سە زندانی سیاسی کُرد اهل ارومیە شامگاە پنج شنبە ۷ دی ماه ۱٤۰۲ در زندان مرکـزی ارومیە اعدام شدند. هویت افراد اعدام شدە وفا هنارە, آرام عمری بردیانی و رحمان پرحازو می باشد.
این سە زندانی روز پنج شنبە همـراە نسیم نمازی بە سلول انفـرادی منتقل شدە بودند. بە نقل از گزارش سایت حقوق بشری هەنگاو اجـرای حکم اعدام نسیم نمازی موقتأ بە تعویق افتادە است.
"این زندانیان پیشتر و در اواخر بهمن ماە ۱٤۰۱ توسط شعبە سوم دادگاە انقلاب ارومیە بە ریاست قاضی نجف زادە بە اتهام مشارکت در همکاری اطلاعاتی و جاسوسی بە نفع اسرائیل بە اعدام محـکوم شدە بودند."
نهادهای امنیتی بە خانوادەهای این زندانیان اطلاع دادە است کە اجساد این زندانیان را بە آنها تحویل نخواهند داد.
اسرائیل چند روز قبل در خاک سوریه در اقدامی غافلگیر کننده یک فرمانده بلند پایه سپاه پاسداران" رضی موسوی" را هدف قرار داد و حال که رژیم ایران توانایی مقابله مستقیم با دولت اسرائیل را ندارد در اقدامی انتقام جویانه این زندانیان کُرد را اعدام کردە است" رژیم ایران همـوارە بە بهانەهای واهی منتقدان و مخالفان سیاسی را رابط کشورهای متخاصم معرفی می کند, بازداشت می کند, حـکم می دهد و در موقع مقتضی, حکم را بە اجرا در می آورد."
زندانیان اعدام شدە در زندان مـرکزی ارومیە
در سویی دیـگر یک شهروند کُرد اهل ارومیە بە هویـت منصور سلامت بعد از بازداشت و اعمال فشار روانی و زیر شکنجە در یکی از بازداشتگاههای امنیتی ارومیـە جانش را از دست داد.
طبق آمارهای منتشر شدە دست کم طی سال ۲۰۲۳ میلادی ٨ زندانی کُرد زیر شکنجەهای جسمی و روانی جانشان را از دست دادەاند.
منصور سلامت بە اتهام آنچە نگهداری سلاح شکاری عنوان شدە است از سوی مأموران امنیتی دستگیر می شود کە در زیر فشار روانی و شکنجە دچار حملـە قلبی شدە و جان خود را از دست می دهد.
"برخورد غیر انسانی با بازداشت شدگان در ایران و زیر فشار روحی و جسمی قرار دادن از عواملی است کە دستگیر شدگان بە اتهاماتی کە بە آنان نسبت می دهند در زیر شکنجە اقرار می کنند این عمل غیر مسئولانە و متحجرانە در نظامی اجـرا می شود کە با ایجاد فضای وحشت می خواهد بازداشت و دستگیری را توجیە کند و حکم بدهد و اجرا کند."
منصور سلامت زندانی کشتە شدە زیر شکنجە
امـروز سەشنبە ۲٨ آذر, حمیـد نوری بە اتهام دست داشتن و مشارکت در اعدام دستەجمعی زندانیان سیاسی دهە ٦۰ از سوی دادگاه تجدید نظر سـوئد به حبس ابد محکوم شد.
حمید نوری در آبانماه سال ۱۳۹٨ با حکـم دادگاهی در سوئد بازداشت شده بود. حمید نوری که با نام مستعار حمید عباسی در قوه قضائیه جمهوری اسلامی در مقام دادیار مشغول بوده است در مورخه ۲۳ تیر ماه پارسال پس از برگزاری ۹۳ جلسه رسیدگی در دادگاه ناحیه استکهلم به اتهام مشارکت در کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ به حبس ابد و همچنین پرداخت غرامت به بازماندگان اعدام شدگان محکوم شد که این حکم با مخالفت مقامات جمهوری اسلامی روبرو شد و با اعتراض به این حکـم از مقامات قضائی سوئد درخواست تجدید نظر کردند که امـروز از سوی دادگاه تجدید نظر این حـکم قطعی شد.
حـکم حبس ابد حمید نوری با استقبال آزادیخواهان و بازماندگان اعدام شدگان همراه شد و صدور ایـن حکم, موجی از شادی و خوشحالی را در میان خانوادەهای جانباختگان با خود بە همـراە داشت و برای باری دیـگر جمهوری اسلامی همچون حاکمیتی کە ناقض حقوق بشر است شناختە شد و پیـروزی و موفقیت آزدایخواهان را رقم زد.
شکست قضائی جمهوری اسلامی در مقابل عدالت و عدالت خواهی دوبارە لکـەایی ننگ بر سیما و رخسار حکومت و ناقضان حقوق بشر جمهوری اسلامی نشاند کە از زمان بە قدرت رسیدنشان تا بە امـروز هموارە با کشتار و اعدامهای دستە جمعی مخالفانش, درصدد سرکوب آنها بر آمدە است اما هیـچگاە نمی تواند و نخواهد توانست, مانع از عدالت خواهی مردمانی کە بە دنبال دادخواهی و احقاق حق خود هستند, شود...
والدین ژینا امینی" امجد امینی, مژگان افتخاری و اشکان امینی" کە برای مراسم اهدای جایزه ساخاروف که از سوی پارلمان اتحادیه اروپا به ژینا امینی و جنبش زن زندگی آزادی تعلق گرفته بود عازم فرانسه بودند که در فرودگاه خمینی مانع از خروج آنان از گیت خروجی می شوند, پاسپورت آنان را ضبط می کنند و به آنها گفته می شود که ممنوع الخروج شدەاند . بە همراە خانوادە ژینا, وکیل خانوادە امینی آقای صالح نیکبخت نیز حضور داشتە است کە مانع خروج وی نمی شوند و ایشان برای مراسم و اهدای جایزە ساخاروف عازم فرانسە شدە است.
مراسم اهـدای این جایزە روز ۱۲ دسامبر در محل اتحادیە اروپا در شهر استراسبورگ فرانسە برگزار می شود.
ژینا امینی و جنبش زن زندگی آزادی در مورخە ۲۷ مهرماە از سوی اتحادیە اروپا موفق بە دریافت جایزه حقوق بشری این اتحادیە شدند. این اتحادیە با اهدای این جایزە ویژە بە جنبش سراسری مردم ایران در سال ۱٤۰۱ بە این اعتراضات ومطالبات معترضان رسمیت بخشیدە است. استارت این اعتراضات بعد از کشتە شدن ژینا امینی دختر سقـزی در تهران کە از سوی مأموران گشت ارشاد جمهوری اسلامی انجام گرفت, شکل گرفت و با دامنە گرفتن اعتراضات بە سراسر ایران و سر دادن شعار زن زندگی آزادی این اعتـراضات بە این نام شناختە شد.
در طی این اعتراضات سراسری صدها تن جان باختند و حضور مستمر مردم در خیابانها در جای جای ایران بازتاب جهانی داشت و مجامع و سازمانهای حقوق بشری با برحق دانستن مطالبات مردم هـموارە از آن دفاع کردەاند و بە اعتراضات برحق مردم ایران, مشروعیت بخشیدەاند کە اهدای جایزە حقوق بشری ساخاروف بە ژینا و جنبش زن زندگی آزادی بازتاب ویژەایی در مجامع جهانی حقوق بشری داشتە است.
جمهوری اسلامی کە در داخل ایران با سرکوب و خشونت با مخالفان و منتقدانش برخورد می کند نتوانستە است و این اختیار را ندارد کە مانع از اهدای جوایز بین المللی بە منتقدان و مدافعان حقوق بشری مخالفش بشود حال با ممنوع الخروج کردن خانوادە امینی می خواهد از بازتاب ویژە اهدای جایزە ساخاروف بە خانوادە ژینا جلوگیری کند اما چە بخواهد چە نخواهد اهـدای این جایزە ویژە در نبود خانوادە ژینا هم بازتاب خواهد داشت و این سیما و رخسار ضد انسانی و ضد حقوق بشری حاکمیت جمهوری اسلامی است کە همچون همیشە در مجامع حقوق بشری رخ نمایی می کند کە مانع حضور خانوادە جانباختە ژینا در مراسم اهدای جایزە ساخاروف در محل اتحادیە اروپا در استراسبورگ فرانسە شدە است.
شانزدە آذر ماە در سالنامە ایران بە روز دانشجو نام گرفتە است. این روز بە یاد سە دانشـجو" مصطفی بزرگ نیا,احمـد قندچی و مهدی شریعت رضوی" کە بە هنگام اعتراض بە دیدار ریچارد نیکسون معاون رئیس جمهور وقت ایالات متحدە آمریکا و همچنین از سرگیری روابط ایران با بریتانیا در مورخە ۱٦ آذر ماە ۱۳۳۲ در محوطە دانشگاە تهران کشتە شدند گرامی داشتە می شود.
خیزش دانشجویی در ایران و پیوستن دانشجویان بە اعتراضات مردمی در مقابل سیاستهای استبدادی هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی هموارە همچون نیروی محرک و کارای جامعە ایران دارای اهمیت و اعتبار خاص خود بودە است و توانستە است کە کارایی و حضورش را بە نحو احسن نشان دهد و تأثیر گذاری حضور دانشـجویان در همراهی با مردم عدالتخواە و آزادیخـواە نقشی مٶثر بودە است.
قشر دانشجو کە از لایە فرهیختە و روشنفکر جامعە برآمـدە است در میان سایر اقشار جامعە دارای ویژگیهایی است کە آن را از دیگر اقشار جامعە متمایز کردە است و همین وجە تمایز باعث شدە است کە حضور دانشجویان در مسائل مختلف جامعە بە نسبت سایرین بازتاب خاصی داشتە باشد.
اگرچە در تقویم رسمی جمهوری اسلامی شانزدە آذر بنابر آنچە توضیح دادە شد, روز دانشجو نام گرفتە شدە است و در اکثر دانشگاهها و مجامع دانشگاهی مراسماتی برای گرامیداشت این روز برگزار می کنند اما بە خصوص در دو دهـە اخیر با دستچین کردن دانشجویان ولائی و بسیجی در این مراسمات, خبری از دانشجویانی کە همراە حاکمیت و سیاستهای جمهوری اسلامی نیستند نیست و حتی با دانشجویانی کە پیرو حاکمیت نیستند هموارە برخورد کردەاند و تحت عنوان دانشجویان ستارە دار از دانشگاە اخراج و در مقاطعی زندان و حبس نیز بە سراغشان آمدە است.
در طول حاکمیت جمهوری اسلامی و در دورەهایی کە مردم بە ستوە آمدە بە سیاستهای حکومت دست بە اعتراضات سراسری زدەاند, دانشجویان زیادی بە صف مردم معترض پیوستەاند و بە حاکمیت پشت کردەاند و در راە احقاق حقوق پایمال شدە مردم و برای برقراری آزادی و دموکراسی بودەاند دانشجویانی کە از سوی سرکوبگران حاکمیت با شلیـک مستقیم گلولە جانشان را از دست دادەاند و بە حبس های طولانی مدت محکوم شدەاند و در حال حاظر زندانهای جمهوری اسلامی شاهد حضور عدەی زیادی دانشـجو است کە در صف مردم دادخواە ایستادەاند و بە حاکمیت و سیاستهای استبدادی رژیم ایران پشت کردەاند. در جریان خیزش سراسری ۱٤۰۱ در آبانماە ۱۳۹٨ و در جریان کوی دانشگاە در مورخە هجدە تیر ماە ۱۳۷٨ کە همچون بزرگترین چالش جنبش دانشجویی در ایران پس از انقلاب سال ۱۳٥۷ یاد می شود و در بسیاری از مواقعی دیگر, تعداد زیادی دانشـجو کشتە و مجروح شدەاند.
حال تا هر حدی کە حاکمیت و دستگاە رسانەایی جمهوری اسلامی در تلویزیون و جراید انحصاریش از دانشجو و روز دانشجو بگوید و سخنرانی رئیس جمهور و رٶسای دانشگاههای ایران را بازتاب دهد چون آن عدە از دانشـجویان کە گوش بە سخنان رئیس جمهوری و رٶسای دانشگاهها می دهند در صف مردم نیستند و با حاکمیت و سیاستهای ضد روشنفکری و ضد آزادیخواهانە حاکمیون هستند در این مراسمات حضور دارند, هیچ اعتباری ندارد.
نام دانشـجو با جنبشهای مردمی در ایران گـرە خوردە است و جمهوری اسلامی هموارە از جنبشهای دانشـجویی و همراە شدن دانشجویان با مردم آزادیـخواە کە مخالف حکومت هستند در اعتراضات سراسری این چند سالە هراس داشتە است و محیط دانشگاهها در ایران همـوارە فضایی امنیتی و پلیسی بودە است.
جدا سازی دانشجویان ولائی و بسیجی با سایر دانشجویان کە مخالف سانسور و سرکوب از سوی مسئولان دانشگاهها هستند از سیاستهای نخ نما شدەایی است کە همـوارە اعمال می شود. رسانەهای جمهوری اسلامی کە تحت امر حاکمیون ادارە می شود در حالی بە استقبال روز دانشـجو رفتەاند و از دانشجو می گویند و می نویسند کە هیـچگاە صدای حق طلبانە و واقعی دانشـجویان واقعی این مرز و بوم نبودەاند و همـوارە آن را سانسور کردەاند و دانشجویانی را کە دنبال آزادی و استقرار دموکراسی در ایران بودەاند, عامل دشمن خارجی و فریب خوردە معرفی کردەاند!.
دفتر جامعه جهانی بهائیان مستقر در ژنو سوئیس روز دوشنبه ۱۳ آذر ماه ۱۴۰۲ در بیانەایی بە دستگیری ٤۰ تن از پیروان آئین بهائیت اشارە کرد و اعلام کرد کە دو سوم افـراد بازداشت شدە زن هستند. همچنین دفتر جامعە بهائیان اعلام کرد کە در طول دو ماە گذشتە خانە نزدیک بە یکصد خانوادە بهائی در شهرهای مختلف ایران از سوی مأموران امنیتی و اطلاعاتی بازرسی و تفتیش شدە است.
دفتر جامعە بهائیان در بخش دیگـری از بیانیە منتشر شدە اعلام کردە است کە جمهوری اسلامی برای آزار و اذیت بهائیان تاکتیک های جدید و وحشیانەایی را اعمال می کند. و طبق اشارە این دفتر, ۱۲۰۰ نفر از بهائیان دیـگر در انتظار اجـرای حکم زندان خود هستند.
همچنین در بیانیە روز دوشنبە جامعە جهانی بهائی آمدە است کە احکام امنیتی و قضائی علیە پیروان آئین بهائیت بە نسبت قبل سنگین تر شدە است کە در این بین در هفتەهای اخیـر دەها بهائی مجموعأ بە صدها سال زندان محکـوم شدەاند!.
در بخش دیگری از بیانیە جامعە بهائیان آمدە است کە مبالغ هنگفتی جهت وثیقە برای بهائیان آزاد شدە از بازداشت موقت گرفتەاند کە در یک مورد یک زن جوان بیست سالە در شیراز مجبور بە پرداخت وثیڤە ۲۰۰ هزار دلاری شدە است!.
"جمهوری اسلامی فشار و دستگیری بر اقلیت های عقیدتی و مذهبی را همواره اعمال کرده است و این تبعیضات بر بهائیان به نسبت سایر اقلیتهای مذهبی دیگر چشمگیرتر است. مقامات جمهوری اسلامی آئین بهائیت را فرقه ذاله می دانند که از ابتدای به قدرت رسیدن مذهبیون در ایران با سرکوب, دستگیری و حتی اعدام پیروان آئین بهائیت با آنان مقابلە کردەاند کە این فشارها باعث کوچ اجباری عدە زیادی از بهائیان بە خارج از ایران شدە است اما ایـن عدە از بهائیان نیز کە کماکان در داخـل ایران ماندەاند هموارە با تبعیض حاکمیون و دولتمداران روبرو شدەاند. محرومیت از تحصیل و اشتغال در مٶسسات دولتی هموارە بر پیروان بهائیت اعمال شدە است. این دشمنی و تبعیضات دامنـەدار بە نسبت پیروان آئین بهائیت تا جایی پیش رفتە است کە حتی بە قبرهای بهائیان نیز رحـم نمی کنند و با تخریب قبور مردگان بهائیان بە آنان بی احترامی می کنند و بدون در نظـر گرفتن حقوق بهائیان همـوارە حقوقشان از سوی مسئولان و مقامات و سرکوبگران حکومتی پایمال می شود."
زینب جلالیان, زندانی سیاسی کورد اهل ماکـو در سال ۱۳٨۶ به اتهام محاربـه در سال ۱۳٨٨ به اعدام محکـوم شد. دلیل دستگیری زینب جلالیان عضویت در یکی از احزاب کردستانی مخالف حکومت ایران بودە است.
محکومیت زینب جلالیان در سال ۱۳۹۰ به حبس ابد تغییر می یابد.
زینب جلالیان که از سال ۱۳٨۶ در زندان به سر می برد سنگین ترین حکـم محکومیت یعنی حبس ابـد را در میان زندانیان سیاسی زن در ایران را دارد.
زینب جلالیان تاکنون حتی یک روز به مرخصی نرفته است
عفو بین الملل در خرداد ماه سال ۱۳۹۲ در بیانەایی در مورد زینب جلالیان نسبت بە سلامتی بینایی او هشدار داد کە ممکن است در اثر عارضە بیماری چشمی, زینب جلالیان بینایی چشمانش را از دست بدهد عارضەایی کە بە گفتە خانوادە زینب در اثر شکنجە او در زندان برای او رخ دادە است.
عفو بین الملل در فراخوانی دیگر کە در مورخە ۳ شهریور ۱۳۹٦ منتشر کرد اعلام نمود کە زینب جلالیان بە شدت بیمار است و نیاز مبـرم بە مراقبت پزشک متخصص در بیرون از زندان را دارد اما مقامات زندان بدون در نظر گرفتن خطر سلامتی وی با سرسختی مانع انتقال زینب بە بیمارستان بیرون از زندان شدند.
تاکنون, زینب جلالیان بە زندانهای مختلفی منتقل شدە است. زندان خوی, زندان اوین, زندان قرچک, زندان, کرمان, زندان دیزل آباد کرمانشاە و در حال حاظر نیز در زندان یـزد بە سر می برد!
زینب جلالیان در طول مدت زندانی بودنش همانگونە کە اشارە شد با بیماریهای زیادی دست و پنجە نرم کردە است. یکی از بیماریهایی کە زینب جلالیان در زندان بە آن دچار شد کرونا بود کە در زندان قرچک مبتلا بە کرونا گردید و بە دلیل رد درخواستش برای انتقال بە زندان اوین یا زندان خوی دست بە اعتصاب غذا زد و سازمان عفو بین الملل برای بار دیـگر نسبت بە ارائـە خدمات درمانی فوری برای مداوای زینب بینایەایی در مورخە ۲۰ تیر ماە سال ۱۳۹۹ منتشر کرد و از مسـئولان زندان قرچک خواستند کە برای مداوای زینب جلالیان و دو زندانی سیاسی دیگر کە بە کرونا مبتلا شدە بودند اقدامی فوری در جهت مداوا و درمان آنان در بیرون از زندان انجام دهند.
با توجە بە هشدار سازمانهای حقوق بشری و عفو بین الملل در مورد شرایط و وضعیت جسمانی زینب جلالیان و درخواست برای تقلیل حکـم او و یا فرستادن بە مرخصی بە بیرون از زندان اما مسئولان زندان و مقامات قضایی جمهوری اسلامی تاکنون بە این هشدار و درخواستها جواب مثبتی ندادەاند و وضعیت زینب جلالیان روز بە روز وخیم می شود.
چند روزی است کە کارزاری اینترنتی برای زندانیان سیاسی بە راە افتادە است. در این کارزار با هشتگ "صدامونو بشنوید" کە هدف از آن معرفی زندانیان سیاسی محبوس در زندانهای جمهوری اسلامی می باشد بە زینب جلالیان پرداختە شدە است.
زینب جلالیان همچون اولین زندانی زن سیاسی محبوس در زندانهای جمهوری اسلامی کە بە حبس ابد محکـوم شدە است در شانزدهمین سال حبسش از بیماری های زیادی رنج می برد از جملە بیماری دهان و دندان بیماری کلیـوی و گوارشی اما حتی یک روز بە مرخصی اعـزام نشدە است و در حال حاظر, نیز بە زندان یـزد تبعید شدە است.
زینب جلالیان زندانی محکوم بە حبس ابد