۱۴۰۳ مهر ۱۱, چهارشنبه

مقابلە جمهوری اسلامی با اسرائیل: ٥٤ کشتە و ۲۷٥۰ زخمی بر اثر هک پیجرهای حزب اللە از سوی اسرائیل, یک کشتە آنهم یک فلسطینی با پرتاب صدها موشک بە سوی اسرائیل از سوی جمهوری اسلامی!!

 


بعـد از یکسال کە از عملیات تروریستی گروە حماس بە خاک اسرائیل گذشتە است و اگر از شکست حماس در جنگ میان اسرائیل و گروە حماس بگذریم و بە وسعت ویرانی و آمار کشتەها از هر دو سوی این جنگ نگاهی بیندازیـم متوجە خواهیـم شد کە تا کنون این اسرائیل بودە است کە فاتح این جنگ بودە است کە شروع کنندە آن حماس بود.


حماس گروە شبە نظامی است کە از حمایت مستقیم جمهوری اسلامی برخوردار می باشد و هموارە حاکمیت جهموری اسلامی با حمایتهای مالی و نظامی این گروە را وادار کردە است کە با اسرائیل مقابلە کند, اما بعد از حمله گروە حماس در هفتم اکتبر ۲۰۲۳, اسرائیل تصمیم گرفت برای همیشە حماس را از سر راە بـردارد و این تصمیم را عملی ساخت, با انهدام زیر ساختهای نظامی گروە حماس در غـزە کە با کشتار بیش از چهل هزار مردم غیر نظامی نیز انجامیـدە است توانستە است کە این گروە شبە نظامی تحت حمایت جمهوری اسلامی را عملأ شکست دهد کە این شکست با کشتن اسماعیل هنیە در پایتخت ایران بیشتـر عملی گشتە است.


حماس همچون یکی از گروههای نیابتی جمهوری اسلامی تا حد زیادی از اسرائیل شکست خوردە است . کشتار مردم غیر نظامی در غزە نتیـجە سیاستهای جنگ افروزی و دشمنی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقە از جملـە اسرائیل می باشد فارغ از این فاجعـە انسانی کە در غزە رخ داده است سرمایە مالی هنگفتی است کە جمهوری اسلامی در این چند سالە بە حماس اختصاص دادە است, سرمایەایی کە توسط حاکمان جمهوری اسلامی از سفرە مردم ایـران برداشتە شدە است و برای اهداف جنگ افروزانە استفادە کردە است, سرمایەایی کە بە جز شکست هیچ نتیجەایی برای جمهوری اسلامی با خود بە همـراە نداشتە است.


یکی دیگر از گروههای تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران کە همـچون گروهی نیابتی در جهت سیاستهای جنگ افروزانەاش عمل کردە است جریان حزب اللە لبنان می باشد کە تأسیس و بر سر کار آمدنش بە دست جمهوری اسلامی بودە است, تمامی مزایا و حقوق و سرمایە این گروە نیز مستقیمأ از سوی جمهوری اسلامی تأمین شدە است, کارنامە این گروە بە جز دامن زدن بە ناامنی در لبنان و منطقە خاورمیانە نیز کارنامەایی سیاە در همدستی رژیم جمهوری اسلامی در ترور مخالفان جمهوری اسلامی و همچنین سرکوب مردم آزدایـخواە و معترض در داخل کشور می باشد. 


در جریان حملە یکسالە اسرائیل بە گروە حماس, حزب اللە نیز با مداخـلە در این جنگ خود را وارد معرکەایی کرد کە دستورش را از حاکمانش در تهران گرفتە بود کە این مداخلە با واکنش اسرائیل روبرو گشت کە تا کنون این گروە تروریستی نیز ضربات مهلکی از سوی اسرائیل خوردە است کە کشتن حسن نصراللە همچون رهبر و شخص اول گروە حزب اللە و فرماندهان ردە بالای این گروە تروریستی بارزترین این مقابلە بودە است, لازم بە یاد آوری است کە در جریان این یکسال تعداد قابل توجهی از فرماندهان سپاە پاسداران جمهوری اسلامی ایران نیز هدف حملەهای اسرائیل قرار گرفتە و حذف شدەاند.


قبل از کشتە شدن حسن نصراللە همراە تعداد زیادی از فرماندهان حزب اللە لبنان, اسرائیل با برنامەایی از قبل طـراحی شدە با هک پیجرهای اعضای حزب اللە, ٥٤ عضوء این گروە را بە کام مرگ فرستاد و ۲۷٥۰ نیز از اعضای حزب اللە مجروح و مصدوم شدند.

بعد از کشتن حسن نصراللە و فرماندهان ارشد حزب اللە بە همراە چند تن از فرماندهان قدس سپاە پاسداران جمهوری اسلامی تهدید بە حملە موشکی مجدد بە اسرائیل کرد " در یورش موشکی چند ماە پیش تحت عنوان وعدە صادق, جمهوری اسلامی با نمایشی مضحک با حملە پهبادی و موشکی بە اسرائیل تنها توانست موشکها را پرتاب کند و همە موشکها یا در راە رسیدن بە اسرائیل بە زمین افتادند یا در آسمان اسرائیل با گنبد آهنین ارتش اسرائیل منهدم شدند."


تهدید جمهوری اسلامی در شامگاە روز سەشنبە ۱۰ مهر با پرتاب صدها موشک بالستیک فتاح بە سوی اسرائیل عملی شد کە این عملیات موشکی تحت نام وعدە صادق ۲ را سپاە پاسداران بە انجام رساند کە این بار نیز بدون ایـنکە بە مواضع اسرائیل صدمەایی برساند بیشتر با گنبد آهنین اسرائیل روبرو شدە و در آسمان منهدم شدند فقط در یـک مورد با افتادن لاشە یکی از موشکهای فتاح بر روی یک عابر پیادە فلسطینی او را کشت!


این حملات کور کە با صرف سرمایە زیاد مالی صورت گرفتە است در وهلە اول باعث آبروریزی بیشتر جمهوری اسلامی در مقابلە با اسرائیل در سطح جهان شدە است و دوم اینکە دست اسرائیل را باز کردە است کە بخواهد در واکنش بە این حملات موشکی بە ایران حملە کند کە درست بعد از حملات مضحک جمهوری اسلامی کابینە اسرائیل و ارتش این کشور تهدید بە حملە بە تأسیسات هستەایی, انرژی و زیر ساختهای جمهوری اسلامی کردە است. 


شکستهای پی در پی جمهوری اسلامی از اسرائیل طی یکسال جنگ اسرائیل با گروههای نیابتی همچون حماس و حزب الله و حوثی های یمن با صرف سرمایەهای مالی زیاد از سوی جمهوری اسلامی با حمایت از این گروهها در مقابلە با اسرائیل صورت گرفتە است اما کماکان این اسرائیل است کە فاتح این جنگ بودە است. 


خرج هزینـەهای زیاد مالی و انسانی جمهوری اسلامی برای جنگ افروزی در‌ حالی است کە اوضاع اقتصادی و معیشتی مردم ایران روز بە روز بدتر می شود و حال مسئولان رژیم ایران تهدید کردەاند کە اگر کسی از این سیاستهای شکست خوردە جمهوری اسلامی در فضای مجازی و عمومی حرفی بزند و انتقادی داشتە باشد آن را جرم تلقی کردە و با مجرمین برخورد قانونی خواهد کرد!! خامنەایی و جمهوری اسلامی وارد قماری خطرناک شدەاند کە اگر در این قمار خودشان هم ببازند کە تا کنون باختەاند و اعتبار و وجەشان را بە طور کلی از دست دادەاند, یـک سر دیـگر این باخت مردم ایران هستند کە هزینە جنگ افروزی و بی تدبیری حاکمان بی خرد جمهوری اسلامی ایران را دادەاند.

۱۴۰۳ مهر ۲, دوشنبه

تصمیم بە تحصن مقابل دفتر سازمان ملل متحد از سوی گوهـر عشقی و جلوگیری از خروج او از رباط کریم از سوی مأموران امنیتی

یک روز پس از انتشار ویدیوی گوهر عشقی, مادر دادخواه ستار بهشتی در شبکه اجتماعی ایکس, و اعلام تصمیم او برای تحصن در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، حساب‌های منسوب به او در شبکه‌های اجتماعی اعلام کردند که از چند ساعت پس از اعلام تصمیم تحصن, نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی خانه گوهر عشقی را به محاصره درآورده‌اند و سپس با اعمال کنترل و فشار, روز دوم مهرماه از خروج خانم عشقی از شهرستان رباط کریم جلوگیری کرده‌اند.


در این حساب‌ها در اینستاگرام و شبکه ایکس تصویری از گوهر عشقی منتشر شده, در حالی که روی دستش پانسمان دیده می‌شود.


در این پست نوشته شده است: از غروب روز گذشته, ماموران حاکمیت سیاه, با استقرار در کوچه‌ها و خیابان‌های اطراف خانه مادر گوهر عشقی, منطقه را محاصره کردند و با قطع کامل ارتباطات تلفنی و موبایل, وی را از هرگونه تماس با جهان بیرون محروم کردند. این فشار روانی شدید، منجر به افت فشار خود مادر می‌شود.


در ادامه نیز نوشته شده که تلاش‌های سحر بهشتی, دختر خانم بهشتی در ابتدا برای تماس با مادرش بی‌نتیجه بوده اما با وساطت یکی از نزدیکان, در نهایت گوهر عشقی تحت کنترل و نظارت نهادهای امنیتی به خانه دخترش منتقل شده است.


حاکمان و مسئـولان نظام جمهوری اسلامی در حالـیکە داعیـەی حملە بە اسرائیل و دشمنی با آمریکا را دارند از تصیم گـوهر عشقی در اقـدام بە تحصن مقابل دفتر سازمان ملل متحـد هـراسان شدەاند و با ترس و وحشت بە این مادر دادخـواە مسن فشار می آوردند و با محاصرە منزل شخصی و جلـوگیری از خروج وی از رباط کـریم قدرت نمائی کردەاند!! 

پروپاگـندە و ادعای قدرت جمهوری اسلامی تنها در داخـل کشور و آنهم در برخورد با مادران دادخواهی همچون گوهـر عشقی  مصرف دارد. گوهـر عشقی بە نمادی تبدیل شدە است کە از زمان قتل پسرش ستار بهشتی با حکـومت و حاکمان زورگوی جمهوری اسلامی مقابلـە کردە است و بە هیـچ شکل حاضـر بە عقب نشینی در مقابل فشارهـا و تهدیدهای رژیم مستـبد جمهوری اسلامی نمی باشد و همـوارە همپای مادران دادخواە و خانوادە و بستگان جانباختگان همراە و یاورشان بودە است.


گوهر عشقی, فعال مدنی و مادر ستار بهشتی، کارگر وبلاگ نویس منتقد جمهوری اسلامی است که در زندان جمهوری اسلامی بر اثر شکنجه جان خود را از دست داد.


تصویر گوهر عشقی در بستر بیماری با دستان پانسمان شدە


۱۴۰۳ شهریور ۲۴, شنبه

فراخوان اعتصابات سراسری در دومین سالگرد مرگ حکومتی ژینا امینی جنبش زن زندگی آزادی از سوی احزاب کردستان و نهادها و شخصیتهای کردستان ایران

 



بیست و پنجم شهریور سال ۱٤۰۱ ژینا امینی دختر کُرد اهل سقـز کردستان کە همـراە خانوادە بە تهـران سفر کردە بود بعد از چند روز کە بە کـما رفتە بود جان می دهد.


چند روز قبل از مرگ ژینا, از سوی مأموران گشت ارشـاد دستگیر می شود و بعدأ در ساختمان وزرای گشت ارشاد بە کما رفـتە و همانگـونە بە آن اشارە شد در مورخـە بیست و پنجم شهریور ماە جان می سپارد.


دلیل مـرگ ژینا, مـرگ مغزی عنوان می شود کە بر اثر ضرب و شتم مأموران گشت ارشاد صورت گرفتە بود.


بە دنبال انتشار خبـر مرگ ژینا, مردم اکـثر شهرهای ایـران بە اعتراض بە مرگ حکومتی ژینا امینی اعتراض کردە و بە خیابانها سرازیر شدند. گستردگی اعتراضات ابـتدا در شهرهای کردستان شکل گرفت و به کل ایران کشیـدە شد خیـزش سراسری ۱٤۰۱ بە نام:


                         ‌ ‌               زن زنــــــــــــدگی آزادی

نگاە جهانیان را بە ایران دوخت و سرکوب و کشتار معترضان بە خبرهای اول خبرگزاریهای دنیا اختصاص یافت.

آمار دقیقی از میزان کشتە شدگان و صدمە دیدگان جنبش زن زندگی آزادی در دست نیست اما طبق آمار سازمانهای مستقل حقوق بشری بیش از هزاران تن کشتە, مصدوم و مجـروج و دستگیر شدەاند.

شـروع اعتراضات از کردستان کلیـد خورد و اکثر قربانیان و مصدومان نیـز از کردستان و  بودند.


کردستان و جامعـە کُردی در ایران در دورە حاکمیت جمهوری اسلامی همـوارە تحت ظلم و ستم و تبعیض سیستماتیک بودە است و ایـن باعث شدە است کە هرگاە اعتراض یا خیزشی بر علیـە نظامـ ولایت فقیـە صورت پذیـرد و بخشی از آن مردم  کُرد باشند رژیم و سرکوبگـران جمهوری اسلامی با خشونت و سبوعیـت با آن مقابـلە می کنند و در جـریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ نیـز آمارها, گویای این واقعـیت می باشد.


در دومیـن سالگـرد مرگ ژینا امینی" خیزش زن زندگی آزادی" از سـوی احـزاب کردستانی مخالف حکومت ایران و مجامع مدنی و حقوق بشری و شخصیتهای حقیقی و حقوقی کردستان بـرای یادبود جانباختگـان و همراهی با دادخـواهان جنبش زن زنـدگی آزادی از مردم کردستان و سایـر شهرها و مناطق ایران فراخوانی برای اعتصابات سراسری دادە شدە است کە در روز یـکشنبە بیست و پنجم شهریـور ماە ۱٤۰۳ مردم بە اعتـصابات بپیوندند تا هم یاد قربانیان جنبش سراسری زن زندگی آزادی زندە نگە داشـتە شود و هم فریاد دادخـواهی خانوادەهایی شوند کە عزیزانشان را در ایـن راە از دست دادەاند.


یاد قـربانیان جنبش زن زندگی آزادی گرامی و جـاودان باد...

۱۴۰۳ شهریور ۱۸, یکشنبه

موج دستگیری و بازداشت خانوادەهای دادخواە اعتراضات ۱٤۰۱ و فعالین حقوق بشری و سیاسی در آستانە سالگرد جنبش زن زندگی آزادی

 



طی هفـتەایی که گذشت و این چند روز از سوی مٲمـوران اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامـی, عدە زیادی از اعضاء و بستگان و خانوادەهای دادخـواە اعتراضات ۱٤۰۱, فعالین حقوق بشری و سیاسی, دستـگیر و بازداشت شدەاند. 


اغلـب دستـگیریها و بازداشتها در شهرهای مختلف کردستان ایران رخ دادە است کە منشأ و مبـدأ اعـترضات ۱٤۰۱ در آنجا شکل گرفتە بود, در شهرهای مهاباد, بوکان, پیرانشهر, اشنویە, سقز و دیـواندره و ... مأموران لباس شخصی و امنیـتی با حضور در منازل خانوادەهای دادخواە جنبش زن زندگی آزادی بستگان آنان را دسـتگیر کردە و با خود بردەاند تا جایی کە هیچ گونە اطلاعی از محل بازداشت و دلیل دستگیری بسیاری از بازداشت شدگان وجـود ندارد.


با نزدیـک شدن بە سالـگرد مرگ ژینا امینی کە بعد از مرگش شاهد جنبش و خیزش سراسری در کل ایـران بودیم رژیم جمهوری اسلامی از ترس خیزش مردم در سالـگرد اعتراضات ۱٤۰۱ با ایـجاد فضای رعب و وحشت و دستگیری خانوادەهای دادخواە و فعالـین حقوق بشری و سیاسی درصدد جلـوگیری از شکل گیری اعتراضات مردم آزادیـخواە و دادخواە می باشد و هرچە در توان دارد را بە کار گرفـتە است تا مانع حضور مـردم در سالگرد خیزش سراسری زن زندگـی آزادی در اعتراضات و دادخـواهی آنان شود. 


در جریان اعتراضات سراسری ۱٤۰۱ کە در اواخـر شهریور ۱٤۰۱ استارت خورد و حدود یکسال ادامـە یافت رژیم جمهوری اسلامی و سرکوبـگران حکومتی با خشونتی بی سابقە تعداد زیادی از معتـرضان را کە اغلـبشان جوانان دختر و پسـر بودند کشتند و شمار زیادی نیـز مصدوم و مجـروح شدند و عدە قابل توجهی نیز زندانی شدەاند و همچنین عدەایی از دستـگیر شدگان نیز با احکام سنگین اعـدام روبرو شدەاند و تا بحال چند تن از آنان اعـدام شدەاند.

اعتـراضات ۱٤۰۱ نظام جمهوری اسلامی ایران را بە چالشـی کشاند کە در طول زمامداری حاکمان دینی و مستبد رژیم جمهوری اسلامی بی سابقە بود و دنیـا شاهد اعتراضاتی بود کە در آن حاکمان و سرکوبگران نظام ولایت فقیە با خشونت بی سابقە و سبوعیت زیاد با مردم معترض و آزادیـخواە برخورد می کردند. مجامع حقوق بشری و کشـورهای غربی و اروپایی از اعتراضات بەحق مردم در ایـران حمایت کردند و تا جایی پیش رفت کە جمهوری اسلامی در خطر سـقوط و سرنگونی قرار گرفتە بود اما نبـود بسترهای لازم و نبود امکانات کافی و همچنین نبـود اپوزیسونی واحـد و متحد جنبش را متوقف کرد اما نە بە صورت کامـل و خشـم مردم از جمهوری اسلامی و سیاستهای ضد مردمیش فروکش نکـرده است و مردم و دادخـواهان در جای جای ایـران مترصد جرقەایی هستند تا دوبارە شعـلەور شدە و برای برقراری دموکراسی و آزادی فـریاد سر دهند, صدای قربانیان و جانباختـگانی باشند کە برای رسیدن بە آزادی و دادخـواهی جانشان را فـدا کـردەاند.

۱۴۰۳ شهریور ۱۱, یکشنبه

جنایتی کە بعد از چهل و پنج سال هنوز فراموش نشدە است"قتل عام مردم بیگناە روستای قارنای نقدە"

 


مورخـه یازدە شهریور ماە سال ۱۳٥٨ برابر با ۲ سپتامبر ۱۹۷۹ میلادی در ادامـە جنایات پاسداران سپاهی و سرکوبگران جمهوری اسلامی بعد از فرمان و فتـوای جهاد خمینی بە شهرهای کُردستان در ۲٨ مرداد ماە ۱۳٥٨ بە بهانە سرکوب ضد انقلاب, نظامیان و پاسداران تحت فرمان خمینی بە روستای قارنا از توابع شهرستان نقـدە یورش بردە و در جنایتی فجیع, ٦٨ نفـر را قتل و عام کردند. پاسداران جنایت کار در این اقـدام وحشیانە بە هیچ کس از کودک و زن و میانسال و کهنسال رحـم نکردە و هر کس کە سر راهشـان قرار می گرفت با گلولە بە استقبالش می رفتند و می کشتندشان. 


بە دنبال این جنایت تعداد زیادی از مردم بی پناە و مظلوم قارنا مجـبور بە ترک خانە و روستا شدند و صدمات زیادی بە مزارع و باغات و منازل مسـکونی روستای قارنا وارد شـد. 


مسئولیت این ژنوساید بی رحمانە برعهـدە حاکمان و در صدر آنان خمینی می باشد کە فرمان جهاد بر علیـە مردم کُردستان را صادر کرد و بە دنبال آن پاسداران و مزدوران جمهوری اسلامی با لشـکر کشی بە شهرها و روستاهای کُردستان ایران, جنایاتی را مرتکب شدند کە تاریـخ و اذهان مردم کُردستان هیچگاە از یاد نخـواهد برد.


گرامی باد یاد جان باختگان روستای قارنای نقدە کە قربانی سیاست متحـجرانە و ضد بشری نظام جمهوری اسلامی و حاکمان تاریک پرستشان شدند.
























۱۴۰۳ شهریور ۷, چهارشنبه

قطعی های مکرر برق" نارضایتی مردم", گستردگی اعتراضات اقشار مختلف صنفی در آستانە سالگرد خیزش سراسری ۱٤۰۱

 اعتراضات پرستاران, کارگران کارخانەها, بازنشستگان تأمین اجتماعی و ادارات مختلف در جای جای شهرهای ایران وارد فاز جدیدی شدە است و روزانە شاهد تجمعات اقشار مختلف صنفی هستیم کە برای بهبود وضعیت معیشتی و رفاە اجتماعـی بە شرایط موجود زندگیشان, اعتـراض می کنند و مسئولان بە جای رسیدگی بە مطالباتشان از مأموران نیروی انتظامی درخواست می کنند کە با اعتراضات و تجمعات معترضین برخورد کنند! صدا و فریاد معترضان بە دلیل شرایط بد زندگیشان در رسانەهای مختلف آزاد انعکاس گستردەای داشتە است اما رسانەهای حکومتی و دولتی یا از آن می گذرند یا زیاد بە آن اهمیت نمی دهند اما تجمعات معترضین برای مطالبتشان روز بە روز گسترش می یابد و هنـوز مسئولان حکومتی با جدیت بە آن توجە نمی کنند اما مسلمأ نگـران این گستردگی هستند. 

در این وضعیت ملتهب جامعە کە اذهان و نگاهها را بە خود جلـب کردە است, مردم با مشکل بزرگ دیگری روبرو شدەاند و آنهـم قطعی مداوم برق در اکثر‌ شهرهای کشور است. قطعی مدوام برق خسارات زیادی برای بعضی از شغلها و تولیدی ها و کارخانجات و حتی نانوایی و سوپرمارکتها وارد کردە است و در فصل تابستان کە گرمای هـوا واقعأ آزار دهندە است خاموشی مدوام برق مردم را بە ستوە آوردە است.

این سقف از نارضایتی کە جامعە را واقعأ عاصی کردە است در حالی است کە شایعاتی مبنی بر گرانی بنزین و حاملهای سوخت نیز وجود دارد کە اگر این نیـز عملی شود باید شاهد عصیان و اعتراضاتی در حجم گستردە جامعـە ایران باشیم آنهـم در آستانە سالـگرد خیزش سراسری ۱٤۰۱ کە بە جنبش زن زندگی آزادی نام گرفت, جنبشی‌ کە نظام جمهوری اسلامی و حاکمان رژیم ایران را بە چالشی بی سابقە کشاند کە تا بحال نیـز بە کلی فروکش نکـردە است و آزادیـخواهان مترصد فرصتی هستند تا برای بار دیـگر و بە خونخواهی و دادخواهی جوانان باری دیـگر در خیابانها فریاد آزادی و عدالتخـواهی سر دهند.

در چنین شـرایطی, رژیم جمهوری اسلامی با چالشها و مشکلات برون مرزی نیز روبرو است و با پروپاگندە گویی تهدید حملە نظامی و موشکی بە اسرائیل را نیز می کند, این حجم از چالش و درگیری داخلی و خارجی کە دامـان نظام جمهـوری را گرفتە است, مطمئنأ فرجام بدی را در ادامـە حکومتمداری نظام جمهوری اسلامی باخود برای رژیم ایران بە هـمراە دارد ...



۱۴۰۳ شهریور ۲, جمعه

در ادامە اعتراضات کارگران و بازنشستگان, اعتراضات گستردە پرستاران در ایران گسترش یافتە است

 


طی یکی دو هفتە گذشتە جامعـە پرستاری در جای جای ایران با اعتراضات گستردە خواستار مطالبات خود را از دولت و حکومت شدەاند. یکی از عمدەترین مطالبات پرستاران افزایش حقوق مالـی می باشد کە مسئولیـن دولتی و حکومتی تا کنون بە آن گوش ندادەاند و بە جای اینـکە مسئولان مربوطە پاسخـگوی مطالبات برحق پرستاران معترض شوند مأمـوران انتظامی با حضور در جمع پرستاران خواهان پایان اعتراضات آنان شدەاند و می شوند و حتـی در رسانەهای حکومتی نیز چنان که باید اخبار این اعتراضات, بازتاب دادە نشدە است.


طبق اخباری کە رسانەهای آزاد منتشر کردەاند, تاکنون عدەایی از پرستاران معترض دستـگیر نیز شدەاند. 


جامعە پرستاران کە از اقشار‌ زحمتکش و فعال جامعـە می باشند همـوارە با بی مهری مسئولان دولتـی روبرو گشتەاند. حرفـە پرستاری یکی از مشاغل حساس است کە پرستاران و بهیاران, شب و روز با مراقبت از بیماران در بیمارستانها و مراکـز درمانی بخش عمدە زندگی خود را بە این خدمت مهم و ارزندە اختصاص دادەاند و از زمـرە شغلهایی بە حساب می آید کە در بین جامعە دارای احترام ویژەایی می باشد.


بە غیـر از پرستاران این روزها در جای جای ایران شاهد اعتراضات کارگران در بخشهای مختلف, بازنشستگان و اقشار مختلف جامعە هستیم کە از شرایط بد زندگـی و وضعیت بحرانی اقتصادی موجود در ایران می نالند و مسئولان و حاکمیون ککشان هم نمی گزد!!  تا بودە همیـن بودە اگر اعتراضات گستردەتر شود و جمعیـت معترض چشمگیر شود برای کنترل معترضین, حاکمیت از مأموران سرکوبگر مدد می جوید و با نامـیدن معترضان بە اغتشاشگر, سرکوب خود را توجیـە می کند.


در حالیـکە جامعە ایرانی خواستار حقوق از دست رفتەاشان هستند و هر بار بخشی از شغلها نسبت بە شرایط شغلی‌ و زندگی شان معترض می شوند, سردمداران و مسئولان دولتی, حکومـتی با دخالت در امـور کشورها و صرف هزینەهای گزاف مالی برای نیروهای نیابتیش در لبنان, سوریە, یمن و عراق و ... مطالبات مردم در داخل ایـران را پشت گوش انداختـە و بە آن اهمیت نمی دهد و بە جای ایـنکە گامهای مثبتی بردارد برای بهبود وضعیت و شرایط مردم بە آنها انـگ اغتشاشگر و جاسوس کشورهای متخاصم  البتە بە گفتە "حاکمان جمهوری اسلامی" نیز می زند و با سرکوب آنها نە تنها مطالبات و درخواست آنها را در نظر نمی گیرد بلکە با دستگیری و سرکوب معترضان و مطالبەگران با آنان برخـورد می کند.

۱۴۰۳ مرداد ۲۸, یکشنبه

سالروز اعلام فتوای جهاد علیە مردم کُردستان از سوی خمینی

 



۲٨ مرداد ماە هر سال یادآور حـکم ضد بشری خمینی بر علیـە مردم کُردستان ایران می باشد.


۲٨ مرداد ماە سال ۱۳٥٨ طی حکم و فتوایی کە از سوی خمینی اعلام شد بە قوای نظامی و سپاە و ارتش جمهوری اسلامی فرمان حملە نظامی بە کُردستان دادە شد و بە دنبال آن قوای نظامی و سپاهی تحت امر خمینی بە شهرهای کُردستان یورش بردند و با حملات وسیع نظامی با انواع سلاح های سنگین و سبک بە کُردستان حملەور شدە و مردمان زیادی را کشتە و منازل و مزارعشان را بە آتش کشیدە و تعداد زیادی را آوارە کردە و با کشتار و قتل و عام مردم بیگناە در همان اوایل حکومتداریشان رخسار واقعی خود را بە همگان نشان دادند.


بهانە یورش و اعلام جهاد خمینی حضور احزاب کُرد ایرانی در کُردستان بود و خمینی با کافر شمردن احزاب و اپوزیسون کُردستان کە از بطن جامعە برآمدە بودند فتوای جهاد بر علیـە آنان را صادر کرد, آنزمان بنی صدر در مقام رئیس جمهور و فرماندە کل قوای نظامی مأمور حکم رهبرش را عهدەدار شد و بە قوای نظامی امر کرد تا کُردستان را بە طور کلـی پاکسازی نکنند پوتینها را از پا در نیـآورند!


با سقوط نظام پادشاهی در ایـران و فراهم شدن موقعیت اپوزیسون مخالف رژیم پادشاهی احزاب کُردستانی هم فعالـیتهای حزبی و سیاسی خود را آشکار نمودند و با حضور در شهرهای کُردستان خواستار حضور در حاکمیت تازە بە قدرت رسیدە شدند و این ادعا, بە دلیل محبـوبیت و سابقە تاریخی مبارزاتشان, ادعایی برحق بود کە جامعە کُردستان نیـز از آن پشتیبانی و حمایت کردند. اما سیاست رژیم تازە بە قدرت رسیدە جمهوری اسلامی سیاستی خودکامە بود کە بە غیـر از خودشان و سیاست واپس گرایانەشان هیـچ حزب و یا سازمان و فکر  و ایـدەایی را کە با آنان همسـو نمی بود را قبول نداشتند و بە بهانەهای واهـی و دروغ افکنی, گروههای مخالف خود را در زمـرە مرتدین معرفـی کردە و جهاد بر علیـە آنان و سرکوب آنها را توجیە شرعی بە حساب می آوردند و کشتار و قتل و عام و اعـدامشان را شرعیت بخشـیدە و با خشونت و سبوعیت هر کە را با آنان مخالفت می کرد از سر راە برمی داشتند.


در ایـن میان با کینەایی کە از مردم کُردستان بە دل داشتند با خشـونت و وحشی گری بە کُردستان یورش بردە و در حالـیکە احزاب کُردستانی با مذاکرات مستمر درصدد راە حلی صلح آمیز بودند تا از جنگ و خشونت جلوگیری کنند و طی چند بار هئیتهایی از مـرکز برای مذاکرە با رهـبران احزاب کُردی بە سنندج و مهاباد آمدند اما چون حاکمیت و در صدر آن خمینی هیچ باوری بە راە حل آشتی جویانە نداشتند بە کُردستان یورش نظامی بردند و با قتل عام وسیع و وارد کردن ویرانی های زیاد از مردم کُردستان زهر چشم گرفتند. واقعیت امر وجود احزاب کُردی در کُردستان نبود بلکە دهن کجی تاریخی کُردها بود کە در رفراندوم آری یا نە این انتخابات را تحـریم کردند و از بدو حاکمیت جمهوری اسلامی بە کلیت رژیم نە گفـتند و رژیم تازە بە قدرت رسیدە جمهوری اسلامی چون مخالفت با خودش را روا نمی دید هرکس را کە با او همسـو نبود همچون دشمن حساب می کرد و بە شـیوەهای غیـر انسانی و بە زور اسلحە از سر راهـش بر می داشت.


اگر چە چهل و پنج سال از جنایات و کشتار مردم بی دفاع و بیگناە کُردستان توسط جمهوری اسلامی و با فتوای خمینی می گذرد کە در آن هزاران کشتە و ویرانی های زیادی با خود بە همـراە داشت تا مردم کُردستان را با رژیم جمهوری اسلامی همراە سازند اما هنوز هم مردم در کُردستان ایران حاکمیت مستبد جمهوری اسلامی را همـچون حکومتی اشغالـگر و مستبد  می داند و از بدو تأسیس جمهوری اسلامی هر فرصتی پیش بیآید همـوارە با مقابلە با این رژیم مستبد پیشـگام دیـگر نقاط ایران بودە است.



۱۴۰۳ مرداد ۱۶, سه‌شنبه

زهر چشم جمهوری اسلامی از شکستهای برون مرزی با اعـدام معترضان و مخالفانش در داخل, رضا رسایی اعدام شد!

 


سـحرگاە امروز سەشنبە ۱٦ مرداد ماە ۱٤۰۳ رضا رسایی از معترضان و بازداشت شدگان خیزش سراسری ۱٤۰۱ در زندان مرکزی کرمانشاە اعدام شد.

اعدام رضا رسایی بدون اطلاع بە خانوادە او و در بی خبری اجـرا شدە است, خانوادە رضا رسایی گفتەاند کە اجازە دفن فرزندشان را در شهر زادگاهش صحنە کرمانشاە بە آنها ندادەاند.

رضا رسایی در نیمە اول مهـر ماە پارسال توسط شعبە دوم دادگاە کیفـری یک استان کرمانشاە بە اتهام قتل نادر بیـرامی رئیس اطلاعات سپاە پاسداران شهر صحنە بە اعدام محکوم شد.

صدور این حکـم با فشار رییس قوە قضاییە جمهوری اسلامی ایران و بدون وجود شواهد و مستندات اثبات جـرم صورت گرفت.

سازمان عفو بین الملل ۱٤ دیماە پارسال دربارە اجـرای حکم اعدام رضا رسایی ابزار نگرانی کردە بود و خواستار توقف اجرای آن شد. این سازمان حـکم اعدام یاد شدە را مرتبط با اعتراض های سراسری زن زندگی آزادی عنـوان کردە بود.


"چند روز قبل در اقدامی غافلگیرانە اسماعیل هنیە رئیس سازمان حماس کە برای تحلیف رئیس جمهوری پزشکیان بە ایران آمدە بود هدف حملە موشکی قرار گرفت و کشتە شد کە این اقدام, شکستی حقارت بار را برای جمهوری اسلامی رقـم زد و در حالیـکە مقامات جمهوری اسلامی تهدید بە پاسخگویی شدید بە عامل این حملە, اسرائیل کردەاند اما چون زور نظام جمهوری اسلامی بە اسرائیل نمی رسد با اعدام مخالفان و زندانیان سیاسی درصدد ایـجاد فضای وحشت در جامعە می باشد تا هم فضای داخل کشور را بە زعم خود بە آرامش برساند هم ایـنکە نگاهها را بە سمتی دیـگر بکشاند تا از این حجم آبرو ریزی و شرمساری کە دامنش را گرفتە بکاهد, سنتی کە همـوارە بە آن عمل کردە است. حاکمیت شکست خوردە جمهوری اسلامی بە آخر خط رسیدە است و اگر با اعدام مخالفان و معترضان فضای ملتهب جامعە را اندکی بە نفع خود عوض کند, نمی تواند برای همیشە اینگونە جامعە و آزدیـخواهان را سرکوب کند و فضای ترس و وحشت را در جامعـە اشاعە بدهد."

۱۴۰۳ مرداد ۱۱, پنجشنبه

شرم تاریخی برای جمهوری اسلامی, حذف اسماعیل هنیە در قلب تهران, تهدید جمهوری اسلامی: انتقام شدید از اسرائیل می گیریم!


 

کشته شدن اسماعیل هنیه, رئیس دفتر سیاسی حماس در تهران، اگر مهم‌ترین رویداد سال‌های اخیر در ایران و منطقه نباشد, قطعاً عجیب ترین اتفاق این چند سالە است.اسماعیل هنیه که در مراسم تحلیف مسعود پزشکیان شرکت کرده بود با استقبال خامنەایی و مسئولان جمهوری اسلامی پا بە ایران گذاشت و نە مقامات جمهوری اسلامی و نە شخص او فکر می کرد کە بە ایـن شیوە مورد هدف موشکی اسرائیل در داخل ایران قرار بگیرد.

 رسانەهای جمهوری اسلامی تیتر زدند:

جبهه مقاومت در آغوش حفاظت شده ایران!!

 اکثر روزنامه های جمهوری اسلامی شعارهایی مانند مرگ بر اسرائیل و درود بر مقاومت در صفحه اول خود داشتند,اما آنها نمی دانستند که ساعاتی بعد آغوش امنیتی ایران به شرمی تاریخی برای آنها تبدیل خواهد شد و رهبر حماس همان شب در تهران کشته خواهد شد.جایی که مقامات مدعی جمهوری اسلامی آنـرا امن ترین مکان برای رهبران محور مقاومت می نامندش! علی یونسی، وزیر سابق اطلاعات، سال ها پیش پس از ترور محسنی فخری زاده فیزیکدان هستەای رژیم ایران, گفت: نفوذ موساد در نهادهای مختلف ایران به حدی است که همه مسئولان جمهوری اسلامی باید نگران جان خود باشند.

همانطور که گفتە شد, این حادثه برای جمهوری اسلامی مایه شرمساری تاریخی بود، شرم آور از آن جهت که این حادثه در روز مهمی همچون تحلیف رئیس جمهور و با حضور ده ها مهمان خارجی در قلب تهران بە وقوع پیوست.

کشتە شدن اسماعیل هنیە آنهم در پایتخت ایران قدرت بلامنازع اطلاعاتی اسرائیل را برای بار دیـگر ثابت کرد و از سوی دیـگر قدرت پوشالی و ضعف اطلاعاتی جمهوری اسلامی را بە همگان نشان داد. مقامات و مسئولان رژیم ایران دوبارە تهدید بە مقابلە شدید با اسرائیل می کنند اما تهدیدات حکومت ایران هیـچگاە نتوانستە ضربەایی بە اسرائیل بزند و موشکها و پهبادهای جمهوری اسلامی تنها در آسمان بە هوا خوری می پردازند و نرسیدە بە خاک اسرائیل در آسمان منهـدم می شوند. هرگاە جمهوری اسلامی با شکست و سرخوردگی در ناتوانی با مقابلە با اسرائیل مواجە می شود سردرگم بی گدار بە آب می زند و با نسبت دادن بە مخالفان داخلی همچون جاسوسی برای موساد اعلام می کند کە با پیگری و تلاش سربازان گمنام امام زمان شاخە یا شاخەهایی از جاسوسان اسرائیل را شناسایی و دستگیر کردەاند, سیاستی نخ نما شدە این سالهای جمهوری اسلامی کە دیـگر کسی بە آن اعتماد ندارد. ناتوانی جمهوری اسلامی در محافظت از شخص اول حماس در قلب‌‌ پایتخت بار دیگر مقامات, مسئولان و در رأس همە شخص خامنەایی را در مقابلە با دشمنان خارجی تحقیر کرد. 


در مراسم تشییع اسماعیل هنیە کە در تهران برگزار شد مقامات حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی حضور‌ بهم رساندە و خامنەای نماز بر جسد هنیە خواند اما نکتە مهم کە توجە رسانەها را جلب نمود هراسان بودن خامنەایی بود, ترس از حرکات خامنەایی بە وضوح پیدا بود, ترسـی کە بە کابوس خوابهای خامنەایی و مقامات حکومت جمهوری اسلامی تبدیل شدە است باید نظارەگر باشیـم کە آیا نظام جمهوری اسلامی این بار کە وعـدە دادە است بە شدیدترین شیوە با اسرائیل مقابلە می کند و طبق حکم خامنەای باید مستقیمأ اسرائیل را هدف قرار بدهند تا چە حد و میـزان این توانایی را دارد, اگر فرض را بر این بگیریم کە جمهوری اسلامی چە مستقیم چە غیر مستقیم بە اسرائیل حملە کند نمی تواند باعث زدودن این شرم تاریـخی جمهوری اسلامی از یادها و اذهان شود.