۱۳۹۷ شهریور ۱۷, شنبه
۱۳۹۷ شهریور ۱۱, یکشنبه
سالروز کشتار دسته جمعی مردم روستاهای قارنا و قلاتان
مدت زمانی است که نسل کشی به عنوان یک جرم در جهان تعریف شده است ِ اما مردم جهان بارها شاهد وقوع این جرم شنیع
بوده اند . ژنوساید معانی همچون نسل کشی ِنسل زدایی ِکشتار دسته جمعی ِکشتار گروهی و قومیت زدایی را در خود در بر میگیرد . اصطلاح ژنو ساید در سال 1945 میلادی توسط دادستانهای نظامی در نورنبرگ آلمان به کار برده شد ِ دادستانهای دادگاه نورنبرگ جنایتکاران را تحت عنوان ( ژنو سید )متهم کردند.
کنوانسیون سازمان ملل در دسامبر 1948 راجع به جلوگیری و مجازات عاملین نسل کشی ِ ژنو ساید را این گونه تعریف کرده است : یکی از اعمال زیر که به قصد از بین بردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی یا قومی یا نژادی یا مذهبی ِبه عنوان گروه انجام گیرد :
1_ کشتن اعضای گروه
2_عمدا شرایطی را بر گروه تحمیل کردن به منظور آنکه موجب نابودی کلی یا جزیی آن شود
3_تحمیل اقداماتی به قصد جلوگیری از تولید مثل در بین اعضای گروه
4_انتقال اجباری اطفال از گروهی به گروهی دیگر
پس از آن سازمان ملل متحد در اولین سال فعالیت رسمی خود قطعنامه شماره 196 را در دسامبر 1946 تصویب کرد و به موجب آن صراحتا تایید کرد که (( ژنو ساید )) یا همان نسل کشی جرمی به موجب حقوق بین الملل است و جهان متمدن آن را تقبیح میکند ِ این کنوانسیون از 12 ژانویه 1951 لازم الاجرا شده است و کشورهای زیادی در سطح جهان تا کنون به آن پیوسته اند...
طی این مقدمه به بررسی نمونه موردی روستاهای قارنا و قلاتان به عنوان یکی از موردهای ژنو ساید ملت کرد از طرف جمهوری اسلامی ایران می پردازیم :
روستاهای قارنا و قلاتان در حدود پنج کیلومتری شهرستان نقده واقع در استان آذر بایجانغربی واقع هستند ِشهرستان نقده همچون سایر شهرهای کرد نشین ایران از اول انقلاب 1357 شمسی شاهد تنشها و برخوردهایی از سوی حکومت مرکزی با مردمان و جنبش آزدیخواهانه آن مرز و بوم بوده است ِ نقطه آغاز این برخوردها در نقده در تاریخ 31 فروردین 1358شمسی بود که در جریان آن از سوی حزب دمکرات کردستان میتینگی برای هوا داران خود برگزار کرد و ملا حسنی امام جمعه ارومیه و نماینده خمینی با سوء استفاده از باورها و عقاید خرافی عده ای از عوام آذری زبانان منطقه با آن میتینگ و مردم حاضر در آن برخورد نموده و در یک آن به خشونت کشیده شد و طی آن شماری از طرفین کشته و مجروح شدند ( خاطر نشان میشود که شهرستان نقده دارای بافت جمعیتی و قومیتی کرد و آذری می باشد ) از آن روز به بعد تخم نفاق و تفرقه از سوی حکومت و مزدوران حکومتی در آن منطقه بین کرد و آذری ریخته شد که با ادامه دار شدن آن فاجعه انسانی روستاهای قارنا و قلاتان به وقوع پیوست .
شرح این جنایت و تراژدی وحشتناک :
ساعت یک بعد از ظهر روز یکشنبه یازدهم شهریور ماه سال 1358 برابر با 2 سپتامبر 1979 میلادی در یک یورش فجیع که حدود 3 ساعت به طول انجامید نیروهای سپاه پاسداران به روستاهای قارنا و قلاتان که در مجاورت یکدیگر قرار دارند 47 نفر از مردم مدنی و بی دفاع این روستاها که همگی غیر نظامی بودند به کام مرگ فرستادند ِ قربانیان این جنایت وحشیانه زن ومرد ِپیر و جوان و حتی برخی از کودکانی که هنوز سنشان به پنج سالگی هم نرسیده بود بودند ولی طبق گفته های اهالی و اشخاص آگاه تعداد قربانیان این حادثه در مجموع به 68 نفر رسید .
ملا حسنی به عنوان نماینده تام الاختیار خمینی در پاسخ به گزارشگری که در مورد نقش او در بروز این جنایت حکومتی از او سوال می کند گفت : ... نه نبودم ِ و با کمال وقاهت می گوید که اگر بودم هیچ ترسی نداشتم و می گفتم که بودم و این گروههای مخالف حکومت من را متهم می کنند که این کذب محض است و من حتی قارنا و قلاتان را نمی شناسم !!!!
اگر چه این پاسخ ملا حسنی خود کذب محض است و دروغی آشکار است و خود او بود که از شروع این جنایت تا آخر آن نظاره گر این وحشی گری بود که مستقیما از سوی خمینی گماشته شده بود برای این فجایع و جنایتهای غیر انسانی تا مردم کرد را قلع و قمع کند و با این شیوه ملت کرد را از دنبال کردن حقوق اولیه خود یعنی آزادی و دموکراسی باز دارد ....
اگر چه قبل و بعد از این فاجعه و تراژدی تلخ ِرژیم ایران دستش به خون ملت کرد آلوده بوده و هست وتا کنون نیز این ژنو سایدها با ابعاد مختلف و در شرایط زمانی متغیر بوده است اما جنایت قارنا و قلاتان هیچگاه از ذهن مردم کردستان زدوده نخواهد شد چون ابعاد آن واقعا گسترده و قربانیان همگی بی گناه و مدنی بودند /././
حاکمان جمهوری اسلامی چه مرده چه زنده مسببین واقعی این ژنو ساید معاصر بر ضد خلق مظلوم کرد بودند و هستند ِ به امید روزی که این جانیان در مقابل چشمان بازماندگان در دادگاهها محاکمه شوند و به جزای اعمال شنیع خود برسند ...
بوده اند . ژنوساید معانی همچون نسل کشی ِنسل زدایی ِکشتار دسته جمعی ِکشتار گروهی و قومیت زدایی را در خود در بر میگیرد . اصطلاح ژنو ساید در سال 1945 میلادی توسط دادستانهای نظامی در نورنبرگ آلمان به کار برده شد ِ دادستانهای دادگاه نورنبرگ جنایتکاران را تحت عنوان ( ژنو سید )متهم کردند.
کنوانسیون سازمان ملل در دسامبر 1948 راجع به جلوگیری و مجازات عاملین نسل کشی ِ ژنو ساید را این گونه تعریف کرده است : یکی از اعمال زیر که به قصد از بین بردن تمام یا قسمتی از یک گروه ملی یا قومی یا نژادی یا مذهبی ِبه عنوان گروه انجام گیرد :
1_ کشتن اعضای گروه
2_عمدا شرایطی را بر گروه تحمیل کردن به منظور آنکه موجب نابودی کلی یا جزیی آن شود
3_تحمیل اقداماتی به قصد جلوگیری از تولید مثل در بین اعضای گروه
4_انتقال اجباری اطفال از گروهی به گروهی دیگر
پس از آن سازمان ملل متحد در اولین سال فعالیت رسمی خود قطعنامه شماره 196 را در دسامبر 1946 تصویب کرد و به موجب آن صراحتا تایید کرد که (( ژنو ساید )) یا همان نسل کشی جرمی به موجب حقوق بین الملل است و جهان متمدن آن را تقبیح میکند ِ این کنوانسیون از 12 ژانویه 1951 لازم الاجرا شده است و کشورهای زیادی در سطح جهان تا کنون به آن پیوسته اند...
طی این مقدمه به بررسی نمونه موردی روستاهای قارنا و قلاتان به عنوان یکی از موردهای ژنو ساید ملت کرد از طرف جمهوری اسلامی ایران می پردازیم :
روستاهای قارنا و قلاتان در حدود پنج کیلومتری شهرستان نقده واقع در استان آذر بایجانغربی واقع هستند ِشهرستان نقده همچون سایر شهرهای کرد نشین ایران از اول انقلاب 1357 شمسی شاهد تنشها و برخوردهایی از سوی حکومت مرکزی با مردمان و جنبش آزدیخواهانه آن مرز و بوم بوده است ِ نقطه آغاز این برخوردها در نقده در تاریخ 31 فروردین 1358شمسی بود که در جریان آن از سوی حزب دمکرات کردستان میتینگی برای هوا داران خود برگزار کرد و ملا حسنی امام جمعه ارومیه و نماینده خمینی با سوء استفاده از باورها و عقاید خرافی عده ای از عوام آذری زبانان منطقه با آن میتینگ و مردم حاضر در آن برخورد نموده و در یک آن به خشونت کشیده شد و طی آن شماری از طرفین کشته و مجروح شدند ( خاطر نشان میشود که شهرستان نقده دارای بافت جمعیتی و قومیتی کرد و آذری می باشد ) از آن روز به بعد تخم نفاق و تفرقه از سوی حکومت و مزدوران حکومتی در آن منطقه بین کرد و آذری ریخته شد که با ادامه دار شدن آن فاجعه انسانی روستاهای قارنا و قلاتان به وقوع پیوست .
شرح این جنایت و تراژدی وحشتناک :
ساعت یک بعد از ظهر روز یکشنبه یازدهم شهریور ماه سال 1358 برابر با 2 سپتامبر 1979 میلادی در یک یورش فجیع که حدود 3 ساعت به طول انجامید نیروهای سپاه پاسداران به روستاهای قارنا و قلاتان که در مجاورت یکدیگر قرار دارند 47 نفر از مردم مدنی و بی دفاع این روستاها که همگی غیر نظامی بودند به کام مرگ فرستادند ِ قربانیان این جنایت وحشیانه زن ومرد ِپیر و جوان و حتی برخی از کودکانی که هنوز سنشان به پنج سالگی هم نرسیده بود بودند ولی طبق گفته های اهالی و اشخاص آگاه تعداد قربانیان این حادثه در مجموع به 68 نفر رسید .
ملا حسنی به عنوان نماینده تام الاختیار خمینی در پاسخ به گزارشگری که در مورد نقش او در بروز این جنایت حکومتی از او سوال می کند گفت : ... نه نبودم ِ و با کمال وقاهت می گوید که اگر بودم هیچ ترسی نداشتم و می گفتم که بودم و این گروههای مخالف حکومت من را متهم می کنند که این کذب محض است و من حتی قارنا و قلاتان را نمی شناسم !!!!
اگر چه این پاسخ ملا حسنی خود کذب محض است و دروغی آشکار است و خود او بود که از شروع این جنایت تا آخر آن نظاره گر این وحشی گری بود که مستقیما از سوی خمینی گماشته شده بود برای این فجایع و جنایتهای غیر انسانی تا مردم کرد را قلع و قمع کند و با این شیوه ملت کرد را از دنبال کردن حقوق اولیه خود یعنی آزادی و دموکراسی باز دارد ....
اگر چه قبل و بعد از این فاجعه و تراژدی تلخ ِرژیم ایران دستش به خون ملت کرد آلوده بوده و هست وتا کنون نیز این ژنو سایدها با ابعاد مختلف و در شرایط زمانی متغیر بوده است اما جنایت قارنا و قلاتان هیچگاه از ذهن مردم کردستان زدوده نخواهد شد چون ابعاد آن واقعا گسترده و قربانیان همگی بی گناه و مدنی بودند /././
حاکمان جمهوری اسلامی چه مرده چه زنده مسببین واقعی این ژنو ساید معاصر بر ضد خلق مظلوم کرد بودند و هستند ِ به امید روزی که این جانیان در مقابل چشمان بازماندگان در دادگاهها محاکمه شوند و به جزای اعمال شنیع خود برسند ...
۱۳۹۷ شهریور ۴, یکشنبه
شریف باجور فعال محیط زیست آسمانی شد
«شریف باجور» سرپرست تیم اطفاء حریق ششنفرهای بود که روز سوم شهریور 1397 برای مقابله با آتشسوزی در جنگلهای روستای پیله از توابع مریوان بدون هیچ امکاناتی به منطقه اعزام شد. او که عضو انجمن سبز چیا بود، در حفاظت از محیط زیست و مهار آتشسوزی، فرد مجرب و باسابقهای بود؛ اما با این حال آنان در مقابله با این آتشسوزی جان باختند.
رئیس سازمان امداد و نجات هلال احمر علت فوت را انفجار مینهای باقیمانده از جنگ ایران و عراق اعلام کرده است؛ اما «سعدی نقشبندی» - مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان کردستان - در گفتوگویی اعلام کرد که هیچ گونه انفجاری رخ نداده است و این جانباختگان طعمه حریق شدهاند. این در حالی است که پزشکی قانونی هنوز علت مرگ این فعالان محیط زیست را اعلام نکرده است. خبر درگذشت شریف باجور بازتاب گستردهای در فضای مجازی داشت و مراسم تشییع او و سه تن از همراهانش با استقبال مردم و باشکوه برگزار شد.
مرگ مشکوک!
گفتههای منابع محلی بر تردید درباره حادثه مرگ شریف باجور میافزاید. یکی از منابع محلی میگوید: «پیکرهای شریف باجور و سه تن دیگر، سوخته نبودند. سوختگی جنازه را جمع میکند؛ حال آنکه جنازهها جمع نشده بودند. ضمن اینکه پیکر این چهار تن کامل نبوده و دست و پا نداشته است.» این منبع همچنین گفته است که «شکم شریف باجور پاره شده و محتویاتش بیرون ریخته بود»؛ امری که نمیتواند بر اثر سوختگی در آتش رخ دهد. به گفته او «احتمال خفگی» این چهار تن بر اثر دود هم ممکن نبوده است؛ چون در این منطقه به هیچ وجه چنین چیزی امکان ندارد.
فعالان محیط زیست در کردستان بر این باورند که حوادث آتشسوزی در جنگلهای مریوان اتفاقی نیست و به دست نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام میگیرد. منابع محلی میگویند که آنها به زعم خود، این کار را برای مقابله با نیروهای کرد مستقر در آن منطقه انجام میدهند.
اما شریف باجور کیست؟
شریف باجور 45 ساله، فعال مدنی، محیط زیست و حقوق حیوانات بود. او از سال 1386 عضو انجمن سبز چیا بود؛ انجمنی که با اهداف زیست محیطی در کردستان فعالیت میکند. او مانند دیگر فعالان محیط زیست بارها بازداشت شده بود.
مرداد 1390 شریف باجور و مهرماه همان سال برادرش «رحیم باجور» - دانشجو و فعال مدنی - توسط نیروهای امنیتی در شهر مریوان بازداشت شدند و با وجود پیگیری مکرر خانواده آنها و مراجعه به نهادهای امنیتی و قضایی بیش از سه ماه از وضعیت آنها اطلاعی در دست نبود. این مسئله نقض ماده 92 کنوانسیون حقوق زندانیان است که بر اساس آن متهم حق دارد بلافاصله خانواده خود را از بازداشت، مراحل محاکمه و از احوال خود مطلع کند.
باجور در دفاع از حقوق حیوانات نیز فعال بود. در آبان 1395 مادر هفت توله سگ، قربانی خشونت انسان شد. باجور اعلام کرد با راهپیمایی و اعتصاب غذا از مریوان تا ثلاث باباجانی میخواهد صدای هفت توله سگی باشد که مادرشان «بیرحمانه» با خشونت و ضرب و جرح عدهای از شهروندان کشته شده است. باجور در راه با مردم صحبت میکرد و برگههای آگاهیرسانی درباره حقوق حیوانات و محیط زیست را پخش میکرد.
از دیگر سو ملا قادر قادری، امام جمعه پاوه و نماینده ولی فقیه در این شهر، در خطبههای نماز جمعه با انتقاد از پیادهروی اعتراضی باجور گفت: «چرا کسی برای 14 میلیون انسان مظلوم افغانستان، عراق، سوریه و یمن پیادهروی نمیکند. احدی با مردم این کشورها درد دل نکرده است.»
به هر حال 12 آبان این فعال حقوق حیوانات حین راهپیمایی توسط نیروهای امنیتی در «دزلی» بازداشت شد. او البته فردای آن روز یعنی 13 آبان آزاد شد. یک ماه پس از بازداشت مغازه باجور توسط افراد ناشناس به آتش کشیده شد؛ حادثهای که برخی از رسانهها آن را به نیروهای اطلاعاتی نسبت میدهند.
31 فروردین ماه 1396 شمسی مردم ناراضی روستای عصرآباد، که به انتقال زباله شهرستان مریوان به روستایشان اعتراض داشتند، تجمعی مسالمتآمیز ترتیب داده بودند؛ ماموران نیروی انتظامی به معترضان یورش بردند و آنها را مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار دادند. شریف باجور مردم این روستا را در این اعتراض همراهی کرد. فردای آن روز (اول اردیبهشت 1396) باجور در روستای عصرآباد توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد و به مکان نامعلومی منتقل شد. این سومین بار بود که در کمتر از یک سال او را بازداشت میکردند. باجور پیش از این نیز در 15 فروردین 1396 به همراه «نازار حقپرست» و «هیوا منوچهری» - از فعالان محیط زیست - دستگیر شده بود.
بازداشتها و آزار و اذیت مانع از حقطلبی و فعالیتهای صلحآمیز باجور نشد. او در شهریور 1396 در اعتراض به کشتار کولبران و با همراهی اعتصاب غذای زندانیان سیاسی فاصله مریوان تا تهران را رکاب زد و پس از چهار روز در 26 شهریور به تهران رسید که با استقبال فعالان مدنی رو به رو شد. شعار باجور در این تور صلحآمیز «عدم خشونت راه پیروزی انسانیت است» بود. باجور در ادامه برنامههایش با خانواده آتنا دائمی و سپس رضا شهابی دیدار کرد. این فعال مدنی اهل مریوان لوح تقدیر خود را به پدر آتنا دائمی اهدا کرد. همچنین با حضور در منزل رضا شهابی خواستار آزادی این فعال کارگری شد. او که تمام مسیر را در اعتصاب غذا بود در خانه شهابی به اعتصابش پایان داد.
شریف باجور هیچ گاه از دغدغه محیط زیست، حقوق حیوانات و حقوق بشر و ایران فارغ نشد. و نهایتا در راه نجات جنگلهای بلوط جان سپرد.
۱۳۹۷ تیر ۴, دوشنبه
دراویش گنابادی از بازداشت و حصر تا اعدام
اسفند 96 آغاز یک بحران مجدد برای حاکمیت جمهوری اسلامی بود اینبار در مواجهه با دراویش گنابادی. تبعیض سیستماتیک علیه دراویش ایران که از راهبردهای امنیتی-عقیدتی جمهوری اسلامی طی چهل سال گذشته قرار گرفته، این بار همچون وقایع قم و سمنان با خشونت برونی موجب دستگیری نزدیک به شصد درویش و حصر رهبر این جریان مذهبی در ایران شده است.
نگاه امنیتی به دراویش منجر به برخورد با طریقتهای عرفانی و دراویش گنابادی گردید که نهایت آن را سرکوب قاطعانه آنان در گلستانهفتم میتوان یاد کرد. دراویش گنابادی طی سالهای اخیر بارها از حق دفاع خود سلب شده و شرایط سخت را تحمل کردهاند، چندین مرتبه حسینیه آنان تخریب شده و دارویش متحصن زخمی و در چند مورد جانشان را از دست دادهاند، تعداد زیادی از دراویش بازداشت و با احکام طولانیمدت روبرو شده و بخشی از آنان نیز به تبعید اجباری تن دادهاند، اما وقایع اخیر یکی از تلخترین حوادث چهل ساله دراویش گنابادی محسوب میشود که حالا با حصر قطب دراویش گنابادی «مجذوبعلیشاه» تکمیل شده است.
پس از وقایع یکم اسفند 1396 دکتر نورعلی تابنده در منزلشان زندانی شده و تمامی مجالس دراویش در سراسر کشور و مکانهای متعلق به دراویش از جمله انتشارات حقیقت بسته و پلمب شده است. به گفته دراویش گنابادی حصر نورعلی تابنده قطب دراویش گنابادی یکی از موارد محدود کننده دراویش بوده و مشکلاتی دیگر از قبیل «ایجاد محدودیت برای سفر و انتخاب دلخواه محل اقامت، نصب دستگاههای شنود و دوربین در حریم خصوصی ایشان، تهدیدهای پیدا و پنهان به ایشان به واسطه های مختلف ، تصرف و تعدّی به برخی املاک موروثی متعلق قطب سلسله یا اقطاب سلف در گناباد، تلاش برای اعلام عدم صلاحیت ایشان در تولیت موقوفات ، گوشههای دیگری از نقض آشکار حقوق شهروندی و قانونی» ایجاد شده است.
دکتر تابنده پس از گذشت 117 روز همچنان در دولتسرای دراویش گنابادی زندانی بود و تاکنون اجازه ملاقات با دراویش را پیدا نکرده است، از سویی دیگر دهها شهروند درویش در ایران با احکام سنگین زندان روبرو شدهاند.
بی خبری از 10 زندانی زن درویش که در زندان قرچک تحت شرایط سخت به سر میبرند از جمله مشکلات ایجاد کرده بر دراویش گنابادی است. پس از وقایع تلخ اسفند 96 بیش از 10 زن توسط نیروهای لباس شخصی و امنیتی بازداشت و تحت شکنجه قرار گرفتند. زنان درویش از کوچکترین امکانات و حقوق زندانی محروم بوده و بارها آنان مورد آزار و اذیت روحی قرار گرفتهاند. 10 زن زندانی در شرایطی طی سه ماه اخیر در این زندان به سر میبرند که طی دو هفته اخیر آنان حق تماس به خارج از زندان را نداشته و در حال حاضر به دلیل نبود ملاقات، اطلاعی از وضعیت آنان در اختیار نیست.
به گفته وبسایت مجذوبان نور وبسایت نزدیک به دراویش گنابادی« مأموران حفاظت زندان قرچک با مراجعه به بندهایی که زنان درویش در آنجا پس از گذشت بیش از 3 ماه به طور غیرقانونی نگهداری میشوند، اقدام به اخذ کارت تلفن زنان زندانی درویش نموده و ممنوعیت هرگونه تماس را به آنان ابلاغ کردند و از آن روز تاکنون خبری از آنها در دست نیست. این زنان نیز در اعتراض به رفتارهای فراقانونی مقامات زندان قرچک، دست به اعتصاب ملاقات زدند.»
اخبار مرتبط با زنان دراویش در زندان قرچک عمدتا با شدت گرفتن موارد نقض حقوق بشر ادامه پیدا کرده است و در آخرین اتفاق در این زندان به نقل از منابع آگاه «در شرایطی که بر خلاف مقررات آییننامه داخلی سازمان زندانها ، زنان درویش در بندهای عمومی زندان قرچک نگهداری میشوند، خبر رسیده است که مسئولان زندان برای تهدید زنان درویش به سکوت، زندانیان جرائم عمومی را علیه آنان تحریک کرده و زمینههای تنش و درگیری را بین آنان ایجاد کردهاند و با ورود گارد ویژه به زندان ، زنان درویش را با باتوم و شوکر به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند و هر کدام از زنان را به صورت انفرادی به بندهای مختلف زندان برده اند.»
از سویی دیگر 10 تن از زندان دراویش در زندان تهران بزرگ در اعتراض به نقض گسترده حقوق سایر دراویش زندانی دست به اعتصاب غذا زدهاند. بنابرگزارشات منتشر شده ظفرعلی مقیمی ، محسن عزیزی ، محمد باقر مقیمی ، علی جمشیدی ، حسین فهیمی ، مصطفی شیرازیان ، محمد علی کرمی،سیدحسین هاشمی و علیرضا قاسمی 10 درویشی هستند که در زندان تهران بزرگ دست به اعتصاب غذا زدهاند . 10 زندانی اعتصاب کننده دچار مشکلات جسمی وخیم هستند.
دادگاه دراویش گنابادی طی یک ماه اخیر آغاز شده است و تعدادی از دراویش جهت حضور در جلسه دادگاه شرکت کردهاند. احمد ایرانیخواه از دراویش فعال در حوزه تائتر و سینما که تحصیلکرده رشته کارگردانی است، به دلیل روند غیرقانونی دادگاهها و همچنین مشکلات دراویش زندانی که از حق وکیل محروم شدهاند، حاضر به شرکت در جلسه دادگاه شده است.
محمد کریمایی دیگر زندانی درویش است که به دلیل تفتیشعقاید در دادگاهها از حضور در جلسه دادگاه امتناع کرده است. کریمایی در جریان بازداشت خود در حوادث گلستانهفتم، به شدت مورد ضرب و شتم با شوکر و ضربات باتوم قرار گرفته بود.
محمد شریفیمقدم نیز دیگر درویش گنابادی است که از حضور در دادگاه امتناع کرده است. شریفیمقدم از دانشجویان فعال دانشگاه صنعتی شریف است که دادگاه انقلاب را متهم به اجرای تفتیش عقاید کرده و خواهان رسیدگی به وضعیت دراویش بازداشتی است. شریفیمقدم در زمان بازداشت، به شدت مورد ضرب و شتم ماموران لباس شخصی قرار گرفت.
مهدی ایزدپناه دیگر درویش زندانی در زندان تهران بزرگ نیز به همان دلایلی که سه درویش دیگر از حضور در دادگاه امتناع کرده بودند،او نیز امتناع کرده است. با وجو امتناع برخی از دراویش زندانی شعبه 15 و 26 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی و احمدزاده طی احکامی 15 درویش زندانی را به 53 سال حبس تعزیری محکوم کردهاند.
بنابر گزارش مجذوبان نور، مسلم نوروزی به 7 سال حبس #تعزیری و 2 سال تبعید به برازجان و 74 ضربه شلاق، رسول هویدا 7 سال حبس تعزیری، 2 سال تبعید به روستای زهک در سیستان و 74 ضربه شلاق، احسان ملکمحمدی 7سال حبس تعزیری، 74 ضربه شلاق و 2 سال تبعید به زابل، صمد دادرس7 سال حبس تعزیری و 2 سال ممنوعالخروجی، یونس لک 7سال حبس تعزیری، حسین آرنگ 5 سال حبس تعزیری، محسن عزیزی 3 سال حبس تعزیری، پوریا نوری و حسین حاجمحمدی و محمد عالمدوست 2سال حبس تعزیری، محسن پروین 1 سال حبس تعزیری، علی قنادزاده 16 ماه حبس تعزیری، مهدی مقدم، فرشاد سپهوند 6 ماه حبس تعزیری و مصطفی بیرانوند 4 ماه حبس تعزیری محکوم شدند. به گفته منابع آگاه روند دادگاه به صورت غیرمتعارف برگزار شده و متهمان حق دفاع و یا داشتن وکیل را نداشتند.
آنچه وقایع گلستان هفتم مرتبط با موضوع دراویش گنابادی را تحت شعاع قرار داده است، کشته شدن محمد راجی یکی از دراویش زندانی است که توسط ماموران جهت اعتراف گیری، زیر بازجویی جان خود را از دست داد. محمد راجی از نیروهای مدافع کشور در زمان جنگ ایران و عراق بود. از سویی دیگر اجرای حکم اعدام محمد ثلاث با وجود تمام ابهاماتی که در روند رسیدگی و اسناد و شواهد مربوط به پرونده وجود داشت بار دیگر ثابت کرد که علی خامنهای ترجیح میدهد تا اقلیت های قومی و مذهبی در ایران تحت فشار و سرکوب شدید باشند.
محمدثلاث به گفته محمدشریفی مقدم در توییترش، ظهر یکم اسفند 1396 توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد اما جمهوری اسلامی در یک سناریو امنیتی او را راننده اتوبوس حمله کننده به ماموران ضدشورش معرفی کرد. به گفته محمدثلاث، وی را ساعتها مورد شکنجه قرار دادند تا اقرار کند گه راننده اتوبوس بوده است. محمد ثلاث پس از دادگاه اعترافات خود را «اجباری » توصیف کرد و در دو فایل صوتی منتشر شده از وی، به صراحت می گوید که ماموران امنیتی وی را مورد ضرب و شتم قرار داده اندتا وی اعتراف دورغین داشته باشد. زینب طاهری وکیل محمد ثلاث پس از این حکم خواهان رسیدگی مجدد شد که دادستان تهران، اعاده دادرسی محمدثلاث را نپذیرفت و در 28 خرداد 1398 حکم اعدام او را اجرا شد.
زینب طاهری وکیل محمد ثلاث که پیش از این خبر داده بود که ممکن است درخواست اعاده دادرسی پذیرفته شود، پس از اجرای حکم اعدام، بازداشت شد! طاهری قبل و بعد از اجرای حکم اعدام مفصلا دلایل اجرای حکم را زیر سوال برده بود.
آتنا فرقدانی زندانی سیاسی به شیوه دفاع زینب طاهری در پرونده های سایسی انتقاداتی اساسی وارد کرده بود. فرقدانی میگوید طاهری هنگامی که وکیل پرونده او بوده است از وی خواسته تا از قاضی صلواتی درخواست بخشش کند در غیراینصورت پرونده اش را نخواهد پذیرفت. فرقدانی معتقد است تصور اینکه متهم پرونده سیاسی با قبول کاری که انجام نداده است و درخواست بخشش آزاد خواهد شد خیالی و فریبی بیش نیست و دامی است که از سوی ماموران و بازجویان سپاه و اطلاعات پهن شده است.
منبع : اینفو صوفی پایگاه خبری درویشان در جهان
۱۳۹۷ اردیبهشت ۲۸, جمعه
همبستگی ملی برای سرنگونی رژیم ایران
چهل سال از حاکمیت رژیم منحوس آخوندی میگذرد و در ظرف این چهل سال کشتار ٫ قتل ٫ شکنجه ٫ اعدام تنها راه سرکوب ملتی است که به این سیستم اعتراض میکنند ٫این رژیم که خود را حامی مستضعفان جهان مینامد در درون خود مستضعفان را قلع و قمع می کند ٫ در ایران تحت سیطره رژیم آخوندی کسی حق اعتراض ندارد یا باید با آنها باشی یا باید اگر مخالف باشی چیزی نگویی وگرنه با شیوه های جنایتکارانه و بزدلانه که خاص خود رژیم است سرکوب خواهی شد .
جالب اینجاست که در رسانه های حکومتی رژیم در بوق و کرنا می کنند که در کشورهای غربی حقوق بشر رعایت نمی شود و دولتهای غربی مخالفان و معترضان را سرکوب میکنند که این گفته های دروغین را تنها خودشان ترویج می دهند تا مثلا مردم را بفریبانند و بر سرکوب ناجوانمردانه خود بر ضد مردم توجیه بگذرانند و آن را قانونی جلوه دهند اگر چه قانون رژیم آخوندی قانون من درآوردی یک عده آخوند فسیل صفت می باشد و با هیچ قانون اساسی در دنیا سنخیت ندارد ٫ و قانون رژیم برای مقابله با معترضین چماق و تفنگ و شلیک مستقیم گلوله است و آن تبلیغاتی که رژیم در ضدیت با دولتهای غربی و کشورهای اروپایی و آمریکا مطرح میکند که گویا در آن کشورها حقوق بشر نقض میشود کاملا کذب است ٫ اگر چه در این کشورها نیز با مظاهر کنندگان و معترضان برخورد میشود ولی این برخورد یا آب پاش است و یا اگر خیلی اوضاع رو به وخامت باشد از گلوله های پلاستیکی استفاده می کنند که نهایت ٫معترضان دچار جراحات سطحی میشوند آنهم به صورت محدود اگر چند گلوله پلاستیکی به کسی اصابت کند یا نه ... مردم ایران گوششان از این تبلیغات دروغین پر است و همگی میدانند که کلیت رژیم آخوندی بر دروغ و فریب و نیرنگ بنا نهاده شده است .
یکی از سیاستهای کثیف رژیم آخوندی برای سلطه به مردم سیاست تفرقه کن و حکومت کن است که با ناجوانمردانه ترین شکل ممکن آنرا انجام میدهد . با شیوه و متدهای گوناگون در صدد است که قومیتها را مقابل یکدیگر قرار دهد تا نتیجه آن که دشمنی و کینه ورزی اقوام مختلف با یکدیگر است را به انجام برساند اما این ترفند رژیم آخوندی اگر چه در اوایل سردمداری رژیم تا حدی برای حکام موثر واقع شد در زمان کنونی هیچ گونه موثر نیست و حنای رژیم برای ملت ایران دیگر رنگی ندارد و ملت در حال حاضر برای سرنگونی این رژیم هم صدا شده اند و قیام سراسری مردم ایران در سراسر کشور ایران شعله ور شده است و اقوام مختلف ایران در تمام نقاط ایران برای سرنگونی رژیم به اعتراض و تحسن دست میزنند و برای احقاق حقوق خود با رژیم مقابله می کنند . از بانه کردستان گرفته که برای احقاق حقوق اولیه خود که کسب و کار و معیشت روزمره خوداست
دست به اعتصابات سراسری زدند و یک ماه در یک تو دهنی به رژیم دست به اعتصاب سراسری زدند و هر چند که به همه اهداف خود نرسیدند ولی رژیم را مجبور ساختند که قسمتی از خواسته هایشان را بر آورده سازد و در یک اعتراض کاملا مدنی و سراسری با اتحاد به این موفقیت دست یافتند تا کازرون در استان فارس که رژیم با درنده خویی و سرکوب عصر حجری تعدادی از مردمان آن دیار را به گلوله بست و به خاک و خون کشید و بار دیگر پرده از چهره درنده و وحشیانه خود برداشت .... بر همگان آشکار شد که این رژیم برای بقای خود کرد و ترک و فارس و لر نمی شناسد و هر کس با او موافق نباشد دشمن محسوب میشود . به امید اتحاد کلی مردم ایران با هر گونه قومیت و مذهب و عقیده ای که دارند برای سرنگونی این رژیم پلید و ضد آزادی ...
مردم ایران به این نقطه مشترک دست یافته اند که تنها راه برون رفت از زیر یوغ این مستبدان وحدت است و بس ٫ولی جامعه جهانی نیز با همفکری و هم اندیشی تاثیر گذار خواهند بود اگر پا به پای مردم آزدیخواه ایران و به موازات خیزش مردم از اینگونه اعتراضات بر حق دفاع کنند و با حمایت همه جانبه این رژیم را در سراشیبی سقوط قرار دهند .
جالب اینجاست که در رسانه های حکومتی رژیم در بوق و کرنا می کنند که در کشورهای غربی حقوق بشر رعایت نمی شود و دولتهای غربی مخالفان و معترضان را سرکوب میکنند که این گفته های دروغین را تنها خودشان ترویج می دهند تا مثلا مردم را بفریبانند و بر سرکوب ناجوانمردانه خود بر ضد مردم توجیه بگذرانند و آن را قانونی جلوه دهند اگر چه قانون رژیم آخوندی قانون من درآوردی یک عده آخوند فسیل صفت می باشد و با هیچ قانون اساسی در دنیا سنخیت ندارد ٫ و قانون رژیم برای مقابله با معترضین چماق و تفنگ و شلیک مستقیم گلوله است و آن تبلیغاتی که رژیم در ضدیت با دولتهای غربی و کشورهای اروپایی و آمریکا مطرح میکند که گویا در آن کشورها حقوق بشر نقض میشود کاملا کذب است ٫ اگر چه در این کشورها نیز با مظاهر کنندگان و معترضان برخورد میشود ولی این برخورد یا آب پاش است و یا اگر خیلی اوضاع رو به وخامت باشد از گلوله های پلاستیکی استفاده می کنند که نهایت ٫معترضان دچار جراحات سطحی میشوند آنهم به صورت محدود اگر چند گلوله پلاستیکی به کسی اصابت کند یا نه ... مردم ایران گوششان از این تبلیغات دروغین پر است و همگی میدانند که کلیت رژیم آخوندی بر دروغ و فریب و نیرنگ بنا نهاده شده است .
یکی از سیاستهای کثیف رژیم آخوندی برای سلطه به مردم سیاست تفرقه کن و حکومت کن است که با ناجوانمردانه ترین شکل ممکن آنرا انجام میدهد . با شیوه و متدهای گوناگون در صدد است که قومیتها را مقابل یکدیگر قرار دهد تا نتیجه آن که دشمنی و کینه ورزی اقوام مختلف با یکدیگر است را به انجام برساند اما این ترفند رژیم آخوندی اگر چه در اوایل سردمداری رژیم تا حدی برای حکام موثر واقع شد در زمان کنونی هیچ گونه موثر نیست و حنای رژیم برای ملت ایران دیگر رنگی ندارد و ملت در حال حاضر برای سرنگونی این رژیم هم صدا شده اند و قیام سراسری مردم ایران در سراسر کشور ایران شعله ور شده است و اقوام مختلف ایران در تمام نقاط ایران برای سرنگونی رژیم به اعتراض و تحسن دست میزنند و برای احقاق حقوق خود با رژیم مقابله می کنند . از بانه کردستان گرفته که برای احقاق حقوق اولیه خود که کسب و کار و معیشت روزمره خوداست
دست به اعتصابات سراسری زدند و یک ماه در یک تو دهنی به رژیم دست به اعتصاب سراسری زدند و هر چند که به همه اهداف خود نرسیدند ولی رژیم را مجبور ساختند که قسمتی از خواسته هایشان را بر آورده سازد و در یک اعتراض کاملا مدنی و سراسری با اتحاد به این موفقیت دست یافتند تا کازرون در استان فارس که رژیم با درنده خویی و سرکوب عصر حجری تعدادی از مردمان آن دیار را به گلوله بست و به خاک و خون کشید و بار دیگر پرده از چهره درنده و وحشیانه خود برداشت .... بر همگان آشکار شد که این رژیم برای بقای خود کرد و ترک و فارس و لر نمی شناسد و هر کس با او موافق نباشد دشمن محسوب میشود . به امید اتحاد کلی مردم ایران با هر گونه قومیت و مذهب و عقیده ای که دارند برای سرنگونی این رژیم پلید و ضد آزادی ...مردم ایران به این نقطه مشترک دست یافته اند که تنها راه برون رفت از زیر یوغ این مستبدان وحدت است و بس ٫ولی جامعه جهانی نیز با همفکری و هم اندیشی تاثیر گذار خواهند بود اگر پا به پای مردم آزدیخواه ایران و به موازات خیزش مردم از اینگونه اعتراضات بر حق دفاع کنند و با حمایت همه جانبه این رژیم را در سراشیبی سقوط قرار دهند .
۱۳۹۷ فروردین ۲۸, سهشنبه
جنگ فرسایش سوریه
هفت سال از شروع جنگ داخلی در سوریه می گذرد ِجنگی که ابتدا به ساکن از اعتراضات مردم آن کشور به سیاستهای حکومت بشار اسد و تجمعات خیابانی مردم سوریه به تاسی گرفتن از بهار عربی در سایر کشورهای عربی همچون تونس ِمصر و ..آغاز شد ولی در ادامه این اعتراضات و اعتصابات به جنگی خانمان سوز و آوارگی میلیونی مردم جنگ زده سوریه تبدیل شد.
بهار عربی برای مردم فلاکت زده سوریه ارمغانش نابودی و مرگ و میر بود و بر خلاف سایر کشورهایی که اعتراضات به سرنگونی رژیمهای حاکم بر آن کشورها همچون بن علی تونسِ معمر قذافی لیبی و حسنی مبارک مصر انجامید ِ رژیم بشار اسد و حزب بعث حاکم سوریه همچنان بر مسند قدرت ماندگاراست که از دلایل آن حمایت کشور قدرتمند روسیه و تزریق مالی رژیم اسد از سوی رژیم و حاکمان کنونی ایران می باشد ِ روسیه که یکی از کشورهای قدرتمند از لحاظ نظامی در جهان است در سوریه پایگاههای متعدد نظامی و سایتهای موشکی احداث نموده است و نیروی نظامی وسیع را در سراسر سوریه مستقر کرده است ِ اگر چه روسیه به بهانه حظور گروههای تروریستی همچون داعش و همکاری با رژیم اسد نیروی نظامی خود را به آن کشور گسیل کرده است اما این حظور جنبه های دیگری را نیز دارد که مهمترین آن رخ نمایی با سازمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو که سازمانی متشکل از ابرقدرتهایی همچون ایالت متحده آمریکا و بریتانیا و فرانسه و... می باشد و کشور سوریه در منطقه ای سوق الجیشی خاورمیانه قرار دارد که مهمترین آن همسایگی با کشور اسراییل که از متحدان ایالت متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه می باشد این همه حساسیت لوجستیکی از یک سو و دخالت رژیم ایران از سویی دیگر به بهانه های واهی مثلا تحت عنوان جلوگیری از حمله گروههای افراطی سنی به مزارگاههای امامان شیعی و مرقد زینب و به قول خودشان مقدسات مذهبی و حضور عملی مزدوران سپاه قدس تحت عنوان مدافعان حرم و ترویج مذهب شیعی گری و ساخت هلال شیعی در منطقه باعث حساسیت کشورهایی همچون عربستان که مخالف ترویج شیعی گری در همسایگی خود می باشد باعث شده است که این کلاف سردرگم جنگ سوریه روز به روز پیچده تر شود .
همآنگونه که اشاره شد در همسایگی سوریه کشور اسراییلی است که حکومت اسلامی ایران از بدو تاسیس نابودی آن را جزو شعارهای اصلی و اهداف خود قلمداد کرده است و با تزریق گروه تروریستی حزب الله که در جنوب لبنان دارای پایگاهها و نیروی نظامی است که مستقیما از رژیم ایران دستور میگرند و بودجه و امکانات در اختیار این گروه تروریستی قرار داده است و تهدیدی جدی برای دولت و ملت اسراییل به حساب می آید و گاه گداری اعمالی تروریستی نیز در مرز اسراییل و موشک پرانی هایی نیز به خاک اسراییل انجام داده است که با جواب قاطعی از سوی این کشور روبرو بوده است ِبا این موقعیت مکانی که گروه تروریستی حزب الله در آن قرار گرفته است رژیم ایران هیچوقت خواستار صلح و آشتی در سوریه نبوده و نیست و تا می تواند بر ادامه جنگ و نا امنی در این منطقه کوشش می کند چون با پایان جنگ در منطقه توجه جامعه جهانی بر گروهایی تروریست همچون حزب الله و حوثی های یمن معطوف خواهد شد و بالهای آشوب گر رژیم تروریست و جنگ طلب ایران قطع خواهد شد و این رژیم در موضع ضعف قرار خواهد گرفت ِ پس به این نتیجه میرسیم تمامی جلسات صلح و آتش بس جنگ در سوریه اگر با مشارکت رژیم ایران برگزار شود راهی به غیر از ادامه کشمکش و نا آرامی در سوریه نخواهد داشت ِ
قبل از خود بشار اسد ِپدرش حافظ اسد نیز آنزمان که حاکم سوریه بود و موسس حزب بعث در سوریه بود دیکتاتور و ظالم بود و در مورد حقوق سایر اقوام و مذاهب به مردم کشور سوریه خیلی تبعیض مذهبی و قومیتی لحاظ میکرد تا جایی که ملت کرد که جزو دومین قوم بعد از اعراب از لحاظ بافت جمعیتی و جغرافیای ساکن سوریه هستند اصلا حق نداشتند که تحت عنوان قوم کرد اعلام موجودیت کنند و به آنها حتی شناسنامه نمی دادند و هر کس که با عقاید و آرمانهای حزب تحت حاکمیت یعنی حزب بعث مخالفت می نمود مقابله می کردند و یک فضای پر از خفقان و محدود سیاسی و نژادی بر سوریه حاکم بود .
بعد از مرگ حافظ اسد پسرش بر اریکه قدرت نشست ِ اگر چه پسر به مانند پدر آنچنان ظالم نبود ولی هر چه بود ادامه دهنده راه پدر اما به شیوه ای متعادل تر و آکادمی تر با مخالفان روبرو شد که همچنآنکه در فوق اشاره گردید همزمان با قیام مردم تعدادی از کشورهای عرب که از تونس آغاز شد و به بهار عربی نام گرفت مردم سوریه نیز برای به کرسی نشاندن دموکراسی و احقاق حق پایمال شده اشان به مخالفت و اعتراض با رژیم حاکم برخواستند که متاسفانه با دخالت حکومتهایی همچون رژیم ایران و دولت روسیه باعث جنگی داخلی و خانمان سوز شد ِاگر چه همچنان که به این نکته نیز اشاره شد این حکومتها برای نائل گشتن بر اهداف خود باعث شعله ور شدن این خونریزی ها شدند و میلیون ها نفر از خانه و کاشانه خود آواره گشتند و به کشورهای مجاور و حتی کوچ دست جمعی آنها به اروپا مهاجرت کردند و این آوارگی خسارات زیادی هم به خود آنها و هم به نظم در سایر کشورها زد و تنها مردم بی دفاع سوریه مظلوم واقعی این ماجراجوهای کشورهایی همچون رژیم ایران و دولت روسیه هستند و باید تاوان این جنگ افروزیها را تا سالیان سال بپردازند .....
بهار عربی برای مردم فلاکت زده سوریه ارمغانش نابودی و مرگ و میر بود و بر خلاف سایر کشورهایی که اعتراضات به سرنگونی رژیمهای حاکم بر آن کشورها همچون بن علی تونسِ معمر قذافی لیبی و حسنی مبارک مصر انجامید ِ رژیم بشار اسد و حزب بعث حاکم سوریه همچنان بر مسند قدرت ماندگاراست که از دلایل آن حمایت کشور قدرتمند روسیه و تزریق مالی رژیم اسد از سوی رژیم و حاکمان کنونی ایران می باشد ِ روسیه که یکی از کشورهای قدرتمند از لحاظ نظامی در جهان است در سوریه پایگاههای متعدد نظامی و سایتهای موشکی احداث نموده است و نیروی نظامی وسیع را در سراسر سوریه مستقر کرده است ِ اگر چه روسیه به بهانه حظور گروههای تروریستی همچون داعش و همکاری با رژیم اسد نیروی نظامی خود را به آن کشور گسیل کرده است اما این حظور جنبه های دیگری را نیز دارد که مهمترین آن رخ نمایی با سازمان آتلانتیک شمالی یا همان ناتو که سازمانی متشکل از ابرقدرتهایی همچون ایالت متحده آمریکا و بریتانیا و فرانسه و... می باشد و کشور سوریه در منطقه ای سوق الجیشی خاورمیانه قرار دارد که مهمترین آن همسایگی با کشور اسراییل که از متحدان ایالت متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه می باشد این همه حساسیت لوجستیکی از یک سو و دخالت رژیم ایران از سویی دیگر به بهانه های واهی مثلا تحت عنوان جلوگیری از حمله گروههای افراطی سنی به مزارگاههای امامان شیعی و مرقد زینب و به قول خودشان مقدسات مذهبی و حضور عملی مزدوران سپاه قدس تحت عنوان مدافعان حرم و ترویج مذهب شیعی گری و ساخت هلال شیعی در منطقه باعث حساسیت کشورهایی همچون عربستان که مخالف ترویج شیعی گری در همسایگی خود می باشد باعث شده است که این کلاف سردرگم جنگ سوریه روز به روز پیچده تر شود .
همآنگونه که اشاره شد در همسایگی سوریه کشور اسراییلی است که حکومت اسلامی ایران از بدو تاسیس نابودی آن را جزو شعارهای اصلی و اهداف خود قلمداد کرده است و با تزریق گروه تروریستی حزب الله که در جنوب لبنان دارای پایگاهها و نیروی نظامی است که مستقیما از رژیم ایران دستور میگرند و بودجه و امکانات در اختیار این گروه تروریستی قرار داده است و تهدیدی جدی برای دولت و ملت اسراییل به حساب می آید و گاه گداری اعمالی تروریستی نیز در مرز اسراییل و موشک پرانی هایی نیز به خاک اسراییل انجام داده است که با جواب قاطعی از سوی این کشور روبرو بوده است ِبا این موقعیت مکانی که گروه تروریستی حزب الله در آن قرار گرفته است رژیم ایران هیچوقت خواستار صلح و آشتی در سوریه نبوده و نیست و تا می تواند بر ادامه جنگ و نا امنی در این منطقه کوشش می کند چون با پایان جنگ در منطقه توجه جامعه جهانی بر گروهایی تروریست همچون حزب الله و حوثی های یمن معطوف خواهد شد و بالهای آشوب گر رژیم تروریست و جنگ طلب ایران قطع خواهد شد و این رژیم در موضع ضعف قرار خواهد گرفت ِ پس به این نتیجه میرسیم تمامی جلسات صلح و آتش بس جنگ در سوریه اگر با مشارکت رژیم ایران برگزار شود راهی به غیر از ادامه کشمکش و نا آرامی در سوریه نخواهد داشت ِ
قبل از خود بشار اسد ِپدرش حافظ اسد نیز آنزمان که حاکم سوریه بود و موسس حزب بعث در سوریه بود دیکتاتور و ظالم بود و در مورد حقوق سایر اقوام و مذاهب به مردم کشور سوریه خیلی تبعیض مذهبی و قومیتی لحاظ میکرد تا جایی که ملت کرد که جزو دومین قوم بعد از اعراب از لحاظ بافت جمعیتی و جغرافیای ساکن سوریه هستند اصلا حق نداشتند که تحت عنوان قوم کرد اعلام موجودیت کنند و به آنها حتی شناسنامه نمی دادند و هر کس که با عقاید و آرمانهای حزب تحت حاکمیت یعنی حزب بعث مخالفت می نمود مقابله می کردند و یک فضای پر از خفقان و محدود سیاسی و نژادی بر سوریه حاکم بود .
بعد از مرگ حافظ اسد پسرش بر اریکه قدرت نشست ِ اگر چه پسر به مانند پدر آنچنان ظالم نبود ولی هر چه بود ادامه دهنده راه پدر اما به شیوه ای متعادل تر و آکادمی تر با مخالفان روبرو شد که همچنآنکه در فوق اشاره گردید همزمان با قیام مردم تعدادی از کشورهای عرب که از تونس آغاز شد و به بهار عربی نام گرفت مردم سوریه نیز برای به کرسی نشاندن دموکراسی و احقاق حق پایمال شده اشان به مخالفت و اعتراض با رژیم حاکم برخواستند که متاسفانه با دخالت حکومتهایی همچون رژیم ایران و دولت روسیه باعث جنگی داخلی و خانمان سوز شد ِاگر چه همچنان که به این نکته نیز اشاره شد این حکومتها برای نائل گشتن بر اهداف خود باعث شعله ور شدن این خونریزی ها شدند و میلیون ها نفر از خانه و کاشانه خود آواره گشتند و به کشورهای مجاور و حتی کوچ دست جمعی آنها به اروپا مهاجرت کردند و این آوارگی خسارات زیادی هم به خود آنها و هم به نظم در سایر کشورها زد و تنها مردم بی دفاع سوریه مظلوم واقعی این ماجراجوهای کشورهایی همچون رژیم ایران و دولت روسیه هستند و باید تاوان این جنگ افروزیها را تا سالیان سال بپردازند .....
۱۳۹۶ اسفند ۹, چهارشنبه
گزارش سالانه عفو بینالملل، بخش ایران؛ آزادی بیان، تشکل و گردهمایی
مقامات به سرکوب شدید حق آزادی بیان، تشکل و گردهمایی مسالمتآمیز ادامه داده و بسیاری از منتقدان مسالمتجو را بر اساس اتهامات ساختگی امنیتی به زندان انداختند.
در میان این افراد مخالفان سیاسی مسالمتجو، روزنامهنگاران، فعالان رسانههای آنلاین، دانشجویان، فیلمسازان، موسیقیدانان و نویسندگان و نیز مدافعان حقوق بشر از جمله فعالان حقوق زنان، فعالان حقوق اقلیتها، فعالان محیط زیست، فعالان اتحادیههای کارگری، فعالان کارزارهای مخالفت با اعدام، وکلا و آنهایی بودند که در پی حقیقت، دادخواهی و جبران خسارت در رابطه با اعدامهای جمعی و ناپدید شدنهای اجباری دههی ۶۰ هستند.
بسیاری از زندانیان عقیدتی در اعتراض به حبس ناعادلانه خود دست به اعتصاب غذا زدند.
مقامات پس از تظاهرات ضد حکومتی که در پایان ماه دسامبر در سراسر کشور آغاز شد صدها نفر از معترضان را بازداشت کردند. گزارشات حاکی از آن بود که نیروهای امنیتی معترضان غیرمسلح را توسط سلاح گرم و با استفاده بیش از حد از نیروی قهریه کشته یا زخمی کردند. در روز ۳۱ دسامبر وزیر ارتباطات و فنآوری اطلاعات دسترسی به اینستاگرام و برنامه پیامرسان محبوب تلگرام را که توسط فعالان برای تبلیغ و حمایت از اعتراضات استفاده میشد، مسدود کرد.
پیشتر، مقامات قضایی با فشار مداوم بر وزارت ارتباطات و فنآوری اطلاعات خواستار آن شده بودند که از تلگرام بخواهد سرورهای خود را به ایران منتقل کند و دهها هزار کانال تلگرامی را که طبق گفته قوه قضاییه «امنیت ملی را تهدید میکردند» یا «به مقدسات دینی توهین میکردند» مسدود کند. تلگرام اظهار داشت که هر دو درخواست را رد کرده است.
دیگر شبکههای اجتماعی از جمله فیسبوک، تویتر و یوتیوب همچنان مسدود ماندند.
در آستانه انتخابات ریاستجمهوری در ماه مه، روزنامهنگاران و فعالان رسانههای آنلاین با موج جدیدی از بازجوییهای شدید و دستگیریها و بازداشتهای خودسرانه روبرو شدند. افرادی که از تلگرام استفاده میکردند به ویژه در آماج محکومیتهای شدید حبس که برخی از آنها از ده سال تجاوز میکرد قرار گرفتند.
آزادی بیان در حوزه موسیقی نیز محدود ماند. زنان همچنان از آواز خواندن در اماکن عمومی منع شدند و مقامات به لغو اجباری کنسرتها ادامه دادند. در ماه اوت، صدها تن از هنرمندان از حسن روحانی تقاضا کردند که به این محدودیتها پایان دهد.
مقامات حملههای خشونتآمیز خود به مهمانیهای مختلط خصوصی را ادامه داده، صدها جوان را دستگیر و بسیاری از آنها را به شلاق محکوم کردند.
سانسور در تمام رسانهها و انداختن پارازیت بر روی کانالهای ماهوارهای خارجی ادامه پیدا کرد. مقامات قضایی آزار و اذیت روزنامهنگاران بخش فارسی بی بی سی را تشدید و اقدام به مسدود کردن داراییهای ۱۵۲ نفر از کارکنان و همکاران فعلی و پیشین بخش فارسی بی بی سی و منع آنها از انجام معاملات مالی کردند.
انجمن روزنامهنگاران در حالت تعلیق باقی ماند.
انجمن روزنامهنگاران در حالت تعلیق باقی ماند.
تعداد بسیاری از دانشجویان به تلافی مشارکت در فعالیتهای اعتراضی مسالمت آمیز و علیرغم وعدههای انتخاباتی حسن روحانی، از دسترسی به تحصیلات عالی باز ماندند.
ممنوعیت ایجاد اتحادیههای کارگری مستقل ادامه یافت و چندین فعال حقوق کارگری بهطور ناعادلانه زندانی شدند. نیروهای امنیتی به سرکوب خشونتآمیز تجمعات مسالمتآمیز کارگران از جمله تجمعات روز جهانی کارگران ادامه دادند.
تعداد زیادی از فعالان محیط زیست به دلیل مشارکت در اعتراضات مسالمت آمیز علیه آلودگی هوا، خشک شدن دریاچهها، پروژههای تغییر مسیر رودخانهها و عملیات تخلیه زباله مورد احضار، بازجویی، بازداشت و محاکمه قرار گرفتند.
رهبران مخالفین مهدی کروبی و میرحسین موسوی و همسر وی زهرا رهنورد بدون اتهام و محاکمه از سال ۲۰۱۱ تحت بازداشت خانگی به سر میبرند.
منبع : کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی
۱۳۹۶ دی ۱۲, سهشنبه
چهل سال دوام دیکتاتوری آخوندی و لبریز شدن کاسه صبر مردم ایران
حدود یک هفته از اعتراضات مردم ایران و تظاهرات بر ضد نظام حاکم گذشته است که متاسفانه تا کنون عده ای از معترضین
کشته و مجروح گشته اند و عده ای نیز از سوی حکومت دستگیر شده اند و لی آمار مشخصی در اختیار نیست که این آمار را
تایید و یا تکذیب نماید . اعتراضات از آنجا کلید خورد که در مشهد معترضین ابتدا به شرایط اقتصادی و تورم و بیکاری معترض
بودند و شعارهایی بر ضد دولت روحانی سر دادند . طولی نکشید که دامنه اعتراضات وسیع تر گشت و سراسر ایران را در برگرفت و شعارها جلوه دیگری به خود گرفت تا جایی که کل نظام و حاکمیت از آتش خشم ملت در امان نماند ; مرگ بردیکتاتور
و مرگ بر خامنه ای و نابودی اصل نظام و اصل ولایت فقیه در سراسر ایران طنین انداز شد و در شهر قم که پایگاه اصلی روحانیت ارتجاع آخوندی است مردم خواستار بازگشت خاندان پهلوی به ایران شدند.
چهل سال از بر سر کار آمدن حکومت آخوندی و سلطه آن به ایران گذشت ; از بدو تاسیس این حکومت فریب ملت ; تورم اقتصاد
جنگ و خونریزی و فساد و توطئه ; جنایت و کشتار خلقها , تنها دست آورد برای ملت ایران از سوی نظام آخوندی بوده است.
در ادوار مختلف حاکمیت ,دولتهایی بر سر کار آمده اند که همگی دست پرورده و گوش به فرمان والی فقیه , خمینی و خامنه ای
بودند . یعنی عملا در ایران تنها یک شخص که در صدر امور است حرف اول و آخر را می زند و آنهم رهبری است که این خود
سر منشاء دیکتاتوری را بر همگان آشکار می سازد .. و رهبری نیز قوات مسلح و قضایی را زیر یوغ خود می پروراند و به آنها
امر و نهی می کند پس این مهم آشکار میگردد که انتخابات آزاد و پارلمان و دیگر ارگانها که به قول خودشان در اختیار مردم و از سوی مردم انتخاب می شوند تنها و تنها شعاری برای فریب مردم و اذهان عمومی سراسر دنیا میباشد و گر نه هیچ گونه اختیار
مستقلی از خود ندارند و صد در صد تحت امر ولایت فقیه که شخص خامنه ای است قرار دارند ,رفسنجانی که سردار سازندگی لقب گرفته بود ,خاتمی که شیخ اصلاحات بود , احمدی نژاد که حامی مستظعفین بود و این آخری ,روحانی که کلید نجات را برای مردم رنجدیده به ارمغان آورده بود همگی تنها در یک نقطه وجه اشتراک داشتند و آنهم حفظ رژیم منحوس آخوندی به هر قیمتی که باشد . زیرا در صورت نابودی این رژیم اینان نیز در زمره طرد شوندگان خواهند بود .
پس سگ زرد برادر شغال است و هر آنکه برای حفظ این نظام بکوشد در هر جایگاه و مقامی باشد شریک قافله و سردسته آن قافله است و باید مردم ایران برای سرنگونی این رژیم , کلیت این نظام منحوس را هدف قرار دهند .
در هر دوره از بر سر کار آمدن روءسای جمهوری در ایران تحت سیطره ولایت فقیه هر کدام از سوی رهبری ماموریت ویژه ای داشته اند . در دوره رییس جمهوری خامنه ای که خمینی رهبر بود اعدام مخالفین سیاسی رژیم و ادامه جنگ با عراق مد نظر بود که آن نیز به وقوع پیوست . در دوره ریاست جمهوری رفسنجانی که بعد از نوشیدن جام زهر از سوی خمینی و پایان جنگ هشت ساله با عراق و مرگ خمینی که خامنه ای بر اریکه قدرت و رهبری تکیه داد , او نیز همزمان که مخالفین این رژیم را قتل عام میکرد و کمی هم فراتر . او مامور شده بود که رهبران اپوزیسیون مخالف این رژیم را نیز از سراه بر دارد و این اعمال ناجوانمردانه را به بهترین شکل مورد نظر حکومت انجام داد و از لحاظ اقتصادی نیز دست سپاه پاسداران را نیز در پروژه های عظیم اقتصادی باز نمود که تا اکنون ادامه دارد و سپاه تروریستی پاسداران که اهرم قدرت و نظامی رژیم میباشد سر فصل همه طرحها و پروژه های کلان اقتصادی است که آن نیز مستقیم تحت فرمان و امر و نهی رهبری میباشد .
بعد از رفسنجانی , خاتمی رییس جمهور شد او که با وعده اصلاحات به ریاست جمهوری رسید باعث شد که اکثر مخالفان رژیم از سوی حاکمیت شناسایی شوند و از صحنه سیاسی نظام عملا حذف شدند . اگر چه در دوره خاتمی اصلاحاتی انجام شد و فضای
سیاسی ایران به طوری نسبی تغییرات محسوسی کرد که آنهم خواست قشر روشنفکر و دانشجویان فرهیخته آندوره بود که از سوی مرتجعین به شدت محکوم شد و حتی عده زیادی به قتل رسیدند که به قتلهای زنجیره ای معروف شد . خاتمی یک ماموریت ویژه نیز داشت , آنهم این بود که روابط رژیم را در سطح بین الملل که در نازلترین سطح در آن برهه بود ارتقاء بخشید و با شعار
گفتگوی تمدنها با بسیاری از کشورها ارتباطات حسنه ای برقرار کرد که آن نیز بر تداوم این رژیم منجر گشت , و رژیم با سرکوب مخالفان در داخل همچنان پابرجا ماند.
بعد از خاتمی احمدی نژاد رییس جمهور شد ,در دوره او شرایط اقتصادی مردم به مراتب از قبل بدتر شده بود او مامور گشت که قشر مستضعف جامعه را به رفاه نسبی برساند و با شعار این که هیچ فرد بیکاری در ایران نخواهد ماند و هر ایرانی باید صاحب یک خانه و کاشانه باشد به مدار ریاست جمهوری ملحق شد ,او قرص مسکنی بود تا مسکن مهر را به ایرانیان هدیه بدهد که مسکن مهرش را در زلزله اخیر کرمانشاه دیدیم , رهبری در ابتدا او را می ستود ولی بعد از دوره اول ریاست جمهوری و اتمام دوره دوم ریاست جمهوری که با این اتفاقات سال ۸۸ منجر شد از او فاصله گرفت به طوری که صلاحیتش در نام نویسی دوره اخیر نیز از سوی شورای نگهبان که این شورا نیز نیز مانند سایر ارگانهای دیگر تحت فرمان رهبر می باشد رد شد .
در دوره احمدی نژاد روابط خارجی رژیم ایران در اوج ذلت بود و فعالیتهای هسته ای رژیم آخوندی آنچنان گسترده گشت که از سوی آمریکا و کشورهای اروپایی تحت فشار و تحریمات جدیدی واقع شد که باعث رکود شدید اقتصادی رژیم ایران شد , آنچنان که حتی گزینه حمله نظامی از سوی آمریکا مطرح شد و رژیم سرکوب گر و تروریست ایران از سوی ایالت متحده آمریکا محور شرارت در دنیا لقب گرفت .
خامنه ای چاره ای نداشت جز به میدان آوردن مهره ای همچون روحانی که او نیز مدعی اصلاحات و رفع تحریمات و مناسب سازی روابط جهانی با رژیم به عرصه انتخابات آمد و در نهایت نیز رییس جمهور شد , نکته اساسی در این بین حضور مردم در انتخابات نمایشی و فرمایشی رژیم است که این نیز فقط باید به این نکته اشاره شود که مردم عوام از ترس محرومیت یارانه ها و اشخاصی که در ادارات دولتی استخدام شده اند از ترس بازخواست و کسری حقوق مجبور به شرکت در انتخابات میشوند ,البته هستند کسانی که هنوز هم به ماهیت این رژیم پی نبرده اند و نمی دانند که سگ زرد برادر شغال است و همه برای حفظ نظام دست در دست هم دارند .
به هر حال روحانی با وجود اینکه توانست تا حدودی فشار بین الملل را از رژیم ایران کم کند و در نشست هایی که با چند کشور اروپایی و آمریکا انجام شد منجر به برجام و توافق هسته ای شد ولی هم چنان مردم از لحاظ اقتصادی در تنگنا قرار داشتند و وضعیت معیشت مردم در اوج خرابی بود و هم چنان این شرایط ادامه دارد , باید به این نکته اشاره شود که در طول شکل گیری حکومت منحوس آخوندی این رژیم که با شعار صدور انقلاب بر سر کار آمد کل منطقه خاورمیانه و حتی دنیا از فتنه و دخالت این رژیم در امان نبوده است که در این راه ثروت و منابع سرمایه یی زیادی مصرف کرده است که این هزینه ها را اگر صرف ملت و مردم خود میکرد الان وضعیت معیشتی مردم ایران اینگونه نبود که جوانانی که سن آنها به بیست سال نمی رسد درخواست
بازگشت خاندان پهلوی را به ایران میکند در حالی که این جوانان فقط تاریخ آن دوران را شاید مطالعه کرده باشند و هیچ اطلاعی از آن دوره ندارند و تنها این را میدانند که وضعیت معیشتی مردم آنزمان بهتر از حال بود .
همیشه حاکمان دیکتاتور برای حکومت بر مردم سیاست گرسنه کردن مردم را در ذهن دارند و این نقشه شوم را حاکمان دیکتاتور
ایران نیز پیاده کرده اند و می کنند در این برهه که مردم به دلیل مشکلات اقتصادی و بیکاری و گرانی به صحنه آمده اند احتمال فتنه دیگری از سوی حاکمیت است تا مسکنی به این مردم تزریق کنند و با وعده و وعید و حتی عملی کردن آن نیز مردم را به عقب گسیل دارند ولی باید مردم ایران این واقعیت را بدانند تنها با سرنگونی این رژیم فاشیست به آرمانها و اهداف بلند مدت خود میرسند و مسکن این رژیم اثری بر آلام ملت ایران ندارد .
با آرزوی سرنگونی رژیم آخوندی و پدید آمدن حاکمیتی سکولار که حق و حقوق همگان ,عاری از هر رنگ ,نژاد و قومیت و مذهب و عقدیده و هر گونه تفکری را محترم بشمارد.....
بازداشت صدها تن در شهرهای مختلف کشور طی تظاهرات علیه فقر و گرانی
نیروهای امنیتی طی سه روز اخیر صدها نفر را در تظاهرات علیه فقر و گرانی همراه با خشونت بازداشت کرده اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، تجمعهای اعتراضی شرایط اقتصادی بحرانی کشور که از هفتم دیماه آغاز گشت، بازداشت شمار کثیری از شهروندان را به همراه داشته است.
در تظاهرات ۹ دیماه در تهران دستکم ۱۰۰ تن از سوی نیروهای امنیتی بازداشتشدهاند.
این بازداشتها با خشونت نیروهای صورت گرفته و گفته میشود که شماری از بازداشتشدگان به محل سفارت سابق آمریکا منتقلشدهاند.
در مشهد نیز دستکم ۱۰۰ نفر از هفتم دیماه در بازداشت به سر میبرند؛ سرپرست دادسرای مشهد بازداشت ۵۲ تن از این شهروندان را تأیید کرده است.
در کرج نزدیک به ۶۰ تن، کرمان ۵۰ تن و کاشان ۳۰ تن، طی تظاهرات سه روز اخیر بازداشتشدهاند.
همچنین، در پی برخورد شدید نیروهای امنیتی اهواز در تظاهرات هشتم و نهم دیماه، دستکم ۱۰۰ تن بازداشتشدهاند.
تظاهرات مردم ایران در اعتراض به شرایط بحرانی اقتصاد طی سه روز هفتم، هشتم و نهم دیماه، در شهرهای ایران رخ داد که از آغاز با برخورد نیروهای امنیتی رو به رو شد. مسئولان دولتی دلیل بازداشتها و برخورد نیروهای امنیتی با تجمعات مردمی را «مجوز نداشتن» و «غیرقانونی» بودن این تجمعات و راهپیماییها عنوان کردهاند.
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، روز شنبه، ۹ دی، با اشاره به فراخوانها در فضای مجازی برای دعوت مردم به تجمعهای اعتراضی تأکید کرد که «این تجمعات قطعاً غیرقانونی است».
سپاه پاسداران ایران نیز روز گذشته در بیانیهای مدعی شد عدهای در آرزوی فتنه جدیدی هستند. اشاره این نهاد نظامی که نقش اصلی در سرکوب معترضان در سال ۸۸ داشت، به معترضان آن انتخابات است و میگوید آنها قصد «فتنه جدیدی» دارند.
گرانی، تورم، بیکاری و افشای مفاسد اقتصادی و اختلاسهای گسترده سران نظام جمهوری اسلامی از جناحهای مختلف در کنار مشکلات عمیق نظام بانکی ایران، طی سالهای گذشته موجب اعتراضات زیادی در شهرهای مختلف ایران شده است.
۱۳۹۶ دی ۱۰, یکشنبه
بازداشت پنج فعال حقوق دراویش گنابادی از سوی نیروهای امنیتی سپاه
پنج فعال حقوق دراویش گنابادی به نامهای فائزه عبدیپور، محمد شریفی مقدم، کسری نوری، ظفر علی مقیمی و محمدرضا درویش شامگاه شنبه نهم دیماه از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، نیروهای امنیتی سپاه پاسداران شامگاه روز شنبه نهم دی ماه فائزه عبدیپور، محمد شریفی مقدم، کسری نوری، ظفر علی مقیمی و محمدرضا درویش، پنج تن از فعالان حقوق دراویش گنابادی را با اعمال خشونت بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند.
از دلیل این بازداشتها که همزمان با تظاهرات سراسری شهروندان صورت گرفته، تا این لحظه اطلاع دقیقی به دست نیامده است.
فائزه عبدیپور، دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی تهران و از طراحان کمپین «محرومیت دراویش گنابادی از تحصیل»، است.
کسری نوری، از فعالان حقوق دروایش برای اولین بار در تاریخ ۲۱ دی ماه ۱۳۹۰ به اتهام «فعالیت شبانهروزی و اقدام علیه نظام و عضویت در گروهک انحرافی» بازداشت و پس از ۴۶ روز زندان در اداره اطلاعات شیراز و زندان عادلآباد شیراز با وثیقه ۵۰ میلیونی آزاد شد، اما پس از آن مجدداً در تاریخ ۲۴ اسفندماه همان سال بازداشت و پس از پایان محکومیت ۴ سال و ۴ ماه زندان از زندان اوین آزاد شد.
منبع: شبکه مدافعین حقوق بشر
اشتراک در:
پستها (Atom)









