۱۳۹۳ فروردین ۳, یکشنبه
۱۳۹۲ اسفند ۲۴, شنبه
گزارش احمد شهید در مورد وضع حقوق بشر در ایران
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران، در تازه ترین گزارش خود که 22 اسفند منتشر شده است، به مواردی مانند اعدام ها، نقض اساسی حقوق شهروندی و اقلیت ها، عدم استقلال سازوکار قضایی و دیگر موارد نقض حقوق بشر هشدار داده است. این گزارش با اشاره به قوانین بین المللی، تاکید دارد که آزادی افراد حقی با اهمیتی عمیق است. در آن به مواردی مختلفی از نقض حقوق بشر اشاره شده، خواستار آزادی زندانیانی است که به دلایل عقیدتی، فعالیت های مسالمت آمیز یا بیان آزادانه نظر خود در بند هستند.
علاوه بر این وضعیت نقض حقوق بشر در مورد اقلیت های گوناگون، دراویش، بهائیان، مسیحیان، سنی مذهب ها یا اقلیت های ملی، نیز زنان، فعالان حقوق بشر یا روزنامه نگاران در این گزارش تازه بررسی شده است. در بخشی از گزارش احمد شهید به موارد اعدام در ایران پرداخته شده است؛ بنا بر این گزارش از زمان آغاز به کار گزارشگر ویژه حقوق بشر در مورد ایران در سال 2011 میلادی، 1539 نفر اعدام شده اند که در میان آن ها دست کم بین 955 تا 962 نفر با اتهام قاچاق مواد مخدر روبرو بوده اند.
این گزارش می افزاید که گمان می رود 687 نفر در سال 2013 میلادی اعدام شده اند (رقم رسمی اعلام شده از سوی ایران 369 نفر است) که 165 مورد بیش تر از سال 2012 میلادی است. این گزارش در عین حال می افزاید که دست کم 57 نفر در سال گذشته میلادی در ملا عام اعدام شده اند. در آن، به مواردی از اعدام -برای نمونه کردهای ایران- به اتهام «محاربه» و موارد امنیتی اشاره شده است. احمد شهید در گزارش خود با وجود اشاره به مشکلات و چالش های ایران برای مبارزه با مساله موارد مخدر، اما می گوید حکم اعدام در این مورد طیفی گوناگون از مجرمان را -مثلا در صورت همراه داشتن 30 گرم هروئین یا برخی دیگر مخدرهای غیردارویی- در بر می گیرد.
شهید در گزارش خود حق شهروندان برای دسترسی به محاکمه ای عادلانه را متذکر و خواستار استقلال قضات، وکیلان و اجرای روند قضایی با اصول بین المللی حقوق شهروندی یا دسترسی کامل به وکیل شده است. علاوه بر این ها به مواردی دیگر از نقض حقوق بشر در ایران، در گزارش تازه گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد اشاره شده است. آزادی فردی و امنیت شهروندان یا حق آموزش از دیگر موارد اشاره شده در این گزارش است. این گزارش، با واکنش شدید مقام های ایرانی روبرو شد. برای نمونه جواد لاریجانی، رییس ستاد حقوق بشر قوه قضائیه ایران، شهید را «احمق شریر» نامیده است. رییس قوه قضائیه، صادق لاریجانی نیز گزارش پیشین او را «دروغین» عنوان کرده بود. علی لاریجانی، دیگر برادر این دو تن و رییس مجلس ایران، نیز یکی از گزارش ها او را «ترویج یاغی گری بین المللی» نامیده بود.
احمد شهید اجازه ورود به ایران را ندارد و گزارش تازه او از جمله بر پایه مصاحبه با ده ها نفر داخل و خارج از ایران و دریافت مکتوبات تنظیم شده است.
۱۳۹۲ اسفند ۴, یکشنبه
حشمت الله طبرزدی: رئیس زندان رجایی شهر را مهار کنید
نسخهای از نامه حشمتالله طبرزدی که در اختیار کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی قرار گرفته را در زیر میخوانید:
امروز ۴ اسفندماه این جوان کُرد ایرانی که چند سالی است بدون رعایت ضوابط یک دادرسی عادلانه، به مرگ محکوم و در شرایط غیر انسانی نگهداری شده است، به دادگاه اعزام شد. متاسفانه در هنگام اعزام، فقط به جرم اینکه لباس کُردیاش را از تن درنیاورده تا لباس زندانی را بپوشد، بهشدت و تا سرحد بیهوشی، از سوی سه تن از پاسداران زندان رجایی شهر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
این اقدام وحشیانه درجهداران زندان، غیر انسانی و در عین حال تحریک کننده است. مدتی است که آقای مردانی رییس زندان رجایی شهر، با برخوردهای سرکوبگرانه و حتی فیزیکی با زندانیان سیاسی سالن ۱۲ و تحمیل فشار با هدف بسته شدن و تخریب محلی که به کتابخانه محقر سالن ۱۲ اختصاص داده شده بود، تلاش به تحریک زندانیان سیاسی این زندان دارد.
ضمن اینکه رفتار آقای مردانی بهویژه ضرب و شتم وحشیانه لقمان مرادی، از سوی نیروهای تحت امر او را بهشدت نکوهش میکنم، از مسوولین بالادستی ایشان میخواهم تا دیر نشده است، به مهار ایشان مبادرت کنند؛ در غیر اینصورت مسوولیت اتفاقات ناخوشایند بعدی به عهده همه آنها است.
حشمتالله طبرزدی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر
امروز ۴ اسفندماه این جوان کُرد ایرانی که چند سالی است بدون رعایت ضوابط یک دادرسی عادلانه، به مرگ محکوم و در شرایط غیر انسانی نگهداری شده است، به دادگاه اعزام شد. متاسفانه در هنگام اعزام، فقط به جرم اینکه لباس کُردیاش را از تن درنیاورده تا لباس زندانی را بپوشد، بهشدت و تا سرحد بیهوشی، از سوی سه تن از پاسداران زندان رجایی شهر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
این اقدام وحشیانه درجهداران زندان، غیر انسانی و در عین حال تحریک کننده است. مدتی است که آقای مردانی رییس زندان رجایی شهر، با برخوردهای سرکوبگرانه و حتی فیزیکی با زندانیان سیاسی سالن ۱۲ و تحمیل فشار با هدف بسته شدن و تخریب محلی که به کتابخانه محقر سالن ۱۲ اختصاص داده شده بود، تلاش به تحریک زندانیان سیاسی این زندان دارد.
ضمن اینکه رفتار آقای مردانی بهویژه ضرب و شتم وحشیانه لقمان مرادی، از سوی نیروهای تحت امر او را بهشدت نکوهش میکنم، از مسوولین بالادستی ایشان میخواهم تا دیر نشده است، به مهار ایشان مبادرت کنند؛ در غیر اینصورت مسوولیت اتفاقات ناخوشایند بعدی به عهده همه آنها است.
حشمتالله طبرزدی سالن ۱۲ زندان رجایی شهر
۱۳۹۲ آبان ۲۳, پنجشنبه
هزار روز حصر؛ مجازات بدون محاکمه
هواداران و منتقدان حکومت در ایران بر سر هر چه اختلاف نظر داشته باشند بر سر یک نقطه با هم همنظرند: مسئول آغاز و انجام حصر یا بازداشت خانگی سران معترضان در ایران، شخص آیتالله خامنهای است.
رئیس پلیس ایران پنجم دیماه پارسال در مصاحبه با روزنامه کیهان از آیتالله خامنهای نقل کرده بود که «موسوی و کروبی را به من بسپارید». حالا هم محمدتقی کروبی، فرزند مهدی کروبی میگوید در جلسهای که در حضور رهبر ایران برگزار شده بوده، برخوردهایی از اعدام گرفته تا محاکمه و حبس برای میرحسین موسوی و مهدی کروبی پیشنهاد میشود، اما آیتالله خامنهای روش خود را برای این موضوع به کار بسته است.
فراخوان معترضان برای راهپیمایی 25 خرداد 1389 در حمایت از انقلاب تونس و مصر که به سرنگونی حاکمانشان منجر شد، کاسه صبر حکومت ایران را لبریز کرد. تظاهراتی که به گفته معترضان فراتر از حد پیشبینی و انتظار حاکمیت ایران بود.
آن روز معترضان در ایران شعارهای تندی علیه آیتالله خامنهای سر دادند. «مبارک، بنعلی، نوبت سیدعلی» شعاری است که از آن روز بیشتر به یاد مانده. اما آیتالله خامنهای روشی را در پیش گرفت تا نشان دهد که نوبت، نوبت او نیست. روشی که در نظام حقوقی ایران به عنوان یک مجازات پیشبینی نشده است.
محدودیتهای جدی با محاصره خانه مهدی کروبی و جلوگیری از هر گونه ورود و خروجی از 21بهمن 1389 آغاز شده بود، اما 1000 روز پیش، یعنی روز 28 بهمن 1389، نصب در فلزی سیاه رنگ بر سر کوچه محل زندگی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد امید هواداران آنها به موقتی بودن محدودیتها را ناامید کرد. در فلزی کوچه اختر شد نماد عزم جزم حاکمیت برای بستن راه ارتباطی رهبران معترضان با هواداران و حتی خانوادههایشان.
احمد جنتی در نماز جمعه 29 بهمن همان سال، تصویر روشنتری از خوابی که حکومت برای سران منتقدانش دیده ارائه داد: قطع کامل اینترنت و تلفن و همه راههای ارتباطاتی، بستن در خانههایشان و تبدیل محل زندگی به زندان خانگی.
اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی پیش از حصر، میگوید از ابتدای حصر و با ورود ماموران امنیتی به خانه میرحسین موسوی، هیچ گونه حریم خصوصی برای او و همسرش باقی نمانده، همه قفلها عوض شده و نیروهای امنیتی در همه بخشهای خانه رفت و آمد دارند.
محمدتقی کروبی هم میگوید که ورود ماموران به خانه پدری او با «رفتارهایی عجیب» همراه بوده است. به گفته آقای کروبی، ماموران حتی وان حمام را هم از جا کندهاند تا زیر وان و لولهها را بازرسی کنند، رفتاری که با اعتراض همسر مهدی کروبی مواجه شده، خانم کروبی گفته است رفتاری که از ماموران امنیتی در سالهای اخیر دیده، از ماموران ساواک در زمان پیش از پیروزی انقلاب ایران ندیده بود.
چه در مورد میرحسین موسوی و زهرا رهنورد و چه در مورد مهدی کروبی، همه پنجرههای خانه از همان ابتدا با ورقهای فلزی پوشیده و جلوی ورود هرگونه نور طبیعی به خانه گرفته شد. گفته می شود که این وضعیت باعث ایجاد مشکلات جدی برای سلامت آنها شده است. این مشکلات نهایتا در مورد میرحسین موسوی، بیست ماه پس از شروع حصر به بازگرداندن نور طبیعی به محل زندگیاش منجر شد. اما پنجرههای محل نگهداری مهدی کروبی هنوز کاملا پوشیده است.
فشار بر خانوادههای کروبی و موسوی برای جلوگیری از اطلاعرسانی در مورد وضعیت فعالان سیاسی محصور زیاد بوده و در مواردی حتی به احضار و بازداشت فرزندان آنها منجر شده است.
حسن روحانی، رئیس جمهور جدید ایران در تبلیغات انتخاباتیاش وعده داده بود که در طول یک سال میتواند زمینه رفع حصرها را فراهم کند، اما صد روز پس از روی کار آمدنش هنوز نشانه روشنی درباره عملی شدن چنین وعدهای دیده نمیشود. هرچند نزدیکان آقایان موسوی و کروبی میگویند که وزارت اطلاعات که از ابتدا مجری حصر بوده، امکان ملاقاتهای منظم را برقرار کرده است، امکانی که تا پیش از این وجود نداشت.
محمدتقی کروبی تصمیمگیری در مورد رفع حصر را خارج از اختیار حسن روحانی و دولتش میداند، اما میگوید که او باید در مورد شیوه اجرای این حصر پاسخگو باشد.
بر اساس خبرهای جسته و گریختهای که از درون حصر به گوش میرسد، اگر هدف این مجازات بدون محاکمه، وادار کردن رهبران معترضان به عقبنشینی از مواضعشان بوده باشد، باید گفت که این طرح شکست خورده است. در طول 1000 روز گذشته، خانواده موسوی و کروبی بارها بر روحیه بالای رهبران در حصر معترضان تاکید کردهاند.
محاکمه فرصت پاسخگویی به اتهامات را به متهمان میدهد. در حالی که حتی بخش قابل توجهی از مخالفان میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم خواهان «محاکمه» آنها هستند، شاید همین پافشاری آقایان موسوی و کروبی بر مواضع قبلیشان است که تا کنون حاکمیت را به پذیرش هزینه ادامه این مجازات بدون محاکمه مجاب کردهاست.
۱۳۹۲ آبان ۳, جمعه
رضا شریفی بوکانی از زندان آزاد شد
رضا شریفی بوکانی با اتمام محکومیت چهار سال زندانی که به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق رسانه در تاریخ بیست و نهم مهرماه 1392 از زندان رجایی شهر آزاد شد ؛رضا شریفی بوکانی در تاریخ 15 اردیبهشت ماه سال 1389 در تهران از سوی ماموران امنیتی وزارت اطلاعات دستگیر شد و در طول این چند سال در زندانهای اوین تهران و رجایی شهر کرج زندانی بوده است .
۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سهشنبه
احمد زیدآبادی به مرخصی آمد
احمد زیدآبادی روزنامهنگار زندانی به مرخصی آمد.
وی بعد از ظهر دوشنبه 28 مرداد 1392 از زندان رجایی شهر به مرخصی آمد.
زید آبادی روزنامه نگار و فعال سیاسی است که دبیرکلی سازمان ادوار تحکیم وحدت را بر عهده دارد. او از روز ۲۳ خرداد سال ۸۸ زندانی است و از زمستان سال ۸۸ همراه با تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
زیدآبادی توسط دادگاه انقلاب به شش سال زندان، پنج سال تبعید و محرومیت مادام العمر از هرگونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری، و همچنین مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی محکوم شده است.
وی بعد از ظهر دوشنبه 28 مرداد 1392 از زندان رجایی شهر به مرخصی آمد.
زید آبادی روزنامه نگار و فعال سیاسی است که دبیرکلی سازمان ادوار تحکیم وحدت را بر عهده دارد. او از روز ۲۳ خرداد سال ۸۸ زندانی است و از زمستان سال ۸۸ همراه با تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
زیدآبادی توسط دادگاه انقلاب به شش سال زندان، پنج سال تبعید و محرومیت مادام العمر از هرگونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری، و همچنین مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی محکوم شده است.
۱۳۹۲ خرداد ۱۴, سهشنبه
فریاد بی صدای محمد نظری
محمد نظری زندانی سیاسی که از سال 1372 در زندان رجایی شهر کرج بسر میبرد یکی از بیکس ترین زندانیان سیاس حال حاضر است که در وضعیت بسیار سختی در زندان بسر میبرد ؛ ایشان که به اتهام هکاری با احزاب کردی مخالف نظام ابتدا به اعدام محکوم شد و بعدا در دادگاه تجدید نظر این حکم به زندان ابد تغییر پیدا کرد همچنان بر بیگناه بودن خود اصرار می ورزد اما متاسفانه فریادش را کسی نمی شنود و در وضعیت وخیم روحی و طبق خبرهای منتشر شده از داخل زندان رجایی شهر مریضی هم رنج میبرد . باشد که مدافعان حقوق بشر و آزادیخواهان صدای بی صدایش باشند...
۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۷, جمعه
آخرین وضعیت زانیار مرادی زندانی سیاسی محکوم به اعدام
طبق خبرهای درج پیدا کرده از زندان رجایی شهر کرج زندانی سیاسی زانیار مرادی که به اعدام محکوم شده است برای انجام عمل جراحی از ناحیه بیضه به بیمارستان ابن سینا در تهران اعزام شده است که اهتمام این اعزام را فعالین حقوق بشر به همکاری وکلای این زندانی انجام داده اند ؛ خاطر نشان میشود که زانیار و لقمان مرادی به اتهام قتل پسر امام جمعه شهرستان مریوان در زندان بسر میبرند و در اتنظار حکم اعدام هستند حکمی که هر دوی آنها به آن اعتراض دارند و هر گونه دست داشتن در آنرا رد کرده اند .
۱۳۹۱ بهمن ۵, پنجشنبه
سازمان ملل حصر خانگی کروبی و موسوی و رهنورد را مصداق ( بازداشت خودسرانه دانست )
حصر خانگی دو نامزد انتخابات سابق ریاست جمهوری ایران تاکنون با واکنش های منفی گسترده ای در سطح جهان رو به رو شده است و نهادهای مختلف بین المللی خواستار آزادی آنها و دیگر منتقدان از حبس و حصر شده اند.
اما «بازداشت خودسرانه» اتهام مهمی است که با در دستور قرار گرفتن موضوع حصر موسوی و کروبی در دستور کار کارگروه بازداشت های خودسرانۀ سازمان ملل متحد، رفتار حاکمیت فعلی جمهوری اسلامی را به عملکرد غیر مسئولانه و رفتاری در حد گروه های غیر مسئول یا شبه نظامی تشبیه می کند.
این در حالی است که نظام حقوقی بین المللی، کشورها را در قبال عملکرد و قوانین خود و معاهدات بین المللی مسئول می داند و بازداشت طولانی دو رهبر سیاسی، آن هم بدون هیچ گونه محاکمه یا حتی ظاهرسازی قانونی، موجه شناخته نمی شود.
اکنون کارگروه مذکور که زیر نظر کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل فعالیت می کند، با «خودسرانه» خواندن حبس خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد، از دولت ایران خواسته آنها را هر چه سریع تر آزاد کند.
این کارگروه، دولت را متهم ساخته که با ادامه بازداشت رهبران مخالفان که «بدون تفهیم اتهام یا محاکمه» صورت گرفته، قوانین خود و قوانین بین المللی حقوق بشر را نقض کرده است.
بر اساس گزارش بی بی سی، پتج کارشناس کارگروه بازداشت های خودسرانۀ سازمان ملل متحد با ابراز نگرانی از ادامه بازداشت خانگی آقای موسوی، آقای کروبی و خانم رهنورد، خواهان اعطای «حق قابل اجرای درخواست غرامت» به این افراد شده اند.
همچنین به گزارش کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، این کارگروه گزارش سالیانه خود را در اختیار کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل می گذارد و عالی ترین مقام جمهوری اسلامی را در این زمینه مسئول شناخته است.
یک سال و اندی قبل هم، در سپتامبر 2011 (شهریور 1390) فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر اعلام کرد که یک گروه تحقیق سازمان ملل، وضعیت میرحسین موسوی ومهدی کروبی و همسران آنها را مصداق «ناپدید شدن اجباری» دانسته و از دولت ایران توضیح خواسته است.
با این حال حاکمیت فعلی نه تنها به نهادهای بین المللی، که حتی به دلسوزان داخلی و منتقدان خود نیز تاکنون در این باره پاسخگو نبوده و ابتدایی ترین الزامات قانونی را نیز درباره موسوی و کروبی و رهنورد رعایت نکرده است.
۱۳۹۱ شهریور ۱۳, دوشنبه
نامه طبرزدی، افشین اصانلو، رضا شریفی بوکانی، خالد حردانی به بان کی مون
جناب دبیر کل، در پایان ضمن خوش آمد گویی شما به سرزمین پهناور و کهن ایران زمین با اطمینان ناشی از آگاهی و اراده ملت بزرگ ایران به شما اعلام میکنیم ملت ایران به زودی به پا خواهد خواست. تشکیل حکومتی ملی، دموکراتیک و پایبند به همه اصول دموکراسی، حقوق بشر و حقوق بین الملل یک بار دیگر ایران را از انزوای جهانی خارج و نقش سازنده خود برای صلح و آزادی در جهان را ایفا خواهد کرد. ملت ایران با هیچ دولت و ملتی سر ناسازگاری و دشمنی ندارد و دست همه دولتهای عضو سازمان ملل را خواهد فشرد و خواهان از بین رفتن هیچ
ملت یا دولتی نیست. ملت ایران از هر نوع حکومت ایدئولوژیک یا مذهبی به ستوه آمده و از پراکندن ایدئولوژی نفرت توسط حکومت فعلی به تنگ آمده است. امید است در دوران حکومت واقعی ملت ایران پذیرای دبیر کل و دولتهای برآمده از رای ملتها باشیم.
عالی جناببان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد، به ایران خوش آمدید
آقای دبیر کل، مردم ایران از دوران باستان به مردمی مهمان نواز شهرت یافتهاند، به ویژه اگر آن مهمان همچون جناب عالی ناخوانده باشد. عنوان شما دبیر کلی سازمان ملل است ولی متاسفانه باید اعلام کنیم که به شکل سنتی به دبیر کلی دول تبدیل شده است.
مقصر جناب عالی نیستید بلکه ساختار تشکیلاتی آن سازمان چنین ایجاب کرده است. البته قرار بوده است که دولتهای عضو این سازمان نماینده واقعی ملتها باشند تا چنین تناقضی به وجود نیاید اما جناب عالی خود بهتر از همه میدانید که دولتهایی مثل حکومت جمهوری اسلامی نه تنها چنین نمایندگیای را ندارند، که سالهاست بر علیه ملت و منافع آن تبدیل شدهاند.
با این مقدمه کوتاه اجازه بدهید از سوی اکثریت ملت ایران که حکومت امکان ابراز نظر به او نمیدهد برای شما بازگو نماییم که پا در کجا گذاشتهاید و مهمان رسمی شما چه کسی است.
آقای دبیر کل شما پا به کشوری گذاشتید که دولت حاکم که خودش را نماینده جمهوری و اسلام میداند به هیچ حزب و گروه مخالفی حتی اگر مخالفت آن احزاب دموکراتیک و مسالمت آمیز باشد، اجازه فعالیت نداده و رهبران و اعضای آنها را بیش از سه دهه است که به شدت سرکوب و در مواردی ترور و اعدام کرده است. برای نمونه میتوان از: جبهه ملی ایران، نهضت آزادی ایران، حزب ملت ایران، حزب پان ایرانیست ایران، نیروهای ملی مذهبی، حزب دموکرات کردستان، جبهه دموکراتیک ایران، جبهه متحد دانشجویی و طی سه سال اخیر اعضای دفتر تحکیم، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب نام برد.
شما به کشوری پا نهادهاید که طی چند سال اخیر به زندان بزرگ روزنامه نگاران تبدیل شده و هیچ روزنامه مستقلی حق فعالیت نداشته و شمار روزنامههای توقیف شده به اندازهای است که امکان ذکر نام آنها وجود ندارد. در حال حاضر و در صورت تمایل میتوانید با روزنامه نگاران مستقل و سرشناس و رهبران احزاب و سازمانهای سرکوب شده در زندانها ملاقات کنید. آیا حکومت این اجازه را به دبیر کل سازمان ملل خواهد داد؟
شما به کشوری پا گذاشتید که هیچ حزب و گروه و سازمان مستقل، منتقد و مخالف، حق برگزاری هیچ میتینگی یا تظاهرات مستقل از منویات حکومت را ندارد و برگزار کنندگان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی سرکوب و زندانی میشوند. شما به کشوری پا گذاشتید که هیچ فرد یا گروه مخالف حق شرکت در انتخابات و تعیین سرنوشت به عنوان کاندیدا را ندارد و فقط کاندیداهایی این امکان را خواهند داشت که نهادهای حکومتی از جمله سپاه، وزارت اطلاعات، قوه قضاییه، بسیج و در نهایت شورای نگهبان منتصب رهبر او را تایید کرده باشند. شما به کشوری پا گذاشتهاید که حتی اقلیتهای قومی و مذهبی حق استفاده از حقوق قانونی مصرح در همین قانون اساسی موجود مورد تایید حکومت را نداشته و تفتیش عقاید، شکنجه در زندانها، و تواب سازی زندانیان عقیدتی و سیاسی امری معمول است. شما به کشوری پا گذاشتهاید که زن را نصف مرد به حساب آورده و نه تنها زنان حق کاندیدا شدن برای برخی مسئولیتها مثل ریاست جمهوری را ندارند بلکه حق قاضی بودن را نداشته و در مورد شهادت در دادگاه یا امر دیه و امثالهم دو زن برابر یک مرد است.
در این کشور آپارتاید مذهبی، قومی و جنسیتی بیداد میکند و قطع دست و پا و سنگسار را امری قانونی قلمداد میکنند.
آقای دبیر کل شما به کشوری پا گذاشتهاید که آزادی بیان و رعایت حقوق بشر مصرح در اعلامیه جهانی سازمان ملل به شدت زیر پا گذاشته شده و حاکمیت و در راس آن ولی فقیه خامنهای و نیروهای تحت امر و نهادهای انتصابی با هر چیز به صورت گزینشی و خودی و غیر خودی دانستن مردم، برخورد میکنند.
آری آقای دبیر کل، همین آقای خامنهای که خود را در لباس روحانی و لباس دلسوزی برای مردم عراق، بحرین، فلسطین و بلکه همه جهان معرفی میکند و برای همه دول و ملل جهان نسخه نوشته و خطیب توانمندی نیز هست، خودش را نماینده خدا و عقل کل و دارای قدرت مطلقه میداند و اجازه هر نوع ابراز نظر مخالف در ایران را سلب کرده است. برای اینکه با هزینه کردن ملیاردها دلار پول حاصل از فروش نفت مردم ایران یک نیروی پلیسی، امنیتی جهنمی به وجود آورده و به محض ابراز کوچکترین نظر مخالف با قدرت مطلقهاش همین نیروی سرکوبگر جهنمی را به جان مخالفین میاندازد. شما مهمان چنین دیکتاتوری مذهبی در ایران هستید. آیا آمدهاید با صراحت از آنها بخواهید که به قوانین بین المللی در زمینه رعایت حقوق بشر وفادار باشند یا اینکه آمدهاید تا به آنها مشروعیت داده و تیغ زنگ زده سرکوب آنها را صیقل بدهید؟
آقای دبیر کل، در این مملکت فقر، گرانی، تورم، بیکاری، تبعیض و فساد مالی و اداری بیداد میکند. هر سال هزاران کارگر بیکار شده، کارخانهها تعطیل شده، شرکتهای بزرگ مالی ورشکست میشوند. مردم ستم دیده ایران مجبور هستند آثار اقتصادی ناشی از فساد نهادهای حکومتی تمامیت خواه، سوء مدیریتها، اقتصاد دولتی و انحصاری و تحریمهای بین المللی علیه حکومت را تحمل کنند. بحرانهای اقتصادی تا بدان جا رسیده است که حتی رهبران تمامیت خواه حکومت نیز مجبور شدهاند به آن اعتراض کنند و البته ریاکارانه مثل همه حکومتهای انحصار طلب و دیکتاتوری این بحرانها را بر گردن هم دیگر یا نهادها و مقامات پایینتر بیندازند ولی آیا ملت اجازه اعتراض علیه وضع موجود را دارد؟ هرگز.
برای اینکه با بدترین شیوه سرکوب میشوند. میزان سرکوبهای وحشیانه حکومت را سه سال پیش و در جریان سرکوب جنبش سبز همه جهانیان مشاهده کردند. آیا شما هم دیدید؟
آقای دبیر کل شما پا به چنین سرزمینی نهادید و مهمان چنین حکومتی هستید. ملت ایران تمایل داشت در شرایطی از دبیر کل سازمان ملل پذیرایی کند که با این حاکم این حکومت سرکوبگر و خشن رو به رو نبود و دارای حکومت ملی و دموکراتیک میبود. با صراحت بگوییم ملت ایران حتی این انتظار را از شما ندارد که بتوانید علنی رفتار حکومت ملت ستیز و ضد حقوق بشری و ضد انسانیاش را محکوم کنید. برای اینکه اگر قرار بود چنین کنید هیچگاه دعوت این حکومت ریاکار را نمیپذیرفتید
آقای دبیر کل این حکومت نیازمند معرفی نیست. برای اینکه رفتار داخلی و بین المللی آن طی بیش از سه دهه گذشته معرف هویت آن است. حمایت از تروریسم، اقدام به ترورهای گسترده و سایر اقدامهایی که همگان به خوبی از آن آگاه هستند، جالبتر از همه اینکه دوستان و متحدان اصلی این حکومت دولتهایی چون کره شمالی و سوریه هستند که نمونههای بارز حکومت غیر دموکراتیک و جنایتکار بشمار میروند. به واقع برای کشورهای به اصطلاح غیر متعهد متاسف هستیم که چنین حکومتهایی در آن عضویت داشته یا وظیفه میزبانی آن را بر عهده گرفتهاند. پس باید مفهوم غیر متعهدها را به معنای بیتعهدی در برابر حقوق ملتها معنا کنیم.
جناب دبیر کل، کشورهای متمدن جهان از شما خواستهاند که چنان چه به ایران سفر کردید، درباره برنامه هستهای جمهوری اسلامی به حکومت تذکر بدهید. آنها نگران امنیت بین المللی و امنیت کشورهای خود هستند ولی قربانی اصلی همه سیاستها و برنامههای داخلی و بین المللی جمهوری اسلامی ملت ایران هستند. برای اینکه از یک سو حکومت همه حقوق اساسی آنها را سلب کرده و ایران را به زندانی بزرگ برایشان تبدیل نموده و از دیگر سو هزینه برنامههای بلند پروازانه و ماجراجویانه مثل همین برنامه هستهای را نیز ملت ایران میپردازد. برای اینکه دلارهای نفتی که میبایست هزینه آبادانی کشور و توسعه همه جانبه آن شود برای برنامههای بلند پروازانه صرف شده و از دیگر سو هزینه تحریمها را نیز حکومت بر دوش ملت انداخته و اگر کشورهایی مثل اسراییل دست به حمله نظامی علیه مراکز هستهای ایران بزنند، که امیدواریم هیچگاه چنین نکنند، این سرمایههای ملت ایران و جوانان و نیروی انسانی اوست که از بین خواهد رفت. پس شاهدید که عملا همه هزینهها را ملت ایران میپردازد اما هیچ کس شما را به تذکر رعایت حقوق این ملت از سوی حکومت ایدئولوژیک حاکم بر ایران توصیه نکرده است. همگان فقط و فقط به امنیت و منافع خود میاندیشند.
جناب دبیر کل، در پایان ضمن خوش آمد گویی شما به سرزمین پهناور و کهن ایران زمین با اطمینان ناشی از آگاهی و اراده ملت بزرگ ایران به شما اعلام میکنیم ملت ایران به زودی به پا خواهد خواست. تشکیل حکومتی ملی، دموکراتیک و پایبند به همه اصول دموکراسی، حقوق بشر و حقوق بین الملل یک بار دیگر ایران را از انزوای جهانی خارج و نقش سازنده خود برای صلح و آزادی در جهان را ایفا خواهد کرد. ملت ایران با هیچ دولت و ملتی سر ناسازگاری و دشمنی ندارد و دست همه دولتهای عضو سازمان ملل را خواهد فشرد و خواهان از بین رفتن هیچ ملت یا دولتی نیست. ملت ایران از هر نوع حکومت ایدئولوژیک یا مذهبی به ستوه آمده و از پراکندن ایدئولوژی نفرت توسط حکومت فعلی به تنگ آمده است. امید است در دوران حکومت واقعی ملت ایران پذیرای دبیر کل و دولتهای برآمده از رای ملتها باشیم.
مهندس حشمت الله طبرزدی، افشین اصانلو، رضا شریفی بوکانی، خالد حردانی
زندان رجایی شهر کرج یند ۱۲ سالن ۴
مورخ چهارشنبه ۸ شهریور
منبع:
فیس بوک
اشتراک در:
پستها (Atom)









