۱۴۰۱ تیر ۵, یکشنبه
۱۴۰۱ خرداد ۳۱, سهشنبه
زایمان سعدا خدیر زادە،زندانی سیاسی در زندان ارومیە!
سعدا خدیرزاده زندانی سیاسی اهل پیرانشهر که بیش از ۸ ماه در زندان مرکزی ارومیه محبوس بود، روز دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ نوزادش را در حالی به دنیا آورده که خانوادهاش همراه وی نبوده و هیچ اطلاعی از وضعیت سلامت او نداشتهاند و تا سه ساعت قبل از زایمان در زندان بوده است.
این زایمان با دو هفته تاخیر انجام شده و ساعت ۵ صبح دوشنبه در حالی که وضعیت خود و جنینش بسیار وخیم و با ورم پاو و دست روبرو بوده است، به یکی از مراکز درمانی ارومیه منتقل شده و بدور از خانواده خود فارغ شده است.
هرچند یکی از پزشکان معالج سعدا اوایل خرداد گفته بود که وی باید فوراً به بیمارستان منتقل شود اما طی ماه گذشته مسئولان زندان اجازه ندادهاند که وی به بیمارستان برود و از هرگونه خدمات درمانی محروم بوده است.سعدا خدیرزاده از روز سهشنبه ۶ اردیبهشتماه تا روز شنبه ۱۷ اردیبهشت به نشانه اعتراض به ۷ ماه بلاتکلیفی خود در بند زنان زندان مرکزی ارومیه دست به اعتصاب غذا زده بود و پس از ۱۱ روز و قول مساعد مسئولین زندان مبنی بر انتقال وی به مراکز درمانی و یا آزادی موقت ایشان با قید وثیقه، به اعتصاب خود پایان داد.
چندی پیش ههنگاو یک فایل صوتی از این زندانی سیاسی را منتشر نمود که در آن سعدا خدیرزاده میگوید: "من را به عنوان یک گروگان در زندان نگهداشتهاند برای اعتراف اجباری مرا تهدید کرده اند".سعدا خدیرزاده ۳۲ ساله و اهل پیرانشهر روز پنجشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۰ (۱۴ اکتبر ۲۰۲۱) توسط نیروهای اداره اطلاعات پیرانشهر بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد امنیتی در ارومیه منتقل شد.
وی پس از ۲۵ روز و اتمام بازجوییها به بن زنان زندان مرکزی ارومیه منتقل و از آن زمان تاکنون بلاتکلیف در بند زنان زندان مرکزی ارومیه و بدون دسترسی به برخورداری از خدمات پزشکی زنان در حین دوران بارداری، نگهداری میشود.
منبع :سایت خبری سازمان حقوق بشری هەنگاو
۱۴۰۱ خرداد ۳۰, دوشنبه
فیروز موسی لو زندانی سیاسی محبوس در زندان ارومیە اعدام شد
حکم اعدام فیروز موسیلو زندانی سیاسی کُرد و ٣١ ساله اهل بخش قطور (کوتول) شهرستان خوی روز دوشنبه ۳۰ خرداد ۱۴۰۱ مخفیانه و بدون اطلاع خانواده و وکیل وی در زندان مرکزی ارومیه اجرا شد.
فیروز موسی لو روز شنبه ۲۸ خرداد به بهانه دیدار با هیئتی از قوه قضایه جهت بررسی پروندهاش از بند سیاسی خارج و به سلول انفرادی منتقل شده بود. وی شامگاه گذشته با دست و پای بسته از سلول انفرادی به مکان نامعلومی منتقل شده بود.
روابط عمومی دادگستری استان آذربایجانغربی بدون اشاره به هویت فیروز موسی لو خبر اعدام این زندانی سیاسی را تایید کرده است.در پرونده فیروز موسیلو حداقلی از معیارهای دادرسی منصفانه حتی براساس موازین داخلی رعایت نشده و نهادهای امنیتی از ارسال پرونده وی به دیوان عالی جلوگیری به عمل آوردهاند.
فیروز موسیلو که پیشتر عضو حزب کارگران کُردستان (پ ک ک) بوده، روز پنجشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۸ پس از دریافت اماننامه توسط سپاه پاسداران در مرز سردشت خود را به نیروهای امنیتی تسلیم کرده بود.این شهروند کُرد روز پنجشنبه ۱۲ دی همان سال پس از پنج ماه و ۱۰ روز و اتمام مراحل بازجویی از بازداشتگاه اطلاعات سپاه ارومیه به بند سیاسی زندان مرکزی ارومیه منتقل گردید و از آن زمان در این زندان محبوس است.
"فیروز موسیلو اسفند ماه سال گذشته پس از ۳۲ ماه بلاتکلیفی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب ارومیه به اتهام محاربه از طریق “عضویت در حزب کارگران کُردستان (پ ک ک) به اعدام محکوم گردید."
۱۴۰۱ خرداد ۱۸, چهارشنبه
ناپدید شدن روزنامە نگار ایرانی در ترکیە
رسانه های ترکیه خبر دادند که یک پناهندۀ روزنامه نگار ایرانی، به نام محمدباقر مرادی، از سی ام ماه مه ناپدید شده است.خانواده محمدباقر مرادی، «پناهجوی ایرانی در ترکیه»، میگویند که فرزند آنها از روز ۳۰ مه ناپدید شده و جمهوری اسلامی ایران او را ربوده است. محمدرضا مرادی از ٩ سال پیش به عنوان پناهنده در آنکارا زندگی کرده است.روزنامه «دیلیصباح» روز یکشنبه ۱۵ خرداد گزارشی آقای مرادی را «روزنامهنگار مخالف» جمهوری اسلامی معرفی کرده که ۹ سال پیش به ترکیه پناهنده شده است و پدرش معتقد است او توسط عوامل جمهوری اسلامی ربوده شده است.پلیس ترکیه خودروی وی را که در محلی رها شده بود یافته است. محمدباقر مرادی در سی ام ماه مه برای خریدن نان از خانه خارج شده، اما هرگز بازنگشته است. به نوشتۀ روزنامۀ "حریت" خانواده وی شکایتی را به دادستانی ترکیه تسلیم کرده و گفته است که محمدباقر مرادی توسط سرویس های اطلاعاتی ایران ربوده شده است. پلیس ترکیه تحقیق برای یافتن وی را آغاز کرده است.
"سابقە ربایش خبرنگاران و منتقدان سیاستهای حکومت ایران از سوی حکومت و سرویسهای امنیتی ایران در ترکـیە این گمان را بیشتر می کند کە در ناپدید شدن محمد باقر مـرادی نیز دست داشتە باشند."
۱۴۰۱ خرداد ۱۲, پنجشنبه
۳۹ سال از اعدام ٥۹ جوان مهابادی گذشت...
۳۹ سال قبل در تاریخ ۱۲ خرداد سال ۱۳۶۲ و در شرایطی که قبل از آن نیز از سوی رژیم جمهوری اسلامی ایران جنایتهایی دهشتناک برای ایجاد رعب و وحشت و سرکوب مخالفان به وقوع پیوسته بود و در ادامه این روند غیر انسانی و با توجه به اینکه احزاب کردستانی به دنبال احقاق اهداف و آمال خود در مناطق کردستان,حضوری فعال داشتند و گاه گاه با نیروهای ارتش و سپاه وارد درگیری مسلحانه می شدند برای ایجاد فضای رعب و وحشت در مهاباد که از روی سیاسی حساسیت ویژەایی داشت مرتکب جنایتی سهمناک شدند و در یک آن، ۵۹ جوان و نوجوان را اعـدام کردند. ۱۲ خرداد ۱۳۶۲ فرماندار شهر مهاباد با انتشار اطلاعیەای، از اعدام ٥۹ جوان مهابادی خبر داد.گفتە می شود کە سن اکثر اعدامی ها کمتر از ۱٨ سال بودە است و دانش آموز دبیرستان بودەاند!!!
وقوع این تراژدی در آنزمان خانواده های زیادی را سوگوار کرد و فضای شهر مهاباد را به کلی ماتم بار کرد.بعد از اطلاع رسانی و آگهی مردم شهر از این خبر تکان دهنده شهر فضای حکومت نظامی به خود گرفت و خانواده های قربانیان برای صحت این خبر ناگوار بسوی ارومیه راهی شدند.
ادامه اعدامهای گروهی بعد از صدور فرمان جهاد علیه کردها از سوی "خمینی" صورت گرفت، کشتار نظام یافته و سیستماتیک کردها با هر بهانه ایی از بدو حاکمیت جمهوری اسلامی بوده است چه به صورت جمعی و چه به شیوه انفـرادی.
"محمد رضا جلایی پور" فرماندار وقت مهاباد و "علیرضا شیخ عطار" استاندار وقت آذربایجان غربـی از عواملین اصلی انجام این تراژدی در آنزمان بودند.
همچنین افرادی همچون "محمد ابراهیم سنجقی" فرمانده وقت قرارگاه حمزه سیدالشهدا ."سید حسین موسوی تبریزی" دادستان وقت ایران و "علی اکبر ناطق نوری" وزیر وقت کشور و "غلامرضا حسنی" امام جمعه وقت ارومیه در شکل گیری و انجام این جنایت ،دست بالا داشتند.
"۳٨ نفر از این ۵۹ نفر دانش آموز مدرسه بودند و هیچ کدام از این افراد تا قبل از اعدامشان حتی مدرک دیپلم هم نگرفته بودند!!"
بعد از ۳۹ سال از گذشت این تراژدی هنوز خانواده های قربانیان پاسخ روشنی مبنی بر چرایی و چگونگی اعدام بستگانشان دریافت نکردەاند و آنچە کە از آنزمان تا کنون رژیم ایران راجع بە این اعدام دستە جمعی پافشاری کردە است این است کە این افراد را اعضا و یا هواداران احزاب کردستانی مخالف جمهوری اسلامی قلمداد کردە است!! کە بە دور از واقعیت است و اگر این ادعای مقامات حکومت ایران درست نیز باشد سن اکثر اعدام شدگان زیر ۱٨ سال بود کە طبق قوانین قضایی خود رژیم ایران این خلاف قانون قضایی رژیم ایران نیز هست .
همانگونە در ابتدا بە آن اشارە شد تنها دلیل اعدام دستە جمعی این افراد ایجاد فضای رعب و وحشت برای جلوگیری از مخالفت با رژیم و سیاستهای رژیم ایران بودە کە این سیاست نخ نما شدە تا کنون جزء سیاستهای سرکوب مخالفان در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی می باشد...
۱۴۰۱ خرداد ۴, چهارشنبه
راهپیمایی گستردە چهارشنبە شب مردم آبادان با شعار"ما اشتباە کردیم کە انقلاب کردیم"
گزارشها از آبادان حاکی است که مردم این شهر شامگاه چهارشنبه چهارم خرداد دست به راهپیمایی گستردهای زدند و نسبت به عدم رسیدگی به افراد زیر آوار مانده در برج فروریخته متروپل اعتراض کردند.
بخشهای زیادی از برج بزرگ متروپل روز دوم خرداد فرو ریخت که بر اساس آخرین آمارهای رسمی تاکنون ۱۶ نفر در این حادثه کشته و دهها نفر نیز مصدوم شدهاند.
گزارشها حاکی است که احتمال میرود دهها نفر نیز هنوز زیر آوار باشند.در ویدئوهای منتشر شده از راهپیمایی چهارشنبه شب آبادان، مردم این شهر علیه مسئولان محلی و سیاستهای جمهوری اسلامی شعار میدهند.
۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۷, سهشنبه
کاظم دارابی، محکوم ترور میکونوس، خواستار آزادی حمید نوری شد؛ 'سر هاشمی رفسنجانی را کلاه گذاشتند!!
کاظم دارابی محکوم به مشارکت در ترور صادق شرفکندی و همراهانش در رستوران میکونوس که ۱۵ سال در آلمان زندانی بود از تلاش ناموفق دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی برای مبادله و آزادیاش پرده برداشته است و از دولت ابراهیم رئیسی خواست تا "قاطعانه کار حمید نوری" را پیگیری کند.
"کاظم دارابی، محکوم ترور میکونوس، خواستار آزادی حمید نوری شد؛ 'سر هاشمی رفسنجانی را کلاه گذاشتند!!"
حکم او در آوریل ۱۹۹۷ و آخرین ماههای ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی صادر شد. اما سرانجام وی با استفاده از قانونی که در آلمان به مجرمان اجازه میدهد با وجود شرایطی، در محکومیتشان تخفیف بگیرند، بعد از ۱۵ سال زندان، در دسامبر ۲۰۰۷ (آذر ۱۳۸۶) و زمان ریاست جمهوری محمود احمدینژاد آزاد و از آلمان اخراج شد.
او اکنون در مصاحبهای با خبرگزاری فارس، نزدیک به سپاه پاسداران، از پشت پرده تلاش جمهوری اسلامی برای مبادله و آزادیاش گفت و اضافه کرد که "اگر آنموقع ایران قاطعانه پیگیر کار من میشد و بهموقع و قوی اقدام میکرد، دیگر ماجرای آقای نوری تکرار نمیشد".
۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۳, جمعه
اعتراضات مردم ایران در پی گرانی و تورم بی سابقە
در پی فشارهای اقتصادی و تورم بی سابقەایی که جامعه ایران را فرا گرفته است نارضایتی و اعتراض به دلیل شرایط وخیم معیشتی بسیاری از شهرهای ایران را فرا گرفته است و مردم به ستوه آمده از این وضعیت اعتراضات خود را با اجتماعات در میادین شهرها برپا کردەاند. همچنین عدەایی از مردم با هجوم بە فروشگاهای مواد غذایی بە ناچار و از روی احتیاج مواد غذایی از قبیل روغن خوراکی و ... را برداشتند و تصویری غم انگیـز از این وضعیت را رقم زدند...
اگرچه وضعیت اقتصادی بسیاری از کشورهای جهان و بیشتر اروپایی بعد از حملە نظامی روسیه به اوکراین تا حدی بهم ریخت و عرضە مواد غذایی از قبیل روغن و آرد رو بە کاهش پیدا کرد اما با تدابیری کە از سوی دولتمردان آن کشورها به انجام رسید تا حدی این رویە تورم مهار شدە است ولی در کشور ایران کە دولتمردان نالایق تحت حاکمیت رژیم ولایت فقیه سرمایه هنگفت ملت را صرف تبلیغ و ترویج ایدولوژی مذهبی شیعی و صدور انقلاب به سایر کشورهای منطقه از جمله سوریه،لبنان و یمن و حتی مرز خاورمیانه را نیز تنیده است و آفریقا و آمریکای جنوبی نیز از دخالتهای رژیم ایران البته با سرمایه گذاری زیاد در امان نمانده است اکنون شاهد این هستیم که با توجه به تحریم های اقتصادی اروپا و آمریکا سقف تورم در ایران به اوج خود رسیده است و نیازهای معیشتی مردم ایران اکنون از قشر فقیر و ندار نیز فراتر رفته است و عمده جمعیت ایران را که قشر متوسط نیز هستند "البته با توجه به آمارهای حکومتی که آن نیز قابل اعتماد نیستند" اکنون وضعیت نامناسبی از لحاظ معیشتی و گذران زندگی دارند و این وضعیت شرایطی را پدید آورده است که اکنون مردم به ستوه آمدە به کف خیابان آمدەاند و در اعتراض بە تورم افسار گسیخته در ایران با سر دادن شعارهای ضد حکومتی خواستار بهبود وضعیت زندگی و شرایط گذران زندگی خود هستند اما در طی این چند سالە اخیر کە مردم دردمند و بیزار از این رژیم اینگونە معترض شدەاند با سرکوب وحشیانە از سوی ماموران انتظامی و امنیتی قرار گرفتەاند و عدە زیادی از مردم معترض بە رگبار گلولە بستە شدەاند و تعداد زیادی نیز زندان و سیاه چالەهای رعب آمیز رژیم سزای اعتراض برحقشان بودە است .
امید کە در این برهە کە مردم گرسنە و ندار برای سیر کردن شکم خانوادەهایشان بە خیابانها روان شدەاند و اعتراضات برحق خود را کە کاملا مسلامت آمیز است را بە گوش نامسئولان حکومتی می رسانند برای رسیدن بە هدفشان موفق باشند و شاهد کشتار و بە گلولە بستن مردم بە ستوە آمدە نباشیم.
۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۹, دوشنبه
دوازدهمین سالگرد اعدام فـرزاد کمانگر ،فرهاد وکیلی،علی حیدریان،شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان
دوازده سال پیش، در سحرگاه ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹، پس از قطع تلفن ها و ملاقات های زندان اوین، پنج زندانی سیاسی به نامهای فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی، علی حیدریان، شیرین علم هولی و مهدی اسلامیان به چوبه دار سپرده شدند و خانواده های آنان برای همیشه چشم به راه آنان ماندند.
موارد بسیار گسترده نقض حقوق انسانی در بازداشت، بازجویی ها، محکومیت و اجرای حکم افراد مورد اشاره، باعث جریحه دار شدن افکار عمومی و بالطبع بالاگرفتن اعتراضات وسیعی در بین جامعه ایرانی و حتی افکار عمومی بین المللی شد.فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی و علی حیدریان، سه متهم از یک پرونده در ایام بازداشت در بازداشتگاههای ۲۰۹ اوین، اطلاعات کرمانشاه و اطلاعات سنندج، مکرراً برای بیان اعترافات غیرواقعی، تحت شکنجه های طاقت فرسایی قرار گرفتند.
آنها در طی دفاعیات خود در دادگاه و یا نامه هایی که از زندان نوشتند به کرات به این موضوع اشاره کردند، این زندانیان عقیدتی عنوان کردند که به خاطر تعلق نژادی و همینطور مذهب خود مورد شکنجه قرار گرفته اند.
فرزاد کمانگر، فعال حقوق بشر و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان کردستان با ۱۲ سال سابقه تدریس و عضویت در نهادهای مدنی متعدد، در رنجنامه ، دفاعیات و نامه های متعدد خود به مراجع قضایی از این شکنجه های هولناک پرده برداشت، وی علاوه بر شرح کامل شکنجه ها و بدرفتاری های متعدد و آسیب های جسمی وارده، افشا کرد که در دادگاه برای ۳ متهم تنها ۷ دقیقه وقت در نظر گرفته شده بود. حساسیت این پرونده و اعتراضات افکار عمومی در حدی بود که نمایندگان مجلس شورای اسلامی را نیز به واکنش واداشت و آنها نیز خواستار پیگیری این پرونده شدند.
به گواه وکیل فرزاد کمانگر و مدعیات متهم، هیچگونه مستندی ولو اعترافات اجباری بر علیه این فعال مدنی در رابطه با اتهام وارده وجود نداشت به طوری که سخنگوی قوه قضاییه در هر بار اظهار نظر در رابطه با این پرونده به نقض سخنان سابق خود و ایراد اظهاراتی متناقض پرداخت، به گواه وکیل فرزاد کمانگر از اتهامات مربوط به مواد منفجره و بمب گذاری تبرئه شده بود.
مسئله سیاسی بودن پرونده، بی سندی و نقض اساسی ترین اصولی قانونی و انسانی از سوی دستگاههای امنیتی و قضایی در حدی بود که دستگاه امنیتی پس از بالا گرفتن اعتراضات مردمی، از مردادماه ۱۳۸۷ با تغییر تیم کارشناسی پرونده به صورت شفاهی در حضور خانواده، وکیل و زندانیان به اقدامات غیرانسانی نیروهای خود اذعان نموده و مدعی پیگیری استیفای حقوق قربانیان این پرونده منجمله فرزاد کمانگر شده بود. همینطور پس از یکسال ادعای گم شدن پرونده این افراد از سوی قوه قضاییه با قبول بررسی درخواست وکیل افراد در خصوص رسیدگی مجدد به پرونده (اعمال ماده ۱۸) در اواخر سال ۸۹، پرونده وارد مرحله جدیدی شد.
در این پرونده، به کرات ایراد اتهام به افراد به دلیل فقدان اسناد بارها تغییر کرد و حتی سخنگوی قوه قضاییه که در اولین اظهار رسمی این اتهامات را اقدام به بمب گذاری خواند و در آخرین اظهار نظر آن را به عضویت در حزب خارجی کارگران کردستان ترکیه که اساسا بر علیه ایران هم فعالیتی ندارد تغییر داد، هر چند باز این اتهام پس از اجرای حکم طی اطلاعیه دادستانی تهران به عضویت و همکاری با حزب حیات آزاد کردستان"پژاک" تغییر کرد. تغییراتی که یقیناً تنها ناشی از بی اساس بودن پرونده به لحاظ حقوقی تعبیر میشود.
دیگر اعدام شده ۱۹ اردیبهشت، مهدی اسلامیان تنها زندانی غیر کرد این روز است، وی نیز در نامه ای که به بیرون از زندان ارسال داشته بود جرم خود را کمک مالی به برادر کوچک خود به مبلغ ۲۲۰ هزار تومان در حالی که از اتهامات یا ارتباطات برادر خود بی خبر بوده دانسته و به نوعی عنوان کرده بود به جرم برادری به اعدام محکوم شده است. وی نیز از شکنجه خود سخن گفته و از عدم امکان دفاع نیز روایت کرده بود.
پنجمین زندانی سیاسی اعدامی شیرین علم هولی، دختر ۲۸ ساله اهل ماکو بود که وی نیز اتهامات متعدد و متغیری را در پرونده خود شاهد بود و در طی دو نامه از شکنجه های خود سخن گفته بود به خصوص از ۲۵ روز اول بازداشت که در محلی نامعلوم نگهداری شده بود. وی نیز به اتهام تردد غیر مجاز در مرز و عضویت در یکی از احزاب اپوزیسیون به اعدام محکوم شد. هر چند اتهامات اولیه وی موارد دیگری را نیز در بر میگرفت.
در چگونگی اجرای احکام نیز که گستره ای از نقض حقوق انسانی را شاهد بودیم، از عصر روز ۱۸ اردیبهشت ماه تلفن های زندان اوین قطع و ۵ زندانی مورد اشاره پس از سالها تحمل مرارت و شرایط دشوار زندانهای مختلف، در حالی که میتوانست به لحاظ حقوقی رسیدگی به پرونده ها ادامه پیدا کند، بدون اطلاع از قصد اجرای حکم، بدون امکان دیدار با خانواده ها یا حضور وکلا یا حتی نگارش وصیت نامه به سلول های انفرادی بند ۲۴۰ منتقل شده و سحرگاه روز ۱۹ اردیبهشت به صورت عجولانه ای در محوطه پارکینگ زندان اوین به چوبه اعدام سپرده شدند.
یقیناً شکل اجرای غیر عادی احکام مورد اشاره، برآوردها در خصوص بار سیاسی و مقاصد قربانی کردن این افراد از سویی و از سویی ممانعت از برملا شدن اقدامات غیرانسانی دستگاه امنیتی و قضایی را در صورت بررسی مجدد پرونده افزایش داد.
ضمن بزرگداشت یاد و خاطره فرزاد کمانگر بعنوان یک فعال راستین حقوق بشر که به خوبی نشان داد فعالیت انسانی تابع هیچ شرایط و مرزی نیست، یاد دیگر اعدام شدگان به همـراه او گرامی باد.
۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۳, سهشنبه
روز جهانی آزادی مطبوعات؛ ایران سومین کشور در قعر جدول
در روز جهانی آزادی مطبوعات (سوم ماه مه) سازمان گزارشگران بدون مرز ردهبندی آزادی رسانهها در دنیا را منتشر کرد.ایران از میان ۱۸۰ کشور دنیا در جایگاه ۱۷۸ قرار دارد.
بحرانها و جنگهای جدید و تشدید درگیریها آزادی رسانهها در سراسر جهان را به خطر انداخته است. سازمان گزارشگران بدون مرز در روز جهانی آزادی مطبوعات ردهبندی آزادی رسانهها در سراسر جهان را منتشر کرد.
این جدول که نتیجه بررسی وضعیت آزادی مطبوعات در ۱۸۰ کشور جهان است، نشان میدهد که چگونه درگیریهای خشونتبار و نیز سرکوب دولتی جلوی کار روزنامهنگاران را میگیرد.
همانند سالهای گذشته، کشورهای اسکاندیناوی در رأس جدول آزادی رسانهها قرار دارند. نروژ برای ششمین سال متوالی در رده اول این جدول نشسته و پس از آن به ترتیب دانمارک و سوئد قرار دارند. استونی نیز در جایگاه چهارم قرار گرفته است.در این چهار کشور بر خلاف سایر کشورها، سیاستمداران مدام اصحاب رسانه را مورد حمله قرار ندادهاند و این امر باعث شده تا کار گزارشدهی آسانتر شود.
اریتره، کره شمالی و ایران در قعر جدول بدترین کشورها از نظر آزادی مطبوعات مانند سالهای گذشته اریتره و کره شمالی (رده ۱۸۰ و ۱۷۹) هستند. در این دو کشور دولت کنترل کامل تمامی منابع اطلاعاتی را در دست دارد.
اشتراک در:
پستها (Atom)












