۱۳۹۹ دی ۲۴, چهارشنبه

سیاست یک بام و دو هوای ایران و آمریکا در مورد سازمان تروریستی القاعده

 ویکی پدیا: 

(القاعده تشکیلات بین‌المللی نظامی و بنیادگرای اسلامی است که در دوران جنگ شوروی در افغانستان توسط اسامه بن لادن در شهر پیشاور تأسیس شد. این سازمان در قالب شبکه‌های نظامی گوناگون فراملی و به عنوان یک جنبش اسلام سنی فعالیت می‌کند و هدف خود را مبارزه با تأثیرات و دخالت‌های غیرمسلمانان بر دنیای اسلام و گسترش اسلام در جهان می‌داند. اکثریّت اعضای شبکه القاعده را پیرو مسلک سلفی می‌دانند. این سازمان در فهرست سازمان‌های تروریستی بسیاری از دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی از جمله شورای امنیت ملل متحد، ناتو، اتحادیه اروپا و ایالات متحده قرار گرفته‌است.

اسامه بن لادن رهبر القاعده در سال ۲۰۱۱ در عملیات نظامی ارتش آمریکا در پاکستان کشته شد و پس از آن ایمن الظواهری رهبری این شبکه را بر عهده گرفت. شاخه‌های مختلف این شبکه در کشورها و مناطق متفاوتی فعال هستند. داعش در عراق جبهه النصره در سوریه و انصارالشریعه در یمن از شاخه‌های القاعده هستند که کنترل بخش‌هایی از این دو کشور را در اختیار دارند البته در اواخر ژوئیه ۲۰۱۶ جبهه النصره از القاعده جدا شد.

القاعده حملات متعددی را علیه اهداف نظامی و غیرنظامی در کشورهای مختلف انجام داده‌اند. حملات ۱۱ سپتامبر مهم‌ترین آن‌ها بود که با برج‌های دوقلو و ساختمان پنتاگون برخورد کرد و آمریکا در پاسخ به آن جنگ با تروریسم را با حمله به افغانستان آغاز کرد.)


و اما سخن خودم :

 افکار و اعمال سازمان القاعده که افکاری واپس گرایانه و اعمالی تروریستی می باشد برای همگان شناخته شده است و از بدو تاسیس این سازمان خشونت و ترور بخش جدا ناپذیری از سیاستهای القاعده می باشد ,.. بعد از حوادث تروریستی که توجه این سازمان در خاک ایالت متحده آمریکا صورت گرفت و جهان را شگفتی ساخت اجماع جهانی به رهبری آمریکا بر آن شد که برای مقابله به مثل و برچیدن این سازمان اقدامات عملی به کار گیرند و با حمله گسترده به مواضع این سازمان در خاک افغانستان که عمده پایگاه و عمده حضور سازمان القاعده در آنجا بود ضربات مهلکی بر آن وارد کرد , این حملات تا جایی پیش رفت که اسامه بن لادن رهبری این سازمان در دوم ماه مه سال 2011 میلادی در پاکستان توسط نیروهای آمریکایی کشته شد ...

اگرچه عملیات تروریستی این سازمان و بویژه در خارج از مرزهای افغانستان که جایگاه عملی نیروهای القاعده می باشد عملا کم و متوقف شده است اما در افغانستان در جدال با حکومت مرکزی و جریانهای شیعی مذهب کماکان ادامه دارد اما با مذاکرات پشت پرده از سوی آمریکا و حکومت افغانستان با القاعده که اکنون علنی نیز گشته است فعالیت این سازمان بنیادگرا را وارد فاز جدیدی کرده است که رسمیت وجودی به خود گرفته است !! تا آنجا که در کشور قطر دفتر رسمی بازگشایی کرده است و گه گاه مقامات آمریکایی و مدتی قبل مقامات ایرانی نیز با حضور و نشستهایی مسالمت آمیز با این سازمان که تروریست بودنش بر جهانیان آشکار شده است مذاکراتی با اعضای رهبری القاعده انجام گرفته است  بنیاد گرایی مذهبی خاصا اسلامی از بدو تاسیس جمهوری اسلامی و حاکمیت آخوندها در ایران که شعار اصلیش صدور انقلاب به محوریت شیعه بود شکل گرفت و حساسیت منطقه ای که عمدتا کشورهای مسلمان و سنی مذهب بود را باعث شد و در کنار این حساسیت سازمانهای بنیاد گرایی همچون القاعده شکل گرفت و حکومت ایران نیز با توجه به سیاستهای توسعه طلبی و دخالت در منطقه با حمایت گروههای بنیاد گرای شیعی و حتی تاسیس سازمانهایی همچون حزب الله در جنوب لبنان و این چند ساله اخیر گروه حوثی در یمن و همچون حشد شعبی در عراق و حضور نظامی در سوریه که از سال 2011 درگیر جنگی داخلی و خانماسوز است خاورمیانه را به نقطه ای ناامن در دنیا بدل ساخته است..

اما همچون ذکر شد اگر این مسائل و این اتفاقات شکل گرفته را در کنار هم قرار دهیم  تناقض را به عینه احساس می کنیم با توجه به سوابق و دلیل شکل گیری القاعده و حمایت نظام جمهوری اسلامی ایران از گروههای بنیادگرای شیعی و در راس آن گروه حزب الله لبنان که از سوی ایالت متحده آمریکا و بعضی کشورهای اروپایی همچون سازمانی تروریستی شناخته شده است و همچنین سازمان القاعده که هم از سوی حکومت ایران و هم از سوی آمریکا سازمانی تروریستی محسوب می شود و ارتباط و نشستهای گاها غیر علنی و حتی علنی! !! با این سازمان بنیادگرای افراطی که تروریست بودنش کماکان بر جهانیان پوشیده نیست شگفتی آور است  اگرچه در علم سیاست اینگونه تناقضها امری عادی می باشد اما یادمان باشد که جنایتها و اعمال وحشت آور القاعده که اگرچه در عرصه بین المللی عملا پایان یافته است اما همچنان همچون یادآوری شد در خاک افغانستان کماکان ادامه دارد و به دور نیست که در آینده با سازمان تروریستی داعش نیز همچون القاعده رسمیت پیدا کند که دولتیان برای اهرم فشار بر ضد یکدیگر حتی دفاتری را برای آنان نیز در کشورهای منطقه دایر سازند!

بعد از اتمام دوره ریاست جمهوری ترامپ در آمریکا و بر سرکار آمدن دموکراتها و انتخاب بایدن به ریاست جمهوری ایالات متحده و در حالیکه کمتر از یک هفته به حضور دموکراتها در کاخ سفید و پایان دوره چهار ساله جمهوری خواهان مانده است پمپئو در مقام وزیر امور خارجه آمریکا افشاگری تازه ای در مورد حمایت حکومت ایران از سازمان القاعده و حضور سران القاعده در ایران کرده است  که بار دیگر این ذهنیت را به سوی سیاستهای یک بام و دو هوای آمریکا و ایران در برخورد سلیقه ای و بی وقت با مسائل مهم جهانی سوق می دهد , بی وقت از این لحاظ که این اطلاع رسانی و با توجه به کیفیت عالی دستگاههای اطلاعاتی آمریکا کاملا در این مقطع زمانی که پایان حاکمیت جمهوری خواهان در آمریکا می باشد تعجب آور است!! اگرچه جمهوری خواهان و شخص ترامپ از بدو بر سر کار آمدن و به قدرت رسیدن با سیاستهای قهر آمیز و تحریک کننده نظام ایران برخورد داشته اند که خروج از برجام راجع به سیاستهای اتمی حکومت ایران و همچنین از سر راه برداشتن قاسم سلیمانی که یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در حوزه بیرون از مرزهای ایران بود و با حمایت از گروههای نیابتی همچون فاطمیون در سوریه و حشد شعبی در عراق مستقیما نقش مخربی را در منطقه بر عهده داشت کارنامه ای نسبتا مثبت در برخورد با سیاستهای افراطی و مداخله جویانه نظام ایران از خود بر جای گذاشت اما ارتباط و نشست با گروه القاعده در دفتر مرکزی این سازمان در قطر که حتی نظام جمهوری اسلامی ایران نیز مرتکب آن شده است این سیاست یک بام و دو هوای نظامهای آمریکا و جمهوری اسلامی ایران را در برخورد با گروههایی همچون القاعده را بیشتر  برجسته می سازد ...