۱۳۹۷ اسفند ۱۶, پنجشنبه
۱۳۹۷ اسفند ۱۰, جمعه
محرومیت و نقض گسترده حقوق شهروندی اهل سنت در ایران
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آشکارا با نادیده گرفتن بسیاری از معاهدات بینالمللی از جمله اعلامیهی جهانی حقوق بشر ابتداییترین حقوق شهروندی شهروندان ایران را نقض می کند. چون آزادی وجدان و دین را برای شهروندان خود به رسمیت نمیشناسد. همچنین در این قانون امتیازهای ویژهای را برای شیعیان گنجاندهاند که صاحبان ادیان و مذاهب دیگر از دستیابی به آنها جا میمانند.
اهل سنت ایران همواره شاهد توهین به مقدسات خود حتی از رسانه های رسمی و به اصطلاح ملی بوده، کودکان آنان ناچارند در مدارسی تحصیل کنند و کتاب هایی را آموزش ببینند که مغایر با باورهای مذهبی آنان است، هر گاه نیز علما و جامعه ی اهل سنت ایران، به این قبیل توهین ها واکنش اعتراضی ولو به مسالمت آمیزترین شکل ممکن نشان داده، از سوی دولت و نیروهای امنیتی در قالب یک واکنش امنیتی توام با داغ و درفش به اعتراض آنان پاسخ داده شده و آنان را وادار به سکوت کرده اند؛ حتی بعضاً مخل امنیت ملی و محارب هم شناخته می شود و البته وضعیت دادگاه ها و چگونگی صدور احکام هم که بر همگان آشکار است…
زندانیان عقیدتی اهل سنت محبوس در زندان رجائی شهر کرج طی سه ماه گذشته با افزایش فشارهای امنیتی و موارد گسترده ای از محرومیت حقوق شهروندی که از جمله میتوان به حق دادرسی برابر و دسترسی به وکیل و همچنین برخورداری از خدمات پزشکی و درمانی بوده است محروم هستند.یورش گارد زندان به زندانیان اهل سنت، به بهانه امتناع یکی از زندانیان با نام توحید قریشی، از حضور در جلسه دادگاه به دلیل عدم رعایت فاصله زمانی قانونی بین تاریخ ابلاغ و تاریخ دادگاه و همچنین عدم دسترسی به وکیل صورت گرفته است. توحید قریشی، از ناحیه دست و سر دچار آسیب شدید شد. شهروندان اهل سنت با توجه به اینکه شهروندان ایرانی هستند حق رسیدگی به پرونده شان در یک دادگاه عالی و بی طرف را دارند.همچنین مریوان کرکوکی، نیز از ناحیه دست و کمر دچار آسیب دیدگی شدید شده است و احتمال آن میرود که دنده وی شکسته باشد. به جز این افراد نامیق دلدل و حمزه درویش، نیز به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفتند.حمزه درویش از نداشتن حق وکیل برای زندانیان ؛ افزایش فشار و شکنجه ؛ توهین به مقدسات و خانواده ومجرم خواندن آنها صرفا به دلیل سنی مذهب بودن از داخل زندان خبر داد.
طبق ماده پنج اعلامیه جهانی حقوق بشر(احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا برخلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد) واصل سی و نه قانون اساسی(هتک حرمت و حیثیت کسی که به حکم قانون دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید شده، به هر صورت که باشد ممنوع و موجب مجازات است) وهمچنین ماده هفت میثاق بین المللی حقوق مدنی وسیاسی این کار محکوم؛ خلاف قانون و نقض اشکار حقوق بشر است.
اصل دوازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران میگوید: “… مذاهب دیگرِ اسلامی اعم از حنفی، شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل میباشند و این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارث و وصیت) و دعاوی مربوط به آن در دادگاهها رسمیت دارند”. اما همین نوشتهی بیپشتوانه که نام قانون اساسی را بر آن نهادهاند اغلب اجرا نمیشود،چون کارگزاران جمهوری اسلامی ایران خودشان را در جایی از محدودهی مرزهای ایران ملزم به اجرای آن نمیبینند.
اما نباید از یاد ببریم که در ایران حذف فرهنگ اهل سنت در تمامی عرصههای اجتماعی بیکم و کاست در راس کار مسئولان است. چنانکه مدیران شهرداری تهران طی ده سال گذشته بیش از چهارصد مسجد برای شیعیان ساختهاند، ولی هرگز به خود اجازه ندادهاند که مسجدی نیز برای اهل سنت بسازند.
اعضای کمیته دفاع از حقوق پیروان ادیان با استناد به اعلامیه جهانی حقوق بشر بخصوص ماده 3 (حق حیات برای همه)،ماده 5 (عدم شکنجه) و ماده 8 (احترام به حقوق ذاتی و شهروندی)، ماده 18 (آزادی عقیده و وجدان)،و همچنین هدف چهارم: (تضمین کیفیت آموزش فراگیر و عادلانه و ایجاد فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه) و هدف شانزدهم (ترویج جوامع صلح طلب و فراگیر برای توسعه پایدار، دسترسی به عدالت برای همه و ایجاد نهادهای موثر، پاسخگو و فراگیر در تمام سطوح) از اهداف سند 2030 یونسکو، ضمنمحکوم نمودن این اقدامات ناعادلانه و خشونت آمیز علیه زندانیان عقیدتی و سیاسی خواستار اجرای کامل و صحیح کلیه مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر و کنوانسیون های آن توسط دولت جمهوری اسلامی ایران بوده و آن را حق بلا منازع همه شهروندان در ایران می دانند.
منبع : سایت حقوق آزادی ( عضو شبکه مدافعین حقوق بشر )
۱۳۹۷ بهمن ۲, سهشنبه
اسماعیل بخشی برای دومین بار دستگیر شد
اسماعیل بخشی، فعال کارگری و نمایندهٔ شورای مستقل کارگری در سندیکای کارگران کشت و صنعت نیشکر هفتتپه برای دومین بار بازداشت شد.
این خبر نخستین بار نیمه شب یکشنبه در شبکههای اجتماعی منتشر شد و پس از آن رسانههای داخلی هم آن را تایید کردند.
خبرگزاری فارس با انتشار خبر کوتاهی، آقای بخشی را «از عناصر مرتبط با گروهکهای برانداز» معرفی کرد که قصد به انحراف کشاندن اعتراضات کارگران را داشته و «به دروغ مدعی شده بود مورد شکنجه قرار گرفته» و درنهایت نیز قبل از موفقیت در ترک کشور، توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده است.
اسماعیل بخشی نیز اولین بار در 27 آبان 1397 شمسی در جریان اعتراضات کارگری شهر شوش بازداشت شد.در همان دوران بازداشت، اخباری در رسانههای داخلی و شبکههای اجتماعی از شکنجه و ضرب و شتم او حتی انتقالش از زندان به بیمارستان منتشر گردید. فعالان کارگری مطالبی دربارۀ وارد شدن ضربات شدید به سر و صورت او، متورم و کبود شدن صورت، همچنین از مشکل خونریزی معدۀ آقای بخشی خبر دادند اما استاندار خوزستان و رییس دادگستری شوش شکنجه شدن او را تکذیب و تاکید کردند که آقای بخشی در کمال سلامت به سر میبرد. پس از آن نیز قرار بازداشت اسماعیل بخشی تمدید و او دوباره از بیمارستان به زندان منتقل شد.
در آذرماه پس از گذراندن 25 روز بازداشت و در پی اعتراضات گستردۀ کارگران ایران، نامه سرگشادۀ فعالان کارگری بیش از 80 سندیکا از کشورهای مختلف جهان به علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران، اعتراض شماری از وکلای دادگستری و همچنین برخی چهرههای سیاسی از جمله محمود صادقی نماینده مجلس شورای اسلامی و شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل، سرانجام آقای بخشی با قرار وثیقۀ 400 میلیون تومانی آزاد شد.
به گفتۀ نزدیکان اسماعیل بخشی، او پس از آزادی از زندان از شرکت هفت تپه اخراج، حسابهای بانکیاش مسدود و ارتباطش با دیگران بشدت محدود شد.
اسماعیل بخشی و سپیده قلیان شکنجه شدنشان در دوران بازداشت را تایید کردند، موضوعی که به مذاق حکومت ایران خوش نیامد.
تنها یک شب قبل از بازداشت دوبارۀ آنها، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در جریان مستندی 19 دقیقهای به نام «طراحی سوخته» اعترافات آنها در دوران بازداشت را پخش کرد و به این ترتیب مدعی شد که تمام فعالیتهای آنها در چند ماه گذشته، توطئهای از سوی کاخ سفید بوده است و آنها در تلاش بودند تا اعتراضات کارگران هفت تپه را به انحراف بکشانند.
تنها یک شب قبل از بازداشت دوبارۀ آنها، صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در جریان مستندی 19 دقیقهای به نام «طراحی سوخته» اعترافات آنها در دوران بازداشت را پخش کرد و به این ترتیب مدعی شد که تمام فعالیتهای آنها در چند ماه گذشته، توطئهای از سوی کاخ سفید بوده است و آنها در تلاش بودند تا اعتراضات کارگران هفت تپه را به انحراف بکشانند.
۱۳۹۷ دی ۸, شنبه
یکسال بعد از خیزش مردمی ایران بر علیه نظام ولایت فقیه و ادامه سرکوب و خفقان ...
پارسال در همین روزها مردم ایران در اکثر شهرهای ایران به دلیل وضعیت معیشتی و تورم سرسام آور در اعتراضاتی
سراسری به خیابانها آمده و به شرایط نابسامان اقتصادی و وضعیت وخیم معیشتی معترض گشته و در خیزشی سراسری
به مخالفت با سیاستهای نا بخردانه اقتصادی رژیم برخواستند , اگر چه در گام اول دامنه اعتراضات تنها مساله اقتصادی
و و ضعیت معیشتی بود و کسانی در راس حکومت نیز خواستند از آب گل آلود ماهی بگیرند و بعضی از روحانیون محافظه کار
به حمایت در سایه از مردم معترض پرداختند و اینجور وانمود کردند که آنها نیز با مردم موافق هستند , اما تا دامنه اعتراضات
خیابانی در شهرهای ایران گسترده تر می شد مطالبات مردم به جان آمده ایران نیز رنگ و لعاب دیگری به خود میگرفت ؛ مردم خشمگین با شعارهای نابودی رژیم خواستار برچیدن نظام ولایت فقیه شده بودند و با گفتن مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتور
اصل نظام را نشانه گرفتند و با سر دادن شعار اصلاح طلب ؛ اصول گرا دیگه تموم ماجرا خود و مطالباتشان را از آنچه که در ابتدا از سوی عده ای دسته بندی کرده بودند جدا ساخته و این نظام را با هر طیف و هر نامی که هست هدف گرفتند و خواستار نابودی و اضمحلال کلیت رژیم بودند ؛ رژیم که احساس خطر میکرد با این بهانه که عده ای از بیرون در صدد به حاشیه کشاندن مطالبات مردم را دارند و با رخنه کردن در اعتراضات مردم آنان را به مقابله با حاکمیت تشویق میکنند شروع به سرکوب و بازداشتهای سراسری کرد و با این سیاست نخ نما شده که دشمن از برون به درون نفوذ کرده ؛ اسراییل و عربستان سعودی و آمریکا را متهم به دخالت در امور داخلی نمود که این سبک مناقشه آنچنان بی رنگ شده است که جامعه جهانی نیز به واقعیت دروغ این رژیم پی بره است مگر کسانی که سرشان در آخور این نظام است به این اراجیف حکومتی گوش میدهند و گرنه کسی دیگر فریب گفته های نخ نما شده این رژیم را نمیخورد ؛ به هر حال همانند دیگر اعتراضات به حق مردمی این مطالبات نیز از سوی رژیم سرکوب شد اما خواستهای مردم و مطالبات مردم اگر چه محدود شده است اما هر از چند گاهی در گوشه کنار ایران مردم به جان آمده با هر قومیت و هر خواسته ای و هر طیفی به مخالفت با این رژیم میپردازند و اگرچه با سرکوب وحشیانه رژیم روبرو میشوند و در مواردی قربانی نیز میدهند اما این موج چنان دامنه دار شده است که تا رسیدن به مطالبات مردم آزادیخواه که خواستار برچیدن و سرنگونی کلیت این رژیم است ادامه میابد ,,؛؛ نمونه تداوم خیزش خلقهای ستمدیده این مرز و بوم بعد از خیزشهای سراسری به اعتراضات مردم بهبهان و کشتار بیرحمانه مردم بیگناه آن دیار از سوی رژیم ؛ سرکوب دراویش گنابادی و ماجرای خیابان پاسداران تهران و بازداشت فله ای دراویش و اعدام محمد ثلاث درویش گنابادی ؛ اعتاصابات یک ماهه بازاریان و کسبه شهر بانه کردستان به دلیل وضعیت تبعیض آمیز بازارچه مرزی و کشتار کولبران ؛ اعتاصابات سراسری کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه به دلیل مطالبات عقب افتاده و وضعیت نابسامان معیشتیشان ...این نمونه ها و دهها نمونه دیگر این مهم را عیان میسازد که اگرچه سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام تنها جواب این رژیم سرکوبگر به مطالبات بحق مردم ایران است اما خلق ستمدیده و آرمانگرای ایران تا رسیدن به آرمانهای والای خویش که همانا آزادی و رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه است دست بر نمی دارند و رعب و وحشت و سرکوب آنان را از هدف مقدسشان دور نخواهد کرد ,,, رژیم سرکوبگر ایران با تخصیص سرمایه های هنگفت میلیاردی که از منابع ملی ایرانیان هزینه میکند درصدد این است که با نا امن کردن کشورهای همسایه همچون سوریه و یمن و عراق که سالهاست درگیر جنگهای داخلی و برون مرزی شده اند دامنه سرکوب و اختناق مردم ایران را فراهم سازد و دید جامعه جهانی را از قلع و قمع خلق بی پناه مردم ایران به سوی آنسوی مرزهای ایران منحرف سازد که این سیاست رژیم نیز مانند دیگر سیاستهای فتنه گرانه و قهر آمیزش نخ نما شده است ؛ طبق آمار و خبرهای مجامع و محافل حقوق بشری در داخل و خارج ایران در طی سال گذشته خیلی بودند که در زنداهای این رژیم به خاطر مسائل عقیدتی و سیاسی به پای چوبه دار آویخته شده اند و همانگونه رژیمهای دیکتاتوری همچون ایران برای حفظ بقای خود از هر ترفندی برای سرکوب مخالفانشان استفاده میکنند اما نسیم آزادی در ایران وزیدن گرفته است و با این ارعاب و تحوش تنها از عمر خبیث این رژیم کاسته میشود و مردم رنجدیده ایران با هر فکر ؛ عقیده ؛ باور و قومیتی به آزادی و دموکراسی که حق طبیعی همگان است میرسند....
سراسری به خیابانها آمده و به شرایط نابسامان اقتصادی و وضعیت وخیم معیشتی معترض گشته و در خیزشی سراسری
به مخالفت با سیاستهای نا بخردانه اقتصادی رژیم برخواستند , اگر چه در گام اول دامنه اعتراضات تنها مساله اقتصادی
و و ضعیت معیشتی بود و کسانی در راس حکومت نیز خواستند از آب گل آلود ماهی بگیرند و بعضی از روحانیون محافظه کار
به حمایت در سایه از مردم معترض پرداختند و اینجور وانمود کردند که آنها نیز با مردم موافق هستند , اما تا دامنه اعتراضات
خیابانی در شهرهای ایران گسترده تر می شد مطالبات مردم به جان آمده ایران نیز رنگ و لعاب دیگری به خود میگرفت ؛ مردم خشمگین با شعارهای نابودی رژیم خواستار برچیدن نظام ولایت فقیه شده بودند و با گفتن مرگ بر خامنه ای و مرگ بر دیکتاتور
اصل نظام را نشانه گرفتند و با سر دادن شعار اصلاح طلب ؛ اصول گرا دیگه تموم ماجرا خود و مطالباتشان را از آنچه که در ابتدا از سوی عده ای دسته بندی کرده بودند جدا ساخته و این نظام را با هر طیف و هر نامی که هست هدف گرفتند و خواستار نابودی و اضمحلال کلیت رژیم بودند ؛ رژیم که احساس خطر میکرد با این بهانه که عده ای از بیرون در صدد به حاشیه کشاندن مطالبات مردم را دارند و با رخنه کردن در اعتراضات مردم آنان را به مقابله با حاکمیت تشویق میکنند شروع به سرکوب و بازداشتهای سراسری کرد و با این سیاست نخ نما شده که دشمن از برون به درون نفوذ کرده ؛ اسراییل و عربستان سعودی و آمریکا را متهم به دخالت در امور داخلی نمود که این سبک مناقشه آنچنان بی رنگ شده است که جامعه جهانی نیز به واقعیت دروغ این رژیم پی بره است مگر کسانی که سرشان در آخور این نظام است به این اراجیف حکومتی گوش میدهند و گرنه کسی دیگر فریب گفته های نخ نما شده این رژیم را نمیخورد ؛ به هر حال همانند دیگر اعتراضات به حق مردمی این مطالبات نیز از سوی رژیم سرکوب شد اما خواستهای مردم و مطالبات مردم اگر چه محدود شده است اما هر از چند گاهی در گوشه کنار ایران مردم به جان آمده با هر قومیت و هر خواسته ای و هر طیفی به مخالفت با این رژیم میپردازند و اگرچه با سرکوب وحشیانه رژیم روبرو میشوند و در مواردی قربانی نیز میدهند اما این موج چنان دامنه دار شده است که تا رسیدن به مطالبات مردم آزادیخواه که خواستار برچیدن و سرنگونی کلیت این رژیم است ادامه میابد ,,؛؛ نمونه تداوم خیزش خلقهای ستمدیده این مرز و بوم بعد از خیزشهای سراسری به اعتراضات مردم بهبهان و کشتار بیرحمانه مردم بیگناه آن دیار از سوی رژیم ؛ سرکوب دراویش گنابادی و ماجرای خیابان پاسداران تهران و بازداشت فله ای دراویش و اعدام محمد ثلاث درویش گنابادی ؛ اعتاصابات یک ماهه بازاریان و کسبه شهر بانه کردستان به دلیل وضعیت تبعیض آمیز بازارچه مرزی و کشتار کولبران ؛ اعتاصابات سراسری کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه به دلیل مطالبات عقب افتاده و وضعیت نابسامان معیشتیشان ...این نمونه ها و دهها نمونه دیگر این مهم را عیان میسازد که اگرچه سرکوب و زندان و شکنجه و اعدام تنها جواب این رژیم سرکوبگر به مطالبات بحق مردم ایران است اما خلق ستمدیده و آرمانگرای ایران تا رسیدن به آرمانهای والای خویش که همانا آزادی و رسیدن به یک زندگی شرافتمندانه است دست بر نمی دارند و رعب و وحشت و سرکوب آنان را از هدف مقدسشان دور نخواهد کرد ,,, رژیم سرکوبگر ایران با تخصیص سرمایه های هنگفت میلیاردی که از منابع ملی ایرانیان هزینه میکند درصدد این است که با نا امن کردن کشورهای همسایه همچون سوریه و یمن و عراق که سالهاست درگیر جنگهای داخلی و برون مرزی شده اند دامنه سرکوب و اختناق مردم ایران را فراهم سازد و دید جامعه جهانی را از قلع و قمع خلق بی پناه مردم ایران به سوی آنسوی مرزهای ایران منحرف سازد که این سیاست رژیم نیز مانند دیگر سیاستهای فتنه گرانه و قهر آمیزش نخ نما شده است ؛ طبق آمار و خبرهای مجامع و محافل حقوق بشری در داخل و خارج ایران در طی سال گذشته خیلی بودند که در زنداهای این رژیم به خاطر مسائل عقیدتی و سیاسی به پای چوبه دار آویخته شده اند و همانگونه رژیمهای دیکتاتوری همچون ایران برای حفظ بقای خود از هر ترفندی برای سرکوب مخالفانشان استفاده میکنند اما نسیم آزادی در ایران وزیدن گرفته است و با این ارعاب و تحوش تنها از عمر خبیث این رژیم کاسته میشود و مردم رنجدیده ایران با هر فکر ؛ عقیده ؛ باور و قومیتی به آزادی و دموکراسی که حق طبیعی همگان است میرسند....
۱۳۹۷ شهریور ۱۷, شنبه
رامین حسین پناهی ؛ زانیار مرادی و لقمان مرادی اعدام شدند
خبرگزاری فارس گزارش داده که رامین حسین پناهی، زانیار مرادی و لقمان مرادی سه زندانی کرد ایرانی به اتهام "عضویت در گروه تروریستی، درگیری مسلحانه و مشارکت در اقدام تروریستی" اعدام شده اند. این سه زندانی کرد، در روزهای اخیر به بخش قرنطیه زندان رجایی شهر کرج منتقل شده بودند. پیشتر منابع رسمی بینالمللی و شماری از کاربران فارسی زبان در شبکه های اجتماعی درباره خطر اعدام این سه نفر ابراز نگرانی کرده بودند.
ساعاتی پیش از این حسین احمدینیاز، وکیل رامین حسینپناهی در گفت وگو با ایسنا، اعدام شدن موکلش را تایید کرده و گفته بود "ما وکلای آقای رامین پناهی هیچ گونه اطلاعی نداریم اما از منابع موثق اطلاع دادند که حکم اجرا شده است." رامین حسین پناهی سال گذشته به اتهام "بَغی و عضویت در حزب کومله" از سوی دادگاه انقلاب سنندج به اعدام محکوم شد. بغی به معنی شورش مسلحانه علیه حکومت اسلامی است. حسینپناهی اتهامات مطرح شده را رد کرده بود. دو نفر دیگری که امروز اعدام شده اند، زانیار مرادی و پسرعموی او، لقمان مرادی بودند كه از سوی دادگاه انقلاب تهران به اتهام "محاربه از طریق اقدام علیه امنیت ملی، عضویت در حزب کومله و ترور پسر امام جمعه مریوان" به اعدام محکوم شده بودند. یک روز پیش از اعدام این سه زندانی، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، و همچنین گزارشگر ویژه اعدام های غیرقانونی در این سازمان، از مقام های ایرانی خواسته بودند اجرای حکم این سه زندانی را متوقف و حکم اعدام آنها را لغو کنند.
۱۳۹۷ شهریور ۱۱, یکشنبه
سالروز کشتار دسته جمعی مردم روستاهای قارنا و قلاتان
مدت زمانی است که نسل کشی به عنوان یک جرم در جهان تعریف شده است ِ اما مردم جهان بارها شاهد وقوع این جرم شنیع
بوده اند . ژنوساید معانی همچون نسل کشی ِنسل زدایی ِکشتار دسته جمعی ِکشتار گروهی و قومیت زدایی را در خود در بر میگیرد . اصطلاح ژنو ساید در سال 1945 میلادی توسط دادستانهای نظامی در نورنبرگ آلمان به کار برده شد ِ دادستانهای دادگاه نورنبرگ جنایتکاران را تحت عنوان ( ژنو سید )متهم کردند.
کنوانسیون سازمان ملل در دسامبر 1948 راجع به جلوگیری و مجازات عاملین نسل کشی ِ ژنو ساید را این گونه تعریف کرده است : یکی از اعمال زیر که به قصد از بین بردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی یا قومی یا نژادی یا مذهبی ِبه عنوان گروه انجام گیرد :
1_ کشتن اعضای گروه
2_عمدا شرایطی را بر گروه تحمیل کردن به منظور آنکه موجب نابودی کلی یا جزیی آن شود
3_تحمیل اقداماتی به قصد جلوگیری از تولید مثل در بین اعضای گروه
4_انتقال اجباری اطفال از گروهی به گروهی دیگر
پس از آن سازمان ملل متحد در اولین سال فعالیت رسمی خود قطعنامه شماره 196 را در دسامبر 1946 تصویب کرد و به موجب آن صراحتا تایید کرد که (( ژنو ساید )) یا همان نسل کشی جرمی به موجب حقوق بین الملل است و جهان متمدن آن را تقبیح میکند ِ این کنوانسیون از 12 ژانویه 1951 لازم الاجرا شده است و کشورهای زیادی در سطح جهان تا کنون به آن پیوسته اند...
طی این مقدمه به بررسی نمونه موردی روستاهای قارنا و قلاتان به عنوان یکی از موردهای ژنو ساید ملت کرد از طرف جمهوری اسلامی ایران می پردازیم :
روستاهای قارنا و قلاتان در حدود پنج کیلومتری شهرستان نقده واقع در استان آذر بایجانغربی واقع هستند ِشهرستان نقده همچون سایر شهرهای کرد نشین ایران از اول انقلاب 1357 شمسی شاهد تنشها و برخوردهایی از سوی حکومت مرکزی با مردمان و جنبش آزدیخواهانه آن مرز و بوم بوده است ِ نقطه آغاز این برخوردها در نقده در تاریخ 31 فروردین 1358شمسی بود که در جریان آن از سوی حزب دمکرات کردستان میتینگی برای هوا داران خود برگزار کرد و ملا حسنی امام جمعه ارومیه و نماینده خمینی با سوء استفاده از باورها و عقاید خرافی عده ای از عوام آذری زبانان منطقه با آن میتینگ و مردم حاضر در آن برخورد نموده و در یک آن به خشونت کشیده شد و طی آن شماری از طرفین کشته و مجروح شدند ( خاطر نشان میشود که شهرستان نقده دارای بافت جمعیتی و قومیتی کرد و آذری می باشد ) از آن روز به بعد تخم نفاق و تفرقه از سوی حکومت و مزدوران حکومتی در آن منطقه بین کرد و آذری ریخته شد که با ادامه دار شدن آن فاجعه انسانی روستاهای قارنا و قلاتان به وقوع پیوست .
شرح این جنایت و تراژدی وحشتناک :
ساعت یک بعد از ظهر روز یکشنبه یازدهم شهریور ماه سال 1358 برابر با 2 سپتامبر 1979 میلادی در یک یورش فجیع که حدود 3 ساعت به طول انجامید نیروهای سپاه پاسداران به روستاهای قارنا و قلاتان که در مجاورت یکدیگر قرار دارند 47 نفر از مردم مدنی و بی دفاع این روستاها که همگی غیر نظامی بودند به کام مرگ فرستادند ِ قربانیان این جنایت وحشیانه زن ومرد ِپیر و جوان و حتی برخی از کودکانی که هنوز سنشان به پنج سالگی هم نرسیده بود بودند ولی طبق گفته های اهالی و اشخاص آگاه تعداد قربانیان این حادثه در مجموع به 68 نفر رسید .
ملا حسنی به عنوان نماینده تام الاختیار خمینی در پاسخ به گزارشگری که در مورد نقش او در بروز این جنایت حکومتی از او سوال می کند گفت : ... نه نبودم ِ و با کمال وقاهت می گوید که اگر بودم هیچ ترسی نداشتم و می گفتم که بودم و این گروههای مخالف حکومت من را متهم می کنند که این کذب محض است و من حتی قارنا و قلاتان را نمی شناسم !!!!
اگر چه این پاسخ ملا حسنی خود کذب محض است و دروغی آشکار است و خود او بود که از شروع این جنایت تا آخر آن نظاره گر این وحشی گری بود که مستقیما از سوی خمینی گماشته شده بود برای این فجایع و جنایتهای غیر انسانی تا مردم کرد را قلع و قمع کند و با این شیوه ملت کرد را از دنبال کردن حقوق اولیه خود یعنی آزادی و دموکراسی باز دارد ....
اگر چه قبل و بعد از این فاجعه و تراژدی تلخ ِرژیم ایران دستش به خون ملت کرد آلوده بوده و هست وتا کنون نیز این ژنو سایدها با ابعاد مختلف و در شرایط زمانی متغیر بوده است اما جنایت قارنا و قلاتان هیچگاه از ذهن مردم کردستان زدوده نخواهد شد چون ابعاد آن واقعا گسترده و قربانیان همگی بی گناه و مدنی بودند /././
حاکمان جمهوری اسلامی چه مرده چه زنده مسببین واقعی این ژنو ساید معاصر بر ضد خلق مظلوم کرد بودند و هستند ِ به امید روزی که این جانیان در مقابل چشمان بازماندگان در دادگاهها محاکمه شوند و به جزای اعمال شنیع خود برسند ...
بوده اند . ژنوساید معانی همچون نسل کشی ِنسل زدایی ِکشتار دسته جمعی ِکشتار گروهی و قومیت زدایی را در خود در بر میگیرد . اصطلاح ژنو ساید در سال 1945 میلادی توسط دادستانهای نظامی در نورنبرگ آلمان به کار برده شد ِ دادستانهای دادگاه نورنبرگ جنایتکاران را تحت عنوان ( ژنو سید )متهم کردند.
کنوانسیون سازمان ملل در دسامبر 1948 راجع به جلوگیری و مجازات عاملین نسل کشی ِ ژنو ساید را این گونه تعریف کرده است : یکی از اعمال زیر که به قصد از بین بردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی یا قومی یا نژادی یا مذهبی ِبه عنوان گروه انجام گیرد :
1_ کشتن اعضای گروه
2_عمدا شرایطی را بر گروه تحمیل کردن به منظور آنکه موجب نابودی کلی یا جزیی آن شود
3_تحمیل اقداماتی به قصد جلوگیری از تولید مثل در بین اعضای گروه
4_انتقال اجباری اطفال از گروهی به گروهی دیگر
پس از آن سازمان ملل متحد در اولین سال فعالیت رسمی خود قطعنامه شماره 196 را در دسامبر 1946 تصویب کرد و به موجب آن صراحتا تایید کرد که (( ژنو ساید )) یا همان نسل کشی جرمی به موجب حقوق بین الملل است و جهان متمدن آن را تقبیح میکند ِ این کنوانسیون از 12 ژانویه 1951 لازم الاجرا شده است و کشورهای زیادی در سطح جهان تا کنون به آن پیوسته اند...
طی این مقدمه به بررسی نمونه موردی روستاهای قارنا و قلاتان به عنوان یکی از موردهای ژنو ساید ملت کرد از طرف جمهوری اسلامی ایران می پردازیم :
روستاهای قارنا و قلاتان در حدود پنج کیلومتری شهرستان نقده واقع در استان آذر بایجانغربی واقع هستند ِشهرستان نقده همچون سایر شهرهای کرد نشین ایران از اول انقلاب 1357 شمسی شاهد تنشها و برخوردهایی از سوی حکومت مرکزی با مردمان و جنبش آزدیخواهانه آن مرز و بوم بوده است ِ نقطه آغاز این برخوردها در نقده در تاریخ 31 فروردین 1358شمسی بود که در جریان آن از سوی حزب دمکرات کردستان میتینگی برای هوا داران خود برگزار کرد و ملا حسنی امام جمعه ارومیه و نماینده خمینی با سوء استفاده از باورها و عقاید خرافی عده ای از عوام آذری زبانان منطقه با آن میتینگ و مردم حاضر در آن برخورد نموده و در یک آن به خشونت کشیده شد و طی آن شماری از طرفین کشته و مجروح شدند ( خاطر نشان میشود که شهرستان نقده دارای بافت جمعیتی و قومیتی کرد و آذری می باشد ) از آن روز به بعد تخم نفاق و تفرقه از سوی حکومت و مزدوران حکومتی در آن منطقه بین کرد و آذری ریخته شد که با ادامه دار شدن آن فاجعه انسانی روستاهای قارنا و قلاتان به وقوع پیوست .
شرح این جنایت و تراژدی وحشتناک :
ساعت یک بعد از ظهر روز یکشنبه یازدهم شهریور ماه سال 1358 برابر با 2 سپتامبر 1979 میلادی در یک یورش فجیع که حدود 3 ساعت به طول انجامید نیروهای سپاه پاسداران به روستاهای قارنا و قلاتان که در مجاورت یکدیگر قرار دارند 47 نفر از مردم مدنی و بی دفاع این روستاها که همگی غیر نظامی بودند به کام مرگ فرستادند ِ قربانیان این جنایت وحشیانه زن ومرد ِپیر و جوان و حتی برخی از کودکانی که هنوز سنشان به پنج سالگی هم نرسیده بود بودند ولی طبق گفته های اهالی و اشخاص آگاه تعداد قربانیان این حادثه در مجموع به 68 نفر رسید .
ملا حسنی به عنوان نماینده تام الاختیار خمینی در پاسخ به گزارشگری که در مورد نقش او در بروز این جنایت حکومتی از او سوال می کند گفت : ... نه نبودم ِ و با کمال وقاهت می گوید که اگر بودم هیچ ترسی نداشتم و می گفتم که بودم و این گروههای مخالف حکومت من را متهم می کنند که این کذب محض است و من حتی قارنا و قلاتان را نمی شناسم !!!!
اگر چه این پاسخ ملا حسنی خود کذب محض است و دروغی آشکار است و خود او بود که از شروع این جنایت تا آخر آن نظاره گر این وحشی گری بود که مستقیما از سوی خمینی گماشته شده بود برای این فجایع و جنایتهای غیر انسانی تا مردم کرد را قلع و قمع کند و با این شیوه ملت کرد را از دنبال کردن حقوق اولیه خود یعنی آزادی و دموکراسی باز دارد ....
اگر چه قبل و بعد از این فاجعه و تراژدی تلخ ِرژیم ایران دستش به خون ملت کرد آلوده بوده و هست وتا کنون نیز این ژنو سایدها با ابعاد مختلف و در شرایط زمانی متغیر بوده است اما جنایت قارنا و قلاتان هیچگاه از ذهن مردم کردستان زدوده نخواهد شد چون ابعاد آن واقعا گسترده و قربانیان همگی بی گناه و مدنی بودند /././
حاکمان جمهوری اسلامی چه مرده چه زنده مسببین واقعی این ژنو ساید معاصر بر ضد خلق مظلوم کرد بودند و هستند ِ به امید روزی که این جانیان در مقابل چشمان بازماندگان در دادگاهها محاکمه شوند و به جزای اعمال شنیع خود برسند ...
۱۳۹۷ شهریور ۴, یکشنبه
شریف باجور فعال محیط زیست آسمانی شد
«شریف باجور» سرپرست تیم اطفاء حریق ششنفرهای بود که روز سوم شهریور 1397 برای مقابله با آتشسوزی در جنگلهای روستای پیله از توابع مریوان بدون هیچ امکاناتی به منطقه اعزام شد. او که عضو انجمن سبز چیا بود، در حفاظت از محیط زیست و مهار آتشسوزی، فرد مجرب و باسابقهای بود؛ اما با این حال آنان در مقابله با این آتشسوزی جان باختند.
رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر علت فوت را انفجار مینهای باقیمانده از جنگ ایران و عراق اعلام کرده است؛ اما «سعدی نقشبندی» - مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کردستان - در گفتوگویی اعلام کرد که هیچ گونه انفجاری رخ نداده است و این جانباختگان طعمه حریق شدهاند. این در حالی است که پزشکی قانونی هنوز علت مرگ این فعالان محیط زیست را اعلام نکرده است. خبر درگذشت شریف باجور بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشت و مراسم تشییع او و سه تن از همراهانش با استقبال مردم و باشکوه برگزار شد.
مرگ مشکوک!
گفتههای منابع محلی بر تردید درباره حادثه مرگ شریف باجور میافزاید. یکی از منابع محلی میگوید: «پیکرهای شریف باجور و سه تن دیگر، سوخته نبودند. سوختگی جنازه را جمع میکند؛ حال آنکه جنازهها جمع نشده بودند. ضمن اینکه پیکر این چهار تن کامل نبوده و دست و پا نداشته است.» این منبع همچنین گفته است که «شکم شریف باجور پاره شده و محتویاتش بیرون ریخته بود»؛ امری که نمیتواند بر اثر سوختگی در آتش رخ دهد. به گفته او «احتمال خفگی» این چهار تن بر اثر دود هم ممکن نبوده است؛ چون در این منطقه به هیچ وجه چنین چیزی امکان ندارد.
فعالان محیط زیست در کردستان بر این باورند که حوادث آتشسوزی در جنگلهای مریوان اتفاقی نیست و به دست نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام میگیرد. منابع محلی میگویند که آنها به زعم خود، این کار را برای مقابله با نیروهای کرد مستقر در آن منطقه انجام میدهند.
اما شریف باجور کیست؟
شریف باجور 45 ساله، فعال مدنی، محیط زیست و حقوق حیوانات بود. او از سال 1386 عضو انجمن سبز چیا بود؛ انجمنی که با اهداف زیست محیطی در کردستان فعالیت میکند. او مانند دیگر فعالان محیط زیست بارها بازداشت شده بود.
مرداد 1390 شریف باجور و مهرماه همان سال برادرش «رحیم باجور» - دانشجو و فعال مدنی - توسط نیروهای امنیتی در شهر مریوان بازداشت شدند و با وجود پیگیری مکرر خانواده آنها و مراجعه به نهادهای امنیتی و قضایی بیش از سه ماه از وضعیت آنها اطلاعی در دست نبود. این مسئله نقض ماده 92 کنوانسیون حقوق زندانیان است که بر اساس آن متهم حق دارد بلافاصله خانواده خود را از بازداشت، مراحل محاکمه و از احوال خود مطلع کند.
باجور در دفاع از حقوق حیوانات نیز فعال بود. در آبان 1395 مادر هفت توله سگ، قربانی خشونت انسان شد. باجور اعلام کرد با راهپیمایی و اعتصاب غذا از مریوان تا ثلاث باباجانی میخواهد صدای هفت توله سگی باشد که مادرشان «بیرحمانه» با خشونت و ضرب و جرح عدهای از شهروندان کشته شده است. باجور در راه با مردم صحبت میکرد و برگههای آگاهیرسانی درباره حقوق حیوانات و محیط زیست را پخش میکرد.
از دیگر سو ملا قادر قادری، امام جمعه پاوه و نماینده ولی فقیه در این شهر، در خطبههای نماز جمعه با انتقاد از پیادهروی اعتراضی باجور گفت: «چرا کسی برای 14 میلیون انسان مظلوم افغانستان، عراق، سوریه و یمن پیادهروی نمیکند. احدی با مردم این کشورها درد دل نکرده است.»
به هر حال 12 آبان این فعال حقوق حیوانات حین راهپیمایی توسط نیروهای امنیتی در «دزلی» بازداشت شد. او البته فردای آن روز یعنی 13 آبان آزاد شد. یک ماه پس از بازداشت مغازه باجور توسط افراد ناشناس به آتش کشیده شد؛ حادثهای که برخی از رسانهها آن را به نیروهای اطلاعاتی نسبت میدهند.
31 فروردین ماه 1396 شمسی مردم ناراضی روستای عصرآباد، که به انتقال زباله شهرستان مریوان به روستایشان اعتراض داشتند، تجمعی مسالمتآمیز ترتیب داده بودند؛ ماموران نیروی انتظامی به معترضان یورش بردند و آنها را مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار دادند. شریف باجور مردم این روستا را در این اعتراض همراهی کرد. فردای آن روز (اول اردیبهشت 1396) باجور در روستای عصرآباد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد و به مکان نامعلومی منتقل شد. این سومین بار بود که در کمتر از یک سال او را بازداشت میکردند. باجور پیش از این نیز در 15 فروردین 1396 به همراه «نازار حقپرست» و «هیوا منوچهری» - از فعالان محیط زیست - دستگیر شده بود.
بازداشتها و آزار و اذیت مانع از حقطلبی و فعالیتهای صلحآمیز باجور نشد. او در شهریور 1396 در اعتراض به کشتار کولبران و با همراهی اعتصاب غذای زندانیان سیاسی فاصله مریوان تا تهران را رکاب زد و پس از چهار روز در 26 شهریور به تهران رسید که با استقبال فعالان مدنی رو به رو شد. شعار باجور در این تور صلحآمیز «عدم خشونت راه پیروزی انسانیت است» بود. باجور در ادامه برنامههایش با خانواده آتنا دائمی و سپس رضا شهابی دیدار کرد. این فعال مدنی اهل مریوان لوح تقدیر خود را به پدر آتنا دائمی اهدا کرد. همچنین با حضور در منزل رضا شهابی خواستار آزادی این فعال کارگری شد. او که تمام مسیر را در اعتصاب غذا بود در خانه شهابی به اعتصابش پایان داد.
شریف باجور هیچ گاه از دغدغه محیط زیست، حقوق حیوانات و حقوق بشر و ایران فارغ نشد. و نهایتا در راه نجات جنگلهای بلوط جان سپرد.
۱۳۹۷ تیر ۴, دوشنبه
دراویش گنابادی از بازداشت و حصر تا اعدام
اسفند 96 آغاز یک بحران مجدد برای حاکمیت جمهوری اسلامی بود اینبار در مواجهه با دراویش گنابادی. تبعیض سیستماتیک علیه دراویش ایران که از راهبردهای امنیتی-عقیدتی جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته قرار گرفته، این بار همچون وقایع قم و سمنان با خشونت برونی موجب دستگیری نزدیک به شصد درویش و حصر رهبر این جریان مذهبی در ایران شده است.
نگاه امنیتی به دراویش منجر به برخورد با طریقتهای عرفانی و دراویش گنابادی گردید که نهایت آن را سرکوب قاطعانه آنان در گلستانهفتم میتوان یاد کرد. دراویش گنابادی طی سالهای اخیر بارها از حق دفاع خود سلب شده و شرایط سخت را تحمل کردهاند، چندین مرتبه حسینیه آنان تخریب شده و دارویش متحصن زخمی و در چند مورد جانشان را از دست دادهاند، تعداد زیادی از دراویش بازداشت و با احکام طولانیمدت روبرو شده و بخشی از آنان نیز به تبعید اجباری تن دادهاند، اما وقایع اخیر یکی از تلخترین حوادث چهل ساله دراویش گنابادی محسوب میشود که حالا با حصر قطب دراویش گنابادی «مجذوبعلیشاه» تکمیل شده است.
پس از وقایع یکم اسفند 1396 دکتر نورعلی تابنده در منزلشان زندانی شده و تمامی مجالس دراویش در سراسر کشور و مکانهای متعلق به دراویش از جمله انتشارات حقیقت بسته و پلمب شده است. به گفته دراویش گنابادی حصر نورعلی تابنده قطب دراویش گنابادی یکی از موارد محدود کننده دراویش بوده و مشکلاتی دیگر از قبیل «ایجاد محدودیت برای سفر و انتخاب دلخواه محل اقامت، نصب دستگاههای شنود و دوربین در حریم خصوصی ایشان، تهدیدهای پیدا و پنهان به ایشان به واسطه های مختلف ، تصرف و تعدّی به برخی املاک موروثی متعلق قطب سلسله یا اقطاب سلف در گناباد، تلاش برای اعلام عدم صلاحیت ایشان در تولیت موقوفات ، گوشههای دیگری از نقض آشکار حقوق شهروندی و قانونی» ایجاد شده است.
دکتر تابنده پس از گذشت 117 روز همچنان در دولتسرای دراویش گنابادی زندانی بود و تاکنون اجازه ملاقات با دراویش را پیدا نکرده است، از سویی دیگر دهها شهروند درویش در ایران با احکام سنگین زندان روبرو شدهاند.
بی خبری از 10 زندانی زن درویش که در زندان قرچک تحت شرایط سخت به سر میبرند از جمله مشکلات ایجاد کرده بر دراویش گنابادی است. پس از وقایع تلخ اسفند 96 بیش از 10 زن توسط نیروهای لباس شخصی و امنیتی بازداشت و تحت شکنجه قرار گرفتند. زنان درویش از کوچکترین امکانات و حقوق زندانی محروم بوده و بارها آنان مورد آزار و اذیت روحی قرار گرفتهاند. 10 زن زندانی در شرایطی طی سه ماه اخیر در این زندان به سر میبرند که طی دو هفته اخیر آنان حق تماس به خارج از زندان را نداشته و در حال حاضر به دلیل نبود ملاقات، اطلاعی از وضعیت آنان در اختیار نیست.
به گفته وبسایت مجذوبان نور وبسایت نزدیک به دراویش گنابادی« مأموران حفاظت زندان قرچک با مراجعه به بندهایی که زنان درویش در آنجا پس از گذشت بیش از 3 ماه به طور غیرقانونی نگهداری میشوند، اقدام به اخذ کارت تلفن زنان زندانی درویش نموده و ممنوعیت هرگونه تماس را به آنان ابلاغ کردند و از آن روز تاکنون خبری از آنها در دست نیست. این زنان نیز در اعتراض به رفتارهای فراقانونی مقامات زندان قرچک، دست به اعتصاب ملاقات زدند.»
اخبار مرتبط با زنان دراویش در زندان قرچک عمدتا با شدت گرفتن موارد نقض حقوق بشر ادامه پیدا کرده است و در آخرین اتفاق در این زندان به نقل از منابع آگاه «در شرایطی که بر خلاف مقررات آییننامه داخلی سازمان زندانها ، زنان درویش در بندهای عمومی زندان قرچک نگهداری میشوند، خبر رسیده است که مسئولان زندان برای تهدید زنان درویش به سکوت، زندانیان جرائم عمومی را علیه آنان تحریک کرده و زمینههای تنش و درگیری را بین آنان ایجاد کردهاند و با ورود گارد ویژه به زندان ، زنان درویش را با باتوم و شوکر به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و هر کدام از زنان را به صورت انفرادی به بندهای مختلف زندان برده اند.»
از سویی دیگر 10 تن از زندان دراویش در زندان تهران بزرگ در اعتراض به نقض گسترده حقوق سایر دراویش زندانی دست به اعتصاب غذا زدهاند. بنابرگزارشات منتشر شده ظفرعلی مقیمی ، محسن عزیزی ، محمد باقر مقیمی ، علی جمشیدی ، حسین فهیمی ، مصطفی شیرازیان ، محمد علی کرمی،سیدحسین هاشمی و علیرضا قاسمی 10 درویشی هستند که در زندان تهران بزرگ دست به اعتصاب غذا زدهاند . 10 زندانی اعتصاب کننده دچار مشکلات جسمی وخیم هستند.
دادگاه دراویش گنابادی طی یک ماه اخیر آغاز شده است و تعدادی از دراویش جهت حضور در جلسه دادگاه شرکت کردهاند. احمد ایرانیخواه از دراویش فعال در حوزه تائتر و سینما که تحصیلکرده رشته کارگردانی است، به دلیل روند غیرقانونی دادگاهها و همچنین مشکلات دراویش زندانی که از حق وکیل محروم شدهاند، حاضر به شرکت در جلسه دادگاه شده است.
محمد کریمایی دیگر زندانی درویش است که به دلیل تفتیشعقاید در دادگاهها از حضور در جلسه دادگاه امتناع کرده است. کریمایی در جریان بازداشت خود در حوادث گلستانهفتم، به شدت مورد ضرب و شتم با شوکر و ضربات باتوم قرار گرفته بود.
محمد شریفیمقدم نیز دیگر درویش گنابادی است که از حضور در دادگاه امتناع کرده است. شریفیمقدم از دانشجویان فعال دانشگاه صنعتی شریف است که دادگاه انقلاب را متهم به اجرای تفتیش عقاید کرده و خواهان رسیدگی به وضعیت دراویش بازداشتی است. شریفیمقدم در زمان بازداشت، به شدت مورد ضرب و شتم ماموران لباس شخصی قرار گرفت.
مهدی ایزدپناه دیگر درویش زندانی در زندان تهران بزرگ نیز به همان دلایلی که سه درویش دیگر از حضور در دادگاه امتناع کرده بودند،او نیز امتناع کرده است. با وجو امتناع برخی از دراویش زندانی شعبه 15 و 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و احمدزاده طی احکامی 15 درویش زندانی را به 53 سال حبس تعزیری محکوم کردهاند.
بنابر گزارش مجذوبان نور، مسلم نوروزی به 7 سال حبس #تعزیری و 2 سال تبعید به برازجان و 74 ضربه شلاق، رسول هویدا 7 سال حبس تعزیری، 2 سال تبعید به روستای زهک در سیستان و 74 ضربه شلاق، احسان ملکمحمدی 7سال حبس تعزیری، 74 ضربه شلاق و 2 سال تبعید به زابل، صمد دادرس7 سال حبس تعزیری و 2 سال ممنوعالخروجی، یونس لک 7سال حبس تعزیری، حسین آرنگ 5 سال حبس تعزیری، محسن عزیزی 3 سال حبس تعزیری، پوریا نوری و حسین حاجمحمدی و محمد عالمدوست 2سال حبس تعزیری، محسن پروین 1 سال حبس تعزیری، علی قنادزاده 16 ماه حبس تعزیری، مهدی مقدم، فرشاد سپهوند 6 ماه حبس تعزیری و مصطفی بیرانوند 4 ماه حبس تعزیری محکوم شدند. به گفته منابع آگاه روند دادگاه به صورت غیرمتعارف برگزار شده و متهمان حق دفاع و یا داشتن وکیل را نداشتند.
آنچه وقایع گلستان هفتم مرتبط با موضوع دراویش گنابادی را تحت شعاع قرار داده است، کشته شدن محمد راجی یکی از دراویش زندانی است که توسط ماموران جهت اعتراف گیری، زیر بازجویی جان خود را از دست داد. محمد راجی از نیروهای مدافع کشور در زمان جنگ ایران و عراق بود. از سویی دیگر اجرای حکم اعدام محمد ثلاث با وجود تمام ابهاماتی که در روند رسیدگی و اسناد و شواهد مربوط به پرونده وجود داشت بار دیگر ثابت کرد که علی خامنهای ترجیح میدهد تا اقلیت های قومی و مذهبی در ایران تحت فشار و سرکوب شدید باشند.
محمدثلاث به گفته محمدشریفی مقدم در توییترش، ظهر یکم اسفند 1396 توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد اما جمهوری اسلامی در یک سناریو امنیتی او را راننده اتوبوس حمله کننده به ماموران ضدشورش معرفی کرد. به گفته محمدثلاث، وی را ساعتها مورد شکنجه قرار دادند تا اقرار کند گه راننده اتوبوس بوده است. محمد ثلاث پس از دادگاه اعترافات خود را «اجباری » توصیف کرد و در دو فایل صوتی منتشر شده از وی، به صراحت می گوید که ماموران امنیتی وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اندتا وی اعتراف دورغین داشته باشد. زینب طاهری وکیل محمد ثلاث پس از این حکم خواهان رسیدگی مجدد شد که دادستان تهران، اعاده دادرسی محمدثلاث را نپذیرفت و در 28 خرداد 1398 حکم اعدام او را اجرا شد.
زینب طاهری وکیل محمد ثلاث که پیش از این خبر داده بود که ممکن است درخواست اعاده دادرسی پذیرفته شود، پس از اجرای حکم اعدام، بازداشت شد! طاهری قبل و بعد از اجرای حکم اعدام مفصلا دلایل اجرای حکم را زیر سوال برده بود.
آتنا فرقدانی زندانی سیاسی به شیوه دفاع زینب طاهری در پرونده های سایسی انتقاداتی اساسی وارد کرده بود. فرقدانی میگوید طاهری هنگامی که وکیل پرونده او بوده است از وی خواسته تا از قاضی صلواتی درخواست بخشش کند در غیراینصورت پرونده اش را نخواهد پذیرفت. فرقدانی معتقد است تصور اینکه متهم پرونده سیاسی با قبول کاری که انجام نداده است و درخواست بخشش آزاد خواهد شد خیالی و فریبی بیش نیست و دامی است که از سوی ماموران و بازجویان سپاه و اطلاعات پهن شده است.
منبع : اینفو صوفی پایگاه خبری درویشان در جهان
۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۸, جمعه
همبستگی ملی برای سرنگونی رژیم ایران
چهل سال از حاکمیت رژیم منحوس آخوندی میگذرد و در ظرف این چهل سال کشتار ٫ قتل ٫ شکنجه ٫ اعدام تنها راه سرکوب ملتی است که به این سیستم اعتراض میکنند ٫این رژیم که خود را حامی مستضعفان جهان مینامد در درون خود مستضعفان را قلع و قمع می کند ٫ در ایران تحت سیطره رژیم آخوندی کسی حق اعتراض ندارد یا باید با آنها باشی یا باید اگر مخالف باشی چیزی نگویی وگرنه با شیوه های جنایتکارانه و بزدلانه که خاص خود رژیم است سرکوب خواهی شد .
جالب اینجاست که در رسانه های حکومتی رژیم در بوق و کرنا می کنند که در کشورهای غربی حقوق بشر رعایت نمی شود و دولتهای غربی مخالفان و معترضان را سرکوب میکنند که این گفته های دروغین را تنها خودشان ترویج می دهند تا مثلا مردم را بفریبانند و بر سرکوب ناجوانمردانه خود بر ضد مردم توجیه بگذرانند و آن را قانونی جلوه دهند اگر چه قانون رژیم آخوندی قانون من درآوردی یک عده آخوند فسیل صفت می باشد و با هیچ قانون اساسی در دنیا سنخیت ندارد ٫ و قانون رژیم برای مقابله با معترضین چماق و تفنگ و شلیک مستقیم گلوله است و آن تبلیغاتی که رژیم در ضدیت با دولتهای غربی و کشورهای اروپایی و آمریکا مطرح میکند که گویا در آن کشورها حقوق بشر نقض میشود کاملا کذب است ٫ اگر چه در این کشورها نیز با مظاهر کنندگان و معترضان برخورد میشود ولی این برخورد یا آب پاش است و یا اگر خیلی اوضاع رو به وخامت باشد از گلوله های پلاستیکی استفاده می کنند که نهایت ٫معترضان دچار جراحات سطحی میشوند آنهم به صورت محدود اگر چند گلوله پلاستیکی به کسی اصابت کند یا نه ... مردم ایران گوششان از این تبلیغات دروغین پر است و همگی میدانند که کلیت رژیم آخوندی بر دروغ و فریب و نیرنگ بنا نهاده شده است .
یکی از سیاستهای کثیف رژیم آخوندی برای سلطه به مردم سیاست تفرقه کن و حکومت کن است که با ناجوانمردانه ترین شکل ممکن آنرا انجام میدهد . با شیوه و متدهای گوناگون در صدد است که قومیتها را مقابل یکدیگر قرار دهد تا نتیجه آن که دشمنی و کینه ورزی اقوام مختلف با یکدیگر است را به انجام برساند اما این ترفند رژیم آخوندی اگر چه در اوایل سردمداری رژیم تا حدی برای حکام موثر واقع شد در زمان کنونی هیچ گونه موثر نیست و حنای رژیم برای ملت ایران دیگر رنگی ندارد و ملت در حال حاضر برای سرنگونی این رژیم هم صدا شده اند و قیام سراسری مردم ایران در سراسر کشور ایران شعله ور شده است و اقوام مختلف ایران در تمام نقاط ایران برای سرنگونی رژیم به اعتراض و تحسن دست میزنند و برای احقاق حقوق خود با رژیم مقابله می کنند . از بانه کردستان گرفته که برای احقاق حقوق اولیه خود که کسب و کار و معیشت روزمره خوداست
دست به اعتصابات سراسری زدند و یک ماه در یک تو دهنی به رژیم دست به اعتصاب سراسری زدند و هر چند که به همه اهداف خود نرسیدند ولی رژیم را مجبور ساختند که قسمتی از خواسته هایشان را بر آورده سازد و در یک اعتراض کاملا مدنی و سراسری با اتحاد به این موفقیت دست یافتند تا کازرون در استان فارس که رژیم با درنده خویی و سرکوب عصر حجری تعدادی از مردمان آن دیار را به گلوله بست و به خاک و خون کشید و بار دیگر پرده از چهره درنده و وحشیانه خود برداشت .... بر همگان آشکار شد که این رژیم برای بقای خود کرد و ترک و فارس و لر نمی شناسد و هر کس با او موافق نباشد دشمن محسوب میشود . به امید اتحاد کلی مردم ایران با هر گونه قومیت و مذهب و عقیده ای که دارند برای سرنگونی این رژیم پلید و ضد آزادی ...
مردم ایران به این نقطه مشترک دست یافته اند که تنها راه برون رفت از زیر یوغ این مستبدان وحدت است و بس ٫ولی جامعه جهانی نیز با همفکری و هم اندیشی تاثیر گذار خواهند بود اگر پا به پای مردم آزدیخواه ایران و به موازات خیزش مردم از اینگونه اعتراضات بر حق دفاع کنند و با حمایت همه جانبه این رژیم را در سراشیبی سقوط قرار دهند .
جالب اینجاست که در رسانه های حکومتی رژیم در بوق و کرنا می کنند که در کشورهای غربی حقوق بشر رعایت نمی شود و دولتهای غربی مخالفان و معترضان را سرکوب میکنند که این گفته های دروغین را تنها خودشان ترویج می دهند تا مثلا مردم را بفریبانند و بر سرکوب ناجوانمردانه خود بر ضد مردم توجیه بگذرانند و آن را قانونی جلوه دهند اگر چه قانون رژیم آخوندی قانون من درآوردی یک عده آخوند فسیل صفت می باشد و با هیچ قانون اساسی در دنیا سنخیت ندارد ٫ و قانون رژیم برای مقابله با معترضین چماق و تفنگ و شلیک مستقیم گلوله است و آن تبلیغاتی که رژیم در ضدیت با دولتهای غربی و کشورهای اروپایی و آمریکا مطرح میکند که گویا در آن کشورها حقوق بشر نقض میشود کاملا کذب است ٫ اگر چه در این کشورها نیز با مظاهر کنندگان و معترضان برخورد میشود ولی این برخورد یا آب پاش است و یا اگر خیلی اوضاع رو به وخامت باشد از گلوله های پلاستیکی استفاده می کنند که نهایت ٫معترضان دچار جراحات سطحی میشوند آنهم به صورت محدود اگر چند گلوله پلاستیکی به کسی اصابت کند یا نه ... مردم ایران گوششان از این تبلیغات دروغین پر است و همگی میدانند که کلیت رژیم آخوندی بر دروغ و فریب و نیرنگ بنا نهاده شده است .
یکی از سیاستهای کثیف رژیم آخوندی برای سلطه به مردم سیاست تفرقه کن و حکومت کن است که با ناجوانمردانه ترین شکل ممکن آنرا انجام میدهد . با شیوه و متدهای گوناگون در صدد است که قومیتها را مقابل یکدیگر قرار دهد تا نتیجه آن که دشمنی و کینه ورزی اقوام مختلف با یکدیگر است را به انجام برساند اما این ترفند رژیم آخوندی اگر چه در اوایل سردمداری رژیم تا حدی برای حکام موثر واقع شد در زمان کنونی هیچ گونه موثر نیست و حنای رژیم برای ملت ایران دیگر رنگی ندارد و ملت در حال حاضر برای سرنگونی این رژیم هم صدا شده اند و قیام سراسری مردم ایران در سراسر کشور ایران شعله ور شده است و اقوام مختلف ایران در تمام نقاط ایران برای سرنگونی رژیم به اعتراض و تحسن دست میزنند و برای احقاق حقوق خود با رژیم مقابله می کنند . از بانه کردستان گرفته که برای احقاق حقوق اولیه خود که کسب و کار و معیشت روزمره خوداست
دست به اعتصابات سراسری زدند و یک ماه در یک تو دهنی به رژیم دست به اعتصاب سراسری زدند و هر چند که به همه اهداف خود نرسیدند ولی رژیم را مجبور ساختند که قسمتی از خواسته هایشان را بر آورده سازد و در یک اعتراض کاملا مدنی و سراسری با اتحاد به این موفقیت دست یافتند تا کازرون در استان فارس که رژیم با درنده خویی و سرکوب عصر حجری تعدادی از مردمان آن دیار را به گلوله بست و به خاک و خون کشید و بار دیگر پرده از چهره درنده و وحشیانه خود برداشت .... بر همگان آشکار شد که این رژیم برای بقای خود کرد و ترک و فارس و لر نمی شناسد و هر کس با او موافق نباشد دشمن محسوب میشود . به امید اتحاد کلی مردم ایران با هر گونه قومیت و مذهب و عقیده ای که دارند برای سرنگونی این رژیم پلید و ضد آزادی ...مردم ایران به این نقطه مشترک دست یافته اند که تنها راه برون رفت از زیر یوغ این مستبدان وحدت است و بس ٫ولی جامعه جهانی نیز با همفکری و هم اندیشی تاثیر گذار خواهند بود اگر پا به پای مردم آزدیخواه ایران و به موازات خیزش مردم از اینگونه اعتراضات بر حق دفاع کنند و با حمایت همه جانبه این رژیم را در سراشیبی سقوط قرار دهند .
۱۳۹۷ فروردین ۲۸, سهشنبه
جنگ فرسایش سوریه
هفت سال از شروع جنگ داخلی در سوریه می گذرد ِجنگی که ابتدا به ساکن از اعتراضات مردم آن کشور به سیاستهای حکومت بشار اسد و تجمعات خیابانی مردم سوریه به تاسی گرفتن از بهار عربی در سایر کشورهای عربی همچون تونس ِمصر و ..آغاز شد ولی در ادامه این اعتراضات و اعتصابات به جنگی خانمان سوز و آوارگی میلیونی مردم جنگ زده سوریه تبدیل شد.
بهار عربی برای مردم فلاکت زده سوریه ارمغانش نابودی و مرگ و میر بود و بر خلاف سایر کشورهایی که اعتراضات به سرنگونی رژیمهای حاکم بر آن کشورها همچون بن علی تونسِ معمر قذافی لیبی و حسنی مبارک مصر انجامید ِ رژیم بشار اسد و حزب بعث حاکم سوریه همچنان بر مسند قدرت ماندگاراست که از دلایل آن حمایت کشور قدرتمند روسیه و تزریق مالی رژیم اسد از سوی رژیم و حاکمان کنونی ایران می باشد ِ روسیه که یکی از کشورهای قدرتمند از لحاظ نظامی در جهان است در سوریه پایگاههای متعدد نظامی و سایتهای موشکی احداث نموده است و نیروی نظامی وسیع را در سراسر سوریه مستقر کرده است ِ اگر چه روسیه به بهانه حظور گروههای تروریستی همچون داعش و همکاری با رژیم اسد نیروی نظامی خود را به آن کشور گسیل کرده است اما این حظور جنبه های دیگری را نیز دارد که مهمترین آن رخ نمایی با سازمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو که سازمانی متشکل از ابرقدرتهایی همچون ایالت متحده آمریکا و بریتانیا و فرانسه و... می باشد و کشور سوریه در منطقه ای سوق الجیشی خاورمیانه قرار دارد که مهمترین آن همسایگی با کشور اسراییل که از متحدان ایالت متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه می باشد این همه حساسیت لوجستیکی از یک سو و دخالت رژیم ایران از سویی دیگر به بهانه های واهی مثلا تحت عنوان جلوگیری از حمله گروههای افراطی سنی به مزارگاههای امامان شیعی و مرقد زینب و به قول خودشان مقدسات مذهبی و حضور عملی مزدوران سپاه قدس تحت عنوان مدافعان حرم و ترویج مذهب شیعی گری و ساخت هلال شیعی در منطقه باعث حساسیت کشورهایی همچون عربستان که مخالف ترویج شیعی گری در همسایگی خود می باشد باعث شده است که این کلاف سردرگم جنگ سوریه روز به روز پیچده تر شود .
همآنگونه که اشاره شد در همسایگی سوریه کشور اسراییلی است که حکومت اسلامی ایران از بدو تاسیس نابودی آن را جزو شعارهای اصلی و اهداف خود قلمداد کرده است و با تزریق گروه تروریستی حزب الله که در جنوب لبنان دارای پایگاهها و نیروی نظامی است که مستقیما از رژیم ایران دستور میگرند و بودجه و امکانات در اختیار این گروه تروریستی قرار داده است و تهدیدی جدی برای دولت و ملت اسراییل به حساب می آید و گاه گداری اعمالی تروریستی نیز در مرز اسراییل و موشک پرانی هایی نیز به خاک اسراییل انجام داده است که با جواب قاطعی از سوی این کشور روبرو بوده است ِبا این موقعیت مکانی که گروه تروریستی حزب الله در آن قرار گرفته است رژیم ایران هیچوقت خواستار صلح و آشتی در سوریه نبوده و نیست و تا می تواند بر ادامه جنگ و نا امنی در این منطقه کوشش می کند چون با پایان جنگ در منطقه توجه جامعه جهانی بر گروهایی تروریست همچون حزب الله و حوثی های یمن معطوف خواهد شد و بالهای آشوب گر رژیم تروریست و جنگ طلب ایران قطع خواهد شد و این رژیم در موضع ضعف قرار خواهد گرفت ِ پس به این نتیجه میرسیم تمامی جلسات صلح و آتش بس جنگ در سوریه اگر با مشارکت رژیم ایران برگزار شود راهی به غیر از ادامه کشمکش و نا آرامی در سوریه نخواهد داشت ِ
قبل از خود بشار اسد ِپدرش حافظ اسد نیز آنزمان که حاکم سوریه بود و موسس حزب بعث در سوریه بود دیکتاتور و ظالم بود و در مورد حقوق سایر اقوام و مذاهب به مردم کشور سوریه خیلی تبعیض مذهبی و قومیتی لحاظ میکرد تا جایی که ملت کرد که جزو دومین قوم بعد از اعراب از لحاظ بافت جمعیتی و جغرافیای ساکن سوریه هستند اصلا حق نداشتند که تحت عنوان قوم کرد اعلام موجودیت کنند و به آنها حتی شناسنامه نمی دادند و هر کس که با عقاید و آرمانهای حزب تحت حاکمیت یعنی حزب بعث مخالفت می نمود مقابله می کردند و یک فضای پر از خفقان و محدود سیاسی و نژادی بر سوریه حاکم بود .
بعد از مرگ حافظ اسد پسرش بر اریکه قدرت نشست ِ اگر چه پسر به مانند پدر آنچنان ظالم نبود ولی هر چه بود ادامه دهنده راه پدر اما به شیوه ای متعادل تر و آکادمی تر با مخالفان روبرو شد که همچنآنکه در فوق اشاره گردید همزمان با قیام مردم تعدادی از کشورهای عرب که از تونس آغاز شد و به بهار عربی نام گرفت مردم سوریه نیز برای به کرسی نشاندن دموکراسی و احقاق حق پایمال شده اشان به مخالفت و اعتراض با رژیم حاکم برخواستند که متاسفانه با دخالت حکومتهایی همچون رژیم ایران و دولت روسیه باعث جنگی داخلی و خانمان سوز شد ِاگر چه همچنان که به این نکته نیز اشاره شد این حکومتها برای نائل گشتن بر اهداف خود باعث شعله ور شدن این خونریزی ها شدند و میلیون ها نفر از خانه و کاشانه خود آواره گشتند و به کشورهای مجاور و حتی کوچ دست جمعی آنها به اروپا مهاجرت کردند و این آوارگی خسارات زیادی هم به خود آنها و هم به نظم در سایر کشورها زد و تنها مردم بی دفاع سوریه مظلوم واقعی این ماجراجوهای کشورهایی همچون رژیم ایران و دولت روسیه هستند و باید تاوان این جنگ افروزیها را تا سالیان سال بپردازند .....
بهار عربی برای مردم فلاکت زده سوریه ارمغانش نابودی و مرگ و میر بود و بر خلاف سایر کشورهایی که اعتراضات به سرنگونی رژیمهای حاکم بر آن کشورها همچون بن علی تونسِ معمر قذافی لیبی و حسنی مبارک مصر انجامید ِ رژیم بشار اسد و حزب بعث حاکم سوریه همچنان بر مسند قدرت ماندگاراست که از دلایل آن حمایت کشور قدرتمند روسیه و تزریق مالی رژیم اسد از سوی رژیم و حاکمان کنونی ایران می باشد ِ روسیه که یکی از کشورهای قدرتمند از لحاظ نظامی در جهان است در سوریه پایگاههای متعدد نظامی و سایتهای موشکی احداث نموده است و نیروی نظامی وسیع را در سراسر سوریه مستقر کرده است ِ اگر چه روسیه به بهانه حظور گروههای تروریستی همچون داعش و همکاری با رژیم اسد نیروی نظامی خود را به آن کشور گسیل کرده است اما این حظور جنبه های دیگری را نیز دارد که مهمترین آن رخ نمایی با سازمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو که سازمانی متشکل از ابرقدرتهایی همچون ایالت متحده آمریکا و بریتانیا و فرانسه و... می باشد و کشور سوریه در منطقه ای سوق الجیشی خاورمیانه قرار دارد که مهمترین آن همسایگی با کشور اسراییل که از متحدان ایالت متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه می باشد این همه حساسیت لوجستیکی از یک سو و دخالت رژیم ایران از سویی دیگر به بهانه های واهی مثلا تحت عنوان جلوگیری از حمله گروههای افراطی سنی به مزارگاههای امامان شیعی و مرقد زینب و به قول خودشان مقدسات مذهبی و حضور عملی مزدوران سپاه قدس تحت عنوان مدافعان حرم و ترویج مذهب شیعی گری و ساخت هلال شیعی در منطقه باعث حساسیت کشورهایی همچون عربستان که مخالف ترویج شیعی گری در همسایگی خود می باشد باعث شده است که این کلاف سردرگم جنگ سوریه روز به روز پیچده تر شود .
همآنگونه که اشاره شد در همسایگی سوریه کشور اسراییلی است که حکومت اسلامی ایران از بدو تاسیس نابودی آن را جزو شعارهای اصلی و اهداف خود قلمداد کرده است و با تزریق گروه تروریستی حزب الله که در جنوب لبنان دارای پایگاهها و نیروی نظامی است که مستقیما از رژیم ایران دستور میگرند و بودجه و امکانات در اختیار این گروه تروریستی قرار داده است و تهدیدی جدی برای دولت و ملت اسراییل به حساب می آید و گاه گداری اعمالی تروریستی نیز در مرز اسراییل و موشک پرانی هایی نیز به خاک اسراییل انجام داده است که با جواب قاطعی از سوی این کشور روبرو بوده است ِبا این موقعیت مکانی که گروه تروریستی حزب الله در آن قرار گرفته است رژیم ایران هیچوقت خواستار صلح و آشتی در سوریه نبوده و نیست و تا می تواند بر ادامه جنگ و نا امنی در این منطقه کوشش می کند چون با پایان جنگ در منطقه توجه جامعه جهانی بر گروهایی تروریست همچون حزب الله و حوثی های یمن معطوف خواهد شد و بالهای آشوب گر رژیم تروریست و جنگ طلب ایران قطع خواهد شد و این رژیم در موضع ضعف قرار خواهد گرفت ِ پس به این نتیجه میرسیم تمامی جلسات صلح و آتش بس جنگ در سوریه اگر با مشارکت رژیم ایران برگزار شود راهی به غیر از ادامه کشمکش و نا آرامی در سوریه نخواهد داشت ِ
قبل از خود بشار اسد ِپدرش حافظ اسد نیز آنزمان که حاکم سوریه بود و موسس حزب بعث در سوریه بود دیکتاتور و ظالم بود و در مورد حقوق سایر اقوام و مذاهب به مردم کشور سوریه خیلی تبعیض مذهبی و قومیتی لحاظ میکرد تا جایی که ملت کرد که جزو دومین قوم بعد از اعراب از لحاظ بافت جمعیتی و جغرافیای ساکن سوریه هستند اصلا حق نداشتند که تحت عنوان قوم کرد اعلام موجودیت کنند و به آنها حتی شناسنامه نمی دادند و هر کس که با عقاید و آرمانهای حزب تحت حاکمیت یعنی حزب بعث مخالفت می نمود مقابله می کردند و یک فضای پر از خفقان و محدود سیاسی و نژادی بر سوریه حاکم بود .
بعد از مرگ حافظ اسد پسرش بر اریکه قدرت نشست ِ اگر چه پسر به مانند پدر آنچنان ظالم نبود ولی هر چه بود ادامه دهنده راه پدر اما به شیوه ای متعادل تر و آکادمی تر با مخالفان روبرو شد که همچنآنکه در فوق اشاره گردید همزمان با قیام مردم تعدادی از کشورهای عرب که از تونس آغاز شد و به بهار عربی نام گرفت مردم سوریه نیز برای به کرسی نشاندن دموکراسی و احقاق حق پایمال شده اشان به مخالفت و اعتراض با رژیم حاکم برخواستند که متاسفانه با دخالت حکومتهایی همچون رژیم ایران و دولت روسیه باعث جنگی داخلی و خانمان سوز شد ِاگر چه همچنان که به این نکته نیز اشاره شد این حکومتها برای نائل گشتن بر اهداف خود باعث شعله ور شدن این خونریزی ها شدند و میلیون ها نفر از خانه و کاشانه خود آواره گشتند و به کشورهای مجاور و حتی کوچ دست جمعی آنها به اروپا مهاجرت کردند و این آوارگی خسارات زیادی هم به خود آنها و هم به نظم در سایر کشورها زد و تنها مردم بی دفاع سوریه مظلوم واقعی این ماجراجوهای کشورهایی همچون رژیم ایران و دولت روسیه هستند و باید تاوان این جنگ افروزیها را تا سالیان سال بپردازند .....
اشتراک در:
پستها (Atom)











