۱۴۰۱ دی ۱۰, شنبه

" مستند تلویزیونی به بهانه آزادی" سناریویی نخ نما شدە و تکراری!

 چندی پیش مستندی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی بر روی آنتن رفت که از شروع پخشش دروغ پراکنی و افترا و توهین نه تنها به اسامی ذکر شده در این فیلم، بلکه توهین به شعور مخاطبانی بود که آن را نگاه کردند.

در این فیلم که همچون پروپاگندەهای قبلی حکومت لبریز بود از دروغ ابتدا سعی شدە بود کە انقلاب و خیزش مردم در ایران را کە بعد از کشتە شدن ژینا امینی "مهسا" سراسر ایران را در برگرفت بە گردن اسراییل و عربستان سعودی و آمریکا بیندازند،اگرچە این سناریو واقعا نخ نما شدە است ولی کماکان حاکمیون رژیم اسلامی در ایران واژە دشمن خارجی را در قاموس ناقص خود گنجاندەاند. امری کە حتی بچەهای کم سن و سال نیز با شنیدنش از‌ شدت خندە ریسە می‌روند.

" این واقعیت بە خشمی‌ بدل گشتە است کە سرکوب گران رژیم ایران در جریان اعتراضات اخیـر بچەهای کم سن و سال را نیز هدف گلولەهای جنگی خود قرار دادەاند اگرچە این را باید بە حساب آگهی سیاسی جامعە ایران دانست اما دامنه ظلم و استبداد رژیم ایران آنچنان گسترده شده است که کودک و نوجوانانی که باید اوقات فراغت خود را با درس و مدرسه و بازی و تفریح بگذرانند در صف اول اعتراضات به حکومتی هستند که سرکوب و خشونت را تنها جواب به مطالبات مردم معترض میپندارد."

در ابتدای این مستند برای بار دیگر مرگ ژینا امینی را در اثر سابقه بیماری مغزی که داشته است بیان می کنند!

مرگ نیکا شاه کرمی را دوباره خودکشی بیان می کنند! و ...

با مظلوم نمایی سعی در آن دارند که معترضان را افرادی خشن و بی بند و بار معرفی کنند که از بیرون مرزها پشتیبانی شدەاند و مأموران سرکوب گر را کە حافظان امنیت معرفی می کند هدف حملە با سلاح سرد و گرم قرار دادەند!!

رسانەهای برون مرزی همچون ایران انترناشینال را جیرە خوار عربستان سعودی معرفی می کند و آمارهایی دروغین را بە مخاطب می گوید کە با این بودجەهای خیالی این رسانەها درصدد سقوط رژیم اسلامی هستند. خوانندەهایی را مزدور معرفی می کند کە در میان مردم محبوبیت خاصی دارند. احزاب کردستانی را کە جایگاە ویژەایی در میان جامعە کردستانی دارند احزابی تجزیە طلب می نامد و با دروغی شرم آور بیانه هایی را که از سوی این احزاب برای فراخوان اعتصابات داده بودند شکست خورده می نامد! همه رسانەها گواهی دادەاند کە هرگاە این احزاب فراخوان دادەاند مردم با آگهی خاصی کە در آنان نهادینە شدە است بە استقبال فراخوانها رفتەاند و همین باعث عصبانیت حاکمیت شد و طی چند مرحله پایگاههای این احزاب را هدف حمله موشکی قرار داد که باعث کشته شدن عدەایی از اعضا و خانوادەهای آنان شد کە در این مستند بە آن نیز میپردازد و با وقاحت،بە این حملە تروریستی دوبارە اشارە می کند! این در حالی است کە از ابتدای این اعتراضات از سوی رهبران این احزاب با پشتیبانی مردم معترض همواره خواستار آرامش معترضان در اعتراضات بودەاند و تنها مبارزات مدنی همچون اعتصابات را بە مردم پیشنهاد کردە است و بە هیچ وجە دخالت مسلحانە برای پشتیبانی از مردم معترض را در نظر نگرفته است.

چهرەهای ورزشی همچون علی کریمی را کە از ابتدای اعتراضات همراە مردم شدەاند آنچنان تخریب می کند و حاشیەهای ورزش او را آنچنان بزرگ نمایی می کند کە گویی از اول زندگی ورزشی کە داشتە است در اختیار دشمن بیگانە بودە است!! همچنین این ادعا و افترا را برای علی دایی نیز بیان می کند و سعی در این دارد کە بە مخاطب بفهماند کە آنان بر علیە مردم ایران جبهە گرفتەاند و در جبهە دشمنان و بدخواهان نظام ایران هستند!! 

حاکمیت شکست خوردە نظام اسلامی ایران برای دست یافتن به مقاصد خود هرگونه اخلاق را زیر پا میگذارد و اگر کسی هم درصدد حمایت از مردم جامعه باشد اگر سابقه پاک و نیکی نیز داشته باشد با نادیده گرفتن سابقه آنان به دلیل بدگویی و انتقاد از حاکمیت، آنان را مزدور می خواند و در صف دشمن قرارشان می دهد.

اگرچه اینگونه سناریوها نخ نما شده است و سطح آگهی مردم آنچنان بالا رفته است که این دروغ پراکنی و افتراهای محض را باور ندارند ولی اصرار حاکمیون ایران در ادامه اینگونه سناریو و پروپاگنده یک نکته مهم دارد و آن هم سراسیمگی در برخورد با مطالبات جامعه ایرانی و همچنین حمایت بسیاری از کشورهای اروپایی و غربی از مردم به ستوه آمده ایران می باشد که آنان را واداشته است که همچنان، سیاستهای پوسیده و زوار درفتەشان را ادامە دهند و بە دلیل انحصار رسانەها در ایران و نبود رسانەهای آزاد و مستقل هر آنچە کە بە منفعتشان باشد را روی آنتن می فرستند در حالیـکە، مردم دیگر هیچ اعتماد و اعتنایی بە دروغ پراکنی حاکمیون ندارند و واقعیت را آن می دانند کە در کف جامعە و مردم خواهانش هستند...





۱۴۰۱ دی ۶, سه‌شنبه

پاسخ وزارت امور خارجه نروژ به سازمان نەمران در خصوص جنایات جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات انقلاب ژینا

 بدنبال شروع اعتراضات مردم که بعد از کشته شدن ژینا"مهسا"امینی سراسر ایران را در برگرفت، بنیاد نەمـران به دلیل خشونت زیاد دستگاه سرکوب گر رژیم ایران با وزارت خارجه کشور نروژ و چند کشور اروپایی مکاتبه کرد تا به علت صدور احکام اعدام و سرکوب خشن معترضان واکنش نشان دهند و به دولت و حاکمان ایران گوشزد دهند تا مرزی برای این اعمال غیر انسانی در نظر بگیرد.

از سوی وزارت امور خارجه نروژ و به صورت رسمی جوابیه ایی به سازمان نەمـران ارسال شده است که متن آن به شرح زیر می باشد:

من به شما اطمینان می دهم که از سوی وزیر امور خارجه جناب "هویتفلد" خشونت لجام گسیخته رژیم ایران در ماههای اخیر را محکوم نموده است. آخرین مورد،زمانی که یکی از معترضان در اعتراضات شرکت کرده بود و حکم اعدام برای او صادر شد ،کشور نروژ از معترضان و خواستەهای آنان حمایت و پشتیبانی می کند و مخالف نقض حقوق بشر می باشد.

ما انتظار داریم که رژیم ایران به حقوق بشر و مفاد و جارنامه حقوق بشر احترام بگذارد و حاکمان ایران باید بە خواستەهای معترضان گوش بدهند و به آزادی بیان احترام بگذارد. شرایط ایران خیلی نگران کننده است. کشور نروژ صدور حکم اعدام را برای کسانی که در اعتراضات مسالمت آمیز شرکت داشتەاند را محکـوم می کند. در اینباره با سفیر ایران که در مورخه ۱۳ دسامبر به وزارت خارجه فراخوانده شده بود به صورت جدی توضیح دادە شد.

وزارت خارجە نروژ خیلی واضح به سفیر ایران متذکر شد که آنچه در حال حاظر در ایران اتفاق می افتد قابل قبول نیست و باید در سریع ترین زمان ممکن متوقف شود.

(خاصتأ به حکومت ایران اعلام شده است که صدور و اجرای حکم اعدام را فوری متوقف کند.)

کشور نروژ صدور رأی سازمان ملل متحد برای تحریم علیه حکومت ایران را پیروی می کند. همزمان از صدور تحریمات اتحادیه اروپا برعلیه رژیم ایران حمایت می کنیم. ما این روند را ادامه می دهیم تا زمانی که مقوله حقوق بشر در ایران بهتر نشود ما بر تصمیم خود استوار هستیم. ما به همراه سایر کشورها با دقت و اهتمام زیاد مسائل روز ایران را تعقیب می کنیم و با نمایندگان سایر کشورها در گفتگو و تبادل نظر هستیم. با همکاری سازمان ملل متحد برای احقاق حقوق کسانی که حقوقشان پایمال شده است پا پس نخواهیم کشید.


با سلامی دوستانه

"تور مارتین مولر

مسئول خاورمیانه و شمال آفریقای وزارت خارجه نروژ"










۱۴۰۱ دی ۵, دوشنبه

واکنش‌های گسترده جهانی به منع کار زنان در نهادهای غیردولتی از سوی طالبان

 منع کار زنان در نهادهای داخلی و خارجی توسط طالبان در افغانستان با واکنش‌های گسترده جهانی مواجه شده است و سازمان ملل اعلام کرد که این کار طالبان روند کمک‌رسانی به ۲۸ میلیون نفر را تضعیف می‌کند.

کشورهای‌های فرانسه، آمریکا، آسترالیا، آلمان، کانادا، ناروی (نروژ) همچنان اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد در مورد اقدام جدید طالبان در مورد منع کار زنان افغانستانی واکنش‌های شدید نشان دادند و آن را محکوم کردند.به گزارش ار. اف. ای، سازمان ملل متحد، یک‌شنبه ۲۵ دسامبر/پنجم دی ماه، با نشر اعلامیه‌ای نوشت که توقف کار زنان در سازمان‌های محلی و بین‌المللی در افغانستان، روند ارائه کمک‌های بشردوستانه و حیاتی به ۲۸ میلیون نفر نیازمند در این کشور را تضعیف خواهد کرد.

در این اعلامیه تاکید شده که ارائه مؤثر کمک‌های بشردوستانه در افغانستان منوط به حضور امن و بدون مانع امدادگران به ویژه زنان است.

دیوید مارتینون، سفیر فرانسه برای افغانستان، با ابراز تأسف در توییتی نوشت که زنان افغانستان دیگر حق کار در سازمان‌های غیردولتی را ندارند. او این کار را مرحله جدید سرکوب زنان افغانستانی توسط طالبان خوانده است.

آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا در توییتی نوشت که زنان در عملیات بشردوستانه در سراسر جهان نقش اساسی دارند و تصمیم اخیر طالبان می‌تواند برای مردم افغانستان ویرانگر باشد.

کارن دیکر، کاردار سفارت آمریکا برای افغانستان، در توییتی نوشت: «من به عنوان نماینده بزرگترین اهدا کننده کمک‌های بشردوستانه برای افغانستان احساس دارم و به خود این حق را می‌دهم و آنرا توضیحات می‌دهم ، که طالبان چگونه قصد دارند تا از گرسنگی زنان و اطفال جلوگیری کنند ، البته در شرایط که زنان اجازه توزیع کمک را به سایر زنان و اطفال دیگر نداشته باشند. این تصمیم قاری دین محمد حنیف(سرپرست وزارت اقتصاد طالبان) است. من وی را مسئول می‌دانم.»

از سوی دیگر، شماری از کاربران افغانستانی در شبکه‌های اجتماعی نیز در رابطه به منع کار زنان در نهادهای غیردولتی توسط طالبان واکنش‌های شدید نشان دادند.

داوود ناجی، فعال سیاسی افغانستان در توییتی نوشت: «شعار زنان از اول روشن بود “نان، کار، آزادی” پس خواسته زنان را صرفا به حق تحصیل محدود نکنیم. طالب با “هویت‌زن” مشکل دارد، آنرا تنهابه “آموزش زن” محدود نکنیم. تقلیل دادن حق زن فقط به “حق‌آموزش”  کار لابی‌گران طالبان است. زنان باید به “تمام حقوق انسانی‌”خود برسند.»

گفتنی است که وزارت اقتصاد طالبان روز گذشته با نشر نامه‌ای رسمی، کار زنان در مؤسسات غیردولتی(داخلی و خارجی) را منع کرد. با وجود که میزان فقر در افغانستان افزایش یافته و نیمی از جمعیت افغانستان با گرسنگی مواجه است و این مؤسسات روند کمک‌رسانی به افراد نیازمند را پیش می‌برند. گروه طالبان پیش از این کار زنان در ادارات دولتی را منع کرده بود.

با وجود واکنش‌های گسترده جهانی، اقدام‌های طالبان مبنی به محدود کردن حقوق و آزادی زنان در افغانستان افزایش یافته است. طالبان به تازگی دروازه دانشگاه‌های دولتی و خصوصی افغانستان را به روی دختران بسته کردند. وزارت تحصیلات عالی طالبان اعلام کرد که دانشگاه‌ها «فوراً» باید این حکم را عملی کنند و پس از اعمال ممنوعیت، به این وزارت اطلاع دهند.

اما نمایندگی سیاسی سازمان ملل متحد(یوناما) در کابل، در واکنش به ممنوعیت حضور زنان در دانشگاه‌ها واکنش نشان داد و از طالبان خواست که فوراً از این تصمیم خود منصرف شوند.

یوناما تاکید کرد جلوگیری از مشارکت معنادار نیمی از جمعیت در جامعه و اقتصاد، تأثیر مخربی بر تمام کشور خواهد داشت. افغانستان را در معرض انزوای بیشتر بین المللی، مشکلات اقتصادی و معضلات دیگر قرار خواهد داد که میلیون‌ها تن را برای سال‌های آینده تحت تاثیر قرار خواهد داد.


منبع خبر:اخبار روز "سایت خبری -چـپ"







۱۴۰۱ دی ۲, جمعه

⭕️ مژگان کاووسی زندانی سیاسی کُرد یارسان اهل کلاردشت مازندران، به "افساد فی‌الارض" متهم شد.

 ⭕️ مژگان کاووسی زندانی سیاسی کُرد یارسان اهل کلاردشت مازندران، به "افساد فی‌الارض" متهم شد.

روز سه‌شنبه ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۱، جلسه دادگاه مژگان کاووسی، نویسنده و فعال حقوق زبان مادری و پژوهشگر کُرد بازداشت شده اهل کلاردشت استان مازندران در شعبه اول بیدادگاه انقلاب ساری به اتهام‌های " افساد فی‌الارض، توهین به رهبر رژیم،  نشر اکاذیب ،تبلیغ علیه نظام و تحریک مردم به جنگ و کشتار و ... " برگزار شد. 

این زندانی سیاسی در تاریخ ۳۱ شهریور توسط مزدوران تروریست اطلاعات در منزل خانوادگی‌اش در نوشهر بازداشت و به بازداشتگاه اداره تروریستی اطلاعات ساری منتقل شد.وی پس از پایان دوران بازجویی به زندان تنکابن انتقال یافته است.





۱۴۰۱ آذر ۳۰, چهارشنبه

سامان یاسین، هنرمند کرد محکوم به اعدام، در زندان اقدام به خودکشی کرد

 شبکه حقوق بشر کردستان گزارش داد سامان یاسین، هنرمند کرد محکوم به اعدام، در زندان رجایی‌شهر کرج با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرده است. او پس از این اقدام به بهداری زندان منتقل و پس از شستشوی معده به بند سیاسی در اندرزگاه ۴ این زندان انتقال یافته است.

 "آنچه که محـرز است شرایـط زندان و زندانیان و احکام صادره ،زندانیان را به این چنین اعمال وا میدارد و این نماینگـر رفتار خشونت بار و ضد انسانی مأموران و مسئولان زندانهای رژیـم در برخورد با زندانیان می باشد که زندانیان در سخت ترین شرایـط منتـظر اجرای احکام ناعادلانەایی هستند کە برایشان صادر شده است."

سامان صیدی، معروف به سامان یاسین ۲۴ ساله خوانندهٔ کُرد اهل ایران است. او به دلیل حضور در خیزش ۱۴۰۱ ایران، از سوی دادگاه انقلاب به محاربه متهم و برایش حکم اعدام صادر شده‌است. پس از اعدام محسن شکاری و مجید رضا رهنورد، نگرانی ها در مورد اجرای حـکم اعدام سامان یاسین زیاد شده است.



۱۴۰۱ آذر ۲۴, پنجشنبه

حمایت تعدادی از نمایندگان پارلمان آلمان و برخی کشورهای اروپایی با قبول کفالت سیاسی تعدادی از محکومان اعدام اعتراضات ۱۴۰۱،درخواست از جمهوری اسلامی ایران برای متوقف کردن اعدامها

 در پی اعتراضات سه ماهه اخیر در ایران که بعد از قتل ژینا "مهسا"امینی سراسر ایران را در برگرفت و همراه با کشته شدن صدها تن و مجروحیت هزاران تن روبرو شد، تعداد زیادی نیز دستگیر شدند و در این بین شمار قابل توجهی جوانان و حتی نوجوانان نیز از سوی نیروی سرکوب گر رژیم ایران دستگیر و روانه زندان شدند که برخی از آنان را همچون محارب تعریف کرده اند و از سوی مقامات قضائی جمهوری اسلامی با دادگاهی های چند دقیقه ای و بدون برخورداری از حق داشتن وکیـل،اتهامات واهی محاربه را به آنان نسبت داده اند و طبق مصوبه قانون قضائی حکومت اسلامی ایران، کسانی که محارب هستند را باید اعدام کنند.

"تا کنون دو تن از دستگیر شدگان اعتراضات اخیر به اتهام محاربه اعدام شده اند و برای جلوگیری از اعدام تعدادی از دستگیرشدگان که بعضی از آنان زیر سن می باشند چند تن از نمایندگان پارلمانهای اروپایی با برعهده گرفتن کفالت سیاسی عده ایی از محکومین به اعدام از جمهوری اسلامی خواسته اند که اعدامها را متوقف کنند."

این اقدام انسانی با پیشوازی سازمانهای حقوق بشری روبرو گشته است و امید را به خانواده های محکومین به اعدام داده است تا بلـکه این اقدام به جایی ختم شود که فرزندانشان با حکـم غیر انسانی اعدام روبرو نشوند و حق ادامه زندگی از آنان گرفته نشود.

لجام گسیختگی حاکمیون و دستگاه قضائی رژیم ایران برای سرکوب معترضان به جائی رسیده است که با خشونت و صبوعیت زیاد همه قوانین انسانی و اخلاقی را زیر پا گذاشته است و با این اقدامات غیر انسانی می خواهد چند صباحی بیشر بر مسند قدرت تکیه بزند و بهای این سیاست را مردم به ستوه آمده و آزادیخواه ایران پرداخته اند و می پردازند.






اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد

 شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد متشکل از ۵۴ عضو، در جلسه‌ای که روز چهارشنبه ۲۳ آذر به پیشنهاد ایالات متحده برگزار شد با ۲۹ رأی موافق، هشت رای مخالف، و ۱۶ رای ممتنع به اخراج جمهوری اسلامی از کمیسیون جایگاه زن سازمان ملل رای داد.

لیندا توماس گرینفیلد، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل، در این جلسه با نام بردن از مهسا امینی و کشته شدنش در بازداشت، گفت که مهسا می‌خواست "یک زندگی عادی و کامیاب داشته باشد"، اما او را «به جرم زن بودن کشتند.»

او همچنین از برخی جان‌باختگان زن در اعتراضات سراسری ایران و نیلوفر حامدی و الهه محمدی، دو زن خبرنگار "شجاع" که اکنون در بازداشت هستند نام برد و به حضور فعالان و کنشگران ایرانی در جلسه رأی‌گیری اشاره کرد و گفت که آنها خواستار اخراج جمهوری اسلامی از این کمیسیون هستند.

خانم گرینفیلد با اشاره به این که نیروهای امنیتی هزاران نفر را زندانی و شکنجه کرده‌اند و بسیاری را کشته و زخمی کرده‌اند، گفت که حضور ایران در کمیسیون مقام زن سازمان ملل "لکه ننگینی بر اعتبار، باور و اعتمادی است که به این کمیسیون می‌شود."

او تأکید کرد که حکومت ایران "می‌خواهد از شگردهای مختلف استفاده کند تا از پاسخگویی قسر در برود"و خطاب به نمایندگان کشورهای حاضر در جلسه گفت که بگذارید ایران را از کمیسیون زنان اخراج کنیم و «برای زن زندگی آزادی این کار را بکنیم.»

نماینده استرالیا نیز با نام بردن از "مهسا امینی، نیکا شاکرمی، اسرا پناهی، و حدیث نجفی" گفت که "این‌ها فقط برخی از زنان شجاعی هستند که به بهای زندگی‌شان" اعتراض کردند و "نمی‌توانیم اجازه دهیم به فراموشی سپرده شوند."

او به عنوان یکی از موافقان اخراج ایران از کمیسیون مقام زن سازمان ملل با تأکید بر این که "رفتار قساوت‌آمیز" جمهوری اسلامی ایران "باید پایان یابد"، گفت که جمهوری اسلامی به زنان دیکته می‌کند که چه بپوشند و چه بگویند و از "خشونت جنسی برای سرکوب تظاهرکنندگان استفاده می‌کند."

نماینده گواتمالا نیز جنایت‌هایی را که در قبال زنان ایران انجام می‌شود "غیرقابل قبول" دانست و گفت که "جمهوری اسلامی منشور کمیسیون را بارها و بارها خدشه‌دار کرده و باید به وضعیت رقت‌بار زنان و دختران بپردازیم."

در این جلسه همچنین نماینده مقدونیه شمالی با اشاره به شعار "زن زندگی آزادی" و تأکید بر "آزادی و برابری" گفت که زنان ایران گیسوی خود را می‌برند و حجاب‌ها را می‌سوزانند و مردان از آنها حمایت می‌کنند. دختران در مدرسه‌ها و خیابان‌ها اعتراض می‌کنند و سپاه پاسداران حتی به دختران ۱۵ ساله صدمه می‌زند.او تأکید کرد: "این جنبشی بی‌سابقه برای ایران، خاورمیانه و دنیا است" و "انقلاب زنان است" و فراتر از طبقات و قوم‌ها دارد خود را نشان می‌دهد. ماهیت حکومت ایران این است که می‌خواهد همه تحت کنترل آنها باشد و عصر تیروه و تار سیاسی در ایران مشاهده می‌شود.

پاناما دیگر کشور موافق اخراج جمهوری اسلامی ایران از کمیسیون مقام زن، بر تعهد سازمان ملل بر حفظ حقوق بشر و حقوق فردی افراد به‌ویژه زنان و دختران تأکید کرد.

باربارا وودوارد، نماینده بریتانیا با اشاره به سرکوب گسترده جمهوری اسلامی علیه اعتراضات مردمی در ایران به‌ویژه زنان، جامعه جهانی را به اخراج ایران از این کمیسیون فراخواند و عضویت جمهوری اسلامی در کمیسیون مقام زن را "مشمئزکننده" خواند.

نمایندگان ونزوئلا، چین، سوریه، روسیه، بلاروس، و برزیل از جمله کشورهایی بودند که در مخالفت با طرح اخراج جمهوری اسلامی ایران از کمیسیون جایگاه زن سازمان ملل صحبت کردند.


منبع :سایت خبری صدای آمریکا بخش فارسی 

تهیە و گردآوری خبر :ساقی لقایی




۱۴۰۱ آذر ۲۱, دوشنبه

مجیدرضا رهنورد در ملاء عام در مشهد اعدام شد

 مجیدرضا رهنورد امروز در ملاء عام در مشهد اعدام شد.او بعد از اعدام محسن شکاری دومین کسی است که در پی اعتراضات پس از کشته شدن ژینا"مهسا"امینی و بعد از ۲۳ روز از صدور حکم از سوی دادگاه، امروز در ملاء عام در مشهد اعدام شد!

اتهام مجید رضا رهنورد "محاربه"و قتل دو مأمور بسیجی لباس شخصی اعلام شده بود.بر اساس برخی گزارش‌ها‌، علت درگیری مجیدرضا رهنورد، دومین بازداشت‌شده اعدامی با چند بسیجی، فحاشی آن‌ها به مادر او بوده است.

مسعود کاظمی، روزنامه‌نگار در توییتی گفته است که چند بسیجی روز ۲۶ آبان در خیابان محل سکونت آقای رهنورد، اقدام به فحاشی به مردم با قصد ایجاد وحشت و شلیک گاز اشک‌آور به داخل خانه‌ها و مغازه‌ها کرده‌اند. مجیدرضا رهنورد پس از ترسیدن خواهر و مادرش که آن موقع در خانه بودند، از پنجره به بسیجی‌ها اعتراض می‌کند و این اقدام او به فحاشی بیشتر آن‌ها به‌ویژه در مورد مادرش و در نهایت درگیری او با آن‌ها منجر می‌شود.

"اعدام مجیدرضا رهنورد را می توان همچون قتل حکومتی تعریف نمود قتلی که برای ترعیب مردم معترض صورت گرفته است" 

استارت اعدامهای مخالفان و معترضان این دوره از حکومت ایران با اعدام محسن شکاری کلید خورده است، تشکیل اینگونه محاکمات و اجرای سریع احکام اعدام ما را به یاد اعدامهای دهه شصت و سال شصت و هفت می اندازد، آنزمان که هزاران تن از مخالفان دربند رژیم ایران به پای چوبه دار رفتند و این سیاست وحشتناک و قرون وسطایی همچنان از سیاستهای اصلی حاکمان جمهوری اسلامی است برای سرکوب مخالفان و جلوگیری از خدشه وارد شدن به ارکان نظام که با سبوعیت زیاد برای ادامه حیاتش اینگونه مخالفان و معترضان خیابانی را به پای چوبه دار می فرستد.



۱۴۰۱ آذر ۲۰, یکشنبه

موج صدور احکام اعدام در بیدادگاههای جمهوری اسلامی ایران

 موج صدور احکام اعدام در بیدادگاهای حکومت اسلامی ایران در روزهایی که صدای انقلاب مردم ایران بعد از مرگ ژینا "مهسا"امینی به گوش همه دنیا رسیده است تنها یک معنی دارد که در قاموس حاکمیت جمهوری اسلامی به واقعیتی الزام آور و واقعی بدل گشته است و آنهم ترویج خشونت و فضای رعب و وحشت در جامعه است به دلیل سرکوب معترضانی که برای احقاق اهدافشان که رسیدن به آزادی و برابری است  احکامی سنگین همچون اعدام برای دستگیر شدگان صادر می کنند تا بلکه با ایجاد این فضای رعب انگیز از ادامه اعتراضات مردم جلوگیری کرده باشند.

"تا به امروز برای دهها تن از دستگیر شدگان اعتراضات سراسری حکم ناعادلانه اعدام و حبسهای بلند مدت صادر شده است و در میان این اشخاص، کسانی هستند که هنرمند و ورزشکار نیز هستند و نیاز فوری و لازم است که مجامع حقوق بشری و عفو بین الملل این تصمیمات غیر انسانی را محکوم کنند و رژیم ایران را از این اقدام غیر انسانی منع کنند."

حکومت ایران با این تصمیمات غیر انسانی درصدد این است که فضایی وحشت آور و رعب انگیز در جامعه ایران بنیان نهد که اعتراضات مردم را پایان بخشد ولی غافل از این است که دیدگاه جامعه جهانی به صورتی گسترده به رویدادهای ایران معطوف شده است و برخورد خشونت بار رژیم ایران و نیروی سرکوب گر حاکمیت تندرو اسلامی از سوی جامعه جهانی محکوم شده است و کشورهای غربی با تحریم و محکومیتهای بسیاری از سازمانها و نهادهای سرکوب گر به رژیم ایران هشدار جدی داده است که با این شیوه برخورد بیشتر منزوی خواهد شد ولی حاکمان تندرو و افراطی رژیم ایران گوششان به این هشدارها بدهکار نیست و لجام گسیخته درصدد ادامه تصمیمات غیر انسانی خود هستند!










۱۴۰۱ آذر ۱۷, پنجشنبه

اعدام محسن شکاری ،محکومیت گسترده اجـرای این حکم غیر انسانی از سوی مقامات سیاسی کشورهای غربی

 محسن شکاری که در روز ۲۹ آبان ماه سال جاری به حکـم اعدام محکوم شده بود،سحر گاه امروز اعدام شد!

این در حالی است که محسن شکاری از حق داشتن وکیل محروم بوده است و در دادگاهی کوتاه و به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده بود. محسن شکاری در جریان اعتراضات سراسری، در تهران در خیابان دستگیر می شود، اتهام او مجروح کردن یکی از مأموران سرکوب گر و همچنین نقض امنیت شهروندان در ایجاد راه بندان در ستارخان اعلام می شود! این در حالی است که محسن شکاری همراه مردم حاظر در خیابان ستارخان به سیاستهای حکومت ایران در سرکوب و کشتار معترضان در پی اعتراضات سراسری پس از قتل ژینا امینی معترض بود و صدور و اجرای حکم غیر انسانی اعدام کاملا غیر منصفانه بود .

پس از رسانه ایی شدن اجرای حکم اعدام محسن شکاری موج محکومیت جهانی به راه افتاد و خصوصأ مقامات سیاسی بسیاری از کشورهای اروپایی با محکومیت اعدام محسن شکاری از حکومت ایران خواستند که برای سرکوب معترضان و دستگیر شدگان اعتراضات، حکم غیر انسانی اعدام را اجرا نکند. 

این در حالی است که هنوز تعدادی از دستگیرشدگان که برای آنها نیز حکم اعدام صادر شده است در انتظار اجرای این حکم غیر انسانی هستند.

تعداد زیادی از معترضان اخیر در زندانهای رژیم ایران در شرایط بسیار نگران کننده ایی هستند که خانواده های آنان نیـز از وضعیت آنان ابراز نگـرانی می کنند.

 اجـرای حکم اعدام از سیاستهای اساسی حکومت مذهبی ایران است که برای سرکوب مخالفان همـواره از آن برای ایجاد فضای ترعیب و وحشت مردم و قشـر معترض استفاده کرده است.

 اگـرچه این سیاست نخ نما شده است ولـی همواره نظام قضایی رژیم ایـران که مستقیمأ تحت نظارت رهبری قرار دارد برای سرکوب اعتراضات مردم همچون اهرم فشار از آن به نفع سیاستهای تندروانه حکومت عمل کرده است و در حال حاظر که در ایران مردم به سومین ماه اعتراضات سراسری وارد شده اند،حاکمیت هراسان و سراسیمه با سرکوب وسیع معترضان در کف خیابانها و دستگیریهای زیاد معترضان،فعالین حقوق بشری و فعالین رسانه ایی مستقل در صدد کنترل و پایان این اعتراضات می باشد.

اعدام محسن شکاری می تواند زنگ خطر و هشداری باشد تا سازمانهای حقوق بشری و عفو بین الملل ورود عملی و فوری به این قضیه داشته باشند تا معترضان بیشتری با این حکم غیر انسانی جانشان گرفته نشود.

یادمان نرود که در پی سرکوب اعتراضات این چند ماه، رژیـم و سرکوب گران حکومت با خشونت زیاد با معترضان برخورد کرده اند و صدها تن کشته و هزاران نیـز مجروح شده اند که این نیز مصداق جنایت علیه بشریت محسوب می شود.




۱۴۰۱ آذر ۱۴, دوشنبه

اعتصابات سراسری روزهای ٫۱۴ ٫۱۵ ۱۶ آذر ۱۴۰۱ کلیـد خورد

 با فراخان اعتصابات سراسری از امروز که ۱۴ آذر ماه ۱۴۰۱ بود اعتصابات سراسری در اکثر شهرهای ایران شکل گرفت.

دامنه این اعتصابات در بسیاری از شهرهای ایران گسترده شد و طی گزارشاتی که در اختیار رسانه ها قرار گرفته است در روز اول شکل گیری این اعتصابات در بیش از پنجاه شهر ایران مردم به این فراخان سراسری پاسخ مثبت دادند و در بسیاری از این شهرها حکومت و دستگاه سرکوب گر رژیم ایران با گسیل مأموران انتظامی و مانور گشتهای ویژه درصدد سرکوب اعتراضات احتمالی برآمده است و فضای اغلب شهرهای ایران به فضایی نظامی و رعب انگیز تبدیل شده است.

به غیر از مردم داخل ایران که بانی اصلی تشکیل این فراخان سراسری اعتصابات بوده اند از سوی اپوزیسیون مخالف رژیم ایران خارج از کشور نیز بیانیه هایی داده شده است و از این اعتصابات حمایت کرده اند.

در طول بیش از هفتاد روز که از خیزش جامعه ایران گذشته است فراخانهای بسیاری برای تشکیل اعتصابات و اعتراضات داده شده است و خصوصا در کردستان، احزاب کردستانی و مرکز همکاری این احزاب بیانیه هایی برای ادامه اعتراضات و اعتصابات مسالمت آمیز در جهت محکومیت کشتار معترضان و همچنین رسیدن به آنچه مردم به دنبال آن هستند که آن چیزی جز دموکراسی و آزادی خلقها نیست، داده اند که با استقبال حداکثری جامعه کردستانی روبرو شده است.

اگرچه اخبار ضد و نقیضی مبنی بر برچیده شدن گشت ارشاد از سوی حاکمیت درز کرده است که هنوز به صورت رسمی اعلام نشده است و اگر این نیز اتفاق بیافتد حداقل خواست زیادی از جامعه محقق نشده است چون درخواست بسیاری از مردم برچیده شدن کل نظام و تشکیل حکومتی مردمی بر پایه دموکراسی و آزادی و برقراری عدالت اجتماعی می باشد.

حال که بیش از هفتاد روز از خیـزش سراسری مردم ایران گذشته است و با وجود کشته شدن صدها تن از معترضان و مجروحیت هزاران معترض و دستگیریهای زیاد اعتراض کنندگان ولی همچنان مردم از درخواستهای برحق خود عقب ننشسته اند.

این فراخان سراسری در حالی روز اول خود را به پایان رساند که در طی دو روز آتی باید شاهد باشیم که دامنه این اعتصابات تا چه حد گسترده می شود و برخورد رژیم با این فراخان و اجرای آن چه خواهد بود و آیا کماکان برخورد حکومت برخوردی خشن خواهد بود یا اینکه به مطالبات معترضان می پردازد!







۱۴۰۱ آذر ۷, دوشنبه

اعتراضات مردمی در ایران "کشته شدن بیش از یکصد نفر در کردستان! اعتراضات ۱۴۰۱"انقلاب ژینا"

 در حالی که بیش از هفتاد روز از اعتراضات و خیزش سراسری مردم در ایران گذشته است بیش از یکصد نفر در کردستان کشته شده اند ،مأموران سرکوب گر رژیم ایران با خشونت بسیار با معترضان در کردستان برخورد کرده اند و با استفاده از گلوله های جنگی به معترضین شلیک کرده اند و در این میان بسیاری نیز زخمی شده اند که به دلیل نگرانی از دستگیری در منازل خودشان نگهداری و درمان می شوند ،آنهایی نیز که جراحات سنگین برداشته اند در بیمارستانهای دولتی و زیر نظر مأموران امنیتی مداوا می شوند. خیل عظیمی نیز بازداشت و زندانی شده اند.

تا کنون فقط در شهر مهاباد چهارده نفر قربانی خشونت افسار گسیخته مأموران سرکوب گر شده اند و برخورد خشونت آمیز مأموران سرکوب گر در جوانرود تنها در یک روز پنج کشته داد.

در حالیکه چند روز اخیر دامنه اعتراضات در ایران و کردستان کم شده است ولی برخورد مأموران امنیتی لباس شخصی و سپاه و بسیجی با مردم در کردستان خیلی تند است و با گشتهای خیابانی مردم عادی را بازرسی و کنترل می کنند در ورودی همه شهرهای کردستان ،بازرسی های متعدد گذاشته اند و گوشی های همراه همه را کنترل می کنند و ماشینهای همه را زیر و رو می کنند و فضایی رعب انگیز سراسر کردستان را در برگفته است . ایجاد این فضا در کردستان برای مردم این دیار زیاد ناآشنا نیست و از همان سالهای اولیه تأسیس حکومت اسلامی در ایران و با توجه به مخالفت سراسری مردم کردستان با نوع حاکمیت رژیم ایران فضای اختناق و فشار و دستگیری و اعدامهای فله ایی در کردستان مردم این سامان با این رویه و برخورد حاکمیت خو گرفته اند و از هر فرصتی برای اعتراض و خیزش بر ضد این نظام دیکتاتور استفاده می کنند .

دامنه اعتراضات در کردستان ایران و دلیل خیزش مردم موضوعات زیادی را در خود می گیرد و صرفأ مخالفت با حجاب اجباری نیست "دلیلی که مرکز نشینان به آن زیاد بها می دهند" اگرچه این دلیل نیز حق مردمی است که به حاکمیت معترض شده اند و نوع پوشش از حقوق اولیه هر شخص به حساب می آید ولی همه آن حقی نیست که از ملیتهای دیگر ایران گرفته شده است. حق تدریس به زمان مادری ، حق رفاه ،حق تقسیم عادلانه سرمایه کشور، حق آزادی عقیده و ... 

 این حقوقی که به آن اشاره شد، نیـز در هر جایی از این جهان که مردم در پی آن باشند جزو حقوق اولیه هر شخص به حساب می آید و اگر در هر کشور هر کدام از‌ این حقوق پایمال شود دموکراسی هیچ مفهومی‌ ندارد و مبنای دموکراسی در هر کشور احقاق این حقوق اولیه می باشد که در کشورهای دیکتاتور این مهم رعایت نمی شود و در هر یک از‌ کشورهای دیکتاتور مردم از هر فرصت برای رسیدن به حقوق اولیه خود بهره می گیرند ولی حاکمیت به جای گوش دادن و شنیدن حرف مردم آنها را سرکوب می کند ،آنچه که اکنون در ایران و خصوصا در کردستان و بلوچستان مردم برای رسیدن به حقوق پایمال شده اشان به پا خواسته اند و قیام می کنند و همین می شود که آمار سرکوبها و کشتار بیرحمانه در این دو نقطه از ایران به نسبت نقاط دیگر ایران که خواسته های کمتری دارند خیلی بیشتر است وقابل مقایسه نیست.

به امید اینکه از سوی مجامع بین المللی حقوق بشر و عفو بین الملل با دقت بیشتری به نقض فاشح حقوق بشر در ایران و مناطق کردستان و بلوچستان پرداخته شود و با محکومیتهای عملی مانع ادامه برخورد شدید حاکمیت ایران با مردم معترض بشوند.





۱۴۰۱ آبان ۲۸, شنبه

تداوم اعتراضات در ایران و برخورد همراه با خشونت زیاد سرکوب گران در کردستان

 در حالیکه اعتراضات در ایران پا به ماه سوم گذاشته است هر روز شاهد برخوردهای شدیدتری از سوی نیروی سرکوب گر رژیم  هستیم.

 دامنه برخوردهای فجیع نیروی سرکوب گر تا جایی پیشرفته که کودک ده ساله را نیز هدف شلیک مستقیم قرار داده اند.

برخورد ماموران سرکوب گر در مناطق کردنشین ایران خیلی گسترده تر از سایر نقاط ایران است "اگرچه دامنه اعتراضات در مناطق کردنشین نیز با سایر نقاط ایران قابل مقایسه نیست" و مردم در کردستان و نقاط کردنشین ایران برای احقاق حق و تبعیض سیستماتیک حکومت ایران به نسبت مردم کرد ،خستگی ناپذیر در صحنه اعتراضات مانده اند و پا پس نکشیده اند.

تنها در هفتاد و دو ساعت گذشته بیست و دو نفر در  مناطق کردنشین از سوی مأموران سرکوب گر رژیم ایران کشته شده اند و طبق آخرین اخبار امروز در جریان اعتراضات دیواندره شش نفر کشته شده اند!

اعتراضات سراسری آنگاه مفهوم پیدا می کند که تنها محدود به بخشی از جغرافیای ایران نباشد چون در غیر اینصورت فشار نیروی سرکوب گر تنها بر آن قسمت معطوف می شود و این می شود که آمار کشته شدگان در کردستان و حتی بلوچستان به نسبت نقاط دیگر ایران خیلی بیشتر است. اگرچه معترضین در نقاط عمدتأ مرکز ایران خود را از سایر معترضین بخشهایی همچون کردستان و بلوچستان جدا نمی دانند و در معدود اعتراضاتی که شرکت می کنند صحبت از اتحاد و همبستگی با کرد و بلوچ را دارند اما در عمل اینگونه نیست و در  اعتراضات ،همسو و هماهنگ با کرد و بلوچ نیستند!

این نکته را نیز نباید فراموش کرد که در کل دیدگاه و عملکرد رژیم در برخورد با ملت کرد همواره برخوردی شدید و سرکوب گرانه بوده است و در چهل و چهار ساله حاکمیت رژیم اسلامی ایران و در برهه های زمانی که مردم با سیاستهای ضد بشری حکومت مخالفت کرده اند و معترض بوده اند با سبوعیت زیاد با مردم"خصوصا کردستان" برخورد کرده است و اعدام و شکنجه و سرکوبهای شدید خیابانی با شلیک مستقیم گلوله در دستور کار سرکوب گران حاکمیت ایران بوده است.

اعتصابات بازاریان همراه با اعتراضات در شهرهای کرد نشین کماکان ادامه دارد و با وجود آمار بسیار زیاد کشته شدگان کردستان مردم همچنان در خیابان و در سنگر دفاع از مطالبات برحق حضور چشمگیر دارند.

کار مردم کردستان در شهرهایی همچون مهاباد،بوکان،سنندج،سقز،کامیاران و دیواندره و بسیاری دیگر از شهرهای کردنشین این شده است که در طول مدت روز اعتصاب کنند و با تاریکی شب اعتراضات را به خیابانها بکشانند و هر بار که قربانی می دهند یا در تاریکی شب به خاکش می سپارند یا با روشنی روز همراه جمعیت زیاد در گورستان شهرها حضور به هم می رسانند و از آنجا دوباره به خیابانها سرازیر می شوند و با اعتراضات و تجمعات در برابر نیروی سرکوب گر صف آرایی می کنند و این رویه کماکان ادامه دارد...

رهایی مردم ایران از دست این رژیم دیکتاتور و رسیدن به آزادی با اتحاد و همبستگی تسریع می یابد و اگر محدود به یک یا دو نقطه جغرافیایی خاص باشد دست یابی به این مهم امکان پذیر نیست.




۱۴۰۱ آبان ۱۶, دوشنبه

۲۲۷ نماینده مجلس شورای اسلامی خواستار اعدام معترضان شدند

 در حالی که مردم معترض به دفتر یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی حمله کرده‌اند و برخی نمایندگان دیگر از ضرب‌وشتم خود توسط مردم خبر می‌دهند، ۲۲۷ نفر از نمایندگان در بیانیه‌ای، با «محارب» خواندن معترضان در ایران، از قوه قضائیه خواستند حکم «قصاص» (اعدام) را در مورد آنان اجرا کند.

در این بیانیه که روز یکشنبه ۱۵ آبان در جلسه علنی مجلس خوانده شد، معترضان ایران به «داعش» تشبیه شده‌اند که به ادعای این نمایندگان، «با سلاح‌های سرد و گرم به جان و مال مردم تعرض» می‌کنند.

روز یکشنبه گزارش شد که همزمان با اعتصاب و تجمع مردم مریوان، معترضان به دفتر شیوا قاسمی، نماینده مریوان و سروآباد در مجلس شورای اسلامی حمله کرده‌اند.

در همین روز، جواد نیک‌بین، نماینده کاشمر در مجلس که حجت‌الاسلام نیز هست، از ضرب‌وشتم خود توسط ۳۰ تا ۴۰ نفر از جوانان،‌ پس از گیر کردن با خودروی خود در ترافیک خبر داد. وی البته به رسانه‌ها گفت که «بعضی از این رفتار حق ماست و باید سیلی بخوریم.»

در جریان اعتراضات جاری در ایران، علاوه بر کشته و زخمی شدن صدها معترض، هزاران معترض نیز بازداشت شده‌اند که برای بسیاری از آنان کیفرخواست از جمله با اتهام «محاربه» صادر شده است.

"بر اساس قوانین جمهوری اسلامی، اتهام سیاسی امنیتی «محاربه» علیه افراد خطر صدور حکم اعدام را در پی دارد."

پیشتر احمد خاتمی،‌ از چهره‌های تندرو جمهوری اسلامی، دربارهٔ معترضان بازداشتی، خطاب به مقام‌های قوه قضائیه گفته بود باید طوری با «این اغتشاشگران» برخورد شود «که دیگر هوس اغتشاش مجدد رخ ندهد.»

همچنین غلامحسین محسنی اژه‌ای رئیس قوه قضائیه جمهوری اسلامی نیز از قضات مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتی‌های تجمعات اخیر خواست از صدور «احکام ضعیف» برای افرادی که او آنها را «عناصر اصلی» اعتراضات نامید، خودداری کنند.

۲۲۷ نماینده مجلس شورای اسلامی همچنین بدون ذکر نام فرد یا گروه خاصی، از قوه قضاییه خواستند «با مباشرین این جنایت‌ها» و کسانی که «سبب تحریک آشوبگران شده‌اند مانند برخی سیاسیون» برخورد کند.

پیش از قرائت بیانیه این نمایندگان، محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی نیز این ادعا را مطرح کرد که «سیا، موساد و گروهک‌های پیرو آن‌ها»، «داعش‌سازی نوین» را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

پیشتر در روز چهلم ژینا امینی که اعتراضات ضدحکومتی در ایران افزایش و گسترش یافته بود، تیراندازی مرگباری در شاهچراغ شیراز به وقوع پیوست که جمهوری اسلامی مدعی شد کار «داعش» بوده‌است.

اما معترضان با مقایسه این واقعه با واقعه سینما رکس در پیش از انقلاب، این تیراندازی را کار خود حکومت برای بدنام کردن معترضان دانستند.

در حالی که به گزارش سازمان‌های حقوق بشری بیش از سیصد نفر از معترضان بر اثر سرکوب خشونت‌بار نیروهای امنیتی جان خود را از دست داده‌اند، قالیباف همچنین مدعی شد که نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی «از سلاح گرم استفاده نمی‌کنند تا مردم در این میان آسیبی نبینند.»

همچنین حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان و از چهره‌های تندرو نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی، خواهان پایان آنچه «مماشات» نیروهای مسلح جمهوری اسلامی در مقابل معترضان نامیده، شده است.

او تأکید کرده که خواسته نمایندگان برای مقابله با معترضان باید «بدون فوت وقت» اجرا شود.


منبع : سایت خبری رادیو فـردا





۱۴۰۱ آبان ۱۵, یکشنبه

سناریوی نخ نما شدە جمهوری اسلامی در اعلام چگونگی کشته شدن معترضان!

در جریان اعتراضات و از شروع این رویه تعداد زیادی از معترضین از سوی مأموران سرکوب گر به قتل رسیده اند ،اگرچه هنوز آمار رسمی قربانیان از سوی رسانه های حکومتی اعلام نشده است اما طبق آماری که از منابع موثق اعلام شده است صدها نفر تاکنون از سوی مأمورین سرکوب گر حکومت کشته شده اند ولی آنچه که در این میان خیلی عجیب ولی نخ نما شده است چگونگی اعلام مرگ زیادی از کشته شدگان از سوی رسانه های رژیم است که چگونگی مرگ را، اتفاقی،مریضی و در بعضی موارد خودکشی اعلام کرده است!!!

مأموران سرکوب گر با باتوم به مردم معترض حملەور می شوند و به سر مردم با باتوم ضربه می زنند و به قتل می رسانند بعد اعلام می کنند فرد متوفی بیماری صرع داشته است و یا دچار سکته مغزی و قلبی شده است و علت مرگ را به خودشان که باعث و بانی اصلی آن هستند ربط نمی دهند و با این سیاست دروغین و نخ نما شده می خواهند فضای جامعه معترض را آرام جلوه دهند اگرچه کف جامعه و مردم معترض با شجاعت و شهامت بسیار، این ترفند نخ نما شده رژیم را با حضور خود، بر سر مزار قربانیان و روشنگری در جای جای جامعه بی اثر کرده اند و در این راه آنان نیز جان خود را به مخاطره افکنده اند ...






۱۴۰۱ آبان ۱۱, چهارشنبه

اعتراضات در ایران:‌ آمار کشته‌شدگان به دست‌کم ۲۷۷ نفر، از جمله ۴۰ کودک رسید/ خطر صدور احکام سنگین بازداشت‌شدگان

 تعداد کشته‌شدگان اعتراضات جاری به دست‌کم ۲۷۷ تن، افزایش یافت. 


 براساس گزارش‌ها ۴۰ تن از کشته‌شدگان زیر ۱۸ سال سن داشته‌اند که ۹ تن از این کودکان دختر بوده‌اند. هنوز برای تمام آن‌ها شناسنامه و اسنادی که نشانگر سن دقیق ایشان باشد، دریافت نشده است. تلاش برای ثبت دقیق سن آنان ادامه دارد.

تفکیک استانی

کشته‌شدگان تا امروز از ۲۲ استان مختلف گزارش شده‌اند و بیشترین کشته‌ها به ترتیب از استان‌های سیستان و بلوچستان، مازندران، تهران، کردستان و گیلان بوده‌اند. استان‌هایی که کشته‌شدن معترضان در آنها گزارش شده‌، به شرح زیر است: 

سیستان و بلوچستان ۱۰۱ نفر، مازندران ۳۳ نفر، تهران ۲۸ نفر، کردستان ۲۴ نفر، گیلان ۲۱ نفر، آذربایجان غربی ۲۰ نفر، کرمانشاه ۱۳ نفر، البرز ۷ نفر، خراسان رضوی ۴ نفر، اصفهان ۴ نفر، زنجان ۴ نفر، لرستان ۲ نفر، مرکزی ۲ نفر، قزوین ۲ نفر، کهگیلویه و بویراحمد ۲ نفر، آذربایجان شرقی ۲ نفر، اردبیل ۲ نفر، ایلام ۲ نفر، بوشهر ۱ نفر، سمنان ۱ نفر، خوزستان ۱ نفر و همدان ۱ نفر.

همچنین بیشترین کشته‌ها به ترتیب در روزهای ۳۰ شهریور (۲۱ سپتامبر)، ۳۱ شهریور (۲۲ سپتامبر) و ۸ مهر (۳۰ سپتامبر، جمعه خونین زاهدان) گزارش شده‌اند. طی هفته گذشته نیز، روز پنج‌شنبه ۵ آبان ماه (۲۷ اکتبر) با ثبت دست‌کم ۱۲ کشته، خونبارترین روز بود.

خطر صدور احکام سنگین و برای بازداشت‌شدگان

طبق اخباری که در رسانه‌های رسمی منتشر شده، تاکنون برای ده‌ها تن از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر، کیفرخواست «محاربه» و «فساد فی الارض» صادر شده که می‌تواند منجر به صدور حکم اعدام شود.

شواهد بسیاری نشان می‌دهد که مقامات جمهوری اسلامی، قصد دارند از صدور و حتی اجرای مجازات اعدام در آینده، به عنوان ابزاری برای سرکوب و ارعاب گسترده مخالفان استفاده کنند.


 تشدید سرکوب در دانشگاه‌ها

روز شنبه ۷ آبان ماه، بیش از ۵۰ دانشگاه و موسسه آموزش عالی در شهرهای سنندج، تهران، مشهد، ارومیه، کرمان، کاشان، زاهدان، رفسنجان، قزوین، بندر عباس، کرج، اهواز، بابل، شیراز، مریوان، اصفهان، یزد، خرم‌آباد، رشت، قم، شاهرود و چندین شهر دیگر شاهد تظاهرات دانشجویان بوده است. حمله نیروهای جمهوری اسلامی به دانشجویان که به طور مسالمت‌آمیز خواسته‌های خود را با شعارهایشان مطرح می‌کردند، به ضرب و جرح و بازداشت بسیاری از آنان ختم شد. نیروهای لباس شخصی با محاصره و سپس حمله به حریم دانشگاه‌ها، شمار بالایی از آنان را دستگیر کردند. این نیروها حتی به خوابگاه‌های دانشجویان نیز حمله کردند. در خوابگاه ۲۲ گولان سنندج، نیروهای لباس شخصی مسلح وارد اتاق‌های دانشجویان شدند و با استفاده از شلیک مستقیم گلوله‌های ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور، بسیاری از دانشجویان معترض را دستگیر کردند. این اتفاق در شهرهای دیگر مانند اهواز و تهران نیز روی داده است. 


منبع :سایت رسمی سازمان حقـوق بشر ایران


 

۱۴۰۱ آبان ۸, یکشنبه

ادامه اعتراضات مردم ایران و برخورد متفاوت نیروی سرکوب گر حکومت با معترضین در کردستان و بلوچستان با سایر نقاط دیگر ایران!

 در حالی وارد چهل و پنجمین روز اعتراضات سراسری در ایران شده ایم که همچنان مردم اکثر نقاط ایران در فراگیری اعتراضات حضور دارند.

شکل و فرم اعتراضات در نقاط مختلف ایران دارای تفاوتهایی است که به نسبت حساسیت ملیتی و مذهبی برخورد ماموران سرکوب گر نیز متغیر است! اگرچه هر کس در هر نقطه از ایران قربانی خشونت قرار گیرد محکوم است و غم انگیز اما واقعیتی آشکار و هویدا است که در این میان و از شروع اعتراضات مردمی در ایران و به نسبت جمعیت آمار قربانیان در دو بخش ایران یعنی کردستان و بلوچستان تفاوت فاحشی به نسبت شهرهایی چون تهران و .. وجود دارد!

این دوگانگی برخورد حکومت با معترضین تنها دلیل ملیتی در مناطق کردنشین و مذهبی در بلوچستان می باشد!

از شروع حاکمیت رژیم کنونی ایران مردم کردستان با نه تاریخی که به حکومت اسلامی گفتند با این حکومت سر ناسازگاری دارند و همین دلیل آن شد که خمینی آنزمان به بهانه سرکوب احزاب کردی که از بطن جامعه کردی برآمده اند در مرداد ماه سال ۱۳۵٨ شمسی اعلام جهاد کـرد و فتوای سرکوب و کشتار ملت کرد را صادر نمود و همچنین در پی آن اعدامهای بی محاکمه مردم بیگناه کردستان دلیلی شد که مردم کردستان بیشتر با این رژیم سرکوب گر فاصله بگیرند و این واقعیتی است که نظام جمهوری اسلامی همواره کردستان و ملت کرد را دشمن خود می داند و همواره سرکوب شدید و غیر انسانی را با مخالفان و حتی معترضینی که با شیوه های کاملا مدنی نیز به خیابانها آمده اند کرده است و نمونه کاملا آشکار این سرکوب در این دو ماه گذشته و همزمان با اعتراضات سراسری می باشد که همچون به آن اشاره کردم آماری زیاد به نسبت نقاط دیگر ایران است!

این متغیر بودن برخورد با معترضین به غیر از کردستان شامل سیستان و بلوچستان می شود و آن هم دلیلی مذهبی دارد حکومت ایران که خود را نظامی اسلامی تعریف کرده است،البته طبق قانون اساسی مذهب شیعه را همچون مذهب رسمی در کشور اعلام کرده است و تبعیض سایر ادیان و مذاهب از سیاستهای بدویه نظام جمهوری اسلامی بوده است.در استان سیستان و بلوچستان که یکی از محروم ترین نقاط ایران می باشد اکثریت مردم سنی مذهب هستند که دلیل این محرومیت آشکار نیز مذهب سنی مردم آن سامان می باشد و در چنین شرایطی اگر مردم آن دیار نیز به معترضین سراسر ایران بپیوندند با آنان برخوردی می شود که بر اساس آمار از شروع اعتراضات سراسری تاکنون بالغ بر صدها تن از کودک و نوجوان و مردم بیگناه و درمانده بلوچ قربانی خشونت لجام گسیخته حکومت ایران قرار گرفته اند. 

"دلیل شکل گیری اعتراضات این دوره مردم، کشته شدن ژینا امینی دختر کرد سقزی بود که در تهران و به دنبال برخورد خشن پلیس به بهانه ارشاد و راهنمایی حجاب و پوشش او بود."

اگرچه نوع پوشش و آزادی فردی حق همه می باشد که حکومت ایران آن را به مصادره خود در آورده است و اعتراض به این گونه برخورد غیر انسانی کاملا به حق می باشد اما این اعتراضات اگر فراگیر شود که شد در بعضی از نقاط ایران همچون کردستان و بلوچستان تنها دلیل آمدن مردم به کف خیابانها و اعتراض، شامل مقوله حجاب اجباری نمی شود و آن می شود که مثلا طبق سبقه تاریخی در کردستان و تبعیض و کشتار و سرکوب مردم ، ملت به ستوه آمده و رنج دیده کردستان به پا می خزند و داد خواهی می کنند و البته شروع این اعتراضات این دوره، در کردستان کلید خورد.

در بلوچستان مردم با حجاب و نوع پوشش زیاد مشکلی ندارند و آنهم بنا به بافت مذهبی آن دیار است و تنها مورد برجسته اعتراضات مردم بلوچ محرومیتی زیاد است که همراه با تبعیض به دلیل مذهبی جدا از مذهب رسمی ایران مردم محروم و به ستوه آمده بلوچ را به پیوستن به خیزش سراسری وا می دارد.

محرومیت و تبعیض در کردستان و بلوچستان بیداد می کند و به دلیل این تبعیض آشکار، مردم در این ناحیه جغرافیایی ایران به شغلهایی همچون کولبری و سوخت بری روی آورده اند و با این وجود کماکان جانشان در خطر است. در بلوچستان فضای استاندارد آموزشی در اوج بی امکاناتی است و هر وقت اسم بلوچستان آورده می شود فضای فقر و محرومیت جلوی چشم می آید . هر زمان نام کردستان بر زبان می آید ،سرکوب و اعدام و بی عدالتی رخ نمایی می کند!

در هر جایی از ایران که حکومت با معترضین با خشونت برخورد کند محکوم است ولی همچنانکه توضیح داده شد در کشوری که آزادی بیان و عقیده وجود نداشته باشد نوع برخورد حاکمیت نیز با حامیان آزادی بیان و عقیده و همچنین نوع مطالبات معترضین متفاوت است و این نوع تبعیض و اجحاف اگر ادامه داشته باشد باعث کمرنگ شدن اعتراضات در نقاطی می شود که رژیم در آنجا حساسیتی زیاد دارد. امید که مردم سایر نقاط ایران بخصوص شهرهای بزرگ صدای مردم کردستان و بلوچستان باشند تا تمرکز رژیم تنها بر کردستان و بلوچستان نباشد و دامنه اعتراضات چنان فراگیر شود که صدای مردم آزادیخواه بر صدای سرکوب و خفقان پیروز شود.




۱۴۰۱ آبان ۴, چهارشنبه

مراسم چهلمین روز مرگ ژینا امینی با حضور انبوه مردم

 امروز جمعیتی بالغ بر پنجاه هزار نفر در چهلمین روز مرگ ژینا"مهسا" امینی بر سر مزار او در گورستان آیچی سقز حاظر شدند و به او ادای احترام کردند.

این آمار و حضور چشم گیر مردم در حالی بود که از چند روز قبل از سوی دستگاه امنیتی و اطلاعاتی حکومت ایران برای جلوگیری از شکل گیری مراسم چهلم ژینا هشدار داده شده بود اما مردم بدون توجه به این هشدارها از شروع روز و به دلیل اینکه راههای اصلی گورستان آیچی را بسته بودند با پای پیاده حماسه ایی تاریخی را خلق کردند و با فریاد: زن زندگی آزادی به پیشواز چهلم ژینا رفتند!

هر چه بر تعداد جمعیت افزوده می شد شور و اشتیاق حضار برای ادامه مراسم و همچنین اعتراض به دستگاه حکومتی بیشتر می شد و شعارهای مرگ بر دیکتاتور و کردستان کردستان گورستان فاشیستها با شعار زن زندگی آزادی در هم می آمیخت.

بنا بر گزارشات از محل گورستان آیچی عده زیادی نیز از شهرها و حتی استانهای همجوار نیز با زحمت فراوان خود را به سقز و گورستان آیچی این شهر رسانده بودند تا در مراسم چهلم ژینا حضور داشته باشند.

همزمان با برگزاری این مراسم باشکـوه بسیاری از شهرهای کردنشین و همچنین قسمتی از بازار تهران و چند شهر دیگر اعتصاب کرده بودند و محل کسب خود را بسته بودند و هر چه به پایان روز نزدیک می شدیم اعتراضات، سراسر ایران را در بر می گرفت و از ساعاتهای اولیه امروز چهارشنبه ۴ آبان فضای کلی ایران، فضایی ملتهب بود که تا کنون نیز این اعتراضات سراسری در اکثر شهرهای ایران ادامه دارد.

به دلیل محدویت اینترنت تاکنون از آمار کسانی که در پی اعتراضات امروز از سوی مأموران سرکوب گر به آنان خسارت وارد شده است و یا متأسفانه جان باخته اند خبری در دست نیست ولی هرچه که باشد این مهم در صدر موضوعات و اخبار داخلی ایران چشمگیر است که دامنه اعتراضات و یکپارچگی این اعتراضات که در دو ماهگی آن بسر می بریم روز به روز وسیعتر و دامنه دارتر می شود.

شجاعت و شهامت جوانان و مردم معترض ایران ستودنی است ، بازتاب این خستگی ناپذیری برای رسیدن به هدف نهایی که سرانجامش آزادی مردم ایران است همه جهان را درنوردیده است و شعار زن زندگی آزادی که خمیر مایه اعتراضات سراسری بعد از کشته شدن ژینا امینی بود،نگاه جهانیان را به اتفاقات این روزهای ایران و نقض فاحش حقوق اولیه انسانها از سوی حاکمین مرتجع ایران انداخته است.




۱۴۰۱ مهر ۳۰, شنبه

اجتماع بزرگ ایرانیان در برلین در همبستگی با معترضان داخل ایران

 در اجتماع پرشکوه ایرانیان خارج از کشور در اعلام همبستگی با معترضان داخل ایران که در برلین در حال برگزاری است جمعیتی بسیار زیاد دور هم جمع شده اند و در همبستگی با مردم به پا خواسته ایران که حدود دو ماه است که در اعتراض به کشته شدن ژینا"مهسا" امینی و معاقب آن اعتراضات دامنه دار سراسر ایران مداوم معترض هستند، شعار محکومیت و مقابله جهانی  با حکومت اسلامی ایران را سر می دهند و خواستار پشتیبانی جوامع غربی و اروپایی از مطالبات مردم ایران هستند که از سوی حاکمیت ایران با خشونت فراوان سرکوب می شوند.

گلوله و زندان پاسخی است که حاکمیت ایران به معترضان کف خیابانها در شهرهای مختلف ایران داده است لذا با توجه به بستر فراهم شده در کشورهای غربی و اروپایی،ایرانیان خارج از کشور در این مدت با حضور مستمر خود و راهپیمایهای گسترده در کانادا ،آمریکا و کشورهای اروپایی به جهانیان نشان دادند که اگرچه فضای خفقان و سانسور شده داخل ایران که از سوی حاکمان جمهوری اسلامی با محدودیت اینترنت و جلوگیری از انعکاس اخبار اعتراضات در جریان است صدای داخل ایران را به گوش جهانیان می رسانند.




۱۴۰۱ مهر ۲۳, شنبه

تداوم اعتراضات سراسری در ایران و سراسیمگی حاکمیت در برخورد با اعتراضات مردمی

 بعد از یک ماه از شروع اعتراضات سراسری که در پی کشته شدن ژینا"مهسا" امینی از سوی مأموران گشت ارشاد استارت خورد و بخش عظیمی از جامعه ایران و اکثر شهرهای ایران با آن همـراه شدند و با وجود برخورد خشن نیروهای انتظامی با معترضین و کشته شدن شمار قابل توجهی از مردم معترض, کماکان اغلب شهرهای ایران شاهد حضور مردم معترض هستند. 

از مردم کف خیابان گرفته تا دانشجو و دانش آموز و همچنین طبقات مختلف جامعه به این اعتراضات پیوسته اند و همچنین اعتصابات سراسری نیز با این اعتراضات همسو شده است و طی روزهای گذشته کارکنان شرکت نفت جنوب "عسلویه و آبادان" همراه مردم به اعتصابات دیگر اقشار جامعه وصل شده اند. دامنه این اعتراضات و همچنین برخورد بسیار خشن مأموران سرکوب گر در رسانه های جهان بازتاب زیادی داشته است و این اخبار پراکنده با توجه به محدود کردن اینترنت به سر تیتر اخبار رسانه های دنیا تبدیل شده است! 

"حضور زیاد ایرانیان خارج از کشور نیز با همبستگی با معترضین داخل ایران بازتابهای زیاد رسانه ایی داشته است."

از کشته شدن ، مجروحیت و دستگیری معترضین در نقاط مختلف ایران هنوز آمار دقیق و موثقی در دسترس نیست ولی مسلمأ تاکنون و با توجه به مستندات دریافتی از داخل ایران متأسفانه شمار قابل توجهی قربانی خشم و وحشت سردمداران نظام حکومتی ایران شده اند و همچنین بسیاری از منتقدان و روزنامه نگاران مستقل و همچنین هنرمندان و ورزشکاران نامی که از برخورد خشن مأموران حکومتی در مقابله با معترضین در فضای مجازی انتقاد کرده اند دستگیر شده اند.

حاکمیت سرکوب گر و در رأس رهبری این نظام ,شخص خامنه ایی هنوز خواسته های مردم معترض را درک نکرده است و کماکان با پروپاگنده رسانه های جمهوری اسلامی بازتاب این اعتراضات را سانسور می کنند و آن را اغتشاشات می نامند و همچون سابق که هرگاه مردم به سیاستهای رژیم ایران معترض شده اند و حتی با شیوه های مسالمت نیز راهپیمایی و اعتراض کرده اند آن را به کشورهای به قول خودشان متخاصم "آمریکا ,انگلیس و اسراییل و ..." ارتباط می دهند و با این شیوه درصدد به انحراف بردن مسیـر این اعتراضات میشوند که این سیاست, نخ نما شده است.در ایران که ملیتها و قومیتها و مذاهب متنوعی زندگی می کنند و با توجه به پراکندگی این رتبه بندی اشکال اعتراضات و حضور مردم نیز در هر نقطه جغرافیایی از ایران با هم تفاوت دارد ولی آنچه که  اعتراضات کنونی را از سایر اعتراضات مردمی متمایز کرده است ادامه داشتن و سراسری بودن آن می باشد.حاکمیت جمهوری اسلامی و رسانه های حکومتی در حالیکه بازتاب این اعترضات جهانی شده است همچنان سعی در آرام بودن کشور دارند و این در حالی است که طی این مدت از سوی اتحادیه اروپا و بخش زیادی از کشورهای دنیا برخورد خشن و نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرده اند و با تحریم اشخاص حقیقی و حقوقی نظام جمهوری اسلامی همـراه مردم ایران شده اند. رفتار دوگانه حاکمیون و دست اندرکاران دولتی باعث خشم روز افزون معترضین شده است, در حالیـکه حاکمیت این اعتراضات را ناچیز و اغتشاش اندکی ارازل و اوباش! تعریف می کند هنوز اینترنت در بخش زیادی از ایران محدود و حتی قطع است. در مسابقات سراسری فوتبال ورود تماشگران را به ورزشگاهها منع کرده اند و این به این معناست که از اجتماع مردمی هراسان هستند ولی کماکان با دروغ و حیله فضای پریشان و ملتهب جامعه را آرام اعلام می کنند!

ادامه این اعتراضات و نتیجه آن هرچه باشد این مهـم بار دیـگر بر همگان ثابت شد که حاکمیت, سراسیمه از حضور پر رنگ و سراسری دوباره و کماسابق با دروغ و حیله و فریب درصدد آرامشی است که در جامعه و در حال حاظر وجود ندارد و در این فضایی که خودشان آرام تعریف می کنند با خشونت زیاد با معترضان در کف خیابانهای ایران برخورد می کنند و خیل زیادی را در زندانها آزار و شکنجه روحی و جسمی می دهند.





۱۴۰۱ مهر ۱۸, دوشنبه

روز جهانی مبارزه با مجازات مرگ؛ ۴۲۸ اعدام از ابتدای سال ۲۰۲۲ در ایران

 در سالروز جهانی مبارزه با مجازات مرگ و براساس آمار ثبت‌شده توسط سازمان حقوق بشر ایران، از ابتدای سال جاری میلادی تاکنون، دست‌کم ۴۲۸ تن، از جمله ۲ کودک-مجرم و ۱۲ زن، در زندان‌های ایران اعدام شدند. این آمار نسبت به مدت مشابه سال قبل رشدی ۸۹ درصدی داشته است. 

دهم اکتبر سال ۲۰۲۲ (۱۸ مهر ماه ۱۴۰۱) مصادف است با بیستمین سالی که این روز به عنوان روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام، از سوی «ائتلاف جهانی علیه مجازات مرگ» به تصویب رسید. موضوعی که امسال به مناسبت روز جهانی مبارزه با اعدام روی آن در دنیا تمرکز می‌شود، «اعدام، راهی که با شکنجه هموار می‌شود» است. در ایران، بسیاری از کسانی که اعدام می‌شوند، در دوره بازداشت، به قصد اعتراف‌گیری، مورد شکنجه قرار گرفته‌اند. همین اعترافات برای صدور حکم اعدام برای ایشان، مورد استفاده قرار گرفته است. این، علاوه بر شکنجه‌های روحی است که زندانیان در صف اعدام متحمل می‌شوند. بسیاری از آن‌ها بارها به پای چوبه دار برده می‌شوند و بازمی‌گردند. 

در ۱۰ ماه گذشته، شمار اعدام زندانیان در شهرهای ایران افزایش شدیدی داشت. آمارهای ثبت شده توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران نشان می‌دهند که از ابتدای سال ۲۰۲۲ تا کنون، دست‌کم ۴۲۸ نفر در زندان‌های ایران اعدام شده‌اند که از این بین دست‌کم دو کودک مجرم، ۱۲ نفر زن، ۴۱۶ نفر مرد و یک اعدام در ملا عام بوده‌اند. 

منابع رسمی و رسانه‌های داخلی در این مدت تنها اعدام ۵۲ تن را اعلام کردند و ۳۷۶ اعدام دیگر که توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده، از طریق منابع معتبر داخلی و مدافعان حقوق بشر بوده است.

 


میزان افزایش اعدام‌ها نسبت به سال گذشته:


آمار اعدام در ده ماه نخست سال ۲۰۲۲، نسبت به مدت مشابه سال قبل ۸۹ درصد افزایش یافته است. در مدت مشابه سال قبل، یعنی از اول ژانویه تا ۱۰ اکتبر ۲۰۲۱ تعداد ۲۲۶ اعدام و در مدت مشابه سال ۲۰۲۰، تعداد ۲۰۹ اعدام توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده بود. 


 


افزایش شدید اعدام‌های مواد مخدر:


از ابتدای سال ۲۰۲۲ تاکنون، ۱۸۰ نفر ازجمله یک زن، با جرایم مربوط به «مواد مخدر» در زندان‌های ایران اعدام شدند. این درحالی است که در مدت مشابه سال قبل، ۸۳ نفر با این اتهام در ایران اعدام شده بودند. 


 


آمار اعدام شهروندان بلوچ:


آمار اعدام شهروندان بلوچ در ۱۰ ماه نخست سال جاری میلادی افزایش چشمگیری داشت. ۱۲۱ تن از کسانی که در این مدت اعدام شدند، یعنی ۳۵ درصد کل اعدام‌ها را شهروندان بلوچ تشکیل داده است. این در حالی‌ست که شهروندان بلوچ بین ۲ تا ۵ درصد کل جمعیت ایران را تشکیل می‌دهند. از این بین ۸۲ شهروند بلوچ با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» به اعدام محکوم شده بودند. در اعتراضات اخیر نیز نیمی از جان‌باختگان را شهروندان بلوچ تشکیل می‌دهند. 

 

اعدام کودک-مجرمان:


جمهوری اسلامی ایران یکی از معدود حکومت‌هایی است که کودک-مجرمان (افرادی که متهم به ارتکاب جرم در سنین زیر ۱۸ سالگی هستند) را به اعدام محکوم می‌کند.


درطی ده ماه گذشته، اعدام دست‌کم دو کودک-مجرم توسط نهاد آمار سازمان حقوق بشر ایران به ثبت رسیده است. این دو کودک-مجرم، امید عالیزهی، شهروند بلوچ و محمدحسین علیزاده، تبعه کشور افغانستان نام داشتند و هردو با اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بودند.


 

اعدام زنان:


در ده ماه نخست سال میلادی جاری، ۱۲ زن در زندان‌های مختلف ایران اعدام شدند که ۱۱ تن از ایشان با اتهام «قتل عمد» و یک تن از ایشان که شهروند بلوچ بود، با اتهامات مربوط به «مواد مخدر» به اعدام محکوم شده بودند.


«ائتلاف جهانی برای مبارزه با مجازات اعدام» در سال ۲۰۰۲ روز دهم اکتبر (۱۸ مهر ماه) را روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام اعلام کرد. این نامگذاری با هدف تلاش برای لغو این مجازات غیر انسانی و بازگشت ناپذیر صورت گرفت و نقطه عطفی در مسیر مبارزه علیه اعدام محسوب می‌شود. این ائتلاف از ۱۷۰ عضو از پنج قاره جهان تشکیل شده است که ۲۰ سازمان، از جمله سازمان حقوق بشر ایران، شورای راهبردی آن را تشکیل می‌دهند. این شورا وظیفه تعیین سیاست‌های کلی و موضوعات هر ساله این ائتلاف را بر عهده دارد. 

گفتنی است، اکنون بیش از دو سوم کشورهای جهان مجازات بی‌رحمانه و غیرقابل بازگشت اعدام را لغو کرده و یا عملا از آن دیگر استفاده نمی‌کنند.


منبع :سازمان حقوق بشر ایران




۱۴۰۱ مهر ۱۷, یکشنبه

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران: شمار فعالان رسانه‌ای بازداشت‌شده در ایران به ۲۱ نفر رسید

 فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران اعلام کردە است شمار فعالان رسانه‌ای بازداشت‌ شده در ایران همزمان با اعتراض‌های گسترده پس از جان باختن ژینا"مهسا"امینی در بازداشت گشت ارشاد به ۲۱ نفر رسیده است.این فدراسیون ضمن اعلام اسامی ۲۲ فعال رسانه‌ای بازداشت‌ شده از آغاز اعتراض‌ها تاکنون، گفته است که تنها خسرو کردپور، مسئول آژانس خبری «موکریان»، آزاد شده است.فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران در روزهای گذشته با صدور بیانیه‌ای از مقامات ایرانی خواسته بود تا به بازداشت این فعالان رسانه‌ای پایان دهد و امکان دسترسی آزادانه به اینترنت را برای شهروندان فراهم کند.

آنتونی بلانگر، دبیرکل فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران، در این رابطه گفته بود: «ما از مقامات ایرانی می‌خواهیم که از پوشش اعتراضات ملی به عنوان بهانه‌ای برای سرکوب رسانه‌ها استفاده نکنند. هر شهروند در ایران حق دارد بداند چه خبر است».

سازمان گزارشگران بدون مرز، هفتم مهر اعلام کرده بود که با بازداشت فعالان رسانه‌ای در روزهای اخیر، هم‌اکنون تعداد روزنامه‌نگاران زندانی در ایران به ۳۳ نفر رسیده است.





۱۴۰۱ مهر ۸, جمعه

تاکید دادگاه آبان بر ضرورت محاکمه ۱۳ مقام عالی‌رتبه ایران به اتهام جنایت علیه بشریت "سابقه سردمداران جمهوری اسلامی ایران در سرکوب معترضان با خشونت و کشتار"

 هیئت قضات دادگاه بین‌المللی آبان روز جمعه، هشتم مهرماه، رسما اقدامات مقامات ایران در جریان سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات آبان ۹۸ را مصداق «جنایت علیه بشریت» اعلام کرد.بر اساس رای این دادگاه که روز جمعه در محل این دادگاه در لندن قرائت شد از ۱۶۰ نفر از مقامات جمهوری اسلامی که به «جنایت علیه بشریت» متهم شده‌ بودند محاکمه ۱۳ نفر از این اشخاص ضروری است.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، حسن روحانی، رئیس جمهور وقت ایران، علی شمخانی دبیر شورای امنیت ملی، ابراهیم رئیسی، رئیس وقت قوه قضائیه، عبدالرحمان رحمانی فضلی، وزیر کشور وقت، حسین اشتری، فرمانده کل نیروی انتظامی، حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران، غلامحسین سلیمانی، رئیس سازمان بسیج، حسن کرمی، فرمانده یگان‌های ویژه ناجا، حبیب‌الله جان‌نثاری، جانشین فرمانده یگان‌های ویژه ناجا، لیلا واثقی، فرماندار وقت شهر قدس، عبدالکریم گراوند، فرماندار بوشهر، و محمد محمودآبادی، فرماندار سیرجان، این ۱۳ نفر هستند.

این در حالی است که فضای کنونی ایران و بعد از کشته شدن ژینا "مهسا"امینی فضایی کاملا ملتهب است و اعتراضات مردم ایران دو هفته است که کماکان ادامه دارد و سراسر ایران را در برگرفته است و تا کنون از سوی مأموران سرکوبگر رژیم ایران عده زیادی کشته ،مجروح و دستگیر شده اند و دستور این سرکوبگری به مانند سرکوبهای قبلی و به خصوص آبان ۹٨ مستقیما از بیت رهبری و دستگاه نظامی که تحت لوای رهبری و اجرای رئیس جمهوری می باشد اجـرا می شود!

رژیم اسلامی ایران از همان سالهای اولیه حاکمیت با خشونت هر چه تمام با مخالفانی که به سیاستهای حکومت معترض بوده اند برخورد کرده است و کارنامه این حکومت ،کارنامه ایی کاملأ سیاه است و سرکوب و کشتن مخالفان در قاموس این رژیم قرار دارد و به سیاست اصلی حاکمیون ایران بدل گشته است و به غیر از تشکیل دادگاه آبان که محکمه ایی عادل بود و بازتابی جهانی داشت و امروز که تصمیم نهایی این دادگاه گرفته شد و شخص اول مملکت همچون متهم و مجرم اصلی شناخته شد و رئیس جمهور وقت و مدیران ارشد سازمانهای امنیتی و نظامی در ذیل لیست محکومان قرار گرفتند این رویه همچون به آن اشاره شد از بدو حاکمیت این رژیم بوده است ولی عمده تفاوت این است که با توجه پیشرفت تکنولوژی و آمدن سیستمهای مدرن اطلاع رسانی بازتاب جنایتهای رژیم ایران و سرکوب مخالفان با سرعت زیاد جهانی و رسانه ایی می شود وگرنه نظام جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ شمسی و تابستان ۶۷ شمسی هزاران مخالف خود را اعدام کرد که هنوز آنچنان که باید از سوی مجامع حقوق بشری همچون کشتار معترضان آبانماه ۹٨ به آن نپرداخته اند و اگرچه فعالین مستقل حقوق بشری عمدتأ ایرانی درصدد این هستند که تراژدی آن دهه را نیز بازتاب دهند تا ماهیت ضد انسانی این حکومت واپس گرا بیشتر نمایان شود.




۱۴۰۱ مهر ۶, چهارشنبه

حمله موشکی و پهپادهای انتحاری سپاه پاسداران به مواضع احزاب کردستانی در خاک کردستان عراق برای به انحراف کشاندن اعتراضات سراسری مردم ایران!

 امروز صبح چهارشنبه ۶مهرماه از سوی سپاه پاسداران مواضع احزاب کردستان ایران که در خاک کردستان عراق واقع است مورد تهاجم موشکی و پهپادی قرار گرفت و به غیر از مقرات این احزاب، مناطق مسکونی و یک مدرسه کودکان نیز در نزدیک شهر کوی سنجاق از این حملات در امان نماند و تعدادی از زنان و کودکان بیگناه نیز کشته و مجروح شدند.اگرچه موارد مشابهی قبلا نیز از سوی سپاه پاسدارن رژیم ایران در تعارض به آنسوی مرزها و یورش نظامی صورت گرفته بود که مغایر با قوانین بین المللی می باشد و هر بار نیز از سوی ممالک غربی و کشورهای دنیا نیز محکوم شده است ولی رژیم ایران بدون توجه به در نظر گرفتن این مهم که این حملات با قوانین بین المللی کاملا منافات دارد کماکان با حمله و موشک باران به آنسوی مرزها این قوانین را نقض می کند! احزاب کردی مخالف رژیم ایران مدت چند سال است که از مبارزه مسلحانه با رژیم ایران دست برداشته اند و مبارزات خود را حول مبارزات مدنی قرار داده اند و اگر چه گه گاه برای تبلیغات سیاسی به صورت کاملا مسالمت آمیز به آنسوی مرزها به داخل کردستان ایران نیز و بصورت کاملا محدود می روند و در برخی موارد با نیروهای نظامی و عمدتأ سپاه پاسداران نیز درگیر شده اند اما عملأ در کمپهایی که در مناطق کردستان عراق قرار دارد به فعالیتهای سیاسی خود ادامه می دهند و همچنین خانواده های آنان نیز در جوار این کمپها زندگی می کنند که متأسفانه در حملات موشکی و پهپادی امروز این خانواده ها نیز مورد یورش موشکی و پهپادی قرار گرفتند و چند تن از زنان و کودکان نیز کشته و زخمی شدند.

بیش از ده روز است که اعتراضات سراسری به دلیل کشته شدن ژینا "مهسا"امینی در ایران ادامه دارد که دامنه این اعتراضات از کردستان ایران استارت خورد و به یکباره دامنه این اعتراضات سراسر ایران را فرا گرفت که مقامات رژیم ایران را با خشونت هرچه تمام با معترضان روبرو شدند و بسیاری از معترضان را که در خیابانهای کردستان و ایران شعار " زن زندگی آزادی " را سر می دادند با گلوله مستقیم جوابشان را دادند، عده ایی را کشته و مجروح کردند و بسیاری را نیز بازداشت و دستگیر کردند که این روند کماکان ادامه دارد...

 نظام اسلامی ایران که از خیزش سراسری مردم ایران هراسان و سراسیمه شده است برای به انحراف کشاندن اعتراضات مردم در خیابانها امروز دست به این عمل نابخردانه زده است و با این حملات به مواضع احزاب می خواهد جهت اعتراضات را طوری مهندسی نماید که دامنه این اعتراضات را تنها به احزاب کردی و کردستان ایران محدود و تعریف کند! که اگرچه مردم کردستان ایران همانگونه که اشاره شد در رأس اعتراضات سراسری مردم ایران قرار دارند اما احزاب کردستانی به غیر از حمایت سیاسی از این اعتراضات عملا وارد مبارزه مسلحانه با رژیم ایران نشده اند و در حالیکه قشری از معترضان و منتقدان کردستانی خواستار دخالت نظامی این احزاب شده اند اما احزاب کردستان ایران با سیاستی خردمندانه از این اقدام خود را بری کرده اند و تنها پشتیبانی سیاسی را از معترضان این چند روز را اعلام کرده اند و با حملات امروز عملا به همگان ثابت شد که حاکمان ایران و شاخه نظامی وابسته به رژیم یعنی سپاه پاسداران با حملات نظامی درصدد هستند که اعتراضات مردم ایران را به انحراف بکشند و این شیوه از شروع حاکمیت رژیم مذهبی ایران شیوه رایـج برخورد با منتقدان و مخالفان بوده است که کاملا نخ نما شده است.

تفاوت اعتراضات سراسری مردمی این بار با سایر اعتراضات مردمی که از شکل گیری نظام اسلامی ایران که کم نیز نبوده است این نکته مهم است که سراسر ایران را درهم تنیده است و مطمئنأ رژیم ایران با این اعمال ضد انسانی که با قوانین بین المللی نیز کاملا منافات دارد نمی تواند سیاستهای خود را به پیش ببرد و اعتراضات مردم ایران را به انحراف بکشاند.




۱۴۰۱ مهر ۳, یکشنبه

موج دستگیری روزنامە نگاران و فعالین حقوق بشری در پی اعتراض سراسری مردم ایران بدنبال کشته شدن ژینا امینی توسط مأموران گشت ارشاد

 در پی گسترش اعتراضات بعد از مرگ ژینا"مهسا" امینی که به دنبال دستگیری و بازجویی او از سوی مأموران گشت ارشاد وابسته به نیروی انتظامی صورت گرفت دامنه اعتراضات مردم و خیزش جامعه به ستوه آمده ایران سراسر ایران را در برگرفت که کماکان ادامه دارد...

 سرکوب مردم معترض از یک سو و اعمال خشونت نیروی انتظامی و سرکوب گر با معترضان به مرگ ژینا امینی در جای جای ایران  بازتابهای گسترده رسانه ای در دنیا را بدنبال داشته است و خبرگزاریهای بین المللی به چگونگی مرگ ژینا و عواقب پس از آن می پردازند، در ایران که کانون این اتفاقات می باشد رسانه ها در اختیار حکومت هستند و آن عده کم شماری که در رسانه های مستقل و آزاد فعالیت می کنند و بدنبال روشنگری و بازتاب این اتفاقات و رویدادها هستند با سانسور دولتی و حکومتی روبرو هستند و سابقه برخورد حکومت و دستگاههای امنیتی نظام جمهوری اسلامی در برخورد و سرکوب قشر روزنامه نگار و جامعه مستقل رسانه ای ،سابقه ایی پر از سرکوب و دستگیری آنان و حتی در مواردی اعدام نیز بوده است که اگرچه این رویه غیر انسانی نقض کامل حقوق بشر است و جامعه جهانی و قوانین رسانه ایی بین المللی آن را محکوم کرده است و همواره حکومت دینی ایران در سازمانهای مدافع حقوق بشری  محکوم شده است اما رژیم ایران به سرکوب و فشار بر این قشر ادامه می دهد و هرگاه در کشور اتفاقاتی شبیه این اعتراضات کنونی صورت گیرد و روزنامه نگاران مستقل و قشر رسانه ایی در جهت بازتاب و تحلیل آن که همانا سرکوب ، اختناق و کشتن مردم معترض است عمل کنند آنان نیز سرکوب می شوند و تحت فشار و دستگیری و زندان قرار می گیرند.


"در روزهای اخیر و به دنبال اعتراضات سراسری در ایران در پی مرگ ژینا امینی دستگیری روزنامه نگاران مستقل و آزاد و افراد مدافع حقوق بشری در ایران به صورت چشم گیری رو به افزایش است و تعداد زیادی از فعالان این عرصه از سوی مقامات امنیتی نظام ایران مورد بازجویی و دستگیری قرار گرفته اند."




۱۴۰۱ شهریور ۳۰, چهارشنبه

عواقب مرگ ژینا امینی ،حضور مردم ایران در اعتراضات سراسری همچنان ادامه دارد...

 بعد از مرگ مشکوک ژینا"مهسا"امینی در پی دستگیری از سوی گشت ارشاد در تهران و گمانه زنی اینکه با ضرب و شتم و ترس و وحشت در حین بازجویی ژینا دچار مرگ مغزی شده است و تا حد بسیار زیادی نیز واقعی می نمود، مردم سقز، خشمگین از  وقوع این تراژدی بعد از به خاک سپاری جسد او به خیابانهای این شهر آمدند و جلوی فرمانداری اعتراض نمودند که با برخورد نیروی انتظامی این اعتراض روبرو شد و به خشونت کشیده شد. 

در پی کشته شدن ژینا امینی مرکز همکاری احزاب کردستانی تاریخ ۲٨ شهریور را همچون اعتصاب همگانی در کردستان اعلام کرد و از مردم خواست که در این تاریخ مغازه و محل کسب و کارشان را تعطیل کنند و برای اعتراض به کشته شدن ژینا امینی در خانه هایشان بمانند. و این درخواست احزاب کردستانی با موافقت مردم کردستان روبرو گشت و اعتصابات سراسری اکثریت شهرهای کردنشین ایران را در برگرفت و عصر آنروز مردم شهرهای اغلب کرد نشین به خیابانها آمدند و شروع به اعتراضات خیابانی کردند که تا کنون که مشغول نوشتن این مطلب هستم این اعتراضات خیابانی ادامه دارد با این تفاوت که دامنه این اعتراضات کل و سراسر ایران از تهران تا زاهدان و شیراز تا مشهد را در برگرفته است. 

از شکل گیری نظام ولایت فقیه در ایران تا کنون اعتراضات و تظاهرات زیادی در برهه های زمانی مختلف در مخالفت با سیاستهای رژیم مذهبی ایران به وقوع پیوسته است و اگرچه با خشونت رژیم ایران این اعتراضات به شکست انجامیده است اما در حافظه تاریخ معاصر ایران ماندگار مانده است.

تفاوت این اعتراضات این نکته است که در رأس این اعتراضات، زنان هستند که به دلیل حجاب اجباری ژینا امینی به صفوف اول این اعتراضات و تظاهرات پیوسته اند و نکته دیگر حضور طبقات مختلف جامعه ایرانی در این اعتراضات می باشد که با توجه به خشونت نیروهای سرکوبگر همچنان در خیابانها حضوری فعال دارند.

تا کنون دهها شهروند در این تظاهرات کشته و یا زخمی شده اند که اکثرا در مناطق کرد نشین بوده اند! همچنین تعدادی از مردم معترض که در این اعتراضات شرکت کرده اند دستگیر شده اند . در برخی از شهرها فعالین حقوق بشری و روزنامه نگاران نیز از سوی اطلاعات بازداشت شده اند.

تاثیرات و بازتاب این اعتراضات جهانی شده است و کمتر کسی است که در جهان نام ژینا امینی را نفهمد و با آن بیگانه باشد . خشونت بی حد نیروی پلیس ایران و گشت ارشاد که باعث و بانی اصلی مرگ ژینا است به تیتر اصلی روزنامه ها و شبکه های خبری دنیا تبدیل شده است .

در داخل کشور و با توجه به سانسور شدید جامعه فرهنگی و ورزشی و هنری بسیاری از فعالین این حوزه ها با ژینا و خانواده ژینا به صورتهای گوناگون اعلام همبستگی کرده اند و این تراژدی تلخ را محکوم کرده اند.

هر چه پیش آید و یا این اعتراضات نیز همچون سایر اعتراضات به شکست منجر شود نام ژینا امینی در تاریخ ایران معاصر ماندگار خواهد شد که با جان باختنش مردم به ستوه آمده و خصوصا بانوان ایرانی به دنبال حق طبیعی خودشان در کف خیابان فریاد می زنند:

                                       "زن  زندگـی  آزادی"





۱۴۰۱ شهریور ۲۵, جمعه

درگذشت ژینا"مهسا"امینی در پی دستگیری و ضرب و شتم از سوی گشت ارشاد !

 ژینا امینی دختر بیست و دوساله اهل سـقز کردستان که برای سفری به همراه خانواده به تهـران رفته بود در خروجی ایستگاه متروی حقانی به همراه عده ای از دخترانی که به زعـم نیروهای گشت ارشاد دارای پوشش نامناسب بودند دستگیر می شود و برای ارشاد به مرکز کلاس توجیهی اماکن واقع در خیابان وزرا منتقل می شود و بعد از دو ساعت به بیمارستان کسـری منتقل می شود! 

سکته قلبی و مغزی دلیل انتقال ژینا به بیمارستان گفته شده است و زمانی صورت گرفته است که در بند ارشادیون بوده است! چه بر سر ژینا آمد که همزمان دچار مرگ مغزی و سکته قلبی شد. مسلمأ مسئولان و کسانی که عامل بازجویی و دستگیری ژینا امینی بوده اند عامل اصلی عارضه مغزی و قلبی او بوده اند که متأسفانه بعد از دو روز که بر اثر این عوارض به کما رفته بود از دنیا رفت و لکه ننگی دیگر بر پیشانی پر از جنایت سردمداران رژیم ایران که عامل اصلی این مرگ بود حک شد.

فقط کس یا کسانی این نکته را درک می کنند که از سوی مأموران انتظامی بازخواست یا بازداشت شده اند که در این هنگام تمام وجود آدمی از وحشت مزدوران که با چهره های مخوف در صدد اعتراف گیری هستند می لرزد و همزمان ضربان قلب و فشار خون از ترس شکنجه شدن بالا می رود و اگر شدت وحشت و ترس بسیار باشد در نهایت به مرگ مغزی و سکته قلبی منجر می شود و مطمئنا ژینا به اینگونه و از ترس و وحشت بسیار دچار مرگ مغزی،سکته قلبی شده است و نهایتأ فوت شده است و باید مجریان این حادثه هولناک که باعث مرگ این دختر جوان شده است پاسخگو باشند اگر برای یکبار دیگر توجیهی دیگر و بی اصل و اساس که جزی از پرده پوش ساختن جنایات و اعمال وحشت انگیزشان است نیاورند.

"ژینا قربانی سیاست ضد انسانی و زن ستیزی رژیمی شد که آزار و شکنجه و اعدام بخش مهم سیاست حکـومت  واپس گرای جمهوری اسلامی بوده است و قاموس حاکمیت چهل و سه سال این رژیم از بدو بر سر کار آمدن اینگونه طراحی شده است."















۱۴۰۱ شهریور ۱۷, پنجشنبه

شلیر رسولی زن جوانی که برای ممانعت از تعرض یک فرد خود را از پنجره به بیرون پرت کرده بود جانباخت

 شلیر رسولی ۳۶ ساله که برای فرار از دست فردی که قصد تعرض به وی را داشته بود خود را از پنجره طبقه دوم یک ساختمان به پایین پرت کرده به کُما رفته بود، روز پنج‌شنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۱ (۸ سپتامبر ۲۰۲۲) پس از ۶ روز در یکی از مراکز درمانی سنندج جانباخت.

 بر اساس گزارش رسیده، شلیر رسولی ساعت ۲ بامداد روز شنبه ۱۲ شهریور ۱۴۰۱ (۳ سپتامبر ۲۰۲۲) توسط (گ.ق)  به بهانه بیماری همسر و درخواست کمک از شلیر به منزل آنها رفته بود. اما پس از آنکه شلیر به طبقه دوم ساختمان آنها می‌رود و می‌فهمد همسر فرد مذکور خانه نیست‌ و قصد تعرض به وی را دارد، خود را از پنجره ساختمان به پایین پرتاب و به کُما رفته بود.

 شلیر رسولی اهل روستای چشمیدر از توابع سروآباد و ساکن مریوان است و همسر وی نیز در اقلیم کُردستان مشغول کارگری بوده است. وی مادر دو فرزند نیز بوده است.

 لازم بە یادآوری است که  (گ.ق)  صبح همان روز توسط نیروهای پلیس بازداشت شده است و اکنون در بازداشت به سر می‌برد.

ساکنین مریوان گزارش داده‌اند که  (گ.ق)  طی سال‌های اخیر با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران همکاری داشته و بارها به دلیل دزدی، چاقوکشی، دعوا و.. بازداشت و به دلیل رابطه با نهادهای امنیتی پس از مدت کوتاهی آزاد شده است.

روز سه‌شنبه ۱۵ شهریور ماه شماری از فعالین زن مریوان با برگزاری تجمع اعتراضی مقابل دادگاه این شهر نسبت به عدم امنیت‌ زن‌ها در جامعه اعتراض کردند و خواهان ایجاد امنیت برای زنان در جامعه شده بودند. 

" طبق آخرین اخبار رسیده از شهر مریوان ،مردم این شهر در اعتراض به این رویداد در خیابانهای این شهر تجمعاتی را به راه انداخته اند و خواستار برخورد جدی با فرد متعرض از سوی مقامات قضایی شده اند"

منبع خبر :سایت خبری سازمان حقوق بشری هەنگاو

شلیر رسولـی





۱۴۰۱ شهریور ۱۳, یکشنبه

دو فعال حقوق دگرباشان جنسی در ایران به اعدام محکوم شدند

 روز یکشنبه ۱۲ شهریور اعلام شد دادگاه انقلاب ارومیه زهرا صدیقی همدانی معروف به «ساره» ۳۱ساله اهل نقده و الهام چوبدار ۲۴ساله و اهل ارومیه را به اتهام «فساد فی‌الارض» از طریق «ترویج همجنس‌گرایی»، «ترویج مسیحیت» و «ارتباط با رسانه‌های معاند جمهوری اسلامی» به اعدام محکوم کرده است.

این دو فرد در پرونده مشترکی محکوم‌به‌اعدام شده‌اند. سهیلا شریفی، شهروند ۵۲ ساله اهل ارومیه و متهم دیگر همین پرونده، همچنان در انتظار حکم به سر می‌برد.

زهرا صدیقی ۵ آبان ۱۴۰۰ در مرز ترکیه توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد. در آن زمان رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی اعلام کردند جرم وی قاچاق زنان و دختران است.

حکم اعدام صدیقی و چوبدار تازه‌ترین موج فشار بر کنشگران و جامعه ال‌جی‌بی‌تی در ایران است که بنا بر گفته فعالان آن، طی دو سال گذشته شدت بیشتری گرفته است.

در بهمن‌ماه همان سال سازمان عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ای نسبت به‌احتمال صدور حکم اعدام برای این فعال جامعه ال‌جی‌بی‌تی هشدار داده و در گزارش خود آورده بود: «زهرا صدیقی همدانی، مدافع حقوق بشر و عضو جامعه دگرباشان جنسی، صرفاً به دلیل گرایش و هویت جنسی واقعی یا مفروضش و همچنین پست‌ها و اظهاراتش در رسانه‌های اجتماعی در دفاع از حقوق افراد همجنس‌گرا، دوجنس‌گرا، فراجنسیتی و بیناجنسی برخلاف ضوابط بین‎المللی و به شکل خودسرانه تحت بازداشت است و در زندان مرکزی ارومیه به سر می‌برد.»

آنچه در زمان بازداشت فعالان حقوق بشر را نگران کرد حبس صدیقی در سلول انفرادی، دسترسی نداشتن وی به وکیل و نگرانی بابت فراهم نشدن امکان رسیدگی منصفانه در دادگاه انقلاب ارومیه به پرونده او بود.

از زمان دستگیری زهرا صدیقی برخی از مطلعان پرونده اعلام کردند او بارها به دلیل ظاهر و پوشش و گرایش جنسی‌اش مورد آزار مأموران قرار گرفته و ضابطان پرونده او را به سلب حضانت دو فرزندش تهدید کرده‌اند.

سازمان اطلاعات سپاه هم در بیانیه‌ای صدیقی را به همراه «علیرضا فرجادی‌کیا» و فردی با نام مستعار «کتی» به تشکیل باندی به جهت ترویج همجنس‌گرایی، قمار، کلاهبرداری و قبح‌زدایی از روابط جنسی نامشروع و انتشار آن در فضای مجازی متهم کرده و زهرا صدیقی را «سرکرده بزرگ‌ترین باند قاچاق زنان و دختران ایرانی به اربیل عراق» خوانده بود.

فعالان حقوق بشر اما در واکنش به این بیانیه اعلام کردند زهرا صدیقی به مدت ۵۳ روز بر خلاف قواعد بین‌المللی در سلول انفرادی تحت شدیدترین بازجویی‌ها و آزارها قرار داشته است.

سازمان عفو بین‌الملل هم با واهی دانستن اتهامات اعلام شده به طور نمونه اعلام کرد که اتهام ترویج مسیحیت تنها به دلیل حضور صدیقی در یک کلیسای خانگی و بر گردن داشتن صلیب به او وارد شده است و یا اتهام همکاری با شبکه‌های معاند به دلیل حضور او در یک مستند مرتبط با وضعیت افراد همجنس‌گرا در اقلیم کردستان بوده است.

منبع خبر و گزارش:ایندیپنت فارسی و سازمان حقوق بشری هنگاو



۱۴۰۱ شهریور ۳, پنجشنبه

فشار بر زندانیان سیاسی زندان مرکزی ارومیە و خانوادە آنان در پی اتحاد مجدد حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران!

 طبق اخباری که از منابع قابل اعتماد و موثق دریافت شده است از سوی مسئولان زندان مرکزی ارومیه به زندانیان و خانواده های آنان فشارهای روحی زیادی آورده اند، هر بار عده ای از زندانیان را فرا می خوانند و با لحنی تحقیر آمیز و تهدید آمیز به آنان و خانواده های آنان می گویند که در صورت آزادی باید از ایران کوچ کنند و خاک ایران جای آنان که به زعم ایشان ضد انقلاب هستند نیست و باید از ایران بروند!

"این منبع آگاه همچنین به تایید حکم اعدام محی الدین ابراهیمی برای بار دیگر تایید شده است اشاره کرد و به فشارهای زیاد روحی که خانواده نامبرده دچارش شده اند اشاره کرد. "

این فشارهای روحی در حالی است که از سوی مقامات قضایی رژیم ایران هر گاه و با تحریف واقعیتهای موجود سعی در این دارند که فضای موجود در زندانها را آرام و به دور از هرگونه خشونت و آزار روحی و جسمی نشان دهند!

اگرچه سابقه حکومت ایران و دستگاه قضایی در برخورد با زندانیان به خصوص زندانیان عقیدتی و سیاسی همواره بوده است ولی اینگونه فشارها بر زندانیان سیاسی کرد حاکی از خشمی است که به اینگونه از سوی مقامات زندان ارومیه خود نمایی می کند و آن هم خشم و عصبانیت از اتحاد و همبستگی دوباره حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران است که قسمت عمده زندانیان سیاسی زندان ارومیه از اعضاء و هواداران و یا به صورتی با این احزاب ارتباط داشته اند و همین امر باعث شده است که از سوی مسئولان زندان به زندانیان و خانواده های آنان فشار بیاورند.