در تاریخ دوازدهم فروردین ۱۳۵٨ اولین انتخابات بعد از سقوط نظام پادشاهی, از سوی دولـت موقت و با نظارت مستقیم خمینی و اطرافیان تازە بە قدرت رسیدەش تحت عنوان آری یا نە " بە تغییر رژیم سابق بە جمهوری اسلامی!!" برگزار شد و بعد از اتمام رأی گیری و شمارش آراء از سوی ستاد برگزاری انتخابات اعلام شد کە بیش از ۹٨ درصد آراء آری بە جمهوری اسلامی بودە است.
سلامت و درستی اولین آمار نتایج انتخابات از آن زمان تاکنون همـوارە جای ظن و گمان بودە است اما اگـر فرض را بر این گیریم کە نتایج درست بودە است و آمار خروجی همانی باشد کە مسئولان جمهوری اسلامی ادعا می کنند نکـتەایی کە حائز اهمیت است نحوە و نوع انتخابات می باشد کە از مردمی کە خود, بانی اصلی برچیدە شدن نظام پادشاهی بودەاند درخواست شدە است کە با آری و نـە گفتن خواستار جایگزینی نظام و رژیمی باشند کە یک طرف آن نظام ساقط شدە پهلوی بودە است و سوی دیگر آن رژیمی کە ادعای اسلامیت و دفاع از لایەهای مظلوم و فقیر جامعە را کردە بود, بودە است!! جوهر و اساس این رفراندوم کلأ جای سئوال است و اگـر بە فرهنگ و شرایط زندگی عامە مردم ایران را در آن برهە زمانی نگاهی بیاندازیـم درمیابیم کە خواستە اکثر مردم, ریشەکنی فقر و برپایی عدالت اجتماعی و آزادیهای سیاسی و برابری بود کە در رژیم سابق بە آن آنچنان توجـە نشدە بود و علت قیام و مبارزە با نظام پادشاهی همان مواردی بود کە رژیم تازە بە قدرت رسیدە مدعی شدە بود کە برای مردم ایران محقق خواهد ساخت . خمینی در روز اول پا نهادن بە ایران و در بهشت زهـرا بە مردم گفت کە همە چیز را مجانی خواهد کرد و ...!!!
این جوگیریهای خمینی و یارانش کە سرمست از بە قدرت رسیدن ادعاهای آنچنانی می کردند بخش زیادی از جامعە آن زمان ایران را واداشت کە در اولین نمایش جمهوری اسلامی شرکت کنند و آری بگویند
بخشی از مردم سادەلوح آنـزمان, چهرە خمینی را در ماە دیدە بودند و در رٶیای خود مدینە فاضلەایی را تصور می کردنند کە خمینی وعـدە آنرا بە آنان دادە بود!
در بخشهایی از ایران و بە ویژە در کردستان ایران, مردم انتخابات و رفراندوم آری و نە بە جمهوری اسلامی را تحریم کردند و در اولین نمایش و شو انتخاباتی رژیم جمهوری اسلامی شرکت نکردند و با قاطعیت از اوایل شکل گیری رژیم جمهوری اسلامی بە آن مشروعیت نبخشیدند و این موضوع و پشت کردن بە نظام ولایت فقیە, خمینی را بر آن داشت تا با لشکر کشی و اعلام جهاد بر علیـە مردم کردستان در مرداد ماە ۱۳٥٨ چهرە واقعی خود و نظامش را برملا کند و با کشتار و قتل عام وسیعی کە در کردستان بە راە انداخت برای سایرین نیز خط و نشان کشید کە هر کس با آنان نباشد دشمن است و باید از میان برداشتە شود .
کشتار و اعدامهای سراسری سالهای شصت و شصت و هفت، مرزهای مخالفانش در کردستان را درنوردید و جای جای ایران جوغەهای اعدام و طناب دار, عـلم شد و اعدام هزاران زندانیان سیاسی و عقیدتی، آن مدینە فاضلەایی بود کە خمینی وعدە آن را دادە بود!.
نسل کنونی جامعـە ایرانی و با گذشت چهل و شش سال از انتخابات کذایی آری و نە, ثابت کردەاند کە با توجە بە کارنامە پر از جهل و استبداد جمهوری اسلامی بە سیستم کنونی این نظام نـــە بگویند و با پشت کردن بە این رژیم, خواستار برچیدە شدن این سیستم در ایران هستند. مسلمأ اگـر انتخابات آزاد و رفراندوم در حال حاظر برای آری و نە گفتن بە جمهوری اسلامی برگزار شود نتـیجە به گونەایی خواهد بود کە باید این رژیم و سردمدارانش از قدرت کنارەگیری کنند و اگر گفتە خود خمینی را در نظر بگیرند کە گفتە بود: میزان رأی مردم است این گوی و این میـدان, انتخابات و رفراندوم آزاد را برگزار کنند اما چون از نتیـجە قاطع آن آگاە هستند هیچگاە تن بە اینچنین انتخاباتی نمی دهند و با زورگویی, همچنان بر مسند قدرت تکیە دادەاند.
سارا تبریزی
پیکر بی جان سارا تبریزی زندانی سیاسی سابق, یـک روز پس از احضار به اداره اطلاعات جمهوری اسلامی در خانەاش پیدا شد.
آبانماە ۱٤۰۲, سارا تبریزی از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شدە بود و بعد از حدود دو ماە در دی ماە همان سال از زندان اوین آزاد شدە بود.
این زندانی سیاسی بارها از سوی مأموران وزارت اطلاعات تهدید شدە بود و طبق گفتەهای رضا اکوانیان "فعال حقوق بشر" سارا تبریزی را تهدید کردە بودند کە در صورت همکاری نکردن با مأموران وزارت اطلاعات, محتویات خصوصـی موبایلش را منتشر خواهنـد کرد!
موجی از واکنشات از سوی فعالین حقوق بشری و رسانەایی در مورد چگونگی مـرگ مشکوک سارا تبریزی بە راە افتادە است کە همگی, از دست داشتن جمهوری اسلامی و مأموران وزارت اطلاعات در قتل این زندانی سیاسی سابق می گویند و آن را قتل حکومتی می خوانند.
گوهر عشقی, مادر دادخواە ستار بهشتی در واکنش به مرگ مشکوک سارا تبریزی, زندانی سیاسی پیشین که تحت فشار روانی و امنیتی شدید قرار داشته، در اینستاگرام نوشت: جمهوری اسلامی اولین جنایتش را با کشتن دختر جوان و بیگناهم, در سال جدید رقم زد. او افزود سکوت و مماشات با ظلم حاصلی جز تداوم جنایت ندارد.
جمـهوری اسلامی در برخورد با منتقدان و مخالفانش از هیـچگونە ابزاری پرهیز نمی کند حتی اگر جان آنان را نیز بگیرد و هیـچ بعید نیست در مورد نحوە مرگ سارا تبریزی نیز جمهوری اسلامی دخالت داشتە باشد. پروندە برخورد مسئولان جمهوری اسلامی با مخالفان عقیدتی و سیاسی آنچنان سیاە و تاریک است کە هرگاە چنین مواردی پیش می آید اولین و اصلی ترین مظنون، خود جمهوری اسلامی می باشد.
در گزارشی کە شنبە چهارم فروردین ماە از سوی فدراسیون بین المللی روزنامەنگاران منتشر شد ضمن اشارە بە بازداشت و دستگیری دست کم ۲۷ روزنامەنگار و فعال رسانەایی و همچنین محکومیت ۲۱ خبرنگار بە زندان اعلام شدە است کە در مجموع محکومیت آنان ٦۰ سال زندانی بودە است.
گزارش فدراسیون بین المللی روزنامەنگاران با یادآوری تـداوم فشار بر رسانەهای آزاد و مستقل از سوی جمهـوری اسلامی در سال ۱٤۰۲ عمـدە اتهامات واردە بە آنان را تبلیغ علـیە نظام و اقـدام علیە امنیت کشور ذکر کردە است.
در بخش دیگـری از این گزارش آمدە است کە احضار فعالان رسانەایی بە قوە قضائیە در سال گذشـتە افزایش چشمگیری داشتە است.
این مجمع صنفی روزنامەنگاری همچنین ادامە داد کە کە از زمان وقوع اعتراضات سراسری ۱٤۰۱ تا پایان سال ۱٤۰۲ هفت نشریە و پایگاە خبـری بە دلایل فشارهای امنیتی یا احـکام قضایی توقیف, تعلیق, تعطیل یا مجـوز فعالیتشان لغـــو شدە است.
"روزنامەنگاران و فعالیـن رسانەایی مستقل در چهارچوب جمهوری اسلامی همـوارە تحت فشار بودەاند, در ایران تحت حاکمیت رژیم ایران, رسانەهای حکومتی و دولتی با سانسور خبری همـوارە واقعیتها را کتمان می کنند و با دروغ پراکنی سعـی در انحراف اذهان عمومی در دریافت واقعیتها را دارد و همین سانسور و تحریف راستیها بستری را فراهـم نمودە است تا روزنامەنگاران مستقل و فعالیـن رسانەایی در خارج از محدودە کنترل حاکمیت, واقعیتها را انتشار دهند کە این مهـم را سیاسیون و حاکمیون برنمی تابند و با آن مقابـلە می کنند.
سرکوب و فشار نهادهای امنیتی و قضایی تنها رسانەها و فعالین مستقل را شامل نمی شود بلـکە در بسیاری موارد برخی از روزنامەنگاران و نشریاتی را کە دارای مجـوز قانونی نیز هستند شامل اینـگونە فشارها می شوند و صاحبان جراید و روزنامەنگاران بە صورت کلی امنیت نوشتن و نشـر واقعیتهایی را کە بر خلاف دیدگاە و سیاست حاکمیت باشد را ندارند و این صنف باید تحت کنترل مستقیم نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی باشد و هیـچگونە آزادی را در نوشتن و انتشار همە واقعیتها کە حق مسلم خوانندگان و مخاطبینشان می باشد, ندارند.
این حجم از سرکوب و فشار بە قشـر رسانە و فعالین روزنامەنگار در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی باعث شدە است کە از سوی سازمان گزارشگران بدون مـرز, جمهوری اسلامی یکی از سرکوب گرترین کشورهای جهان در برخورد با روزنامەنگاران معـرفی شود, این سازمان در حـوزە آزادی رسانەایی, نظام جمهوری اسلامی را از لحاظ آزادی بیان در میان ۱٨۰ کشـور دنیا در رتبە ۱۷۷ طبقەبندی کردە است کە در این رتبەبندی تنها سە کشور ویتنام, چین و کرە شمالی در رتبەهای پایین تری از ایـران قرار گرفتـەاند."
با فرا رسیـدن سال ۱٤۰۳ و آغاز نوروز باستانی جای جای ایران شاهد برپایی مراسمات با شـکوە و حضور چشمگیر مردم در این مناسبت اصیل و باستانی بود.
عید نوروز کە یکی از اعیاد باستانی و کهن ایرانیان و اکثر ملیتهای واقع در جغرافیای ایران و چند کشور همجـوار ایران می باشد هموارە، جایگاە ویژەایی در میان مراسمات و مناسبات این ملتها دارد کە حکـومت ایران و سردمداران جمهوری اسلامی همـوارە سعی در کمرنگ جلوە دادن این عید باستانی در میان مردم دادە است کە همیـشە نتوانستە است بە اهداف خود کە دور نگە داشتن مردم از سنتهای ملی را داشتە است، برسد اما آنچە نوروز امسال را با سالهای دیگر متفاوت ساخت حضور چشمگیر مردم و جوانان در برخی از نقاط ایران همچون کردستان بود. مردم به ستوه آمده و تحت ستم حاکمیت جمهوری اسلامی از هر فرصتی برای مقابله با سیاستهای رژیم ایران استفاده می کنند و حضور حداکثری مردم عرصه را برای سرکوبگران حکومتی تنگ می کند کە این حضور پر شور، توان مقابله با مردم را برای آنان کم می کند تا در مراسمات استقبال از نوروز و سال نو با حضـور خود سنتهای اصیل خود را حفظ کنند و این همان مقابله با حکومتی مستبد است که همیشـه درصدد است مردم را از سنتهای اصیل خود دور کند.

اساس این حکومت دور نگـه داشتن مردم از شادی و رقص و پایکوبی است و اگرچه اوضاع اقتصادی و معیشتی بسیاری از مردم در ایران زیاد تعریفی ندارد و روحیـه مردم به دلیل سردمداری حاکمان مستبد و حکومت ولایت فقیه خوب نیست اما این نیز مانع از برپایی مراسمات پیشوازی همـراه با ساز و آواز و رقص و پایکوبی نبـوده است مردم ایران به طور کلی و جوانان این نسل راه گذار از این حاکمیت را به درستی پیدا کردەاند، شاد زیستن و برای نشاط و شادمانی مبارزە کردن با سردمداران و بانیان غـم و سیاهی بە وظیـفەایی همگانی بدل شدە است کە جوانان این نسـل پیشگام و پیش قراول آن شدەاند.
شخصیت های زیادی از گوهر عشقی، نسرین ستوده، نرگس محمدی و ... گرفته تا خانواده و دادخواهان جانباختگان خیزش سراسری زن زندگی آزادی با پیامهایی ضمن تبریک سال نو خود را در کنار مردم آزادیخواه و در برابر حکومت قرار دادەاند.
در جای جای ایران خانوادە جانباختگان اعتراضات ۱٤۰۱ با حضـور بر سر مزار فرزندان و بستگانشان بە استقبال سال نو خورشیدی ۱٤۰۳ رفتند تا در این روز خاص در کنارشان باشند و سفرە هفت سین خود را بر سر مزار آنان برپا کردند.
سال ۱٤۰۲ در حالی بە پایان رسید کە همچـون سالهای پیشین حکومتمداری جمهوری اسلامی با آزادیـخواهان با خشونت و سرکوب مقابلە کرد، وضعیت معیشتی مردم در ایران بد و بدتر شد و در سایە نالایقی سیستم حکومت کماکان، اقتصاد ضعیف و ناکارآمد می باشد، ارزش پول ایران بە نسبت ارزهای دیـگر کم و کمتر شدە است حضور و دخالت جمهوری اسلامی در امور کشورهای منطقە کماکان دردسر ساز است و مدیریت در همە سطحها ناکارآمد و ضعیف ماندە است ...
بارزترین رویداد سال ۱٤۰۲ شـکست انتخابات فرمایشی و نمایشی مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری بود کە اکثر مردم آگاە با درک این واقعـیت مهم کە این انتخابات و حضورشان تنها مشروعیت بخشیدن بە حاکمیت جمهوری اسلامی می باشد بە آن پشت کردە و آنرا تحـریم حداکثری کردند و این تحـریم حداکثری برای بار دیـگر ثابت کرد کە اکثر مردم در ایران این حکومت را نمی خواهند و با نە گفتن تاریـخی بە جمهوری اسلامی خواستار برچیدە شدن این سیستم دیکتاتور و مستبد می باشند.
بە امید اینکە سال ۱٤۰۳ مردم ایران بە خواستە برحقشان کە همانا دموکراسی و آزادی و برابری است برسند و سایە شوم این حاکمیت برای همیـشە محـو شود و مردم بە ستوە آمدە در ایران بە آزادی و دموکراسی کە حق مسلمشان است دست یابند.
معاون نماینده ویژه وزارت امور خارجه آمریکا " آبرام پیلی" در مورد ایران در حساب کاربری خود در ایکس نوشت: همه جهان به گزارش کمیته حقیقتیاب و نتیجه گیری آن که اشاره به موارد زیاد نقض جدی حقوق بشر از سوی رژیم ایران دارد که ممکن است جنایت علیه بشریت, باشد توجه می کند وی همچنین افـزود ادامە مأموریت کمیتە حقیقتیاب ضرورت دارد.
کمیتە حقیقتیاب روز جمعە ۱٨ اسفند در گزارشی تبعیض نهادینە شدە علیـە زنان و دختران در ایران را هـمچون نقض حقوق بشر و جنایت علـیە بشریت در بستر اعتراضات اخیـر برشـمرد.
کمیـتە حقیقتیاب کە پس از اعتراضات ۱٤۰۱ مردم بعد از کشتە شدن ژینا امینی بە دست مأموران گشت ارشاد و سرکوب معترضین از سوی حاکمیت کە بە کشتە شدن صدها تن از معترضین بە دست سرکوبگران حکومت ایران منجـر شد, از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد مأموریت یافت تا از ایران و اتفاقات داخل ایران گزارش تهـیە کند. کمیتە حقیقتیاب در نخستین گزارش خود نوشت کە سرکوب خشونت بار اعتراضات مسالمت آمیز و تبعیض فراگیر علیـە زنان و دختران منجر بە ارتکاب نقض جدی حقوق بشر توسط جمهوری اسلامی شدە است کە بسیاری از آنها مصـداق جنایات علیـە بشریـت محسوب می شود.
بر اساس گزارش کمیتە حقیقتیاب و گفتەهای سارا حسین در مقام رئیس این کمیتە, اعمال انجام شدە حکومت جمهوری اسلامی ایران بخشی از یک حملە گستردە و سازمان یافتـە را شامل می شود کە بە صورت مستقیم مردم غیر نظامی " زنان, دختران, پسران و مردانی را هدف قرار دادە است کە چیزی بە غیر از آزادی, برابری, کرامت انسانی و پاسخـگو نگاە داشتن مرتکبین, نقض حقوق بودەاند.
انتشار و اعلام گزارش کمیتە حقیقتیاب, واکنشات زیادی از سوی محافل حقوق بشری و فعالین حقوق بشری را با خـود بهمـراە داشت و با تأیید این گزارش از این کمیتە خواستەاند تا بە مأموریت و کارهای مربـوط بە پیگیری نقض سیستماتیـک حقوق بشر از سوی جمهوری اسلامی ادامە دهند تا جلـوی سرکوب بی رویە آزادیـخواهان و دستگیری و اعدام مخالفان و معترضان را بگیرند کە همـوارە جزء برخورد نهادینە شدە رژیم ایران با مخالفانش بودە است.
سرکوب, دستگیری, زندانی, شکنجە و اعدام مخالفان و معترضان بە سیاست های رژیم ایران هـموارە از ابزار سرکوب جمهوری اسلامی در برخورد با مخالفین و معترضین بودە است.
بعد از اعدامهای دستە جمعی سالهای ٦۰ و ٦۷ کە طی آن هزاران مخالف سیاسی از سوی جمهوری اسلامی اعدام شدند و واقعە کوی دانشگاە و اعتراضات دامنە دار ٨٨ بە دنبال انتخابات رئیس جمهوری در ایران, اعتراضات ۱٤۰۱, آبان ۹٨ و اعتراضات ۹٦ از جملە وقایع و رویدادهای مهـم چهل و پنج سالە حکومتمداری جمهوری اسلامی بود کە طی آن رژیـم ایران با سرکـوب بی سابقە مردم و کشتار زیاد معترضین واکنشات زیاد بین المللی و مجامع حقوق بشری را با خود بە همـراە داشتە است.
اما اعـتراضات ۱٤۰۱ کە بە جنبش زن زندگی آزادی نام گرفت دارای ویژگی خاصی بود کە آن را از دیـگر جنبش و اعتراضات مردمی متفاوت می سازد کە ویژگی بارز آن حضور بی سابقە زنان آزادیـخواه بە همراە مردان بود و همچنین دامنە اعتراضات و سراسری بودن آن می باشد کە اکثـر نقاط ایران از کردستان تا بلـوچستان و همچنین مرکـز و شمال و جنوب ایران برای احقاق حقوق پایمال شدەاشان معتـرض شدند و بە مدت چند ماە متـوالی ادامە پیدا کرد و همین گستردگی و همچنین نقض فاحش حقوق بشر از سوی مسئولان و مقامات و سرکوبگران بر علیـە معترضین سازمانهای حقوق بشری و کشورهای اروپایی و آمریکا را مجاب ساخت کە بە جمهوری اسلامی هشدار دهند کە از برخوردهای دامنە دار خشونت بار با معترضین پرهیز نماید و همچنین همانگونە کە بە آن اشارە شد از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد کمیتەایی تحت نام کمیتە حقیقتیاب تشکیل شد تا با پیـگیری و تحقیق, گزارشات خود از نقض حقوق بشر در پی اعتراضات ۱٤۰۱ بە این شورا ارائـە دهد و اکنون کە با پیگیری و تحقیق این کمیتە, رژیم ایران در نقض حقوق بشر و برخورد همـراە با خشونت با مخالفان و معترضان دست بالا را داشتە است باید منتـظر ماند کە عواقب این تحقیقات برای حکومت ایران چە خواهد بود.

امـروز چهارشنبه ۱۶ اسفند ماه ۱۴۰۲ دادگاه عالی سوئد با رد شکایت حمید نوری نسبت به صدور حکـم ابد رأی ۲٨ آذر ماه خود را که حمید نوری به دلیل دست داشتن در اعدام های زندانیان سیاسی در دادگاه تجدید نظر حبس ابد او نهایی شده بود برای بار دیـگر تأیید کرد.
تأیید دوباره حکـم حبس ابد حمید نوری واکنشهای زیادی را در رسانەهای اجتماعی و در میان شخصیتهای حقوق بشری بە همراە داشتە است.
حکومت جمهوری اسلامی با تأیید دوبارە حکم حبس ابد برای حمیـد نوری, شکست دیپلماتیک دیـگری را متحمل شد و در حالـیکە سعی زیادی کرد تا دولت سوئد و دستگاە قضایی این کشور را متقاعـد نماید تا حکـم حبس ابد حمید نوری را نقض کند اما دستگاە قضایی سوئد بە درخواستهای حکومت ایران توجە نکـرد و اعتراض و شکایت حمـید نوری بە نسبت حکـم نهایی حبس ابد را نادیدە گرفت و با تأیید دوبارە این حکـم عادلانە بە حاکمان جمهوری اسلامی نە دوبارە گفت.
حکم حبس ابد حمید نوری حکـمی عادلانە است چون طی دادگاههای زیادی کە برگزار شد شاهدان زیادی شواهد مستند خود را در دست داشتن حمید نوری در اعدامهـای دستە جمعی زندانیان سیاسی دهە شصت بە دادگاە ارائـە دادند و با وجـود ادلەهای زیاد دادگاە تجدید نظر سوئد حـکم حبس ابد را برای وی تأیید کرد حکـمی کە مسئولان و مقامات جمهوری اسلامی را عاجز و درماندە کرد و با تلاش و سعی زیادی کە کرد درصدد لغـو حکم حبس ابد برای حمیـد نوری برآمد اما هر بار تیرش بە سنـگ خورد و برای بار دیـگر شکست دیپلماتیکی را متحمل شد کە باعث خوشحالی فعالیـن حقوقی بشری شد.
حـکم حبس ابد برای حمید نوری با تلاش زیاد فعالیـن حقوق بشری و همچنین زندانیان سیاسی سابق کە در خارج از کشور ساکن هستند و با ارائـە ادلە فراوان آنان صادر شدە است کە خستـگی ناپذیر در جریان دادگاهی های او حـــضور بە هم رساندند و با موفقیـت برای باری دیـگر بە همگان ثابت کردند کە حکـومت ایران چە جنایات و چە فجایعی را بر زندانیان سیاسی و عقیـدتی روا داشـتە است کە این رویـە برخورد با زندانیان سیاسی و عقیدتی کە در دستگاە قضایی جمهوری اسلامی کە از بطن حکومت برآمدە است, نهادیـنە شدە است و کماکان ادامـە دارد ...
حضور برخی از خانوادەهای اعدام شدگان و زندانیان سیاسی سابق در محل دادگاهی حمید نوری
یـک روز بعد از انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری و با پایان شمارش در بسیاری از نقاط ایران و اعلام نتایج انتخابات از رسانەهای حکومتی و در حالیکە آمارهای نتایج آراء اخـذ شدە از صندوقهای رأی گیری و اعلام آن از سوی وزارت کشور نیز بە هیچ وجە تأیید نمی شود اما در این حالت نیز و با ادعای دروغین وزرات کشور و رسانەهای حکومتی از حضور چهل درصدی مردم در این انتخابات خبر می دهند کە اگر فرض را بر این نیز بگیریم کە این ادعا درست باشد, بیش از شصت درصد از واجدین شرایط انتخابات با تحـریم این انتخابات بە نظام جمهوری اسلامی و بخصوص خامنەایی نە گفتەاند . خامنەایی در سخنرانیهای زیادی کە قبل از انتخابات داشت هموارە از مردم خواستە بود کە با حضور خود در انتخابات, به جمهوری اسلامی آری بگویند تا بدخواهان و دشمنان نظام البته به زعم او خوشحال نشوند! تحـریم بی سابقه انتخابات مجلس و خبرگان این واقعیت را دوباره برملا ساخت که اکثریت جامعه به این حاکمیت پشت کردەاند و بە آن نە گفتەاند و آن درصدی کە طبق بازتاب مردم داخل و رسانەهای مستقل و خارجی کە در مکانهای اخذ رأی برای پوشش خبری این انتخابات حضور داشتە بودند اذعان کردەاند کە حتی کمتر از بیست درصد و بلکە کمتر نیز در انتخابات حضور داشتەاند.
واقعیت آنی نیست کە حکومت و رسانەهای وابستە بە حکومت آن را اعلام کردەاند و اینکە چهل درصد مردم واجد شرایط در انتخابات شرکت کردەاند کذب است کە اگر اینگونە نیز باشد بە گفتە شخص خامنەایی کە چند سال پیش در سخنرانی کە داشت با بیان این نکتە و قیاس حضور مردم در ایران در آن سالها با سایر کشورهای دنیا گفتە بود کە حضور سی چهل درصدی مردم این کشورها مایـە ننگ است و حال این ننگ دامن خود او و حاکمیتش را گرفتە است حال کە واقعیت حضور مردم کمتر از بیست درصد نیز می باشد باید از ننگ فراتر رفتە باشد و آبروی نداشتە حکومت بە حدی سرریز شدە است کە سانسور و تبلیغ و دروغ رسانەهای حکومتی نیز نمی توانند آن را جمع کنند.
دیروز در جای جای ایران بی رونقی و کسادی چشمگیری در محلهای اخذ رأی بە چشم می خورد در حالیـکە صف مردمی کە بە نانوایها رفتە بودند از صف انتخابات خیلی بیشتر بود! حاکمیت شکست خوردە با گدایی رأی از مردم ,ساعت انتخابات را تا ساعت ۱۲ شب تمدید کرد اما بازهم مردم در خانەها ماندند و بە این شو حکومتی,نە گفتند.
با پایان انتخابات و شمارش آرای اخـذ شدە در برخی از شهرها و اعلام آمار آرایی کە بە نفع انتخاب شوندگان بە صندوقها ریختە شد واقعیت تحریم انتخابات این دورە از سوی مردم بیشتر خودنمایی می کند کە در قیاس با دوره قبلی سال ۹٨ انتخاب شوندگان این دورە اگـر در آندورە بە عنوان مثال سی یا چهل هزار رأی کسب کردە باشند و بە مجلس راە یافتە باشند در این دورە با دە تا پانزدە هزار رأی بە مجلس راە یافتەاند!
آثار تحـریم گستردە انتخابات بر برخی از چهرەها و مقامات سیاسی نظام جمهوری اسلامی نیز تاثیر گذاشت. طبق اخبار کە رسانەایی شدە است سید محمد خاتمی از رهبران جبهە اصلاحات نیز در این انتخابات شرکت نکـردە است.
انتخابات نمایشی این دورە نیز با شکست سنگین حاکمیت بە پایان رسید, شکستی کە بار دیـگر ثابت کرد اکثر مردم در ایران این حاکمیت را نمی خواهند و با بی اعتنایی بە درخواست مقامات و مسئولان حکومتی و در رأس آنان شخص خامنەایی خواستار انحلال این حکومت هستند.
کسانی کە بعنوان نمایندە و وکیل مردم بە مجلس راە یافتەاند تنها شکست خوردە این نمایش حکومتی بودند چون در سایە سیاست جمهوری اسلامی هیچگونە استقلالی از خود ندارند و باید حلقە بە گوش حاکمیت باشند.
تنها برنده انتخابات فرمایشی, مردمی بودند کە با آگاهی کامل و انتخاب درست این انتخابات را تحـریم کردند و از مشروعیت دادن بە حکومت مستبد جمهوری اسلامی پرهیز کردند .