۱۳۹۶ دی ۱۰, یکشنبه

بازداشت پنج فعال حقوق دراویش گنابادی از سوی نیروهای امنیتی سپاه

پنج فعال حقوق دراویش گنابادی به نام‌های فائزه عبدی‌پور، محمد شریفی مقدم، کسری نوری، ظفر علی مقیمی و محمدرضا درویش شامگاه شنبه نهم دی‌ماه از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، نیروهای امنیتی سپاه پاسداران شامگاه روز شنبه نهم دی ماه فائزه عبدی‌پور، محمد شریفی مقدم، کسری نوری، ظفر علی مقیمی و محمدرضا درویش، پنج تن از فعالان حقوق دراویش گنابادی را با اعمال خشونت بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند.
از دلیل این بازداشت‌ها که همزمان با تظاهرات سراسری شهروندان صورت گرفته، تا این لحظه اطلاع دقیقی به دست نیامده است.
فائزه عبدی‌پور، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران و از طراحان کمپین «محرومیت دراویش گنابادی از تحصیل»، است.
کسری نوری، از فعالان حقوق دروایش برای اولین بار در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۰ به اتهام «فعالیت شبانه‌روزی و اقدام علیه نظام و عضویت در گروهک انحرافی» بازداشت و پس از ۴۶ روز زندان در اداره اطلاعات شیراز و زندان عادل‌آباد شیراز با وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شد، اما پس از آن مجدداً در تاریخ ۲۴ اسفندماه همان سال بازداشت و پس از پایان محکومیت ۴ سال و ۴ ماه زندان از زندان اوین آزاد شد.
منبع: شبکه مدافعین حقوق بشر



۱۳۹۶ آذر ۲۹, چهارشنبه

احمدرضا جلالی می‌گوید اعترافات تلویزیونی او اعتبار ندارد

فایلی صوتی منتسب به احمدرضا جلالی، پزشک محکوم به اعدام در ایران، منتشر شده که در آن می‌گوید اعترافات تلویزیونی که چند روز پیش از او در تلویزیون ایران پخش شد اعتبار ندارد.

نزدیکان آقای جلالی امروز (سه‌شنبه 19 دسامبر/28 آذر) در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی اصالت این فایل صوتی را تأیید کرده و گفته‌اند که آقای جلالی این فایل را داخل زندان ضبط کرده است.

او در این فایل صوتی گفته است که اعترافات پخش شده از وی در تلویریون ایران تحت شرایط نامناسب روانی و با وعده آزادی از او گرفته شد. 

چند روز پیش تلویزیون ایران فیلمی از احمدرضا جلالی، را پخش کرد که در آن ادعا شده، او اطلاعات دانشمندان هسته‌ای کشته شده در ایران را به ماموران سرویس جاسوسی اسرائیل داده است.

فیلم اعترافات آقای جلالی را معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات ایران تهیه کرده است.

آقای جلالی، محقق مقیم سوئد که به دعوت دانشگاه تهران به ایران رفته بود، اردیبهشت پارسال بازداشت و به اعدام محکوم شد. او در دانشگاه پزشکی کارولینسکای استکهلم کار می‌کرد.

دو ماه پیش یک فایل صوتی از صدای آقای جلالی منتشر شد که در آن می‌گوید در زمان حبس انفرادی وادار شده دو بار با خواندن بیانیه‌هایی که بازجوها از قبل آماده کرده بودند در برابر دوربین "اعتراف" کند.

در فیلم "اعترافات" که دو روز پیش از تلویزیون دولتی ایران پخش شد، این پژوهشگر ایرانی، گفت زمانی که در اروپا مشغول تحصیل و کار بوده، فردی به نام توماس، او را به ماموران اطلاعاتی معرفی کرده است.

همچنین گفته شده که او هنگام حضور در یکی از دوره‌های آموزشی خارج کشور "در تور اطلاعاتی سازمان موساد" افتاده است.

البته در این فیلم آقای جلالی نامی از موساد و اسرائیل نمی‌برد و می‌گوید با افرادی که گمان می‌کرده از سرویس امنیتی اتحادیه اروپا هستند، در ارتباط بوده است. 

آقای جلالی در این فیلم می‌گوید این افراد از او درباره پژوهشگران و پروژه‌های داخل ایران و افراد کلیدی این پروژه‌ها اطلاعات می‌خواسته‌اند.

او می‌گوید پیش از سفر به سوئد برای تحصیل، با وزارت بهداشت و وزارت دفاع همکاری داشته و زمانی که در اروپا بوده سالی دو سه بار به دعوت مراکز مختلف علمی و دفاعی، به ایران سفر کرده است.

آقای جلالی همچنین در این فیلم توضیح می‌دهد که در یک پروژه‌ دفاعی در کنار مجید شهریاری و مسعود علیمحمدی حضور داشته است.

در این فیلم مستند گفته شده که آقای جلالی اطلاعات دانشمندان ترور شده را در اختیار موساد گذاشته است. همچنین بخش‌هایی از "اعتراف" مجید جمالی فش پخش شد که اردیبهشت 1391 به اتهام ترور یکی از دانشمندان ایرانی اعدام شد.

مجید شهریاری و مسعود علیمحمدی، دانشمندان ایرانی بودند که به گفته مقام‌های جمهوری اسلامی به دلیل نقششان در برنامه هسته‌ای ایران توسط اسرائیل کشته شده‌اند. 

مسعود علیمحمدی در دی ماه سال 1388 (ژانویه ۲۰۰۹) هنگام خروج از خانه مسکونی خود در شمال تهران، بر اثر انفجار بمبی که گفته شد در یک موتور سیکلت جاسازی شده بود، کشته شد.

یک سال بعد در هشتم آذر سال 1389، مجید شهریاری، استاد فیزیک هسته‌ای دانشگاه شهید بهشتی (ملی) تهران هم در اثر انفجار یک بمب که به اتومبیل پژو 405 او چسبانده شده بود در نزدیکی این دانشگاه کشته شد.







۱۳۹۶ آبان ۲۲, دوشنبه

قانون کلمه ایی بی معنا درحکومت جمهوری اسلامی ایران

چنانچه نگاهی به تاریخ حکومت جمهوری اسلامی بیاندازیم به خوبی درک خواهیم کرد که دست اندرکاران آن از ابتدا با مفهوم قانون بیگانه بودند و تمام برنامه ریزی ها تنها با نیت برقراری یک حکمرانی قلدرمعابانه پی ریزی شده بود . من معتقد هستم اگر حکومتی مردمی باشد باید تنها دغدغه آن آرامش و آسایش و رفاه مردم باشد و هیچ بهانه ایی در جهت کوتاهی در این امر نمیتواند قابل قبول باشد . خیلی ساده تر بخواهم اشاره کنم  توجه شما را به یک اجتماع کوچک ، آن هم خانواده جلب میکنم : چطور یک پدر و مادر تمام تلاش خود را برای سعادت فرزندان و ایجاد یک کانون گرم و صمیمی در خانواده به اجرا در میآورند به همین نسبت یک جامعه ایده ال هم باید چنین شرایطی را داشته باشد ،اما متاسفانه از بعد از انقلاب  ما به هیچ وجه شاهد چنین روحیه ایی از طرف افرادی که خود را حامی مردم اعلام نمودند و با دسیسه خود را در مقام حکمرانی مستقر کردند نبودیم . از آنجاییکه نادانی و بی تجربگی عامل هرگونه نابسامانی میشود با برسرکار آمدن افراد نالایق و نادان وضعیت کشور از همان ابتدا رو به نابودی کشیده شد ، با اعدام‌های فوری و شتاب‌زده به اصطلاح حاکمان شرع در دادگاه‌های انقلاب اسلامی  و در ادامه هم با صدور احکام اعدام سازمان‌یافته هزاران دگراندیش سیاسی در دهه 1360 پایه ریزی یک حکومت مستبد و غیر مردمی ریخته شد و در ادامه هم پروژه های بعدی یکی پس از دیگری ، آیا تنها صدور حکم مرگ تعداد بیشماری از همان مردمی که دست به انقلاب زدند برای به اثبات رساندن تبهکاری و غیر انسانی بودن چنین حکومتی کافی نیست ؟ سالهاست که  دادگاه‌های انقلاب اسلامی همواره به دلیل صدور احکام اعدام و قضاوت‌های فراقانونی مورد انتقاد سازمان‌های حقوق بشریقرار گرفته است .احکامی که در هیچ دادگاه عادلی مورد تایید نمیباشد . البته نمیتوان این مورد را نادیده گرفت که در مواقع بحرانی عملکردها امکان اینکه  از حالت عادی خارج شود را دارد ولی نمیتواند ادامه دار شود و مورد سوء استفاده قرار بگیرداما متاسفانه مسئولین نظام در این کار بینهایت استاد هستند و تنها چیزی که برایشان اهمیت ندارد حقوق مردم است . وقتی میگویم مسئولین استاد دسیسه و سوءاستفاده هستند بطور مثال میتوانم این نکته را یاداور شوم و آن استفاده از کلمه انقلاب اسلامی در نام دادگاه انقلاب اسلامی است تا بدین نام عملکرد غلط و غیر انسانی خود را در لوای نام انقلاب اسلامی درست و در راستای طرز فکر مردم جلوه بدهند و اعلام کنند که  ما عملکردی انقلابی داریم همانطور که مردم میخواهند و جوامع بین المللی را هم با این ترفند توجیه کنند ، در صورتیکه همه میدانند که دادگاه‌های انقلاب اسلامی به سبب شرایط انقلابی و به خاطر صفت انقلابی‌شان با موازین معمول و مورد قبول از دیدگاه اسناد عمده حقوق بشر ـ که ایران هم به برخی از این کنوانسیون‌ها پیوسته ـ شرایط لازم را نداشته‌ و ندارد .

 منظور از حقوق بشر جهان شمول یعنی یک سری موازین و مبانی حقوق بشر  که مورد قبول همه کشور ها است مثلا آیین دادرسی یا حق کسی که مورد اتهام است. در شرایط انقلابی این مسایل رعایت نمی‌شدند و از این نظر می‌توان گفت احکام صادر شده از سوی دادگاه‌های انقلاب اسلامی با مبانی حقوق بشر جهان‌شمول تناقض داشته‌اند» که البته همچنان هم ادامه دار است .

براساس ماده 14 میثاق‌نامه بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که به تصویب ایران نیز رسیده است: «هر کس به ارتکاب جرمی متهم شود، حق دارد از طریق ارتباط با وکیل منتخب خود و با داشتن وقت و تسهیلات کافی، برای تهیه دفاعیه خود و ارتباط با وکیلش، به دفاع از خود بپردازد» اما چگونه میتوان انتظار چنین عملکردی را داشت وقتی خودمان با ناآگاهی از مفاد قانونی و ناآگاهی از حوق بشری که سالهاست در اعلامیه جهانی حقوق بشر مکتوب شده اجازه هرگونه سوءاستفاده را به هر شخصی میدهیم . آیا میدانید که دولت ایران چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن علاوه بر تصویب و متعهد شدن به رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر ، به تعدادی از کنوانسیون ها و معاهدات حقوق بشری همچون کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و کنوانسیونهای دیگری که همگی دولت را به رعایت کامل حقوق بشر در ایران میکند متعهد شده است ولی دریغ از رعایت کوچکترین حق ، در تمامی این کنوانسیون‌ها آیین دادرسی عادلانه و یک سری ضوابط مورد قبول قرار گرفته است از جمله، هر کسی که در جایگاه اتهام به یک جرم بسیار مهم قرار گرفته باشد باید به وکیل دسترسی داشته باشد، وکیل وی باید به موقع مطلع شود و باید به تمامی اسناد علیه فرد متهم شده دسترسی داشته باشد تا بتواند لوایح خود را به موقع تحویل بدهد. این مسایل، هیچ کدام در حالت انقلابی دادگاه‌های انقلاب رعایت نشده و نمیشود . امروز نزدیک به چهار دهه از عمر دادگاه‌های انقلاب می‌گذرد، قضات این دادگاه‌ها در طول این سال‌ها با توسل به قوه قهریه و زیر پا گذاشتن تعهدات بین‌المللی تاکنون هزاران حکم اعدام صادر کرده‌اند که درصد زیادی از این احکام در رابطه با جرایم مربوط به مواد مخدر بوده است. در این دادگاه‌ها متهمان هم‌چنان برخلاف تمامی معیارهای دادرسی منصفانه از حق داشتن وکیل مدافع و امکان حق تقاضای تجدیدنظر در رای قاضی محروم هستند و تا زمانیکه ما از حقوق خود آگاهی کامل نداشته باشیم وضعیت به همین منوال خواهد گذشت و مهم نیست که چه نوع حکومتی در کشور حکمفرما باشد ، پس بیاییم حقوق خود را بشناسیم تا بتوانیم جامعه ایی سلامت و موفق داشته باشیم .







۱۳۹۶ شهریور ۲۷, دوشنبه

استقبال از شریف باجور در تهران

شریف باجور، فعال مدنی مریوانی، پس از رکاب زدن مسیر مریوان تا تهران در حالی که اعتصاب غذا کرده بود، صبح دیروز 24شهریورماه وارد پایتخت شد و مورد استقبال جمعی از علاقه‌‌مندان و فعّالان مدنی قرار گرفت.
به گزارش اصلاح‌وب، در ابتدای این گردهمایی آقای باجور در سخنانی اهداف خود از اعتصاب غذا و رکاب زدن از مریوان تا تهران را نفی خشونت، پایان دادن به کشتار کولبران، رسیدگی به وضعیت رضا شهابی و پایان دادن به قتل مسلمانان در میانمار بیان و اعلام کرد که این عمل را به پشتوانه جامعه مدنی و برای مبارزه با خشونت انجام داده است.
امیر ارسلان خضری، پژوهشگر در عرصه وضعیت کولبری که مجموعه‌ای از مقالات را در کتاب «پیدا و پنهان کولبری» گردآوری و منتشر کرده است، ضمن اهدای نسخه‌ای از کتاب به شریف باجور، پیام انتشارات چراغ اندیشه را در قدردانی از این حرکت مدنی قرائت کرد.
در ادامه مازیار طاطایی، وکیل دادگستری، پیام وکلای کورد دادگستری مبنی بر ضرورت ایجاد اشتغال برای نیروهای کار در مناطق مرزی و تعقیب و مجازات عاملان کشتار کولبران را قرائت کرد.
هم‌چنین شجاع ابراهیمی به نمایندگی از جامعه کوردهای مقیم پایتخت، تلاش شریف باجور برای همدردی با کولبران کورد را ستود.
 در ادامه حسین احمدی‌نیاز، ضمن بررسی معضلات و خطرات کولبری برای سلامت جسمانی کولبران، خواستار پایان دادن به کولبری شد.
وحید فریدونی نیز به نمایندگی از خانواده رضا شهابی و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، گزارشی از وضعیت رضا شهابی در زندان و اعتصاب غذای او و نحوه احضار به زندان ارائه داده و اعلام کرد که تحمل‌ حبس، شرایط ناگواری را برای شهابی ایجاد کرده است.
محمد احمدی، شاعر کورد که درد و افسوس خود پس از قتل کولبران را در شعری به زبان کوردی سروده است، شعر را برای حضار قرائت و آرزوی صبر و شکیبایی برای بازماندگان کردن.
در خاتمه عثمان مزین با اشاره به پیام صلح‌طلبانه کوردها خطاب به جامعه بشری با اشاره به وضعیت شهر سردشت که قربانی سلاح‌های شیمیایی شده است، بر پیام مردم سردشت جهت داشتن جهانی عاری از جنگ، خشونت و ظلم و تحقّق‌ آشتی و صلح بر همگان تأکید‌ کرد.

شریف باجور اعتصاب غذا و حرکت خود را روز دوشنبه ٢٠ شهریورماه آغاز کرد که درنهایت پس از چهار روز به تهران رسید وبا حضور در منزل رضا شهابی، فعال حقوق کارگری در بند، به اعتصاب غذایش پایان داد.










۱۳۹۶ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

سیر بوجود آمدن افراط گرایی اسلامی دوران معاصر




از زمانی که در ایران انقلاب شد و خمینی بر ایران بعد از رضا شاه پهلوی حکومت کرد کل منطقه خاورمیانه و بعدها اکثر نقاط دنیا دچار آشوب و نانظمی شد ، خمینی آمده بود که انقلاب خود را صادر کند آنهم انقلاب با  مکتب شیعی مذهب را که خود را نماینده امت مسلمان و مدافع خلقهای مستضعف گیتی می پنداشت ..همگان می دانند که این مدافع خلقهای ستمدیده در خود ایران چه بر سر ملت آورد و چه جنایتها و کشتارها که نکرد ،هر کس که سر راهش قرار میگرفت سرکوب می کرد ،آنهم با چه فضای وحشت و ارعابی ، ایران پر شد از جوخه های اعدام ، کشتارهای سالهای شصت و شصت و هفت نمونه بارز این خفقان و ارعاب تحت سیطره خمینی در آن برهه بود . ولی این پایان اهداف خبیث خمینی نبود ، همانطور که اشاره شد او رویای صدور انقلاب را در سر داشت وتا حالا که خود او نیز مرده است وارثان این فکر پلید دنباله رو او هستند و میخواهند که راه او را حتی از خود او بهتر به سرانجام برسانند ، در خاورمیانه تنها حکومتی که تابع مذهب شیعه است و دین رسمی کشور می باشد ایران است و سایر کشورهای مسلمان منطقه سنی مذهب می باشند ، با بر سر کار آمدن حکومت آخوندی در ایران با تٲسی گرفتن از مذهب شیعه ایران و با هزینه و پولهای هنگفتی که حکومت ایران برای رواج مذهب شیعه خرج می کند طرفدارانی را در کشورهای منطقه خاورمیانه و حتی قسمتهایی از آفریقا و تا حدی هندوستان برای خود دست و پا کرده است که به مذهب شیعه گرویده اند ، پس از سرنگونی صدام حسین در عراق حکومت ایران تمام هم وغم خود را بر این قرار داد که با سوء استفاده از احساسات مذهبی و عقب افتاده ملت عراق نفوذ خود در این کشور را به حداکثر برساند و با خرج هزینه های هنگفت و بازسازی مناره های مقبره های امامان شیعه برای خود پایگاه قوی و محبوبیت ملت عقب افتاده از لحاظ ذهنی عراق را جذب کرده است . خیلی سال است که در جنوب لبنان از حزب الهی حمایت همه جانبه می کند که تروریست بودنش بر همگان ثابت شده است و در لیست گروههای تروریست جهان نامبرده می شود ، از سال دوهزار و یازده میلادی در سوریه که وارد جنگ داخلی شد حکومت ایران مستقیما دخالت نظامی دارد برای بقای رژیم اسد که پیرو و تابع رژیم ایران است . چند سال پیش گروه تروریستی القاعده اعلام وجود کرد گروهی تروریست با افکاری متعصبانه و افراطی اسلامی از نوع سنی مذهبش با رهبری شخصی با تابعیت عربستان سعودی به نام اسامه بن لادن ، گروهی مخوف با عملیات تروریستی در سراسر دنیا که حمله به برجهای دوقلوی منحتن در ایالات متحده آمریکا تعجب همگان را بر انگیخت که این گروه تروریستی تا این حد قدرت پیدا کرده است که دست به چنین عملیات وسیعی آنهم در خاک آمریکا بزند ، از آن زمان به بعد اجماع جهانی بر آن شد که مبارزه جدی با این گروههای تروریست در صدر برنامه های این کشورهای با محوریت دولت آمریکا انجام بگیرد و اینگونه هم شد و گروه تروریستی القاعده مورد حملات جدی از سوی کشورهای جهان به خصوص آمریکا که خود از این گروه زخم خورده بود شد ، تا حدی پیش رفتند که رهبر این گروه توسط نظامیان آمریکایی به درک واصل شد و بن لادن گور به گور شد ولی بقایای این گروه در گوشه کنار افغانستان هر از چند گاهی با عملیات انتحاری خودی نشان می دهند ، باشد که این نخاله ها نیز به زباله دان تاریخ مرجوع شوند    . همانطور که در فوق اشاره شد در سال دوهزار و یازده میلادی سوریه دچار جنگ داخلی شد که تا حال ادامه دارد در جریان جنگ داخلی سوریه گروههای مختلف تروریستی بوجود آمدند که داعش سرآمد همه آنها شد ،تا حدی که اعلام خلافت اسلامی کردند . این گروه آنچنان درنده خو و وحشی صفت است که حتی فیلمهای وحشتناک با اکشنهای فوق وحشت به گرد آن نیز نمی رسد ،در بدو تٲسیس داعش همگان گمان داشتند و خود آنها نیز ادعای حکومت اسلامی می کردند به موازات حکومت شیعی مذهب ایران و علویان سوریه ، و با درنده خویی وسیع همگان را می کشتند ، جنایات داعش هرگز از یاد ساکنان تحت سیطره این گروه وحشی صفت نخواهد رفت ،،،این تروریستها ناحیه جغرافییایی را از سوریه تا موصل عراق به تصرف خود در آوردند و در این راه هزاران انسان بی گناه و فقط به صرف اینکه حاظر نبودند از مکتب تروریستی و افراط گرایانه آنها جانبداری کنند قتل عام کردند ، رهبر این گروه متحوش ابوبکر البغدادی می باشد که خود را خلیفه مسلمانان مینامد ، این گروه تروریستی پا را فراتر از مرزها نهاده و در اروپا نیز به عملیات تروریستی اقدام مینماید ، اگر چه اجماع جهانی با داعش نیز مبارزه وسیعی را آغاز نموده است و تا حال نیز تدوام دارد ، ولی هر از چند گاهی حامیان این گروه که در خاک اروپا ریشه دوانیده اند به عملیات تروریستی خود علیه مردم بی گناه ادامه می دهند ، به امید روزی که این فکر پلید افراطی از مغز این وحشیهای زمانه زدوده شود و جهان عاری از تروریست و لبریز از صلح و آشتی شود ،،، اگر مطالب فوق را در کنار هم قرار دهیم به این نتیجه می رسیم اگر چه جنایت و کشتن افراد هیچ مرز و حدود حقوقی وانسانی ندارد و همه انسانهای آزادیخواه و طرفدار دموکراسی با اینگونه جریانات تروریستی و ارعابی مخالف هستند خواه هر کس و هر مسلکی اینگونه اقدامات را عملی کند اما نباید از این واقعیت گذشت که در دوران معاصر مذهب بارزترین وسیله بوده است که این افکار تندروانه و افراطی و ترور وخشونت را بنیان نهاده است و این فرظیه در دین اسلام چشم نوازی می کند ، بخصوص جنگ مذاهب شیعی و سنی گرایی افراطی در منطقه خاورمیانه به عنوان اصل و مبنای حاکمان تند رو و رژیمهای دیکتاتور در آمده است ، ولی متاسفانه این افکار پلید و مشمئز کننده در سراسر جهان خود نمایی میکند و با وجود اینکه افراد تروریست در خاک کشورهای دموکرات و آزاد زندگی می کنند با اعمال تروریستی و ارعاب می خواهند که به نیات پلید و وحشی مٲبانه خود برسند ،، باشد که ریشه افراط گرایی در تمام جهان خشکیده شود ..                                                                                                            

۱۳۹۶ اردیبهشت ۲, شنبه

شریف باجور، فعال زیست محیط، بازداشت شد

شریف باجور، فعال زیست محیط و عضو انجمن سبز چیا، روز گذشته (جمعه) در روستای عصر آباد مریوان دستگیر شده و به مکان نامعلومی منتقل شده است.
این سومین بازداشت این فعال اجتماعی طی دو سال گذشته است
شریف باحور، روز سه شنبه 15 فروردین ماه 1396به همراه دو تن دیگر از فعالین محیط زیست این شهرستان بنامهای آراز حق پرست و هیوا منوچهری دستگیر شده بود. او همچنین روز 12 آبان 1395، شریف باجور فعال حقوق حیوانات حین راهپیمایی و اعتصاب غذا در اعتراض به خشونت علیه حیوانات در دزلی بازداشت شده بود.

۱۳۹۶ فروردین ۱۷, پنجشنبه

انتخابات فرمایشی ونمایشی آخوندی

بار دیگر موسمی جدید از سری انتخابات فرمایشی و نمایشی رژیم آخوندی در راه است ،انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شورای شهرداریها .حکومت ایران آخوندی از بدو تاسیس تا کنون هر ساله و یا در دوره های گوناگون سردمداری خود با برگذاری و به راه انداختن شو انتخابات می خواهد که به قول دروغین خودشان وجود دموکراسی و حق سرنوشت مردم را بر سرنوشت خود به دنیا نشان دهد ، اگرچه در انتخابات آزاد در تمام دنیا این نکته واقعیت دارد و در کشورهایی که دموکراسی واقعا وجود خارجی دارد شرکت در انتخابات آزاد یعنی دخالت مستقیم مردم آن کشور در مسائل مربوط به آنچه که به صورت قانون در آن جامعه نمود پیدا  می کند ،،، ولی در حکومت آخوندی ایران به خاطر وجود رهبری و ولایت مطلقه فقیه در اساس هیچ گونه انتخابات اعم از ریاست جمهوری ، مجالس خبرگان و نمایندگان و دست آخر شوراها هیچ گونه مشروعیتی ندارد چون صاحب حرف اول و آخر و تصمیم گیرنده اصلی شخص رهبر می باشد که این دیکتاتوری واقعی رژیم آخوندی را تداعی می نماید .در دوره های مختلف کرسی ریاست جمهوری رژیم آخوندی همگان شاهد این نکته بوده که با اینکه رئیس قوه مجریه ، مجری امورات کشوری می باشد ولی در شرایطی که شخص رهبر با بعضی تصمیمات مخالفت نماید ، اختیار رئیس جمهور در مقابل رهبر در حد صفر می باشد ، بارزترین دوره رئیس جمهوری و مجلس ایران مربوط به دوره ای بود که خاتمی به ریاست جمهوری ایران انتخاب شد و هم زمان مجلس ششم هم ردیف خاتمی یا همان دوره اصلاحات بود ، بارز ترین از این لحاظ که آشکارا در صدد این بودند که اختیارات رهبری را در امور حکومتی و کشوری به حد اقل برسانند و مردم ایران خصوصا پایتخت  و قشر فرهیخته و روشنفکر و دانشگاها از رئیس جمهوری حمایت می کردند و حتی به شیوه ای شد که مردم با به راه انداختن میتینگ و تظاهرات که نمونه بارز آن در کوی دانشگاه تهران و وقایع پس از آن بود علنا با حکومت مطلقه فقیه مخالفت کردند ولی نتیجه آن چه شد ، سرکوب ، زندانی و حتی کشتن عده زیادی از معترضان آندوره ،این در حالی بود که تا قبل از این سرکوبات شیخ اصلاحات یا همان سید محمد خاتمی با توپ پر به میدان آمده بود و شخص او بود که نمایندگی این قشر مخالف حکومت را بر عهده داشت ، ولی چون خطر را احساس کرد و فهمید که در ایران تحت سیطره ولایت مطلقه فقیه هچ راهی برای ابراز عقیده مخالف علیه رهبری وجود ندارد دستمال سفید را برافراشت و تمامی شعارها و قولهایی را که به ملت داده بود به فراموشی مطلق سپرد و نشانی از اصلاحات نماند تا دوره ای که موسوی و کروبی خود را کاندید ریاست جمهوری معرفی نمودند به نمایندگی از اصلاحات ولی با آن تقلب آشکار که همه دنیا را متعجب کرد این دو نیز با وجود اعتراضات انبوه مردمی به نتیجه انتخابات تا حال در حصر خانگی به سر می برند ،.. پس از بدو بر سر کار آمدن رژیم آخوندی تا حال شاهد بوده ایم که انتخابات آزاد در ایران تحت حاکمیت ولی مطلقه فقیه اصلا وجود ندارد و تنها حضور مردم در صف رای گیری برای سردمداران رژیم اهمیت دارد تا به قول خودشان وا نمود کنند که در ایران دموکراسی وجود دارد و مردم مستقیما در اداره کشور نقش دارند که این یک دروغ فاحش می باشد که همگان به خوبی بر این موضوع واقف هستند .این دوره انتخابات ریاست جمهوری مصادف است با انتخابات شوراها ، همانگونه که در فوق اشاره شد رئیس جمهور که به قولی شخص دوم مملکت محسوب میشود در مقابل رهبر هیچ گونه اختیاری ندارد و حرفش تا دم در منزل خود برش ندارد ، از دست شوراها که به مردم قولهایی می دهند که حتی به خواب رئیس جمهور نیز نمی آید چه بر می آید!!!؟؟ اگر چه کسانی که برای انتخابات شوراها شرکت می کنند خودشان بر این نکته واقف هستند که در مقابل اشخاصی که مقامشان از لحاظ مدیریتی بر آنان ارجحیت دارد حرفی برای گفتن ندارند و فقط باید شاهد تحمیل طرحها و لوایحی باشند که از مقامات ارشدتر به آنها دیکته میشود ، تنها دلیل شرکت این اشخاص که در انتخابات شوراها شرکت میکنند تنها مساله مالی است و هر کس می خواهد اگر برنده انتخابات شد از این فرصت برای پر کردن جیب خود از گوشه و کنار طرحهای به اصطلاح عمرانی شهرهای ساکن در آن استفاده نمایند ، پس بنابراین این خیمه شب بازی که توسط رژیم دیکتاتور آخوندی برگزار می گردد تنها یک برنده دارد و آن هم شخص رهبر و کاسه لیسهای دور وبر و طرفدار رژیم  آخوندی .. باشد که ملت ایران با تحریم اینگونه نمایشات انتخابی بر کوتاه نمودن عمر این دیکتاتورهای نشسته بر تخت حکومت کاری مفید و حرکتی انجام داده باشند.                                                                                                                                                                                              ‌                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                        
                                                                                                                     

۱۳۹۵ اسفند ۲۶, پنجشنبه

ضرب و شتم عیسی سحر خیز در بیمارستان

از زبان فرزند عیسی سحرخیز
: «در پى ضرب و شتم عیسى سحرخیز در بیمارستان و تهدید وى به سر بریدن توسط ماموران سازمان زندان هاى تهران، وى خواستار اعزام به پزشکى قانونى شد».
همچنین سایت کلمه از وخامت وضعیت جسمی عیسی سحرخیز که در بیمارستان قلب به‌سر می‌برد پس از درگیری ماموران و ضرب و شتم وی خبر داده است و نوشته:« وی هم‌اکنون زیر دستگاه اکسیژن است».
در ادامه این خبر آمده است: ساعت پنج و نیم صبح روز دوشنبه 25 اسفند ماه 1395، یکی از افراد کادر سازمان زندان‌ها به همراه دو سرباز به اتاق عیسی سحرخیز در بیمارستان قلب، برای تفتیش وسایل وی رفتند. در این تفتیش که در حالت غیرعادی و وحشیانه‌ای صورت گرفته‌است، عیسی سحرخیز ابتدا از تخت به زیر افتاده و پس از آن نیز به دلیل پیگیری دلیل این رفتار از سوی ماموران مورد ضرب و شتم آنان قرار گرفته است».
در آخرین روزهای شهریورماه سال جاری عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ۲۱ ماه زندان محکوم شد. پیش از آن او در دادگاه بدوی به دو سال حبس بابت توهین به رهبری و یک سال حبس به اتهام تبلیغ علیه نظام محکوم شده بود.

۱۳۹۵ بهمن ۲۱, پنجشنبه

سی وهشتمین سال به قدرت رسیدن رژیم خمینی بر اریکه حکومت در ایران

سی و هشت سال پیش در دوازدهم بهمن ماه ۱۳۵۷ شخصی بر اریکه قدرت و فرمانروایی بر ایران پا نهاد که زمانی که از او سئوال شد که چه احساسی دارد که بعد از مدتی دوری از وطن به ایران بازگشته است ، در جواب فقط گفت که هیچ !!! و بعدها اقتصاد را مال خر دانست ، شخصی بی خرد ، بی سواد و دور از سیاست و تنها یک آخوند روظه خوان که هیچ درکی از محیط پیرامون خود در آن برهه زمانی و هیچ برهه از زمان نداشت . این به حساب آیت الله چند سال بود که به عنوان رهبری ملت خشمگین از نظام پادشاهی مستقیم و غیر مستقیم انتخاب شده بود که از همان اوایل مورد غضب شاه قرار گرفته بود وچند سال بود که از ایران گریخته بود و پس از چند کشور ، قبل از اینکه به ایران باز گردد در فرانسه و نوفل لوشاتو سکنی گزیده بود و مخالفین رژیم شاهنشاهی را حول خود جمع آوری کرده بود و کسانی هم که در ایران پیرو افکار پوسیده او بودند از او و اطرافیان او دستور میگرفتند و مردم را تشویق به تظاهرات و تجمعات بر ضد نظام  شاهنشاهی در داخل ایران می کردند ، اگر چه باید این نکته مهم را متذکر شد که تنها و فقط پیروان خمینی نبودند که مخالف شاه و نظام پادشاهی بودند ، بلکه بودند اقشار مختلفی هم در داخل ایران هم خارج از ایران ، همانند جبهه ملی ، ساختار چپ و سوسیالیست ها ی ایرانی ، مجاهدین خلق که در اواخر حکومت شاه تقریبا جزء شاخه مسلح معترضان بودند ، سازمان توده ، چریکهای فدایی خلق ، که اینها بیشتر در مرکز و شهرهای بزرگ ایران تمرکز داشتند ، و در سایر نقاط ایران و سایر قومیتها نیز مخالفان نظام شاهنشاهی بودند همچون کردستان و مناطق کرد نشین که حزب دمکرات  کردستان در کردستان بیشترین نقش را در اعتراظات بر ضد نظام شاه در این مناطق ایفا میکرد چون خلق کرد خاطره خوبی از شاه نداشتند و شخص شاه بود که قاضی محمد و یارانش را در مهاباد به دار آویخته بود  و جنبش ملی کردهای ایران را با خشونتی فراتر از سایر مخالفین خود محکوم کرده بود ... در اینکه نظام پادشاهی در ایران نظامی که دموکراسی در آن پایدار نبود و آزادی احزاب هیچ گونه معنایی نداشت و تنها شخص شاه و اطرافیان دربار شاه بر اریکه قدرت بودند و استبداد بر نظام شاهنشاهی سایه افکنده بود سخنی نیست ، و در دوره شاه مخالفان حکومت زندانی و محبوس میشدند و گاهی نیز اعدام میشدند همچون اعدام قاضی محمد و یارانش در مهاباد و یا اعدام امثال گلسرخیها و ... و کلا سانسور مطبوعات و در اختیار گرفتن کل سیستم حکومت به نفع نظام شاهنشاهی .... و اما امام آمد ، اولین سخنرانی خمینی در بهشت زهرای تهران بود که در آن نطق حرف از مجانی کردن حق آب و برق بر ملت کرد به دهان شاه مشت زد و دولت تعیین کرد و دولت شاه را غیر قانونی خطاب نمود ، اگر چه شاه در ایران نمانده بود که به قول خمینی محاکمه اش کند و بر دهانش مشت بزند ولی قیمت آب و برق به جای خود که به جای مجانی شدن به دو برابر و چند برابر افزایش یافت که بگذریم ولی چنان خشونتی با مخالفان خود اعمال کرد که لنگه آن در هیچ انقلابی دیده نشده بود ، در مطالب فوق ذکر گردید که به غیر از خمینی و طرفدارانش بودند احزاب و گروههای مختلف که دوشادوش سایر مردم بر علیه شاه مخالفت میکردند و نقش زیادی در سقوط شاه داشتند اما خمینی که توسط همان عده که از او طرفداری میکردند بر تخت سلطنت نشسته بود و به او لقب امام داده بودند سرمست از رهبری بر ملت ایران اندک اندک شروع به خود برتر بینی بر سایر مخالفان نظام پادشاهی گشت و هر کس که با او و افکار جاهلانه  و متعصبانه افراطی او نبود را دشمن خطاب کرد و فراتر نیز همه را مرتد و کافر قلمداد نمود و با مفسد فی ارض خواندن مخالفان خود اکثر مخالفین را به پایه چوبه دار آویخت و شخص خلخالی را به عنوان حاکم شرع نظام اسلامی مدل خود برگزید و ماشین اعدامهای سراسری را در سراسر ایران به حرکت در آورد و هر کس که با رژیم تازه به قدرت رسیده خمینی مخالفت میکرد با شدیدترین وجه محکوم ویا با مرگ روبرو می شد ، آن زمان که جنگ عراق با ایران  شروع شد و در طول هشت سال جنگ بهترین زمان برای سرکوب مخالفان داخلی برای رژیم خمینی بود زیرا همه دنیا سرگرم جنگ دو کشور بود و کمتر کس و یا کشوری اوضاع داخلی ایران را تعقیب می کرد در آن سالها هزاران انسان به پایه چوبه دار رژیم خمینی رهسپار شدند و نمونه بارز آن کشتارها در کردستان و مناطق کرد نشین ایران خود نمایی کرد ، فرمان تاریخی خمینی بر اعلام جهاد به کردستان به بهانه وجود اپوزیسیون و احزاب دمکرات و کومله هیچوقت از اذهان ملت کرد پاک نمیشود به  بهانه سرکوب احزاب کرد که تا آن زمان دنبال راه حلی مسالمت آمیز برای حل مساله کرد بودند لشکر کشی وسیع ارتش و سپاه کردستان را به خاک و خون کشیدند و صدها انسان بی گناه نیز  کشتار رژیم خمینی بر ضد خلق کرد را رقم زدند ،، در طول حکومت خمینی تا لحظه مرگش هزاران نفر اعدام شدند که آمار کاملا مشخصی در دست نیست و در طول جنگ ایران با عراق ( اگر چه شروع جنگ با عراق بود اما ادامه جنگ را خمینی و دار و دسته اش عهده دار هستندچون میخواستند به کربلا برسند که هرگز نرسیدند و خمینی جام زهر را سر کشید )خرابیهای فراوان و آوارگی هزاران مخالف رژیم خمینی را در بر داشت که برای حفظ جان خود از ایران گریخته و فرار را بر قرار ترجیح داده اند . بعد از مرگ خمینی الحق که وارثانش جای خالی او را پر کرده اند و هنوز هم با رنگ و لعابی دیگر ماشین سرکوب و خفقان در ایران تحت حاکمیت رژیم منحوس آخوندی به راه است ... این نکته را باید اشاره نمود که هم در زمان خمینی هم بعد از مرگش جدا از سرکوب آزادیخواهان و اعدام مخالفان رژیم  ترور وتروریست یکی از عمده ترین تاکتیک حذف مخالفان و آزدیخواهان در داخل و خارج ایران میباشد به عنوان نمونه  ترور دکتر قاسملو و یارانش در اتریش ،ترور دکتر شاپور بختیار در فرانسه ، ترور فریدون فرخزاد ، ترور دکتر شرفکندی و یارانش در آلمان ، ترور داریوش و پروانه فروهر در تهران  و دهها و صدها از این دست ....و در آخر مطلب باید متذکر شد از همان سالی که خمینی زمام حکومت را در ایران به دست گرفت کل منطقه خاورمیانه و حتی سراسر دنیا در جنگ و نا امنی به سر میبرند چون با دخالت در امور اکثر کشورها و صدور به قول خمینی انقلاب به همه دنیا زمینه ساز عروج مهدی یا همان امام زمان را فراهم کنند ، باشد که ملت همیشه در  صحنه پیرو امام زمان درسی از عروج خمینی گرفته باشند که چه ره آوردی با خود به دنیا نشان داد و منتظر ظهور مهدی نباشند چون اگر بیاید کار دنیا که با وجود وارثان خمینی به پایان رسیده است، باید منتظر مهدی در سیارات دیگر منظومه شمسی باشند که انقلاب خمینی را در آنجا بگستراند چون جایی در این کره خاکی نمانده است که اثرات مخرب انقلاب خمینی در آن مشاهده نشده باشد ......