۱۳۹۸ شهریور ۶, چهارشنبه
۱۳۹۸ مرداد ۳۱, پنجشنبه
درخواست اقدام فوری برای آزادی بیان، آزادی انجمنها و تجمعات در ایران
مقامات ایران همواره در طول سالهای گذشته سرکوب و نابودی جامعه مدنی مستقل را در دستور کار قرار دادهاند. در شرایط کنونی، فضای مدنی به میزان هشداردهندهای بسته شده است و مسئولان از هیچ روشی برای بسط گفتارهای «جامعهمدنی-هراسی» فروگذار نمیکنند.
فعالان جامعه مدنی، خصوصا فعالان محیط زیست، فعالان حوزه کارگری، فعالان اتحادیههای کارگری و اتحادیه معلمان و مدافعان حقوق بشر با اتهامات بیاساس تحت پیگرد قضایی قرار دارند.
هشت فعال محیط زیست هماکنون با اتهامات مرتبط به جاسوسی در زندانهای ایران زندانیاند. چهار نفر از آنها اتهام سنگین دیگری را با عنوان «فساد فیالارض» در پرونده دارند. اتهاماتی که میتواند در صورت پابرجا ماندن، حکم مرگ به همراه داشته باشد.
این در حالی است که دکتر کاووس سید امامی، یکی دیگر از فعالان متخصص محیط زیست که او نیز در بازداشت به سر میبرد، در زندان جان سپرد و شرایطی که منجر به مرگ او شد، همچنان نامشخص است.
مدافعان حقوق بشر و وکلای آنها هدف اذیت و آزار شدید و احکام غیرعادلانه هستند. از آن میان میتوان به پرونده نسرین ستوده، یک وکیل حقوق بشری اشاره کرد که به تحمل 38 سال زندان و 148 ضربه شلاق محکوم شده است. یا میتوان به پرونده نرگس محمدی، یکی از مدافعان حقوق بشر در ایران اشاره کرد که به علت فعالیتهای صلحآمیز خود به 16
سال زندان محکوم شده است.
دولت ایران همچنین همواره در تلاش بوده است تا آزادی بیان را محدود کند. هماکنون مجلس شورای اسلامی در حال بررسی طرحی تحت عنوان «سازمان نظام رسانهای» است تا به موجب آن سازمانی شکل گیرد، که در صورت تصویب، مسئولیت اعطا یا لغو مجوز کار روزنامهنگاران را بر عهده خواهد داشت و میتوان از آن به مثابه مرگ روزنامهنگاری مستقل در ایران نام برد.
نقض حقوق بشر در ایران به علت عدم استقلال دستگاه قضایی با وخامت بیشتری روبهرو است. از همین رو و با توجه به فضای بسته مدنی در ایران و مصونیت مقامات ایران از مجازات، ما از شرکای خود در عرصه جامعه مدنی میخواهیم تا به ما بپیوندند و با امضای این طومار، خواستار پاسخگویی مقامات ایران در زمینه نقض گسترده حقوق بشر شوند.
درخواستهای اصلی:
ما، امضا کنندگان این طومار، از دولت ایران میخواهیم مطابق اعلامیه حقوق بشر سازمان ملل متحد، ICCPR، بیانیه ملل متحد در ارتباط با مدافعان حقوق بشر و قطعنامههای 22/6، 27/5 و 27/31 شورای حقوق بشر ملل متحد، در قانون و در اجرا شرایط مناسبی را برای فعالان و سازمانهای جامعه مدنی ایرانی ایجاد کند و در تداوم آن بکوشد.
ما همچنین در ارتباط با محدودیتهای جامعه مدنی در ایران از دولت ایران میخواهیم که:
به حقوق مدنی شهروندان خود برای ایجاد و فعالیت آزادانه و مستقل سازمانهای جامعه مدنی احترام بگذارد و هر گونه قانون یا رویهای را که به صورت ناعادلانه حق آزادی تجمعات و انجمنها را در ایران محدود میکند، لغو یا از دستور کار خارج کند.
حق تجمع صلحآمیز شهروندان را به رسمیت بشناسد و سیاستی را در این باره در پیش بگیرد که مطابق استانداردهای بینالمللی باشد و برای برگزاری تجمع صلحآمیز تنها باید به خبر دادن به مقامات مرتبط نیاز باشد و نه به کسب «مجوز» رسمی.
اتحادیههای کارگری را قانونی تلقی کند و محیطی برای آنها فراهم آورد تا این اتحادیهها بتوانند بر اساس کنوانسیونهای سازمان بینالمللی کار، بدون ترس از بازداشت و دیگر عواقب امنیتی آزادانه به موضوعاتی بپردازند که زندگی و کار اعضای آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.
از گره زدن فعالیتهای مدنی با اتهامات بیاساس امنیتی بپرهیزد و امکان فعالیت مشروع فعالان مدنی را بیآنکه با مانع یا آزار و اذیت قانونی و اداری مواجه شوند، تضمین کند.
همه محدودیتهای تعریفشده در قوانین کیفری و قوانین جرایم سایبری را اصلاح کند به طوری که با استانداردهای بینالمللی حقوق بشر و جامعه مدنی مطابقت پیدا کنند.
از تصویب هر گونه قانون، از جمله سازمان نظام رسانهای جمهوری اسلامی که سانسور یا کنترل محتوای رسانههای مرسوم یا شبکههای اجتماعی آنلاین را ممکن میکند، بپرهیزد و اطمینان حاصل کند که آزادی بیان در همه اشکال محافظت میشود.
فورا و بدون قید و شرط همه نمایندگان جامعه مدنی، مدافعان حقوق بشر و شهروندانی را که به علت دفاع و بهرهگیری از حقوق بنیادین خود در زمینه آزادی انجمنها، تجمعات صلحآمیز و آزادی بیان دستگیر شدهاند، آزاد کند.
منبع : رادیو زمانه
۱۳۹۸ مرداد ۲۷, یکشنبه
سالروز اعلام جهاد خمینی به کردستان
چهل سال پیش و در مورخه بیست و هشتم مرداد ماه سال هزار و سیصد پنجاه و هشت از سوی خمینی بر علیه کردستان اعلام جهاد شد و نیروهای ارتش و سپاهی با لشکر کشی گسترده به کردستان باعث جنگ و ویرانی و آوارگی بسیاری از مردم آنسامان شدند ؛ خمینی و زیر دستان مزدورش به بهانه حمله و سرکوب احزاب کردی همچون حزب دمکرات کردستان ایران و کومله دست به جنایاتی هولناک زدند که نمونه آن را در تاریخ معاصر ایران کمتر میتوان به یاد آورد ؛ بعد از وقوع انقلاب در ایران احزاب کردی در مناطق کردنشین دست به فعالیتهای علنی زدند و به دلیل محبوبیتی که از سوی مردم دارا بودند در مدت زمان خیلی کم پایگاه مردمی خود را پس از دهه ها روئیت کردند . به خصوص حزب دمکرات کردستان که تاسیسش به دهه ها قبل از وقوع انقلاب باز میگردید ؛ آنزمان و در بحبوحه به قدرت گرفتن جمهوری اسلامی از سوی رهبران حزب دمکرات خیلی سعی شد که از درگیری و منازعه پرهیز شود و از سوی مرکزیت نیز برای مذاکره با سران و رهبران جنبش آزادیخواه کردستان ایران و در صدر آنها حزب دمکرات کردستان اشخاصی همچون طالقانی و زنده یاد داریوش فروهر و .. به شهرهای کردستان همچون مهاباد و سنندج عازم شدند و مذاکره کنندگان اگرچه انجام آنرا مثبت ارزیابی کردند و بر حق و حقوق ملت کرد و درخواستهای آنان از حکومت مرکزی آری گفتند و قول همکاری دادند اما در عمل آنچه که همگان منتظرش بودند به وقوع نپیوست و خمینی با همفکری اتاق فکر معیوبش باوری به راه حل مسالمت آمیز با رهبران کرد نداشت و با اعلام جهاد بر ضد جنبش آزادیخواهانه و حق طلبانه کردستان طی فرمانی که ناشی از خوی جنگ طلبی و تاریک اندیشی وی داشت اعلام جهاد کرد و نیروهای مسلح تحت فرمان خمینی با لشکر کشی که به کردستان داشتند شروع به جنگی نمودند که مدافعانش احزاب کردستان ایران و مردم بی دفاع بودند ؛ این هجوم وحشیانه باعث خسارتهای زیاد جانی و مالی به مردم بی گناه نیز شد و خانه و کاشانه زیادی از مردم آماج یورش ضد بشری نیروهای مسلح رژیم ایران گردید. حملات گسترده نظامیان مسلح تحت فرمان خمینی با دفاع همه جانبه احزاب کردی مواجه شد که باعث خسارت و کشته شدن بسیاری از نظامیان حکومتی شد ؛ کشتار افراد بیگناه و به آتش کشیدن مزارع و باغهای مردم از نکات تاریک این لشکر کشی بود که به کشته شدن عده کثیری از مردم بیگناه و خسارات جبران ناپذیری منجر شد ؛ قبل از اینکه این لشکر کشی به کردستان رخ دهد دکتر قاسملو دبیر کل حزب دمکرات کردستان ایران در سخنرانی و میتینگی که با حضور جمعیتی ده هزار نفری در مهاباد داشتند از وقوع جنگ هشدار دادند و راه حل مساله کردستان را تنها مسالمت آمیز می دانستند ؛ ایشان با اشاره به جنگهای معاصری همچون جنگ جهانی دوم پافشاری و اصرار زیادی داشتند که با هر امتیازی که از سوی مرکزیت به کردها و کردستان داده شود موافقت می کند ولی در صورت موافقت و به رای گذاشتن آن با مردم کردستان ؛ اگرچه عده ای نیز بودند که آنرا دادن امتیاز به حکومت مرکزی می پنداشتند و موافق ایده های دکتر قاسملو بودند اما دکتر قاسملو تا آنجایی که در توان داشت اصرار بر راه حل مسالمت آمیز مساله کردستان داشت و با توجه به مخالفتهایی که در کردستان نیز با او شد اما ایشان خطر جنگ و آوارگی مردم را احساس می کرد و اما با توجه به این همه تلاش که از سوی دکتر قاسملو و طیف زیادی از روشنفکران کردستان به عمل آمد دست آخر اینی شد که خمینی انجام داد و با اعلام جهادی مسلحانه بر کردستان مسلط شدند و احزاب و جریانات سیاسی برای حفظ جان و مال مردم شهرها را تخلیه نمودند و برای ادامه مبارزه به خارج از شهرها و مناطق مرزی رفتند ؛اگر چه یورش و حمله نظامیان حکومتی به بهانه سرکوب احزاب و جریانات مخالف بود ؛ مردم بی گناه نیز آماج این حملات مسلحانه قرار گرفتند که قتل عام مردم در روستاهای قارنا و قلاتان ؛ اگریقاش ؛ قه ره گول و جنگهای سی وسه روزه در سنندج و سایر شهرها و روستاهای کردستان و اعدام پنجاه و نه نفر در مهاباد نمونه بارز این درنده خویی بود که به وقوع پیوست ؛ تبعیض و سرکوب ملت کردستان از اول انقلاب و حتی قبل از آن نیز و تا حال نیز ادامه دارد و سیاستهای حکومت سرکوبگر ولایت فقیه بر ضد ملت کرد کماکان نیز ادامه دارد ؛ برخورد قهر آمیز با طیف روشنفکر جامعه کردستان و..
احزاب و جریانات سیاسی همچون حزب دمکرات عملا در کردستان ایران حضور ندارند و مگر با اعمال تروریستی در خارج از مرزها از سوی سردمداران ولایت فقیه و مزدورانشان بخواهند با آنان برخورد کنند همچون ترور دکتر قاسملو در اتریش و ترور دکتر شرفکندی در آلمان و صدها ترور دیگر ... چهل سال از اعلام جهاد خمینی بر ضد ملت کردستان گذشته است اما کشتار ؛ زندانی و اعدامهای سیاسی و عقیدتی در کردستان کماکان ادامه دارد حتی رژیم و نیروهای مسلحش به کاسب کاران کرد نیز رحم نمی کنند و روز نیست که اخبار مربوط به تیراندازی مستقیم نیروهای انتظامی و سپاهی به کولبران کرد به گوش نرسد و این قلع و قمع و کشتار سیستماتیک مردم کرد در ادامه جهادی است که خمینی چهل سال پیش بر ضد مردم آنسامان دستورش را داده بود و اگر چه خمینی مرده است اما رهروان راه واهی و تاریکش همچنان بر مسند قدرت تکیه زده اند و نه تنها با مردم کردستان بلکه با هر کس و ملت و قومیتی که سیاست و فکرش با آنان همخوانی نداشته باشد برخورد می کند ...
احزاب و جریانات سیاسی همچون حزب دمکرات عملا در کردستان ایران حضور ندارند و مگر با اعمال تروریستی در خارج از مرزها از سوی سردمداران ولایت فقیه و مزدورانشان بخواهند با آنان برخورد کنند همچون ترور دکتر قاسملو در اتریش و ترور دکتر شرفکندی در آلمان و صدها ترور دیگر ... چهل سال از اعلام جهاد خمینی بر ضد ملت کردستان گذشته است اما کشتار ؛ زندانی و اعدامهای سیاسی و عقیدتی در کردستان کماکان ادامه دارد حتی رژیم و نیروهای مسلحش به کاسب کاران کرد نیز رحم نمی کنند و روز نیست که اخبار مربوط به تیراندازی مستقیم نیروهای انتظامی و سپاهی به کولبران کرد به گوش نرسد و این قلع و قمع و کشتار سیستماتیک مردم کرد در ادامه جهادی است که خمینی چهل سال پیش بر ضد مردم آنسامان دستورش را داده بود و اگر چه خمینی مرده است اما رهروان راه واهی و تاریکش همچنان بر مسند قدرت تکیه زده اند و نه تنها با مردم کردستان بلکه با هر کس و ملت و قومیتی که سیاست و فکرش با آنان همخوانی نداشته باشد برخورد می کند ...
۱۳۹۸ مرداد ۲۱, دوشنبه
کشتار بی وقفه کولبران در کردستان ایران
کردستان بخش غرب و شمالغربی در ایران بدلیل بی توجهی و کم توجهی حکومتهای مرکزی همواره محروم بوده است و محرومیت کردستان باعث و سبب بی امکاناتی مردمان آن سامان شده است ؛ نبود فرصت کار و شغل مناسب از آنجا که منابع شغلی همچون کارخانجات در کردستان یا وجود ندارد یا در حد خیلی کم و تبعیض مسئولین حکومتی و دولتی باعث شده است که مردمان آنسامان برای امکان کار به سایر مناطق همچون مناطق مرکزی ایران کوچ کنند و در کارگاههای آجر پزی و شغلهایی از این دست مشغول کار شوند و در این راه با مشکلات زیادی روبرو هستند ؛ همچون دوری از محیط زندگی و نبود مسکن کافی و مشکلات زیادی که جلوی روی آنان قرار دارد . آندسته از مردم محرومی که خانه و کاشانه را ترک نمی کنند و ماندگار میشوند به دلیل کمبود فرصت شغلی مناسب به شغلهایی همچون کولبری که در کردستان و خصوصا مناطق مرزی آن دیار مرسوم است روی میآورند و در بین افراد کولبر از هر سن و سالی و گاها کسانی با تحصیلات بالا و دانشگاهی برای بدست آوردن امرار معاش و ادامه حیات وجود دارند ؛ کولبری در آن مناطق جبری است که به ناچار مردم محروم کردستان را برای ادامه زندگی وا داشته است که از جان خود مایه بگذارند تا لقمه نانی برای خانواده شان فراهم کنند . کار کولبران حمل اشیا و اسبابی است که از آنسوی مرزها برای عرضه در بازرهای ایران آورده میشود ؛ اشیایی همچون یخچال؛ تلویزیون ال سی دی ولاستیک کامیون و اسباب و وسایلی از این دست ؛ اگرچه ورود این اشیاء و لوازم از این طریق غیر قانونی تعریف شده است اما همچون که اشاره شد مردمان آنسامان به ناچار به کولبری روی آورده اند اما برخورد ماموران نظامی و انتظلمی با این پدیده به حدی قهر آمیز است که در اکثر موارد منجر به خسارات جبران ناپذیری می شود و ماموران با شلیک مستقیم گلوله رو به کولبرها یا آنان را به قتل می رسانند یا مجروح می کنند اگر چه در بسیاری از موارد به دلیل صعب العبور بودن مناطق کوهستانی کردستان و خصوصا در فصل زمستان قهر طبیعت نیز دامان این قشر محروم و زحمتکش را می گیرد و آمار فراوانی در دست است که از کوه به پایین کوه پرت میشوند یا دچار سانحه بهمن و یا محصور ماندن در برف می شوند که در اکثر این رویدادها به مرگ کولبران منجر می شود ؛ تا کنون آمار فراوانی در دست است و رسانه های محلی و مستقل حقوق بشری روز نیست که آمار کشته شدن کولبرها و خسارات کولبران را منتشر نکنند ؛ اینگونه کشتار سیستماتیک کولبران کورد که برای ادامه حیاتشان اینگونه راه پر مشقت کوه را انتخاب کرده اند عملی غیر انسانی می باشد که همه نهادهای حقوق بشری آنرا محکوم می کنند
در عرض هفته ای که گذشت حدود ده نفر از کولبران کشته یا مجروح شده اند که همگی کورد و در مانطق مرزی کردستان ساکن بوده اند ؛ نامسئولان رژیم ایران به جای اینکه محرومیت تبعیض آمیز را از کردستان بردارند و قوانینی در جهت رفاه مردم انجام دهند با خشونت و بربریت و با شلیک مستقیم با کولبران برخورد می کنند این برخورد قهر آمیز کاملا سیستماتیک و برنامه ریزی شده است ؛ ماموران سپاهی و انتظامی که مامور برخورد با کولبران هستند گاه گاه حتی اسبهای کولبران را نیز مورد شلیک گلوله قرار می دهند و این زبان بسته ها را نیز از بربریت و خوی وحشی گری خود بی نصیب نمی گذارند ...
در کشور ایران و حاکمیت کنونی هیچ ملیتی از آزار و اذیت این تاریک پرستان بی نصیب نمانده است اما ملت کورد در طول تاریخ از این تبعیض و آزار بهره مند بوده است اما این چهل سال حاکمیت آخوندی از پر مصیبت ترین و پر آزارترین برای ملت کردستان ایران بوده است اما قطعا روزی خواهد رسید که این خونهای به ناحق ریخته شده و مصیبتهای اجباری دامان حاکمان سیاه دل و تاریک اندیش را می گیرد و آزادی و یکسانی خلقها نوید بخش ملت ستمدیده ایران و در راس آن ملت کورد خواهد شد به امید رهایی از تاریکی و تحقق آرمانهای آزادیخواهانه مردم ...
۱۳۹۸ مرداد ۹, چهارشنبه
محمد نظری بیکس ترین زندانی شهر
بیست و پنج سال زندانی حتی بدون یک روز مرخصی را شخصی به دوش می کشد به نام محمد نظری که به بیکس ترین زندانی شهر لقب گرفته است که در واقعیت نیز همینگونه است ؛ محمد نظری در زندان بدون حتی یک پشتیبان و حامی شب و روز را سپری می کند و طبق آخرین اخبار از مریضی نیز رنج می برد و به گفته پزشکان توموری در معده او وجود دارد که باید خارج از زندان تحت مداوا قرار بگیرد و امکانات محدود پزشکی زندان برای بهبود و درمان ایشان بسیار ناچیز است اما مسئولین زندان با پشت گوش انداختن درخواست اورژانسی محمد نظری بر وخامت حد اکثری جسمی این زندانی همت گماشته اند که امری غیر انسانی تلقی می شود ؛ محمد نظری پارسال در اعتراض به ادامه محکومیت ناروایش و همچنین وضعیت پرونده اش دست به اعتصاب غذا زد و بیش از نود روز آنرا ادامه داد . محمد نظری در سال 1373 شمسی به اتهام عضویت در حزب دمکرات دستگیر شد و ابتدا حکم او اعدام بعد به ابد تغییر کرد حکمی که کماکان ایشان به آن اعتراض دارد و همواره تاکیید کرده است که هیچگاه دست به عملیات مسلحانه نزده است ؛ بارها خطاب به همه گفته است که : من را به خاطر بی کس بودنم تنها نگذارید ؛ من هیچ کس را ندارم ؛ من را کمک کنید تا صدایم شنیده شود که اکنون چیزی به جز مرگ برای آزادی و رهایی از این شرایط من را رها نخواهد ساخت ..
واقعا درد آور است و شرم بر نظامی باد که اینگونه حقوق بشر را پایمال می کند و انسانی را از حق داشتن حتی پزشک و معالجه سریع محروم می کند .. صدای بی صدای بی کس ترین زندانی شهر باشیم و او را دریابیم .
واقعا درد آور است و شرم بر نظامی باد که اینگونه حقوق بشر را پایمال می کند و انسانی را از حق داشتن حتی پزشک و معالجه سریع محروم می کند .. صدای بی صدای بی کس ترین زندانی شهر باشیم و او را دریابیم .
۱۳۹۸ تیر ۲۵, سهشنبه
ارسلان خودکام با رد اعاده دادرسی یک قدم به چوبه دار نزدیکتر شد
درخواست اعاده دادرسی ارسلان خودکام از سوی دیوان عالی کشور رد شده و پرونده وی به اجرای احکام ارجاع شده است.
نزدیکان ارسلان خودکام، زندانی ۴۸ ساله زندان مرکزی ارومیه که به اتهام «جاسوسی به نفع احزاب معاند نظام (حزب دموکرات)» به اعدام محکوم شده، به سازمان حقوق بشر ایران گفتند که دیوان عالی کشور با درخواست اعاده دادرسی وی موافقت نکرده و با ارجاع پرونده به اجرای احکام، این زندانی سیاسی در صف اعدام قرار گرفته است.
این منبع در این خصوص گفت: «تاکنون پرونده دوباره از تهران به داسرای نظامی ارومیه رفته و مجددا به اجرای احکام زندان ارومیه ارجاع شده است. تا به حال اجازه ندادند هیچ وکیلی پرونده اش را دست بگیرد و ارسلان وکیل ندارد و از حق انتخاب وکیل محروم است».
این منبع در ادامه گفت: «هیچ اسناد و مدارکی از سوی ارسلان به دست حزب دمکرات کردستان نرسیده و همه اتهامات دروغ است. او بی گناه است و ما نگرانیم که اعدام شود. در تهران به من گفتند که ارسلان اعدام خواهد شد».
ارسلان خودکام، اهل مهاباد، متأهل، و دارای یک پسر ۱۶ ساله است. وی از نیروهای تسلیمی حزب دمکرات کردستان است که در دهه ۷۰ شمسی به عضویت سپاه پاسداران درآمدند. ارسلان خودکام پس از ۱۶ سال عضویت در سپاه به دلیل ارتباط با حزب دمکرات کردستان در فروردین ماه سال ۱۳۹۷ زمانی که برای ماموریت به اشنویه رفته بود، بازداشت شد.
خودکام حدود شش جلسه در دادگاه انقلاب ارومیه محاکمه شد و در نهایت بدون اینکه این دادگاه حکمی برای وی صادر کند، پرونده را به دادگاه نظامی ارومیه ارجاع دادند. دادگاه نظامی ارومیه نیز آخرین روزهای مرداد ماه سال ۱۳۹۷ این زندانی را به اعدام محکوم کرد و این حکم از سوی دیوان عالی کشور به تایید رسید.
در طی مراحل صدور و تایید حکم، ارسلان خودکام از حق داشتن وکیل انتخابی و رویه عادلانه قضایی محروم بوده است. همچنین پیشتر بستگان این زندانی سیاسی به سازمان حقوق بشر ایران گفته بودند که وی در طول مدت بازداشت، تحت شکنجه قرار داشته و مجبور به اعتراف شده است.
منبع: سازمان حقوق بشر ایران
۱۳۹۸ تیر ۶, پنجشنبه
سالگرد بمباران شیمیایی سردشت
در تاریخ و روزهای هفتم و هشتم تیر ماه سال 1366 شهرستان سردشت در کردستان ایران از سوی هواپیماهای جنگنده رژیم بعث عراق مورد بمباران شیمیایی قرار گرفت . در دو نقطه از مناطق پر ازدحام و شلوغ شهر مردم بیگناه قربانی خشونت کسانی قرار گرفتند که کارشان تنها کشتن اشخاص بیگناه بود به جرم آن منطقه خاص جغرافیایی که در آن زندگی میکردند که موطن آبا و اجدادیشان بود مورد وحشیانه ترین جنایات ثبت شده در تاریخ معاصر قرار گرفتند. آمار متفاوتی از قربانیان این واقعه تلخ موجود است اما طبق یک آمار که آنزمان از سوی منابع مطلع انتشار داده شد آمار اشخاص کشته شده یکصد و ده نفر و مجروحان پنج هزار نفر بوده است که تا کنون نیز آثار این تراژدی بر نقطه نقطه شهر سردشت و چهره و سیمای مردمان آن دیار ماندگار مانده است . شهرستان سردشت اولین جایی بود که در جریان جنگ هشت ساله بین ایران و عراق مورد هجوم بوسیله سلاح شیمیایی قرار گرفت . سالیان زیادی بر آن واقعه شوم و غیر انسانی گذشته است اما آلام و دردهای آن برای همیشه در حافظه مردمان آن سرزمین و دنیا باقی می ماند ...
آنطرف جنگ هشت ساله با ایران کشور و رژیم بعث عراق بود و بانی اصلی این رخداد غیر انسانی رژیم بعث حاکم بر عراق بود اما رژیم ایران نیز در وقوع و حادث شدن این تراژدی مبری نیست , این درست که حمله کننده اولین در جریان جنگ خانمانسوز هشت ساله ایران و عراق رژیم بعث حاکم در عراق بود اما پس از پس گیری شهر خرمشهر از سوی ایرانیان جنگ میتوانست به اتمام برسد اما اصرار حاکمان وقت ایران به خصوص شخص خمینی بر ادامه جنگ , باعث و بانی این همه خرابی و ویرانی هشت ساله گردید , خمینی قصد داشت که ازکربلا به قدس برسد که در نهایت نیز با سر کشیدن جام زهر به تعبیر خودش بعد از این همه کشت و کشتار انسانهای بی گناه و بی دفاع همچون ماجرای شهرستان سردشت و از بین بردن زیر ساختهای کشور ایران جنگ به اتمام رسید و اکنون بعد از مرگ خمینی و ساقط شدن رژیم بعث در عراق رژیم کنونی پول و امکاناتی که باید صرف مردمی بکند که هنوز از آن جنگ شوم در عذاب هستند خرج مرقدهای امامان شیعه و حشد الشعبی میکند و بازنده اصلی این جنگ هشت ساله مردمان داغدیده و زخم خورده هستند ..
در جریان حمله شیمیایی به شهر حلبجه کردستان عراق نیز که از سوی بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق به وقوع پیوست هزاران کشته و مجروح به بار آمد و میتوان نتیجه گرفت که در طول جنگ هشت ساله بین عراق و ایران مردمان کورد هر دو کشور مورد هجوم و حمله شیمیایی قرار گرفتند و اگر چه سایر ملیتها و اقوام از خرابی و کشت و کشتار بی نصیب نماندند اما قسمت بد ماجرا آنجاست که کشتار دسته جمعی و استفاده از مواد شیمیای که لحظه ای جان انسانها را میگیرد در شهرهای کورد نشین هر دو طرف جنگ به وقوع پیوست , کشتن انسانهای بیگناه هیچ توجیه و یاسایی را در بر نمیگیرد اما در جریان بمباران شیمیایی حلبجه نیز اگر چه حمله کننده اصلی باز رژیم بعث عراق بود اما به بهانه حضور پاسداران سپاهی در مناطق اورامانات کردستان عراق و خصوصا شهر حلبجه این تراژدی مرگبار به وقوع پیوست , آنزمان رژیم و حاکمان ایران در صدد این بودند که نقش خودشان را در وقوع این رویداد تلخ با استفاده تبلیغاتی و حضورشان بعد از بمباران در مناطق مورد حمله در کنار مردم آن دیار را کمرنگ نشان بدهند و اگر چه بسیاری از آسیب دیدگان به ایران منتقل شدند و مورد مداوا و درمان قرار گرفتند اما واقعیت را همگان میدانند و حضور پاسداران سپاه این بهانه را به رژیم بعث عراق داد تا در عملی وحشیانه و شنیع در عرض یک ساعت هزاران نفر جان خود را از دست بدهند و آنان نیز قربانی سیاستهای احمقانه و غیر عقلانی دو طرف در جنگ شدند..
در سالروز تراژدی بمباران شیمیایی شهرستان سردشت یاد می کنیم از قربانیان این ژنوساید وحشیانه که در حق به ملت بزرگ کردستان به وقوع پیوست ...
آنطرف جنگ هشت ساله با ایران کشور و رژیم بعث عراق بود و بانی اصلی این رخداد غیر انسانی رژیم بعث حاکم بر عراق بود اما رژیم ایران نیز در وقوع و حادث شدن این تراژدی مبری نیست , این درست که حمله کننده اولین در جریان جنگ خانمانسوز هشت ساله ایران و عراق رژیم بعث حاکم در عراق بود اما پس از پس گیری شهر خرمشهر از سوی ایرانیان جنگ میتوانست به اتمام برسد اما اصرار حاکمان وقت ایران به خصوص شخص خمینی بر ادامه جنگ , باعث و بانی این همه خرابی و ویرانی هشت ساله گردید , خمینی قصد داشت که ازکربلا به قدس برسد که در نهایت نیز با سر کشیدن جام زهر به تعبیر خودش بعد از این همه کشت و کشتار انسانهای بی گناه و بی دفاع همچون ماجرای شهرستان سردشت و از بین بردن زیر ساختهای کشور ایران جنگ به اتمام رسید و اکنون بعد از مرگ خمینی و ساقط شدن رژیم بعث در عراق رژیم کنونی پول و امکاناتی که باید صرف مردمی بکند که هنوز از آن جنگ شوم در عذاب هستند خرج مرقدهای امامان شیعه و حشد الشعبی میکند و بازنده اصلی این جنگ هشت ساله مردمان داغدیده و زخم خورده هستند ..
در جریان حمله شیمیایی به شهر حلبجه کردستان عراق نیز که از سوی بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق به وقوع پیوست هزاران کشته و مجروح به بار آمد و میتوان نتیجه گرفت که در طول جنگ هشت ساله بین عراق و ایران مردمان کورد هر دو کشور مورد هجوم و حمله شیمیایی قرار گرفتند و اگر چه سایر ملیتها و اقوام از خرابی و کشت و کشتار بی نصیب نماندند اما قسمت بد ماجرا آنجاست که کشتار دسته جمعی و استفاده از مواد شیمیای که لحظه ای جان انسانها را میگیرد در شهرهای کورد نشین هر دو طرف جنگ به وقوع پیوست , کشتن انسانهای بیگناه هیچ توجیه و یاسایی را در بر نمیگیرد اما در جریان بمباران شیمیایی حلبجه نیز اگر چه حمله کننده اصلی باز رژیم بعث عراق بود اما به بهانه حضور پاسداران سپاهی در مناطق اورامانات کردستان عراق و خصوصا شهر حلبجه این تراژدی مرگبار به وقوع پیوست , آنزمان رژیم و حاکمان ایران در صدد این بودند که نقش خودشان را در وقوع این رویداد تلخ با استفاده تبلیغاتی و حضورشان بعد از بمباران در مناطق مورد حمله در کنار مردم آن دیار را کمرنگ نشان بدهند و اگر چه بسیاری از آسیب دیدگان به ایران منتقل شدند و مورد مداوا و درمان قرار گرفتند اما واقعیت را همگان میدانند و حضور پاسداران سپاه این بهانه را به رژیم بعث عراق داد تا در عملی وحشیانه و شنیع در عرض یک ساعت هزاران نفر جان خود را از دست بدهند و آنان نیز قربانی سیاستهای احمقانه و غیر عقلانی دو طرف در جنگ شدند..
در سالروز تراژدی بمباران شیمیایی شهرستان سردشت یاد می کنیم از قربانیان این ژنوساید وحشیانه که در حق به ملت بزرگ کردستان به وقوع پیوست ...
۱۳۹۷ اسفند ۱۶, پنجشنبه
هشتم مارس روز جهانی زن و وضعیت زنان در ایران
روز جهانی زنان که در گذشته روز جهانی زنان کارگر نامیده می شد ,بزرگداشتی است که هر سال در روز 8 مارس برگزار میشود .در این روز در اکثر قریب به اتفاق ممالک دنیا زنان جشن می گیرند , بسته به مناطق مختلف تمرکز جشن بر بزرگداشت ,قدر دانی , عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی , سیاسی و اجتماعی زنان است .
این روز در ابتدا به عنوان رویدادی سیاسی سوسیالیستی در میان احزاب سوسیالیست آمریکا , آلمان و اروپای شرقی آغاز شد اما بعدها در فرهنگ بسیاری از کشورها آمیخته شد..
اولین مراسم روز جهانی زن در سال 1909 به عنوان یک رویداد سیاسی سوسیالیستی برگزار شد . سازمان ملل هم از سال 1977 این روز را به عنوان روز حقوق زنان و صلح بین المللی به رسمیت می شناسد .
در چند سال اخیر هم در ایران نیز روز جهانی زن همواره از سوی بانوان ایرانی گرامی داشته می شود اما در فضایی امنیتی و برخورد پلیس با تجمع کنندگان که همواره با خواستهای به حق و مطالبات در این روز در میتینگهایی که تشکیل میدهند به عده بیشمار زنان سراسر دنیا هم صدا و هم سو می شوند , تاریخ زنان در ایران دارای پستی و بلندیهای زیادی بوده است که این شراط تحت تاثیر سیاستهای حکومتهای این مرز و بوم بوده است , تاریخ معاصر ایران بوده اند و هستند بسیار زنانی که دوشادوش مردان در فعالیتهای اجتماعی , هنری و علمی نقش آفرین بوده اند در دوره قبل از انقلاب 57 زنان اگرچه از لحاظ آزادیهای فردی دارای استقلال و آزادی پوشش بودند اما آندوره نیز دارای ضعفها و کمبودهایی بودند که شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه و نحوه حکمرانی بی تاثیر نبوده اند .. اما بعد از اینکه حکومت پهلوی و نظام پادشاهی از عرصه سیاست و زمامداری بر ایران رخت بربست و با انقلاب 57 رژیم جمهوری اسلامی زمامدار نظامی شد که با هر گونه آزادی فردی بانوان نیز مخالفت کرد و آزادی پوشش را برای زنان آنچنان محکوم کرد که نمونه آنرا در دو دهه گذشته و با بوجود آمدن افراط گرایانه ای مذهبی همچون گروههای القاعده و داعش شاهد بودیم ... دهه اول انقلاب دهه ای تاریک و پر از خفقان برای زنان تشنه آزادی و برابری با دیگر همنوعان مرد خود بود , شرعیت لگام گسیخته اوایل انقلاب در جامعه شایع شده بود و جامعه مرد سالار به دور از مدنیت و فرهنگ جهانی از دست آوردهای رژیم اسلامی بود که زنان جامعه با آن دست و پنجه نرم می کردند و همچنان با آن روبرو هستند البته کمرنگ تر نسبت به آن دهه زجر آور اول سردمداری حاکمان تاریک اندیش و متحجر نظام شیعی مذهب ایران .
بانوان ایرانی با استاقمت و پا فشاری بر احقاق حق از دست رفته اشان همواره با شجاعت وصف ناشدنی دوشادوش مردان آزادیخواه و مترقی جامعه با سختگیریها و تبعیضاتی که بر آنان تحمیل شده است مبارزه می کنند و همواره نقش خود را به صورت فعال و اکتیو در بسیاری از مناسبات ضد حکومتی به جامعه و حاکمان تحمیل کرده اند و در این راه با فدا کردن جان خود و زندان و شکنجه بر آرمانهای والای خود که همانا آزادی و برابری و برچیده شدن تبعیضات جنسیتی است پا فشاری کرده اند و زندانهای حکومت ولایت فقیه همچنان به روی بانوان آزاد اندیش باز است و محکومیتهای قهر آلود اگرچه در جامعه تا حد زیادی از سوی مردان نسبت به زنان اندک گشته است اما کماکان شاهد برخورد و فشار فزاینده دستگاهای حکومتی و امنیتی بر بانوان آزاد اندیش و روشنفکر جامعه هستیم .
در روز جهانی زن بهترین شاد باشها و تبریکات به بانوان دنیا و به امید برچیده شدن تبعیض بر علیه همه زنان دنیا
۱۳۹۷ اسفند ۱۰, جمعه
محرومیت و نقض گسترده حقوق شهروندی اهل سنت در ایران
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آشکارا با نادیده گرفتن بسیاری از معاهدات بینالمللی از جمله اعلامیهی جهانی حقوق بشر ابتداییترین حقوق شهروندی شهروندان ایران را نقض می کند. چون آزادی وجدان و دین را برای شهروندان خود به رسمیت نمیشناسد. همچنین در این قانون امتیازهای ویژهای را برای شیعیان گنجاندهاند که صاحبان ادیان و مذاهب دیگر از دستیابی به آنها جا میمانند.
اهل سنت ایران همواره شاهد توهین به مقدسات خود حتی از رسانه های رسمی و به اصطلاح ملی بوده، کودکان آنان ناچارند در مدارسی تحصیل کنند و کتاب هایی را آموزش ببینند که مغایر با باورهای مذهبی آنان است، هر گاه نیز علما و جامعه ی اهل سنت ایران، به این قبیل توهین ها واکنش اعتراضی ولو به مسالمت آمیزترین شکل ممکن نشان داده، از سوی دولت و نیروهای امنیتی در قالب یک واکنش امنیتی توام با داغ و درفش به اعتراض آنان پاسخ داده شده و آنان را وادار به سکوت کرده اند؛ حتی بعضاً مخل امنیت ملی و محارب هم شناخته می شود و البته وضعیت دادگاه ها و چگونگی صدور احکام هم که بر همگان آشکار است…
زندانیان عقیدتی اهل سنت محبوس در زندان رجائی شهر کرج طی سه ماه گذشته با افزایش فشارهای امنیتی و موارد گسترده ای از محرومیت حقوق شهروندی که از جمله میتوان به حق دادرسی برابر و دسترسی به وکیل و همچنین برخورداری از خدمات پزشکی و درمانی بوده است محروم هستند.یورش گارد زندان به زندانیان اهل سنت، به بهانه امتناع یکی از زندانیان با نام توحید قریشی، از حضور در جلسه دادگاه به دلیل عدم رعایت فاصله زمانی قانونی بین تاریخ ابلاغ و تاریخ دادگاه و همچنین عدم دسترسی به وکیل صورت گرفته است. توحید قریشی، از ناحیه دست و سر دچار آسیب شدید شد. شهروندان اهل سنت با توجه به اینکه شهروندان ایرانی هستند حق رسیدگی به پرونده شان در یک دادگاه عالی و بی طرف را دارند.همچنین مریوان کرکوکی، نیز از ناحیه دست و کمر دچار آسیب دیدگی شدید شده است و احتمال آن میرود که دنده وی شکسته باشد. به جز این افراد نامیق دلدل و حمزه درویش، نیز به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفتند.حمزه درویش از نداشتن حق وکیل برای زندانیان ؛ افزایش فشار و شکنجه ؛ توهین به مقدسات و خانواده ومجرم خواندن آنها صرفا به دلیل سنی مذهب بودن از داخل زندان خبر داد.
طبق ماده پنج اعلامیه جهانی حقوق بشر(احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد) واصل سی و نه قانون اساسی(هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است) وهمچنین ماده هفت میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی این کار محکوم؛ خلاف قانون و نقض اشکار حقوق بشر است.
اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میگوید: “… مذاهب دیگرِ اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل میباشند و این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاهها رسمیت دارند”. اما همین نوشتهی بیپشتوانه که نام قانون اساسی را بر آن نهادهاند اغلب اجرا نمیشود،چون کارگزاران جمهوری اسلامی ایران خودشان را در جایی از محدودهی مرزهای ایران ملزم به اجرای آن نمیبینند.
اما نباید از یاد ببریم که در ایران حذف فرهنگ اهل سنت در تمامی عرصههای اجتماعی بیکم و کاست در راس کار مسئولان است. چنانکه مدیران شهرداری تهران طی ده سال گذشته بیش از چهارصد مسجد برای شیعیان ساختهاند، ولی هرگز به خود اجازه ندادهاند که مسجدی نیز برای اهل سنت بسازند.
اعضای کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر بخصوص ماده 3 (حق حیات برای همه)،ماده 5 (عدم شکنجه) و ماده 8 (احترام به حقوق ذاتی و شهروندی)، ماده 18 (آزادی عقیده و وجدان)،و همچنین هدف چهارم: (تضمین کیفیت آموزش فراگیر و عادلانه و ایجاد فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه) و هدف شانزدهم (ترویج جوامع صلح طلب و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح) از اهداف سند 2030 یونسکو، ضمنمحکوم نمودن این اقدامات ناعادلانه و خشونت آمیز علیه زندانیان عقیدتی و سیاسی خواستار اجرای کامل و صحیح کلیه مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های آن توسط دولت جمهوری اسلامی ایران بوده و آن را حق بلا منازع همه شهروندان در ایران می دانند.
منبع : سایت حقوق آزادی ( عضو شبکه مدافعین حقوق بشر )
۱۳۹۷ بهمن ۲, سهشنبه
اسماعیل بخشی برای دومین بار دستگیر شد
اسماعیل بخشی، فعال کارگری و نمایندهٔ شورای مستقل کارگری در سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفتتپه برای دومین بار بازداشت شد.
این خبر نخستین بار نیمه شب یکشنبه در شبکههای اجتماعی منتشر شد و پس از آن رسانههای داخلی هم آن را تایید کردند.
خبرگزاری فارس با انتشار خبر کوتاهی، آقای بخشی را «از عناصر مرتبط با گروهکهای برانداز» معرفی کرد که قصد به انحراف کشاندن اعتراضات کارگران را داشته و «به دروغ مدعی شده بود مورد شکنجه قرار گرفته» و درنهایت نیز قبل از موفقیت در ترک کشور، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است.
اسماعیل بخشی نیز اولین بار در 27 آبان 1397 شمسی در جریان اعتراضات کارگری شهر شوش بازداشت شد.در همان دوران بازداشت، اخباری در رسانههای داخلی و شبکههای اجتماعی از شکنجه و ضرب و شتم او حتی انتقالش از زندان به بیمارستان منتشر گردید. فعالان کارگری مطالبی دربارۀ وارد شدن ضربات شدید به سر و صورت او، متورم و کبود شدن صورت، همچنین از مشکل خونریزی معدۀ آقای بخشی خبر دادند اما استاندار خوزستان و رییس دادگستری شوش شکنجه شدن او را تکذیب و تاکید کردند که آقای بخشی در کمال سلامت به سر میبرد. پس از آن نیز قرار بازداشت اسماعیل بخشی تمدید و او دوباره از بیمارستان به زندان منتقل شد.
در آذرماه پس از گذراندن 25 روز بازداشت و در پی اعتراضات گستردۀ کارگران ایران، نامه سرگشادۀ فعالان کارگری بیش از 80 سندیکا از کشورهای مختلف جهان به علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران، اعتراض شماری از وکلای دادگستری و همچنین برخی چهرههای سیاسی از جمله محمود صادقی نماینده مجلس شورای اسلامی و شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، سرانجام آقای بخشی با قرار وثیقۀ 400 میلیون تومانی آزاد شد.
به گفتۀ نزدیکان اسماعیل بخشی، او پس از آزادی از زندان از شرکت هفت تپه اخراج، حسابهای بانکیاش مسدود و ارتباطش با دیگران بشدت محدود شد.
اسماعیل بخشی و سپیده قلیان شکنجه شدنشان در دوران بازداشت را تایید کردند، موضوعی که به مذاق حکومت ایران خوش نیامد.
تنها یک شب قبل از بازداشت دوبارۀ آنها، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در جریان مستندی 19 دقیقهای به نام «طراحی سوخته» اعترافات آنها در دوران بازداشت را پخش کرد و به این ترتیب مدعی شد که تمام فعالیتهای آنها در چند ماه گذشته، توطئهای از سوی کاخ سفید بوده است و آنها در تلاش بودند تا اعتراضات کارگران هفت تپه را به انحراف بکشانند.
تنها یک شب قبل از بازداشت دوبارۀ آنها، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در جریان مستندی 19 دقیقهای به نام «طراحی سوخته» اعترافات آنها در دوران بازداشت را پخش کرد و به این ترتیب مدعی شد که تمام فعالیتهای آنها در چند ماه گذشته، توطئهای از سوی کاخ سفید بوده است و آنها در تلاش بودند تا اعتراضات کارگران هفت تپه را به انحراف بکشانند.
اشتراک در:
پستها (Atom)










