یک روز پس از انتشار ویدیوی گوهر عشقی, مادر دادخواه ستار بهشتی در شبکه اجتماعی ایکس, و اعلام تصمیم او برای تحصن در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، حسابهای منسوب به او در شبکههای اجتماعی اعلام کردند که از چند ساعت پس از اعلام تصمیم تحصن, نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی خانه گوهر عشقی را به محاصره درآوردهاند و سپس با اعمال کنترل و فشار, روز دوم مهرماه از خروج خانم عشقی از شهرستان رباط کریم جلوگیری کردهاند.
در این حسابها در اینستاگرام و شبکه ایکس تصویری از گوهر عشقی منتشر شده, در حالی که روی دستش پانسمان دیده میشود.
در این پست نوشته شده است: از غروب روز گذشته, ماموران حاکمیت سیاه, با استقرار در کوچهها و خیابانهای اطراف خانه مادر گوهر عشقی, منطقه را محاصره کردند و با قطع کامل ارتباطات تلفنی و موبایل, وی را از هرگونه تماس با جهان بیرون محروم کردند. این فشار روانی شدید، منجر به افت فشار خود مادر میشود.
در ادامه نیز نوشته شده که تلاشهای سحر بهشتی, دختر خانم بهشتی در ابتدا برای تماس با مادرش بینتیجه بوده اما با وساطت یکی از نزدیکان, در نهایت گوهر عشقی تحت کنترل و نظارت نهادهای امنیتی به خانه دخترش منتقل شده است.
حاکمان و مسئـولان نظام جمهوری اسلامی در حالـیکە داعیـەی حملە بە اسرائیل و دشمنی با آمریکا را دارند از تصیم گـوهر عشقی در اقـدام بە تحصن مقابل دفتر سازمان ملل متحـد هـراسان شدەاند و با ترس و وحشت بە این مادر دادخـواە مسن فشار می آوردند و با محاصرە منزل شخصی و جلـوگیری از خروج وی از رباط کـریم قدرت نمائی کردەاند!!
پروپاگـندە و ادعای قدرت جمهوری اسلامی تنها در داخـل کشور و آنهم در برخورد با مادران دادخواهی همچون گوهـر عشقی مصرف دارد. گوهـر عشقی بە نمادی تبدیل شدە است کە از زمان قتل پسرش ستار بهشتی با حکـومت و حاکمان زورگوی جمهوری اسلامی مقابلـە کردە است و بە هیـچ شکل حاضـر بە عقب نشینی در مقابل فشارهـا و تهدیدهای رژیم مستـبد جمهوری اسلامی نمی باشد و همـوارە همپای مادران دادخواە و خانوادە و بستگان جانباختگان همراە و یاورشان بودە است.
گوهر عشقی, فعال مدنی و مادر ستار بهشتی، کارگر وبلاگ نویس منتقد جمهوری اسلامی است که در زندان جمهوری اسلامی بر اثر شکنجه جان خود را از دست داد.
تصویر گوهر عشقی در بستر بیماری با دستان پانسمان شدە
بیست و پنجم شهریور سال ۱٤۰۱ ژینا امینی دختر کُرد اهل سقـز کردستان کە همـراە خانوادە بە تهـران سفر کردە بود بعد از چند روز کە بە کـما رفتە بود جان می دهد.
چند روز قبل از مرگ ژینا, از سوی مأموران گشت ارشـاد دستگیر می شود و بعدأ در ساختمان وزرای گشت ارشاد بە کما رفـتە و همانگـونە بە آن اشارە شد در مورخـە بیست و پنجم شهریور ماە جان می سپارد.
دلیل مـرگ ژینا, مـرگ مغزی عنوان می شود کە بر اثر ضرب و شتم مأموران گشت ارشاد صورت گرفتە بود.
بە دنبال انتشار خبـر مرگ ژینا, مردم اکـثر شهرهای ایـران بە اعتراض بە مرگ حکومتی ژینا امینی اعتراض کردە و بە خیابانها سرازیر شدند. گستردگی اعتراضات ابـتدا در شهرهای کردستان شکل گرفت و به کل ایران کشیـدە شد خیـزش سراسری ۱٤۰۱ بە نام:
زن زنــــــــــــدگی آزادی
نگاە جهانیان را بە ایران دوخت و سرکوب و کشتار معترضان بە خبرهای اول خبرگزاریهای دنیا اختصاص یافت.
آمار دقیقی از میزان کشتە شدگان و صدمە دیدگان جنبش زن زندگی آزادی در دست نیست اما طبق آمار سازمانهای مستقل حقوق بشری بیش از هزاران تن کشتە, مصدوم و مجـروج و دستگیر شدەاند.
شـروع اعتراضات از کردستان کلیـد خورد و اکثر قربانیان و مصدومان نیـز از کردستان و بودند.
کردستان و جامعـە کُردی در ایران در دورە حاکمیت جمهوری اسلامی همـوارە تحت ظلم و ستم و تبعیض سیستماتیک بودە است و ایـن باعث شدە است کە هرگاە اعتراض یا خیزشی بر علیـە نظامـ ولایت فقیـە صورت پذیـرد و بخشی از آن مردم کُرد باشند رژیم و سرکوبگـران جمهوری اسلامی با خشونت و سبوعیـت با آن مقابـلە می کنند و در جـریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ نیـز آمارها, گویای این واقعـیت می باشد.
در دومیـن سالگـرد مرگ ژینا امینی" خیزش زن زندگی آزادی" از سـوی احـزاب کردستانی مخالف حکومت ایران و مجامع مدنی و حقوق بشری و شخصیتهای حقیقی و حقوقی کردستان بـرای یادبود جانباختگـان و همراهی با دادخـواهان جنبش زن زنـدگی آزادی از مردم کردستان و سایـر شهرها و مناطق ایران فراخوانی برای اعتصابات سراسری دادە شدە است کە در روز یـکشنبە بیست و پنجم شهریـور ماە ۱٤۰۳ مردم بە اعتـصابات بپیوندند تا هم یاد قربانیان جنبش سراسری زن زندگی آزادی زندە نگە داشـتە شود و هم فریاد دادخـواهی خانوادەهایی شوند کە عزیزانشان را در ایـن راە از دست دادەاند.
یاد قـربانیان جنبش زن زندگی آزادی گرامی و جـاودان باد...
طی هفـتەایی که گذشت و این چند روز از سوی مٲمـوران اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامـی, عدە زیادی از اعضاء و بستگان و خانوادەهای دادخـواە اعتراضات ۱٤۰۱, فعالین حقوق بشری و سیاسی, دستـگیر و بازداشت شدەاند.
اغلـب دستـگیریها و بازداشتها در شهرهای مختلف کردستان ایران رخ دادە است کە منشأ و مبـدأ اعـترضات ۱٤۰۱ در آنجا شکل گرفتە بود, در شهرهای مهاباد, بوکان, پیرانشهر, اشنویە, سقز و دیـواندره و ... مأموران لباس شخصی و امنیـتی با حضور در منازل خانوادەهای دادخواە جنبش زن زندگی آزادی بستگان آنان را دسـتگیر کردە و با خود بردەاند تا جایی کە هیچ گونە اطلاعی از محل بازداشت و دلیل دستگیری بسیاری از بازداشت شدگان وجـود ندارد.
با نزدیـک شدن بە سالـگرد مرگ ژینا امینی کە بعد از مرگش شاهد جنبش و خیزش سراسری در کل ایـران بودیم رژیم جمهوری اسلامی از ترس خیزش مردم در سالـگرد اعتراضات ۱٤۰۱ با ایـجاد فضای رعب و وحشت و دستگیری خانوادەهای دادخواە و فعالـین حقوق بشری و سیاسی درصدد جلـوگیری از شکل گیری اعتراضات مردم آزادیـخواە و دادخواە می باشد و هرچە در توان دارد را بە کار گرفـتە است تا مانع حضور مـردم در سالگرد خیزش سراسری زن زندگـی آزادی در اعتراضات و دادخـواهی آنان شود.
در جریان اعتراضات سراسری ۱٤۰۱ کە در اواخـر شهریور ۱٤۰۱ استارت خورد و حدود یکسال ادامـە یافت رژیم جمهوری اسلامی و سرکوبـگران حکومتی با خشونتی بی سابقە تعداد زیادی از معتـرضان را کە اغلـبشان جوانان دختر و پسـر بودند کشتند و شمار زیادی نیـز مصدوم و مجـروح شدند و عدە قابل توجهی نیز زندانی شدەاند و همچنین عدەایی از دستـگیر شدگان نیز با احکام سنگین اعـدام روبرو شدەاند و تا بحال چند تن از آنان اعـدام شدەاند.
اعتـراضات ۱٤۰۱ نظام جمهوری اسلامی ایران را بە چالشـی کشاند کە در طول زمامداری حاکمان دینی و مستبد رژیم جمهوری اسلامی بی سابقە بود و دنیـا شاهد اعتراضاتی بود کە در آن حاکمان و سرکوبگران نظام ولایت فقیە با خشونت بی سابقە و سبوعیت زیاد با مردم معترض و آزادیـخواە برخورد می کردند. مجامع حقوق بشری و کشـورهای غربی و اروپایی از اعتراضات بەحق مردم در ایـران حمایت کردند و تا جایی پیش رفت کە جمهوری اسلامی در خطر سـقوط و سرنگونی قرار گرفتە بود اما نبـود بسترهای لازم و نبود امکانات کافی و همچنین نبـود اپوزیسونی واحـد و متحد جنبش را متوقف کرد اما نە بە صورت کامـل و خشـم مردم از جمهوری اسلامی و سیاستهای ضد مردمیش فروکش نکـرده است و مردم و دادخـواهان در جای جای ایـران مترصد جرقەایی هستند تا دوبارە شعـلەور شدە و برای برقراری دموکراسی و آزادی فـریاد سر دهند, صدای قربانیان و جانباختـگانی باشند کە برای رسیدن بە آزادی و دادخـواهی جانشان را فـدا کـردەاند.
مورخـه یازدە شهریور ماە سال ۱۳٥٨ برابر با ۲ سپتامبر ۱۹۷۹ میلادی در ادامـە جنایات پاسداران سپاهی و سرکوبگران جمهوری اسلامی بعد از فرمان و فتـوای جهاد خمینی بە شهرهای کُردستان در ۲٨ مرداد ماە ۱۳٥٨ بە بهانە سرکوب ضد انقلاب, نظامیان و پاسداران تحت فرمان خمینی بە روستای قارنا از توابع شهرستان نقـدە یورش بردە و در جنایتی فجیع, ٦٨ نفـر را قتل و عام کردند. پاسداران جنایت کار در این اقـدام وحشیانە بە هیچ کس از کودک و زن و میانسال و کهنسال رحـم نکردە و هر کس کە سر راهشـان قرار می گرفت با گلولە بە استقبالش می رفتند و می کشتندشان.
بە دنبال این جنایت تعداد زیادی از مردم بی پناە و مظلوم قارنا مجـبور بە ترک خانە و روستا شدند و صدمات زیادی بە مزارع و باغات و منازل مسـکونی روستای قارنا وارد شـد.
مسئولیت این ژنوساید بی رحمانە برعهـدە حاکمان و در صدر آنان خمینی می باشد کە فرمان جهاد بر علیـە مردم کُردستان را صادر کرد و بە دنبال آن پاسداران و مزدوران جمهوری اسلامی با لشـکر کشی بە شهرها و روستاهای کُردستان ایران, جنایاتی را مرتکب شدند کە تاریـخ و اذهان مردم کُردستان هیچگاە از یاد نخـواهد برد.
گرامی باد یاد جان باختگان روستای قارنای نقدە کە قربانی سیاست متحـجرانە و ضد بشری نظام جمهوری اسلامی و حاکمان تاریک پرستشان شدند.