۱۴۰۴ خرداد ۷, چهارشنبه

اعدام به بهانه جاسوسی برای اسرائیل, قتل حکومتی پدرام مدنی از سوی جمهوری اسلامی


 

امروز هفتم خرداد ماە ۱٤۰٤ خبرگزاری میزان, وابستە بە قوە قضائیە ایران اعلام کرد کە پدرام مدنی بە جرم جاسوسی برای اسرائیل اعـدام شدە است.


پدرام مدنی در سال ۱۳۹۹ بە اتهامات جاسوسی برای سرویس اطلاعاتی اسرائیل " موساد " و تحصیل مال از طریق نامشروع در قالب دریافت ارز خارجـی نقد در اروپا " یورو " و ارز دیجتال " بیت کوین " دستگیر شدە بود.


یکی دیگر از اتهامات پدرام  مدنی این بودە است کە او تلاش داشتە است تا اطلاعات طبقەبندی شدە از جملە مکان ها و ساختمان هایی کە تجهیزات زیرساختی در آن مستقر بودە است را از طریق ارتباط امن بە افسـر موساد برساند. 


قوە قضائیە اتهامات پدرام مدنی را محاربە و فساد فی الارض دانستە بود کە طبق قانون جمهوری اسلامی حکم آن اعدام می باشد.


دیوان عالی کشور حکم اعدام پدرام مدنی را سە بار نقض کردە بود اما هر بار شعبات هم عرض مجددأ تخت فشار بازجویان حکم اعدام را صادر می کردند.


در حالیـکە مجامع بین المللی, سازمانهای حقوق بشری و عفو بین الملل بە جمهوری اسلامی هشدار دادە بودند کە حکم اعدام پدرام مدنی را نقض کنند اما بدون توجە بە درخواستهای جهانی و مجامع حقوق بشری رژیم ایران وی را اعدام کرد.



اگرچە بە گفتە مادر پدرام مدنی و هشدار فعالان حقوق بشری در پروندە وی ایرادات فراوانی وجود داشتە است اما قوە قضائیە حق دسترسی وکیل انتخابی را بە پدرام مدنی ندادە بود و بر مبنای اعترافات زیر فشار بە اعـدام محکوم شد.


سیاست های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی نخ نما شدە است و چند سالی است کە افرادی را بە اتهام جاسوسی برای اسرائیل, دستگیر و اعدام می کنند, در حالیـکە در اکثر مواقع ایراداتی بە نحوە اتهام زنی و پروسە دادگاهی بە متهمان وجود داشتە است و اجازە دسترسی بە وکیل را از آنان منع می کنند دست سیستم قضایی و حاکمیت جمهوری اسلامی برای اعدام باز است و بی توجە بە درخواستهای بین المللی و مجامع حقوق بشری کماکان ماشین اعـدام جمهوری اسلامی در حرکت است...

۱۴۰۴ خرداد ۵, دوشنبه

اعتصابات کامیون داران در اکثر شهرهای ایران, برخورد امنیتی سرکوبگران جمهوری اسلامی با درخواستهای صنفی سنگین سواران!

 


اعتصابات کامیون داران در اکـثر شهرهای ایران همچنان ادامە دارد, کامیون داران بە دلیل سە نرخی شدن گازوئیل کە قرار است از اوایل تیرماە ۱٤۰٤ اجـرایی شود با اعتصابات و تجمعاتی, ناراضایتی خود را نشان دادەاند.


سنگین سواران معترض می گویند کە این طرح با افزایش چشمگیر هزینەهای سوخت توان ادامـە فعالیت را از آنان گرفتە و بسیاری از بارها بە دلیل توقف کامیون ها روی زمین ماندە است.


مطالبات صنف کامیون داران خواستەایی کاملأ قانونی می باشد و طبق قانون اساسی همە اصناف این حق را دارند کە بە دلایل صنفی اعتراض و اعتصاب کنند بە شرطی کە مسالمت آمیز و غیر مسلـح باشند اما در برخی موارد طی این چند روز مأموران انتظامی با کامیوان داران معترض برخوردهای خشنی داشتەاند, روز یکشنبە در پایانە سنندج, مأموران انتظامی با اسپری فلفل بە رانندگان معترض حملەور شدەاند و چند تن از آنان را بازداشـت کردەاند.


اعتصابات کامیون داران در شهرهای سنندج درود لرستان, دولت آباد کرمانشاە, سراب, شهربابک, کرمان, زابل, لنگرود, بندرعباس, خوی, اردبیل, قزوین و چندین شهر دیگـر در جریان است, اگر بە لیست شهرهایی کە کامیون داران بە اعتصابات پیوستەاند بنگریم, می بینیم کە جای جای ایران با همبستگی بە اعتراضات پیـوند خوردەاند.


اتحادیە تشکل های کامیونداران و رانندگان سراسر ایران روز یکشـنبە ٤ خردادماە با انتشار بیانەایی ضمن اشارە بە خبر حملەور شدن مأموران انتظامی با اسپری فلفل بە سنگین سواران در پایانە سنندج و بازداشت چندین تن از آنان, این گونە از برخوردها را محکوم کردەاند و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط همکارانشان شدەاند.

بیانیە اتحادیە تشکل های کامیون داران همچنین افزودە است :


"رانندەای کە برای نان و کرامتش اعتراض می کند, آشوبگـر نیست! اعتراض جرم نیست, بلکە حق قانونی ماست."



در حالیکە در قانون اساسی ناقص خود جمهوری اسلامی آمدە است کە اعتصابات صنفی و اعتراضات مسالمت آمیز مدنی هیچ گونە منع قانونی ندارد اما ترس رژیم ایران از اشاعە و دامنەدار شدن این اعتصابات کە هر روز نیز دامنەدارتر می شود بە جایی رسیدە است کە برای سرکوب کردنش بە رانندگان سنگین سوار با خشونت برخورد می کنند و بازداشت و زندانیشان می کنند, مردم بە ستوە آمدە کف خیابانهای ایران ثابت کردەاند کە هرگاە هر لایە و قشری از جامعە برای مطالبتشان سرکوب شوند بە آنان می پیوندند و همـراە آنها شعار مرگ بر دیـکتاتور سر می دهند...

۱۴۰۴ خرداد ۲, جمعه

دور پنجم مذاکرات هستەایی ایران-آمریکا در رم پایان یافت, عراقچی: احتمال پیشرفت وجود دارد,هئیت آمریکایی: بدون واکنش!

 


مذاکرات هستەایی میان مقامات آمریکایی و جمهوری اسلامی در حالی بە ایستگاە پنجم رسیده است کە تاکنون هیـچگونە پیشرفت عملی در بە نتیجە رسیدن این مذاکرات رخ ندادە است. اگرچه در دورهای بعدی طرفین بخصوص طرف آمریکایی بە نتایج مذاکرات خوشبین بودند اما خبرهایی کە از دور پنجم در رم رسانەایی شدە است حاکی از این است کە نمایندە آمریکا "ویتکاف " قبل از اتمام مذاکرات, جلسە را ترک کردە است کە ناشی از نارضایتی این دور از مذاکرات می باشد اما رسانەهای جمهوری اسلامی با این عنوان کە ویتکاف, تا از پرواز جا نماند جلسە مذاکرە را ترک کردە است! 


این دور از مذاکرات با حواشی قبل از آن آغاز شد, مقامات آمریکایی از جمهوری اسلامی خواستەاند کە غنی سازی اورانیم باید متوقف شود و آن را حذف کند و این در حالی است کە مقامات جمهوری اسلامی و در رأس آنان خامنەایی توقف غنی سازی را خط قرمز تعبیر کردەاند و اعلام کردەاند اگر آمریکایها بر پایان غنی سازی اورانیوم  اصرار کنند جلسات مذاکرات را متوقف خواهند کرد.


مذاکرات هستەایی آمریکا و ایران کە با میانجی گری عمان استارت خوردە است و سە دور از آن در مسقط پایتخت این کشور و دو دور آن در رم ایتالیا انجام گرفتە است و همانگونە کە بە آن اشارە شد در دور پنجم کە امـروز جمعە بیست و سوم ماە می در رم بە پایان رسیـدە است بە گفتە مقامات عمانی بدون نتیجەایی ملموس پایان یافتە است.



جمهوری اسلامی با وقت کشی و گرفتن زمان می خواهد تا برای خود زمان بخرد تا بدنبال تحولی باشد تا در این مذاکرات بە خواستەهایش برسد کە آنهـم ادامە غنی سازی اورانیوم در سطح بالا, اما ایالات متحدە و شخص ترامپ نمی‌ خواهند تا سرنوشت این مذاکرات همچون برجام باشد و نگـران از دست یابی جمهوری اسلامی بە سلاح اتمی هستند, در سویی دیگر اسرائیل همچون هم پیمان ایالات متحدە از ابتدا مخالف مذاکرات آمریکا با مقامات جمهوری بر سر برنامە هستەایی رژیم بودە است و هشدار دادە است کە رژیم ایران قصد دارد تا زمان را بە نفع خود بخـرد تا در خفا مشغول ساختن بمب اتمی باشد و این موضوع نگرانی های زیادی را برای اسرائیل بوجود آوردە است کە این نگـرانی های, احتمال حملە نظامی اسرائیل را بە تأسیسات هستەایی جمهوری اسلامی را قوت بخشیدە است حتی بدون پشتیبانی ایالات متحدە اما مسلمأ در صورت حملە نظامی اسرائیل بە ایران, ایالات متحدە آمریکا طرف هم پیمان خود را خواهد گرفت.



جمهوری اسلامی در شرایطی سخت و دشوار قرار گرفتە است و هیچگاە اینگونە فشار را روی خود احساس نکردە است و حال کە دور پنجم مذاکرات نیز بدون نتیجە به پایان رسیدە است باید منتظر ماند و شاهد واکنشات دو طرف باشیم اما آنچە کە هست, گرفتن وقت و زمان از سوی جمهوری اسلامی می باشد و این بە مذاق طرف آمریکایی خوش نمی آید و قطعأ برخورد مقامات ایالات متحدە با مقامات جمهوری اسلامی تغیـیر خواهد کرد, زیـرا آمریکا می خواهد مبنا و اساس برنامە هستەایی در ایران برچیدە شود اما حاکمیت رژیم ایرانی تابحال زیـر بار این فشارها نرفتە است و سکان مذاکرات در ایران در دست شخص خامنەایی قرار دارد کە چند روز پیش گفتە بود: گمان نمی کند این مذاکرات بە نتیجە برسد!!

۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۵, پنجشنبه

طی روزها و هفتەهای گذشتە: بازخواست و دستگیری دهها تن در کُردستان ایران و بە خصوص در شهر مهاباد از سوی مأموران امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی

 


موج تازە بازداشتها و دستگیری ها در شهرهای کردستان ایران و خصوصأ در شهرستان مهاباد در هفتەها و روزهای گذشتە نگرانی هایی را بە دنبال داشتە است, یورش شبانە بە منزل شخصی افراد و توقیف وسایل شخصی همچون موبایل, لب تاپ اگرچە هموارە رخ دادە است اما برداشتن و ثبت و ضبط لباسهای محلی کُردی نشانگر بغض و کینەایی است کە مسئولان حکومتی و مأموران امنیتی_اطلاعاتی از فرهنگ و اشاعە فرهنگ ملتهای تحت ستم دارند, بویژە مراسمات استقبال از نوروز باستانی کە در همە شهرهای کُردستان ایران مردم از زن و مرد و جوان و پیر, متحدالشکل با رقص و پایکوبی تجمعات بی سابقەایی را شکل دادند کە بە میل حکومت نبود و حکومتیان تا آنجا کە زور داشتتند خواستند مانع تجمعات و مراسمات نوروزی بە این شکل خاص شوند اما زور عامە مردم کُردستان بە توان و زور حاکمیت غلبە کرد و با استقبال گرم و پر شکوە مردم, عید باستانی نوروز امسال در کُردستان ایران جلوەایی ویژە و بی سابقە بە خود گرفت. 


سرکوبگران رژیم ایران کە در مقابل ارادە مردم متحد کُردستان در مراسمات و تجمعات نوروز دچار شکست و سرخوردگی شدەاند حال درصدد جبران شکستسان برآمدەاند و روزانە بە خصوص طی هفتەهای گذشتە موج دستگیری و بازداشت خودسرانە افراد بویـژە کسانی کە سابقە محکومیتهای سیاسی داشتەاند در اکثر شهرهای کردستان ایران بە راه افتادە است کە سهم مهاباد بە نسبت سایر شهرهای کردستان طی چند روز گذشتە بیشتر بودە است و طبق خبرهای دریافتی و رسانەایی شدە طی هفتەها و روزهای گذشتە دهها تن بە ادارە اطلاعات و اطلاعات سپاە مهاباد فراخواندە شدەاند و در مواردی با یورش بە منازل شخصی آنان وسایل شخصی آنان را با خود بردەاند.


مورد عجیب, دست گذاشتن روی لباسهای محلی کُردی بعضی از افراد بودە است کە بە آن پرداختە شد, چرا و بە چە دلیل سرکوبگران اطلاعاتی و امنیتی از پوشش افراد واهـمە دارند و این ترس ناشی از چیست و در این برهـە از زمان این نگـرانی چە دلیلی دارد, مردمی با تجمعات خود بە استقبال از عیـدی باستانی رفتەاند و در این مراسمات طبق عرف معمول با پوشیدن لباسهای کُردی و محلی خواستەاند شکل ویژە و خاصتری بە تجمعات و شادی و شوقشان بدهند. نکتە اینجاست کە اگرچە اساس و مبنای رژیم ایران مخالف هرگونە اشاعە فرهنگ غنی ملتهای تحت ستم در ایران می باشد اما آنچە باعث ترس و وحشت رژیم شدە است, اتحاد و تجمع افراد است. در کُردستان و اکثر نقاط ایران‌ مردمی کە تحت ستم هستند از هر فرصتی استفادە می کنند کە مقابل رژیم جمهوری اسلامی قرار بگیرند و بە آن دهن کجی کنند وگرنە همە بە خوبی درک کردەاند کە بویـژە نوروز امسال و تجمعات و مراسمات شکل گرفتە کە حدود یکماە صورت گرفت مدتی طولانی می باشد.


 مردم در مراسمات استقبال از نوروز امسال حضوری پر رنگ داشتند و نوروز و استقبال از این عید باستانی را بهانەایی کردند تا در مقابل رژیم و حکومت جمهوری اسلامی دوبارە و بە شیـوەایی کاملأ فرهنگی قرار بگیـرند و حال کە مراسمات نوروزی چند هفتەایی است کە پایان یافتە است, رژیم با انتقام گرفتن از مردم با دستگیری و بازخواست و بازداشت, می خواهد زهر چشم بگیرد و فضای کلی جامعە را کە ملتهب می باشد, کنترل کند. 


مردم تشنە آزادی در ایران هموارە مترصد مجالی هستند تا بە همـە ثابت کنند کە با جمهوری اسلامی موافق نیستند و خواهان عدالت, آزادی و دموکـراسی هستند و دستگیری و سرکوب و دستگیری مانع رسیدنشان بە هدف نهایی کە آزادی می باشد, نمی شـود.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۲۰, شنبه

پیمان فرح آور شاعر گیلانی در معرض خطر اعدام" انجمن قلم برلین خواستار لغو حکم اعدام و آزادی فوری وی شدە است."

 


زندانی سیاسی پیمان فرح آور، شاعر اهل گیلان, پس از هفت ماه بازداشت بلاتکلیف در زندان لاکان رشت، به اتهام بغی و محاربه به اعدام و به اتهام تبلیغ علیه نظام به سه ماه حبس محکوم شد. این حکم در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴, در دادگاهی به ریاست قاضی احمد درویش‌گفتار و بدون حضور وکیل صادر شده است.


بر اساس گزارش منابع مطلع, اتهامات زندانی سیاسی پیمان فرح آور به دلیل اشعار, نوشته‌ها و مواضع او در حمایت از کشاورزان, اعتراض به تخریب محیط زیست, ویلاسازی‌های گسترده و سیاست‌های اقتصادی آسیب‌زا در استان گیلان مطرح شده است.

زندانی سیاسی پیمان فرح آور که دارای یک فرزند خردسال است, در مرداد ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی بازجویی در اداره اطلاعات, به زندان لاکان منتقل شد. او پیش از این نیز به دلیل فعالیت‌هایش بازداشت و محکوم شده بود.

این زندانی سیاسی از مشکلات شدید جسمی رنج می‌برد, از جمله عوارض ناشی از جراحی کیسه صفرا, حساسیت لنفاوی, دمل‌های متعدد و دردهای شدید در ناحیه جراحی.

با وجود وضعیت وخیم جسمانی, مقامات زندان تاکنون از اعزام او به مراکز درمانی خودداری کرده‌اند.

همچنین در جریان بازجویی‌ها, زندانی سیاسی پیمان فرح آور دچار خونریزی داخلی شده و همچنان از دریافت درمان مناسب محروم مانده است.

این پرونده یکی دیگر از نمونه‌های نگران‌کننده صدور احکام اعدام برای فعالان مدنی و سیاسی در ایران, بدون رعایت اصول دادرسی عادلانه و با نقض فاحش حقوق متهمان محسوب می‌شود.

قاضی احمد درویش گفتار رئیس دادگاه انقلاب رشت است و در گذشته ریاست شعبه اول این دادگاه را بر عهده داشته است. وی در پرونده‌های متعددی، از جمله پرونده منوچهر فلاح و شریفه محمدی که هر دو به اتهام بغی به اعدام محکوم شده اند, قضاوت کرده است.

‌                 "با استناد بە وبسایت سازمان حقوق بشر ایران"



صدور حکم اعدام برای پیمان فرح آور با واکنشات زیادی روبرو شدە است, سازمانهای حقوق بشری خواستار لغـو حکم اعدام برای این شاعر گیلانی شدەاند, در این خصـوص انجمن قلم برلین خواستار لغو حکم اعدام و آزادی فوری پیمان فرح‌آور شاعر ایرانی محکوم به اعدام شدە است. 

این انجمن روز چهارشنبه, هفتم مه,۱۷ اردیبهشت در بیانیه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد که از صدور حکم اعدام برای پیمان فرح‌آور, عمیقا شوکه شده است و بە مسئولان قضایی و مقامات جمهوری اسلامی هشدار دادە است کە حکـم اعدام پیمان فرح آور را لغـو کند.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱۷, چهارشنبه

ترس جمهوری اسلامی از کودکان و نوجوانان با طرح و اجرایی شدن تفاهم نامە وزارت آموزش و پرورش با نیروی انتظامی"ورود پلیس بە مدارس"


                     مـــدرسە پادگان نیسـت!

مقامات و مسئولان جمهوری اسلامی با تفاهم نامەایی کە از سوی وزارت آموزش و پرورش با نیروی انتظامی در جهت ورود پلیس بە مدارس وضع کردەاند, عملأ دست نیروی انتظامی را باز‌ کردەاند کە بە مدارس ورود پیدا کنند! 


نسل کنونی دانش آموزان هیچگونە وابستگی و تعلقی بە حکومت جمهوری اسلامی ندارد و این موضوع در جریان خیزش سراسری مردم در سال ۱٤۰۱ کە بە انقلاب زن زندگی آزادی نام گرفت علنی شد زمانی کە دانش آموزان از ابتدایی گرفتە تا دبیرستان بە صفوف مردم کف خیابانها پیوستند و انزجار و نفرت خود را از مسئولان و سرکوبگران جمهوری اسلامی نشان دادند, اکثر مدارس در ایران شاهد دهن کجی و اعتراض دانش آموزان بە اصل ولایت فقیە بودند و در این میان عدەایی نیز دچار صدمات و حتی جان باختن نیز شدند.


سردمداران رژیم جمهوری اسلامی هموارە از محیط مدارس و دانشگاهها بیم داشتەاند و درصدد کنترل دانش آموزان و دانشجویان و جلوگیری از اعتراضات آنان شدەاند. 


ماجرای کوی دانشگاە در دهە هفتاد شمسی کە بە کشتە شدن و مجروحیت دهها تن و دستگیری عدە زیادی از دانشجویانی شد کە بە جمهوری اسلامی انتقاد و اعتراض کردە بودند, یکی از بارزترین رویدادهایی بود کە شاهد سرکوب وحشتناک دانشجویان از سوی نیروهای انتظامی و بسیجی حامی حکومت بودەایم. 


خمینی خطر دانشگاە و دانشجو را همچون خطر بمب اتم تعبـیر کردە بود و تا آنجا کە توانست اساتید روشنفکر و دانشجویانی را کە پیرو خط وی نبودند سرکوب و اخراج کرد.


ادامە دهندگان خمینی نیز همچنان کە بە آن اشارە شد فاجعە کوی دانشگاە را رقم زدند.

در ادامـە مبارزات مردم در جریان خیزش سراسری زن زندگی آزادی مأموران سرکوب گر جمهوری اسلامی با مسمومیت دانش آموزان راهنمایی و دبیرستانی در اکثر مدارس کشور خواست از آنان زهر چشم بگیرد بە عدەایی صدمات زیادی وارد گشت و حتی چند دانش آموز در پی مسمومیت شدید جان باختند.

ترس حاکمیت از خیزش دوبارە مردم کە هموارە محتمل بودە است باعث تدبیرهای عجولانە و صد البتە غیرمتعارف از سوی رژیم بودە است و تفاهم نامە میان آموزش و پرورش با نیروی انتظامی در جهت ورود و دخالت پلیس در امور مدارس در همین جهت می باشد تا در صورت هرگونە خیزش دوبارە کنترل معترضان و مخالفان را از مدارسی شروع کنند کە دانش آموزانش هیـچگونە وابستگی و علاقە و اعتمادی بە نظام جمهوری اسلامی ندارند و آن را در خیزش زن زندگی آزادی علنأ بە همگان نشان دادەاند.


طرح این تفاهم نامە واکنشات زیادی را در مخالفت با آن با خود بە همـراە داشتە است و اكـثر مردم در داخل ایران و اولیای دانش آموزان با بیان اینـکە: 

                              "  مـدرســـە پادگــــان نیســت  "

با آن مخالفت کردەاند و خواستار محیطی کاملأ آموزشی برای تدریس فرزندانشان هستند نە محیــطی پلیسی و نظامی!

۱۴۰۴ اردیبهشت ۵, جمعه

رنج نامە رزگار بیگ زادە امیری زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان ارومیە از شرایط سخت زندان


 زندانهای جمهوری اسلامی برای محکـومین سیاسی محیطی زجرآور و مکانی است کە نە زندان, بلکە شکنجەگاهی است کە زندانیان برای اعترافات اجـباری با زجر و شکنجەهای قرون وسطایی شکنجەگران جمهوری اسلامی با آن مواجە هستند.


رزگار بیگ‌زاده بابامیری یکی از هزاران زندانی سیاسی محبوس در زندانهای جمهوری اسلامی است کە تحت شرایط سخت و هولناک در زندان ارومیە قرار دارد, این زندانی سیاسی کُرد, محبوس در زندان ارومیه با نوشتن نامه‌ای به شرح شکنجه‌های خود در بازداشت‌گاه‌های اداره اطلاعات در شهرهای بوکان و ارومیه پرداخت. او در این نامه کە در واقع رنج نامە می باشد تأکید کرده است کە تنها جرم او کمک به مردم در جریان خیزش زن، زندگی, آزادی بوده است کە با شلیک مأموران انتظامی مجروح می شدند و آسیب دیدە بودند.


رزگار بیگ زادە بابامیری در این نامه نوشته است که در ۱۳۰ روز بازداشت و بازجویی, تحت شکنجه‌های تخصصی شامل القای خفگی با آب و کیسه روی سر, اعدام صوری دار زدن و تیرباران, شوک الکتریکی به نقاط حساس بدن, و بی‌خوابی مستمر قرار گرفته است.


این زندانی سیاسی در ادامه نوشته مأموران با تهدید به کشتن او و ناپدید کردن پیکرش, به او گفتەاند کە دارای مصونیت قانونی هستند و به هیج کسی پاسخگو نخواهند بود.

در ادامه نامه, او با اشاره به آسیب‌های جسمی ناشی از شکنجه مانند ناشنوایی موقت گوش چپ, تأکید دارد تلاش‌هایش برای شکایت از بازجویان و بازپرس بی‌نتیجه مانده است.


به نوشته این زندانی سیاسی, پرونده‌ای در دادسرا تشکیل شده اما دادیار دادسرای نظامی به بهانه گذشت زمان آن را مختومه و از معرفی او به پزشکی قانونی جلوگیری کرده است, اقدامی که عملا به شکنجه‌گران او مصونیت داده است.


بر اساس این نامه, قاضی دادگاه انقلاب نیز در جریان رسیدگی به پرونده, در پاسخ به شکایت او و چند تن دیگر از متهمان پرونده درباره شکنجه, با تمسخر به آنان پاسخ داده است.


رزگار بیگ‌زاده بابامیری, به دلیل حضور در اعتراضات زن, زندگی, آزادی در شهر بوکان و تهیه دارو و امکانات درمانی برای مجروحان سرکوب اعتراضات پردامنه در این شهر, ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ بازداشت شد.

رزگار بیگ زادە بابامیری ۴۷ ساله, پدر سه فرزند است که کوچک‌ترین آن‌ها زمان بازداشتش, ۲ ساله بود.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱, دوشنبه

حکم اعدام حمید حسین نژادحیدرانلو بە صورت مخفیانە در زندان ارومیە اجرا شد

 


بر اساس گزارشات رسیده حکم اعدام حمید حسین نژادحیدرانلو بە صورت مخفیانە در زندان ارومیە بە اجرا در آمدە است, این در حالی است کە خانوادە حمید حسین نژاد از چهارشنبە گذشتە هم زمان با انتقال حمید بە سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدام وی مقابل زندان ارومیە تحصن کردەاند, همچنین نهادهای امنیتی بە روناهی حسین نژاد دختر سیزدە ساله حمید حسین نژاد هشدار دادەاند کە در مورد وضعیت پدرش اطلاع رسانی نکند درغیر اینصورت او را تهدید کردەاند کە سرنوشتی همچون پدرش در انتظار او نیز خواهد بود. تهدید دختر سیزدە سالە حمید حسین نژاد از سوی نیروهای حفاظت زندان ارومیە و حفاظت اطلاعات سپاە پاسداران چالدران صورت گرفتە است.

حمید حسین‌نژاد حیدرانلو، متولد ۱۳۶۴، پدر ۳ فرزند و اهل روستای "سگریک" چالدران استان آذربایجان غربی است و در چند سال گذشته به سوخت‌بری و کاسبکاری مرزی مشغول بوده است.

در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۲ توسط نیروهای مرزبانی به همراه چند شهروند اهل افغانستان در مرز چالدران بازداشت و به بازداشتگاه اتباع خارجه این شهر منتقل شد.در این بازداشتگاه به مدت چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفت و سپس قرار بازداشت وی به قرار وثیقه تبدیل شد، اما به بهانه صدور حکم جلب به درخواست وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، وثیقه صادره مورد پذیرش قرار نگرفت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد.

به مدت ۱۱ ماه و ۱۰ روز در  این بازداشتگاه امنیتی نگهداری و برای انجام اعترافات اجباری مبنی بر شرکت در درگیری مسلحانه نیروهای حزب کارگران کردستان با نیروهای مرزبانی که به کشته شدن ۸ نیروی مرزبانی منجر شده بود، مورد شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت. او در اثر  این شکنجه‌ها  در حالی که سواد کافی نداشت مجبور به امضای برگه‌هایی شد که بازجویان امنیتی از قبل آماده کرده بودند. در این مدت از حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بود و تنها پس از ۸ ماه بازداشت موفق به تماس کوتاه تلفنی با خانواده‌اش شد. پس از ۱۱ ماه و ۱۰ روز  از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان مرکزی این شهر انتقال یافت.

در هیاهوی مذاکرات هستەایی میان آمریکا و ایران, جمهوری اسلامی کماکان مشغول نقض حقوق بشر و سرکوب و زندانی منتقدان, آزادیخواهان و مخالفانش است.



هفتەایی کە گذشت اخباری مبنی بر دستگیری تنی چند از فعالین فرهنگی, سیاسی و حقوق بشری در جای جای ایران رسانەایی شد, همچنین در برخی از زندانهای ایران حکم اعـدام نیز برای متهمان اجرا شدە است و این در حالی است کە نشست مقامات ایرانی_آمریکایی برای توافق برنامە هستەایی جمهوری اسلامی همچنان یکی از خبرهای داغ ایران و جهان شدە است و رسانەهای خارجی با پوشش ویژە خبری بە آن پرداختەاند, رژیم جمهوری اسلامی نیز کماکان با نقض حقوق بشر و سرکوب و دستگیری در داخل فضا را مهیای سیاست های ضد بشری و خلاف دموکراسی یافتە است اخبار رسانەایی در داخل اگرچە بازتاب زیادی نداشتە است آنهم بە دلیل پوشش اخبار مذاکرات مقامات ایران_آمریکایی و اهمیت آن, خبرهایی مبنی بر ادامە دستگیری و سرکوب منتقدان و مخالفان و فعالین فرهنگی, سیاسی و حقوق بشری رسیدە است کە با استناد بە گزارشات رسانەایی سازمان حقوق بشری هەنگاو و وبسایت ایران وایر بە سە خبر می پردازم:   

١.سروه پورمحمدی از اعضای فعال سازمان مردم نهاد نوژین و مدرسین زبان کُردی جهت سپری نمودن دوران محکومیت پنج ساله خود بازداشت و به بند زنان زندان مرکزی سنندج که نهادهای حکومتی از آن به عنوان کانون اصلاح و تربیت نام می‌برند, منتقل شد.بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ "۱۹ آوریل ۲۰۲, سروه پورمحمدی ۳۶ ساله و از مدرسین داوطلب زبان کُردی, پس از احضار به شعبه اجرای احکام سنندج بازداشت و جهت سپری نمودن دوران محکومیت پنج ساله خود به بند زنان زندان مرکزی سنندج منتقل شد. سروه پورمحمدی آبان ماه ۱۴۰۲ توسط شعبه ١ دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی کرمی به اتهاماتی شامل "تشکیل گروه و دسته‌جات به قصد بر هم زدن امنیت" به ١٠ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.حکم مذکور پاییز ۱۴۰۳ توسط دادگاه تجدیدنظر سنندج به ۵ سال حبس تعلیقی کاهش پیدا کرد و این حکم روز دوشنبه ۵ آذر همان سال رسماً به وی ابلاغ شد.سروه پورمحمدی روز یک‌شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ پس از مراجعه به دادگاه سنندج برای پیگیری پرونده اعضای بازداشت شده این انجمن, توسط نیروهای حکومتی بازداشت شد.وی در نهایت پس از دو هفته بازداشت و در تاریخ ٢٤ بهمن‌‌ماه همان سال, با تودیع وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از  بند زنان زندان مرکزی سنندج آزاد گردید.





۲.در ادامە دستگیری مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی در طی روزها و ماههای گذشتە, ماموستا لقمان امینی,امام جمعه مسجد جامع "چهار یار نبی" سنندج که در جریان جنبش "ژن, ژیان, ئازادی" بازداشت شده بود پس از احضار و مراجعه به دادگاه ویژه روحانیت همدان بازداشت شد. او پیشتر به تحمل حبس و تبعید محکوم شده بود.روز دوشنبه ١ اردیبهشت ماه ١٤٠٤ "٢١ آوریل ٢٠٢٥", ماموستا لقمان امینی, شخصیت مذهبی اهل سنندج پس از حضور در دادگاه ویژه روحانیت همدان بازداشت شد.ماموستا لقمان امینی پس از بازداشت به مکان نامعلومی انتقال یافته و از دلیل دقیق بازداشت این روحانی تاکنون اطلاع دقیقی در دسترس نیست.این شخصیت مذهبی کُرد پیشتر توسط دادگاه ویژه روحانیت همدان به اتهام "نگهداری سلاح کمری" به پنج سال حبس, از بابت اتهام "تبلیغ علیه نظام و به نفع احزاب کُردستانی" به یک سال حبس و در خصوص اتهام "تحریک به آشوب و حمایت از معترضان" به پنج سال حبس محکوم شده بود.بر طبق قانون تجمیع احکام, حکم اشد یعنی حکم پنج سال حبس این روحانی قابل اجرا خواهد بود.وی همچنین به خلع دائم لباس روحانیت, محرومیت مادام‌العمر از خطبه‌خوانی و دو سال تبعید به اردبیل جهت تتمیم مجازات محکوم شد.ماموستا لقمان امینی روز دوشنبه ١٠ بهمن‌ ماه ١٤٠١, در جاده سنندج به مریوان توسط نیروهای حکومتی بازداشت و روز چهارشنبه ٣ اسفند ماه همان سال با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت تا پایان مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد.





۳.فشار نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بر خانواده‌های زندانیان سیاسی همچنان ادامه دارد. در تازه‌ترین نمونه از این فشارهای سیستماتیک, روناهی حسین‌نژاد حیدرانلو, دختر ۱۳ ساله‌ حمید حسین‌نژاد حیدرانلو, زندانی سیاسی محکوم به اعدام, از سوی نیروهای یگان حفاظت زندان مرکزی ارومیه و همچنین نیروهای سپاه پاسداران شهرستان چالدران, تهدید به بازداشت شده است.

ماموران امنیتی با احضار یا تماس‌های مکرر با اعضای خانواده حسین‌نژاد, به‌صراحت به روناهی هشدار داده‌اند در‌صورتی‌که اطلاع‌رسانی درباره وضعیت پدرش ادامه یابد, او نیز با سرنوشتی مشابه روبه‌رو خواهد شد.
این تهدید مستقیم علیه یک کودک ۱۳ ساله, هم از سوی نیروهای حفاظت زندان ارومیه و هم در تماس‌های تلفنی از سوی حفاظت اطلاعات سپاه چالدران صورت گرفته است.
فعالان حقوق‌بشر, سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای مدافع حقوق کودک, باید در قبال چنین تهدیداتی واکنش فوری و عملی نشان دهند.
درهمین راستا، صبح روز جمعه ۲۹فروردین۱۴۰۴, پیمان خانزاده, رییس زندان مرکزی ارومیه، به خانواده حسین‌نژاد اطلاع داد که به دستور دادستان, اجرای حکم این زندانی متوقف شده است. با این حال, خانواده می‌گویند این خبر هنوز به‌صورت رسمی و کتبی ابلاغ نشده و هیچ امکان تماس یا ملاقات واقعی با او برایشان فراهم نشده است.
خانواده حمید حسین نژاد از چهارشنبه گذشته, هم‌ زمان با انتقال حمید به سلول انفرادی جهت اجرای حکم, مقابل زندان ارومیه تحصن کرده‌اند. همسر حمید, فرزند شیرخواره‌اش را در چالدران تنها گذاشته و روزهاست که همراه با حدود ۶۰ نفر از بستگان مقابل زندان مرکزی ارومیه تجمع کرده‌اند.








 


۱۴۰۴ فروردین ۲۴, یکشنبه

دو سوی سیاست رژیم ایران: ١.مذاکرات با آمریکا بر سر برنامە اتمی در جهت کاستن فشار و جلوگیری از احتمال حملە نظامی. ٢.نقض حقوق بشر در داخل و فشاری کە مردم در سایە رژیم تحمل می کنند.


 

سایە جنگ و فشار ایالات متحدە آمریکا بە جمهوری اسلامی, حاکمان و در صدر همە خامنەایی را واداشت کە روز شنبە ۱۲ آوریل ۲۰۲٥ در مسقط پایتخت عمان وزیر خارجە ایران و همراهان او با نمایندگانی از ایالات متحدە آمریکا بە صورت غیر مستقیم بر سر برنامە اتمی و هستەایی رژیم ایران کە بە دغدغە و نگرانی برای جامعە جهانی بخصوص اسرائیل همچون متحد منطقەایی آمریکا و همچنین ایالات متحدە تبدیل شدە است, مذاکرە کنند" البتە این دور اول این مذاکرات بود و طبق قرار روز شنبە ۱۹ آوریل ماە جاری اینبار در یکی از کشورهای اروپایی دور دیگری از مذاکرات نمایندگان دو کشور انجام خواهـد شد." 

قبل از عملی گشتن مذاکرە, خامنەایی مذاکرە با آمریکا را چە مستقیم چە غیر مستقیم, بی غیرتی و بی شرافتی عنوان کردە بود! اما طبق دکترین و سیاستهای رژیم جمهوری اسلامی و سابقەاش کە برای بقایش حاضر بە عقب نشینی است و همچنین ضعف و ناتوانی در برابر قدرت نظامی آمریکا " ترامپ تهدید کردە بود اگر حاکمان جمهوری اسلامی بە مذاکرە پیشنهادی آنها تن ندهند با عواقب آن کە حملە نظامی است روبرو خواهند شد."  با چرخشی ٣٦٠ درجە حاظر بە مذاکرەای شد کە یک سوی آن نمایندگان ایالات متحدە و در سوی دیگر عباس عراقچی وزیر امور خارجه و هیأت همراە وی بودند, پس از پایان مذاکـرات دور اول در عمان, نمایندگان آمریکایی آنرا مثبت قلمداد کـردند. 

حاکمان رژیم جمهوری اسلامی با تن دادن بە مذاکرات پیشنهادی آمریکا بر سر برنامە اتمی زمان را برای بقای حاکمتیشان خریدەاند و مسلمأ این مذاکـرات نیـز بە طول می انجامد  و این درست هدفی است کە جمهوری اسلامی بە دنبال آن است تا بە طول عمر حاکمتیش بیفزاید و زیاد برایش فرقی نکردە است کە با تن دادن بە مذاکرات تحمیلی آمریکا بی غیرت یا بی شرافت گشتە است مهم ادامە سلطە و حکومتداریش است.



سوی دیگر رژیم جمهوری اسلامی برخورد با مردم و بە ویژە با منتقدان و مخالفانش در داخل کشور است کە بەغیـر از برخی از کشورهای اروپایی و نهادهای حقوق بشری  دغدغەایی خاصتأ برای ایالات متحدە و شخص ترامپ "رئیس جمهور آمریکا" نیست کە اینـگونە برخورد دست حاکمان جمهوری اسلامی را برای ادامە نقض حقوق بشر و سرکوب روشن اندیشان و آزادیخواهان در داخل بازتـر کردە است, با نگاهی بە کارنامە این چند ماهه و سال گذشتە و پیشتر در می یابیم کە همچنان رژیم جمهوری اسلامی یکی از کشورهایی است کە در صدر ناقضین حقوق بشری در جهان می باشد. آمار اعدامها, برخورد با اقلیتهای مذهبی, ملیتی و قومیتی و تبعیض و سرکوب آزادیخواهان کماکان آماری نگران کنندە است کە رژیم ایران با بی توجهی بە هشدارهای بین المللی و نهادهای حقوق بشری و عفو بین الملل سرکوب و دستگیری و شکنجە و اعدام را در‌ برنامە برخورد با منتقدان, نویسندگان و روزنامەنگاران آزاد و آزادیـخواهان و فعالین حقوق بشری, قرار دادە است.


فشارهای جهانی و در رأس همە, آمریکا بر جمهوری اسلامی حول محور برنامە هستەایی و دست یابی رژیم ایران بە سلاح اتمی و همچنین توسعە نظامی و موشکی می باشد, بعد از حملە همە جانبە اسرائیل بە گروە حماس و آغاز نسبی برچیدە شدن گروههای نیابتی جمهوری اسلامی همچون حزب اللە در لبنان, حماس در غزە, حوثی های یمن و دولت بشار اسد در سوریە, تنها فشار و تهدید رژیم جمهوری اسلامی کە منطقە و جهان را نگـران کردە است دست یابی این رژیم بە سلاح اتمی می باشد کە همچنان کە بە آن پرداختە شد, با استارت مذاکرات مابین هیأت ایرانی, آمریکایی این تهدیدها نیز, حداقل فعلأ از سوی جمهوری اسلامی رفع و دفع شدە است. بە امید روزی کە فشار بین المللی بر جمهوری اسلامی بە دلیل نقض فاحش حقوق بشر در داخل کشور نیز بە دغدغە و نگرانی واقعی و اصلی برای جهان تبدیل شود و حاکمان مستبد و دیکتاتور جمهوری اسلامی برای سرکوب و کشتار مردم و آزادیخواهان در داخل کشور, محاکمە شوند تا دموکراسی و آزادی کە حق مردم است در ایران برقرار شود.