۱۳۹۴ خرداد ۶, چهارشنبه

خط فقر در ایران

واژه ای که هم درد دارد و هم صدا و هم نمایه ای بد از زندگی فردی فرد فرد سرزمینی که با گسترده شدن درآمد نفتی باز هم فقر را به خوبی به تصویر می کشند. از آن تصویرهایی که سر و صدای زیادی با خود به همراه دارد و با توجه به تمام فرمول هایی که برای آن نگاشته اند، باز هم نتوانسته اند که معادله چند مجهولی را به سرانجام برسانند. سرانجامی که سعادت جامعه را به همراه داشته باشد. اصلا این فقر از کجا پیدایش شد؟

در یک دهه گذشته با کاهش ارزش پول ملی، گسترش بیکاری و کاهش درآمدهای حاصل از فروش نفت و فرآورده های نفتی و دیگر محموله های صادراتی، فقر به عنوان مهم ترین مساله اقتصادی کشور توسعه و گسترش روزافزون یافت و در واقع کارنامه عملکردی دو دولت گذشته در تامین نیازهای رفاهی بخش قابل توجهی از جامعه را با شکست مواجه کرد. به بیانی دیگر، انچه تحت عنوان فقر در جامعه زندگی جمعیتی نزدیک به 15 میلیون نفر را تهدید می کند، یادگار و سوغاتی برنامه های اقتصادی یک شبه و غیر کارشناسی مدیران اقتصادی در دولت گذشته است.

گرچه بر اساس مکان و زمان متفاوت از هم است اما در ذات قضیه هیچ فرقی ندارد. تعریفی که در دهه های 1960 و 1970 توسط تانسند مطرح شد، این بود که افراد، خانواده ها و گروه های جمعیتی را زمانی می توان فقیر به حساب آورد که با فقدان منابع برای کسب انواع رژیم های غذایی، مشارکت در فعالیت ها و شرایط و امکانات معمول زندگی، مواجه باشند. البته در سال 1981 آمارتیا سن تاکید می کند، کلیه تعاریف صورت گرفته در خصوص فقر به نوعی محرومیت اشاره می کنند.

البته محرومیت خود یک مفهوم نسبی بوده که ممکن است در مکان ها و زمان های متفاوت کاملا با هم فرق داشته باشند. در اینجا یک معنا به خوبی نمود پیدا می کند که در یک کشور در حال توسعه، ممکن است فقر به معنی محرومیت از امکانات تلقی شود که برای ادامه حیات ضروری باشد. امکاناتی که غذا، مسکن، دارو شامل آن می شود در حالی که با توجه به کشورهای توسعه یافته بر محرومیت نسبی از شرایط و امکانات یک زندگی متوسط دلالت دارد. فقر مطلق در اینجا شکل خود را بهتر از هر زمانی نشان می دهد و آن هم حداقل معاش و نیازها برای حفظ زندگی است. تاکید می شود: حداقل نیازها و معاش که بدون آن بدون هیچ رودربایستی فرد از گرسنگی خواهد مرد. در مقابل فقر نسبی شکل می گیرد و آن به معنای ناتوانی در کسب یک سطح معین از استانداردهای زندگی است که در جامعه فعلی لازم یا مطلوب تشخیص داده می شود. اختلاف درآمدی شکیل تر از همیشه رخ می نماید. فقدان منابع جهت تامین نیازهای اساسی نیست بلکه ناشی از کمبود منابع فرد جهت دسترسی به حداقل استاندارد زندگی آن جامعه است. در این میان نابرابری در توزیع درآمد و ثروت بیش از میزان مطلق درآمد افراد توجه می شود. مقایسه ای شکل می گیرد و آن هم قیاس درآمد دریافت شده توسط فقیرترین قشر جامعه با درصد درآمد دریافت شده توسط ثروتمندترین قشر جامعه. حالا که به تمام این تعاریف اشاره شد، چه مرهمی بر تن خانواده ای فقیر خواهد بود؟
اصولا انتشار آمارها در کشور ما به نظر تردید آمیز می آید. به ویژه آنکه از منابع متفاوت رسمی صادر شود. به طور مثال نرخ تورم توسط مرکز آمار ایران در پایان فروردین سال جاری 5/14 درصد و از طریق بانک مرکزی، 5/15 درصد اعلام شده است. ضمن آنکه اصولا تورم 14 یا 15 درصد در روند معیشت آحاد جامعه قابل هضم نیست. شاخص مصرف کننده (CPI) که نرخ درصد تغییر شاخص قیمت های مصرف کننده و خرده فروشی را در یک دوره معین محاسبه می کند، معمولا به عنوان نرخ تورم اعلام می شود که این نرخ میانگین تغییرات قیمتی رکود 400 تا 450 قلم کالاهای متفاوتی است که اغلب آنها در سبد مصرفی و معیشتی جامعه جایی ندارد. زیرا تعداد اقلام سبد مصرفی جامعه حدود 30 تا 40 قلم کالا را بیشتر در نظر نمی گیرد. بدیهی است میانگین تغییرات قیمتی 400 قلم تغییرات قیمتی 30 تا 40 قلم کـــالا را در خود پنـــهان می کند. به همین سبب ملاحظه می کنیم که هر روز قیمت اقلام سبد مصرفی معیشتی جامعه، به شدت رشد می کند و رقم 14 درصدی تورم اعلامی توسط مقامات رسمی دولتی را زیر سئوال می برند.


و اما چیزی که در این میان به خوبی قد علم می کند، مبهم بودن میزان خط فقر است. با مراجعه به سایت ها، آمار دقیقی از میزان خط فقر را نمی توان مشاهده کرد و همین دلیلی می شود برای اینکه این آمار و ارقام در هاله ای از ابهام، دست نخورده باقی بماند. جام ساز در ادامه می گوید: آمارهای ارائه شده نیز متفاوت است. برخی خط فقر را زیر دو میلیون تومان و برخی زیر دو و نیم میلیون تومان گزارش کرده و تعداد فقرا را از ده میلیون تا 15 میلیون نفر برآورد کرده اند. به هر حال این آمار گرچه ممکن است به لحاظ علمی مورد استناد نباشد اما حقیقتی را آشکار می سازد که در پس آن فقر و فاقه و عدم رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی قرار گرفته است که دولتی که با شعارهای بهتر کردن وضع معیشتی مردم، مسکن و آموزش مردم و همچنین زائل سازی بیکاری و کاهش تورم و رکود به پیروزی رسید، شایسته است با حساسیت لازم نسبت به انجام تعهدات خود با حساسیت لازم اقدام کند.

اما در این میان، برای تکمیل گفته هایی در زمینه درآمد اقشار مختلف جامعه، باز هم درمانده ماندیم. آن هم با مراجعه با کلیدواژه های مختلف در سایت های مراکز و منابع رسمی کشوری بود. هیچ آمار شفاف و دقیقی در دسترس نیست. این کارشناس اقتصادی تاکید می کند: یکی از علل این معضل، عدم دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده بوده و مستلزم وجود بانک اطلاعاتی است که در اقتصاد دولتی هنوز علی رغم ضعف های دولت های مختلف، محقق نشده است. لذا از درک یا تشخیص درصد واقعی فقرا بسیار مشکل است. شما کافی است که به جمعیت یارانه بگیران نگاه کنید و تصمیم دولت را در حذف کسانی که مشمول یارانه نیستند، مورد مطالعه قرار دهید؛ متوجه خواهید شد که دولت با چه معضل عظیمی روبروست. به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی قادر نیست افرادی که مستحق دریافت نیستند را شناسایی کند. متاسفانه آمارهای دقیقی در دست نیست. آمارها بیشتر تقریبی است.

البته ناگفته نماند که روش های اندازه گیری برای خط فقر تفاوت های زیادی با هم دارد. خط فقر در تهران با خط فقر در شهری کوچک کمی آن طرف تر و باز هم شاید آن طرف تر، با هم تفاوت هایی را دارد. کارشناسان می گویند که تفاوت معنای خط فقر با توجه به تنوع کیفیت زندگی افراد جامعه در شهرها و مناطق مختلف کشور نمی تواند مسیر ملی شدن به خود بگیرد و خطوط فقر متفاوتی داریم. توسعه یافتگی مناطق مختلف در اینجا معنــای خود را بیش از پیش می یابد. شاخصه های خط فقر را می توان به سطح قیمت ها و کیفیات زندگی مناطق مختلف نسبت داد. اما آیا این تمام شاخصه های خط فقر است؟ بهتر است به این نکته اشاره شود که در همه جای دنیا، دولت ها نسبت به ارقام اعلام شده در مورد خط فقر و تعداد فقرا حساس هستند. چون تعداد همین فقیران، می تواند به راحتی نمایانگر عملکرد دولت ها باشد. محاسبات نشان می دهد از سال 84 تا امروز نه تنها از تعداد فقیران کم نشده بلکه به تعدادشان هم اضافه شده است. مشکل کار کجاست؟

گفتند بیایید و از یارانه نقدی انصراف دهید. طبق پیش بینی هایی که صورت گرفته بود، تعداد کمی از مردم از دریافت یارانه نقدی انصراف دادند. اما آیا اعداد و ارقام به خوبی و درستی نشان داده شده بود؟ تا جایی که عضو کمیسیون اقتصاد مجلس شورای اسلامی عنوان کرد که نباید مردم را برای انصراف از دریافت یارانه نقدی تهدید کرد. طبق قــــانون می توان به هر کسی که واجد شرایط دریافت یارانه نقدی است، یارانه داد و ... اما تمامی این دردها از یارانه نقدی هم منشعب نمی شود. در میان آماری، بالای 70 میلیون ثبت‌نام کننده، درصدی اعلام کرده بودند که درآمدشان ماهیانه، کمتر از یک میلیون تومان است. اجاره ماهیانه یک منزل مسکونی بر پایه نمودار صعودی و هزینه درمان و خورد و خوراک و ... چطور؟ در این میانه، تعداد افراد خانوار نیز به این شاخصه اضافه خواهد شد. یعنی فردی که بر فرض مثال آقایان کارشناس، 600 هزار تومان حقوق می گیرد، با فردی که دارای خانواده ای 5 نفره است و ماهیانه یک میلیون تومان دریافتی اش است، کدام یک را فقیرتر می نامند؟ خط فقر در مناطق گوناگون با فرمول های مختلفی تعریف می شود. در اروپا متوسط درآمد را تقسیم بر دو می کنند. برای مثال در اتریش خط فقر 1066 یورو است و یک میلیون نفر در این کشور زیر خط فقر زندگی می کنند. در آمریکا، خط فقر به گونه ای دیگر اعمال می شود؛ میزان هزینه غذا را در سه ضرب می کنند و حداقل دستمزد را در ایالت متحده تعیین می کنند. در این کشور در هر ایالت خط فقر و حداقل دستمزد متفاوت است. دولت فدرال حداقل دستمزد را در این کشور7 دلار و 35 سنت در ساعت اعلام کرده و با توجه به اینکه فرد در سال 2000 ساعت کار می کند، خطر فقر در این کشور حدود 14 هزار دلار در سال برای یک نفر است. مبنای محاسبه خط فقر در ایران کجا پنهان شده است؟

قدرت خرید کارگران کاهش می یابد و خطی به نام فقر دائما به زندگی شان سرک می کشد. مطالبات کارگری برای بهبود سطح رفاه زندگی شان بالا می رود. حداقل دستمزد در کشورهای مختلف به گونه های مختلفی تعیین می شود. در آمریکا میزان هزینه غذای یک فرد را در سه ضرب می کنند و به این ترتیب حداقل دستمزد حاصل می شود، چون معتقدند هزینه غذا یک سوم هزینه های دیگر فرد مثل محل سکونت، لباس، بهداشت و ... است. میزان تورم هم جای خود را برای تعیین حداقل دستمزد سالانه کارگری باز می کند. اینچنین است که گردی از فقر به سر و صورت درصد بالایی از مردم کشور پاشیده می شود. درآمدهایی که به اندازه معیشت نیست و حداقلی زندگی را تامین نمی کند. حداقلی زندگی یعنی مسکن، آموزش، بهداشت، پوشاک و تغذیه یک خانواده. هر سرش را که بگیرند، سر دیگرش کمی لنگ می زند. حال در این میان، با توجه به آمار نادقیق تمامی این خط و خطوط ها، هنوز هم هستند کسانی که در گوشه و کنار پیاده روها سرکی در سطل های آشغال می زنند تا مژدگانی خود را از ته مانده بشقاب های شان پیدا کنند.
















۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه

چکیده ای از تاریخ وبلاگ در ایران....


در ۷ سپتامبر اولین وبلاگ فارسی توسط سلمان جریری منتشر شد.۵ نوامبر، بنابر درخواست کاربران بلاگر، ساختار ایجاد وبلاگ با عنوان چگونه یک وبلاگ فارسی ایجاد کنیم منتشر شد. مهدی بوترابی دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد در رشته تاریخ و دورهٔ دکتری از دانشگاه تربیت مدرس است. ویوبلاگ نویس و مدیر گروه سایت‌های پرشین بلاگ است.وی دوبار در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده است  .  اسماعیل اسدی دارستانی وبلاگ نویسی را در تهران شروع کرد و جزء اولین وبلاگ نویسان ایران و اولین وبلاگ نویس شمال کشور است او با فعالیت حقوق بشری و محیط زیستی و خبری شروع کرد و آستارا نیوز اولین وبلاگ وی بود . این وبلا گ نویس که هم اکنون وبلاگهای متعدد خبری و تحلیلی و حقوق بشر ومحیط زیست دارد از سال ۱۳۸۰ تاکنون بارها دستگیرو زندانی شده است او همچنین درزمینه گردشگری مقالات گوناگونی درباره مناطق شمال کشورداردگردشگری در آستارا ولوندویل..
 وبلاگ‌نویسان ایرانی در اعتراض به تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی، بمب گوگل را ایجاد کردند. این بمب گوگلی به گونه‌ای بود که با جستجوی خلیج عربی در گوگل، اولین نتیجه صفحه‌ای بود که در آن این جمله نوشته شده بود: «خلیجی با این نام در دنیا وجود ندارد.
در تاریخ ٢٣ آبان ماه جوان‌ترین وبلاگ نویس زندانی جهان در شهر آمل در دادگاهی بدون حضور وکیل مدافع و در پشت درهای بسته، محاکمه شد. نوید محبی ١٨ ساله، هم اکنون در زندان شهر ساری در انتظار صدور محکومیت خود بسر می برد. نوید محبی، مدیر وبلاگ "گاه نوشته های " و از مدافعان حقوق زنان در تاریخ ١٨ سپتامبر از سوی ٨ مامور وزارت اطلاعات با خشونت و ضرب و شتم در منزلش بازداشت شد. وی از آن تاریخ در بند مجرمان عادی زندانی است. اتهامات این وبلاگ نویس جوان " اقدام عليه امنيت ملی، توهين به بنيانگذار و رهبر فعلی جمهوری اسلامی، تبليغ عليه نظام از طريق ارتباط با رسانه‌های بيگانه" و "عضويت در کمپين يک ميليون امضاء و حمايت از اعضای آن" اعلام شده است.                        تعداد وبلاگ‌های ایرانی به عدد ۷۰۰ هزار رسید، هر چند که تنها ۱۰ درصد آنها فعال هستند. پراکندگی این وبلاگ‌ها در سرویس‌های مختلف وبلاگ‌نویسی به این صورت است: براساس اعلام وب‌سایت بلاگ هرالد، تعداد وبلاگ‌هایی که بر روی سرویس‌های وبلاگ‌نویسی‌ای مانند پرشین بلاگ وجود داشته‌اند، عددی بین ۲۰۰ تا ۷۰۰ هزار وبلاگ است. فعالیت پروژه‌ی وردپرس فارسی به صورت رسمی آغاز شد. هدف از این پروژه، بومی‌سازی وردپرس بوده است.                     محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری ایران، نوشتن در وبلاگ رسمی خود را که به چندین زبان در دسترس قرار دارد، آغاز کرد.  زبان فارسی از سوی وب‌سایت تکنوراتی به عنوان دهمین زبان پرکاربرد در دنیای وبلاگستان معرفی شد. سرویس وبلاگ‌نویسی پرشین بلاگ هدف حمله‌ی یک هکر عراقی قرار گرفت و دامنه‌ی دات کام این سرویس وبلاگ‌نویسی توسط این هکر دزدیده شد. پرشین بلاگ یکی از ۷۰۰ وب‌سایت ایرانی بوده است که در سری حملات این هکر عراقی دچار مشکلاتی شدند. یک گروه هکر کلاه سفید ایرانی در اعتراض به امنیت پایین سرویس وبلاگ‌نویسی پرشین بلاگ، به آن حمله کردند و صفحه‌ی اول آن را تغییر دادند.  تعداد وبلاگ‌های ثبت شده در سرویس وبلاگ‌نویسی بلاگفا به بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار رسید. بهمن هدایتی بلاگر ایرانی پارسینه راکه یک وب‌سایت خبری-تحلیلی به زبان فارسی است راه اندازی نمود.
البرز فلاح ثروتمندترین وبلاگ‌نویس ایرانی، صاحب ششمین سایت پربیننده استرالیاست.
مهدی خزعلی وی در سال‌های اخیر، انتقادات تندی علیه محمود احمدی‌نژاد در وبلاگ شخصی خود مطرح ساخت که در پاره‌ای اوقات بازتاب‌هایی در رسانه‌های جهانی و داخلی داشته‌است، مهدی خزعلی در تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۹۰ به ۱۴ سال حبس، ۱۰ سال تبعید و ۹۰ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم در دادگاهی صادر شد. در پی طولانی‌شدن اعتصاب غذای خزعلی و بستری‌شدن وی در یکی از بیمارستانهای تهران، با حضور نماینده دادستانی و پزشکی قانونی، در بیمارستان محل بستری وی، محکومیت را برای وی خطرناک تشخیص دادند و از تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۳، حکم به آزادی وی دادند.

 امیدرضا میرصیافی در سن ۲۸ سالگی به دلیل فشار روانی و عدم دریافت کمک‌های پزشکی در زندان اوین درگذشت. این وبلاگ‌نویس به دلیل توهین به رهبران نظام به دو سال زندان محکوم شد. وبلاگنویس ایرانی بنام محمد علی به آبادی طی نامه ای به گینس مدعی پروبلاگ ترین فرد درجهان شدوآن موسسه اعلام کرد که این بررسی درحوزه کاری او نیست. دیدار وبلاگی وبلاگ نویسان با سید محمد خاتمی علی پیرحسینلو روزنامه‌نگار، از قدیمی‌ترین وبلاگ‌نویسان ایرانی، نویسنده وبلاگ الپر (۲۶ شهریور به همراه همسرش فاطمه ستوده در منزل خود بازداشت شد و برای مدت پنجاه روز در زندان انفرادی به‌سر برد.)                                     حسین درخشان که از او به عنوان پدر وبلاگستان فارسی یاد می‌شود، از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به «۱۹ سال و نیم حبس تعزیری، پنج سال محرومیت از عضویت در احزاب و فعالیت در رسانه‌ها و بازگرداندن وجوه اخذشده به مبلغ ۳۰ هزار و ۷۵۰ یورو، ۲ هزار و ۹۰۰ دلار و ۲۰۰ پوند انگلیس» محکوم شد. فخرالسادات محتشمی‌پور وبلاگ نویس، همسر مصطفی تاج زاده سیاستمدار ایرانی.او در اعتراضات جنبش سبز در ۱۰ اسفند ۱۳۸۹ دستگیر شد. وی در فروردین ماه ۱۳۹۰ در بند انفرادی زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد و چند روز پس از اعتصاب غذا پس از بیهوشی به بیمارستان منتقل شد. محمدرضا پورشجری وبلاگ‌نویس ۵۴ ساله‌ای است که درسال ۱۳۸۹ به دلیل درج اندیشه وعقاید خود در وبلاگ شخصی‌اش، از طرف دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران با اتهام«اقدام علیه امنیت ملی»،«توهین به مقدسات» و«توهین به رهبر» به چهارسال زندان محکوم شده است.                    فرشته نوبخت، وبلاگ‌نویسی که برای یکی از نوشته‌هایش شايسته تقدير حوزه ادبيات داستاني هفتمين جشنواره نقد کتاب شده است.
روز دهم مرداد ماه۱۳۹۰ ماموران امنیتی با مراجعه به منزل بابک اجلالی اقدام به تفتیش منزل وی کردند و او را به وزارت اطلاعات احضار نمودند. نیروهای امنیتی با در دست داشتن حکم قضایی جهت بازداشت بابک اجلالی، فعال حقوق بشر در ایران به دلیل عدم حضور وی در منزل موفق به دستگیری وی نشدند.

علیرضا فیروزی (زاده ۳۰ شهریور ۱۳۶۸) روزنامه نگار و بلاگر

وی دررابطه با فعالیت حقوق بشری دستگیر وزندانی شد.وی در روزهای پایانی بهمن ماه ۱۳۹۰ قبل از معرفی خود به زندان اوین برای گذراندن مابقی دوره محکومیتش از ایران گریخت.

محکومیت یک روحانی وبلاگ‌نویس منتقد حکومت در ایران به حبس، شلاق، خلع لباس و جزای نقدی.آرش هنرور شجاعی، روحانی جوانی است که در پنجم آبان‌ماه سال ۱۳۸۹ (اکتبر ۲۰۱۰) درحالی که در بیت آیت الله عبدالله جوادی آملی، از مراجع دینی شیعه مشغول به کار بود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین در تهران منتقل می‌شود.  ستار بهشتی، کارگر و وبلاگ‌نویس ایرانی که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا دستگیر شده بود، در بازداشتگاه پلیس فتا درگذشت.قاتل ستار بهشتی به سه سال حبس، دو سال اقامت اجباری و 74 ضربه شلاق محکوم شد...
دکتر احمد فلسفی متولد اسفندماه ۱۳۰۹ در تهران بود. از سال ۸۴ وبلاگ‌نویسی را آغاز کرد و تا چند ماه پیش از درگذشت خود، به این کار ادامه ‌داد. به این ترتیب احتمالا باید او را مسن‌ترین وبلاگ‌نویس ایرانی نام نهاد.

سهیل عربی در آبان ۱۳۹۲ به همراه همسرش توسط ماموران سپاه دستگیر گردید. همسرش پس از چند ساعت آزاد شد اما وی برای مدت دو ماه در سلول انفرادی نگهداری می‌شد و سپس بهزندان اوین منتقل گردید.  محمدعلی ابطحی نخستین سیاست‌مدار ایرانی است که ازاینترنت و وبلاگ برای تماس با مردم و بیان نظراتش سود جست.

در آغاز با عنوان و آدرس وبنوشت استفاده کرد. وی در یک‌سالگی وبلاگ شخصی‌اش مطالب وبلاگش را در کتابی منتشر کرد.

پس از به زندان افتادن ابطحی و گذشت هفتاد روز، وبلاگ وی از درون زندان به روز شد.

محمدعلی ابطحی در ۲۲ مهر ۱۳۹۲ دچار سکته مغزی گردیده و مدتی در بیمارستان جم تهران بستری بود تا لخته ها با کمک دارو از بین برود.

زهرا اشراقی (زادهٔ ۱۳۴۳) فعال سیاسی اصلاح طلب معتقد بهحقوق بشر است.اشراقی مدتی مشاور معاونت اجتماعی در امور جوانان وزارت کشور بود. اشراقی خود را فمینیست می‌داند (به معنای جنبشی از زنان برای حل مسایل زنان و حقوق بشر) و درسازمان غیر دولتی «انجمن حامیان زنان ایران» فعالیت می‌کند و به گفتهٔ خودش، یکی از وبلاگ‌نویسان ایرانی است که بدون فاش کردن هویت واقعی‌اش می‌نویسد.حسین درخشان در آبان سال ۱۳۹۳ پس از بازگشت دوباره از مرخصی به زندان، با حکم عفو ادامه زندانش از سوی رژیم روبرو شد. به این صورت، او پس از ۶ سال زندان و در حالی که ۱۱ سال و نیم دیگر از مدت قانونی زندایش باقی مانده بود از زندان آزاد شد .                                  بهروز مدرسی خلبان بازنشسته و وبلاگ نویس قدیمی کشورمان در فروردین۹۴ درگذشت.کاپیتان بهروز مدرسی نویسنده وبلاگ دل نوشته های یک کهنه سرباز بود که بیشتر به مسائل تخصصی هوانوردی می پرداخت.

منبع :ویکی پدیا

۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه

پنجمین سالگرد اعدام فرزاد کمانگر

فرزاد کمانگر  (زادروز: ۱۳۵۴ - مرگ: ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹) فعال حقوق بشر، فعال محیط زیست، روزنامه‌نگار و فعال صنفی، و معلم کرد ایرانی بود که  در سحرگاه روز یکشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۹، به‌همراه علی حیدریان،فرهاد وکیلی، شیرین علم‌هولی و مهدی اسلامیان در زندان اوین به دار آویخته شد. فرزاد کمانگر به پاس فعالیتهایش، به صورت افتخاری گزارشگر ویژه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز بود. یونسکو در گزارش خود درمورد فشارها علیه فضاهای آموزشی، به موضوع اعدام فرزاد کمانگر اشاره کرد.     اتحادیه اروپا حکم اعدام او را محکوم و سازمان دیده بان حقوق بشر از او به عنوان یک معلم یاد کرده است.
                       ‌                



   

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۹, شنبه

ناآرامی در مهاباد بعد از قتل فریناز خسروانی

با وجود فضای امنیتی و حضور چشمگیر نیروهای انتظامی دیروز پنج شنبه مردم شهر مهاباد مقابل هتل تارا در شهرستان مهاباد تجمع کرده و آن را در محکومیت قتل «فریناز خسروانی» به آتش کشیدند.
بنابه گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، روز دوشنبه چهاردهم اردیبهشت‌ماه، یک دختر جوان اهل مهاباد به نام فریناز خسروانی که از کارمندان هتل “تارا” بوده است، طبق هرآنچه اعلام شده و جهت حفظ “ناموس” و جهت جلوگیری از تجاوز کارمند وابسته به “اداره‌ی اطلاعات” از طبقە چهارم این هتل خود را به پایین پرت کرده است.
 بعد از این ماجرا و فراخوان تعدادی از فعالان مدنی و جوانان مهاباد، عصر دیروز پنج شنبه 17 اردیبهشت ماه، شماری از مردم مهاباد در اعتراض به عدم پاسخگویی مسئولین امر در خصوص مرگ فریناز خسروانی در مقابل هتل تارا تجمع کرده و به این هتل حمله کرده و آن را به آتش کشیده اند.
منابع مطلع در مهاباد در این باره به “کانون مدافعان حقوق بشر کردستان” گفتند: در طول شب گذشته حرکات اعتراضی در سطح شهر مهاباد همچنان ادامه داشته است که این تجمع شهروندان مهابادی با دخالت نیروهای گارد ویژه و نیروی انتظامی به خشونت کشیده شد و این نیروها با اسلحه ساچمه‌ای و گاز اشک‌آور اقدام به پراکنده کردن معترضان کردند.
بنابه این گزارش تا صبح امروز حدود 17 نفر از معترضان که توسط نیروهای حکومتی زخمی شده بودند، به بیمارستان امام خمینی و یا مراکز دیگر درمانی مهاباد منتقل شدەاند که زخم هشت تن از آنها عمیق و در وضعیت وخیم جسمی بسر می برند. هر چند به گفته شاهدان عینی تعداد زخمی ها بیشتر است که از ترس بازداشت شدن به هیچ کدام از مراکز درمانی مراجعه نکرده اند.
همچنین حدود پنج تن از نیروهای انتظامی هم زخمی شده اند.
از طرفی دیگر در طول شب گذشته بیش از ده نفر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.
همچنین بنابه گزارشات تأیید نشدەای شب گذشته صدای تیر اندازی در شهر  شنیده شده است.
از شهرستان میاندواب هم امروز صبح تعداد زیادی نیروی ویژه و نیروی نظامی راهی مهاباد شدەاند.
فعالان مدنی در کردستان می گویند که امکان بروز حرکت‌های اعتراضی در امروز جمعه و یا در روزهای آتی و در دیگر شهرهای مناطق کُردنشین قریب‌الوقوع می‌باشد.
شایان ذکر است طبق گزارش‌هایی که در دو روز گذشته در برخی از رسانه‌ها و شبله‌های اجتماعی منتشر شده بود، دختری در شهر مهاباد با نام «فریناز خسروانی» که در هتل «تارا»ی این شهر مشغول به کار بوده است، برای اینکه مورد تعرض قرار نگیرد خود را از طبقه چهارم هتل به پایین پرتاب کرده و جانش را از دست داده است.
گزارش‌ها حکایت از آن دارد که، صاحب هتل تارا، با یک بازرس تبانی کرده بود تا در ازای صدور تائیدیه برای ثبت هتل به عنوان هتلی پنج ستاره شرایط را به وجود بیاورد تا بازرس بتواند به کارمند هتل تجاوز کند، و همین باعث می‌شود «فریناز خسروانی»، کارمند هتل وقتی که در اطاق هتل گرفتار نقشه صاحب هتل و بازرس می‌شود، خود را از پنجره به پایین پرتاب کند و در دم جانش را از دست بدهد. که این امر موجب اعتراض و نارضایتی مردم شهر مهاباد و دیگر فعالان در کردستان شده است.
گفتنی است که است که «جعفر کتانی» فرماندار مهاباد امروز, جمعه, ۱۸ اردیبهشت در گفتگو با کردپرس, خبرگزاری وابسته به جمهوری اسلامی ایران, طی اظهاراتی ضدو نقیض, تلاش کرد تظاهرات مردمی شهروندان مهاباد در اعتراض به قتل «فریناز خسروانی» را بی‌اهمیت جلوه دهد. کتانی به تحریف وقایع تظاهرات پرداخت و خشونت نیروهای انتظامی و اطلاعاتی را تکذیب کرد.
کتانی با تحریف حقایق, ادعا کرد:«در این تجمع هیچگونه شعار سیاسی سرداده نشد». او تظاهرات را تنها خشم علیه مدیر هتل تارا و شعاردهی بر ضد او جلوه داده است.
کتانی ضمن تکذیب جانباختن یک جوان مهابادی, ادعا کرد که هیچ تظاهرکننده‌ای بدست نیروهای امنیتی زخمی نشده‌اند. او ادعا کرد:«به علت سنگ‌پراکنی تجمع‌کنندگان و پرت‌کردن وسایل از داخل هتل به بیرون توسط تجمع‌کنندگان, تعدادی از پرسنل نیروی انتظامی و تجمع‌کنندگان زخمی شدند».
منبع : کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی






۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۲, شنبه

سالروز ازادی مطبوعات




وضعیت آزادی مطبوعات٬کشورهایی که به رنگ قرمز نشان داده شده‌اند، خطرناکترین مناطق برای خبرنگاری می‌باشند
 یک رویداد سالانه است که در ۳ مه، برگزار می‌شود. این روز توسط یونسکو نامگذاری شده است.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ میلادی در چهل و هشتمین اجلاس خود طی مصوبه ۴۳۲/۴۸، روز سوم ماه مه هر سال را به‌عنوان «روز جهانی آزادی مطبوعات» اعلام کرد. این موضوع از قطعنامه مصوب همایش عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۱ میلادی تحت عنوان «ارتقای آزادی مطبوعات در دنیا» که جراید آزاد، فراگیر، و مستقل را به عنوان یکی از اجزای ضروری جامعه دموکراتیک تلقی کرده، نشأت گرفت.
یونسکو این نکته را که کشورهای عضو آن مایل هستند روز سوم ماه مه را «روز جهانی آزادی مطبوعات» بنامند به اطلاع مجمع عمومی سازمان ملل رسانید. این روز به یاد سالروز انتشار اعلامیه ویندهوک (به انگلیسی: Windhoek Declaration) دربارهٔ ارتقای وضعیت نشریه‌های مستقل و فراگیر آفریقایی انتخاب شد. این اعلامیه در سوم ماه مه ۱۹۹۱ میلادی، در همایشی که به همین منظور توسط یونسکو و سازمان ملل متحد در شهرویندهوک پایتخت نامیبیا برگزار گردید، به تصویب رسید.
آزادی رسانه و مطبوعات همانند یک ضمانت نامه از جانب دولت‌ها به رسانه های عمومی، در مقابل مواجهه با روندهای محدود کنندهٔ ابراز نظر در جوامع، می‌باشد که حقوق قانونی رسانه‌ها و همچنین مراجع رفع اختلاف بین رسانه‌ها و شاکیان را مشخص می‌کند. این حقوق در بسیاری از کشورها به صورت قانونی و در چهارچوبقوانین اساسی آن کشور تعبیه شده‌است تا از آزادی مطبوعات حمایت به عمل بیاید.
در رابطه با اطلاعات دولتی، هر کدام از دولت‌ها خود تصمیم می‌گیرند کدام منابع و مواد اطلاعاتی عمومی و یا حفاظت شده می‌باشند و نباید از جهت حساسیت عمومی و یا طبقه بندی شدگی، افشا گردد. بسیاری از دولت‌ها سعی در تسلط یافتن بر قوانین مهم و یا آزادی تبادل اطلاعات قانونی که برای تعریف حدود و ثقور علاقهٔ بین‌المللی کاربرد دارند، هستند تا از این طریق دید جهانی را منحرف کند.
منبع  : دانش نامه ازاد

سالروز ازادی مطبوعات

وضعیت آزادی مطبوعات٬کشورهایی که به رنگ قرمز نشان داده شده‌اند، خطرناکترین مناطق برای خبرنگاری می‌باشند یک رویداد سالانه است که در ۳ مه، برگزار می‌شود. این روز توسط یونسکو نامگذاری شده است.مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۰ دسامبر ۱۹۹۳ میلادی در چهل و هشتمین اجلاس خود طی مصوبه ۴۳۲/۴۸، روز سوم ماه مه هر سال را به‌عنوان «روز جهانی آزادی مطبوعات» اعلام کرد. این موضوع از قطعنامه مصوب همایش عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۱ میلادی تحت عنوان «ارتقای آزادی مطبوعات در دنیا» که جراید آزاد، فراگیر، و مستقل را به عنوان یکی از اجزای ضروری جامعه دموکراتیک تلقی کرده، نشأت گرفت.یونسکو این نکته را که کشورهای عضو آن مایل هستند روز سوم ماه مه را «روز جهانی آزادی مطبوعات» بنامند به اطلاع مجمع عمومی سازمان ملل رسانید. این روز به یاد سالروز انتشار اعلامیه ویندهوک (به انگلیسی: Windhoek Declaration) دربارهٔ ارتقای وضعیت نشریه‌های مستقل و فراگیر آفریقایی انتخاب شد. این اعلامیه در سوم ماه مه ۱۹۹۱ میلادی، در همایشی که به همین منظور توسط یونسکو و سازمان ملل متحد در شهرویندهوک پایتخت نامیبیا برگزار گردید، به تصویب رسید.آزادی رسانه و مطبوعات همانند یک ضمانت نامه از جانب دولت‌ها به رسانه های عمومی، در مقابل مواجهه با روندهای محدود کنندهٔ ابراز نظر در جوامع، می‌باشد که حقوق قانونی رسانه‌ها و همچنین مراجع رفع اختلاف بین رسانه‌ها و شاکیان را مشخص می‌کند. این حقوق در بسیاری از کشورها به صورت قانونی و در چهارچوبقوانین اساسی آن کشور تعبیه شده‌است تا از آزادی مطبوعات حمایت به عمل بیاید.در رابطه با اطلاعات دولتی، هر کدام از دولت‌ها خود تصمیم می‌گیرند کدام منابع و مواد اطلاعاتی عمومی و یا حفاظت شده می‌باشند و نباید از جهت حساسیت عمومی و یا طبقه بندی شدگی، افشا گردد. بسیاری از دولت‌ها سعی در تسلط یافتن بر قوانین مهم و یا آزادی تبادل اطلاعات قانونی که برای تعریف حدود و ثقور علاقهٔ بین‌المللی کاربرد دارند، هستند تا از این طریق دید جهانی را منحرف کنند.