست فردی که قصد تعرض به وی را داشته بود خود را از پنجره طبقه دوم یک ساختمان به پایین پرت کرده به کُما رفته بود، روز پنجشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ (۸ سپتامبر ۲۰۲۲) پس از ۶ روز در یکی از مراکز درمانی سنندج جانباخت.
بر اساس گزارش رسیده، شلیر رسولی ساعت ۲ بامداد روز شنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۱ (۳ سپتامبر ۲۰۲۲) توسط (گ.ق) به بهانه بیماری همسر و درخواست کمک از شلیر به منزل آنها رفته بود. اما پس از آنکه شلیر به طبقه دوم ساختمان آنها میرود و میفهمد همسر فرد مذکور خانه نیست و قصد تعرض به وی را دارد، خود را از پنجره ساختمان به پایین پرتاب و به کُما رفته بود.
شلیر رسولی اهل روستای چشمیدر از توابع سروآباد و ساکن مریوان است و همسر وی نیز در اقلیم کُردستان مشغول کارگری بوده است. وی مادر دو فرزند نیز بوده است.
لازم بە یادآوری است که (گ.ق) صبح همان روز توسط نیروهای پلیس بازداشت شده است و اکنون در بازداشت به سر میبرد.
ساکنین مریوان گزارش دادهاند که (گ.ق) طی سالهای اخیر با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران همکاری داشته و بارها به دلیل دزدی، چاقوکشی، دعوا و.. بازداشت و به دلیل رابطه با نهادهای امنیتی پس از مدت کوتاهی آزاد شده است.
روز سهشنبه ۱۵ شهریور ماه شماری از فعالین زن مریوان با برگزاری تجمع اعتراضی مقابل دادگاه این شهر نسبت به عدم امنیت زنها در جامعه اعتراض کردند و خواهان ایجاد امنیت برای زنان در جامعه شده بودند.
" طبق آخرین اخبار رسیده از شهر مریوان ،مردم این شهر در اعتراض به این رویداد در خیابانهای این شهر تجمعاتی را به راه انداخته اند و خواستار برخورد جدی با فرد متعرض از سوی مقامات قضایی شده اند"
منبع خبر :سایت خبری سازمان حقوق بشری هەنگاو
شلیر رسولـی
۱۴۰۱ شهریور ۱۳, یکشنبه
دو فعال حقوق دگرباشان جنسی در ایران به اعدام محکوم شدند
روز یکشنبه ۱۲ شهریور اعلام شد دادگاه انقلاب ارومیه زهرا صدیقی همدانی معروف به «ساره» ۳۱ساله اهل نقده و الهام چوبدار ۲۴ساله و اهل ارومیه را به اتهام «فساد فیالارض» از طریق «ترویج همجنسگرایی»، «ترویج مسیحیت» و «ارتباط با رسانههای معاند جمهوری اسلامی» به اعدام محکوم کرده است.
این دو فرد در پرونده مشترکی محکومبهاعدام شدهاند. سهیلا شریفی، شهروند ۵۲ ساله اهل ارومیه و متهم دیگر همین پرونده، همچنان در انتظار حکم به سر میبرد.
زهرا صدیقی ۵ آبان ۱۴۰۰ در مرز ترکیه توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد. در آن زمان رسانههای رسمی جمهوری اسلامی اعلام کردند جرم وی قاچاق زنان و دختران است.
حکم اعدام صدیقی و چوبدار تازهترین موج فشار بر کنشگران و جامعه الجیبیتی در ایران است که بنا بر گفته فعالان آن، طی دو سال گذشته شدت بیشتری گرفته است.
در بهمنماه همان سال سازمان عفو بینالملل طی بیانیهای نسبت بهاحتمال صدور حکم اعدام برای این فعال جامعه الجیبیتی هشدار داده و در گزارش خود آورده بود: «زهرا صدیقی همدانی، مدافع حقوق بشر و عضو جامعه دگرباشان جنسی، صرفاً به دلیل گرایش و هویت جنسی واقعی یا مفروضش و همچنین پستها و اظهاراتش در رسانههای اجتماعی در دفاع از حقوق افراد همجنسگرا، دوجنسگرا، فراجنسیتی و بیناجنسی برخلاف ضوابط بینالمللی و به شکل خودسرانه تحت بازداشت است و در زندان مرکزی ارومیه به سر میبرد.»
آنچه در زمان بازداشت فعالان حقوق بشر را نگران کرد حبس صدیقی در سلول انفرادی، دسترسی نداشتن وی به وکیل و نگرانی بابت فراهم نشدن امکان رسیدگی منصفانه در دادگاه انقلاب ارومیه به پرونده او بود.
از زمان دستگیری زهرا صدیقی برخی از مطلعان پرونده اعلام کردند او بارها به دلیل ظاهر و پوشش و گرایش جنسیاش مورد آزار مأموران قرار گرفته و ضابطان پرونده او را به سلب حضانت دو فرزندش تهدید کردهاند.
سازمان اطلاعات سپاه هم در بیانیهای صدیقی را به همراه «علیرضا فرجادیکیا» و فردی با نام مستعار «کتی» به تشکیل باندی به جهت ترویج همجنسگرایی، قمار، کلاهبرداری و قبحزدایی از روابط جنسی نامشروع و انتشار آن در فضای مجازی متهم کرده و زهرا صدیقی را «سرکرده بزرگترین باند قاچاق زنان و دختران ایرانی به اربیل عراق» خوانده بود.
فعالان حقوق بشر اما در واکنش به این بیانیه اعلام کردند زهرا صدیقی به مدت ۵۳ روز بر خلاف قواعد بینالمللی در سلول انفرادی تحت شدیدترین بازجوییها و آزارها قرار داشته است.
سازمان عفو بینالملل هم با واهی دانستن اتهامات اعلام شده به طور نمونه اعلام کرد که اتهام ترویج مسیحیت تنها به دلیل حضور صدیقی در یک کلیسای خانگی و بر گردن داشتن صلیب به او وارد شده است و یا اتهام همکاری با شبکههای معاند به دلیل حضور او در یک مستند مرتبط با وضعیت افراد همجنسگرا در اقلیم کردستان بوده است.
منبع خبر و گزارش:ایندیپنت فارسی و سازمان حقوق بشری هنگاو
اشتراک در:
نظرات (Atom)






