عبدالرحمن قاسملو روز ۲۲ تیر ۱۳۶۸ به گفته منابع جمهوری اسلامی توسط گروه ناشناسی و به گفته مخالفان در حالی که برای رسیدن به راهحل مسالمت آمیز در ایران با تنی چند از نمایندگان حکومت جمهوری اسلامی در وین بر سر میز گفتگو برای مذاکرات صلح نشسته بود، به همراه عبدالله قادری آذر به دست نمایندگان دولت کشته شد. به گفته برخی اطرافیان وی، او در ماههای آخرمعتقد بود که مساله کردستان راه حل نظامی ندارد.
به گفته مخالفان جمهوری اسلامی، هاشمی رفسنجانی از برخی چهرههای بینالمللی از جمله رییس جمهور وقت الجزایر برای وساطت و برقراری ارتباط برای ملاقات استفاده کرده بود. به گفته این منابع، ترورویستها با پوشش دیپلماتیک وارد اتریش شده و با همکاری سفارت ایران پس از ترور خاک اتریش را ترک کردند. به گفته همسر دکتر عبدالرحمن قاسملو، نسرین قاسملو، تروریستها دولت وقت اتریش را تهدید کرده بودند در صورت افشای ترور، از آنها به این دلیل که در جریان جنگ ایران و عراقاعلام بی طرفی کرده بودند ولی به هر دو طرف جنگ سلاح میفروختند (این امر بر خلاف منشور سازمان ملل متحد است) شکایت میکند. دولت وقت اتریش نیز به این دلیل درآن مورد ساکت ماند.
پس از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، برخی رسانههای اتریش از دست داشتن وی در ترور سخن گفتند، اما این احتمال هنوز از سوی منابع رسمی اتریش تایید نشدهاست. دو دهه بعد پس از آن واقعه دستگیری برخی دیپلماتهای ایرانی در اربیلعراق توسط نظامیان آمریکا (به اتهام دست داشتن در انتقال تسلیحات و کمک به درگیریهای داخلی عراق) رسانههای اتریش احتمال دادند که یکی از دستگیر شدگان، از عوامل ترور قاسملو در اتریش است. گرچه این احتمال نیز از سوی دولتهای اتریش و آمریکا تایید نشد.
هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۶۸ خود این مساله را تایید میکند که قاسملو به هنگام ترور در جلسهای مشغول رایزنی با دیپلماتهای جمهوری اسلامی بوده است. به گفته او ضاربین قاسملو، دیپلمات جمهوری اسلامی را نیز به قصد کشت هدف گلوله قرار داده بودند ولی از زدن تیر خلاص خودداری کرده بودند. این دیپلمات ابتدا توسط پلیس اتریش مورد بازجویی و سپس آزاد شد. بنا به نوشته مطبوعات اتریش دادگاه عمومی وین به علت فقدان دلیل و مدرک کافی حاضر نشده بود که حکم جلب وی را صادر کند. وزارت خارجه اتریش نیز با انتشار اعلامیهای خاطر نشان کرد در این قضیه دقیقاً بر حسب قانون عمل کرده و هیچ نوع فشاری بر پلیس یا مقامات قضایی وارد نکرده است.
عبدالرحمن قاسملو در شب یلدای سال 1309 شمسی، مصادف با 22 دسامبر سال 1930 میلادی در یک خانواده زمیندار ثروتمند در شهر ارومیه چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را ابتدا در ارومیه وسپس در تهران بپایان رسانید. هنوز نوجوانی بیش نبود که با مسایل سیاسی آشنایی پیدا کرد و افکار آزادیخواهانه در ذهنش جای گرفت. وی در این باره در کتاب “چهل سال مبارزه در راه آزادی ” پس از بحث دربارهی سفر 30 تن از مالکین و رۆسای عشایر کرد به باکو بنا به دعوت دولت شوروی چنین مینویسد:
اگرچه من در آن زمان یازده ساله بودم، لیکن مانند بسیاری از کودکان آن دوره سیاست توجه مرا به خود جلب کرده بود. پدرم یکی از اعضای آن هیأت بود. بیاد دارم موقعی که از سفر باکو برگشت، چند عدل قند و یک تفنگ تهپر شکاری خوب همراه آورده بود. چنین مینمود که شورویها قند و تفنگ و وسایل دیگر را به عنوان هدیه به همهی اعضای هیئت داده بودند. به ویژه قند خیلی با ارزش بود. چون آن زمان در ایران کمیاب و گران بود. این کار بنظر من بسیار عجیب مینمود. زیرا در خانواده ما برادران و عموزادههایم که از من بزرگتر بودند، از این سخن به میان میآوردند که پدرم همراه چند نفر دیگر به باکو رفتهاند تا حقوق و آزادی کردها را طلب نمایند.
به همین علت رک و ص
ریح از پدرم پرسیدم: پس حقوق کردها چه شد؟
(چهل سال مبارزه در راه آزادی. چاپ دوم کردی 1367 صفحات 62 ـ 61)
عبدالرحمن قاسملو در سال 1324 فعالیت سیاسی خود را با تشکیل اتحادیهی جوانان دمکرات کردستان در شهر ارومیه آغاز کرد. سال 1325 جمهوری کردستان در مهاباد سقوط کرد. متعاقب آن وی نیز جهت تحصیل راهی تهران گشت و در سال 1327 برای ادامه تحصیل به پاریس، پایتخت فرانسه رفت. رسیدن به پاریس مصادف با تیراندازی به سوی شاه در دانشگاه تهران (15 بهمن 1327) بود که منجر به ازبین رفتن آزادیهای دمکراتیک در سراسر ایران شد. بدین مناسبت یک گردهمایی وسیع دانشجویان ایرانی در پاریس برگزار گردید که در آن عبدالرحمن قاسملو سخنرانی شدیدالحنی علیه شاه ایراد نمود و در نتیجه دانشجویان یک پیام اعتراضی به محمدرضاشاه مخابره کردند. این اقدام موجب فشار سفارت ایران در پاریس و حتی حکومت فرانسه بر وی شد. تا سرانجام ناچار گردید پاریس را ترک کرده و به عنوان اولین بورسیه ایرانی “اتحادیه بین المللی دانشجویان” به پراگ پایتخت چکسلوواکی عزیمت کند. در همان مدت اقامت خود در فرانسه با همکاری چند تن دیگر از دانشجویان کرد انجمن دانشجویان کرد در اروپا را تأسیس کرد.
طی مدتی که در پراگ مشغول تحصیل بود در فعالیتهای اتحادیهی بینالمللی دانشجویان نیز شرکت داشت. سال 1330 به نمایندگی از سوی دانشجویان ایرانی در دومین کنگرهی آن سازمان که در شهر پراگ برگزار گردید شرکت کرد. در همان مدت به عنوان نمایندهی ایران در بیشتر گردهماییها و کنفرانسهای فدراسیون جهانی جوانان در شهر بوداپست، پایتخت مجارستان شرکت میکرد. سال 1331 در زمان حکومت ملی دکتر مصدق، کاک عبدالرحمن قاسملو بعد از اینکه در دانشگاه پراگ موفق به اخذ لیسانس علوم اجتماعی و سیاسی شد، به ایران بازگشت. در آن موقع میان حزب دمکرات کردستان و حزب توده ایران وحدت تشکیلاتی وجود داشت. کاک عبدالرحمن قاسملو پس از شش ماه فعالیت در تهران به مهاباد برگشت و در آنجا مسۆلیت کار حزبی را به عهده گرفت. بعد از کودتای شوم 28 مرداد سال 1332 ناچار شد به فعالیت مخفی روی آورده و مخفیانه در تهران و کردستان مشغول فعالیت حزبی شود. در این فاصله ایشان سرپرستی روزنامه “کوردستان”، ارگان مرکزی حزب را بر عهده داشت که تنها پنج شماره آن مخفیانه به چاپ رسید و نیز در همین مدت بود که یک کمیته سراسری جهت فعالیتهای حزب دمکرات کردستان به سرپرستی وی تشکیل گردید. عبدالرحمن قاسملو پس از پنج سال فعالیت سیاسی در ایران و بویژه در کردستان، سال 1336 بار دیگر به چکسلوواکی رفت. در سال 1337(1958) پس از پیروزی انقلاب عراق و رشد جنبش در کردستان عراق، همراه با تنی چند از اعضای مسئول حزبی کوشش نمودند چمن اقامت در خاک عراق، سازمانهای حزبی را در داخل کشور احیا نمایند. لیکن به دلیل کارشکنی بعضی از رهبران حزب دمکرات کردستان عراق کاری از پیش نبردند، و در سال 1339 به دستور دولت عراق ناچار شد آن کشور را ترک گوید و به پراگ برگردد.
سال 1341(1962) عبدالرحمن قاسملو در دانشگاه پراگ به اخذ درجهی دکترا در رشته علوم اقتصادی نایل آمد و تا سال 1349 در آن دانشگاه درس “اقتصاد سرمایهداری و اقتصاد سوسیالیستی و تئوری رشد اقتصادی” را تدریس میکرد. در این فاصله دکتر قاسملو چند کتاب و جزوه را در رابطه با مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به رشته تحریر درآورد که معروفترین آنها کتاب “کردستان و کرد” میباشد. این کتاب که در اصل به زبان چکی به رشته تحریر درآمده است تاکنون به زبانهای انگلیسی، سلواکی، لهستانی، عربی، کردی، فارسی و بخشهایی از آن نیز به فرانسه ترجمه و منتشر شده است. دکتر قاسملو با زبانهای کردی، فارسی، ترکی، عربی، فرانسه، انگلیسی، چکی و روسی آشنایی کامل داشت و به برخی از زبانهای دیگر مانند آلمانی و زبانهای اسلاو نیز رفع احتیاج میکرد.
سال 1349 بعد از صدور بیانیهی 11 مارس و توافق میان رهبری جنبش کردستان عراق با دولت آن کشور امکان فعالیت سیاسی در کردستان ایران بیشتر شد. در این فرصت دکتر قاسملو از اروپا بازگشت و به یاری چند نفر از یاران نزدیک خود مسئولیت احیای سازمانهای حزب دمکرات کردستان را به عهده گرفت. در کنفرانس سوم حزب که در خردادماه سال 1350 برگزار شد، دکتر قاسملو به عضویت کمیتهی مرکزی و سپس به دبیرکلی حزب دمکرات کردستان انتخاب شد و از آن به بعد در همهی کنگرههای حزبی به عنوان دبیرکل برگزیده شد و بدن ترتیب به مدت هیجده سال به عنوان رهبری کاردان و شایسته در مقام اول مسئولیت، اداره امور حزب دمکرات کردستان ایران را در یکی از سختترین شرایط مبارزه این حزب را رهبری کرد.
دکتر عبدالرحمن قاسملو روز 22 تیر ماه سال 1368 در حالی که برای دستیابی به راهحل مسالمت آمیز مسأله کرد در ایران با تنی چند از افراد مشکوک در وین بر سر میز گفتگو نشسته بود، همراه کاک عبدلله قادری، عضو کمیتهی مرکزی به دست افراد ناشناخته ترور شد.در این ترور ناجوانمردانه دکتر فاضل رسول، کرد عراقی و استاد دانشگاه در وین نیز به دست همان تروریستها کشته شد.