۱۳۹۸ مرداد ۹, چهارشنبه

محمد نظری بیکس ترین زندانی شهر

بیست و پنج سال زندانی حتی بدون یک روز مرخصی را شخصی به دوش می کشد به نام محمد نظری که به بیکس ترین زندانی شهر لقب گرفته است که در واقعیت نیز همینگونه است  ؛ محمد نظری در زندان بدون حتی یک پشتیبان و حامی شب و روز را سپری می کند و طبق آخرین اخبار از مریضی نیز رنج می برد و به گفته پزشکان توموری در معده او وجود دارد که باید خارج از زندان تحت مداوا قرار بگیرد و امکانات محدود پزشکی زندان برای بهبود و درمان ایشان بسیار ناچیز است اما مسئولین زندان با پشت گوش انداختن درخواست اورژانسی محمد نظری بر وخامت حد اکثری جسمی این زندانی همت گماشته اند که امری غیر انسانی تلقی می شود  ؛ محمد نظری پارسال در اعتراض به ادامه محکومیت ناروایش و همچنین وضعیت پرونده اش دست به اعتصاب غذا زد و بیش از نود روز آنرا ادامه داد . محمد نظری در سال 1373 شمسی  به اتهام عضویت در حزب دمکرات دستگیر شد و ابتدا حکم او اعدام  بعد به ابد تغییر کرد حکمی که کماکان ایشان به آن اعتراض دارد و همواره تاکیید کرده است که هیچگاه دست به عملیات مسلحانه نزده است  ؛ بارها خطاب به همه گفته است که : من را به خاطر بی کس بودنم تنها نگذارید  ؛ من هیچ کس را ندارم  ؛ من را کمک کنید تا صدایم شنیده شود که اکنون چیزی به جز مرگ برای آزادی و رهایی از این شرایط من را رها نخواهد ساخت ..
واقعا درد آور است  و شرم بر نظامی باد که اینگونه حقوق بشر را پایمال می کند و انسانی را از حق داشتن حتی پزشک و معالجه سریع محروم می کند .. صدای بی صدای بی کس ترین زندانی شهر باشیم و او را دریابیم .


۱۳۹۸ تیر ۲۵, سه‌شنبه

ارسلان خودکام با رد اعاده دادرسی یک قدم به چوبه دار نزدیک‌تر شد

 درخواست اعاده دادرسی ارسلان خودکام از سوی دیوان عالی کشور رد شده و پرونده وی به اجرای احکام ارجاع شده است.
نزدیکان ارسلان خودکام، زندانی ۴۸ ساله زندان مرکزی ارومیه که به اتهام «جاسوسی به نفع احزاب معاند نظام (حزب دموکرات)» به اعدام محکوم شده، به سازمان حقوق بشر ایران گفتند که دیوان عالی کشور با درخواست اعاده دادرسی وی موافقت نکرده و با ارجاع پرونده به اجرای احکام، این زندانی سیاسی در صف اعدام قرار گرفته است.
این منبع در این خصوص گفت: «تاکنون پرونده دوباره از تهران به داسرای نظامی ارومیه رفته و مجددا به اجرای احکام زندان ارومیه ارجاع شده است. تا به حال اجازه ندادند هیچ وکیلی  پرونده اش را دست بگیرد و ارسلان وکیل ندارد و از حق انتخاب وکیل محروم است».
این منبع در ادامه گفت: «هیچ اسناد و مدارکی از سوی ارسلان به دست حزب دمکرات کردستان نرسیده و همه اتهامات دروغ است. او بی گناه است و ما نگرانیم که اعدام شود. در تهران به من گفتند که ارسلان اعدام خواهد شد».
ارسلان خودکام، اهل مهاباد، متأهل، و دارای یک پسر ۱۶ ساله است. وی از نیروهای تسلیمی حزب دمکرات کردستان است که در دهه ۷۰ شمسی به عضویت سپاه پاسداران درآمدند. ارسلان خودکام پس از ۱۶ سال عضویت در سپاه به دلیل ارتباط با حزب دمکرات کردستان در فروردین ماه سال ۱۳۹۷ زمانی که برای ماموریت به اشنویه رفته بود، بازداشت شد.
خودکام حدود شش جلسه در دادگاه انقلاب ارومیه محاکمه شد و در نهایت بدون اینکه این دادگاه حکمی برای وی صادر کند، پرونده را به دادگاه نظامی ارومیه ارجاع دادند. دادگاه نظامی ارومیه نیز آخرین روزهای مرداد ماه سال ۱۳۹۷ این زندانی را به اعدام محکوم کرد و این حکم از سوی دیوان عالی کشور به تایید رسید.
در طی مراحل صدور و تایید حکم، ارسلان خودکام از حق داشتن وکیل انتخابی و رویه عادلانه قضایی محروم بوده است. همچنین پیشتر بستگان این زندانی سیاسی به سازمان حقوق بشر ایران گفته بودند که وی در طول مدت بازداشت، تحت شکنجه قرار داشته و مجبور به اعتراف شده است.
منبع: سازمان حقوق بشر ایران






۱۳۹۸ تیر ۶, پنجشنبه

سالگرد بمباران شیمیایی سردشت

در تاریخ و روزهای هفتم و هشتم تیر ماه سال 1366 شهرستان سردشت در کردستان ایران از سوی هواپیماهای جنگنده رژیم بعث عراق مورد بمباران شیمیایی قرار گرفت . در دو نقطه از مناطق پر ازدحام و شلوغ شهر مردم بیگناه قربانی خشونت کسانی قرار گرفتند که کارشان تنها کشتن اشخاص بیگناه بود به جرم آن منطقه خاص جغرافیایی که در آن زندگی میکردند که موطن آبا و اجدادیشان بود مورد وحشیانه ترین جنایات ثبت شده در تاریخ معاصر قرار گرفتند. آمار متفاوتی از قربانیان این واقعه تلخ موجود است اما طبق یک آمار که آنزمان از سوی منابع مطلع انتشار داده شد آمار اشخاص کشته شده یکصد و ده نفر و مجروحان پنج هزار نفر بوده است که تا کنون نیز آثار این تراژدی بر نقطه نقطه شهر سردشت و چهره و سیمای مردمان آن دیار ماندگار مانده است . شهرستان سردشت اولین جایی بود که در جریان جنگ هشت ساله بین ایران و عراق مورد هجوم بوسیله سلاح شیمیایی قرار گرفت . سالیان زیادی بر آن واقعه شوم و غیر انسانی گذشته است اما آلام و دردهای آن برای همیشه در حافظه مردمان آن سرزمین و دنیا باقی می ماند ...
آنطرف جنگ هشت ساله با ایران کشور و رژیم بعث عراق بود و بانی اصلی این رخداد غیر انسانی رژیم بعث حاکم بر عراق بود اما رژیم ایران نیز در وقوع و حادث شدن این تراژدی مبری نیست , این درست که حمله کننده اولین در جریان جنگ خانمانسوز هشت ساله ایران و عراق  رژیم بعث حاکم در عراق بود اما پس از پس گیری شهر خرمشهر از سوی ایرانیان جنگ میتوانست به اتمام برسد اما  اصرار حاکمان وقت ایران به خصوص شخص خمینی بر ادامه جنگ , باعث و بانی این همه خرابی و ویرانی هشت ساله گردید , خمینی قصد داشت که ازکربلا به قدس برسد که در نهایت نیز با سر کشیدن جام زهر به تعبیر خودش بعد از این همه کشت و کشتار انسانهای بی گناه و بی دفاع همچون ماجرای شهرستان سردشت و از بین بردن زیر ساختهای کشور ایران جنگ به اتمام رسید  و اکنون بعد از مرگ خمینی و ساقط شدن رژیم بعث در عراق  رژیم کنونی پول و امکاناتی که باید صرف مردمی بکند که هنوز از آن جنگ شوم در عذاب هستند خرج مرقدهای امامان شیعه و حشد الشعبی میکند و بازنده اصلی این جنگ هشت ساله مردمان داغدیده و زخم خورده هستند ..
در جریان حمله شیمیایی به شهر حلبجه کردستان عراق نیز که از سوی بمباران شیمیایی رژیم بعث عراق به وقوع پیوست هزاران کشته و مجروح به بار آمد و میتوان نتیجه گرفت که در طول جنگ هشت ساله بین عراق و ایران مردمان کورد هر دو کشور مورد هجوم و حمله شیمیایی قرار گرفتند و اگر چه سایر ملیتها و اقوام از خرابی و کشت و کشتار بی نصیب نماندند اما قسمت بد ماجرا آنجاست که کشتار دسته جمعی و استفاده از مواد شیمیای که لحظه ای جان انسانها را میگیرد در شهرهای کورد نشین هر دو طرف جنگ به وقوع پیوست , کشتن انسانهای بیگناه هیچ توجیه و یاسایی را در بر نمیگیرد اما در جریان بمباران شیمیایی حلبجه نیز اگر چه حمله کننده اصلی باز رژیم بعث عراق بود اما به بهانه حضور پاسداران سپاهی در مناطق اورامانات کردستان عراق و خصوصا شهر حلبجه این تراژدی مرگبار به وقوع پیوست , آنزمان رژیم و حاکمان ایران در صدد این بودند که نقش خودشان را در وقوع این رویداد تلخ با استفاده تبلیغاتی و حضورشان بعد از بمباران در مناطق مورد حمله در کنار مردم آن دیار را کمرنگ نشان بدهند و اگر چه بسیاری از آسیب دیدگان به ایران منتقل شدند و مورد مداوا و درمان قرار گرفتند اما واقعیت را همگان میدانند و حضور پاسداران سپاه این بهانه را به رژیم بعث عراق داد تا در عملی وحشیانه و شنیع در عرض یک ساعت  هزاران نفر جان خود را از دست بدهند و آنان نیز قربانی سیاستهای احمقانه و غیر عقلانی دو طرف در جنگ شدند..
در سالروز تراژدی بمباران شیمیایی شهرستان سردشت یاد می کنیم از قربانیان این ژنوساید وحشیانه که در حق به ملت بزرگ کردستان به وقوع پیوست ...







۱۳۹۷ اسفند ۱۶, پنجشنبه

هشتم مارس روز جهانی زن و وضعیت زنان در ایران

روز جهانی زنان که در گذشته روز جهانی زنان کارگر نامیده می شد ,بزرگداشتی است که هر سال در روز 8 مارس برگزار میشود .در این روز در اکثر قریب به اتفاق ممالک دنیا زنان جشن می گیرند , بسته به مناطق مختلف تمرکز جشن بر بزرگداشت ,قدر دانی , عشق به زن و برگزاری جشنی برای دستاوردهای اقتصادی , سیاسی و اجتماعی زنان است .

این روز در ابتدا به عنوان رویدادی سیاسی سوسیالیستی در میان احزاب سوسیالیست آمریکا , آلمان و اروپای شرقی آغاز شد اما بعدها در فرهنگ بسیاری از کشورها آمیخته شد..

اولین مراسم روز جهانی زن در سال 1909 به عنوان یک رویداد سیاسی سوسیالیستی برگزار شد . سازمان ملل هم از سال 1977 این روز را به عنوان روز حقوق زنان و صلح بین المللی به رسمیت می شناسد .

در چند سال اخیر هم در  ایران نیز روز جهانی زن همواره از سوی بانوان ایرانی گرامی داشته می شود اما در فضایی امنیتی و برخورد پلیس با تجمع کنندگان که همواره با خواستهای به حق و مطالبات در این روز در میتینگهایی که تشکیل میدهند به عده بیشمار زنان سراسر دنیا هم صدا و هم سو می شوند , تاریخ زنان در ایران دارای پستی و بلندیهای زیادی بوده است که این شراط تحت تاثیر سیاستهای حکومتهای این مرز و بوم بوده است , تاریخ معاصر ایران بوده اند و هستند بسیار زنانی که دوشادوش مردان در فعالیتهای اجتماعی , هنری و علمی نقش آفرین بوده اند در دوره قبل از انقلاب 57 زنان اگرچه از لحاظ آزادیهای فردی دارای استقلال و آزادی پوشش بودند اما آندوره نیز دارای ضعفها و کمبودهایی بودند که شرایط فرهنگی حاکم بر جامعه و نحوه حکمرانی بی تاثیر نبوده اند .. اما بعد از اینکه حکومت پهلوی و نظام پادشاهی از عرصه سیاست و زمامداری بر ایران رخت بربست و با انقلاب 57 رژیم جمهوری اسلامی زمامدار نظامی شد که با هر گونه آزادی فردی بانوان نیز مخالفت کرد و آزادی پوشش را برای زنان آنچنان محکوم کرد که نمونه آنرا در دو دهه گذشته و با بوجود آمدن افراط گرایانه ای مذهبی همچون گروههای القاعده و داعش شاهد بودیم ...  دهه اول انقلاب دهه ای تاریک و پر از خفقان برای زنان تشنه آزادی و برابری با دیگر همنوعان مرد خود بود , شرعیت لگام گسیخته اوایل انقلاب در جامعه شایع شده بود و جامعه مرد سالار به دور از مدنیت و فرهنگ جهانی از دست آوردهای رژیم اسلامی بود که زنان جامعه با آن دست و پنجه نرم می کردند و همچنان  با آن روبرو هستند البته کمرنگ تر نسبت به آن دهه زجر آور اول سردمداری حاکمان تاریک اندیش و متحجر نظام شیعی مذهب ایران .

بانوان ایرانی با استاقمت و پا فشاری بر احقاق حق از دست رفته اشان همواره با شجاعت وصف ناشدنی دوشادوش مردان آزادیخواه و مترقی جامعه با سختگیریها و تبعیضاتی که بر آنان تحمیل شده است مبارزه می کنند و همواره نقش خود را به صورت فعال و اکتیو در بسیاری از مناسبات ضد حکومتی به جامعه و حاکمان تحمیل کرده اند و در این راه با فدا کردن جان خود و زندان و شکنجه بر آرمانهای والای خود که همانا آزادی و برابری و برچیده شدن تبعیضات جنسیتی است پا فشاری کرده اند و زندانهای حکومت ولایت فقیه همچنان به روی بانوان آزاد اندیش باز است و محکومیتهای قهر آلود اگرچه در جامعه تا حد زیادی از سوی مردان نسبت به زنان اندک گشته است اما کماکان شاهد برخورد و فشار فزاینده دستگاهای حکومتی و امنیتی بر بانوان آزاد اندیش و روشنفکر جامعه هستیم .

 در روز جهانی زن بهترین شاد باشها  و تبریکات به بانوان دنیا و به امید برچیده     شدن تبعیض بر علیه همه زنان دنیا 





۱۳۹۷ اسفند ۱۰, جمعه

محرومیت و نقض گسترده حقوق شهروندی اهل سنت در ایران

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آشکارا با نادیده گرفتن بسیاری از معاهدات بین‌المللی از جمله اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی شهروندان ایران را نقض می کند. چون آزادی وجدان و دین را برای شهروندان خود به رسمیت نمی‌شناسد. همچنین در این قانون امتیازهای ویژه‌ای را برای شیعیان گنجانده‌اند که صاحبان ادیان و مذاهب دیگر از دستیابی به آن‌ها جا می‌مانند.
اهل سنت ایران همواره شاهد توهین به مقدسات خود حتی از رسانه های رسمی و  به اصطلاح ملی بوده، کودکان آنان ناچارند در مدارسی تحصیل کنند و کتاب هایی را آموزش ببینند که مغایر با باورهای مذهبی آنان است، هر گاه نیز علما و جامعه ی اهل سنت ایران، به این قبیل توهین ها واکنش اعتراضی ولو به مسالمت آمیزترین شکل ممکن نشان داده، از سوی دولت و نیروهای امنیتی در قالب یک واکنش امنیتی توام با داغ و درفش به اعتراض آنان پاسخ داده شده و آنان را وادار به سکوت کرده اند؛ حتی بعضاً مخل امنیت ملی و محارب هم شناخته می شود و البته وضعیت دادگاه ها و چگونگی صدور احکام هم که بر همگان آشکار است…
زندانیان عقیدتی اهل سنت محبوس در زندان رجائی شهر کرج طی سه ماه گذشته با افزایش فشارهای امنیتی و موارد گسترده ای از محرومیت حقوق شهروندی که از جمله میتوان به حق دادرسی برابر و دسترسی به وکیل و همچنین برخورداری از خدمات پزشکی و درمانی بوده است محروم هستند.یورش گارد زندان به زندانیان اهل سنت، به بهانه امتناع یکی از زندانیان با نام توحید قریشی، از حضور در جلسه دادگاه به دلیل عدم رعایت فاصله زمانی قانونی بین تاریخ ابلاغ و تاریخ دادگاه و همچنین عدم دسترسی به وکیل صورت گرفته است. توحید قریشی، از ناحیه دست و سر دچار آسیب شدید شد. شهروندان اهل سنت با توجه به اینکه شهروندان ایرانی هستند حق رسیدگی به پرونده شان در یک دادگاه عالی و بی طرف را دارند.همچنین مریوان کرکوکی، نیز از ناحیه دست و کمر دچار آسیب دیدگی شدید شده است و احتمال آن می‌رود که دنده وی شکسته باشد. به جز این افراد نامیق دل‌دل و حمزه درویش، نیز به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفتند.حمزه درویش از نداشتن حق وکیل برای زندانیان ؛ افزایش فشار و شکنجه ؛ توهین به مقدسات و خانواده ومجرم خواندن آنها صرفا به دلیل سنی مذهب بودن از داخل زندان خبر داد.
طبق ماده پنج اعلامیه جهانی حقوق بشر(احدی  را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد) واصل سی و نه قانون اساسی(هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است) وهمچنین ماده هفت میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی این کار محکوم؛ خلاف قانون و نقض اشکار حقوق بشر است.
اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌گوید: “… مذاهب دیگرِ اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می‌باشند و این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه‌ها رسمیت دارند”.  اما همین نوشته‌ی بی‌پشتوانه که نام قانون اساسی را بر آن نهاده‌اند اغلب اجرا نمیشود،چون کارگزاران جمهوری اسلامی ایران خودشان را در جایی از محدوده‌ی مرزهای ایران ملزم به اجرای آن نمی‌بینند.
اما نباید از یاد ببریم که در ایران حذف فرهنگ اهل سنت در تمامی عرصه‌های اجتماعی بی‌کم و کاست در راس کار مسئولان است. چنانکه مدیران شهرداری تهران طی ده سال گذشته بیش از چهارصد مسجد برای شیعیان ساخته‌اند، ولی هرگز به خود اجازه نداده‌اند که مسجدی نیز برای اهل سنت بسازند.
اعضای کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر بخصوص ماده 3 (حق حیات برای همه)،ماده 5 (عدم شکنجه)  و ماده 8 (احترام به حقوق ذاتی و شهروندی)، ماده 18 (آزادی عقیده  و وجدان)،و همچنین هدف چهارم: (تضمین کیفیت آموزش فراگیر و عادلانه و ایجاد فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه) و هدف شانزدهم (ترویج جوامع صلح طلب و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح) از اهداف سند 2030 یونسکو، ضمنمحکوم نمودن این اقدامات ناعادلانه و خشونت آمیز علیه زندانیان عقیدتی و سیاسی خواستار اجرای کامل و صحیح کلیه مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های آن توسط دولت جمهوری اسلامی ایران بوده و آن را حق بلا منازع همه شهروندان در ایران می دانند.
منبع : سایت حقوق آزادی ( عضو شبکه مدافعین حقوق بشر )






۱۳۹۷ بهمن ۲, سه‌شنبه

اسماعیل بخشی برای دومین بار دستگیر شد

اسماعیل بخشی، فعال کارگری و نمایندهٔ شورای مستقل کارگری در سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه برای دومین بار بازداشت شد.

این خبر نخستین بار نیمه شب یکشنبه در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد و پس از آن رسانه‌های داخلی هم آن را تایید کردند.
خبرگزاری فارس با انتشار خبر کوتاهی، آقای بخشی را «از عناصر مرتبط با گروهکهای برانداز» معرفی کرد که قصد به انحراف کشاندن اعتراضات کارگران را داشته و «به دروغ مدعی شده بود مورد شکنجه قرار گرفته» و درنهایت نیز قبل از موفقیت در ترک کشور، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است.
اسماعیل بخشی نیز اولین بار در 27 آبان 1397 شمسی در جریان اعتراضات کارگری شهر شوش بازداشت شد.در همان دوران بازداشت، اخباری در رسانه‌های داخلی و شبکه‌های اجتماعی از شکنجه و ضرب و شتم او حتی انتقالش از زندان به بیمارستان منتشر گردید. فعالان کارگری مطالبی دربارۀ وارد شدن ضربات شدید به سر و صورت او، متورم و کبود شدن صورت، همچنین از مشکل خونریزی معدۀ آقای بخشی خبر دادند اما استاندار خوزستان و رییس دادگستری شوش شکنجه شدن او را تکذیب و تاکید کردند که آقای بخشی در کمال سلامت به سر می‌برد. پس از آن نیز قرار بازداشت اسماعیل بخشی تمدید و او دوباره از بیمارستان به زندان منتقل شد.
در آذرماه پس از گذراندن 25 روز بازداشت و در پی اعتراضات گستردۀ کارگران ایران، نامه سرگشادۀ فعالان کارگری بیش از 80 سندیکا از کشورهای مختلف جهان به علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران، اعتراض شماری از وکلای دادگستری و همچنین برخی چهره‌های سیاسی از جمله محمود صادقی نماینده مجلس شورای اسلامی و شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، سرانجام آقای بخشی با قرار وثیقۀ 400 میلیون تومانی آزاد شد.
به گفتۀ نزدیکان اسماعیل بخشی، او پس از آزادی از زندان از شرکت هفت تپه اخراج، حسابهای بانکی‌اش مسدود و ارتباطش با دیگران بشدت محدود شد.
اسماعیل بخشی و سپیده قلیان شکنجه شدنشان در دوران بازداشت را تایید کردند، موضوعی که به مذاق حکومت ایران خوش نیامد.
تنها یک شب قبل از بازداشت دوبارۀ آنها، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در جریان مستندی 19 دقیقه‌ای به نام «طراحی سوخته» اعترافات آنها در دوران بازداشت را پخش کرد و به این ترتیب مدعی شد که تمام فعالیتهای آنها در چند ماه گذشته، توطئه‌ای از سوی کاخ سفید بوده است و آنها در تلاش بودند تا اعتراضات کارگران هفت تپه را به انحراف بکشانند.




۱۳۹۷ دی ۸, شنبه

یکسال بعد از خیزش مردمی ایران بر علیه نظام ولایت فقیه و ادامه سرکوب و خفقان ...

پارسال در همین روزها مردم ایران در اکثر شهرهای ایران به دلیل وضعیت معیشتی و تورم سرسام آور در اعتراضاتی
سراسری به خیابانها آمده و به شرایط نابسامان اقتصادی و وضعیت وخیم معیشتی معترض گشته و در خیزشی سراسری
به مخالفت با سیاستهای نا بخردانه اقتصادی رژیم برخواستند , اگر چه در گام اول دامنه اعتراضات تنها مساله اقتصادی
و و ضعیت معیشتی بود و کسانی در راس حکومت نیز خواستند از آب گل آلود ماهی بگیرند و بعضی از روحانیون محافظه کار
به حمایت در سایه از مردم معترض پرداختند و اینجور وانمود کردند که آنها نیز با مردم موافق هستند , اما تا دامنه اعتراضات
خیابانی در شهرهای ایران گسترده تر می شد مطالبات مردم به جان آمده ایران نیز رنگ و لعاب دیگری به خود میگرفت ؛ مردم خشمگین با شعارهای نابودی رژیم خواستار برچیدن نظام ولایت فقیه شده بودند و با گفتن مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتور
اصل نظام را نشانه گرفتند و با سر دادن شعار اصلاح طلب ؛ اصول گرا دیگه تموم ماجرا خود و مطالباتشان را از آنچه که در ابتدا از سوی عده ای دسته بندی کرده بودند جدا ساخته و این نظام را با هر طیف و هر نامی که هست هدف گرفتند و خواستار نابودی و اضمحلال کلیت رژیم بودند ؛ رژیم که احساس خطر میکرد با این بهانه که عده ای از بیرون در صدد به حاشیه کشاندن مطالبات مردم را دارند و با رخنه کردن در اعتراضات مردم آنان را به مقابله با حاکمیت تشویق میکنند شروع به سرکوب و بازداشتهای سراسری کرد و با این سیاست نخ نما شده که دشمن از برون به درون نفوذ کرده ؛ اسراییل و عربستان سعودی و آمریکا را متهم به دخالت در امور داخلی نمود که این سبک مناقشه آنچنان بی رنگ شده است که جامعه جهانی نیز به واقعیت دروغ این رژیم پی بره است مگر کسانی که سرشان در آخور این نظام است به این اراجیف حکومتی گوش میدهند و گرنه کسی دیگر فریب گفته های نخ نما شده این رژیم را نمیخورد ؛ به هر حال همانند دیگر اعتراضات به حق مردمی این مطالبات نیز از سوی رژیم سرکوب شد اما خواستهای مردم و مطالبات مردم اگر چه محدود شده است اما هر از چند گاهی در گوشه کنار ایران مردم به جان آمده با هر قومیت و هر خواسته ای و هر طیفی به مخالفت با این رژیم میپردازند و اگرچه با سرکوب وحشیانه رژیم روبرو میشوند و در مواردی قربانی نیز میدهند اما این موج چنان دامنه دار شده است که تا رسیدن به مطالبات مردم آزادیخواه که خواستار برچیدن و سرنگونی کلیت این رژیم است ادامه میابد ,,؛؛ نمونه تداوم خیزش خلقهای ستمدیده این مرز و بوم بعد از خیزشهای سراسری به اعتراضات مردم بهبهان و کشتار بیرحمانه مردم بیگناه آن دیار از سوی رژیم ؛ سرکوب دراویش گنابادی و ماجرای خیابان پاسداران تهران و بازداشت فله ای دراویش و اعدام محمد ثلاث درویش گنابادی ؛ اعتاصابات یک ماهه بازاریان و کسبه شهر بانه کردستان به دلیل وضعیت تبعیض آمیز بازارچه مرزی و کشتار کولبران ؛ اعتاصابات سراسری کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه به دلیل مطالبات عقب افتاده و وضعیت نابسامان معیشتیشان ...این نمونه ها و دهها نمونه دیگر این مهم را عیان میسازد که اگرچه سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام تنها جواب این  رژیم سرکوبگر به مطالبات بحق مردم ایران  است اما خلق ستمدیده و آرمانگرای ایران تا رسیدن به آرمانهای والای خویش که همانا آزادی و رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه است  دست بر نمی دارند و رعب و وحشت و سرکوب آنان را از هدف مقدسشان دور نخواهد کرد ,,, رژیم سرکوبگر ایران با تخصیص سرمایه های هنگفت میلیاردی که از منابع ملی ایرانیان هزینه میکند درصدد این است که با نا امن کردن کشورهای همسایه همچون سوریه و یمن و عراق که سالهاست درگیر جنگهای داخلی و برون مرزی شده اند دامنه سرکوب و اختناق مردم ایران را فراهم سازد و دید جامعه جهانی را از قلع و قمع خلق بی پناه مردم ایران به سوی آنسوی مرزهای ایران منحرف سازد که این سیاست رژیم نیز مانند دیگر سیاستهای فتنه گرانه و قهر آمیزش نخ نما شده است ؛ طبق آمار و خبرهای مجامع و محافل حقوق بشری در داخل و خارج ایران در طی سال گذشته خیلی بودند که در زنداهای این رژیم به خاطر مسائل عقیدتی و سیاسی به پای چوبه دار آویخته شده اند و همانگونه رژیمهای دیکتاتوری همچون ایران برای حفظ بقای خود از هر ترفندی برای سرکوب مخالفانشان استفاده میکنند اما نسیم آزادی در ایران وزیدن گرفته است و با این ارعاب و تحوش تنها از عمر خبیث این رژیم کاسته میشود و مردم رنجدیده ایران با هر فکر ؛ عقیده ؛ باور و قومیتی به آزادی و دموکراسی که حق طبیعی همگان است میرسند....



۱۳۹۷ شهریور ۱۷, شنبه

رامین حسین پناهی ؛ زانیار مرادی و لقمان مرادی اعدام شدند

خبرگزاری فارس گزارش داده‌ که رامین حسین پناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی سه زندانی کرد ایرانی به اتهام "عضویت در گروه تروریستی، درگیری مسلحانه و مشارکت در اقدام تروریستی" اعدام شده اند. این سه زندانی کرد، در روزهای اخیر به بخش قرنطیه زندان رجایی شهر کرج منتقل شده بودند. پیشتر منابع رسمی بین‌المللی و شماری از کاربران فارسی زبان در شبکه های اجتماعی درباره خطر اعدام این سه نفر ابراز نگرانی کرده بودند. 

ساعاتی پیش از این حسین احمدی‌نیاز، وکیل رامین حسین‌پناهی در گفت وگو با ایسنا، اعدام شدن موکلش را تایید کرده و گفته بود "ما وکلای آقای رامین پناهی هیچ گونه اطلاعی نداریم اما از منابع موثق اطلاع دادند که حکم اجرا شده است." رامین حسین‌ پناهی سال گذشته به اتهام "بَغی و عضویت در حزب کومله" از سوی دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شد. بغی به معنی شورش مسلحانه علیه حکومت اسلامی است. حسین‌پناهی اتهامات مطرح شده را رد کرده بود. دو نفر دیگری که امروز اعدام شده اند، زانیار مرادی و پسرعموی او، لقمان مرادی بودند كه از سوی دادگاه انقلاب تهران به اتهام "محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در حزب کومله و ترور پسر امام جمعه مریوان" به اعدام محکوم شده بودند. یک روز پیش از اعدام این سه زندانی، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، و همچنین گزارشگر ویژه اعدام های غیرقانونی در این سازمان، از مقام های ایرانی خواسته بودند اجرای حکم این سه زندانی را متوقف و حکم اعدام آنها را لغو کنند.






۱۳۹۷ شهریور ۱۱, یکشنبه

سالروز کشتار دسته جمعی مردم روستاهای قارنا و قلاتان

مدت زمانی است که نسل کشی به عنوان یک جرم در جهان تعریف شده است ِ اما مردم جهان بارها شاهد وقوع این جرم شنیع
بوده اند . ژنوساید معانی همچون نسل کشی ِنسل زدایی ِکشتار دسته جمعی ِکشتار گروهی و قومیت زدایی را در خود در بر میگیرد . اصطلاح ژنو ساید در سال 1945 میلادی توسط دادستانهای نظامی در نورنبرگ آلمان به کار برده شد ِ دادستانهای دادگاه نورنبرگ جنایتکاران را تحت عنوان ( ژنو سید )متهم کردند.
کنوانسیون سازمان ملل در دسامبر 1948 راجع به جلوگیری و مجازات عاملین نسل کشی ِ ژنو ساید را این گونه تعریف کرده است : یکی از اعمال زیر که به قصد از بین بردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی یا قومی یا نژادی یا مذهبی ِبه عنوان گروه انجام گیرد :
1_ کشتن اعضای گروه
2_عمدا شرایطی را بر گروه تحمیل کردن به منظور آنکه موجب نابودی کلی یا جزیی آن شود
3_تحمیل اقداماتی به قصد جلوگیری از تولید مثل در بین اعضای گروه
4_انتقال اجباری اطفال از گروهی به گروهی دیگر
پس از آن سازمان ملل متحد در اولین سال فعالیت رسمی خود قطعنامه شماره 196 را در دسامبر 1946 تصویب کرد و به موجب آن صراحتا تایید کرد که (( ژنو ساید )) یا همان نسل کشی جرمی به موجب حقوق بین الملل است و جهان متمدن آن را تقبیح میکند ِ این کنوانسیون از 12 ژانویه 1951 لازم الاجرا شده است و کشورهای زیادی در سطح جهان تا کنون به آن پیوسته اند...
طی این مقدمه به بررسی نمونه موردی روستاهای قارنا و قلاتان به عنوان یکی از موردهای ژنو ساید ملت کرد از طرف جمهوری اسلامی ایران می پردازیم :
روستاهای قارنا و قلاتان در حدود پنج کیلومتری شهرستان نقده واقع در استان آذر بایجانغربی واقع هستند ِشهرستان نقده همچون سایر شهرهای کرد نشین ایران از اول انقلاب 1357 شمسی شاهد تنشها و برخوردهایی از سوی حکومت مرکزی با مردمان و جنبش آزدیخواهانه آن مرز و بوم بوده است ِ نقطه آغاز این برخوردها در نقده در تاریخ 31 فروردین 1358شمسی بود که در جریان آن از سوی حزب دمکرات کردستان میتینگی برای هوا داران خود برگزار کرد و ملا حسنی امام جمعه ارومیه و نماینده خمینی با سوء استفاده از باورها و عقاید خرافی عده ای از عوام آذری زبانان منطقه با آن میتینگ و مردم حاضر در آن برخورد نموده و در یک آن به خشونت کشیده شد و طی آن شماری از طرفین کشته و مجروح شدند ( خاطر نشان میشود که شهرستان نقده دارای بافت جمعیتی و قومیتی کرد و آذری می باشد ) از آن روز به بعد تخم نفاق و تفرقه از سوی حکومت و مزدوران حکومتی در آن منطقه بین کرد و آذری ریخته شد که با ادامه دار شدن آن فاجعه انسانی روستاهای قارنا و قلاتان به وقوع پیوست .
شرح این جنایت و تراژدی وحشتناک :
ساعت یک بعد از ظهر روز یکشنبه یازدهم شهریور ماه سال 1358 برابر با 2 سپتامبر 1979 میلادی در یک یورش فجیع که حدود 3 ساعت به طول انجامید نیروهای سپاه پاسداران به روستاهای قارنا و قلاتان که در مجاورت یکدیگر قرار دارند 47 نفر از مردم مدنی و بی دفاع این روستاها که همگی غیر نظامی بودند به کام مرگ فرستادند  ِ قربانیان این جنایت وحشیانه زن ومرد ِپیر و جوان و حتی برخی از کودکانی که هنوز سنشان به پنج سالگی هم نرسیده بود بودند ولی طبق گفته های اهالی و اشخاص آگاه تعداد قربانیان این حادثه در مجموع به 68 نفر رسید .
ملا حسنی به عنوان نماینده تام الاختیار خمینی در پاسخ به گزارشگری که در مورد نقش او در بروز این جنایت حکومتی از او سوال می کند گفت : ... نه نبودم ِ و با کمال وقاهت می گوید که اگر بودم هیچ ترسی نداشتم و می گفتم که بودم و این گروههای مخالف حکومت من را متهم می کنند که این کذب محض است و من حتی قارنا و قلاتان را نمی شناسم !!!!
اگر چه این پاسخ ملا حسنی خود کذب محض است و دروغی آشکار است و خود او بود که از شروع این جنایت تا آخر آن نظاره گر این وحشی گری بود که مستقیما از سوی خمینی گماشته شده بود برای این فجایع و جنایتهای غیر انسانی تا مردم کرد را قلع و قمع کند و با این شیوه ملت کرد را از دنبال کردن حقوق اولیه خود یعنی آزادی و دموکراسی باز دارد ....
اگر چه قبل و بعد از این فاجعه و تراژدی تلخ ِرژیم ایران دستش به خون ملت کرد آلوده بوده و هست وتا کنون نیز این ژنو سایدها با ابعاد مختلف و در شرایط زمانی متغیر بوده است اما جنایت قارنا و قلاتان هیچگاه از ذهن مردم کردستان زدوده نخواهد شد چون ابعاد آن واقعا گسترده و قربانیان همگی بی گناه و مدنی بودند /././
حاکمان جمهوری اسلامی چه مرده چه زنده مسببین واقعی این ژنو ساید معاصر بر ضد خلق مظلوم کرد بودند و هستند ِ به امید روزی که این جانیان در مقابل چشمان بازماندگان در دادگاهها محاکمه شوند و به جزای اعمال شنیع خود برسند ...




















۱۳۹۷ شهریور ۴, یکشنبه

شریف باجور فعال محیط زیست آسمانی شد

«شریف باجور» سرپرست تیم اطفاء حریق شش‌نفره‌ای بود که روز سوم شهریور 1397 برای مقابله با آتش‌سوزی در جنگل‌های روستای پیله از توابع مریوان بدون هیچ امکاناتی به منطقه اعزام شد. او که عضو انجمن سبز چیا بود، در حفاظت از محیط زیست و مهار آتش‌سوزی، فرد مجرب و باسابقه‌ای بود؛ اما با این حال آنان در مقابله با این آتش‌سوزی جان باختند.

رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر علت فوت را انفجار مین‌های باقی‌مانده از جنگ ایران و عراق اعلام کرده است؛ اما «سعدی نقشبندی» - مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کردستان - در گفت‌وگویی اعلام کرد که هیچ‌ گونه انفجاری رخ نداده است و این جانباختگان طعمه حریق شده‌اند. این در حالی است که پزشکی قانونی هنوز علت مرگ این فعالان محیط زیست را اعلام نکرده است. خبر درگذشت شریف باجور بازتاب گسترده‌ای در فضای مجازی داشت و مراسم تشییع او و سه تن از همراهانش با استقبال مردم و باشکوه برگزار شد.

مرگ مشکوک! 

گفته‌های منابع محلی بر تردید درباره حادثه مرگ شریف باجور می‌افزاید. یکی از منابع محلی می‌گوید: «پیکرهای شریف باجور و سه تن دیگر، سوخته نبودند. سوختگی جنازه را جمع می‌کند؛ حال آن‌که جنازه‌ها جمع نشده بودند. ضمن این‌که پیکر این چهار تن کامل نبوده و دست و پا نداشته است.» این منبع همچنین گفته است که «شکم شریف باجور پاره شده و محتویاتش بیرون ریخته بود»؛ امری که نمی‌تواند بر اثر سوختگی در آتش رخ دهد. به گفته او «احتمال خفگی» این چهار تن بر اثر دود هم ممکن نبوده است؛ چون در این منطقه به هیچ وجه چنین چیزی امکان ندارد.

فعالان محیط زیست در کردستان بر این باورند که حوادث آتش‌سوزی در جنگل‌های مریوان اتفاقی نیست و به دست نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام می‌گیرد. منابع محلی می‌گویند که آن‌ها به زعم خود، این کار را برای مقابله با نیروهای کرد مستقر در آن منطقه انجام می‌دهند.


اما شریف باجور کیست؟

شریف باجور 45 ساله، فعال مدنی، محیط زیست و حقوق حیوانات بود. او از سال 1386 عضو انجمن سبز چیا بود؛ انجمنی که با اهداف زیست محیطی در کردستان فعالیت می‌کند. او مانند دیگر فعالان محیط زیست بارها بازداشت شده بود.

مرداد 1390 شریف باجور و مهرماه همان سال برادرش «رحیم باجور» - دانشجو و فعال مدنی - توسط نیروهای امنیتی در شهر مریوان بازداشت شدند و با وجود پیگیری مکرر خانواده‌ آن‌ها و مراجعه به نهادهای امنیتی و قضایی بیش از سه ماه از وضعیت آن‌ها اطلاعی در دست نبود. این مسئله نقض ماده 92 کنوانسیون حقوق زندانیان است که بر اساس آن متهم حق دارد بلافاصله خانواده خود را از بازداشت، مراحل محاکمه و از احوال خود مطلع کند.

باجور در دفاع از حقوق حیوانات نیز فعال بود. در آبان 1395 مادر هفت توله سگ، قربانی خشونت انسان شد. باجور اعلام کرد با راهپیمایی و اعتصاب غذا از مریوان تا ثلاث باباجانی می‌خواهد صدای هفت توله سگی باشد که مادرشان «بی‌رحمانه» با خشونت و ضرب و جرح عده‌ای از شهروندان کشته شده است. باجور در راه با مردم صحبت می‌کرد و برگه‌های آگاهی‌رسانی درباره حقوق حیوانات و محیط زیست را پخش می‌کرد.

از دیگر سو ملا قادر قادری، امام جمعه پاوه و نماینده ولی فقیه در این شهر، در خطبه‌های نماز جمعه با انتقاد از پیاده‌روی اعتراضی باجور گفت: «چرا کسی برای 14 میلیون انسان مظلوم افغانستان، عراق، سوریه و یمن پیاده‌روی نمی‌کند. احدی با مردم این کشورها درد دل نکرده است.»

به هر حال 12 آبان این فعال حقوق حیوانات حین راهپیمایی توسط نیروهای امنیتی در «دزلی» بازداشت شد. او البته فردای آن روز یعنی 13 آبان آزاد شد. یک ماه پس از بازداشت مغازه باجور توسط افراد ناشناس به آتش کشیده شد؛ حادثه‌ای که برخی از رسانه‌ها آن را به نیروهای اطلاعاتی نسبت می‌دهند.

31 فروردین ماه 1396 شمسی مردم ناراضی روستای عصرآباد، که به انتقال زباله شهرستان مریوان به روستایشان اعتراض داشتند، تجمعی مسالمت‌آمیز ترتیب داده بودند؛ ماموران نیروی انتظامی به معترضان یورش بردند و آن‌ها را مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار دادند. شریف باجور مردم این روستا را در این اعتراض همراهی کرد. فردای آن روز (اول اردیبهشت 1396) باجور در روستای عصرآباد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد و به مکان نامعلومی منتقل شد. این سومین بار بود که در کم‌تر از یک سال او را بازداشت می‌کردند. باجور پیش از این نیز در 15 فروردین 1396 به همراه «نازار حق‌پرست» و «هیوا منوچهری» - از فعالان محیط زیست - دستگیر شده بود.

بازداشت‌ها و آزار و اذیت مانع از حق‌طلبی و فعالیت‌های صلح‌آمیز باجور نشد. او در شهریور 1396 در اعتراض به کشتار کولبران و با همراهی اعتصاب غذای زندانیان سیاسی فاصله مریوان تا تهران را رکاب زد و پس از چهار روز در 26 شهریور به تهران رسید که با استقبال فعالان مدنی رو به رو شد. شعار باجور در این تور صلح‌آمیز «عدم خشونت راه پیروزی انسانیت است» بود. باجور در ادامه برنامه‌هایش با خانواده آتنا دائمی و سپس رضا شهابی دیدار کرد. این فعال مدنی اهل مریوان لوح تقدیر خود را به پدر آتنا دائمی اهدا کرد. همچنین با حضور در منزل رضا شهابی خواستار آزادی این فعال کارگری شد. او که تمام مسیر را در اعتصاب غذا بود در خانه شهابی به اعتصابش پایان داد.

شریف باجور هیچ‌ گاه از دغدغه محیط زیست، حقوق حیوانات و حقوق بشر و ایران فارغ نشد. و نهایتا در راه نجات جنگل‌های بلوط جان سپرد.