۱۳۹۴ مهر ۲۲, چهارشنبه

جامعه مدنى مترادف با مدنیت


درباره جامعه مدنى و مفهوم جامعه مدنی :                   جامعه مدنى مرادف با مدنیت است. یعنى در طول تاریخ هر زمان و هرجا كه جامعه هاى داراى روابط اقتصادى و سیاسى خاص خویش ظهور و بروز پیدا كند، جامعه مدنى تشكیل شده است. "ماركس" (کارل مارکس آلمانی که از او به عنوان بنیانگذار مارکسیسم یاد می شود از جمله فلاسفه معاصر غرب است که تاثیر شگرفی در شکل گیری و تحول جامعه مدنی غرب داشته است. نظریات وی ترکیبی از سه سنت اقتصاد سیاسی انگلیسی، سوسیالیسم تخیلی فرانسوی و آرمانگرایی آلمانی است.) و "انگلس" در «ایدئولوژى آلمانى‏» به این معنى از جامعه مدنى نظر دارند. از نظر آنها جامعه مدنى، خاستگاه و صحنه حقیقى تمام تاریخ است. بدین معنى كه توضیح رویدادهاى سیاسى، تغییرات قانونى و توسعه فرهنگى را باید در نشو و نماى ساختار جامعه مدنى جستجو كرد.

تعریف زیر از جامعه مدنى براساس این تلقى شكل گرفته است:

«فرایافت جامعه مدنى، سلوكهاى نظرى تغییر یابنده‏اى را نشان می دهد كه در قبال روابط اقتصاد، جامعه و دولت وجود دارد.»



این معنى از جامعه مدنى مورد توجه ما نمی ‏باشد. زیرا هیچ توصیه هایى را در بر ندارد. این كه هر جامعه‏اى مدنیت‏ خاص خویش را دارد و تاریخ، بستر شكوفایى جوامع مدنى متنوع بوده است هیچ پیام و توصیه‏اى را به دنبال ندارد؛ مگر آن كه «جامعه مدنى‏» را اشاره به مدنیت‏ خاصى بگیریم، نظیر آنچه متفكر اسكاتلندى "آدام فرگوسن" (1767) مرتكب می شود و در كتاب «تاریخ ‏جامعه متمدن‏» حكومتهاى غربى را به خاطر اعتنا به مالكیت‏ خصوصى و آزادیهاى فردى مبتنى بر آن، متمدن می نامد و حكومتهاى شرقى را به علت ماندن در مالكیت مشاع و اعمال سلطنت مطلق حكام، «جامعه بربر» توصیف می ‏كند. بنابراین «جامعه مدنى‏» را می ‏توان عنوانى براى مدنیت و تمدن معاصر غرب كه ریشه در رنسانس و حوادث و تحولات پس از آن دارد، در نظر گرفت و در این صورت، دعوت به جامعه مدنى، دعوت به مدرنیسم و الگوبردارى از نحوه معیشت و مدنیت معاصر غربى تلقى خواهد شد.

رویكرد به سمت جامعه مدنى و برهم زدن وضع طبیعى، در واقع تلاش براى برهم زدن این مناسبات، و پی ى جامعه‏اى است كه در آن انسانها از حیث دخالت در امور جامعه، داراى حقوق برابر باشند و شبكه روابط اجتماعى در عرصه سیاست و اقتصاد و فرهنگ و حقوق را براساس منافع فردى و صنفى خویش رقم بزنند؛ بدون آن كه سنت و مذهب و امتیازات ویژه برخى افراد و طبقات در آن نقشى داشته باشد.


۱۳۹۴ مهر ۱۹, یکشنبه

ترور میکونوس...

در ماجرای  که در رستورانی به همین نام واقع دربرلین، آلمان و در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ رخ داد، دکتر صادق شرفکندی دبیرکل وقت حزب دمکرات کردستان ایران به همراه سه تن از یارانش توسط عوامل ترور رژیم تروریست جمهوری اسلامی ایران به شهادت رسیدند. این ترور تأثیر زیادی بر روی روابط بین ایران و کشورهای اروپایی داشت.
یک سال بعد از حادثه رستوران میکونوس یک ایرانی به نام کاظم دارابی کازرونی که مشکوک به عضویت در سپاه پاسداران و سازمان امنیت ایران بود و ۴ لبنانی به نامهای یوسف امین، محمد اتریس، عطاالله عیاد و عباس رحیل توسط پلیس آلمان دستگیر شدند و محاکمه متهمان در ششم آبانماه سال ۱۳۷۲ در آلمان آغاز شد. دادگاه میکونوس حدود ۵ سال و ۲۴۷ جلسه طول کشید و حدود ۹ میلیون فرانک هزینه در برداشت. در جلسات این دادگاه بیش از ۱۷۰ نفر در دادگاه حاضر شده و در مورد حادثه ترور گواهی دادند. دادستان دادگاه برونو یوست و قاضی آن فریچوف کوبش بودند. حکم دادگاه میکونوس در بیست و یکم فروردین ماه سال ۱۳۷۶ صادر شد و طی آن کاظم دارابی از اتباع ایرانی و عباس رحیل تبعه لبنانی به حبس ابد و یوسف امین و محمداتریس هر دو نفر از اتباع لبنان به ترتیب به ۱۱ و ۵ سال زندان محکوم شدند. در این حکم متهم دیگر نیز به نام عطاالله ایاد تبرئه شد. همچنین از آنجا که در جلسات دادگاه مفهومی به نام وظایف ویژه مطرح شده بود که سران رژیم ایران تصمیم گیرندگان اصلی آن کمیته بودند، مسئولان وقت جمهوری اسلامی ایران یعنی هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران، علی فلاحیان وزیر اطلاعات وقت، علی‌اکبر ولایتی وزیر امور خارجه وقت و سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران متهم به زمینه سازی ماجرای میکونوس شدند. این افراد هنوز هم تحت تعقیب اینترپل هستند و نمی توانند از ایران خارج شوند.

۱۳۹۴ مهر ۱۷, جمعه

بازداشت یک روزنامه نگار کرد در مهاباد



بازداشت یک روزنامه نگار کُرد در مهاباد
آژانس خبری موکریان گزارش کرده که نیروهای امنیتی شهر مهاباد روز چهارشنبه ۱۵ مهر، "دکتر حسن شیخ آقایی" روزنامه نگار، کاریکاتوریست و مدیر مسئول سایت خبری- تحلیل "روانگه" را در محل کار خود بازداشت و به مکان نامشخصی منتقل کرده اند.



این گزارش می افزاید که حکم بازداشت این روزنامه نگار کُرد توسط شعبه اول دادگاه مهاباد صادر شده است.

همزمان با بازداشت حسن شیخ آقایی، یکی دیگر از اعضای تحریریه روانگه به نام "یونس قربانی" توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود که پس از چند ساعت آزاد شده بود.

هیات تحریریه سایت خبری-تحلیلی روانگه روز چهارشنبه اعلام کرده بود که کنترل سایت روانگه در دست آنها نمانده و هیچ مسئولیتی را در قبال مطالب منتشر شده در این سایت را برعهده نخواهند گرفت.

تا لحظه انتشار این خبر هیچ اطلاعی از محل نگهداری مدیر مسئول سایت روانگه در دست نیست.

در حال حاضر علاوه بر این روزنامه نگار کُرد چهار روزنامه نگار دیگر کُرد به نام های "محمد صدیق کبودوند، خسرو و مسعود کُردپور و عدنان حسن پور" در زندان های جمهوری اسلامی در حال سپری کردن دوران محکومیت خود هستند.
     
منبع: اژانس خبری موکریان

۱۳۹۴ شهریور ۲۱, شنبه

ترور میکونوس ...

در ماجرای  که در رستورانی به همین نام واقع دربرلین، آلمان و در تاریخ ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ رخ داد، چهار نفر از فعالین کرد مخالف جمهوری اسلامی به قتل رسیدند. این ترور تأثیر زیادی بر روی روابط بین ایران و کشورهای اروپایی داشت.یک سال بعد از حادثه رستوران میکونوس یک ایرانی به نام کاظم دارابی کازرونی که مشکوک به عضویت در سپاه پاسداران و سازمان امنیت ایران بود و ۴ لبنانی به نامهای یوسف امین، محمد اتریس، عطاالله عیاد و عباس رحیل توسط پلیس آلمان دستگیر شدند و محاکمه متهمان در ششم آبانماه سال ۱۳۷۲ در آلمان آغاز شد. دادگاه میکونوس حدود ۵ سال و ۲۴۷ جلسه طول کشید و حدود ۹ میلیون فرانک هزینه در برداشت. در جلسات این دادگاه بیش از ۱۷۰ نفر در دادگاه حاضر شده و در مورد حادثه ترور گواهی دادند. دادستان دادگاه برونو یوست و قاضی آن فریچوف کوبش بودند. حکم دادگاه میکونوس در بیست و یکم فروردین ماه سال ۱۳۷۶ صادر شد و طی آن کاظم دارابی از اتباع ایرانی و عباس رحیل تبعه لبنانی به حبس ابد و یوسف امین و محمداتریس هر دو نفر از اتباع لبنان به ترتیب به ۱۱ و ۵ سال زندان محکوم شدند. در این حکم متهم دیگر نیز به نام عطاالله ایاد تبرئه شد. همچنین از آنجا که در جلسات دادگاه مفهومی به نام وظایف ویژه مطرح شده بود که سران رژیم ایران تصمیم گیرندگان اصلی آن کمیته بودند، مسئولان وقت جمهوری اسلامی ایران یعنی هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران، علی فلاحیان وزیر اطلاعات وقت، علی‌اکبر ولایتیوزیر امور خارجه وقت و سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران متهم به زمینه سازی ماجرای میکونوس شدند. این افراد هنوز هم تحت تعقیب اینترپل هستند و نمی توانند از ایران خارج شوند.




۱۳۹۴ تیر ۲۲, دوشنبه

ترور دکتر قاسملو

عبدالرحمن قاسملو روز ۲۲ تیر ۱۳۶۸ به گفته منابع جمهوری اسلامی توسط گروه ناشناسی و به گفته مخالفان در حالی که برای رسیدن به راه‌حل مسالمت آمیز در ایران با تنی چند از نمایندگان حکومت جمهوری اسلامی در وین بر سر میز گفتگو برای مذاکرات صلح نشسته بود، به همراه عبدالله قادری آذر به دست نمایندگان دولت کشته شد. به گفته برخی اطرافیان وی، او در ماه‌های آخرمعتقد بود که مساله کردستان راه حل نظامی ندارد.

به گفته مخالفان جمهوری اسلامی، هاشمی رفسنجانی از برخی چهره‌های بین‌المللی از جمله رییس جمهور وقت الجزایر برای وساطت و برقراری ارتباط برای ملاقات استفاده کرده بود. به گفته این منابع، ترورویست‌ها با پوشش دیپلماتیک وارد اتریش شده و با همکاری سفارت ایران پس از ترور خاک اتریش را ترک کردند. به گفته همسر دکتر عبدالرحمن قاسملو، نسرین قاسملو، تروریست‌ها دولت وقت اتریش را تهدید کرده بودند در صورت افشای ترور، از آن‌ها به این دلیل که در جریان جنگ ایران و عراقاعلام بی طرفی کرده بودند ولی به هر دو طرف جنگ سلاح می‌فروختند (این امر بر خلاف منشور سازمان ملل متحد است) شکایت می‌کند. دولت وقت اتریش نیز به این دلیل درآن مورد ساکت ماند.

پس از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد، برخی رسانه‌های اتریش از دست داشتن وی در ترور سخن گفتند، اما این احتمال هنوز از سوی منابع رسمی اتریش تایید نشده‌است. دو دهه بعد پس از آن واقعه دستگیری برخی دیپلمات‌های ایرانی در اربیلعراق توسط نظامیان آمریکا (به اتهام دست داشتن در انتقال تسلیحات و کمک به درگیریهای داخلی عراق) رسانه‌های اتریش احتمال دادند که یکی از دستگیر شدگان، از عوامل ترور قاسملو در اتریش است. گرچه این احتمال نیز از سوی دولت‌های اتریش و آمریکا تایید نشد.

هاشمی رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۶۸ خود این مساله را تایید می‌کند که قاسملو به هنگام ترور در جلسه‌ای مشغول رایزنی با دیپلمات‌های جمهوری اسلامی بوده است. به گفته او ضاربین قاسملو، دیپلمات جمهوری اسلامی را نیز به قصد کشت هدف گلوله قرار داده بودند ولی از زدن تیر خلاص خودداری کرده بودند. این دیپلمات ابتدا توسط پلیس اتریش مورد بازجویی و سپس آزاد شد. بنا به نوشته مطبوعات اتریش دادگاه عمومی وین به علت فقدان دلیل و مدرک کافی حاضر نشده بود که حکم جلب وی را صادر کند. وزارت خارجه اتریش نیز با انتشار اعلامیه‌ای خاطر نشان کرد در این قضیه دقیقاً بر حسب قانون عمل کرده و هیچ نوع فشاری بر پلیس یا مقامات قضایی وارد نکرده است.


عبدالرحمن قاسملو در شب یلدای‌ سال 1309 شمسی‌، مصادف با 22 دسامبر سال 1930 میلادی‌ در یک خانواده‌ زمیندار ثروتمند در شهر ارومیه‌ چشم به‌ جهان گشود. تحصیلات ابتدایی‌ و متوسطه را ابتدا در ارومیه‌ وسپس در تهران بپایان رسانید. هنوز نوجوانی‌ بیش نبود که‌ با مسایل سیاسی‌ آ‌شنایی‌ پیدا کرد و افکار آ‌زادیخواهانه‌ در ذهنش جای‌ گرفت. وی‌ در این باره‌ در کتاب “چهل سال مبارزه‌ در راه‌ آ‌زادی‌ ” پس از بحث درباره‌ی‌ سفر 30 تن از مالکین و رۆسای‌ عشایر کرد به‌ باکو بنا به‌ دعوت دولت شوروی‌ چنین می‌نویسد:

اگرچه‌ من در آ‌ن زمان یازده‌ ساله‌ بودم، لیکن مانند بسیاری‌ از کودکان آ‌ن دوره‌ سیاست توجه‌ مرا به‌ خود جلب کرده‌ بود. پدرم یکی‌ از اعضای‌ آ‌ن هیأت بود. بیاد دارم موقعی‌ که‌ از سفر باکو برگشت، چند عدل قند و یک تفنگ ته‌پر شکاری‌ خوب همراه‌ آ‌ورده‌ بود. چنین می‌نمود که‌ شورویها قند و تفنگ و وسایل دیگر را به‌ عنوان هدیه‌ به‌ همه‌ی‌ اعضای‌ هیئت داده‌ بودند. به‌ ویژه‌ قند خیلی‌ با ارزش بود. چون آ‌ن زمان در ایران کمیاب و گران بود. این کار بنظر من بسیار عجیب می‌نمود. زیرا در خانواده‌ ما برادران و عموزاده‌هایم که‌ از من بزرگتر بودند، از این سخن به‌ میان می‌آ‌وردند که‌ پدرم همراه‌ چند نفر دیگر به‌ باکو رفته‌اند تا حقوق و آ‌زادی‌ کردها را طلب نمایند.

به‌ همین علت رک و ص
ریح از پدرم پرسیدم: پس حقوق کردها چه‌ شد؟

(چهل سال مبارزه‌ در راه‌ آ‌زادی‌. چاپ دوم کردی‌ 1367 صفحات 62 ـ 61)

عبدالرحمن قاسملو در سال 1324 فعالیت سیاسی‌ خود را با تشکیل اتحادیه‌ی‌ جوانان دمکرات کردستان در شهر ارومیه‌ آ‌غاز کرد. سال 1325 جمهوری‌ کردستان در مهاباد سقوط کرد. متعاقب آ‌ن وی‌ نیز جهت تحصیل راهی‌ تهران گشت و در سال 1327 برای‌ ادامه‌ تحصیل به‌ پاریس، پایتخت فرانسه‌ رفت. رسیدن به‌ پاریس مصادف با تیراندازی‌ به‌ سوی‌ شاه‌ در دانشگاه‌ تهران (15 بهمن 1327) بود که‌ منجر به‌ ازبین رفتن آ‌زادیهای‌ دمکراتیک در سراسر ایران شد. بدین مناسبت یک گردهمایی‌ وسیع دانشجویان ایرانی‌ در پاریس برگزار گردید که‌ در آ‌ن عبدالرحمن قاسملو سخنرانی‌ شدیدالحنی‌ علیه‌ شاه‌ ایراد نمود و در نتیجه‌ دانشجویان یک پیام اعتراضی‌ به‌ محمدرضاشاه‌ مخابره‌ کردند. این اقدام موجب فشار سفارت ایران در پاریس و حتی‌ حکومت فرانسه‌ بر وی‌ شد. تا سرانجام ناچار گردید پاریس را ترک کرده‌ و به‌ عنوان اولین بورسیه‌ ایرانی‌ “اتحادیه‌ بین المللی‌ دانشجویان” به‌ پراگ پایتخت چکسلوواکی‌ عزیمت کند. در همان مدت اقامت خود در فرانسه‌ با همکاری‌ چند تن دیگر از دانشجویان کرد انجمن دانشجویان کرد در اروپا را تأسیس کرد.

طی‌ مدتی‌ که‌ در پراگ مشغول تحصیل بود در فعالیتهای‌ اتحادیه‌ی‌ بینالمللی‌ دانشجویان نیز شرکت داشت. سال 1330 به‌ نمایندگی‌ از سوی‌ دانشجویان ایرانی‌ در دومین کنگره‌ی‌ آ‌ن سازمان که‌ در شهر پراگ برگزار گردید شرکت کرد. در همان مدت به‌ عنوان نماینده‌ی‌ ایران در بیشتر گردهمایی‌ها و کنفرانسهای‌ فدراسیون جهانی‌ جوانان در شهر بوداپست، پایتخت مجارستان شرکت می‌کرد. سال 1331 در زمان حکومت ملی‌ دکتر مصدق، کاک عبدالرحمن قاسملو بعد از اینکه‌ در دانشگاه‌ پراگ موفق به‌ اخذ لیسانس علوم اجتماعی‌ و سیاسی‌ شد، به‌ ایران بازگشت. در آ‌ن موقع میان حزب دمکرات کردستان و حزب توده‌ ایران وحدت تشکیلاتی‌ وجود داشت. کاک عبدالرحمن قاسملو پس از شش ماه‌ فعالیت در تهران به‌ مهاباد برگشت و در آ‌نجا مسۆلیت کار حزبی‌ را به‌ عهده‌ گرفت. بعد از کودتای‌ شوم 28 مرداد سال 1332 ناچار شد به‌ فعالیت مخفی‌ روی‌ آ‌ورده‌ و مخفیانه‌ در تهران و کردستان مشغول فعالیت حزبی‌ شود. در این فاصله‌ ایشان سرپرستی‌ روزنامه‌ “کوردستان”، ارگان مرکزی‌ حزب را بر عهده‌ داشت که‌ تنها پنج شماره‌ آ‌ن مخفیانه‌ به‌ چاپ رسید و نیز در همین مدت بود که‌ یک کمیته‌ سراسری‌ جهت فعالیتهای‌ حزب دمکرات کردستان به‌ سرپرستی‌ وی‌ تشکیل گردید.  عبدالرحمن قاسملو پس از پنج سال فعالیت سیاسی‌ در ایران و بویژه‌ در کردستان، سال 1336 بار دیگر به‌ چکسلوواکی‌ رفت. در سال 1337(1958) پس از پیروزی‌ انقلاب عراق و رشد جنبش در کردستان عراق، همراه‌ با تنی‌ چند از اعضای‌ مسئول حزبی‌ کوشش نمودند چمن اقامت در خاک عراق، سازمانهای‌ حزبی‌ را در داخل کشور احیا نمایند. لیکن به‌ دلیل کارشکنی‌ بعضی‌ از رهبران حزب دمکرات کردستان عراق کاری‌ از پیش نبردند، و در سال 1339 به‌ دستور دولت عراق ناچار شد آ‌ن کشور را ترک گوید و به‌ پراگ برگردد.

سال 1341(1962)  عبدالرحمن قاسملو در دانشگاه‌ پراگ به‌ اخذ درجه‌ی‌ دکترا در رشته‌ علوم اقتصادی‌ نایل آ‌مد و تا سال 1349 در آ‌ن دانشگاه‌ درس “اقتصاد سرمایه‌داری‌ و اقتصاد سوسیالیستی‌ و تئوری‌ رشد اقتصادی‌” را تدریس می‌کرد. در این فاصله‌ دکتر قاسملو چند کتاب و جزوه‌ را در رابطه با مشکلات اقتصادی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآ‌ورد که‌ معروفترین آ‌نها کتاب “کردستان و کرد” می‌باشد. این کتاب که‌ در اصل به‌ زبان چکی‌ به‌ رشته‌ تحریر درآ‌مده‌ است تاکنون به‌ زبانهای‌ انگلیسی‌، سلواکی‌، لهستانی‌، عربی‌، کردی‌، فارسی‌ و بخشهایی‌ از آ‌ن نیز به‌ فرانسه‌ ترجمه‌ و منتشر شده‌ است. دکتر قاسملو با زبانهای‌ کردی‌، فارسی‌، ترکی‌، عربی‌، فرانسه‌، انگلیسی‌، چکی‌ و روسی‌ آ‌شنایی‌ کامل داشت و به‌ برخی‌ از زبانهای‌ دیگر مانند آ‌لمانی‌ و زبانهای‌ اسلاو نیز رفع احتیاج می‌کرد.

سال 1349 بعد از صدور بیانیه‌ی‌ 11 مارس و توافق میان رهبری‌ جنبش کردستان عراق با دولت آ‌ن کشور امکان فعالیت سیاسی‌ در کردستان ایران بیشتر شد. در این فرصت دکتر قاسملو از اروپا بازگشت و به‌ یاری‌ چند نفر از یاران نزدیک خود مسئولیت احیای‌ سازمانهای‌ حزب دمکرات کردستان را به‌ عهده‌ گرفت. در کنفرانس سوم حزب که‌ در خردادماه‌ سال 1350 برگزار شد، دکتر قاسملو به‌ عضویت کمیته‌ی‌ مرکزی‌ و سپس به‌ دبیرکلی‌ حزب دمکرات کردستان انتخاب شد و از آ‌ن به‌ بعد در همه‌ی‌ کنگره‌های‌ حزبی‌ به‌ عنوان دبیرکل برگزیده‌ شد و بدن ترتیب به‌ مدت هیجده‌ سال به‌ عنوان رهبری‌ کاردان و شایسته‌ در مقام اول مسئولیت، اداره‌ امور حزب دمکرات کردستان ایران را در یکی‌ از سختترین شرایط مبارزه‌ این حزب را رهبری‌ کرد.

 دکتر عبدالرحمن قاسملو روز 22 تیر ماه‌ سال 1368 در حالی‌ که‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ راه‌حل مسالمت آ‌میز مسأله‌ کرد در ایران با تنی‌ چند از افراد مشکوک در وین بر سر میز گفتگو نشسته‌ بود، همراه‌ کاک عبدلله‌ قادری‌، عضو کمیته‌ی‌ مرکزی‌ به‌ دست افراد ناشناخته ترور شد.در این ترور ناجوانمردانه‌ دکتر فاضل رسول، کرد عراقی‌ و استاد دانشگاه‌ در وین نیز به‌ دست همان تروریستها کشته شد.









۱۳۹۴ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

اعدام زندانی سیاسی کرد منصور اروند

 منصور آروند که به اتهام محاربه از طریق همکاری مؤثر با گروههای معاند نظام و… از سوی دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد به اعدام محکوم شده بود، در روز ۱۷ اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۴ خورشیدی از زندان مهاباد به زندان میاندوآب منتقل و روز گذشته اعدام شد.

از سوی اداره اطلاعات به خانواده‌ی وی اطلاع داده شده است که می‌توانند جهت انتقال جسد وی، با “گل و شیرینی” به زندان میاندوآب مراجعه کنند.

در ایران هنگامی که یک زندانی سیاسی اعدام می‌شود، از خانواده‌ی وی گل و شیرینی، جهت تحویل جسد، خواسته می‌شود.

منصور اروند در خردادماه سال ١٣٩٠ در منزل خود بازداشت شد و از سوى شعبه یک دادگاه انقلاب شهر مهاباد، با اتهامات “محاربه با خدا و همکارى با احزاب کُرد” به اعدام محکوم شد.

این شهروند بە اتهام محاربە و همکاری با یکی از احزاب اپوزسیون کُرد از سوی دادگاه انقلاب مهاباد محاکمە شدە بود.

حکم اعدام منصور آروند زندانی سیاسی اهل مهاباد، در شهریورماه سال ٩١ از سوی دادگاه انقلاب این شهر صادر شده بود.

اعدام این زندانی سیاسی کُرد در حالی است که پیشتر در اواخر اسفندماه سال ۱۳۹۳ خورشیدی، حکم اعدام این زندانی ٣٨ ساله از سوی دیوان عالی کشور با یک درجه تخفیف به حبس ابد تغییر یافته و خبر لغو این حکم پس از انتقال وی به زندان مهاباد، به صورت شفاهی به وی ابلاغ شده بود.

۱۳۹۴ خرداد ۲۵, دوشنبه

تعریف و مفهوم تروریسم


كلمه‏ ارهاب يا تروريسم، به معنى ترس و ترساندن است. مصدر آن رهب است.
در فرهنگ لغات، وجه مشترك بين اين كلمه و اكثر مشتقات كلمه‏ رهب، به معنى ترس و ترساندن است. در زبان انگليسى، اصل كلمه‏ Terreurبه فعل لاتينى Ters برمی گردد، و به معنى ترساندن يا ترس و وحشت است كه بيشتر مشتقات آن حول همين معانى مشخص مى‏ چرخند.
كلمه‏ تروريسم در زبان فرانسه براى اولين بار در حوزه‏ سياسى به كار رفت. اگر به آن مراجعه كنيم، درمی ‏يابيم كه كلمه‏ Terreur يا Terrorismeهمان معانى گذشته را در بر دارد.
در لغت‏نامه‏ دهخدا، تروريسم به معناى اصول حكومت وحشت و فشار )اصول حكومتى كه در فرانسه‏ حد فاصل سالهاى 1793 و 1794 حاكم بود( آمده است.
در كتاب فرهنگ علوم سياسى آمده است:

در زبان فارسى اين كلمه به اصلى اطلاق می ‏شود كه در آن از قتل‏هاى سياسى و ترور دفاع شود. در ديگر فرهنگ‏هاى فارسى نيز تروريسم به معنى لزوم آدم‏كشى و تهديد و خوف و وحشت در ميان مردم، براى نيل به هدف‏هاى سياسى؛ و يا برانداختن حكومت و در دست گرفتن زمام امور دولت، يا تفويض آن به دسته ديگرى است كه مورد نظر می ‏باشد. اين عقيده معمولاً از ابزار اصلى فاشيسم، ماكياوليسم و مكاتب مشابه مى‏ باشد.

همين كتاب می افزايد:

»تروريسم دولتى(State Terrorisme) نيز اصطلاحى است مشعر به دخالت دولت يا دولت‏هايى در امور داخلى و يا خارجى دولتى ديگر؛ كه به منظور ايجاد رعب و وحشت، از طريق اجرا و يا مشاركت در عمليات تروريستى، و يا حمايت از عمليات نظامى، به منظور زوال، تضعيف، و براندازى دولت مذكور و يا دستگاه رهبرى آن صورت می ‏گيرد.

با توجه به معانى فوق، در تعريف لفظى كلمه‏ تروريسم، به طور خلاصه می ‏توان گفت كه تروريسم به معنى ترس، ترساندن و وحشت است. اما تعريف نظرى قاطع و مشخصى از اين پديده قدرى دشوار است، زيرا:
1. هيچ اتفاق نظر روشن و معينى بين كارشناسان در مورد مفهوم تروريسم وجود ندارد. در نتيجه، آن‏چه را برخى افراد تروريسم به حساب می ‏آورند، ديگران به عنوان يك عمل قانونى و مشروع به آن مى نگرد.
2. مفهوم تروريسم، در وهله‏ اول، حكمى ارزشى را بر می انگيزد كه شامل رد اعمال تروريستى و تقبيح آن‏ها می ‏شود. اما زمانى كه موضوع مربوط به يك پژوهش علمى و دانشگاهى می شود، پرهيز از احكام ارزشى، بسيار مهم و ضرورى است.
3. مفهوم تروريسم با چند مفهوم ديگر از قبيل: خشونت سياسى، جرم سياسى و ... تداخل پيدا كرده است.
4. مفهوم تروريسم، يك مفهوم ديناميكى و پوياست؛ و صورت و اشكال و شيوه ها و انگيزه ‏هاى آن در جاها و دور‏هاى زمانى گوناگون، با هم تفاوت دارند.
در جمع ‏بندى تعريف‏هاى لفظى فوق‏، و ملاحظاتى كه در اين زمينه مطرح شد، تروريسم را می توان:

هرنوع استفاده يا تهديد به استفاده از خشونت غيرقانونى، به منظور ايجاد جوّ رعب و وحشت، براى تحت تأثير قرار دادن يا تسلط بر فرد يا مجموعه ه‏ایى از افراد و يا كل جامعه. اين كار براى دستيابى به هدف مشخصى كه شخص اعمال كننده‏ خشونت در نظر دارد انجام می ‏گيرد.

عبدالناصر حريز در اين باره می گويد:

اين خشونت از ماهيت سمبليك برخوردار است. به عبارت ديگر، عمل خشونت‏ بار و يا تهديد به انجام آن، پيامى يا تأثير روانى خاص دارد كه يك گروه يا مجموعه، و يا كل جامعه را مورد هدف قرار می ‏دهد؛ و محيط يا افراد پيرامون، قربانى مستقيم يا هدف مستقيم عمل تروريستى هستند، كه ممكن است هيچ ارتباطى با مسأله‏ تروريست‏ها نداشته باشند.

بنابراين، براى عمل تروريست‏ها، عناصرى اصلى لازم می شود كه به طور حتم بايد فراهم شوند اين عناصر عبارتند از:
1. استفاده و يا تهديد به استفاده از خشونت، به صورت غيرقانونى و نامأنوس.
2. عمل تروريستى توسط فرد يا گروه و يا خود دولت انجام مى‏ شود
3. عمل تروريستى عليه فرد يا مجموعه‏ هایى از افراد و يا كل جامعه صورت می گيرد.
4. هدف از عمل تروريستى ايجاد جوّى از رعب و وحشت است.
5. انتشار يك پيام و ايجاد تأثير روانى معين، كه باعث می شود افرادى كه هدف عمل تروريستى هستند تحت تأثير آن اثر روانى قرار گيرند.
6. به طور معمول، عمل تروريستى، از حد هدف مستقيم خود، كه ممكن است كوچك‏ترين ارتباطى با قضيه‏ تروريست‏ها نداشته باشد، فراتر مى رود


۱۳۹۴ خرداد ۲۳, شنبه

چگوارا

ارنستو چه گوآرا (زادهٔ ۱۴ ژوئن ۱۹۲۸ - درگذشتهٔ ۹ اکتبر ۱۹۶۷) که بیش‌تر به‌نام یا  شناخته می‌شود، پزشک، چریک، سیاست‌مدار، نظریه پرداز جنگی و انقلابی مارکسیست زادهٔ آرژانتین و یکی از شخصیت‌های اصلی انقلاب کوبا بود. چهره و ظاهر او بطور فراگیر به عنوان یکی از نمادهای شورشی پادفرهنگ و به عنوان یک نشان جهانی شناخته شده در فرهنگ عامه بدل گشت.

به عنوان یک دانشجوی جوان پزشکی گوارا سراسر آمریکای جنوبی را سفر کرده و پس از مشاهده فقر، گرسنگی و بیماری روحیه مبارزه در وی پدیدار گشته بود. در حالی که تمایل او برای کمک به سرنگون کردن آنچه او استثمار سرمایه‌های آمریکای لاتین توسط ایالات متحده آمریکا می‌دانست، رو به فزونی بود، بر آن شد تا در اصلاحات اجتماعی گواتمالا تحت ریاست جمهوریخاکوبو آربنز همراه شود، اما طولی نکشید که وی توسط سازمان سیا به دستور کمپانی یونایتد فروت در طی یک کودتا از سمتش مجبور به کناره گیری شد و همین جریان به نقطه عطف شکل گیری ایدئولوژی‌های سیاسی گوآرا بدل گشت. پس از آن درمکزیکو سیتی با رائول و فیدل کاسترو دیدار کرد و به جنبش ۲۶ ژوئیه آن‌ها پیوست و با کشتی گِرَنما با هدف سرنگون کردن دیکتاتور کوبایی فولخنثیو باتیستا که مورد حمایت ایالات متحده بود، عازم سفر دریایی به کوبا شد. گوآرا خیلی زود به چهره‌ای مشهور و برجسته در میان شورشیان تبدیل شد، سپس به درجه فرمانده دوم ارتقاء یافت و نقش کلیدی در طی دو سال مبارزات پیروزمندانه چریکی شورشیان علیه باتیستا ایفا کرد که در نهایت به سرنگونی رژیم باتیستا انجامید.

پس از انقلاب کوبا، گوآرا عهده دار نقش‌های کلیدی متعددی در دولت جدید شد؛ که از آن‌ها می‌توان به بررسی درخواست‌های تجدید نظر و تیرباران برای افرادی که به جرم جنایت جنگی در طی دادگاه‌های انقلاب محکوم شده بودند، اصلاحات ارضی زمین‌های کشاورزی به عنوان وزیر صنایع، کمک و هدایت کمپین موفق سواد آموزی، فعالیت در دو سمت ریاست بانک ملی و مدیر آموزشی نیروهای مسلح کوبا و انجام سفرهای بین المللی به عنوان سفیر کوبای سوسیالیستی اشاره کرد، همچنین موقعیت و جایگاه او این اجازه را می‌داد تا عهده دار نقش محوری در مسائل مهم باشد که از آن جمله می‌توان به تعلیم شبه نظامیانی که عملیات خلیج خوک‌هارا سرکوب کردند و یا مسئولیت آوردن موشک‌های بالستیکاتمی شوری به کوبیا که منجر به بحران موشکی کوبا در ۱۹۶۲ میلادی شد، یاد کرد. علاوه بر این او یک نویسنده فعال و خاطره نویس بود، از آثار او می‌توان به کتاب راهنمای جنگ چریکیو یا کتاب پرفروش خاطرات موتور سیکلت که درباره سفرهایش با موتور سیکلت در آمریکای لاتین است، اشاره کرد. تجربیات و آموزه‌های مارکسیسم-لنینیسم او را به این باور رسانده بود که عقب ماندگی و وابستگی جهان سوم صرفا ناشی از رویکردامپریالیسم، استعمار نو و سرمایه‌داری انحصاری بود و تنها راه رهایی از آن حرکت به سوی پرولتاریا انترناسیونالیسم و انقلاب جهانی است. چه گوآرا در سال ۱۹۶۵ میلادی کوبا را به قصد صدور انقلاب ترک کرد، تلاش او ابتداً در کنگو-کینشازا و سپس در بولیوی ناکام ماند و در نهایت در همانجا توسط نیروهای نظامی بولیوی با کمک سازمان سیا دستگیر و به سرعت تیرباران شد.

از گوآرا شخصیت تاریخی متناقض که گاه احترام و گاه انزجار را تداعی می‌کند، باقی مانده است. این تناقض را می‌توان به وضوح در بسیاری از بیوگرافی‌ها، خاطرات، مقالات، مستندها، آهنگ‌ها و فیلم‌های مرتبط با او مشاهده کرد. در نتیجه درک او از شهادت، ندای شاعرانه او برای مبارزه طبقاتی و میل به ایجاد آگاهی از یک «انسانی نو» که بر پایه اخلاقیات و نه تمایلات مادی در حرکت است، او را به یکی از ناب‌ترین الگوهای الهام بخش جنبش‌های چپ تبدیل کرده است. هفته نامه تایم از او به عنوان یکی از ۱۰۰ فرد تأثیرگذار قرن بیستم نامبرده است.

۱۳۹۴ خرداد ۱۸, دوشنبه

درگذشت احمد قاضی

احمد قاضی روزنامه نگار ، مترجم ، نویسنده ، پژوهشگر مهابادی دیروز یکشنبه به دلیل بیماری در بیمارستان ازادی تهران دار فانی را وداع گفت.
 وی به مدت دو دهه سر دبیر مجله سروه بود که به زبان کردی منتشر می شد.
 زنده یاد قاضی از افراد ادب دوست و شخصی صبور و معتدل بود که نقش موثری در شکل گیری مطبوعات و رشد مطبوعات منطقه داشت.
احمد قاضی سال 1315 در مهاباد به دنیا آمد و در دانشگاه تهران موفق به اخذ مدرک لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی شد و از سال 1365 به مدت 20 سال سردبیری نشریه سروه را برعهده داشت.

وی در طول حیات ادبی خود شاهکارهای ادبی جهانی از جمله دن کیشوت و گیل گمش را به زبان کردی ترجمه کرد.
آثار کردی: باقه بین، دستو زبان کردی به دو زبان، جمع و اصلاح دیوان سیف القضات، ترجمه ی دیوانی سه یرو سه مه ره، ترجمه ی گیل گمش، ترجمه ی دوجلدی دون کیشوت، کتک و مشک، آثار فارسی: نسل اژدها، دوقلوهای عجیب، کوهسار حقیقت، عصر غول ها، صدام و بحران خلیج، ژانی گه ل، کردستان بعد از جنگ خلیج فارس، خلاصه ی تاریخ کردستان بخشی از آثار این شخصیت برجسته ادبی و فرهنگی است. روحش شاد یادش گرامی باد.....











۱۳۹۴ خرداد ۶, چهارشنبه

خط فقر در ایران

واژه ای که هم درد دارد و هم صدا و هم نمایه ای بد از زندگی فردی فرد فرد سرزمینی که با گسترده شدن درآمد نفتی باز هم فقر را به خوبی به تصویر می کشند. از آن تصویرهایی که سر و صدای زیادی با خود به همراه دارد و با توجه به تمام فرمول هایی که برای آن نگاشته اند، باز هم نتوانسته اند که معادله چند مجهولی را به سرانجام برسانند. سرانجامی که سعادت جامعه را به همراه داشته باشد. اصلا این فقر از کجا پیدایش شد؟

در یک دهه گذشته با کاهش ارزش پول ملی، گسترش بیکاری و کاهش درآمدهای حاصل از فروش نفت و فرآورده های نفتی و دیگر محموله های صادراتی، فقر به عنوان مهم ترین مساله اقتصادی کشور توسعه و گسترش روزافزون یافت و در واقع کارنامه عملکردی دو دولت گذشته در تامین نیازهای رفاهی بخش قابل توجهی از جامعه را با شکست مواجه کرد. به بیانی دیگر، انچه تحت عنوان فقر در جامعه زندگی جمعیتی نزدیک به 15 میلیون نفر را تهدید می کند، یادگار و سوغاتی برنامه های اقتصادی یک شبه و غیر کارشناسی مدیران اقتصادی در دولت گذشته است.

گرچه بر اساس مکان و زمان متفاوت از هم است اما در ذات قضیه هیچ فرقی ندارد. تعریفی که در دهه های 1960 و 1970 توسط تانسند مطرح شد، این بود که افراد، خانواده ها و گروه های جمعیتی را زمانی می توان فقیر به حساب آورد که با فقدان منابع برای کسب انواع رژیم های غذایی، مشارکت در فعالیت ها و شرایط و امکانات معمول زندگی، مواجه باشند. البته در سال 1981 آمارتیا سن تاکید می کند، کلیه تعاریف صورت گرفته در خصوص فقر به نوعی محرومیت اشاره می کنند.

البته محرومیت خود یک مفهوم نسبی بوده که ممکن است در مکان ها و زمان های متفاوت کاملا با هم فرق داشته باشند. در اینجا یک معنا به خوبی نمود پیدا می کند که در یک کشور در حال توسعه، ممکن است فقر به معنی محرومیت از امکانات تلقی شود که برای ادامه حیات ضروری باشد. امکاناتی که غذا، مسکن، دارو شامل آن می شود در حالی که با توجه به کشورهای توسعه یافته بر محرومیت نسبی از شرایط و امکانات یک زندگی متوسط دلالت دارد. فقر مطلق در اینجا شکل خود را بهتر از هر زمانی نشان می دهد و آن هم حداقل معاش و نیازها برای حفظ زندگی است. تاکید می شود: حداقل نیازها و معاش که بدون آن بدون هیچ رودربایستی فرد از گرسنگی خواهد مرد. در مقابل فقر نسبی شکل می گیرد و آن به معنای ناتوانی در کسب یک سطح معین از استانداردهای زندگی است که در جامعه فعلی لازم یا مطلوب تشخیص داده می شود. اختلاف درآمدی شکیل تر از همیشه رخ می نماید. فقدان منابع جهت تامین نیازهای اساسی نیست بلکه ناشی از کمبود منابع فرد جهت دسترسی به حداقل استاندارد زندگی آن جامعه است. در این میان نابرابری در توزیع درآمد و ثروت بیش از میزان مطلق درآمد افراد توجه می شود. مقایسه ای شکل می گیرد و آن هم قیاس درآمد دریافت شده توسط فقیرترین قشر جامعه با درصد درآمد دریافت شده توسط ثروتمندترین قشر جامعه. حالا که به تمام این تعاریف اشاره شد، چه مرهمی بر تن خانواده ای فقیر خواهد بود؟
اصولا انتشار آمارها در کشور ما به نظر تردید آمیز می آید. به ویژه آنکه از منابع متفاوت رسمی صادر شود. به طور مثال نرخ تورم توسط مرکز آمار ایران در پایان فروردین سال جاری 5/14 درصد و از طریق بانک مرکزی، 5/15 درصد اعلام شده است. ضمن آنکه اصولا تورم 14 یا 15 درصد در روند معیشت آحاد جامعه قابل هضم نیست. شاخص مصرف کننده (CPI) که نرخ درصد تغییر شاخص قیمت های مصرف کننده و خرده فروشی را در یک دوره معین محاسبه می کند، معمولا به عنوان نرخ تورم اعلام می شود که این نرخ میانگین تغییرات قیمتی رکود 400 تا 450 قلم کالاهای متفاوتی است که اغلب آنها در سبد مصرفی و معیشتی جامعه جایی ندارد. زیرا تعداد اقلام سبد مصرفی جامعه حدود 30 تا 40 قلم کالا را بیشتر در نظر نمی گیرد. بدیهی است میانگین تغییرات قیمتی 400 قلم تغییرات قیمتی 30 تا 40 قلم کـــالا را در خود پنـــهان می کند. به همین سبب ملاحظه می کنیم که هر روز قیمت اقلام سبد مصرفی معیشتی جامعه، به شدت رشد می کند و رقم 14 درصدی تورم اعلامی توسط مقامات رسمی دولتی را زیر سئوال می برند.


و اما چیزی که در این میان به خوبی قد علم می کند، مبهم بودن میزان خط فقر است. با مراجعه به سایت ها، آمار دقیقی از میزان خط فقر را نمی توان مشاهده کرد و همین دلیلی می شود برای اینکه این آمار و ارقام در هاله ای از ابهام، دست نخورده باقی بماند. جام ساز در ادامه می گوید: آمارهای ارائه شده نیز متفاوت است. برخی خط فقر را زیر دو میلیون تومان و برخی زیر دو و نیم میلیون تومان گزارش کرده و تعداد فقرا را از ده میلیون تا 15 میلیون نفر برآورد کرده اند. به هر حال این آمار گرچه ممکن است به لحاظ علمی مورد استناد نباشد اما حقیقتی را آشکار می سازد که در پس آن فقر و فاقه و عدم رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی قرار گرفته است که دولتی که با شعارهای بهتر کردن وضع معیشتی مردم، مسکن و آموزش مردم و همچنین زائل سازی بیکاری و کاهش تورم و رکود به پیروزی رسید، شایسته است با حساسیت لازم نسبت به انجام تعهدات خود با حساسیت لازم اقدام کند.

اما در این میان، برای تکمیل گفته هایی در زمینه درآمد اقشار مختلف جامعه، باز هم درمانده ماندیم. آن هم با مراجعه با کلیدواژه های مختلف در سایت های مراکز و منابع رسمی کشوری بود. هیچ آمار شفاف و دقیقی در دسترس نیست. این کارشناس اقتصادی تاکید می کند: یکی از علل این معضل، عدم دسترسی به اطلاعات طبقه بندی شده بوده و مستلزم وجود بانک اطلاعاتی است که در اقتصاد دولتی هنوز علی رغم ضعف های دولت های مختلف، محقق نشده است. لذا از درک یا تشخیص درصد واقعی فقرا بسیار مشکل است. شما کافی است که به جمعیت یارانه بگیران نگاه کنید و تصمیم دولت را در حذف کسانی که مشمول یارانه نیستند، مورد مطالعه قرار دهید؛ متوجه خواهید شد که دولت با چه معضل عظیمی روبروست. به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی قادر نیست افرادی که مستحق دریافت نیستند را شناسایی کند. متاسفانه آمارهای دقیقی در دست نیست. آمارها بیشتر تقریبی است.

البته ناگفته نماند که روش های اندازه گیری برای خط فقر تفاوت های زیادی با هم دارد. خط فقر در تهران با خط فقر در شهری کوچک کمی آن طرف تر و باز هم شاید آن طرف تر، با هم تفاوت هایی را دارد. کارشناسان می گویند که تفاوت معنای خط فقر با توجه به تنوع کیفیت زندگی افراد جامعه در شهرها و مناطق مختلف کشور نمی تواند مسیر ملی شدن به خود بگیرد و خطوط فقر متفاوتی داریم. توسعه یافتگی مناطق مختلف در اینجا معنــای خود را بیش از پیش می یابد. شاخصه های خط فقر را می توان به سطح قیمت ها و کیفیات زندگی مناطق مختلف نسبت داد. اما آیا این تمام شاخصه های خط فقر است؟ بهتر است به این نکته اشاره شود که در همه جای دنیا، دولت ها نسبت به ارقام اعلام شده در مورد خط فقر و تعداد فقرا حساس هستند. چون تعداد همین فقیران، می تواند به راحتی نمایانگر عملکرد دولت ها باشد. محاسبات نشان می دهد از سال 84 تا امروز نه تنها از تعداد فقیران کم نشده بلکه به تعدادشان هم اضافه شده است. مشکل کار کجاست؟

گفتند بیایید و از یارانه نقدی انصراف دهید. طبق پیش بینی هایی که صورت گرفته بود، تعداد کمی از مردم از دریافت یارانه نقدی انصراف دادند. اما آیا اعداد و ارقام به خوبی و درستی نشان داده شده بود؟ تا جایی که عضو کمیسیون اقتصاد مجلس شورای اسلامی عنوان کرد که نباید مردم را برای انصراف از دریافت یارانه نقدی تهدید کرد. طبق قــــانون می توان به هر کسی که واجد شرایط دریافت یارانه نقدی است، یارانه داد و ... اما تمامی این دردها از یارانه نقدی هم منشعب نمی شود. در میان آماری، بالای 70 میلیون ثبت‌نام کننده، درصدی اعلام کرده بودند که درآمدشان ماهیانه، کمتر از یک میلیون تومان است. اجاره ماهیانه یک منزل مسکونی بر پایه نمودار صعودی و هزینه درمان و خورد و خوراک و ... چطور؟ در این میانه، تعداد افراد خانوار نیز به این شاخصه اضافه خواهد شد. یعنی فردی که بر فرض مثال آقایان کارشناس، 600 هزار تومان حقوق می گیرد، با فردی که دارای خانواده ای 5 نفره است و ماهیانه یک میلیون تومان دریافتی اش است، کدام یک را فقیرتر می نامند؟ خط فقر در مناطق گوناگون با فرمول های مختلفی تعریف می شود. در اروپا متوسط درآمد را تقسیم بر دو می کنند. برای مثال در اتریش خط فقر 1066 یورو است و یک میلیون نفر در این کشور زیر خط فقر زندگی می کنند. در آمریکا، خط فقر به گونه ای دیگر اعمال می شود؛ میزان هزینه غذا را در سه ضرب می کنند و حداقل دستمزد را در ایالت متحده تعیین می کنند. در این کشور در هر ایالت خط فقر و حداقل دستمزد متفاوت است. دولت فدرال حداقل دستمزد را در این کشور7 دلار و 35 سنت در ساعت اعلام کرده و با توجه به اینکه فرد در سال 2000 ساعت کار می کند، خطر فقر در این کشور حدود 14 هزار دلار در سال برای یک نفر است. مبنای محاسبه خط فقر در ایران کجا پنهان شده است؟

قدرت خرید کارگران کاهش می یابد و خطی به نام فقر دائما به زندگی شان سرک می کشد. مطالبات کارگری برای بهبود سطح رفاه زندگی شان بالا می رود. حداقل دستمزد در کشورهای مختلف به گونه های مختلفی تعیین می شود. در آمریکا میزان هزینه غذای یک فرد را در سه ضرب می کنند و به این ترتیب حداقل دستمزد حاصل می شود، چون معتقدند هزینه غذا یک سوم هزینه های دیگر فرد مثل محل سکونت، لباس، بهداشت و ... است. میزان تورم هم جای خود را برای تعیین حداقل دستمزد سالانه کارگری باز می کند. اینچنین است که گردی از فقر به سر و صورت درصد بالایی از مردم کشور پاشیده می شود. درآمدهایی که به اندازه معیشت نیست و حداقلی زندگی را تامین نمی کند. حداقلی زندگی یعنی مسکن، آموزش، بهداشت، پوشاک و تغذیه یک خانواده. هر سرش را که بگیرند، سر دیگرش کمی لنگ می زند. حال در این میان، با توجه به آمار نادقیق تمامی این خط و خطوط ها، هنوز هم هستند کسانی که در گوشه و کنار پیاده روها سرکی در سطل های آشغال می زنند تا مژدگانی خود را از ته مانده بشقاب های شان پیدا کنند.