۱۴۰۴ اردیبهشت ۵, جمعه

رنج نامە رزگار بیگ زادە امیری زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان ارومیە از شرایط سخت زندان


 زندانهای جمهوری اسلامی برای محکـومین سیاسی محیطی زجرآور و مکانی است کە نە زندان, بلکە شکنجەگاهی است کە زندانیان برای اعترافات اجـباری با زجر و شکنجەهای قرون وسطایی شکنجەگران جمهوری اسلامی با آن مواجە هستند.


رزگار بیگ‌زاده بابامیری یکی از هزاران زندانی سیاسی محبوس در زندانهای جمهوری اسلامی است کە تحت شرایط سخت و هولناک در زندان ارومیە قرار دارد, این زندانی سیاسی کُرد, محبوس در زندان ارومیه با نوشتن نامه‌ای به شرح شکنجه‌های خود در بازداشت‌گاه‌های اداره اطلاعات در شهرهای بوکان و ارومیه پرداخت. او در این نامه کە در واقع رنج نامە می باشد تأکید کرده است کە تنها جرم او کمک به مردم در جریان خیزش زن، زندگی, آزادی بوده است کە با شلیک مأموران انتظامی مجروح می شدند و آسیب دیدە بودند.


رزگار بیگ زادە بابامیری در این نامه نوشته است که در ۱۳۰ روز بازداشت و بازجویی, تحت شکنجه‌های تخصصی شامل القای خفگی با آب و کیسه روی سر, اعدام صوری دار زدن و تیرباران, شوک الکتریکی به نقاط حساس بدن, و بی‌خوابی مستمر قرار گرفته است.


این زندانی سیاسی در ادامه نوشته مأموران با تهدید به کشتن او و ناپدید کردن پیکرش, به او گفتەاند کە دارای مصونیت قانونی هستند و به هیج کسی پاسخگو نخواهند بود.

در ادامه نامه, او با اشاره به آسیب‌های جسمی ناشی از شکنجه مانند ناشنوایی موقت گوش چپ, تأکید دارد تلاش‌هایش برای شکایت از بازجویان و بازپرس بی‌نتیجه مانده است.


به نوشته این زندانی سیاسی, پرونده‌ای در دادسرا تشکیل شده اما دادیار دادسرای نظامی به بهانه گذشت زمان آن را مختومه و از معرفی او به پزشکی قانونی جلوگیری کرده است, اقدامی که عملا به شکنجه‌گران او مصونیت داده است.


بر اساس این نامه, قاضی دادگاه انقلاب نیز در جریان رسیدگی به پرونده, در پاسخ به شکایت او و چند تن دیگر از متهمان پرونده درباره شکنجه, با تمسخر به آنان پاسخ داده است.


رزگار بیگ‌زاده بابامیری, به دلیل حضور در اعتراضات زن, زندگی, آزادی در شهر بوکان و تهیه دارو و امکانات درمانی برای مجروحان سرکوب اعتراضات پردامنه در این شهر, ۲۸ فروردین ۱۴۰۲ بازداشت شد.

رزگار بیگ زادە بابامیری ۴۷ ساله, پدر سه فرزند است که کوچک‌ترین آن‌ها زمان بازداشتش, ۲ ساله بود.

۱۴۰۴ اردیبهشت ۱, دوشنبه

حکم اعدام حمید حسین نژادحیدرانلو بە صورت مخفیانە در زندان ارومیە اجرا شد

 


بر اساس گزارشات رسیده حکم اعدام حمید حسین نژادحیدرانلو بە صورت مخفیانە در زندان ارومیە بە اجرا در آمدە است, این در حالی است کە خانوادە حمید حسین نژاد از چهارشنبە گذشتە هم زمان با انتقال حمید بە سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدام وی مقابل زندان ارومیە تحصن کردەاند, همچنین نهادهای امنیتی بە روناهی حسین نژاد دختر سیزدە ساله حمید حسین نژاد هشدار دادەاند کە در مورد وضعیت پدرش اطلاع رسانی نکند درغیر اینصورت او را تهدید کردەاند کە سرنوشتی همچون پدرش در انتظار او نیز خواهد بود. تهدید دختر سیزدە سالە حمید حسین نژاد از سوی نیروهای حفاظت زندان ارومیە و حفاظت اطلاعات سپاە پاسداران چالدران صورت گرفتە است.

حمید حسین‌نژاد حیدرانلو، متولد ۱۳۶۴، پدر ۳ فرزند و اهل روستای "سگریک" چالدران استان آذربایجان غربی است و در چند سال گذشته به سوخت‌بری و کاسبکاری مرزی مشغول بوده است.

در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۲ توسط نیروهای مرزبانی به همراه چند شهروند اهل افغانستان در مرز چالدران بازداشت و به بازداشتگاه اتباع خارجه این شهر منتقل شد.در این بازداشتگاه به مدت چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفت و سپس قرار بازداشت وی به قرار وثیقه تبدیل شد، اما به بهانه صدور حکم جلب به درخواست وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، وثیقه صادره مورد پذیرش قرار نگرفت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شد.

به مدت ۱۱ ماه و ۱۰ روز در  این بازداشتگاه امنیتی نگهداری و برای انجام اعترافات اجباری مبنی بر شرکت در درگیری مسلحانه نیروهای حزب کارگران کردستان با نیروهای مرزبانی که به کشته شدن ۸ نیروی مرزبانی منجر شده بود، مورد شکنجه‌های شدید جسمی و روانی قرار گرفت. او در اثر  این شکنجه‌ها  در حالی که سواد کافی نداشت مجبور به امضای برگه‌هایی شد که بازجویان امنیتی از قبل آماده کرده بودند. در این مدت از حق دسترسی به وکیل و ملاقات با خانواده محروم بود و تنها پس از ۸ ماه بازداشت موفق به تماس کوتاه تلفنی با خانواده‌اش شد. پس از ۱۱ ماه و ۱۰ روز  از بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه به زندان مرکزی این شهر انتقال یافت.

در هیاهوی مذاکرات هستەایی میان آمریکا و ایران, جمهوری اسلامی کماکان مشغول نقض حقوق بشر و سرکوب و زندانی منتقدان, آزادیخواهان و مخالفانش است.



هفتەایی کە گذشت اخباری مبنی بر دستگیری تنی چند از فعالین فرهنگی, سیاسی و حقوق بشری در جای جای ایران رسانەایی شد, همچنین در برخی از زندانهای ایران حکم اعـدام نیز برای متهمان اجرا شدە است و این در حالی است کە نشست مقامات ایرانی_آمریکایی برای توافق برنامە هستەایی جمهوری اسلامی همچنان یکی از خبرهای داغ ایران و جهان شدە است و رسانەهای خارجی با پوشش ویژە خبری بە آن پرداختەاند, رژیم جمهوری اسلامی نیز کماکان با نقض حقوق بشر و سرکوب و دستگیری در داخل فضا را مهیای سیاست های ضد بشری و خلاف دموکراسی یافتە است اخبار رسانەایی در داخل اگرچە بازتاب زیادی نداشتە است آنهم بە دلیل پوشش اخبار مذاکرات مقامات ایران_آمریکایی و اهمیت آن, خبرهایی مبنی بر ادامە دستگیری و سرکوب منتقدان و مخالفان و فعالین فرهنگی, سیاسی و حقوق بشری رسیدە است کە با استناد بە گزارشات رسانەایی سازمان حقوق بشری هەنگاو و وبسایت ایران وایر بە سە خبر می پردازم:   

١.سروه پورمحمدی از اعضای فعال سازمان مردم نهاد نوژین و مدرسین زبان کُردی جهت سپری نمودن دوران محکومیت پنج ساله خود بازداشت و به بند زنان زندان مرکزی سنندج که نهادهای حکومتی از آن به عنوان کانون اصلاح و تربیت نام می‌برند, منتقل شد.بر اساس گزارش رسیده به سازمان حقوق بشری هه‌نگاو، روز شنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۴ "۱۹ آوریل ۲۰۲, سروه پورمحمدی ۳۶ ساله و از مدرسین داوطلب زبان کُردی, پس از احضار به شعبه اجرای احکام سنندج بازداشت و جهت سپری نمودن دوران محکومیت پنج ساله خود به بند زنان زندان مرکزی سنندج منتقل شد. سروه پورمحمدی آبان ماه ۱۴۰۲ توسط شعبه ١ دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی کرمی به اتهاماتی شامل "تشکیل گروه و دسته‌جات به قصد بر هم زدن امنیت" به ١٠ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.حکم مذکور پاییز ۱۴۰۳ توسط دادگاه تجدیدنظر سنندج به ۵ سال حبس تعلیقی کاهش پیدا کرد و این حکم روز دوشنبه ۵ آذر همان سال رسماً به وی ابلاغ شد.سروه پورمحمدی روز یک‌شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ پس از مراجعه به دادگاه سنندج برای پیگیری پرونده اعضای بازداشت شده این انجمن, توسط نیروهای حکومتی بازداشت شد.وی در نهایت پس از دو هفته بازداشت و در تاریخ ٢٤ بهمن‌‌ماه همان سال, با تودیع وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از  بند زنان زندان مرکزی سنندج آزاد گردید.





۲.در ادامە دستگیری مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی در طی روزها و ماههای گذشتە, ماموستا لقمان امینی,امام جمعه مسجد جامع "چهار یار نبی" سنندج که در جریان جنبش "ژن, ژیان, ئازادی" بازداشت شده بود پس از احضار و مراجعه به دادگاه ویژه روحانیت همدان بازداشت شد. او پیشتر به تحمل حبس و تبعید محکوم شده بود.روز دوشنبه ١ اردیبهشت ماه ١٤٠٤ "٢١ آوریل ٢٠٢٥", ماموستا لقمان امینی, شخصیت مذهبی اهل سنندج پس از حضور در دادگاه ویژه روحانیت همدان بازداشت شد.ماموستا لقمان امینی پس از بازداشت به مکان نامعلومی انتقال یافته و از دلیل دقیق بازداشت این روحانی تاکنون اطلاع دقیقی در دسترس نیست.این شخصیت مذهبی کُرد پیشتر توسط دادگاه ویژه روحانیت همدان به اتهام "نگهداری سلاح کمری" به پنج سال حبس, از بابت اتهام "تبلیغ علیه نظام و به نفع احزاب کُردستانی" به یک سال حبس و در خصوص اتهام "تحریک به آشوب و حمایت از معترضان" به پنج سال حبس محکوم شده بود.بر طبق قانون تجمیع احکام, حکم اشد یعنی حکم پنج سال حبس این روحانی قابل اجرا خواهد بود.وی همچنین به خلع دائم لباس روحانیت, محرومیت مادام‌العمر از خطبه‌خوانی و دو سال تبعید به اردبیل جهت تتمیم مجازات محکوم شد.ماموستا لقمان امینی روز دوشنبه ١٠ بهمن‌ ماه ١٤٠١, در جاده سنندج به مریوان توسط نیروهای حکومتی بازداشت و روز چهارشنبه ٣ اسفند ماه همان سال با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت تا پایان مراحل دادرسی از بازداشت آزاد شد.





۳.فشار نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بر خانواده‌های زندانیان سیاسی همچنان ادامه دارد. در تازه‌ترین نمونه از این فشارهای سیستماتیک, روناهی حسین‌نژاد حیدرانلو, دختر ۱۳ ساله‌ حمید حسین‌نژاد حیدرانلو, زندانی سیاسی محکوم به اعدام, از سوی نیروهای یگان حفاظت زندان مرکزی ارومیه و همچنین نیروهای سپاه پاسداران شهرستان چالدران, تهدید به بازداشت شده است.

ماموران امنیتی با احضار یا تماس‌های مکرر با اعضای خانواده حسین‌نژاد, به‌صراحت به روناهی هشدار داده‌اند در‌صورتی‌که اطلاع‌رسانی درباره وضعیت پدرش ادامه یابد, او نیز با سرنوشتی مشابه روبه‌رو خواهد شد.
این تهدید مستقیم علیه یک کودک ۱۳ ساله, هم از سوی نیروهای حفاظت زندان ارومیه و هم در تماس‌های تلفنی از سوی حفاظت اطلاعات سپاه چالدران صورت گرفته است.
فعالان حقوق‌بشر, سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای مدافع حقوق کودک, باید در قبال چنین تهدیداتی واکنش فوری و عملی نشان دهند.
درهمین راستا، صبح روز جمعه ۲۹فروردین۱۴۰۴, پیمان خانزاده, رییس زندان مرکزی ارومیه، به خانواده حسین‌نژاد اطلاع داد که به دستور دادستان, اجرای حکم این زندانی متوقف شده است. با این حال, خانواده می‌گویند این خبر هنوز به‌صورت رسمی و کتبی ابلاغ نشده و هیچ امکان تماس یا ملاقات واقعی با او برایشان فراهم نشده است.
خانواده حمید حسین نژاد از چهارشنبه گذشته, هم‌ زمان با انتقال حمید به سلول انفرادی جهت اجرای حکم, مقابل زندان ارومیه تحصن کرده‌اند. همسر حمید, فرزند شیرخواره‌اش را در چالدران تنها گذاشته و روزهاست که همراه با حدود ۶۰ نفر از بستگان مقابل زندان مرکزی ارومیه تجمع کرده‌اند.








 


۱۴۰۴ فروردین ۲۴, یکشنبه

دو سوی سیاست رژیم ایران: ١.مذاکرات با آمریکا بر سر برنامە اتمی در جهت کاستن فشار و جلوگیری از احتمال حملە نظامی. ٢.نقض حقوق بشر در داخل و فشاری کە مردم در سایە رژیم تحمل می کنند.


 

سایە جنگ و فشار ایالات متحدە آمریکا بە جمهوری اسلامی, حاکمان و در صدر همە خامنەایی را واداشت کە روز شنبە ۱۲ آوریل ۲۰۲٥ در مسقط پایتخت عمان وزیر خارجە ایران و همراهان او با نمایندگانی از ایالات متحدە آمریکا بە صورت غیر مستقیم بر سر برنامە اتمی و هستەایی رژیم ایران کە بە دغدغە و نگرانی برای جامعە جهانی بخصوص اسرائیل همچون متحد منطقەایی آمریکا و همچنین ایالات متحدە تبدیل شدە است, مذاکرە کنند" البتە این دور اول این مذاکرات بود و طبق قرار روز شنبە ۱۹ آوریل ماە جاری اینبار در یکی از کشورهای اروپایی دور دیگری از مذاکرات نمایندگان دو کشور انجام خواهـد شد." 

قبل از عملی گشتن مذاکرە, خامنەایی مذاکرە با آمریکا را چە مستقیم چە غیر مستقیم, بی غیرتی و بی شرافتی عنوان کردە بود! اما طبق دکترین و سیاستهای رژیم جمهوری اسلامی و سابقەاش کە برای بقایش حاضر بە عقب نشینی است و همچنین ضعف و ناتوانی در برابر قدرت نظامی آمریکا " ترامپ تهدید کردە بود اگر حاکمان جمهوری اسلامی بە مذاکرە پیشنهادی آنها تن ندهند با عواقب آن کە حملە نظامی است روبرو خواهند شد."  با چرخشی ٣٦٠ درجە حاظر بە مذاکرەای شد کە یک سوی آن نمایندگان ایالات متحدە و در سوی دیگر عباس عراقچی وزیر امور خارجه و هیأت همراە وی بودند, پس از پایان مذاکـرات دور اول در عمان, نمایندگان آمریکایی آنرا مثبت قلمداد کـردند. 

حاکمان رژیم جمهوری اسلامی با تن دادن بە مذاکرات پیشنهادی آمریکا بر سر برنامە اتمی زمان را برای بقای حاکمتیشان خریدەاند و مسلمأ این مذاکـرات نیـز بە طول می انجامد  و این درست هدفی است کە جمهوری اسلامی بە دنبال آن است تا بە طول عمر حاکمتیش بیفزاید و زیاد برایش فرقی نکردە است کە با تن دادن بە مذاکرات تحمیلی آمریکا بی غیرت یا بی شرافت گشتە است مهم ادامە سلطە و حکومتداریش است.



سوی دیگر رژیم جمهوری اسلامی برخورد با مردم و بە ویژە با منتقدان و مخالفانش در داخل کشور است کە بەغیـر از برخی از کشورهای اروپایی و نهادهای حقوق بشری  دغدغەایی خاصتأ برای ایالات متحدە و شخص ترامپ "رئیس جمهور آمریکا" نیست کە اینـگونە برخورد دست حاکمان جمهوری اسلامی را برای ادامە نقض حقوق بشر و سرکوب روشن اندیشان و آزادیخواهان در داخل بازتـر کردە است, با نگاهی بە کارنامە این چند ماهه و سال گذشتە و پیشتر در می یابیم کە همچنان رژیم جمهوری اسلامی یکی از کشورهایی است کە در صدر ناقضین حقوق بشری در جهان می باشد. آمار اعدامها, برخورد با اقلیتهای مذهبی, ملیتی و قومیتی و تبعیض و سرکوب آزادیخواهان کماکان آماری نگران کنندە است کە رژیم ایران با بی توجهی بە هشدارهای بین المللی و نهادهای حقوق بشری و عفو بین الملل سرکوب و دستگیری و شکنجە و اعدام را در‌ برنامە برخورد با منتقدان, نویسندگان و روزنامەنگاران آزاد و آزادیـخواهان و فعالین حقوق بشری, قرار دادە است.


فشارهای جهانی و در رأس همە, آمریکا بر جمهوری اسلامی حول محور برنامە هستەایی و دست یابی رژیم ایران بە سلاح اتمی و همچنین توسعە نظامی و موشکی می باشد, بعد از حملە همە جانبە اسرائیل بە گروە حماس و آغاز نسبی برچیدە شدن گروههای نیابتی جمهوری اسلامی همچون حزب اللە در لبنان, حماس در غزە, حوثی های یمن و دولت بشار اسد در سوریە, تنها فشار و تهدید رژیم جمهوری اسلامی کە منطقە و جهان را نگـران کردە است دست یابی این رژیم بە سلاح اتمی می باشد کە همچنان کە بە آن پرداختە شد, با استارت مذاکرات مابین هیأت ایرانی, آمریکایی این تهدیدها نیز, حداقل فعلأ از سوی جمهوری اسلامی رفع و دفع شدە است. بە امید روزی کە فشار بین المللی بر جمهوری اسلامی بە دلیل نقض فاحش حقوق بشر در داخل کشور نیز بە دغدغە و نگرانی واقعی و اصلی برای جهان تبدیل شود و حاکمان مستبد و دیکتاتور جمهوری اسلامی برای سرکوب و کشتار مردم و آزادیخواهان در داخل کشور, محاکمە شوند تا دموکراسی و آزادی کە حق مردم است در ایران برقرار شود.

۱۴۰۴ فروردین ۱۸, دوشنبه

احتمال اجرایی شدن قریب الوقوع حکم اعدام پخشان عزیزی با رد دومین درخواست دادرسی وی" دو زندانی زن دیگر, وریشە مرادی و شریفە محمدی نیز در معرض خطر اعدام قرار دارند

 

پخشان عزیزی                   شریفە محمدی                 وریشە مرادی



از سوی دیوان عالی جمهوری اسلامی ایران دومین درخواست اعادە دادرسی حکم اعدام پخشان زندانی سیاسی کُرد محبوس در زندان اوین رد شد و خطر اجرایی شدن حکم اعدام وی همچنان وجود دارد.


مازیار طاطایی, وکیل پخشان عزیزی, در صفحه شخصی ایکس خود ضمن اعلام این خبر, نوشت: شعبه رسیدگی کننده دیوان عالی کشور, دومین درخواست اعاده دادرسی وکلای پخشان عزیزی را بدون مطالبه‌ی پرونده محاکماتی, رد و دفاعیات وکلای پخشان عزیزی را بلادلیل اعلام کرده است. چنین استدلالی از طرف شعبه رسیدگی کننده ملازمه با مطالبه پرونده محاکماتی دارد که متاسفانه انجام نشد.


بە غیر از پخشان عزیزی, وریشە مرادی زندانی زن سیاسی کُرد کە بە اتهاماتی همچون اتهامات وی بە اعدام محکوم شدە است و او نیز‌ در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارد. این دو زندانی زن سیاسی کُرد بە دلیل حضور در کردستان سوریە" روژاوا" و همیاری و همکاری مجروحان و آوارگانی کە توسط حملە و اشغال گروە تروریستی داعش بە مناطقی از کردستان آسیب دیدە بودند دستگیر, محاکمە و بە اعدام محکوم شدەاند دستگاە قضایی جمهوری اسلامی بدون در نظر گرفتن اقدام انسانی و بشر دوستانە آنان, بە دلیل آنچە ارتباط و عضویت این دو را با احزاب‌ کُردی کە علیە رژیم ایران هستند  متهم کردە است, اتهامی کە کاملأ بی اساس می باشد و هر کدام از پخشان عزیزی و وریشە مرادی آن را رد کردەاند و همـوارە یادآوری و حتی ثابت نیز کردەاند کە دلیل حضور آنان در سوریە کمک بە آورگان و مجروحان جنگی بودە است کە توسط گروە تروریستی داعش آسیب دیدە و آوارە شدە بودند.


زندانی زن دیگری کە کماکان حکم اعدام وی مانا ماندە است, شریفە محمدی اهل میانە می باشد کە فعال اجتماعی و سیاسی می باشد, وی در آذر ۱٤۰۲ بازداشت و در ۱٤ تیر ماە سال ۱٤۰۳ از سوی دادگاە انقلاب اسلامی رشت بە اتهام بغی بە اعدام محکوم شدە است. قاضی شریفە محمدی مصداق اتهام او را عضویت در تشکل کارگری " کمیتە هماهنگی برای کمک بە ایجاد تشکل های کارگری کە مربوط بە بیش از یک دهە قبل می باشد, دانستە است!


مجامع حقوق بشری و عفو بین الملل, صدور حکم اعدام برای این سە زندانی زن را محکوم کردەاند و در مورد اجرای حکم اعدام برای این سە تن بە جمهوری اسلامی هشدار دادەاند اما مسئولان قضایی و حکومتی جمهوری اسلامی کماکان با بی توجهی کردن بە درخواست نهادهای حقوق بشری و عفو بین الملل, درصدد اجرای حکم غیر انسانی اعدام برای آنان می باشند.

۱۴۰۴ فروردین ۸, جمعه

کمپین آزادی وریشە مرادی زندانی سیاسی محکوم بە اعدام: جان این زندانی سیاسی بە علت عدم رسیدگی پزشکی و درمانی در خطر است

 



کمپین آزادی وریشه مرادی, زندانی سیاسی کُرد محکوم به اعدام, در بیانیه‌ای اعلام کرد که جان این زندانی به علت عدم رسیدگی‌های پزشکی و درمانی در خطر است.

 این بیانیه می‌گوید خانم مرادی که در زندان اوین محبوس است بیش از ۳ ماه است که بنا بر نظر پزشک نیاز به جراحی و رسیدگی درمانی مستمر دارد. علیرغم وعده مسئولان زندان, هم‌چنان از اعزام او به بیمارستان جلوگیری می‌شود.

در این بیانیه آمده: پزشکان زندان اوین تایید کرده‌اند که وریشه مرادی باید به‌خاطر جراحات ناشی از جنگ کوبانی و ابتلا به دیسک گردن و کمر, تحت عمل جراحی قرار بگیرد. قرار بود تا روز سه‌شنبه ۲۸ اسفند ۱۴۰۳ او برای مداوا از زندان خارج شود اما تا کنون او از مداوا در خارج از زندان محروم شدە است.

 

وریشه مرادی ۱۰ مرداد ۱۴۰۲ نزدیکی فرودگاه سنندج بازداشت شد و در ۲۰ آبان ۱۴۰۳ به اتهام بغی به اعدام محکوم شده بود.


وکلای او معتقدند این حکم بدون در نظر گرفتن ایرادات حقوقی پرونده او صادر شده است و روند بررسی پرونده او عادلانه نبوده است.خانم مرادی در نامه‌ای اعلام کرد که پس از بازداشت خشونت‌آمیزش شکنجه شد و برای ماه‌ها از تماس با خانواده و وکیل محروم بودە است.

 

وریشە مرادی در زمینه کارهای اجتماعی و کمک به کودکان و زنان آواره در جنگ با داعش در سوریە "روژاوا" فعالیت می کرد.


گروه‌های حقوق بشری و فعالان مدنی حکم وریشه مرادی را محکوم کرده‌اند, به غیر از خانم مرادی, پخشان عزیزی, فعال اجتماعی کُرد نیز به اعدام محکوم شده است.

شریفه محمدی, فعال کارگری نیز دیگر زندانی زن سیاسی است که در سال گذشته به اعدام محکوم شدە است.

فشار نهادها و شخصیت های حقوق بشری همچنین هشدار سازمان عفو بین الملل بە مسئولان جمهوری اسلامی برای جلوگیری و لغو صدور حکم اعدام برای وریشە مرادی, پخشان عزیزی و شریفە محمدی, هنوز با موافقت مسئولان قضایی جمهوری اسلامی روبرو نشدە است کە این موضوع نگرانی هایی را برای نهادهای حقوق بشری و سازمان عفو بین المللی ایـجاد کردە است.

۱۴۰۴ فروردین ۵, سه‌شنبه

از تجمعات چماق به دستان در مخالفت با مراسمات نوروزی ارومیه تا دستگیری تعدادی از شرکت کنندگان مراسمات نوروزی در شهرهای کُردستان و برخی از نقاط ایران

 


امسال در اکثر شهرهای کُردستان ایران, مراسمات استقبال از عید نوروز با حضور چشمگیر مردم برگزار شد و مردم با رقص و پایکوبی و برافروختن آتش عیـد باستانی نوروز را جشن گرفتند.حضور انبوە مردم کُردستان در مراسمات نوروز امسال جلوەایی زیبا از اتحاد مردم در استقبال از عید باستانی نوروز را نشان داد. 


همزمانی عید نوروز امسال با ماە رمضان کە از نگاە حکومت جمهوری اسلامی همچون ماهی حرام تعریف شدە است و در این ماە باید مردم از شادی و رقص و پایکوبی در ملاءعام پرهیز کنند, هیچگونە خللی در برگزاری مراسمات پیشوازی از سوی کُردستانیان ایجاد نکرد و جمعیت انبوە مردم با حضور خود هم بە رژیم و مسئولان حکومتی دهن کجی کردند و هم بار دیگر ثابت کردند کە ملیت و باورهای ملی همـوارە از مذهب و دین ارجع تـر می باشد و کُردستان ایران این مهـم را همچون باوری راسخ اعمال کردە است. اگرچە در برخی از نقاط ایران همچون شیـراز, برخی مناطق تهران و بعضی شهرهای ایران نیز مراسمات استقبال از سال نو و نوروز برگزار شد و در بعضی جاها برخورد مأموران انتظامی نیز را با شرکت کنندگان بهمـراە داشت اما در شهرهای مختلف کُردستان بە دلیل حضور انبوە مردم, نیروی انتظامی مستقیمأ دخالت نکرد اما بدینحال نیز در ورودی شهرها مأموران انتظامی و سپاهی با بازدید و بازرسی شرکت کنندگان در تجمعات نوروزی را زیر نظر می گرفتند!


مراسمات نوروزی بە شیـوەایی کاملأ منظم در مناطق مختلف کُردستان برگزار شد, مردم از هر قشر و سن وسالی کە بودند با لباسهای رنگارنگ محـلی کُردی با رقص و پایکوبی بە استقبال از نوروز رفتند. حضور چشمگیر مردم دو هدف را دنبال کرد ۱: باور و اعتقاد ملی و ناسیونالیستی کە ریشە در فرهنگ مردم دارد ۲: دهن کجی بە رژیمی کە خوش ندارد مردم اینگونە با اتحاد دور هم جمع شدە و بە شادی و نشاط بپردازند چون رژیم واپسگرا و حاکمیون سیاەدل جمهوری اسلامی هم از تجمعات مردم هراس دارد هم با شاد و شعف بیگانە است خصوصأ همزمانی لحظە تحویل سال ۱٤۰٤ با سالگرد مرگ علی امام اول مذهب شیعە کە همچون مذهب رسمی در حاکمیت و قانون اساسی تعریف شدە است.


در شهر ارومیە یکی از مراسمات بی سابقە نوروزی برگزار شد کە جمعیت زیادی در آن با رقص و پایکوبی و برافروختن آتش جلوە بسیار زیبایی را بە نمایش گذاشتند. شهر ارومیە کە هم کُردها در آنجا ساکن می باشند هم آذری ها. با این وجود در مراسم نوروزی آذری ها نیز با کُردها عید نوروز را جشن گرفتند چون عیـد نوروز یکی از اعیادی است کە بە غیر از فارس و کُرد از سوی آذری ها نیز همچون عیدی باستانی و ملی بە حساب می آید و اما این رویداد بە دلیل مقارن بودن با ماە رمضان و همزمانی با سالگرد ضربت خوردن و کشتە شدن امام علی همچون امام اول شیعە کە اکثر آذری ها در ارومیە و حتی کل ایران شیعی مذهب هستند بە بهانەایی تبدیل شد تا چماق بە دستانی کە خود را همچون عاشقان ولایت علوی معرفی کردند در ارومیە ظاهر شدند! عدەایی چماق بە دست با تهدید مردم بە ویژە مردم کُرد ارومیە بە خیابان سرازیر شدند و نسبت بە آنچە کە از دیدگاە آنان هتک حرمت بە باورهای مذهبی آنها شدە است با شعار دادن و حیدر حیدر گویان با چرخاندن چماق در دستانشان مردمی را تهدید کردند کە با شادی و نشاط بە استقبال از عید باستانی و ملی خود رفتە بودند!


پیش قراول جمعیت چماق بە دست نادر قاضی زادە نمایندە چند دورە مجلس شورای اسلامی و نمایندە ولی فقیە و چندی از فرمانده های سپاهی بودند کە این نیز ثابت می کند کە این حرکت, حرکتی خودجوش نبودە است بلکە خط و نشان کشیدن غیر مستقیم حکومت بود تا حامیان واپس گرایش را در مقابل مردمی قرار دهد کە قصدشان همزیستی مسالمت آمیز و ترویج شادی و نشاط است, حرکتی کە جمهوری اسلامی کاملأ با آن بیگانە است و تا آنجایی کە در توان دارد می خواهد کە مردم را از هر طیف و ملت و یا قومی کە باشند در برابر هم قرار دهد چون از اتحاد مردم هراس دارد.


چماق و باتوم زبان رسمی سرکوب جمهوری اسلامی در برخورد با کسانی است کە مخالف اندیشەهای واپس گرایانە آنها هستند, اما اکثریت مردم آذری در ارومیە این حرکت سیستماتیک جمهوری اسلامی را محکوم کردەاند و همزیستی و اتحاد با کُردها و سایر ملیتها را تنها راە مقابلە با رژیمی می دانند کە در تضاد با همدلی و اتحاد مردم درصدد ایجاد تفرقە و فتنەگری می باشد.



همچنانکە در یکی از مطالب قبلی در مورد حضور مردم در کُردستان در استقبال از‌ نوروز نوشتە بودم و اشارە کردە بودم کە اگرچە بنا بە حضور انبوە مردم و خواستە اکثریت رژیم ناچار است کە تن بە خواستە مردم بدهد اما بعد از اتمام تجمعات و مراسمات شروع بە بازداشت و دستگیری افراد می کند و بە بهانەهای برهم زدن امنیت ملی و عضویت در احزاب و اپوزیسونهای مخالف رژیم با آنها برخورد می کند و با صدور حکمهای قضایی راهی زندانشان می کند.  


طبق اخباری کە رسانەایی شدە است طی چند روز گذشتە در برخی از شهرهای کُردستان ایران و استان فارس و خراسان از سوی مأموران امنیتی و انتظامی تعدادی را بە دلیل حضور در مراسمات نوروزی و ترغیب و تشویق مردم در تجمعات استقبال از نوروز باستانی دستگیر کردەاند کە تا بحال از سرنوشت تعداد زیادی از آنها اطلاعی در دست نیست, اما این دستگیریها و برخورد با برخی از شرکت کنندگان از شـکوە و عظمت حضور چشمگیر مردم در مراسمات استقبال از نوروز باستانی کم نخواهد کرد و آنچە اهمیت داشت و دارد اتحاد, یکدلی و هم آوایی مردمی بود کە با قدرت حداکثری در مقابل رژیمی ایستاد کە در مخالفت با اتحاد مردم همـوارە درصدد ایجاد تفرقە و فتنە است.

۱۴۰۴ فروردین ۱, جمعه

مهاجرانی کە برای زندگی بە استقبال مرگ می روند, آمار مرگ و میر مهاجران, کماکان سیر صعودی دارد!

 


سال گذشته میلادی تعداد مرگ‌ و میر مهاجران در سراسر جهان به بالاترین سطح خود رسید. طبق گزارش سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM), در سال ۲۰۲۴ دست‌کم ۸۹۳۸ مهاجر در مسیر مهاجرت جان خود را از دست داده‌اند. 


این آمار از رکورد سال ۲۰۲۳ که ۸۷۴۸ نفر گزارش شده بود, فراتر رفته است. طبق آمار سازمان بین‌المللی مهاجرت در سال گذشته ۲۴۵۲ مهاجر در مسیر دریای مدیترانه جان خود را از دست داده‌اند.این رقم همچنان کمتر از آمار سال‌های ۲۰۱۶, ۲۰۱۷ و ۲۰۲۳ است.


سازمان بین‌المللی مهاجرت وابسته به سازمان ملل متحد از سال ۲۰۱۴ اقدام به ثبت آمار مرگ‌ومیر مهاجران کرده است. از آن زمان تاکنون بیش از ۷۴ هزار مهاجر به عنوان "جان‌باخته یا ناپدیدشده" ثبت شده‌اند.


 با این حال به گمان این سازمان تعداد واقعی قربانیان بسیار بیشتر از آمار رسمی باشد, زیرا همه اجساد پیدا و ثبت نمی‌شوند.تعداد مرگ‌ و میرهای ثبت‌شده در ظرف پنج سال گذشته به‌طور مداوم در حال افزایش بوده است. 


از سال ۲۰۲۲ حداقل ۱۰ درصد از این مرگ‌ و میرها ناشی از خشونت بوده‌اند.قاچاقچیان انسان و باندهای تبهکار اغلب مهاجران را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند تا از آنها اخاذی کنند.برخی دیگر توسط مقامات دولتی بازداشت شده و در شرایط اسفناک, مانند اردوگاه‌های لیبی نگهداری می‌شوند. شماری از مهاجران نیز هنگام تلاش برای رسیدن به سواحل کشورهای دیگر با قایق‌های نامناسب جان خود را از دست می‌دهند.


طبق تعریف سازمان بین‌المللی مهاجرت هر فردی که محل زندگی خود را ترک کند, صرف‌نظر از دلایل, مدت زمان و ماهیت اجباری یا اختیاری این جابه‌جایی, مهاجر محسوب می‌شود. برخی از مهاجران به دلیل جنگ یا آزار و اذیت درخواست پناهندگی می‌کنند بنابراین, تمامی پناهجویان مهاجر هستند, اما همه مهاجران پناهجو محسوب نمی‌شوند.


منبع : وبسایت دویچە ولە فارسی" Dw فارسی "

۱۴۰۳ اسفند ۲۸, سه‌شنبه

رفع حصر مهدی کروبی" امتیازی برای اصلاح طلبان" در جهت بقای رژیمی کە بە سرنگونی نزدیک شدە است.


 

مهدی کروبی کە همـراە میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و بە دنبال اعتراضات سال ۱۳٨٨ بە دلیل آنچە تقلب در انتخابات ریاست جمهوری عنوان کردە بودند از سوی حاکمیت جمهوری اسلامی بە حصر خانگی محکوم شدە بودند رفع حصر شد. 


خبر رفع حصر مهدی کروبی را حسین کروبی فرزند وی بە رسانەها اعلام کـرد.

حسین کروبی در مورد رفع حصر پدرش گفتە است کە مأموران امنیتی در دیدار با مهدی کروبی اعلام کردەاند کە طبق دستور رییس قوە قضائیه حصر وی برداشتە می شود اما بە لحاظ مسائل امنیتی و حفاظتی تا تاریخ ۲۰ فروردین ۱٤۰٤ در محل اقامت وی حضور خواهند داشت و در آن زمان از منـزل خارج خواهند شد.


مسئولان امنیتی بە مهدی کروبی گفتەاند کە پروسە رفع حصر میرحسین موسوی و زهرا رهنورد نیز طی چند ماە آیندە انجام خواهد شد.


چهاردە سال از حصر مهدی کروبی بە همراە میرحسین موسوی و زهرا رهنورد گذشتە است و در طول این چهاردە سال در حالیکە درخواستهای زیادی از سوی مسئولان دولتی و حکومتی مبنی بر رفع حصر آنها شدە بود اما هر بار درخواستها با پاسخ رد مسئولان قوە قضائیە و البتە شخص خامنەایی روبرو شدە بود.حتی نهادهای حقوق بشری و برخی کشورهای اروپایی نیز هرزگاهی از مسئولان جمهوری اسلامی درخواست رفع میرحسین موسوی, زهرا رهنورد و مهدی کروبی را می کردند اما هموارە پاسخ بە درخواست آنان نیز منفی بود.


اگر از کارنامـە و رزومە مهدی کروبی و مسئولیتهای گذشتە او در پستهای مختلف دولتی و حکومتی بگذریم از زمانی کە بە همراە میرحسین موسوی در رقابت با محمود احمدی نژاد برای ریاست جمهوری در سال ۱۳٨٨ بە جبهە اصلاحات نزدیک شد و همراە مردم مطالبەگری شد کە جمهوری اسلامی و مسئولان حکومتی را بە تقلب در انتخابات بە نفع احمدی نژاد دانستند و ماهها, خیابانهای تهران و بسیاری از شهرهای ایران مملو از مردم معترضی شد کە می خواستند رأی آنها بە نفع منتخب آنها " میرحسین موسوی " برگردد. جنبش سـبز, خیزشی بود کە بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳٨٨ از سوی معترضان بە انتخابات و مخالفان جمهوری اسلامی بە راە افتاد و رژیم جمهوری اسلامی را با چالشی چندین ماهە روبرو ساخت کە از شروع حاکمتیش بی سابقە بود. جبهە اصلاحات کە در موازات اصولگرایان حرکت می کرد با دستگیری میرحسین موسوی و تعداد زیادی از اصلاح طلبان, ضعیف شد تا موازنە قدرت بە نفع اصولگرایان تغییر یابد اما بە طور کلی از میان نرفت و همچون سوپاپی اطمنیان تاکنون نیز در خدمت حاکمیت جمهوری اسلامی می باشد. 

اگرچە سیاست و خط مشی اصلاح طلبان نیز برای مردم در ایران رو شدە است و اعتراضات مردمی در آبانماە ۱۳۹٨ و خیزش سراسری ۱٤۰۱ کە بە حاکمیت معترض بودەاند فریاد می زدند:


                    اصلاح طلب, اصولگـرا, دیگە تمومە ماجـرا 


مردم در داخل ایران از جبهە اصلاحات نیز فاصلە گرفتەاند و برای جامعە مشخص شدە است کە در‌ چهارچوب رژیم جمهوری اسلامی هر حزب یا سازمانی کە وجود داشتە باشد در راستای سیاست های جمهوری اسلامی حرکت می کند و برای بقای حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی از قوانین حاکمیت تبعیت می کند.

بعد از انتخابات رئیس جمهوری سال ۱۳٨٨ کە انجام آن همچنانکە بە آن اشارە شد بە اعتراضات مردم منجـر شد, حضور مردم در انتخاباتهای رئیس جمهوری, مجلس و شوراها آن حضوری نبودە است کە حاکمیت از آن انتظار داشتە است و هموارە مردم آزادیخواە در ایران مترصد فرصتی هستند تا برای مطالبات و آزادی و یکسانی برابر حاکمیت مستبد جمهوری اسلامی قرار بگیرند. 


فشارهای بین المللی بە ویژە فشارهای آمریکا و اسرائیل بە دنبال حملە حماس بە خاک اسرائیل و جواب قاطع اسرائیل با همکاری آمریکا بە حماس, بر رژیم ایران کە حمایتش از گروههای نیابتی همچون حزب اللە, حماس ، حوثی های یمن بە ناامنی خاورمیانە منجر گشتە است, موقعیت خارجی جمهوری اسلامی را در وضعیتی ناپایدار قرار دادە است. 



همە اینها بە دلایلی منجر شدە است تا حاکمیت جمهوری اسلامی بە دنبال تقویت وحدت داخلی و همچون دورەهای گذشتە حاکمیتش دست بە دامان جبهە اصلاح طلبان بشود البتە بە زعم خودش چون دیگر حنایش رنگـی ندارد و در حالتی بسر می برد کە احتمال سرنگونی‌ حاکمیت چهل و هفت سالەاش بیش از بیش نزدیک شدە است. بەغیر از فشارهای آمریکا و اسرائیل وضعیت بد اقتصادی و تورم بی سابقە کە شرایط زندگی را برای عمدە مردم ایران سخت کردە است همچنین نقض گستردە حقوق اقلیتهای ملیتی و مذهبی همچنان یکی از فشارهایی است کە مستبدان حاکم ایرانی برای برخورد با مخالفان و آزادیخواهان بە آن پایبند هستند حجم فشارها بر رژیم را صد چندان کردە است.


مسلمأ این حجم از چالشهای قرار گرفتە در برابر جمهوری اسلامی را نە رفع حصر کروبی و موسوی و نە سیاست های کنونی رژیم ایران بە بقایش یاری می رساند.



هم پیمان سنتی این چند سالە جمهوری اسلامی " روسیە " و شخص پوتین نیز با رئیس جمهوری کنونی ایالت متحدە "دونالد ترامپ " همراه شدە است و محال است کە روسیە, حکومت منزوی شدە و تحت فشار بی سابقە جمهوری اسلامی را بە آمریکا ترجیح دهد ...

۱۴۰۳ اسفند ۲۵, شنبه

مای ساتو گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران: ۹۴ درصد از اعدام‌های زندانیان سیاسی در ایران متعلق به کُردها, بلوچ‌ها و عرب‌ها می باشد.


          "مای ساتو, گزارشگر ویژە سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران"

گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران, خانم مای ساتو در گزارش تازه‌ای که روز چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ منتشر شد, نسبت به افزایش شدید اعدام‌ها و نقض گسترده حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد.

بر اساس این گزارش, از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ دست‌کم ۱۵۴ زندانی سیاسی در ایران اعدام شده‌اند. از این میان:

۴۹٪ کُرد

۲۹٪ بلوچ

۱۶٪ عرب

این آمار نشان‌دهنده تبعیض سیستماتیک علیه اقلیت‌های ملی در ایران است که به‌طور خاص هدف سرکوب‌های شدید قرار دارند.


مای ساتو در این گزارش, استفاده گسترده از مجازات اعدام در ایران را یکی از مهم‌ترین بحران‌های حقوق بشری دانسته و بار دیگر خواستار توقف فوری اعدام‌ها و لغو مجازات اعدام, به‌ویژه برای کودکان مجرم شده است.


این گزارش که بر اساس قطعنامه ۵۵/۱۹ شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه شده است, به ابعاد جنسیتی و اجتماعی تبعیض‌های سیستماتیک در ایران نیز پرداخته و تأکید کرده که سیاست‌های جمهوری اسلامی به شکلی سازمان‌یافته حقوق اقلیت‌های ملی را نقض می‌کند.



این در حالی است کە کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام, اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در روز سه‌شنبه هر هفته در اعتراض نسبت به گسترش و استمرار اعدام‌ها در ایران, از بهمن ماه ۱۴۰۲ در زندان‌های ایران شروع شده است و تا کنون ادامه یافته است. این زندانیان در اعتراض به مجازات اعدام و مخالفت با آن به عنوان مجازاتی غیرانسانی و جبران‌ناپذیر, بدون توجه به نوع اتهام یا انگیزه‌ها و اعتقادات محکومین به اعدام, خواستار لغو این مجازات می‌باشند. زندان‌هایی که جمعی از زندانیان در آن‌ها کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام را برگزار می‌کنند ۳۶ زندان را در بر می‌گیرد. از شروع اعتصاب‌ها هر‌ هفته زندانیان اعتصابی با انتشار بیانیه‌ای آخرین مواضع خود را اعلام می‌نمایند. زندانیان اعتصابی از دیگر زندانیان در زندان‌های مختلف ایران خواسته‌اند به این کارزار بپیوندند. همچنین از مردم و وجدان‌های بیدار در سراسر جهان خواستند تا برای لغو حکم اعدام و مقابله با آن از کارزار سه‌شنبه‌های نه به اعدام حمایت کنند. این کارزار در ۳۸ زندان در ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ پنجاه و نهمین هفته اعتصاب در سه‌شنبه‌های نه به اعدام را پشت سر گذاشت.


در ۱۸ اسفند ۱۴۰۳ بند زنان زندان سپیدار اهواز به این کارزار پیوست. در بیانیه این کارزار آمده است: حکومت مستبد در ایران همچنان ماشین کشتار خود را بدون توقف به پیش می‌برد, به‌طوری که از ابتدای اسفند تاکنون قریب ۱۰۰ تن و تنها در روز ۱۱ اسفند ۲۸ تن را اعدام کرده‌است.